<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>روان شناسی برای همه</title>
<link>http://azarhekmatnia.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 15 Dec 2009 08:45:27 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>اختلال ...؟</title>
<link>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-723.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#5a5a5a&gt;در یك لحظه ناگهان احساس كردم تمام دنیا روی سرم خراب شده و عرق سردی روی پیشانی &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#5a5a5a&gt;ام نشسته است. در حالی كه از سرزنش های مكرر اطرافیانم به ستوه آمده بودم خود را بر روی تخت بیمارستان می دیدم. نمی توانستم حرف بزنم ولی صدای آنها را می شنیدم. حس می كردم نیمی از بدنم فلج شده و حتی قادر به راه رفتن هم نیستم. همه دوروبرم را احاطه كرده اند و می شنوم كه می گویند انگار به كما رفته . همسرم را می دیدم كه با نگرانی مدام به این طرف و آن طرف می رود و كسانی كه همیشه مرا مورد آزار قرار می دادند حالا بیش از اندازه دلواپس شده اند. همین احساس خوبی به من می داد. در میان این فضای تشویش زده ناگهان صدای پزشكی را شنیدم كه می گفت: نگران نباشید. هیچ اتفاقی نیفتاده، او كاملاً سالم است. &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;اختلالات ... که برای سهولت بیان در منابع قدیمی‌تر علمی، با اصطلاح کلی ... خوانده می‌شوند، دلالت بر طیف گسترده‌ای از انواع بیماری‌های جسمی و روانی دارد که در ارتباط با مفهوم تلقین هستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منفعت طلبی، جلب توجه اطرافیان، نیازمندی عمیق به مهر و محبت، حذف خاطرات بد و مقابله با تجربه‌های نامطلوب و تلخ زندگی و مسائل بسیار دیگری از این قبیل سبب می‌شوند شخص به صورت ناخودآگاه (یعنی بدون آن که خودش متوجه باشد) علائم بیماری‌های مختلف جسمی و روانی را تقلید کند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به عنوان مثال شخصی که در یک محیط بسیار پرسر و صدا و شلوغ، کار یا زندگی می‌کند ممکن است به طور ناگهانی دچار ناشنوایی کامل ـ کری عصبی ـ گردد، حال آن که دستگاه شنوایی او کاملاً طبیعی و سالم است و هیچ اشکالی در آن دیده نمی‌شود؛&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; یا کودکی را در نظر بگیرید که از ورود به مدرسه، متنفر است،اما هنگامی که مجبور به رفتن مدرسه می‌شود، هر صبح قبل از حرکت، دچار دردهای شدیدی می‌شود که با معاینات پزشکی، مشکلی دیده نمی‌شود. یا زن جوانی که دوست ندارد همسرش او را در خانه تنها بگذارد، به همین دلیل به طور ناخودآگاه، دچار حملات شدید تهوع واستفراغ و … می‌گردد.&lt;BR&gt;البته لازم به توجه است که حالات ...معمولاً در افرادی به وقوع می‌پیوندد که دارای شخصیت‌های خاص و به شدت تلقین پذیر هستند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ضمناً باید توجه داشت که مفهوم “...” با مفهوم تمارض ـ تظاهر به بیماری کردن ـ به کلی متفاوت است، چرا ‌که شخص ... واقعاً و بدون آن که خود بخواهد، علائم بیماری‌ها را تقلید می‌کند، اما شخص تمارض کننده، خود به خوبی می‌داند که بیمار نیست، اما به دلایلی تظاهر به بیماری می‌کند.&lt;BR&gt;مبتلایان به اختلالات ...، ممکن است علائم هر بیماری جسمی دیگر و روانی را تقلید نمایند، مثلاً دچار فلج شوند، به حملات صرع مبتلا گردند، کور شوند، هویت خود را فراموش کنند و علائم بیماری‌های روانی مختلف را نشان دهند و لازم به توضیح است که این اختلال به شکل کم و بیش طبیعی، در افراد کاملا سالم نیز ممکن است به چشم بخورد؛ به عنوان مثال یکی از شایع‌ترین جلوه‌های آن در میان برخی از دانشجویان پزشکی دیده می‌شود که ضمن ورود به هر بخش آموزشی جدید در بیمارستان، علائم بیماران آن بخش را در خود می‌یابند!&lt;BR&gt;مثلاً در ورود به بخش قلب، احساس می‌کنند که صدای قلبشان غیر طبیعی است، یا در ورود به بخش روماتولوژی ـ بیماری‌های مفصلی‌ ـ احساس درد شدیدی در زانو و سایر مفاصل خود می‌کنند و یا در ورود به بخش روانپزشکی، گمان می‌کنند که دچار یک بیماری شدید روانی، مثلاً اسکیزوفرنی ـ جنون جوانی ـ هستند!&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته همانطور که گفته شد ارتباط ظریف حالات ... با پدیده نیرومند تلقین، توجیه کننده قضیه در تمام موارد است.&lt;BR&gt;صرف نظر از مشکلات مختلفی که اشخاص مبتلا  برای خود و اطرافیانشان ایجاد می‌کنند، پیوسته هزینه‌های کلان و سرسام آوری از بودجه خانواده‌ها، بیمارستان‌ها و مراکز بهداشتی صرف آزمایشات تشخیصی و درمان بیهوده و بی‌نتیجه بیماری‌های ساختگی افراد...