تبليغاتX
روان شناسی برای همه
 

 

اسكينر يكي از آخرين بازمانده هاي مردان بزرگ در عرصة رفتارگرايي است. ولي در بسياري از موارد او از پيشتازان اين متدولوژي محسوب مي شود. مطابق روش اسكينر است كه ما با تغيير شكل محض اصول تقليل گرايي به عنوان يك روش علمي برخورد مي كنيم. اسكينر عقيده داشت كه يك دانشمند بايد از داده  هاي تجربي شروع كند تا سرانجام به تعميمهاي استقرار يا به وضع قوانين برسد. پس در مراحل بعدي مي تواند يك تئوري علمي كه قوانين را در بر بگيرد وضع كند. بنابراين او بايد بسيار دقيق باشد تا بتواند كارش را با داده هاي تا حد امكان موثق، آغاز كند. اسكينر پذيرفت كه انسانها زندگي دروني (inner Lives)كه براي هر كدام از آنها همانقدر كه براي يك داستان نويس اهميت دارد، اين زندگي دروني مهم است. همان طور كه خودش زندگي دروني را در رمانش به نام والدن دو(80) به نمايش مي گذارد. با اين تفاوت كه داده هاي لازم براي نوشتن داستان، داده هاي قابل اطميناني براي كار يك دانشمند نيست. بحثهاي اسكينر در تقابل با ديگر روان شناسان مانند فرويديها كه تمام تعميمها و استنتاجهايشان بر پاية داده هاي قملروي دروني فرد است درست مانند مجادلة واتسون با درون نگرها بود. اسكينر اين هشدار استقرايي را مي پذيرفت كه يك دانشمند نبايد براي تبيين پديده هاي قابل مشاهده به وراي داده هاي قابل مشاهده فكر كند. او خود نيز بيش از حد به حدسيات و يافته هاي روان شناسانه كه اغلب براساس ويژگيهاي دروني انسان شكل گرفته اند، اعتماد و اعتناء نمي كرد.

او اهميت محدود متغيرهاي مياني تولمن از قبيل سائق را مي پذيرفت، مشروط بر اينكه چنين اصطلاحاتي به عنوان نمادهاي كوتاه براي فهم اعمالي كه در محدودة پاسخ قرار دارند به كار بروند. براي مثال گرسنگي به مثابه يك انگيزه كه به منزلة نقطه اوج تأثير عملي مانند غذا خوردن، تلقي مي شود. ديگر ويژگي مهم رويكرد اسكينر عمل گرايي اوست كه اخيراً تحت عنوان فرضيه اي در باب زبان علم، روزآمد شده است. براي اسكينر يك عمل(81) اين معاني را مي تواند داشته باشد: 1. مشاهدات شخص 2. دستكاري و وارد كردن محاسبات در روشهاي ايجاد يك عمل 3. مراحل منطقي و رياضيي كه بين حالتهاي پيشين و پسين روي مي دهد 4. و هيچ چيز ديگر.

مطابق اين اصول عباراتي مانند مثل بلند يا گرسنه به يك موضوع يا يك حالت موجود زنده ارجاع صرف ندارد. بلكه اين عبارات به كارهاي محقق بر روي مشاهداتش، دخل و تصرف و اندازه گيري هاي او نيز منوط هستند. اين شاخه فرعي از تئوريهاي اثبات گرايي و اسنادگرايي دم دست ترين تئوريهاي در باب معنا در خلال دو جنگ جهاني بودند. اين تئوري اكنون ديگر توسط فيلسوفان رها شده است.

اما در متدولوژي اسكينر و ديگر رفتارگرايان هنوز زنده است. بخصوص در سنت رفتارگرايان پيرو واتسون كه خواستار لحاظ كردن امكان دخل و تصرف بر اصول رفتارگرايي را دارند. رفتارگرايي در خيلي از موارد به عمل گرايي امريكايي به ديده تأييد مي نگريست. محققان آزمايشگاهها قصد نداشتند با طرح سؤالاتي دربارة رفتار موجودات زنده براي خودشان دردسر ايجاد كنند. بخصوص آنكه منابع و مرجع اين رفتار، دلايل دروني باشد كه مي بايست پاسخ آنها را بدهد.

براي مشاهده اينكه اگر متغيرهاي محيطي جايگزين ديگر متغيرها شود، چه صورتهايي از رفتار رشد مي كند در آن دوره اهميت زيادي قائل بودند. اين مسئله سرانجام به يك پيشگويي كه محقق را قادر مي سازد به رفتار شكل بدهد، ختم خواهد شد. اسكينر ادعا مي كند كه او فرضيه اي در باب رفتار ندارد و فقط تعدادي يادداشت و نوشته هاي پراكنده داراي همبستگي در اين باره دارا مي باشد.

البته اين صحبتها زودباوري با شرط نهادن دربارة واژه فرضيه است. درواقع كارهاي او نوعي قطعي و بديهي فرض كردن اصول زيست شناسي دارويني هاست كه عنوان مي كنند كه بازتابهاي شرطي شده، همچون ديگر ارزش حياتي، براي بقا ضروري هستند. اسكينر در خلال صورت بندي اين قوانين در حقيقت خيلي از اصول پايدار تداعي گرايي راه اصلاح و بهبود بخشيد. در جريان همين صورت بنديها بود كه اسكينر يك تمايز مهم بين رفتار «پاسخگو» و «كنش گر» را مشخص كرد.

گفتن اين نكته لازم به نظر مي رسد كه آزمايش جعبه كه اسكينر را قادر ساخت تا ابزارهاي شرطي شدن را به روشهاي گوناگوني مطالعه كند، بسيار مديون جبعه پازل ثورانديك بوده است. براي هر عكس العمل پاسخگو، يك محرك شناخته اي شده وجود دارد، مانند پوشش مترونوم موسيقي يا ترشح بزاق كه با وضعيت شرطي كلاسيك همبستگي و ارتباط دارد. البته در اينجا ممكن است انواعي از شكلهاي محركهاي دروني وجود داشته باشند كه عملكردشان وراي آن چيزي باشد كه پيروان رويكرد عمل گرايي و پاسخهاي كنش گر كه مي تواند توسط آزمايشگر در آنها دخل و تصرف شود بايد به مثابه عملكرد در شرايط آزمايشگاهي تلقي شوند، مانند برنامة زمان بندي شده غذا خوردن.

با تعريفي موسع، رفتار تشكيل شده است از پاسخهاي يك كنش گر كه همگي ابزارهايي براي رسيدن به يك هدف محسوب مي شوند. اسكينر فكر مي كرد كه مطالعه كنش گرهاي مشروط و مقيد و تمايز ميان آنها بايد بتواند قوانين پايه اي را فراهم سازد كه بتواند رفتار را تبيين و كنترل كنند. يك روز بالاخره بايد فرضيه اي طرح ريزي شود تا اين قوانين را دربرگرفته ويكپارچه سازد. اما دانشمندان بايد تا رسيدن به روشي مطابق روش باكونين(82) به پيش بروند. شخص دانشمند نبايد با تئوري پردازي خام و زودهنگام، طبيعت را پيش بيندازد، خصوصاً اگر با فرضياتي شبيه تئوري هال دربارة اعمال دروني ارگانيسم، روبه رو باشد. بنابراين اسكينر رويكرد پيرامون گرايي واتسون را نپذيرفت اما دربارة فرآيند محوريي كه بين محرك و پاسخ واقع شده است، موضع لاادري داشت. درواقع شرطي شدگي كنش گر يك اصلاح در زمينة قانون «اثر» ثورانديك به شمار مي رفت اصلاحي كه زمينة آن اصطلاح شناسي غير ذهن گرايانه بود.

اسكينر، همان واتسون با ادامة برنامه مفهوم براي پوشش ديگر جنبه هاي رفتار مخالف نبود. براي مثال در كتاب علم و رفتار انسان(83) در سال 1953، اسكينر نظريه اي دربارة هيجان يا عواطف ارائه داد كه برطبق آن نامهايي كه براي طبقه بندي رفتار با توجه به شرايط مختلف محيط به كار مي گرفت، در احتمال وقوع آنها تأثير مي گذارد. به رغم وجود رويكرد اثبات گرايانة جزمي در تفكر اسكينردرباره رفتار كلامي (Verbal Behavior) در سال 1957 طرحي بلندپروازانه براي وارد كردن زبان به چهارچوب رفتاري طرح ريزي كرد. گرچه اين عمل دقيقاً در محدودة برنامه ريزي «قواعد رفتار» هال بود و بشدت به يك اندازه از سوي فلاسفه و زبان شناسان موردانتقاد قرار گرفت.

اين اواخر اسكينر بشدت گرفتار آماده سازي تكنولوژي آموزشي بوده است كه در آن مهارتها و تواليهاي بنيادين مادي بدقت طبقه بندي شده كه در طي آنها يادگيري بطور منظم از طريق تقويت مثبت شكل مي گيرد. اگرچه منظور او از مفهوم تقويت به علت ابهام و دور باطلش همواره مورد نقد بوده است، دستخوش تغييراتي گرديده است كه برنامة او براي آموزش اندكي بيش از دستورات و فرامين هم ارزي بودند كه مي بايست محتواي آنها بطور منطقي بررسي شوند و در طي آنها دانش آموزان بايد گام به گام اشتباهاتشان را كاهش دهند و اگر بتوانند موفقيتي بدست آورند پاداش آنها حتمي خواهند بود. اين نوع رفتار، آن گونه كه اسكينر آن را پذيرفته است. بايد بدون ارجاع به قوانين پيچيدة او در باب رفتار كنش گر بررسي شوند.

 

منبع:

http://motarjem-mm.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 15:30  توسط آذر حکمت نیا   | 

نقاشی کودکان و کارکردهای آن

در دیدگاه نظریه روانکاوی، کودکان از طریق نقاشی آنچه را که در ضمیر ناخودآگاه دارند و احتمالاً باعث ناراحتی و اضطرابشان می‌شود، را بیان می‌کنند.