می‌گردد، لذا چنانچه روش‌های موثری، برای پرهیز از این قبیل اختلالات و پیشگیری از آنها پیدا شود، نتایج بسیار مطلوبی حاصل خواهد شد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زیر بنای بروز اختلالات ... این است که مبتلایان به این اختلال، نیاز مفرطی به جلب توجه اطرافیان دارند و حتی می‌خواهند مرکز همه توجهات قرار بگیرند.&lt;BR&gt;این افراد نیاز مبرمی به محبت و تایید اطرافیان در خود احساس می‌کنند که البته ارضای این نیاز برای اطرافیان بسیار دشوار است و احیاناً هم اگر این توجه و محبت به وسیله کسی به آن‌ها داده شود، آن وقت شروع به امتحان آن فرد می‌کنند، تا حدی که اغلب منجر به بازگرفتن محبت ـ توسط شخص محبت کننده ـ می شوند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منابع:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://rezaashtiani.mihanblog.com&quot;&gt;http://rezaashtiani.mihanblog.com&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و پزشکان بدن مرز&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Dec 2009 08:45:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azarhekmatnia&amp;postid=723</comments>
<dc:creator>azarhekmatnia</dc:creator>
<guid>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-723.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معیارهای تشخیصی در روان شناسی بالینی و روانپزشکی (دان لود)</title>
<link>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-724.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://uploading.com/files/get/BQXS301C/&quot;&gt;http://uploading.com/files/get/BQXS301C/&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Dec 2009 07:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azarhekmatnia&amp;postid=724</comments>
<dc:creator>azarhekmatnia</dc:creator>
<guid>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-724.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بخش جدید</title>
<link>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-722.aspx</link>
<description>سلام دوستان 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تصمیم گرفتم یک بخش جدید به وب لاگم اضافه کنم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من نشانه های اختلال های روانی رو در وب لاگم می گذارم شما بگین این اختلال چیه ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر شما هم چیز خاصی مدنظرتون بود بگید . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از آسون ها شروع میکنیم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اختلال...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گاهی شاد و شنگول و گاهی بدخلق و عصبی.گاهی خندان و با روی گشاده جواب خانواده را می‌دهد و گاهی با عصبانیت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بسياري از عقايد  غيرمنطقي هستند و حرف‌هاي اغراق‌آميز  ممكن است حتي بهترين دوست‌هايشان را هم با انها غريبه كند. بعد از اين مرحله، انرژي  پايين مي‌آيد وقتي اين اتفاق مي‌افتد  به افسردگي شديد مي‌رسند. ۱۰ تا ۱۵ درصد از افرادي كه اختلال... دارند اين حالات خود را با خودكشي پايان مي‌دهند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هرچه اين اختلال زودتر شروع شود، دوره‌ اين بيماري شديدتر خواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هزينه اين اختلال براى بيماران و خانواده هاى، آنان و جامعه قابل ملاحظه است. شيوع اين بيمارى در زنان و مردان برابر است. ميانگين سنى شروع اين اختلال 30 سالگى مى باشد اما از سن 5 يا 6 سالگى تا 50 سالگى گسترده است. از لحاظ وضعيت تاهل نيز اين بيمارى ممکن است در افراد طلاق گرفته يا مجرد بيش از افراد متاهل ديده شود. ميزان طلاق نيز در اين گروه افراد بالا مى باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عوامل زيست شناختى، عوامل ژنتيک و عوامل روانى. اجتماعى و يا ترکيبى از آنها را مى توان علت اين بيمارى تلقى کرد. عوامل زيست شناسى مهم شامل انتقال دهنده هاى عصبى و بى نظمى هاى عصبى - غددى باشند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فکر کنم برای اول کار کافی باشه . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Dec 2009 09:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azarhekmatnia&amp;postid=722</comments>
<dc:creator>azarhekmatnia</dc:creator>
<guid>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-722.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مواظب رویاهایتان باشید که آنها را ندزدند</title>
<link>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-721.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; مواظب رویاهایتان باشید که آنها را ندزدند&lt;BR&gt;دوستی به نام مونتی رابرتز دارم که صاحب یک مرتع پرورش اسب در سان سیدرو است . بار آخری که آنجا بودم پس از معرفی کردن من به مهمانان گفت :&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;بگذارید بهتان بگویم چرا به جک اجازه می دهم از خانه ام استفاده کند . داستانش به مرد جوانی برمی گردد : او پسر یک مربی اسب بود که از اصطبلی به &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;اصطبلی دیگر و از مزرعه ای به مزرعه ای دیگر می رفت و اسب پرورش می داد . به همین خاطر تحصیلات دبیرستانی پسر مدام با وقفه مواجه می شد . یک &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;روز در مدرسه از پسر خواستند در مورد این که دوست دارد در آینده چه کاره شود بنویسد . آن شب او اهداف زندگی اش و این که می خواهد صاحب یک &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;مرتع پرورش اسب شود را در هقت صفحه شرح داد . او رویاهایش را با جزئیات بسیار دقیقی توضیح داد و حتی نقشه ای از یک مرتع 50 هکتاری کشید و &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;جای تمام ساختمان ها و اصطبل ها و زمین های تمرین را روی آن مشخص کرد . سپس نقشه دقیقی از یک خانه 1000 متری کشید که در همان مرتع واقع می &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;شد . او با جان و دل روی این پروژه کار کرد و روز بعد آن را به معلمش داد . دو روز بعد وقتی برگه هایش را تحویل گرفت روی صفحه اول نوشته شده بود : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;بسیار بد . بعد از کلاس بیا با هم صحبت کنیم پسر رویایی داستان ما پس از کلاس معلم رفت و از او پرسید : برای چه روی برگه ام نوشته بودید بسیار بد ؟&lt;BR&gt;معلم گفت : چون رویایی دست نیافتنی از پسرکی جوان بود . تو پولی نداری . از خانواده ای سرگردان و بی خانمان هستی و هیچ پشت و پناهی هم نداری . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;تملک مرتع پرورش اسب پول زیادی می خواهد . باید پول زیادی بابت خرید زمین پرداخت کنی و برای خرید اسب های اصیل که بتوانی از زاد و ولد آنها &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;اسب پرورش دهی هم به پول نیاز داری ضمن اینکه برای بنای اصطبل و ساختمان ها هم مبالغ هنگفتی باید پول هزینه کنی همانطور که می بینی هرگز نخواهی &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;توانست چنین کاری بکنی . و بعد اضافه کرد : فرصت دیگری به تو می دهم اگردر مورد هدف دست یافتنی تری بنویسی نمره ات را تغییر می دهم . پسر به &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;خانه برگشت و در مورد صحبت های معلمش فکر کرد . در نهایت سراغ پدرش رفت و از او پرسید بهتر است چه کار کند ؟&lt;BR&gt;پدرش گفت : ببین پسرم ، تو باید خودت در این مورد تصمیم بگیری . هر چند که فکر می کنم این تصمیم گیری برای آینده ات بسیار مهم باشد سرانجام پس از یک هقته فکر کردن پسر همان اوراق را به معلم بازگرداند و هیچ تغییری در آنها ایجاد نکرد فقط روی یک برگه نوشت : شما می توانید نمره &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;بدی را برایم منظر کنید ولی من ترجیح می دهم رویایم را حفظ کنم . و آن را به همراه ورقه ها به معلمش تحویل داد . سپس مونتی ، رو به حضار کرد وگفت : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;این داستان را برایتان تعریف کردم چون شما هم اکنون در خانه 1000 متری من وسط یک مرتع 50 هکتاری قرار دارید . من هنوز اوراق مدرسه ام را حفظ &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;کردم می توانید قاب شده آنها را روی شومینه ببینید . سپس ادامه داد : بهترین قسمت داستان تابستان سال پیش اتفاق افتاد که همان معلم 30 دانش آموز را برای &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;یک اردوی یک هفته ای به مرتعم آورد . وقتی داشتند می رفتند رو به من کرد و گفت : راستش مونتی ، الان می فهمم زمانی که معلمتان بودم بعضی وقت ها &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;رویاهای شاگردانم را می دزدیدم ولی خوشبختانه تو آنقدر سرسخت بودی که تسلیم نشوی اکنون از شما می خواهم که این داستان را خواندید : هرگز رویایتان را ارزان به کسی نفروشید حتی به افکار پریشان خودتان.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;برگرفته از وبلاگ موفقیت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Nov 2009 14:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azarhekmatnia&amp;postid=721</comments>
<dc:creator>azarhekmatnia</dc:creator>
<guid>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-721.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کودکان بیش فعال</title>