نقاشی چیست؟ چرا کودکان نقاشی می‌کنند، آیا این گفته که ”نقاشی یک کودک ارزش ده هزار کلمه دارد“ را تأیید می‌کنید؟ بیشتر روانشناسان معتقدند که شاکله وجود انسان و اساس شخصیت وی از ابتدای کودکی پایه‌ریزی می‌شود. علاقه فراوان به فراگیری و انعطاف‌پذیری عمیق در برابر تأثیرات رفتار و عکس‌العمل‌های والدین و اطرافیان از ویژگی‌های مرحلهٔ خردسالی و قبل از ورود به دبستان است.
 به‌طور مثال بلوم (۱۹۷۲) از پژوهش‌های روانشناسان دیگر نتیجه گرفت که حدود ۵۰ درصد از رشد شناختی و عاطفی انسان از بدو تولد تا چهارسالگی، حدود ۳۰ درصد باقیمانده در فاصلهٔ ۸ تا ۱۷ سالگی شکل می‌گیرد. از این رو همه معلومات، عادات و عکس‌العمل‌هائی که در این دوران تحصیل می‌گردد و به‌طور ریشه‌دار و مستحکم و عمیق در روح کودک باقیمانده و بتای اصلی شخصیت و سازمان و شاکلهٔ وجودی او را تشکیل می‌دهد و براساس آن، شخصیت او شکل می‌گیرد. به همین دلیل امروزه روانشناسان تأکید خاصی بر شناخت کودکان و مطالعه افکار و احساسات آنها دارند و نقاشی کودکان را یکی از روش‌های بررسی تغییرات شخصیتی و ذهنی کودکان در دوره‌های متفاوت تحصیلی می‌دانند.
 کودک مجموعه‌ای از خواست‌ها، امیال و ویژگی‌های شخصیتی از قبیل ستیزه‌جوئی، ناسازگاری، نافرمانی، مهربانی، عطوفت و غیره است و نقای کردن یکی از روش‌هائی است که به کودک امکان می‌دهد تا تمامی این خواست‌ها و امیال را به‌صورتی بی‌ضرر و دور از خطر از خود دوره کرده یا تکامل بخشد. کودک با نقاشی کردن انگیزه‌هایش را متعادل می‌سازد. و انرژی‌های روانی و جسمانی‌اش را بارور می‌سازد و شکل مناسبی به آنها می‌دهد و به آنها کمک می‌کند تا خودشان را مطرح سازند. نقاشی کودکان نمایشی است که کودکان سعی می‌کنند افق‌های وجود خود را گسترش داده و به شکستن محدودیت‌ها و حصارهای سخت و خشکی که اوضاع و احوال محیطی بر آنها تحصیل کرده است، مبادرت ورزند و به آنها فرصت می‌دهد تا شخصیت درونی خود را بیرون بریزند. بدین‌وسیله او قادر است تا بسیاری از چیزها را که احتمالاً نمی‌تواند به زبان آورد و با الفاظ بیان نماید، برای بزرگسالان ظاهر سازد و بدین‌ترتیب خود را از قید تنش‌ها رها می‌سازد.
 نقاشی کودکان در حقیقت میدانی برای تجلی قدرت خلاقیت کودک است و به‌وسیله آن کودک کبوتر اندیشه خود را به دوردست‌ها پرواز می‌دهد و با نیروی خود اشیاء و موجودات مورد علاقه را حاضر کرده و در آن تغییراتی می‌دهد تا مطابق میل خودش باشند.
 نقاشی کودک را باید یک وسیله کاملاً آزاد و ساده به حساب آورد که کودک از طریق آن و بدون توجه به واقعیت‌های بصری دنیای خارج به‌راحتی روی کاغذ می‌آورد و اشیاء را به ساده‌ترین شکل خود نشان می‌دهد. در حالی‌که کار خود را کاملاً منطقی و درست می‌پندارد و از اینکه بزرگترها به نقاشی آنها می‌خندند، تعجب می‌کنند.
 نقاشی کودکان قابلیت‌ها و ظرافت‌های چندگانه‌ای مثل جذابیت، زیبائی، انعطاف، عاطفه‌مداری، سرگرم‌سازی و فرافکنی دارد که این امر بیانگر دید واقع‌گرایانه و معنادار و در عین حال عجیب به اشیاء و محیط پیرامون است که خود ناشی از روح و شخصیت واقع‌گرایانهٔ کودکان است.
 نقاشی کودکان دریچه‌ای است که بعد خلاقیت کودکان را آزادانه به‌سوی حوزه‌های سازندگی هدایت می‌کند و به آنها اجازه می‌دهد تا آزادانه مواد را دستکاری کنند. به سوژه‌های واقعی رنگ تخیل بزنند. به تخیلات خود برچسب‌های واقع‌گرایانه بچسبانند و مهمتر از اینها بدون هیچ هراسی جهان را آنطور که می‌خواهند ترسیم کنند.
 تکیه بر خلاقیت آزاد در هنر و کارهای هنری، فایده مهم دیگرش جذب بیشتر کودکان به کانون‌ها و کلاس‌های هنری و پرهیز از هرگونه مسابقه یا مقایسه آثار آنها است و به بزرگسالان می‌آموزند که روی آثار کودکان توقف نکنند و به قضاوت آن نپردازند که در این‌صورت اضطراب از دل‌هایشان رخت برمی‌بندد و کودکان خویشتن‌های خود را در آثار خود ساده‌تر، شفاف‌تر و بیشتر عرضه می‌کنند و درست در همین نقطه است که هنر و بهداشت روانی با هم همسو می‌شوند.
 امروزه روانشناسان معتقدند که نقاشی فعالیتی شخصی است که کودک به‌وسیله آن بسیاری از خواسته‌ها، تمایلات و تفکرات خود را به‌راحتی روی کاغذ می‌آورد و با مطالعهٔ آن می‌توان به فرضیه‌هائی سازنده در مورد شخصیت کودکان دست یافت.
 آنها معتقدند که نقاشی در لطیف کردن عواطف کودکان و تأمین بهداشت روانی و درمان ناراحتی‌ها و برقراری آرامش آنان نقش مهمی دارد از این رو می‌توان گفت که نقاشی کودکان برآیند ویژگی‌های شناختی، عاطفی، روانی و اجتماعی آنها است که چنگ زدن به کلاف پیچیده عواطف کودکان و به‌دست آوردن سرنخ‌هائی جدید از این کلاً برای شناسائی بهتر آنها را امکان‌پذیر می‌سازد.
 در دیدگاه نظریه روانکاوی، کودکان از طریق نقاشی آنچه را که در ضمیر ناخودآگاه دارند و احتمالاً باعث ناراحتی و اضطرابشان می‌شود، را بیان می‌کنند. انها معتقدند که کودکان به‌هنگام کشیدن یا رنگ کردن یک تصویر، ناخودآگاهانه گوشه‌ای از وضع عاطفی خود را بیان می‌کنند و نقاشی آنها دریچه‌ای به جهان اندیشه آنان است و بیانگر اندوه‌ها، شادی‌ها و آرزوهای آنها است، به همین دلیل، تحلیل و بررسی نقاشی کودکان، یکی از مهمترین و قابل‌اعتمادترین راه‌های شناخت روان کودکان است و به والدین و مربیان کودکان در شناخت مشکلات و گره‌های شخصیتی آنها کمک زیادی می‌کند.
 به‌طور کلی نقاشی کودکان ریشه در خلاقیت آنها دارد و رشد این خلاقیت می‌تواند باعث گردد تا در دوران بزرگسالی این کودک تبدیل به هنرمندان، نویسندگان، نقاشان، مخترعین و کاشفانی بزرگ گردند. نقطه آغاز این خلاقیت انگشتان کودک است. جویبار کوچکی که از سرانگشتان کودکان جاری می‌شود، خلاقیت فکرشان را آبیاری می‌کند که هر اندازه اعتماد و ابتکار بیشتری در حرکت دست‌های کودکان وجود داشته باشد عنصر خلاقیت ذهنی آنها زنده‌تر است. به همین دلیل است که توصیه می‌شود والدین و مربیان باید در کودکان خود امنیت‌خاطر ایجاد کنند و به کودک کمک کنند و به او اطمینان دهند که بزرگترین یار و یاور او هستند.
 در مورد نقاشی کودکان و شکوفائی این هنر در آنها والدین و مربیان باید نکات زیر را در نظر داشته باشند:
 ۱) نقاشی کودکان صرفاً برای پر کردن اوقات فراغت آنها نیست بلکه بستر مناسبی برای پی بردن به دنیای درونی آنها و شکوفائی خلاقیت‌های آنها است.
 ۲) نقاشی کودکان هنری است که به زندگی آنها زیبائی خاص می‌بخشد که این مضمون در راستای این گفته شوپنهاور است که ”هنر نوعی رستگاری است که ما را از درد و رنج رها می‌سازد و به تصاویر زندگی ما دلربائی می‌بخشد“.
 ۳) نقاشی کودکان برگرفته از تخیلات آنها است. چنانچه تخیلات و رؤیاهای کودکان مورد بی‌توجهی، تمسخر یا بیهوده انگاشتن از جانب والدین و مربیان روبرو شود و آنها وادار به واقع‌بینی گردند، سرچشمهٔ خلاقیت آنها خشکیده می‌شود.
 ۴) در آموزش کودک باید به تقویت انگیزه‌ها توجهی خاص داشته باشیم و انگیزه‌های کوچک فرزندان را به‌مثابهٔ چشمهٔ کوچکی بدانیم که می‌توانیم از طریق حفر آن نقطه و باز کردن راه آب، آن را تبدیل به سرچشمه جوشان کنیم و نقاشی کودک یکی از راه‌های پی بردن به این انگیزه‌ها است.
 ۵) در برنامه زمانبندی شده کودکان وقت‌های آزاد در نظر بگیرید و به آنان اجازه دهید به‌طور خودجوش و خلاقانه به کارهای موردعلاقه‌شان بپردازند و اطرافیان باید با ملایمت و احتیاط فعالیت‌های کودکان را هدایت کنند.
 ۶) برای کودکان، صمیمی بودن و آشنا بودن چهره بسیار مهم است. زیرا اولین چیزی که کودک در یک ارتباط حضوری به آن توجه می‌کند چهره مربی است. مربی باید سعی کند با چهرهٔ خود به کودک نشان بدهد که مشتاق او است و او را دوست دارد. اینگونه است که چهرهٔ مربی آرام و دوست‌داشتنی می‌شود و کودک جذب آن می‌شود.
 ۷) کودکان هنگامی‌که از طرف مربی خود با والدین نوازش می‌شوند بسیار لذت می‌برند. لمس کردن و در آغوش گرفتن کودک از طرف والدین به تبادل انرژی یاری می‌رساند و فرصتی را فراهم می‌کند تا کودک آرامش و آسایش را در آغوش آنها احساس کند و به آنها فرصت می‌دهد تا به‌راحتی احساسات و عواطف خود را ابراز کنند و به زندگی روانی خود تحرک بخشند.
 ۸) از مقایسه کودکان و آثار آنها با یکدیگر و همچنین تحمیل عقاید به کودکان باید پرهیز کرد و باید در نظر داشت که تنها در بسته ”آزادی“ ربط دادن به طبیعت کودکان و احترام به سبک خاص زندگی آنها است که خلاقیت و نوآوری در وجود آنها به ثمر می‌نشیند.
 ۹) تردیدی نیست که مسئولیت عمده و اساسی تربیت کودک بر عهده والدین است که هدف این تربیت شکوفا ساختن استعدادهای کودک و آرامش بخشیدن به او است و زمانی والدین از عهده این امر مهم به نیکی و درستی برمی‌آیند که خود از آرامش روانی و امنیت‌خاطر برخوردار باشند تا به دور از هرگونه اضطراب و دغدغه و با بهره‌مندی از دلگرمی، همدلی، همراهی و حمایت مشوقانه ترسیم‌گر مسیر سعادت فرزند گردند.

سید محمدحسین قاسمی
 کارشناس ارشد مشاوره
 

ماهنامه کودک

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 19:0  توسط آذر حکمت نیا   | 

یکی از بزرگترین مشکلاتی که ممکن است برای هر مردی بوجود بیاید، این است که همسرش به دلیل اختلالات هورمونی، شروع به گریه و زاری کند. در دوره های ماهانه که سیستم بدنی خانم ها دستخوش تغییرات هورمونی قرار می گیرد، آنها از نظر احساسی بسیار حساس می شوند، البته نباید تصور کرد که دلیل ناراحتی و بی قراری خانم در یک چنین مواقعی تنها به واسطه اختلالات هورمونی ایجاد می شود و دلیل قانع کننده دیگری در ورای آن وجود ندارد. به هر حال در این شرایط، هر لحظه این امکان وجود دارد که خانم آب های جمع شده در پشت سد را رها کرده و ساعت ها به گریه و زاری بنشیند.

بسته به شرایط روحی و روانی که برای خانم ایجاد می شود، هر نوع عکس العملی از جانب شما به راحتی می تواند شرایط را به طور کامل تغییر داده و آنرا بهبود بخشد. با این کار می توانید خودتان را از یک انفجار احساسی نجات داده و از ایجاد هر گونه بحث و دعوا خودداری نمایید.

هورمون ها

اجازه دهید از همین ابتدا تکلیف شما را در مقابل اختلالات هورونی خانم ها روشن کنیم؛ باید توجه داشته باشید که در هنگام چرخه ماهانه، خانم ها نسبت به همه مسائل حساس تر می شوند و ممکن است به هر دلیلی گریه کنند. اگر احساس کردید که در مورد یک مسئله عکس العمل شدید نشان می دهد نباید به احساسات خشم آلود او دامن بزنید بلکه باید سعی کنید او را آرام کنید و با او اظهار همدردی نمایید. اگر در مورد یک مسئله خاص نظرتان با او یکی نیست، نباید اختلاف نظر خود را صراحتاً بیان کنید. پس از سپری شدن این دوران خودش به مرور زمان متوجه خواهد شد که واکنش نابجا از خود نشان داده و از یک مسئله کوچک برای خودش یک غول بسازد؛ اما به هر حال در آن زمان شما هیچ واکنشی نباید نشان دهید و فقط وارد بازی شده و در تیم او توپ بزنید. اشتباه نکنید: در این دوران با او مدارا کنید تا بعدها پاداشش را فرای آن چیزی که انتظار دارید، دریافت نمایید.

سر به سر گذاشتن

خانم ها از همان سال های ابتدایی زندگی خود به این نتیجه دست پیدا می کنند که مردها در زمان مواجهه با یک خانمی که در حال گریه کردن است، احساس بدی پیدا کرده و راحت نیستند و هر کاری که لازم باشد انجام می هند تا جلوی اشک های خانم را بگیرند. دلیل گریه خانم هر چیزی که باشد: از شنیدن یک داستان بچه گانه که یکی از شخصیت ها در انتهای آن می میرد و یا به خاطر اینکه پدر چیزی را که میخواهد برایش نمی خرد، وقتی متوجه می شود که با گریه می تواند آمال و آرزوهای خود را عملی کند، در مورد نامزد خود نیز همین کار را انجام می دهد تا بتواند به اهدافش دست پیدا کند.

به دلایلی که در بالا به آنها اشاره کردیم، می توان نتیجه گرفت که تشخیص اشک های واقعی و دروغین از یکدیگر کمی مشکل است، به ویژه در مورد ارتباط میان خانم ها و آقایون. به هر حال اگر در اوایل رابطه خود قرار گرفته اید و نمی دانید که چگونه می توانید از صداقت او اطمینان حاصل کنید، باید خودتان را به طریقی از این موقعیت نجات داده و خودتان را از بحث خارج کنید و موضوع دیگری را برای گفتگو به میان بیاورید. این کار تنها واکنشی است که می تواند برای شما تضمین کند که او نه تنها از دست شما ناراحت نمی شود بلکه هیچ احساس بدی نیز نسبت به شما پیدا نخواهد کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 0:35  توسط آذر حکمت نیا   | 


وقتی مردی شما را بخواهد، هیچ چیز نمی تواند جلوی او را بگیرد.

اگر شما را نخواهد، هیچ چیز نمی تواند نگهش دارد.

دست از بهانه گیری برای یک مرد و رفتار او بردارید.

هیچوقت خودتان را برای رابطه ای که ارزشش را ندارد تغییر ندهید.

رفتار آرامتر همیشه بهتر است.

 




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 0:49  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

http://en.wikipedia.org/wiki/Type_A_personality

The Type A and Type B personality theory is a personality type theory that describes a pattern of behaviors that were once considered to be a risk factor for coronary heart disease. Since its inception in the 1950s, the theory has been widely popularized and also widely criticised for its scientific shortcomings.

Type A individuals can be described as impatient, excessively time-conscious, insecure about their status, highly competitive, hostile and aggressive, and incapable of relaxation.[1] They are often high achieving workaholics who multi-task, drive themselves with deadlines, and are unhappy about the smallest of delays. Because of these characteristics, Type A individuals are often described as "stress junkies." Type B individuals, in contrast, are described as patient, relaxed, and easy-going. There is also a Type AB mixed profile for people who cannot be clearly categorized.

In his 1996 book, Type A Behavior: Its Diagnosis and Treatment, Friedman suggests that Type A behavior is expressed in three major symptoms. One of these symptoms is believed to be covert and therefore less observable, whereas the other two are more overt.

Symptoms of Type A Behavior[2]

  1. An intrinsic insecurity or insufficient level of self-esteem, which is considered to be the root cause of the syndrome. This is believed to be covert and therefore less observable.
  2. Time urgency and impatience, which causes irritation and exasperation.
  3. Free floating hostility, which can be triggered by even minor
  4. incidents
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 16:35  توسط آذر حکمت نیا   | 

روان‌شناسي جراحي زيبايي بيني

گفتگو با دکتر پرويز مظاهري، دبير انجمن روانپزشکان ايران(هفته نامه سلامت)

حوالي عيد و سال نو خيلي‌ها به فکر مي‌افتند که سال جديد را با چهره‌اي متفاوت شروع کنند. شايد به همين دليل است که آمار جراحي پلاستيک و زيبايي در ماه‌هاي آخر سال افزايش چشمگيري پيدا مي‌کند. شايد شما هم يکي از متقاضيان رينوپلاستي باشيد ولي پيش از اينکه گوشي تلفن را برداريد و به مطب يک جراح پلاستيک تلفن کنيد، ببينيد آيا اين جراحي براي شما واقعا مفيد است. دکتر مظاهري، روانپزشک توصيه‌هاي جالبي براي شما دارد که مي‌توانيد قبل از تصميم‌گيري نهايي، ديد روشن‌تري نسبت به تصميم خود داشته باشيد.

سلامت: چه افرادي بيشتر از همه به دنبال زيبايي هستند؟
با توجه به بررسي‌هاي انجام شده که اغلب در کشورهاي اروپايي و آمريکا بوده است، حدود 20 درصد افرادي که جراحي زيبايي بيني انجام مي‌دهند مبتلا به اختلالات روان نژندي مانند اضطراب، وسواس و افسردگي و حدود 70 درصد نيز مبتلا به اختلال شخصيت خودشيفته و اختلال شخصيت وسواسي هستند و فقط 10 درصد اعمال جراحي ناشي از حالت واقعا غيرطبيعي بيني است. از نظر سني، اعمال جراحي زيبايي بيني بيشتر در سنين 15 تا 25 سال انجام مي‌شود و در ميان تحصيلکرده‌ها و افراد مرفه فراوان‌تر است. هر چند طبقات اجتماعي متوسط و پايين هم با وجود هزينه بالاي اين قبيل اعمال با تحت فشار قرار دادن خود و خانواده به اين امر اقدام مي‌کنند.
سلامت: چند درصد از جراحي‌هاي بيني براي زيبايي دلايل روحي رواني دارد و چرا اين جراحي رو به تزايد است؟همه ساله تعداد بسيار زيادي در ايران به خصوص تهران عمل جراحي زيبايي انجام مي‌دهند که به طور عمده شامل جراحي بيني، ليپوساکشن (برداشتن چربي از نواحي گوناگون بدن) و کشيدن پوست صورت براي برطرف کردن چين و چروک است. اين جراحي‌ها بيشتر براي احساس رضايت از ظاهر خود و به تعبيري افزايش اعتماد به نفس انجام مي‌شود. درصد زيادي از اين افراد مبتلا به اختلالات شخصيت خودشيفته و وسواسي و همچنين اختلالات اضطرابي مانند بيماري وسواس و يا اختلال افسردگي هستند. تبليغات روزنامه‌ها و مجلات که به طور عمده همراه با عکس است نيز در ترغيب افراد موثرند.
سلامت: آيا براي اعمال جراحي بيني نياز به مشاوره روان‌پزشکي است؟
بله. به‌طور قطع بايد پيش از اقدام به اين عمل از مشاوره يک روان‌پزشک بهره گرفت. زيرا اين افراد قبل از عمل در ارتباط ميان فردي داراي مشکل هستند، اغلب گوشه‌گير و افسرده هستند، نسبت به ناراحتي‌هاي خود بصيرت و بينش کافي ندارند، ناراحتي خود را به اشتباه به ظاهر خود نسبت مي‌دهند و با عمل جراحي زيبايي براي از بين بردن آن اشکال اقدام مي‌کنند. از نظر شخصيتي نيز اغلب افرادي که جراحي زيبايي بيني انجام مي‌دهند، ويژگي‌هاي وسواسي بارزي دارند و در درجه دوم، افراد داراي شخصيت خودشيفته که کمال‌گرايي آنها متمرکز به خود و با هدف افزايش جذابيت است، اين اعمال را انجام مي‌دهند.
سلامت: آيا تاکنون با بيماراني مواجه بوده‌ايد که عمل جراحي بيني انجام دهند اما هنوز احساس ناخوشايندي داشته باشند؟
بله. در روان‌پزشکي اختلالي به نام بدشکلي بدن وجود دارد که نوعي اختلال شبه جسمي (سوماتوفرم) است و يک احساس ذهني مداوم درباره زشت بودن برخي از جنبه‌هاي ظاهر يا چهره در افراد وجود دارد، با وجود اينکه ظاهر آنها طبيعي و يا تقريبا طبيعي است. اساس اين اختلال، باور يا ترس قوي بيمارگونه است از اينکه ظاهر جذابي ندارد و يا حتي نفرت‌انگيز است. اين افراد بيشتر به متخصصان پوست يا جراحان پلاستيک مراجعه مي‌کنند تا روان‌پزشکان. علايم اين بيماري عبارتند از باور يا هذيان واضح انتساب (اغلب درباره توجه ديگران به عيب ادعايي بدن)، اجتناب از آينه و سطوح شفاف و يا برعکس، نگاه کردن بيش از حد در آينه و کوشش براي پنهان کردن نقص فرضي (با‌ آرايش يا تغيير لباس). درمان از طريق روش‌هاي جراحي يا درمان‌هاي پوستي تقريبا بدون استثنا ناموفق است. به همين علل، چنين افرادي پس از عمل نيز دچار مشکل خواهند بود و چه بسا پس از عمل جراحي، بيني آنها وضعيتي بدتر از قبل پيدا مي‌کند و افسردگي آنها را افزايش مي‌دهد.
سلامت: آيا جراحي بيني واقعا به افزايش اعتماد به نفس کمک مي‌کند؟
در بعضي افراد که بيني بزرگ يا ناموزون دارند، عمل جراحي به افزايش اعتماد به نفس کمک مي‌کند ولي تقريبا در بيماران نتيجه خوبي ندارد. يک سوم اين بيماران خانه‌نشين مي‌شوند زيرا نگران‌اند که از سوي ديگران مورد تمسخر قرار گيرند و حتي حدود يک پنجم آنها نيز اقدام به خودکشي مي‌کنند. ولي به جرات مي‌توان گفت که بخش عظيمي از اين بيماران از رويارويي اجتماعي و شغلي دوري مي‌جويند و عملکرد اجتماعي آنها کاهش مي‌يابد.
سلامت: از نظر شما چه افرادي براي جراحي بيني مناسب هستند؟
افرادي که از نظر شخصيتي مشکلي نداشته باشند، عملکرد خانوادگي، اجتماعي و شغلي خوبي داشته باشند و بهتر از همه با تاييد اطرافيان، بيني آنها ظاهر نابهنجار و ناموزوني داشته باشد و يا اين عمل در تنفس آنها تاثير مثبت داشته باشد

http://www.raheravan.blogfa.com/post-125.aspx

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 0:18  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

 

شما از نظر ظاهری به عنوان یک فرد بالغ شناخته می شوید، اما تا زمانی که از نظر عاطفی و ذهنی به بلوغ نرسید، نمی توانید نام یک شخص کامل را بر روی خود بگذارید. مگر اینکه بخواهید با یک کودک ازدواج کنید (که در این حالت "کمال" بالاجبار به شما تزریق می شود) در این حالت وقت کافی دارید که در حین رابطه رشد کرده و بزرگ شوید. روش های زیر به شما کمک می کند که راه رسیدن به کمال را آسانتر طی کنید. فاکتورهای اجتماعی1- مسئولیت پذیری اساس شخصیت و درستی، مسئولیت پذیری می باشد. بدون هیچ عذر و بهانه ای یاد بگیرید که مسئولیت کارهایی را که انجام می دهید به عهده بگیرید. همانطور که تحسین و تمجید را قبول می کنید باید گله و شکایت را نیز بپذیرید. برای پی آمد تصمیم های خود آماده باشید و سعی کنید تصمیمات درستی اتخاذ کنید، چرا که قبول مسئولیت کار دشواری است. به عنوان مثال می توانید کارهایی را که به طور بالقوه خطرناک هستند، مثل: رانندگی بیشتر از سرعت مجاز و یا رانندگی بعد از مصرف الکل را انجام ندهید.

http://www.chatrbaz.com/khabar/v123.jpg

2- احساسات خود را کنترل کنید
عدم توانایی در کنترل احساس می تواند هم در زندگی فردی و هم در زندگی اجتماعی لطمات جبران ناپذیری را به شما وارد آورد. نباید به طور کلی احساستان را بکشید بلکه باید آنها را از طریق یکسری رفتار و گفتار موجه بروز دهید. به عنوان نمونه اگر کسی از زور عصبانیت دست خود را بر روی شما بلند کند، نباید سریعا عکس العمل مشابهی انجام دهید. اگر بتوانید همچنان خونسردی خود را حفظ کنید همه شما را به عنوان "آدم خوبه" داستان می شناسند.

http://tinypic.com/mbu0qo.jpg

3- بخشنده باشید
موفقیت شما به کمک هایی بستگی دارد که در میان راه از دیگران دریافت می کنید. بدون هیچ چشم داشتی به دیگران کمک کنید. اگر توان مالی شما اجازه می دهد میتوانید هزینه ای را نیز به خیریه ها و سایر موسسات این چنینی اختصاص دهید. اگر دست شما از نظر مالی باز نیست می توانید از وقت خود استفاده کرده و به آموزش بچه های بی سرپرست بپردازید.

4- وقت خود را با خانواده و دوستان بگذرانید
صله رحم را از یاد نبرید. اگر نمی توانید همیشه به دیدنشان بروید، حداقل ارتباط تلفنی را قطع نکنید. این امر برای دوستانتان نیز صدق می کند. اگر سرتان خیلی شلوغ است، سعی کنید حداقل آخر هفته را با آنها بگذرانید. می توانید یک نوشیدنی با هم میل کنید و یا یک دست بیلیارد بازی کنید. همیشه به خاطر داشته باشید که شما قبل از اینکه با خانمتان آشنا بشوید، دوستان و خانواده در زندگی شما وجود داشتند.

خود را بشناسید

5- ضعف های شخصیتی خود را از بین ببرید
هر کدام از ما عیب و ایراداتی در شخصیت خود دارد. در شناخت عادات، ویژگی های اخلاقی و به طور کلی شخصیتتان تلاش کنید. به نظرات دوستان و اقوام در مورد صفات اخلاقی خودتان گوش کنید. ضعف های خود را به تدریج از بین ببرید و نقاط قوت خود را تقویت کنید. به عنوان مثال اگر در زمینه کاری با مشکل مواجه هستید سعی کنید هر روز بیش از روز قبل بر روی مسائل کاری تمرکز کنید.

6- متوجه رفتار خود باشید
رفتار و گفتار شما در قبال دیگران تعیین کننده برخورد آنها درقبال شما می باشد. شما یک تابلوی تبلیغاتی متحرک هستید که توجه همه را به خود جلب می کنید، پس بهتر است اخلاق خوب خود را به نمایش بگذارید. اگر این کار را نکنید مردم از شما خوششان نمی آید، شما را استخدام نمی کنند و با شما قرار ملاقات نمی گذارند. کارهای خوبی را که از والدین خود در کودکی اموخته اید در زندگی نیز به اجرا در آورید.

7- کار خودتان را انجام دهید
کاری که تصور می کنید برایتان مناسب است انجام دهید نه کاری که دیگران فکر میکنند انجام آن برایتان لازم است. به عبارت دیگر در پی رسیدن به خوشی و سعادت باشید. هیچ گاه خودتان را با کسی مقایسه نکنید، به ویژه در مورد مسائل مالی برای اینکه ممکن است احساس نارضایتی کنید. کارهایی که همیشه آرزوی انجام دادن آنها را داشته اید اما هیچ وقت انجام نداده اید را شروع کنید.

8- درستکار باشید
یک فرد درستکار همیشه برای اصول اخلاقی ارزش بیشتری نسبت به لذات و سودهای شخصی قائل است. کارمندان، همکاران، و خانم ها برای افراد درستکار ارزش بسیار زیادی قائل هستند. روی حرف خود بایستید و کاری را که فکر می کنید درست است، انجام دهید.

دیدگاه خود را مشخص کنید

9- با اهدافتان روبرو شوید
افراد موفق از روسای شرکتها گرفته تا ورزشکاران همه و همه دارای یک عادت ویژه هستند: هدفمندی و تلاش برای رسیدن به مقصود. بدون داشتن هدف و نقشه مناسب برای رسیدن به آن زندگی شما عادی شده و شادی و موفقیت ناچیزی را میتوانید به دست آورید. برای خود اهداف روزانه، هفتگی، و ماهیانه تعیین کنید، سپس راه مناسب برای هر یک را طرح ریزی کنید و تمام تلاش خود را برای رسیدن به آن به کار بندید و از آن به عنوان راهی برای رسیدن به آرزوهای نهایی خود بهره بگیرید.

10- عادات بد خود را ترک کنید
هر یک از ما به طور متفاوت دارای عادات بدی هستیم. دیر یا زود پی آمدهای منفی آن متوجه ما خواهند شد. با خودتان عهد ببندید که رفتار بد خود را کاهش داده و یا به طور کلی از میان می برید. به عنوان نمونه یکی از عادات بد خود مثل قسم دروغ خوردن و یا تاخیر داشتن را انتخاب کنید و بعد به دوستان و خانواده خود بگویید که می خواهید چنین عادتی را برای همیشه از زندگی خود بیرون کنید. اگر آنها به عنوان یک مراقب در کنار شما باشند تمایل شما نسبت به انجام این کار افزایش پیدا خواهد کرد.

http://www.tebyan.net/image/big/1385/07/92227602549912011420616815144168187304340.jpg

11- روحیه جوان و شاداب داشته باشید
به خاطر داشته باشید که سن شما به آن اندازه ای است که خودتان می خواهید. یک شیوه شاداب و جوان پسند را در زندگی پیش بگیرید تا بدن و ذهن شما همواره به تحرک واداشته شوند. در حالی که خودتان احساس جوانی می کنید پس چه اشکالی وجود دارد که با یک خانم یا آقای جوان هم نامزد کنید؟

12- از موقعیت های خود استفاده کنید
فرصت های بیشماری در زندگی هر فردی وجود دارد، اما سود بردن از آنها کار ساده ای نبوده و دارای ریسک بالایی می باشد. اما باید توجه داشته باشید که هیچ کار بزرگی بی خطر نمی باشد. چه این موقعیت را داشته باشید که برای خودتان شغلی راه بیندازید، چه با دختر خانمی یا آقا پسری که به هیچ وجه در سطح شما نیست، قرار ملاقات بگذارید، به خودتان مطمئن باشید و تا تنور داغ است نان را بچسبانید. کاری نکنید که بعدا موجبات پشیمانی شما را فراهم آورد.

13- تمرین بردباری
صبر و پافشاری شما را به سمت کامیابی و موفقیت رهنمون می سازند. بیشتر انسان های بزرگ بیشتر از اینکه موفق شده باشند در زندگی خود با شکست مواجه میشدند. زمانی که بی حوصله می شوید باید یاد بگیرید که خونسری خود را حفظ کرده و آرام باشید. برای اینکه قدری شکیبایی خود را تقویت کنید می توانید پرستاری کودک یکی از دوستان و یا آشنایان خود را برای مدت زمان کوتاهی به عهده بگیرید.

یک مرد همه جانبه

14- علایق خود را متنوع سازید
یک سرگرمی جدید برای خودتان پیدا کنید تا افق های جدید را بر روی خود باز کنید. با یاد گیری ورزش ها و مهارت های جدید خود را به چالش وادار کنید. یکی از کارهایی که می توانید در این خصوص انجام دهید، یادگیری یک زبان جدید می باشد. زمانی این کار با موفقیت انجام شد؛ به عنوان پاداش، سفر تفریحی به کشوری که زبان آنرا یاد گرفته اید را به خودتان هدیه دهید تا پیشرفت خود را محک بزنید.

http://www.papers123.com/kidf.gif

15- ساعات مطالعه خود را بیشتر کنید
مطالعه یکی از راه های مناسب برای افزایش اطلاعات و دایره لغات شما می باشد. روزی یک ساعت هم که شده تلویزیون را خاموش کرده و در عوض شروع به خواند یک کتاب کنید. بیشتر سعی کنید کتاب های الهامی در مورد ارتقای شخصیتی و یا زمینه شغلی دلخواهتان را مطالعه کنید. حتی می توانید کتاب های سرگرم کننده را به صورت تفریحی مطالعه کنید.

16- ورزش کنید
ورزش یکی از راههایی است که از شما فرد سالم تر و جوان تری می سازد. آنقدر که کار شما ارزش دارد مدت زمانی که مشغول به انجام آن هستید مهم نیست. با خودتان تعهد کنید که در برنامه روزانه خود مقداری فعالیت فیزیکی بگنجانید.

http://www1.istockphoto.com/file_thumbview_approve/3805051/2/istockphoto_3805051_pet_farm_animals.jpg

17- یک حیوان خانگی بگیرید
داشتن حیوان خانگی تا حد زیادی استرس و فشار را کاهش داده و درصد خوشحالی را نیز افزایش می دهد. این کار شما را برای ازدواج و بچه دار شدن آماده می سازد.

 

عاقل باش جوان!

همچنان که به مسیر خود در راه رسیدن به یک فرد کامل ادامه می دهید، به خاطر داشته باشید که طرز تفکر مثبت همیشه به عنوان اساسی ترین فاکتور شناخته میشود. دید مثبت ذهنی نسبت به هر چیز در زندگی به شما اجازه می دهد در جایی که دیگران شکست خوردند، به پیروزی دست پیدا کنید.

بدون توجه به اینکه شرایط تا چه حد دشوار است اگر نقطه نظر مثبتی داشته باشید و این کار را ادامه دهید، همیشه راهی برای پیروزی در مقابلتان باز خواهد شد.


منبع :سایت وندالینک

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 9:45  توسط آذر حکمت نیا   | 

خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: اجتماعی

رییس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره كشور ریشه پریشانی‌ها، ناامنی‌ها و تعارضات روانی را در نگرش‌های اجتماعی به مسایل ارزیابی كرد و گفت: فقر انگیزش و برخوردار نبودن از احساس خود ارزشمندی از دلایل اصلی ناامنی‌های روانی و عاطفی در دنیا و كشور است.

به گزارش سرویس «شهری» ایسنا، دكتر افروز در اولین همایش سراسری حوزه مشاوره شاهد و ایثارگر كه امروز برگزار شد با بیان این كه روانشناسی و مشاوره همزاد زندگی شهرنشینی است، افزود: هر چه فرایندهای اجتماعی پیچیده‌تر می‌شوند نیاز به خدمات روانشناختی نیز افزایش می‌یابد بنابراین می‌توان گفت یكی از پیامدهای زندگی شهرنشینی تعارضات روانی است.

وی ادامه داد: آمارهای حاكی از آن است كه میانگین جمعیت شهرنشینی در دنیا 47 درصد و در ایران 70 درصد است بنابراین با توجه به جمعیت شهرنشینی كشور شاهد بحران‌های روانی بیشتری در كشور هستیم.