<link>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-720.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علل پیدایش اختلالات روانی متنوع است. عوامل ارثی، فرهنگی، اجتماعی، ضایعات مغزی، محرومیت‌های عاطفی و استرس ها هریک به تنهایی با یکدیگر ارتباط داشته و می توانند موجب بروز رفتارهای غیرعادی شوند، البته بیشترین اختلالات به آسانی قابل شناسایی‌اند. کودک نمی‌تواند از احساسات خود مانند ترس و اضطراب، احساس محرومیت و شکست صحبت کند، ولی می‌تواند آنها را به زبان علائم جسمانی مانند بی‌اشتهایی، دل‌درد، سردرد و اختلالات رفتاری مانند بی‌قراری، امتناع از رفتن به مدرسه و بهانه‌گیری بیان کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنابراین هر رفتار غیرعادی کودک یا علائم جسمانی را بویژه اگر علت عضوی نداشته باشدباید به عنوان واکنش نسبت به شرایط پیرامون او در نظر گرفت، اغلب فرزندان خود را به خاطر خطاهای او محکوم می کنیم یاآنها را تنبیه می کنیم و فراموش می کنیم که به جای آن باید خطاها و ندانم‌کاری‌های خود را علت بروز مشکلات آنها بدانیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl width=10 nowrap&gt;بیش فعالی ADHD اختلالی است که در آن پرتحرکی، بی‌توجهی و رفتارهای ناگهانی بیشتر و شدیدتر از کودکان دیگر وجود دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl width=10 nowrap&gt;۳ تا ۵ درصد کودکان به این اختلال مبتلا هستند و در پسرها این مشکل شایع‌تر است. امکان دارد در برخی، بیشتر علائم پرتحرکی و رفتارهای ناگهانی و در گروهی دیگر علائم بی‌توجهی بیشتر دیده شود. باید گفت علائم این بیماری قبل از ۷ سالگی شروع می‌شود. کودکان ADHD در تمرکز کردن مشکل بزرگی دارند. این گونه کودکان به نظر می‌رسد که بی‌توجه‌اند و مشکلات ویژه‌ای در کنترل فعالیت‌هایشان در موقعیت‌هایی که از آنها خواسته می‌شود، دارند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl width=10 nowrap&gt;آنها به طور دائم حرکت می‌کنند. بی‌نظم، بی‌علاقه و غیرقابل پیش‌بینی هستند. آنها خیلی سریع کفش‌ها و لباس‌هایشان را فرسوده می‌کنند. بسیار زود اطرافیان خود را خسته می‌کنند. از برجسته‌‌ترین ویژگی‌های این اختلال بی‌قراری افراطی و توجه بسیار ضعیف است. براساس درجه‌بندی والدین- معلمین یک چهارم تا یک دوم از کودکان و نوجوانان بی‌قرارند، اما هدفمند عمل می‌کنند،این در حالی است که فعالیت کودکان ADHD فاقد نظم و هدف است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl width=10 nowrap&gt;این کودکان غالباً به علت پیشرفت تحصیلی اندک و مشکلات اجتماعی اعتماد به نفس پائین‌تری دارند و از حفظ توجه روی تکالیف یا فعالیت مربوط به بازی‌ها ناتوانند. آنها اغلب نمی‌توانند حتی به یاد آورندکه باید چه کار بکنند.این کودکان از نظر سازگاری اجتماعی نیز مشکل دارند، به طوری که از بازی‌های متناسب با سن خود امتناع می‌ورزند. در بازی‌های گروهی اخلال ایجاد کرده و موجب نزاع می‌شوند. اگرچه کودکان به طور عادی تا اندازه‌ای بی‌قرارند، ولی چنانچه بی‌قراری شدید و دائمی بوده و در رفتار کودک هماهنگی وجود نداشته باشد در این صورت بی‌قراری باید مورد توجه قرار گیرد. شروع بیماری در پسران ۴ برابر بیشتر از دختران است. غالب روانپزشکان عقیده دارند اگرچه شروع بیماری قبل از ۳سالگی است، ولی تشخیص بیماری در ۷ سالگی که کودک به مدرسه می‌رود و احتیاج به آرامش و دقت و تمرکز حواس دارد، انجام می‌گیرد. بیشتر این کودکان از قوای درک و هوش طبیعی حتی بالاتر برخوردارند و خرابکاری‌های خود را به طور غیرمترقبه و ناگهانی انجام می‌دهند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl width=10 nowrap&gt;ADHD اغلب به دو علت در سال های اولیه مدرسه بیشتر تشخیص داده می‌شود. اول این که تشخیص قبل از ۴و۵ سالگی به خاطر این که در این دوره رشدی رفتارهای کودکان عادی شبیه به ملاک‌های موجود در ADHD است، این کودکان با ورود به مدرسه بیشتر مسئله‌دار می‌شوند، چون کودکان پرتحرک برای نشستن سر کلاس مشکل دارند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl width=10 nowrap&gt;آنها با توجه به شدت اختلال معمولاً یک یا دو زنگ اول را تحمل می‌کنند و بیشتر در ساعات نزدیک ظهر بی‌قرار و پرتحرک می‌شوند و به عناوین مختلف سرجایشان می‌لولند یا با همکلاسی‌های خود صحبت می‌کنند و یا درخواست مکرر برای بیرون رفتن از کلاس را دارند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl width=10 nowrap&gt;معلمان معمولاً این کودکان را بازیگوش نامیده و معتقدند که نظم کلاس را به هم می‌زنند. در حالی که این کودکان تحمل یک ساعت یا یک ساعت و نیم سرکلاس نشستن به طور مداوم را ندارند. پس از شناخت مشکل این کودکان باید به آنها اجازه داده شود که هر ۱۵الی ۳۰ دقیقه یکبار به مدت چند دقیقه از کلاس خارج شوند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl width=10 nowrap&gt;از مشکلات دیگر این کودکان در مدارس نداشتن توجه و تمرکز است و به نظر می‌رسد کودک به صحبت‌های معلمش گوش نمی‌دهد. اما یک معلم باتجربه و با شناخت و درک کافی از این اختلال می‌تواند با قرار دادن دانش‌آموز دچار این مشکل در میزهای اول کلاس و نیز با طرف مخاطب قرار دادن گهگاه دانش‌آموز در هنگام درس به آنها کمک نماید. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl width=10 nowrap&gt;از مسائل دیگر اختلالات یادگیری است که شامل موارد اشکال در روخوانی و ناتوانی در یادگیری ریاضیات و اختلال در نوشتن است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl width=10 nowrap&gt;این کودکان معمولاً به علت شلوغی و بر هم زدن نظم کلاس، زیاد از کلاس خارج می‌شوند و اغلب اوقات از سوی اولیای مدرسه سرزنش و تنبیه می‌شوند.معلمین باید اطلاعات کافی از این اختلال داشته باشند و در پایه‌های ابتدایی این گونه کودکان شناسایی شوند و رفتاری منطقی و علمی با آنها شود و معلمین با والدین این کودکان در تعامل باشند و وضعیت آنها را به طور متداوم بررسی کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl width=10 nowrap&gt;والدین چگونه به بچه‌های خود کمک کنند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl width=10 nowrap&gt;۱) ابتدا باید مطمئن باشیم که فرزندمان واقعاً نشانه‌های این اختلال را دارد، به علاوه تشخیص نهایی از سوی متخصص انجام می‌گیرد، گاهی افرادی که بسیار مضطرب و نگران هستند، ممکن است جنب و جوش‌های طبیعی فرزند را علتی بر بیش فعالی بدانند. بنابراین در قدم اول بایستی راجع به تشخیص مطمئن باشیم و به فرزندمان برچسب نادرست نزنیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl width=10 nowrap&gt;۲) هماهنگی والدین در برخورد با کودک بیش فعال خود باید هماهنگ باشد تا کودک فرصتی برای سوءاستفاده نداشته باشد که رفتار نادرست خود را تکرار کند و همچنین والدین از انجام تنبیه‌های بدنی در این گونه کودکان باید خودداری کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl width=10 nowrap&gt;۳) ایجاد قانون برای کودک. برای به هنجار شدن رفتارهای کودک والدین باید قوانین را در منزل برای وی ایجاد کنند و در صورت انحراف از این قوانین او را تنبیه کنند (البته منظور از تنبیه، تنبیه جسمانی یا روحی نیست بلکه تنبیه به صورت ممنوعیت از تماشای برنامه تلویزیون یا انجام بازی مورد علاقه او است) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl width=10 nowrap&gt;۴) صحبت و مشاوره با والدین کودکانی که مشکل کودکان آنها را دارد، این امر موجب می‌شود که والدین از تجربیات یکدیگر استفاده کنند و نحوه برخورد آنها با کودکانشان بهبود یابد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl width=10 nowrap&gt;۵) بعضی رژیم‌هایی غذایی، چاشنی‌ها و مواد رنگی و شیمیایی موردعلاقه کودکان، کاکائو، قهوه، نوشابه یا تنقلات در تشدید این رفتارها کمک می‌کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl width=10 nowrap&gt;۶) والدین باید نحوه زندگی و برخورد با این کودکان طبیعی اما پرهیجان را بیاموزند. البته تا زمانی که کودک بسیار کم سن و سال است این کار بسیار دشوار است، اما با رفتن به مدرسه کودک آرام تر و متمرکزتر می‌شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl width=10 nowrap&gt;چنانچه این بچه‌ها در سنین کودکی معالجه نشوند در دوره نوجوانی احتمال این که رفتارهای ضداجتماعی داشته و افسرده شوند، بسیار است. بنابراین به والدین توصیه می‌شود که حتماً در دوران کودکی برای معالجه این کودکان اقدام کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سودابه حاجری &lt;BR&gt;کارشناس علوم تربیتی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روزنامه ایران (&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 12 Nov 2009 14:50:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azarhekmatnia&amp;postid=720</comments>
<dc:creator>azarhekmatnia</dc:creator>
<guid>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-720.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>-</title>
<link>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-719.aspx</link>
<description>
سلام &lt;p&gt;فريبا جان اي.ميلتونو برام نگذاشته بودين .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;نسيم جان به زودي جوابتونو براتون ايميل مي كنم .&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 23 Sep 2009 19:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azarhekmatnia&amp;postid=719</comments>