افروز ریشه اصلی آسیب‌های شخصیتی در دنیا را خلاهای عاطفی، نگرش‌های منفی و بازدارنده نسبت به پدیده‌های اجتماعی معرفی و اظهار كرد: پدیده شومی به نام بی‌اشتهایی روانی در كشور حاكم است و این پدیده را باید تبیین و راهبردهای جدی در رفع آن ارائه كرد به عنوان مثال امروزه شاهد بی‌اشتهایی تحصیلی در میان پسران هستیم به طوری كه 70 درصد شركت‌كنندگان كنكور را دختران تشكیل می‌دهند، چنین مباحثی جز مسایل مهم روانی و اجتماعی هستند نه مسایل علمی.

وی افزود: با تحلیل ناامنی‌های شغلی، بحران‌های اقتصادی، تلاطم‌های سیاسی، شرایط خانوادگی و غیره دسترسی با ضرایب حاصل از این عوامل می‌توان كار درمانی و روانشناختی را آغاز كرد.

افروز یكی دیگر از عوامل بی‌اشتهایی روانی بالاخص در میان دانش‌آموزان را اعتیاد الكترونیكی خواند و عنوان كرد: این ناهنجاری اجتماعی در میان پسران نسبت به دختران شایع‌تر است. به طوری كه اگر دختر و یا پسری بیش از 120 دقیقه در روز از وسایل الكترونیكی همچون موبایل، ماهواره و پلی‌استیشن و اینترنت استفاده كنند دچار اعتیاد الكترونیكی شده‌ است.

رییس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره كشور با اشاره به برخی شایعات درباره افزایش جمعیت دختران نسبت به پسران اذعان كرد: پراكندگی چنین شایعاتی ناشی از كم سوادی افراد جامعه است چرا كه طبق آمار ارائه شده از سوی مركز آمار ایران و سازمان ثبت احوال حاكی از افزایش 8/1 درصد جمعیت پسران نسبت به دختران است به طوری كه در گستره سنی 20 تا 30 سال برای هر یك‌هزار نفر دختر یك‌هزار و 18 پسر وجود دارد.

وی بهترین راهكار در این زمینه را تقویت خودارزشمندی و انگیزه مشاركت اجتماعی عنوان و اظهار كرد: باید گام‌های موثری همراه با توصیه‌های راهبردی در راستای بهداشت روانی و تقویت سلامت روانی مراجعان و افراد برداشته شود.

انتهای پیام

كد خبر: 8603-12175
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 13:8  توسط آذر حکمت نیا   | 

خیلی از شما به دنبال عشق حقیقی هستید. خیـلی هـای دیـگرتان هم فکر میکنید که عشق واقعی خود را پـیدا کـرده اید. امـا خیـلی هـا هم هستنـد کـه در رابـطه هایی به سر می برند که چندان برایشان خوب نیسـت اما فکر میکنند هرعشقی بهتر از بی عشق بودن است.اگر عشق حقیقی خود را پیدا نکـرده ایـد، یا اگردر ایـن بـاره مطـمئن نیستیـد، دراین مقاله می
خواهیم به شما کمک کنیم که چطور آن شریک زندگی خاص و ویژه را از آنِ خود کنید.

و اگر به خاطر ترس از تنهایی در یک رابطه بد مانده اید، باید بدانید که چیزهای بدتر از تنهایی هم وجود دارد، مثل از دست دادن احترام خود، از دست دادن اعتماد به نفس، و ارزشمندی خود. وقتی این سه چیز را از دست بدهید، در خطر از دست دادن میل و خلاقیت لازم برای درک اهداف زندگی، کنار از رسیدن به آنها، خواهید بود.

کشش جنسی احمقانه عشق واقعی نیست

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 15:1  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

پسیکوز اختلال کلی شخصیت است که طی آن بیمار خود آگاه نیست .

 

پسیکوز بیماری شایعی است و 5 درصد مردم به آن مبتلا هستند .

 

 علائم بالینی : مشخصه پسیکوز تناوب دوره های سلامتی و بیماری می باشد .

بیمار گاهی افسرده است ( مالیخولیا )‌ و گاهی هیجان زده ( جنون ) :‌

 

1- مالیخولیا : خستگی رو به افزایش ، احساس اندوه عمیق ،‌بی خوابی زجرآور و افسردگی

 

عمیق در بیمار مشاهده می شود .بیمار خود را بدبخت ، گناهکار و مورد تهدید می داند و از

 

غذا خوردن و حرف زدن امتناع می کند . همچنین دارای نگاهی ثابت است و گاهی نیز اقدام

 

می کند به خودکشی می کند .

 

2- جنون : بیمار احساس نشاط  و سرزندگی و جاودانگی می کند . بی خوابی برایش قابل

 

تحمل است ، حالت تهاجمی دارد ، هیچگونه مخالفتی را تحمل نمی کند و اعمالش نامربوط

 

هستند . بیمار در اوهامش خود را فرزند شخص بخصوصی می داند ، دائما در حال جنب و

 

جوش است و چهره ای شاد دارد .

 

اینگونه بیماران اغلب الکل مصرف می کنند .

 

پزشک معالج : روانپزشک

 

 درمان :‌بیمار باید تحت مراقبت کامل قرار گیرد ، داروهای آرامبخش

ریا، ضد افسردگی و ضد اضطراب مصرف کند و روان درمانی شود .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 17:56  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

همان طوري كه مي دانيد هيجانها، بيشتر واكنش هايي زيست شناختي هستند كه بدن را براي عمل خاصي مثل دويدن يا جنگيدن به تحرك واداشته و توسط دستگاه عصبي خودمختار عمل مي كنند. اضطراب نيز نوعي هيجان است، هيجاني با تظاهرات جسماني چون تعرق، تپش قلب، خشك شدن دهان، رنگ پريدگي و... كه بر اثر ترشح هورمون هاي آدرنالين و نور اپي نفرين از غده فوق كليوي به وجود مي آيند.
چه هنگام مضطرب مي شويم؟
اضطراب در واقع، پاسخي طبيعي به يك موقعيت غيرطبيعي است. اگرچه گاهي اوقات هم فرد در تعريف موقعيت غيرطبيعي دچار اشكال و گمراهي مي شود؛ مانند زماني كه افكار غيرمنطقي در مورد شركت در جلسه امتحان يا تميزي دستهايش دارد كه اين موارد را مي توان با روان درماني و مشاوره از بين برده يا تقليل داد.طلاق، مشاجرات خانوادگي و مشكل با خانه يا مدرسه، همه و همه مي توانند منجر به اضطراب شوند.فشاري كه اضطراب در تروما يا ضربات روحي، رواني ناشي از يك واقعه ناگوار بر فرد تحميل مي شود، گاهي به قدري شديد خواهد بود كه ممكن است فرد را ماهها يا سالها به خود مشغول كند.
برخي مواقع نشانه هاي خارجي آشكاري از جراحت فيزيكي وجود ندارد اما خسارات هيجاني جدي، ايجاد مي شود. براي افرادي كه موقعيتي آسيب زا را تجربه كرده اند، بروز واكنش هاي شديد هيجاني، طبيعي است. شناخت پاسخ هاي طبيعي به اين وقايع ناهنجار مي تواند شما را در كنار آمدن مؤثر با احساسات، تفكرات و رفتارتان و قرار گرفتن در مسير بهبودي ياري نمايد.
پس از يك حادثه
ضربه رواني و عدم پذيرش، پاسخ هايي است كه به حوادث ناگوار، به ويژه كمي بعد از وقوع داده مي شود. هم شك و هم انكار هر دو واكنش هاي حفاظتي طبيعي به شمار مي آيند. شك نوعي ناآرامي ناگهاني و غالباً شديد از حالات هيجاني است كه ممكن است شما را دچار گيجي و بهت كند. انكار يعني اين كه شما در مورد يك واقعه بسيار فشارزا، آگاهي تان را از دست بدهيد و يا كاملاً تجربه آن را منكر شويد. ممكن است به طور موقتي، احساس بي حسي يا قطع رابطه با دنياي واقعي نماييد. پس از فروكش كردن ضربه روحي اوليه، واكنش از فردي به فرد ديگر متغير است. معمولاً واكنش هاي هيجاني به حالت عادي بازمي گردد. يادآوري حادثه اي چون زمين لرزه يا صداي آژير خطر حتي پس از يك ماه و يك سال مي تواند باعث نگراني و آشفتگي از آن تجربه هولناك شود. اين نگراني ها مي تواند با ترس از اين كه مبادا آن وقايع دوباره تكرار شوند، همراه باشد.
تفاوت پاسخ افراد به موقعيت هاي استرس زا
دانستن اين نكته مهم است كه در تجارب ناگوار و هولناك، الگوي استانداردي از واكنش نسبت به استرس وجود ندارد.
برخي افراد فوراً و برخي ديگر با درنگ - گاهي اوقات پس از ماهها و حتي سالها- سازگاري حاصل مي كنند. واكنش ها نيز مي توانند در طول زمان تغيير كنند. برخي افراد كه از يك حادثه ناگوار رنج برده اند، ابتدا نيروي فراواني براي كمك به سازگاري شان با آن واقعه دارند اما با گذشت زمان دچار نوميدي و افسردگي مي شوند.
چگونه بايد به خود و خانواده كمك كنيم؟
در اينجا تعدادي از مراحل كه مي توانيد از آنها براي حفظ حالت هيجاني طبيعي استفاده كرده و كنترل خود را در قبال عوامل آسيب  زا حفظ كنيد، آورده شده است:
- به خود، زمان ايجاد سازگاري بدهيد. انتظار اين را داشته باشيد كه گذشتن از اين زمان، دشوار خواهد بود. سوگواري كنيد و در برابرتغييرات هيجاني صبور باشيد.
- از ديگران درخواست كنيد كه شما را حمايت كرده، بپذيرند ، به حرف هايتان گوش فرا دهند و احساس همدلي داشته باشند. ولي به خاطر داشته باشيد كه سيستم ويژه حمايتي شما ممكن است به دليل درگير بودن اطرافيان با اين حادثه، كارايي لازم را نداشته باشد.
- درباره تجربه تان به هر ترتيبي كه راحت هستيد، صحبت كنيد. مثلاً با اعضاي خانواده يا دوستان نزديك يا نوشتن در دفترچه يادداشت.
- دنبال گروه هاي حمايتي ويژه اي بگرديد كه اغلب در دسترس هستند و توسط كساني ايجاد مي شوند كه خود دچار حوادثي شده  يا مورد تجاوز قرار گرفته  اند، ايجاد مي شوند. اين گروه ها مي توانند براي افرادي كه سيستم هاي حمايت شخصي محدودي دارند، مفيد باشند.
- سعي در يافتن گروه هايي كنيد كه براي منظور خاص شما داراي برنامه هاي آموزشي و تجربي تخصصي هستند.
- انجام فعاليت هاي سالم، توانايي كنار آمدن شما را با استرس هاي شديد بالا مي برد. غذاهاي متعادل خورده و به اندازه كافي استراحت كنيد. اگر دچار مشكلات مربوط به خواب هستيد، مي توانيد برخي از تكنيك هاي ايجاد آرامش را فرا بگيريد. از مصرف مخدرات و دارو اجتناب كنيد.
- فعاليت هاي روزمره جديدي مانند غذا خوردن در زمان مشخص و دنبال كردن يك برنامه تمريني را براي خود وضع كرده يا ساماندهي مجدد كنيد. مقداري از زمان روزانه تان را براي پرداختن به فعاليت هاي فرحبخش و مورد علاقه خود كنار بگذاريد.
- از تصميم هاي عمده در زندگي از قبيل تغيير خط مشي يا كار خود تا حد امكان اجتناب كنيد زيرا اين قبيل تصميمات بسيار استرس زا هستند.
- در مورد نتايج حاصل از آن حادثه، به كسب تجربه بپردازيد.
چگونه مي توانيم نيازهاي ويژه كودكان را
تأمين كنيم؟
اضطراب شديد و ترس كه اغلب ما را به سمت ناكامي هاي بزرگ يا ساير موقعيت هاي ضربه زا هدايت مي نمايد، مي تواند براي كودكان نيز ايجاد شود. در برخي ممكن است رفتارهاي كودكانه اي چون مكيدن انگشت يا شب ادراري مجدداً بروز كند. بچه ها ممكن است زياد كابوس ببينند و از تنها خوابيدن بترسند و اين مسئله مي تواند در مدرسه خود را نمايان سازد. ساير تغييرات در الگوهاي رفتاري مي تواند شامل بدخلقي هاي پي در پي يا گوشه گيري باشد. موارد زير، اموري هستند كه والدين مي توانند كودكانشان را در قبال آنها محافظت كرده و نتايج هيجاني ضربه را كاهش دهند.
- زمان بيشتري را با كودكان گذرانده و به آنها اجازه دهيد در ماههاي پس از حادثه بيشتر به شما وابسته شوند. براي مثال به آنها اجازه دهيد بيشتر از هميشه با شما باشند. توجه فيزيكي براي اين قبيل كودكان بسيار تسكين دهنده است.
- بازي هايي براي كمك به كاهش تنش آنها ايجاد نماييد. كودكان كم سن و سال تر ممكن است راحت تر عقايد و احساساتشان را در رابطه با يك حادثه به خصوص از طريق فعاليتهاي غيركلامي چون نقاشي كردن بروز دهند.
- در مورد كودكان بزرگتر، تشويق به صحبت كردن درباره افكار و احساساتشان با شما و همديگر، مفيد است. اين كار به كاهش بهت و گيجي و اضطراب آنها در رابطه با آن حادثه ناگوار كمك مي نمايد. پاسخ به پرسشهاي آنها با واژه هايي كه برايشان قابل فهم باشد، باعث مي شود كه در مورد نقش حمايتي شما و كاهش ترس ها و نگراني هايشان احساس قوت قلب نمايند.
- ايجاد يك برنامه ريزي زمان بندي شده منظم براي فعاليت هايي از قبيل خوردن، بازي كردن و رفتن به رختخواب، به آنها در حفظ يك احساس امنيت و عادي بودن اوضاع، كمك مي كند.
چه زماني بايد درخواست  كمك هاي
تخصصي نماييم؟
برخي افراد قادر به كنار آمدن با حوادث طبيعي يا ساير تجارب آسيب زاي هيجاني يا جسمي به صورتي مؤثر و با استفاده از سيستم هاي حمايتي خود هستند. با اين حال يافتن مشكلاتي جدي كه در زندگي روزمره ما تداخل ايجاد نمايند، مسئله غيرمعمولي نيست. براي مثال برخي ممكن است احساس عصبي بودن يا غمگيني شديد نمايند كه بر فعاليت هاي شغلي و روابط بين فرديشان اثر مخرب داشته باشد.
افرادي كه واكنش هاي زنجيره وارشان عملكرد روزانه آنها را مختل كرده است، بايد توسط متخصص بهداشت رواني تحت مشاوره قرار بگيرند. روان شناسان و ساير متخصصان مجاز بهداشت رواني، افراد را براي بروز پاسخ هاي طبيعي به استرس هاي شديد، آموزش و ياري مي دهند.
اين متخصصين به افرادي كه تحت تأثير يك واقعه تلخ قرار گرفته اند، كمك مي نمايند تا راه هاي مؤثري براي باز كردن گره هيجاني شان بيابند.در مورد كودكان، فوران هاي هيجاني پرخاشگرانه و پي در پي، مشكل جدي در مدرسه، اشتغال فكري به حوادث ناگوار و ساير نشانه هاي اضطراب هاي سنگين يا دشواري هاي هيجاني، همگي نياز به كمك هاي تخصصي را گوشزد مي نمايند. يك متخصص بهداشت رواني شايسته، مي تواند به كودكان و والدين آنها كمك كند تا احساسات و رفتارهايي را كه در اثر يك واقعه تلخ و ناگوار ايجاد مي شوند، بشناسند

برداشت از وب سايت روزنامه همشهري

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 15:13  توسط آذر حکمت نیا   | 

الگوی بهتر چیست ؟

از دوا بی یِرد مزریچ پرسیدند که بهترین الگو برای پیروی چیست ؟ افراد پرهیزگاری که زندگی شان را وقف خدا می کنند و نمی پرسند چرا ؟ یا افراد بی فرهنگی که می کوشند اراده باریتعالی را بفهمند ؟

داو بی یر گفت : بهتر از همه الگوی کودکان است .

گفتند : کودک که هیچ چیز نمی داند . هنوز نمی داند واقعیت چیست .

او پاسخ داد : سخت در اشتباهید . کودک چهار خصوصیت دارد که هرگز نباید فراموش کنیم : ۱- همیشه بی دلیل شاد است ۲- همیشه سرش به کاری مشغول است ۳- وقتی چیزی را می خواهد تا آن را نگیرد از عزم و اصرارش کم نمی شود ۴- سرانجام می تواند خیلی راحت گریه کند .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:32  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

- هر چه والدین رابطه صمیمانه‌تری با فرزندان خود داشته باشند، در دوره ی نوجوانی مشکلات کم‌تری در ارتباط با همسالان و دوستان نوجوان خود خواهند داشت.

 

- بهتر است در دوره ی نوجوانی ، رابطه ی اولیاء و نوجوان رابطه ی عمودی و آمرانه نباشد.

رابطه دوستانه و افقی و احترام قائل شدن برای آرا و افکار نوجوان و مشورت کردن با او، هم به رشد استقلال عاطفی و اعتماد به نفس نوجوان کمک می‌کند و هم او را کمتر در مقابل والدین قرار می‌دهد.

 

- در دوره ی نوجوانی ضمن دادن آزادی کافی به نوجوانان ، ضروری است نوعی نظارت غیرمستقیم نیز بر آنها اعمال شود.

- در صورتی که نوجوانی از محبت مادرانه و پدرانه کافی برخوردار نباشد بیش‌تر احتمال دارد که در این دوره در دام دوستان ناباب و انواع باندهای منحرف و بزهکار بیفتد.

- پیشنهاد می‌شود که در این دوره والدین فرصت‌‌هایی را برای با هم گذراندن اوقات خود با فرزند نوجوانشان در بیرون از خانواده برنامه‌ریزی نمایند.

 

- باید به نوجوان کمک کرد تا برای اوقات فراغت خود برنامه‌ریزی مناسبی داشته باشد.

 

- پیشنهاد می‌شود که به نوجوانان ، ملاک‌های مهم در دوست‌یابی و به ویژه آثار سوء و خطرهایی را که دوستان ناباب ممکن است برای انسان داشته باشند، با زبانی صمیمی آموزش داد و آنها را در این کار یاری کرد.

 

- ضروری است که برای دوستان فرزند خود احترام قائل شده، از انتقاد بیش از حد یا هر گونه افراط و تفریط در این امر پرهیز کرد.

 

منابع:

- احمدی، احمد: روان‌شناسی نوجوانان و جوانان، نشر رودکی، تهران 1372.

- بیابانگرد، اسماعیل: روانشناسی نوجوانان، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران 1376.

 

مقالات مرتبط :

نوجوان ، نیازمند شماست

والدین بهتری باشیم!

 

http://www.tebyan.net/Social/House_Family/Teenager_Youth/Friendship/2008/4/15/64920.html

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:41  توسط آذر حکمت نیا   | 

یاد گرفتم که :

تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم

 

آدم ها فقط در یک چیز مشترکند : متفاوت بودن .

 شجاعت آن نیست که از آدمها شجاع تقلید کنی، بلکه آن است که به شیوه ی خود زندگی کنی و بهای آن را نیز بپردازی. حتی اگر بهای به شیوه ی خود زیستن، خود زندگی باشد، باز ارزش آن را دارد.

 

http://www.prowin.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 0:12  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

" افتخار در خشک کردن قطرۀ اشک است نه در جاری ساختن سیل خون  "  .  بایرون

 


 آزادی حقیقی آن نیست که هرچه میل داریم انجام بدهیم ، بلکه آن است که آنچه را که حق داریم بکنیم   "  . ویکتور کوزن



" توان خواهي مي تواند بر گذشت زمان پيروز شود  "  . فردریش نیچه



" پوزش خواستن از پس اشتباه ، زیباست حتی اگر از یک کودک باشد  "  . ارد بزرگ



" هر افتادنی همان برخاستن است. آن کس که به این حقیقت ایمان دارد به راستی خردمند است  "  . ولسوانی



" آدمیانی که با دیگران روراست نیستند با خود نیز بدین گونه اند  "  . ارد بزرگ



" در رنجی که ما می بريم ، درد نه تنها در زخم هايمان ، که در اعماق قلب طبيعت نيز حضور دارد.در تغيير هر فصل ، کوهها ، درختان و رودها ظاهری دگرگونه می يابند ، همانگونه که انسان در گذر عمر ، با تجربيات و احساساتش تحول می يابد. در دل هر زمستان ، تپشی از بهار و در پوشش سياه شب، لبخندی از طلوع نمايان  است  "  . جبران خلیل جبران



" کشتن گنجشکها کرکس ها را ادب نمی کند   "  . آبراهام لينكلن  



" آنکه به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است   "  . ارد بزرگ



" وقتی انسان آنقدر ثروتمند شد که بتواند هر چه دلش می خواهد بخرد ، می بیند معده اش بیمار است و همه چیز را هضم نمی کند   "  . شاتو بریان



" اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد  "  . ارد بزرگ



" برتری همیشه منفور بوده است ، و هنگامیکه برتر از همه ای بیشتر منفوری  "  . گراسیان



" تکبر زائیده قدرت مادی است و تواضع زاییده ضعف معنوی  "  . فردریش نیچه



" جهت الهی شما ، دریایی است پهناور و بی ساحل . ذات الهی شما از ازل پاکیزه بوده است و تا ابد نیز خالص و پاک خواهد ماند  "  . جبران خلیل جبران



" محبت نیرومندترین جادوها است  "  . گولاس



" مهم نیست کجا متولّد شدم و چگونه و کجا زندگی کرده ام. مهم این است که در آنجا که بوده ام چگونه رفتاری داشته ام  "  .  جوجیا اوکیف


پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود ، در دیگر ی بیابید و اگر نیافتید همانرا بشکنید

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 23:41  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

برای انسانهای بزرگ بن بستی وجود ندارد

چون

بر این باورند که یا راهی خواهند یافت  

یا راهی خواهند ساخت .

 

 

موفق ترین افراد جامعه همیشه به دنبال کوچک ترین عامل موفقیت فکر می کنند تا باز موفق شوند.

 

مردان بزرگ مثل خورشیدند ، برای تابیدن و درخشش از من و تو اجازه نمی گیرند .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 22:42  توسط آذر حکمت نیا   | 

آشنايي با اختلا ل شخصيت مرزي  
نويسنده : محمد امين شريفي

آقاي الف، حسابدار 28 ساله اي است که سابقه طولا ني مشکلا ت ميان فردي دارد. همکارانش در اداره او را شديدا دمدمي و غيرقابل پيش بيني مي دانند. برخي روزها شاد و سرزنده است اما روزهاي ديگر خشم غير قابل کنترل نشان مي دهد. همکاران او از نگرشهاي بي ثبات وي نسبت به مديران شگفت زده مي شوند. او بين بت ساختن و بت شکستن در نوسان است; به اين معني که يک روز دوستي را تا عرش اعلا  مي برد و او را ستايش مي کند و فردا يا حتي ساعتي بعد او را از همان جا با کله به زمين مي کوبد! براي مثال او يک روز درباره «ذکاوت» مديرش لا ف مي زند،  اما روز بعد او را به باد انتقاد مي گيرد. همکارانش از او فاصله مي گيرند، زيرا از توقعات مداوم او براي توجه به تنگ آمده اند.
يک روز بعد از گم کردن يکي از صورت حساب هايش به قدري آشفته شد که مچ دست خود را با تيغ بريد. از آنجا که سابقا نيز چندين بار سيگار بر روي دست خود خاموش کرده بود، لذا اين واقعه موجب شد که مدير به او اصرار کند درصدد کمک حرفه اي برآيد.

ماهيت اختلا ل شخصيت

اختلا ل شخصيت (bisorber Personality)  عبارت است از الگوي ناسازگارانه و با دوام تجربه دروني و رفتار بيروني که به زمان نوجواني يا جواني بر مي گردد و در زمينه هاي زير آشکار مي شود: 1- شناخت، يعني روش هاي ادراک و تفسير خود، ديگران و رويدادها
2- حالا ت عاطفي  3- عملکرد بين فردي 4 - کنترل تکانه ضعيف و مخدوش شده مثل خود زني که در شرح حال آقاي الف شاهد بوديم اما دقيقا افراد مبتلا  به اختلا ل شخصيت چه کساني هستند؟ در زندگي روزمره، همگي ما با آدم هاي اين چنيني روبرو شده ايم:
 1- افرادي که عادت به دروغگويي دارند به صورتي که اگر دروغ نگويند روزشان شب نمي شود! اين عده براي کوچکترين مسائلي که هيچ نفع مادي هم براي آنها ندارد باز دروغ مي گويند، مثلا  اگر ناهار آبگوشت خورده باشند به دروغ مي گويند قيمه خورده اند!
2- افرادي که هنگام عصبانيت سيگار روي دست خود خاموش مي کنند، خود را مي زنند، زخمي مي کنند و گويي که به اين شيوه عادت کرده اند!
3- افرادي که حس مي کنند از آنها زيباتر، باهوش تر، روشنفکرتر وموفق تر اصلا  روي کره زمين پيدا نمي شود و در صورت وجود چنين فردي حس مي کنند که احتمالا  سو » تفاهمي پيش آمده است!
4- افرادي که جز خود، به همه چيز و همه کس مشکو کند، تمام رفتارهاي همسر خود را زير نظر مي گيرند، به بي اهميت ترين و جزيي ترين اتفاقات با سو» ظن مي نگرند و معتقدند که همه عالم و آدم  در پي توطئه چيني عليه آنها هستند! 
5- افرادي که خوره کارند و خيلي کم مي خندند يا تفريح مي کنند، اين عده آن قدر کم مي خندند که تا بحال کسي دندان هاي آنها را نديده است!
6- و آدم هايي که ...
تمام مثال هاي ياد شده نمونه هايي از «اختلا ل شخصيت» هستند. يک فرد مبتلا  به ناراحتي روحي - مثلا  اضطراب يا افسردگي - از وضعيت خود در رنج است، لذا انگيزه براي رفتن پيش روانشناس و روانپزشک جهت درمان دارد. اما يک فرد مبتلا  به  اختلال شخصيت، معمولا خودش نه رنجي مي کشد و نه مشکلي در خود احساس مي کند اما اطرافيان وي همگي متوجه اند که مشکلي در کار است; لذا وي را ترغيب مي کنند که در پي کمک حرفه اي برآيد. در عوض وي تمام «اين اطرافيان» را عامل اصلي ناراحتي خود مي داند. از آنجا که اينگونه افراد به طور معمول از آنچه اجتماع به عنوان علايم آنها مي شناسد، احساس ناراحتي نمي کنند، اغلب فاقد انگيزه درمان و حتي مقاوم در برابر آن هستند، در طبقه بندي هاي روانپزشکي، اختلالات شخصيت به سه دسته تقسيم شده اند:. دسته الف رفتاري غريب و نامتعارف دارند، افراد مبتلا به دسته ب اغلب نمايشي، نامتعادل و هيجاني اند و افراد دسته ج را هراسان ها و مضطرب ها تشکيل مي دهند. اختلال شخصيت مرزي مربوط به دسته دوم (دسته ب) بوده و شايع ترين اختلال شخصيت محسوب مي شود. شرح حال کوتاهي که در آغاز بدان اشاره شد متعلق به يک فرد مبتلا به اختلال شخصيت مرزي است.

ويژگي هاي شخصيت هاي مرزي

«مرزي بودن» يعني چه؟ تصور مي شود که اين افراد يک جايي در «مرز» بين روان رنجوري (اضطراب، افسردگي و...) و اسکيزوفرني (آنچه که در زبان عاميانه بدان جنون گفته مي شود) قرار دارند. برخي پژوهشگران معتقدند که اختلال شخصيت مرزي نوعي از اسکيزوفرني يا افسردگي يا احتمالا آميزه اي از آنهاست. مشخصه فرد مبتلا، ناپايداري در اکثر حوزه هاي زندگي است. شخصيت زن آلکس در فيلم «جذابيت شوم» نمونه خوبي است از آنچه يک فرد داراي شخصيت مرزي چه جور آدمي است. در يک صحنه بسيار دراماتيک اين فيلم، آلکس شديدا آشفته مي شود و در لحظه اي، مچ دست خود را مي برد.
شدت اين موضوع نگاهي اجمالي است به ويژگي اصلي افراد مبتلا به اين اختلال; يعني «روابط ميان فردي بي ثبات». شخصيت هاي مرزي تقريبا هميشه به نظر مي رسد که در بحران و طوفان به سر مي برند. چرخش هاي سريع خلق در اينها شايع است: يک لحظه ممکن است نزاع طلب باشند، لحظه بعد افسرده و لحظه اي ديگر شاکي از اين که هيچ احساسي ندارند. افراد مبتلا  به اختلا ل شخصيت مرزي اغلب دچار نوع خاصي از افسردگي مي شوند که با احساس هاي پوچي و هيجان پذيري منفي متغير مشخص مي شود. ديويد سلينجر، رمان نويس آمريکايي مجموعه داستاني دارد به نام «دلتنگي هاي نقاش خيابان چهل و هشتم». در اين مجموعه، داستاني وجود دارد با نام «دهانم زيبا و چشمانم سبز» و مردي در آن توصيف مي شود که در خانه منتظر آمدن همسر خود است و دير کردن همسر، وي را شديدا آشفته و هيجاني مي کند و رفتارهايي از پشت تلفن نشان مي دهد که بسيار به هيجان پذيري هاي شخصيت هاي مرزي شباهت دارد. افراد مرزي به ندرت ديگران را آزار مي دهند اما عميقا تحت تاثير رويدادهاي ميان فردي قرار مي گيرند که اغلب افراد به راحتي آنها را از سر مي گذرانند.
اين افراد روابط عميق و پرتوقعي با ديگران برقرار مي کنند و ديگران را نمي توانند خاکستري ببينند، بلکه يا همه را خوب خوب مي دانند يا کاملا  بد، پديده اي که دو نيمگي (Splitting) ناميده مي شود. آنها علا وه بر اين که روابط آشفته اي دارند، اغلب در مورد «هويت» خودشان يا اين که آنها واقعا کيستند، دچار سردرگمي مي شوند. حتي بعد از اين که دوره عادي جستجوي هويت را در نوجواني پشت سر گذاشته اند باز هم مطمئن نيستند که از زندگي چه مي خواهند و در سطح عميق تر فاقد درک روشني از خويشتن خويش هستند. عدم اطمينان آنها درباره اين که کيستند، به صورت تغييرات ناگهاني در گزينه هاي زندگي مانند برنامه هاي شغلي،  ارزش ها،  هدف ها و نوع دوستان جلوه گر مي شود. احساس هاي مزمن کسالت و بي حوصلگي باعث مي شوند افراد مبتلا  به اختلا ل شخصيت مرزي به دنبال تحريک باشند. ماجراي روابط آنها، تا اندازه اي اين جستجو براي تجربيات هيجاني شديد را نشان مي دهد. امکان دارد براي رفع کسالت به رفتارهاي تکانشي مانند ولخرجي هاي نسنجيده، رانندگي بي پروا، پرخوري، يا حتي دزدي از فروشگاه ها بپردازند. هيجان ناشي از اين فعاليت ها آنها را سرزنده مي کند. تفکرات خودکشي گرا يا رفتار جرح خويشتن نيز در بين شخصيت هاي مرزي متداول است ولي گاها قصد ندارند خودشان را بکشند و اين رفتار آنها که «خودکشي گونه» نام دارد، ژستي براي جلب توجه خانواده، معشوق يا متخصصان محسوب مي شود. خودزني  آنها به وسيله چاقو يا خاموش کردن سيگار بر روي بدن نوعي پرخاشگري هدايت شده به سمت خود است. مرزي هيجان ها را هميشه در حالت اوج (peak) تجربه مي کنند نه در حالت متعادل هنگامي که در حالت اوج هيجان قرار مي گيرند - به ويژه احساس خشم يا گناه شديد - براي آرام کردن خود و کم کردن شعله هيجانات به خودزني مي پردازند; چرا که توان تبديل حالا ت هيجاني خود به کلمات را ندارند و در نتيجه مجبورند که پرخاش شديد را متوجه خويشتن کنند.