<dc:creator>azarhekmatnia</dc:creator>
<guid>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-719.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>منابع ارشد رشته روانشناسي</title>
<link>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-718.aspx</link>
<description>&lt;TABLE cellSpacing=2 cellPadding=2 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt; به درخواست دوستان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منابع ارشد رشته روانشناسي&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=0 cellPadding=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;BR&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P&gt;روانشناسي باليني:&lt;BR&gt;روانشناسي باليني- پرون&lt;BR&gt;روانشناسي باليني- شاملو&lt;BR&gt;راهنماي سنجش رواني 1 و 2- پاشا شريفي&lt;BR&gt;روانشناسي باليني فيرس- ترجمه فيروزبخت&lt;BR&gt;روانشناسي باليني- جوديت تاد، نشر رسا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روانشناسي مرضي:&lt;BR&gt;روانشناسي مرضي تحولي 1 و 2- دكتر دادستان&lt;BR&gt;آسيب‌شناسي رواني 1 و 2- حسين آزاد&lt;BR&gt;آسيب‌شناسي رواني- شاملو&lt;BR&gt;آسيب‌شناسي رواني 1 و 2- ترجمه بهمن نجاريان&lt;BR&gt;آسيب شناسي رواني، نويسنده:سليگمن، مترجم: سيد محمدي&lt;BR&gt;خلاصه روانپزشکي کاپلان،جلدهاي 1و2و3 &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روانشناسي فيزيولوژيك و انگيزش هيجان:&lt;BR&gt;روانشناسي فيزيولوژيك- كارلسون&lt;BR&gt;روانشناسي فيزيولوژيك- خداپناهي&lt;BR&gt;روانشناسي فيزيولوژيك- كالات&lt;BR&gt;روانشناسي انگيزش و هيجان - مارشال ريو&lt;BR&gt;روانشناسي انگيزش و هيجان- خداپناهي&lt;BR&gt;روانشناسي انگيزش و هيجان- براهني&lt;BR&gt;روانشناسي فيزيولوژيك- روحاني&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;روانشناسي کودکان استثنايي:&lt;BR&gt;کودکان استثنايي - ميلاني فر&lt;BR&gt;کودکان استثنايي - سيف نراقي&lt;BR&gt;کودکان استثنايي - کافمن و هالاهان (مجتبي جواديان)&lt;BR&gt;کودکان استثنايي - غلامعلي افروز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روانشناسي عمومي: &lt;BR&gt;زمينه روانشناسي سانتراک؛ انتشارات رسا&lt;BR&gt;زمينه روانشناسي،دکتر پارسا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علم النفس: &lt;BR&gt;علم النفس - حسن احدي و بني جمالي&lt;BR&gt;رشد شخصيت از ديدگاه دانشمندان اسلامي – احمدي&lt;BR&gt;علم النفس از ديدگاه دانشمندان اسلامي- ترجمه دكتر بهشتي انتشارات رشد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زبان تخصصي:&lt;BR&gt;خلاصه فصل‌هاي هيلگارد به زبان اصلي&lt;BR&gt;Reading in psychology انتشارات سمت،کيانوش هاشميان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آمار و روشهاي تحقيق:&lt;BR&gt;احتمالات و آمار كاربردي- علي دلاور &lt;BR&gt;روش‌هاي آماري- پاشا شريفي &lt;BR&gt;روش تحقيق- دكتر علي دلاور &lt;BR&gt;پايه‌هاي پژوهش در علوم رفتاري (شناخت روش علمي)- دكتر حيدر علي هومن&lt;BR&gt;آمار و روش تحقيق: روش تحقيق در علوم رفتاري نويسندگان: دکتر سرمد،حجازي و بازرگان (انتشارات آگاه)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;روانشناسي رشد:&lt;BR&gt;روانشناسي رشد (جواني، ميانسالي، پيري)- جمهري/ احدي &lt;BR&gt;پيشگامان روانشناسي رشد- ويليام سي كرين &lt;BR&gt;مفاهيم در روانشناسي رشد كودك- احدي و بني جمال &lt;BR&gt;روانشناسي رشد- احدي و محسني &lt;BR&gt;رشد و شخصيت كودك- ماسن و همكاران (مهشيد ياسائي) &lt;BR&gt;ژنتيك 1و 2- منصور و دادستان &lt;BR&gt;روانشناسي رشد 1 و 2- لورا برك ترجمه سيد محمدي &lt;BR&gt;روانشناسي رشد- جمعي از مؤلفان&lt;BR&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 16:57:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azarhekmatnia&amp;postid=718</comments>
<dc:creator>azarhekmatnia</dc:creator>
<guid>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-718.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آخرين باري كه تبر خود را تيز كردي كي بود؟ </title>