شخصيت هاي مشهور مبتلا  به اختلا ل مرزي

افرادي مثل مارلين مونرو هنرپيشه لورنس عربستان، توماس ولف، آدلف هيتلر و زلدا فتزجرالد همگي داراي خصلت هاي شخصيتي شبيه به آنچه در افراد مبتلا  به اختلا ل شخصيت مرزي ديده مي شود بودند. هر يک از آنها به خاطر رفتارهاي غيرقابل پيش بيني و بي اندازه متغيرشان، عدم تحمل گفت وگوهاي عادي و اجتماعي، دوره هاي نااميدي و بسياري وقايع غيرعادي که مشخصه زندگي آنهاست، مشهور بودند. همچنين هيتلر در روز دوشنبه 30 آوريل 1945 خودکشي کرد. از روز صدر اعظم شدن هيتلر دقيقا دوازده سال و سه ماه مي گذشت... 
کارشناس ارشد روانشناسي باليني

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 11:39  توسط آذر حکمت نیا   | 

**تکلیف خود را بطور کامل انجام دهید، ندانستن جزئیات است که هر بار شما را به زمین می زند.

 
برایان تریسی
 
 

*انسان ها ظالمند ولی انسان مهربان است.

رابیندرانات تاگور

*

*فرصتها هرگز از دست نمی روند، بلکه دیگری آنچه را که تو نیافته ای پیدا کرده است.

هر كس

هر كس *هر کس مرتكب اشتباهي نشده، اكتشافي هم نكرده. »»» گاليله

 

*اگر چه از هر چیزی بهترینش را ندارم ، ولی از هرچه که دارم بهترین استفاده را کنم.

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 0:49  توسط آذر حکمت نیا   | 

مرد قوي هيكل ، در چوب بري استخدام شد و تصميم گرفت خوب كار كند .

روز اول 18 درخت بريد . رئيسش به او تبريك گفت و او را به ادامه كار

تشويق كرد . روز بعد با انگيزه بيشتري كار كرد ، ولي 15 درخت بريد .

روز سوم بيشتر كار كرد ، اما فقط 10 درخت بريد . به نظرش آمد كه

ضعيف شده است . نزديكش رفت و عذر خواست و گفت :

« نمي دانم چرا هر چه بيشتر تلاش مي كنم ، درخت كمتري مي برم»

 

رئيس پرسيد : «آخرين بار كي تبرت را تيز كردي ؟»

او گفت : «براي اين كار وقت نداشتم . تمام مدت مشغول بريدن درختان بودم.»

http://www.f-team.blogfa.com/ 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 18:3  توسط آذر حکمت نیا   | 

 


از جمله اختلالات مربوط به غذا خوردن،

«بی اشتهایی عصبی»

و

«پرخوری عصبی»

است که غالباً در نوجوانان و زنان رخ می دهد. دلیل ایجاد این دو اختلال، وسواس فکری بیمار نسبت به افزایش وزن  است .

اگرعلیرغم گرسنگی رغبتی به خوردن غذا ندارید این مساله را جدی بگیرید؛ چون ممکن است مبتلا به بی اشتهایی عصبی باشید.

در میان جوانان نسل امروز داشتن اندام باریک و لاغر از لحاظ زیبایی یک ارزش به شمار می آید و در نتیجه ی تبلیغاتی که برای لاغری می شود و با وجود امتیازهایی که برای لاغر شدن بیان می شود، بسیاری از نوجوانان - حتی آنهایی که وزن عادی دارند- با هراس از چاقی، به رژیم های لاغری  و کاهش وزن روی می آورند. در حقیقت بی اشتهایی عصبی، اختلالی است که در آن فرد علیرغم گرسنگی، هیچ رغبتی به خوردن غذا ندارد. این ناهنجاری روانی که مشخصه ی آن ناسازگاری و رویگردانی از غذاست، باعث ایجاد یک محدودیت عمده نسبت به غذا می شود. لذا با توجه به شیوع روزافزون این پدیده، پرداختن به آن از اهمیت خاصی برخوردار است.

افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی در روز کمتر از 600 کالری دریافت می کنند.

این بیماری در سا ل 1874 نام گذاری و برای اولین بار علائم آن توصیف شد. این اختلال تقریباً یک درصد نوجوانان و عمدتاً دخترها را گرفتار می کند (میزان ابتلای زنان 25-15 ساله به بی اشتهایی عصبی حدود یک در 100 نفر است)، هرچند که بروز آن در پسرها نیز رو به افزایش است. این گرسنگی تحمیلی، در اثر ترس از چاقی و تعبیر غلط از ظاهر شخص (چاق به نظر آمدن در حالی که شخص لاغر است) به وجود می آید.

این اختلال با کوشش برای کم کردن وزن آغاز می شود، سپس با سرعت به ترس از چاقی و شیفتگی نسبت به لاغری  تبدیل می شود.

این گونه بیماران در مورد فرم بدن خویش دچار ابهام هستند. هر گونه افزایش وزن  موجب دلهره و اضطراب شدید می شود و از دست دادن وزن این اضطراب را فرو می نشاند.

در این عارضه، بیمار علاوه بر این که دریافت انرژی را اغلب به کمتر از 600 کیلوکالری در روز می رساند، از طریق استحمام بیش از حد، ورزش اضافی، استفراغ عمدی، استفاده از مسهل ها و ملین ها، دفع را افزایش می دهد و وزن خود را کم می کند.

افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی نسبت به فرم ظاهری شان بسیار حساس هستند و حتی هنگامی که به طرز خطرناکی لاغر شده اند، خود را چاق تصور می کنند.

بعضی از این افراد، در ابتدا مشکل اضافه وزن دارند و با رعایت رژیم لاغری وزن خود را به اندازه ی طبیعی می رسانند، ولی پس از رسیدن به وزن طبیعی، طبق روال قبل آنقدر رژیم کاهش وزن را ادامه می دهند تا لاغر و نحیف شوند. این افراد نسبت به فرم ظاهری شان بسیار حساس هستند و حتی هنگامی که به طرز خطرناکی لاغر شدند، خود را چاق تصور می کنند و گاهی اوقات با پوشیدن لباس های گشاد، کاهش وزن خود را پنهان می کنند و به خاطر مشکلاتشان تمایل به انزوا دارند و رفتارشان تغییر می کند؛ به عنوان مثال، از غذا خوردن با دیگران امتناع می کنند.

این افراد معمولاً وابسته و مطیع هستند و رفتاری بچگانه دارند، غالباً اعتماد به نفس ندارند و به اظهار نظر دیگران درباره ی خود، اهمیت می دهند. با پیشرفت بیماری، بیماران تحریک پذیر و لجباز می شوند و کاهش وزن را تنها پناه و وسیله ی آرامش خود می یابند. در حقیقت در این بیماری، بین تصویر ذهنی افراد از خود و واقعیت فاصله می افتد.

چه کسانی بیشتر از سایرین در معرض خطر ابتلا به این عارضه هستند؟

* کسانی که سابقه ی اضافه وزن مختصر دارند

* کسانی که با فشار اجتماعی برای لاغر بودن مواجه هستند، مثل هنرمندان

* کسانی که بیش از حد از دوستان تأثیر می پذیرند

* افراد خشک و مقرراتی

*افراد سخت کوش، کمال طلب و محافظه کار

* افرادی از خانواده ی طبقه ی متوسط و نیمه مرفه، که والدینشان به وضع ظاهری آنها اهمیت می دهند

بی اشتهایی عصبی چه علایمی دارد؟

* کاهش حداقل 15 درصد وزن بدن (نمایه ی توده ی بدن [BM] به کمتر از 5/17 برسد)

* اجتناب از خوردن غذا

* ترس زیاد از چاقی

* علاقه ی شدید به کاهش وزن و رژیم گرفتن

* تصور بدشکل بودن اندام

* استفاده نادرست از داروهای مدر، ملین و قرص های لاغری 

* استفراغ عمدی

* استحمام بیش از حد

* ورزش شدید

* توقف قاعدگی در زنان

* عدم تحمل سرما

چه عواقب و عوارضی در انتظار مبتلایان به این عارضه است؟

سوء تغذیه، پوکی استخوان،  اختلال در میزان آب  و الکترولیت ها، بی نظمی و کاهش ضربان قلب، یبوست، کم خونی، ریزش مو  یا نرم و ظریف شدن بیش از حد مو، خشن شدن پوست، رویش موی کرک مانند در صورت و تنه، بی قراری و فعالیت بیش از حد، افسردگی  و انزوای اجتماعی، اختلالات مغزی، اِدِم (ورم)، کاهش غیرطبیعی درجه ی حرارت بدن، کاهش فشار خون، سنگ کلیه ، کاهش فیلتراسیون گلومرولی، و در نهایت خودکشی.

ادامه دارد...

منبع: ماهنامه دنیای تغذیه شماره 44

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 0:21  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

« همه چیز در جهان برای بودن آدمی است و درد این

 

است که بودن خود برای چیست ؟ چه خنده آورند آنها

 

که بودن خویش را در جهان ابزار چیزی کرده اند که خود

 

ابزار بودن آنهاست ! و چه بسیار آدمیانی که در این

 

گردونه ابلهانه دور می زنند ...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 10:49  توسط آذر حکمت نیا   | 

پسري  كه در ابتدا  براي امرار معاش خانواده اش تلاش كرد

و در نتيجه

امپراطور عظيمي از خود ساخت :

پسري بنام كنراد  در يك خانواده هشت نفري دومين فرزند بود و نخستين پسر ؛ پدرش فردي فعال و پرانرژي و  نشاط بود و همزمان يك فروشگاه مواد غذائي دائر كرده بود ورئيس پست خانه شهرشان بود و خريد و فروش دام ميكرد و مالك يك پمپ بنزين و داروخانه و اسطبل اسب بود ؛ مادرش نيز بخاطر گرفتاري پدر به روح فرزندان ايمان و احترام و عشق به حقيقت را دميد و خانواده شادمان و درستكاري بودند و پدر دوباره دست به كاري زد و معدن ذغال سنگ خريد ولي يكدفعه بحران اقتصادي باعث نابساماني شد و قيمتها بشدت تنزل يافت و بسيار متضرر و پريشان حال گرديد و ورشكستگي خود را اعلام نمود و به خانواده خود گفت كه : هراس به دل راه ندهند كه قبلا نيز اين طعم را چشيده است و با خانواده خود در جهت امرار معاش مشورت نمود و كنراد كه در آغار پيمودن راهي بزرگ بود پيشنهادي داد :

« به نظر من ميبايست پنج اطاق خانه را تبديل به يك هتل كنيم و اين شهر نيازمند اين مكان است و شايد كسي در اوايل به ما مراجعه نكند ولي بزودي اين خبر  در همه جا پخش ميشود ومادر و خواهر آشپزي ميكنند و..... » .

 

خبر گشايش همه جا پخش شد و...........كنراد مابقی راه را با موفقیت ادامه داد و سپس  به خريد و فروش املاك مشغول شد و در معدن طلا سرمايه گذاري كرد و در سن 23 سالگي نماينده مجلس شد و در 27 سالگي معاون بانك شد و سپس كار پرداز ارتش هم شد و سپس بانكي خصوصي را با سرمايه خود تاسيس كرد و هتل هايي را پي در پي خريداري و راه اندازي ميكرد و ديگر او امپراطوري شده بود و سپس در سال 1965 تاثير ژرفي بر صنعت هتلداري گذاشت و و داراي ۱۶۰هتل در 19 كشور جهان گرديد و به بياني ديگر كنراد داراي 40 هزار اطاق و 400 هزار كارمند و كارگر داشت و كنراد هيلتون  قطب هتلداري جهان بود.

سخنان كنراد هيلتون :

به خود و سرنوشت خود و خداي خود ايمان داشته باش .

وقتي كه دعايت مستجاب ميشود ؛ شكرش را بجا بياور و معطل نكن .

اگر در راه رسيدن به هدف خود استقامت نشان دهيد ؛ به ارزوي خود خواهيد رسيد .

خدمت بيشتر كن و با قيمت كمتر .

حاضر نيستم كه تجربياتم را با ميليونها دلار عوض كنم .

من آموختم كه اگر راحت بنشينم ؛ هرگز راه به جائي نخواهم برد .

من بخدا ايمان دارم و معتقدم كه با عبادت ميتوان به عشق الهي دست يافت .

من به صداقت ايمان دارم و معتقدم كه هركس با دروغ گفتن زندگي خود را تباه ميكند .

من به شور و شوق و شهامت ايمان دارم و معتقدم كه بدون آنها نيرومندترين توانائيها ي انسان ؛‌ خفته و نهفته با قي ميماند .

اشتياق بود كه مرا پيش ميبرد و عبادت بود كه از من محافظت مي كرد .

کنراد هیلتون صاحب هتلهای زنجیر ه ای هیلتون ِ  اهل آمریکا بود و در سن ۹۱ سالگی وفات یافته .

برگرفته از کتاب :

« توانگران چگونه می اندیشند به نویسندگی چارلز آلبرت پویسانت و ترجمه محمد رضا آل یاسین »

 

http://mmg.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 17:1  توسط آذر حکمت نیا   | 

هفت راز ازدواج موفق

1) زوج های موفق خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت می گویند. زوج های موفق قبل از ازدواج، توقعاتی كه از یكدیگر دارند مطرح می كنند، اگر توافق اساسی با هم ندارند (برای مثال مرد فرزند می خواهد ولی خانم مخالف است)، می توانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فكر كنند. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت می كنند و اگر اختلافی پیش آمد، آن را به زمان دیگری موكول می كنند تا همدیگر را درك كنند و به توافق برسند.

2) زوج های موفق فردیت خود را حفظ می كنند. بعد از ازدواج استقلال زوج ها كم می شود اگر افراد فرزند داشته باشند روز به روز وابستگی بیشتر می شود و گاهی افراد احساس خستگی می كنند. زوج های موفق می دانند حتی اگر به هم علاقه داشته باشند، گاهی احساس خستگی می كنند. آنان یكدیگر را تشویق می كنند تا همیشه"ما" نباشند و زمانی هم برای "خود" داشته باشند و به كارهای مورد علاقه خود بپردازند.بدین ترتیب زوج فردیت خود را حفظ می كند و زندگی ، شاداب می شود.

3) زوج های موفق همدیگر را مركز توجه قرار می دهند. آنان همدیگر را دست كم نمی گیرند و همیشه به فكر خوشبختی همسر خود و خانواده هستند. معمولاً افراد چند سال پس از ازدواج مانند سال های اول به هم توجه نمی كنند. ولی زوج های موفق، كارهای كوچك نظیر اولویت قرار دادن نیازها و كارهای همسر و كارهای بزرگ نظیر احترام و گوش كردن به حرف های هم را مدنظر قرار می دهند. ازدواج دریای تغییرات است. شما اغلب فراموش می كنید همسرتان مهم است و به او توجه نمی كنید. درعوض به كار، سرگرمی و دوستان اهمیت می دهید ولی زوج های موفق همدیگر را مركز توجه قرار می دهند.

4) زوج های موفق روش های حل اختلاف را می آموزند. "جان گاتمن" روانشناس كه 20 سال زندگی زوج ها را مطالعه كرده، عامل اصلی موفقیت یا شكست ازدواج را توانایی، یا عدم توانایی حل اختلافات می داند. حتی اگر همسرتان و شما كاملاً با هم یكی باشید ، گاهی با نظر هم موافق نیستید و این مخالفت باعث ناراحتی می شود. نباید به اعتیاد، خشونت و ... رو بیاورید. اگر خواسته شما و همسرتان با هم فرق دارد، باید آن را حل كنید. زوج های موفق با هم صحبت می كنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به هم دارند. آنان در مورد اختلافات و مخالفت ها با هم مذاكره می كنند تا به نتیجه عادلانه برسند. آنان از یكدیگر حمایت می كنند و غـُر نمی زنند. آنان می پذیرند در مواردی عشق ، برتر از پیروزی است.

5) زوج های موفق با هم رشد می كنند. مسلماً فردی كه امروز با او ازدواج می كنید،10 سال آینده متفاوت خواهد بود. شما هر دو تغییر می كنید. به ویژه در شرایط سخت زندگی مانند از دست دادن والدین . زوج های موفق می دانند كه یكی یا هر دو در طول زندگی تغییر می كنند و قواعد عوض می شود. پس لازم است تغییر كنید تا بتوانید روابط در حال تغییر را عوض كنید.

6) زوج های موفق برای حفظ روابط می كوشند. زوج های موفق به طور منظم وضعیت زندگی خود را بررسی كرده  و با هم صحبت می كنند تا از شادی و رضایت هر دو از زندگی مشترك مطمئن شوند. اگر یكی ، یا هر دو شما از زندگی مشترك ناراضی هستید، مشكلتان را حل كنید.

7) از مراجعه به مشاور خجالت نكشید. زوج های موفق قبل از مراجعه به مشاور، سند طلاق را امضا نمی كنند. آنان می كوشند كه مشكلات را در اولین فرصت حل كنند.

 

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=7249

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 13:31  توسط آذر حکمت نیا   | 

با کنترل خشم از زندگی لذت ببریم

همه ما با حالت روحی خشم آشنا هستیم و در زندگی بارها آن را تجربه کرده ایم. خشم نوعی هیجان روحی است که اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتار ناشایست دیگران بروز می‌کند. خشم می تواند یک رنجش و ناراحتی زودگذر باشد و یا یک عصبانیت تمام عیار، در هر حال پدیده‌ای کاملا طبیعی است و مانند سایر احساسات نشانه سلامت و تندرستی و عواطف انسانی می باشد، اما هنگامی که از کنترل خارج شود، می تواند به یک حس مخرب و ویرانگر تبدیل شود و پیامدهای ناگوار در محیط کار، روابط شخصی و در تمامی عرصه‌های زندگی شما به وجود آورد. همچنین خشم می‌تواند حس خود بزرگ بینی را در شما زنده کند. و زودتر ازآنچه تصور می‌کنید به سلامت شما آسیب می رساند. متأسفانه خشم برای شما مانند همدم همیشگی است که تمام عمر همراهتان خواهد بود و با هر طغیانی، فشار خونتان را به مقدار قابل توجهی بالا خواهد برد و این تنها یکی از پیامدهای زیانبار خشم بر تندرستی شما است. افزون بر این باید بدانید که خشم و عصبانیت همچون زهری است که دائما به درون شما می‌ریزد. حال ممکن است این سئوال در ذهن شما متبادر شود که خشم چیست؟ و چگونه می توانید از دست این پدیده رنج آفرین رهایی یابید؟خشم یک نوع احساس است که همواره بین دو حالت متغییر است: خشم می تواند عصبانیت و ناراحتی جزئی و یا در نوع حاد آن، واکنشی جنون آمیز باشد. طبق نظر دکتر چارلز اسپیلبرگر، خشم نیز احساسی نظیر سایر احساسات انسان است که با ویژگی های روانشناسی اشخاص تغییر می کند. هنگامی که عصبانی می‌شوید آثار فیزیولوژیک خشم در بدن ظاهر می‌شود، ضربان قلب و فشار خونتان بالا می رود و میزان ترشح هورمون ها نیز افزایش می یابد. عصبانیت می‌تواند به دلیل حوادث و رویدادهای بیرونی و یا تغییرات درونی باشد. ممکن است شما از شخص خاصی مانند همکاران ،اعضاء خانواده و یا رئیس خود رنجیده باشید و رفتار آن ها باعث عصبانیت شما شده باشد و یا ترافیک و شلوغی شهر شما را خشمگین کند. فکر کردن و نگرانی در مورد مسائل و مشکلات روزمره و یا به یادآوردن وقایعی که قبلا باعث خشم و ناراحتی شما شده اند نیز از عواملی هستند که می توانند خشم شما را برانگیزند. بیان کردن خشم، صحبت کردن پرخاشگرانه و عکس العمل تند و خشن حالتی غریزی است که اکثر ما هنگامی که خشمگین می شویم، از خود بروز می‌دهیم. خشم عکس العمل طبیعی در برابر تهدید،خطر و ... است که به ما این اجازه را می دهد که در شرایط بحرانی از خود دفاع کنیم. بنابراین عصبانیت برای بقا و پایداری انسانها ضروری و اجتناب ناپذیر است، ولی نباید فراموش کرد که برخورد فیزیکی با افراد و مواردی که ما را خشمگین می‌کنند، از لحاظ قانونی و معیارهای اجتماعی ناهنجار تلقی می‌گردد و پیامدهائی منفی خواهد داشت. سه روش مهم برای برطرف کردن منطقی خشم وجود دارد: 1- ابراز کردن 2- سرکوب کردن 3- آرام کردن. ابراز کردن خشم به این معناست که در بیان خشم خود جسور و منطقی باشید نه پرخاشگر، این روش منطقی ترین راهکار برای ابراز خشم است. شما باید یاد بگیرید که چگونه رفع اتهام کنید و خود را تبرئه نمائید و چگونه به این هدف بدون صدمه زدن به دیگران برسید. جسور بودن به این معنی نیست که قلدر باشید و به دیگران زور بگویید، بلکه به این معنی است که برای خودتان و دیگران ارزش قائل باشید و با احترام رفتار کنید و مشکلاتتان را از راه منطقی حل کنید. سرکوب کردن خشم راه حل دیگری است برای مهار عصبانیت و سرکوب خشم و جهت دادن و تبدیل آن به رفتارهای دیگر. راهکار آن هم به این صورت است که هنگامی که خشمگین می شوید، در مورد موضوعی که باعث خشم شما شده است، فکر نکنید و بجای آن به چیزهایی خوب و مثبت بیاندیشید. هدف از این روش، مهار خشم شما و تبدیل آن به رفتارهای سازنده است. اما پیامد منفی این روش، این است که اگر عصبانیت خود را ابراز نکنید، خشم فرو‌خورده در درون شما باقی می‌ماند و این خشم درونی می تواند باعث افزایش فشار خون و یا افسردگی شما شود. از این رو، بیان نکردن خشم می‌تواند مشکلات دیگری را به وجود آورد. افرادی که خشم خود را ابراز نمی‌کنند، نسبت به همه چیز بدبین هستند و با دیگران رفتاری پر از کینه و خصمانه دارند. آنها مرتب دیگران را تحقیر می کنند و همه چیز را مورد انتقاد قرار می‌دهند و معمولا در روابط خود با دیگران دچار مشکل هستند و کمتر رابطه‌ای موفق دارند. در نهایت سومین راهکار فرو نشاندن خشم مرحله آرام کردن آن است. در این حالت با جملات و واژه های تسکین دهنده خود را آرام کنید. بنابر این می توان چنین نتیجه گرفت که شما نه تنها در قبال اعمال ظاهری خود مسئول هستید، بلکه روحیات درونی خود را هم باید پرورش دهید. پس بکوشید به هنگام خشم خود را تسکین دهید و احساسات خود را مهار کنید.کنترل خشم این امتیاز را دارد که احساسات ناشی از خشم و هم تحریکات جسمانی که خشم باعث به وجود آمدن آنها می‌شود، کاهش می‌یابد. بی‌تردید نمی‌توان پیشاپیش حوادثی را که باعث خشم می شوند، از سر راه برداشت و یا از روبه‌رو شدن با آنها اجتناب نمود، شاید نتوانیم آنها را تغییر دهیم اما می‌توانیم بیاموزیم که چگونه واکنش‌های خود را کنترل کنیم.

 

http://www.tici.info/default.aspx?dir=Learn_wmn&file=mod84-9.htm

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 1:58  توسط آذر حکمت نیا   | 

http://www.azimi4.blogfa.com/post-55.aspx

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 0:0  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

تيك (TIC) به حركات و يا اصوات ناگهاني، تكراري، متناوب، قالبي و

كليشه اي، بدون ريتم (غير موزون) و غير ارادي اطلاق ميشود. تيك

ممكن است براي ناظر غير قابل رويت باشد مانند سفت كردن عضلات

شكم و يا تكان دادن انگشتان پا.

تقسيم بندي تيك:

1- تيك هاي حركتي ساده(SIMPLE MOTOR TICS): حركات بي

معني، ناگهاني و كوتاه ميباشند. مانند: چشمك زدن، بالا انداختن

شانه، بالا بردن بيني، حركت دادن دستها و پاها.

2-تيك هاي آوايي ساده(SIMPLE PHONIC TICS): اصوات غير

ارادي اي كه از بيني، گلو و دهان خارج ميگردند. مانند: سرفه كردن،

صاف كردن گلو، بالا كشيدن بيني، خرخر كردن، آروغ زدن، تقليد اصوات

حيوانات.

3- تيك هاي حركتي پيچيده(COMPLEX MOTOR TICS): حركاتي

كه بيشتر هدفمند بوده و چندين عضله بطور هماهنگ در ايجاد آنها

دخالت دارند. مانند: كشيدن لباس، لمس كردن ديگران، لمس كردن

اشياء، شكلك درآوردن، نيشگون گرفتن، بوسيدن خود و يا ديگران، آب

دهان انداختن، خاراندن، شانه زدن موها، ضربه با نوك انگشت، پريدن و

لي لي رفتن، زبان درازي، لمس كردن بيني، بوييدن اشياء و افراد،

حركات پرتابي، پژواك كرداري (ECHOPRAXIA) (تكرار و تقليد غير ارادي

حركات ديگران)، كوپروپراكسيا (COPROPRAXIA) (انجام حركات و

ژستهاي قبيح، زننده، و ناپسند نزد جامعه)

4- تيك هاي آوايي پيچيده(COMPLEX PHONIC TICS): آواهاي

هدفمند تر و طولاني تر. مانند: پژواك گويي (ECHOLALIA) (تكرار غير

ارادي كلمات و جملات ديگران)، مكررگويي(PALILALIA) (تكرار غير ارادي

كلمات و جملات خود)، مكررخواني(LEXILALIA)(تكرار غير ارادي كلماتي

كه خوانده ميشوند)، كوپرولاليا و يا بد دهني (COPROLALIA)(بيان واژه

ها و الفاظ ركيك، قبيح و ممنوعه)،صحبت كردن با خود، تغيير دادن مكرر

لحن گفتار، سوت زدن، خنديدن و فرياد كشيدن هاي ناگهاني.

انواع تيك بر حسب مدت پايداري:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 23:17  توسط آذر حکمت نیا   | 

دختری از سختی های زندگی به پدرش گله می کرد. از مبارزه خسته بود. نمی دانست چه کند. بلافاصله پس از اینکه یک مشکل را حل شده می دید مشکل دیگری سر راهش آشکار می شد و قصد داشت خود را تسلیم زندگی کند.

پدر که آشپز ماهری بود او را به آشپز خانه برد. سه قابلمه را پر از آب کرد و آن ها را جوشاند. سپس در اولی تعدادی هویج، در دومی تعدادی تخم مرغ و در دیگری مقداری قهوه قرار داد و بدون اینکه حرفی بزند چند دقیقه ای منتظر ماند. دختر هم تعجب کرد و بی صبرانه منتظر بود. تقریبا بعد از 20 دقیقه پدر اجاق گاز را خاموش کرد. هویج ها و تخم مرغ ها را در کاسه گذاشت و قهوه را در فنجانی ریخت. سپس رو به دختر کرد و پرسید: عزیزم چه می بینی؟

دختر هم در پاسخ گفت: هویج، تخم مرغ و قهوه.

پدر از دختر خواست هر کدام از آنها را لمس کند. هویج ها نرم و لطیف بودند و تخم مرغ ها پس از شکستن و پوست کندن سخت شده بودند. در آخر پدر از او خواست قهوه را ببوید.

دختر دلیل اینکار را سوال کرد و پاسخ شنید: دخترم هر کدام از آنها در شرایط ناگوار یکسانی در آب جوش قرار گرفتند. ولی از خود رفتارهای متفاوتی بروز دادند. هویج های سخت و محکم ضعیف و نرم شدند. پوسته های نازک و مایع درون تخم مرغ ها سخت شدند. ولی دانه های قهوه توانستند ماهیت آب را تغییر دهند.

سپس پدر از دخترش پرسید:حالا تو دخترم  وقتی در زندگی با مشکلی مواجهه می شوی، مثل کدامیک رفتار می کنی؟

هویج، تخم مرغ یا قهوه؟

شما چطور؟؟؟؟

 

 

http://www.e1-galaxy.blogfa.com/

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 1:19  توسط آذر حکمت نیا   | 

بیائید بخندیم ،خنده ای از ته دل،خنده ای با صدای بلند، آنقدر بلند که از صدای خنده ما اطرافیانمان نیز به خنده بیافتند،بیائید اخم ها را باز کنیم و بخندیم ،اینجا اخم ممنوع است.اگر شما کم میخندید با اطلاع از فواید این داروی رایگان،حتما می خندید.