<link>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-717.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روزي روزگاري يك هيزم شكن خيلي قوي براي كار سراغ يك تاجر الوار رفت تاجر او را استخدام كرد. و دست‌مزد خوبي برايش تعيين كرد و همچنين شرايط كاري بسيار خوب بود. بنابراين هيزم شكن ما تصميم گرفت كارش را به نحو احسن انجام دهد، تا محبت صاحب كار خود را جلب كند. رئيس جديد به او يك تبر داد و محل كارش را نشان داد. روز اول هيزم شكن 18 درخت را قطع كرد. رئيسش به او تبريك گفت و از او خواست به همين روش به كار خود ادامه دهد. تاجر بسيار هيجان زده بود تا ببيند روز بعد هيزم شكن چند درخت قطع مي كند. اما روز بعد او توانست فقط 15 درخت را بيندازد.  روز بعد هيزم شكن تلاش خود را بيشتر كرد. ولي فقط 10 درخت قطع كرد. هر روز با همه تلاشي كه مي كرد تعداد كمتري درخت مي‌توانست قطع كند. هيزم شكن با خود فكر كرد من بايد قدرت خود را از دست داده باشم. بنابراين پيش رئيس خود رفت و از او معذرت خواهي كرد. و گفت نمي دانم چه اتفاقي افتاده است كه هر روز توانايي من در قطع درختان كمتر مي‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تاجر در جواب پاسخ داد: « آخرين باري كه تبر خود را تيز كردي كي بود؟ »&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هيزم شكن پاسخ داد: تيز كردن؟ من وقتي براي تيز كردن تبر نداشتم چون خيلي مشغول ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در اين لحظه هيزم شكن به فكر فرو رفت و در كمال شرمندگي به اشتباه خود پي برد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آيا شما هم تبر زندگي خود را تيز مي‌كنيد؟ آيا اطلاعات خود را به روز مي‌كنيد؟ آيا زماني را براي انديشيدن و بررسي آنچه انجام داده‌ايد مي‌گذاريد؟ آيا  نتايج كارهاي خود را تجزيه و تحليل مي‌كنيد؟ آيا بدنبال راهي موثرتر براي مشكلات فعلي هستيد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Aug 2009 09:52:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azarhekmatnia&amp;postid=717</comments>
<dc:creator>azarhekmatnia</dc:creator>
<guid>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-717.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کم کاری من </title>
<link>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-716.aspx</link>
<description>سلام دوستان خوبم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر چند وقتی هست که کم کار شدم منو ببخشید . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همتونو دوست دارم . در اسرع وقت برمیگردم .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Aug 2009 09:50:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azarhekmatnia&amp;postid=716</comments>
<dc:creator>azarhekmatnia</dc:creator>
<guid>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-716.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مثبت اندیشی به چه معناست ؟ </title>
<link>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-715.aspx</link>
<description>&lt;TABLE class=comment id=remove120894 borderColor=#99ccff name=&quot;test&quot;&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=even_comment id=clear_title120894 style=&quot;BORDER-RIGHT: 0px; BORDER-TOP: 0px; BORDER-LEFT: 0px; BORDER-BOTTOM: 0px; TEXT-ALIGN: right&quot; colSpan=10&gt; &lt;SPAN style=&quot;CURSOR: hand&quot; onclick=&quot;enableActionListItems(new Array(1, 0, 9, 7, 8, 2, 3)); setJavascriptVariables(new Array(&apos;selectedThreadID&apos;, &apos;selectedThreadAncestorID&apos;, &apos;selectedThreadParentID&apos;, &apos;selectedThreadReply&apos;, &apos;selectedThreadUserName&apos;, &apos;selectedThreadTitle&apos;, &apos;selectedThreadSummary&apos;, &apos;selectedThreadType&apos;, &apos;selectedThreadSmiley&apos;, &apos;selectedThreadLockState&apos;, &apos;selectedThreadExemptState&apos;), new Array(&apos;120894&apos;, &apos;0&apos;, &apos;0&apos;, &apos;0&apos;, &apos;دبیر گروه روان شناسی&apos;, &apos;مثبت اندیشی&apos;, &apos;این متن برای دست یافتن به دیدی مثبت به زندگی به شما کمک می کند&apos;, &apos;n&apos;, &apos;&apos;, &apos;n&apos;, &apos;n&apos;)); setMenuTitle(&apos;selectedThreadTitle&apos;, defaultHeading + selectedThreadTitle, &apos;#ffff40&apos;, &apos;clear_title&apos; + 120894);&quot;&gt;&lt;B&gt;مثبت اندیشی&lt;/B&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=even_comment id=body120894 style=&quot;BORDER-RIGHT: 0px; BORDER-TOP: 0px; DISPLAY: block; BORDER-LEFT: 0px; BORDER-BOTTOM: 0px; TEXT-ALIGN: right&quot; colSpan=10&gt;  &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;CURSOR: hand&quot; onclick=&quot;enableActionListItems(new Array(1, 0, 9, 7, 8, 2, 3)); setJavascriptVariables(new Array(&apos;selectedThreadID&apos;, &apos;selectedThreadAncestorID&apos;, &apos;selectedThreadParentID&apos;, &apos;selectedThreadReply&apos;, &apos;selectedThreadUserName&apos;, &apos;selectedThreadTitle&apos;, &apos;selectedThreadSummary&apos;, &apos;selectedThreadType&apos;, &apos;selectedThreadSmiley&apos;, &apos;selectedThreadLockState&apos;, &apos;selectedThreadExemptState&apos;), new Array(&apos;120894&apos;, &apos;0&apos;, &apos;0&apos;, &apos;0&apos;, &apos;دبیر گروه روان شناسی&apos;, &apos;مثبت اندیشی&apos;, &apos;این متن برای دست یافتن به دیدی مثبت به زندگی به شما کمک می کند&apos;, &apos;n&apos;, &apos;&apos;, &apos;n&apos;, &apos;n&apos;)); setMenuTitle(&apos;selectedThreadTitle&apos;, defaultHeading + selectedThreadTitle, &apos;#ffff40&apos;, &apos;clear_title&apos; + 120894);&quot;&gt;مثبت اندیشی به شما کمک می کند تا به بهترین شکل با زندگی کنار بیایید . برای داشتن یک زندگی مثبت تر ، اولین قدم آن است که احساسات ، افکار و باورهایتان را بشناسید .&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;TABLE class=comment id=remove120896 borderColor=#99ccff name=&quot;test&quot;&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=even_comment id=clear_title120896 style=&quot;BORDER-RIGHT: 0px; BORDER-TOP: 0px; BACKGROUND: #ffff40; BORDER-LEFT: 0px; BORDER-BOTTOM: 0px; TEXT-ALIGN: right&quot; colSpan=10&gt;&lt;SPAN style=&quot;CURSOR: hand&quot; onclick=&quot;enableActionListItems(new Array(1, 0, 9, 7, 8, 2, 3)); setJavascriptVariables(new Array(&apos;selectedThreadID&apos;, &apos;selectedThreadAncestorID&apos;, &apos;selectedThreadParentID&apos;, &apos;selectedThreadReply&apos;, &apos;selectedThreadUserName&apos;, &apos;selectedThreadTitle&apos;, &apos;selectedThreadSummary&apos;, &apos;selectedThreadType&apos;, &apos;selectedThreadSmiley&apos;, &apos;selectedThreadLockState&apos;, &apos;selectedThreadExemptState&apos;), new Array(&apos;120896&apos;, &apos;120894&apos;, &apos;120894&apos;, &apos;0&apos;, &apos;دبیر گروه روان شناسی&apos;, &apos;مثبت اندیشی به چه معناست ؟&apos;, &apos;&apos;, &apos;n&apos;, &apos;&apos;, &apos;n&apos;, &apos;n&apos;)); setMenuTitle(&apos;selectedThreadTitle&apos;, defaultHeading + selectedThreadTitle, &apos;#ffff40&apos;, &apos;clear_title&apos; + 120896);&quot;&gt;&lt;B&gt;مثبت اندیشی به چه معناست ؟&lt;/B&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=even_comment id=body120896 style=&quot;BORDER-RIGHT: 0px; BORDER-TOP: 0px; DISPLAY: block; BORDER-LEFT: 0px; BORDER-BOTTOM: 0px; TEXT-ALIGN: right&quot; colSpan=10&gt;  &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;CURSOR: hand&quot; onclick=&quot;enableActionListItems(new Array(1, 0, 9, 7, 8, 2, 3)); setJavascriptVariables(new Array(&apos;selectedThreadID&apos;, &apos;selectedThreadAncestorID&apos;, &apos;selectedThreadParentID&apos;, &apos;selectedThreadReply&apos;, &apos;selectedThreadUserName&apos;, &apos;selectedThreadTitle&apos;, &apos;selectedThreadSummary&apos;, &apos;selectedThreadType&apos;, &apos;selectedThreadSmiley&apos;, &apos;selectedThreadLockState&apos;, &apos;selectedThreadExemptState&apos;), new Array(&apos;120896&apos;, &apos;120894&apos;, &apos;120894&apos;, &apos;0&apos;, &apos;دبیر گروه روان شناسی&apos;, &apos;مثبت اندیشی به چه معناست ؟&apos;, &apos;&apos;, &apos;n&apos;, &apos;&apos;, &apos;n&apos;, &apos;n&apos;)); setMenuTitle(&apos;selectedThreadTitle&apos;, defaultHeading + selectedThreadTitle, &apos;#ffff40&apos;, &apos;clear_title&apos; + 120896);&quot;&gt;مثبت اندیشی صرفا در داشتن افکاری خاص خلاصه نمی شود .بلکه نوعی رویکرد و جهت گیری کلی درباره زندگی است . مثبت اندیشی یعنی توجه داشتن به امور مثبت در زندگی و نپرداختن به جنبه های منفی . مثبت اندیشی به معنای آن است که تصور خوبی از خویش داشته باشیم ، نه آنکه همواره خود را سرزنش کنیم . مثبت اندیشی یعنی نیک اندیشیدن دباره دیگران و حسن ظن داشتن به آنها و با دیگران به صورت مثبت برخورد کردن . مثبت اندیشی به این معناست که انتظار داشته باشیم تا در دنیا به بهترین چیزها برسیم و یقین داشته باشیم که به خواسته های خودمان می رسیم .&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Mon, 03 Aug 2009 17:18:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azarhekmatnia&amp;postid=715</comments>
<dc:creator>azarhekmatnia</dc:creator>
<guid>http://azarhekmatnia.blogfa.com/post-715.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