محسن وزیری-خبرنگار سلامت نیوز/خنده و شادی داروئی رایگان برای درمان بیماری هاست ،شما می توانید با فقط چند دقیقه خندیدن در روز استرس‌ها را از خود دور کرده و با آرامشی وصف ناپذیر زندگی کنید،خنده حتی در رفتار ما تاثیر دارد برای مثال،پس از خنده ما بيشتر صحبت كرده وتماس چشمي و فيزيكي بيشتری برقرار ميكنيم. خنده باعث كاهش فشار خون، افزايش جريان خون در بدن و افزايش اكسيژن رساني در بدن ميگردد و این یعنی بهبود سریعتر زخمها.خندیدن به دلیل ایجاد حالت سرفه وسکسکه در انسان باعث پاک شدن مجاري تنفسي از مخاط اضافي ميگردد.مکانیسم خنده و خندیدن باعث تقویت سیستم ایمنی بدن شده و سلولهاي T وB و گاما اينترفرون را افزایش می دهد.
خنده یک ماساژور رایگان!
خندیدن باعث ماساژ ارگانهای شکمی و بهبود عملکرد آنها و باعث تقویت عضلاتی است که ارگانهای شکمی را در جای خود نگه داشته است که نتیجه آن افزایش و بهبود عمل جذب و هضم غذاهاست.
خنده باعث فعال شدن هر دو نیمکره مغز شده که باعث بهبود عملکرد مغز و افزایش تمرکز و هوش انسان است.
خنده با ایجاد یک فضای امن و مثبت احساسی،باعث شده تا افراد ارتباط نزدیک تری با هم پیدا کنند و از وجود یکدیگر لذت ببرند. خنده عصبانیت را از بین برده باعث ایجاد صمیمت بیشتر می شود.خنده همانند خمیازه واگیردار و مسری است،وقتی کسی می خندد اطرافیان او نمی توانند مقاومت کرده و نخندند.
داروین و بسیاری از پژوهشگران معتقند؛خنده بر عکس ترشروئی که باعث اندوهگین شدن می شود می تواندحس مثبت و شادی بخشی در انسان ایجاد کند.محققان می گویند موقعی که می خندیم 42 ماهیچه‌ی صورت به تحرک می افتند که خود نوعی ماساژ و ورزش برای پوست صورت بوده و نتیجه آن حفظ شادابی و جوانی پوست است.

خنده باعث ایجاد اعتماد به نفس در انسان شده و به وی کمک می کند تا بامشکلات منطقی تر برخورد کرده و به آسانی و آرامش خیال به حل و فصل آنها بپردازد.

با شندین این حرف و حدیثها آیا باز هم اخم چهرتان را فرا گرفته؟بیائید حالا که می دانیم خنده این نعمت بزرگ برای سلامتیمان تا این حد مفید است با همدیگر بلند بخندیم.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 23:26  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

You feel blue

 

You look blue

 

You think that you have no use at all

 

Nobody cares for you

 

You think your exist doesn’t make any changes

 

You think that no days were as bad as  these ones

 

Nothing is on the way you like

 

You don’t like any of the activities

 

You used to like

 

You like no one

 

You think that you are bad

 

So are the other people

 

You think that this word has no use

 

You think you are over

 

And you might feel like ending this useless life

 

 

Has these ever happened to you ?

 

I think everybody has experienced it

 

What do you do when these thoughts are moving around

 

your head?

 

 

You have different ways to choose

 

You might continue these thoughts and

 

make these feelings stronger than yesterday

 

 

you might guide your thoughts toward  the good days

 

to see why they were good?

 

Seems to be a good way

 

Lets find some good days

 

The days that you had no pain

 

You might choose your childhood

 

When you were just thinking about  the present

 

Not  future or past

 

 

people around haven't  had so much affect on your

 

thoughts yet

 

or the days that you were in love

 

in which u felt like you are flying in sky

 

you can not stay in your body

 

everything is nice and unbelievably beautiful

 

or a nice day you were walking on the sea side

 

the sun was shining

 

your breath very deep and calm

 

the day that you have  passed a very important

 

examination

 

or

 

think how happy you were

 

the taste of success

 

can you feel it ?

 

or the day that you made a heart happy !

 

you might have  seen  a very nice smile a child's lips

 

and it  made you smile, too!

 

could you find any memory ?

 

any good ones?

 

 

Yes , you can find good memories.

 

there should be one. 

 

Now try to understand why those days were good

 

find the reasons

 

and try to create such a feeling for yourself

 

usually by living in the present 

 

not living in the past or your dreams in the future you can

 

feel much more better

 

most of the time we are living with past or future

 

memories  

 

what about the  present?

 

You know today is yesterday's tomorrow

 

Am I right?

 

So the tomorrow you were thinking about it yesterday is

 

now

 

It is in you hands

 

Don’t you want to use it ?

 

you might remember this nice saying :

 

past is history

 

future is mystery

 

and present is present

 

so what ?

 

what to you think ?

 

 

 

آذر حکمت نیا  

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 12:53  توسط آذر حکمت نیا   | 

۱ .دانشمندان 9 ژن جديد عامل افزايش خطر ابتلاء به بيماري شيزوفرني (جنون جواني) را كشف كرده‌اند.

به گزارش سرويس «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پژوهشگران در بيمارستان زوكر هيل سايد در انستيتو تحقيقات پزشكي فين اشتين در نيويورك در اين باره خاطرنشان كردند كه كشف آنها مدركي علمي مستدلي است كه نشان مي‌دهد اين بيماري معلول كننده مغزي مي‌تواند به طور نهفته از هر دوي والدين به ارث برسد.

اين پژوهشگران اظهار داشتند كه اگر اين نتايج تاييد شوند، راههاي جديد در مسير تحقيقات در زمينه شيزوفرني و ساير بيماريهاي شديد رواني گشوده خواهد شد.

با اين كشف ديدگاه برتري در علم ژنتيك بيماريهاي رواني به وجود مي‌آيد كه براساس آنها احتمالا تعداد زيادي از دگرگونيهاي ژنتيكي مي‌توانند منجر به بروز بيماري جنون جواني شوند.

نتايج اين پژوهش در گزارش آكادمي ملي علوم منتشر شده است.

 ۲ . جام جم آنلاين: كودكاني كه مادرانشان افسرده هستند نسبت به مشكلات رفتاري و آسيب‌ها مستعدترند.
به گزارش ساينس ديلي، محققان با بررسي اثر افسردگي مادران بر رفتار و ميزان آسيب‌ديدگي كودكان دريافته‌اند احتمال وقوع صدمات و نيز مشكلات رفتاري در كودكاني كه مادرانشان از افسردگي رنج مي‌برند، دو برابر ساير كودكان است.
اين ميزان براي كودكان به ويژه پسراني كه سطوح افسردگي مادرانشان شديدتر است، افزايش مي‌يابد.
براين اساس، براي افزايش يك درجه‌اي مقياس سنجش افسردگي خطر جراحت كودكان تا 4 درصد و احتمال مشكلات رفتاري به ميزان 6 درصد افزايش مي‌يابد.

 

http://www.irexpert.ir/Webforms/News/NewNewsDetail.aspx?EvID=43641


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 23:51  توسط آذر حکمت نیا   | 

روان درمانی
  • روان درمانی چیست؟

  • چگونه یك درمانگر انتخاب كنم؟

  • چه نوعی از روان درمانی مورد استفاده قرار می گیرد؟

  • روان درمانی چه مدت وقت می گیرد؟

 روان درمانی چیست؟

روان درمانی به شیوه هایی گفته می شود كه در آن مشكلات روانی و عاطفی از طریق بیان مشكلات به یك درمانگر و گفتگو با او درمان می گردد. روان درمانگر به شناخت شما از خود و بهتر شدن توانایی مقابله تان كمك می كند.

 اهداف روان درمانی عبارتنداز:

  •  تغییر الگوهای آسیب زای رفتاری

  •  بهبود احساس ارزشمندی

  •  حل و فصل تعارض ها

 روان درمانی به یاد گرفتن مسائلی در مورد خودتان كمك می كند. در بعضی از موارد، شما یاد می گیرید كه چگونه گذشته را درك كرده و آن را با زمان حال تطبیق دهید. در موارد دیگر شما از آن دسته از پاسخ هایتان كه مشكلاتی را در زندگی شما ایجاد می كنند آگاه شده و شیوه های تغییر آنها را یاد می گیرید.

چگونه یك درمانگر انتخاب كنم؟

  درمانگر شما باید شخصی باشد كه در حضور او احساس آرامش كنید. درمانگر ها شامل افراد زیر هستند:

  روانپزشكان، روانشناسان، پرستاران روانپزشكی، مددكاران اجتماعی، مشاوران آموزش دیده. بسیاری از مردم از اشخاصی كه عقیده آنها را می پذیرند، اسامی درمانگران را به دست می آورند. این اشخاص عبارتند از:

  • دوستان

  • اعضای خانواده

  • پزشكان

  حتی با وجود كمك گرفتن از دیگران هم، پیدا كردن یك درمانگر خوب امر بسیار شخصی می باشد. مراقب باشید روان درمانگران زیادی وجود دارند كه صلاحیت كافی برای این كار را ندارند. مطمئن باشید شخصی كه شما به عنوان یك درمانگر انتخاب می كنید، حتماً دارای مجوز كار باشد و اعتبار كافی برای این امر داشته باشد.

   ممكن است كه شما قبل از اینكه یك درمانگر انتخاب كنید، با درمانگران زیادی صحبت كنید. هنگامیكه با اولین درمانگر ملاقات می كنید، درباره مطالب زیر از او بپرسید:

  • حق الزحمه

  • نوع درمانی كه او برای شما به كار می برد

  • مجوز قانونی كار مخصوص درمانگران

   به همان اندازه كه شما مسائل شخصی خود را برای درمانگر بیان می كنید، انتظار دارید كه به همان اندازه هم او در این رابطه با شما صحبت كند. به مسائل زیر با دقت توجه كنید:

  • چگونه درمانگر با شما ارتباط برقرار می كند.

  • به چه نحوی شنونده سخنان شماست.

  • درجه راحت بودن شما یا درمانگر.

   داشتن مقداری احساس تنش و عصبیت در جلسه اول طبیعی است. اگر درمانگر دارای صفاتی است كه فكر می كنید آن صفات نخواهند گذاشت احساسات خود را به راحتی بیان كرده و یا به درمانگرتان اعتماد كنید، بهتر خواهد بود كه درمانگر دیگری انتخاب نمائید.

   در اولین جلسه به احساسات خود اعتماد كنید. از احساسات خودتان خود به عنوان یك راهنما جهت تصمیم گیری در مورد ادامه كار با آن درمانگر و یا تغییر او استفاده كنید.

   به محض پیدا كردن شخصی كه در حضور او احساس آرامش می كنید، ضمن گشودن دریچه های ذهن خود شرایط را برای اعتماد به درمانگر مهیا كنید. رك و صریح بودن در امر درمان نكته ای بسیار مهم است.

 چه نوعی از روان درمانی مورد استفاده قرار می گیرد؟

   امروزه انواع بسیاری از درمان ها مورد استفاده قرار می گیرد. انواع درمانهایی كه متداول تر است، عبارتند از:

 

 رفتار درمانی شناختی:

   درمانگر به شناختن نگرش غیر واقعی تان نسبت به خود، دنیا و آینده كمك می كند. این درمان به شما در تشخیص روش های فكری نادرست كمك می كند. شما الگوهای رفتاری و فكری جدیدی پیدا خواهید كرد كه شما را به سوی زندگی سالم تری رهنمون می شود.

 درمان متمركز بر درمانجو (روان درمانی بی رهنمود):

   درمانگر با هدف كشف تجارب و احساسات نیمه آگاه و عمیق مربوط به دوران كودكی به شما گوش می دهد. شما معمولاً درمانگرتان را هر هفته یك بار یا بیشتر و برای چندین سال باید ملاقات كنید.

 روان درمانی پویشی:

   در این روش درمانگر بدون استفاده از روانكاوی رسمی، احساسات ناخودآگاه شما را به آگاهی آورده و آن را تعبیر و تفسیر می كند.

   این نوع درمان، اغلب متضمن این است كه هر چه به ذهنتان می آید، بگویید. (تداعی آزاد)

 پسیكودرام (نقش گذاری روانی):

   از این نوع درمان برای بیان احساسات پنهان استفاده می شود. از شما خواسته می شود كه در نقش مردم مختلفی كه در زندگیتان وجود دارند، بازی كنید و خود را به جای آنان قرار دهید. این روش هم می تواند به صورت گروهی انجام شود و هم به صورت دو نفره.

 مشاوره زناشوئی:

   درمانگر زن و شوهر را به بهبودی روابطشان تشویق می كند و به آنها در فائق آمدن بر مشكلات زندگیشان كمك می كند. هر دو نفر (زن و شوهر)، برای یاد گرفتن الگوهای رفتاری جدید، تلاش می كنند. گاهی اوقات زوج پیمان یا توافق نامه ای را مبنی بر چگونگی تغییر رفتارشان می نویسند.

 روان درمانی خانواده:

   این شكل روان درمانی به جای توجه به تك تك اعضا، خانواده را به عنوان یك كل مورد توجه قرار می دهد. این روش بر این عقیده استوار است كه شخص مشكل دار را جدای از محیط خانوادگی اش، نمی توان شناخت.

   درمانگر بیان آزاد احساسات را در بین افراد خانواده تشویق می كند. روان درمانی خانواده اغلب برای خانواده هایی كه دارای بچه هایی با مشكلات رفتاری هستند و نیز برای خانواده هایی كه با سوء استفاده جنسی، بیماری های خطرناك و سایر حوادث آسیب زا مواجهند، مناسب می باشد.

 گروه درمانی (روان درمانی گروهی):

   یك گروه حدوداً از هشت نفر كه مشكلات یكسانی دارند به طور منظم با درمانگر ملاقات می كنند، تشكیل می شود. آنان در مورد مشكلاتشان با یكدیگر و با درمانگر مذاكره می كنند. گروه درمانی بیشتر برای مسائل رفتاری مانند مشكلات شخصیتی، استفاده از الكل و مواد مخدر، اختلالات در خوردن و انواع مشخصی از افسردگی كاربرد دارد.

روان درمانی چه مدت وقت می گیرد؟

ممكن است روان درمانی جلسات محدودی وقت بگیرد و یا سالیان زیادی طول بكشد. این مسئله بستگی به وسعت مشكلات شما و اهدافی كه در معالجه تان مدنظر است، دارد. هم شما و هم درمانگر لحظه به لحظه پیشرفتتان را تشخیص می دهید. شما باید به طور جدی در مورد اینكه چه مدت تحت درمان قرار بگیرید، تصمیم بگیرید. شما، (نه درمانگر)، تصمیماتی كه می گیرید، بر روی زندگیتان تأثیر مهمی دارد

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 22:54  توسط آذر حکمت نیا   | 

صبحانه فراموش نشود

آيا شما معمولاً صبحانه مى‏خوريد؟ اگر به هوش و توانايى ذهنى و قدرت يادگيرى و ادراك خود اهميت مى‏دهيد، در هر شرايطى از خوردن يك صبحانه ي كامل صرف نظر نكنيد. صبحانه براى كسانى كه به كار فكرى مشغولند، يكى از اصول اجتناب‏ناپذير تندرستى و كارآيى است. سؤال اصلى ما اين است: شما صبحانه چه مى‏خوريد؟ آيا مى‏دانيد آن چه به عنوان اولين غذاى روز تناول مى‏فرماييد، ارزشى بسيار بالاتر از ساير غذاها دارد؟ صبحانه بايد چند خصوصيت عالى داشته باشد. اين خصوصيات عبارتند از:

 

سبك و زود هضم باشد تا براى هضم و جذب خود در بدن ايجاد زحمت ننمايد و موجب صرف انرژى در دستگاه گوارش نشود.

 

سرشار از مواد انرژى زا باشد تا ساعت‏ها بى غذايى بدن را پس از خواب شبانه جبران نمايد و انرژى لازم و مورد نياز سيستم‏هاى مختلف بدن را در اختيار آنها قرار دهد.

 

به سرعت و آسانى در اختيار سلول‏ها خصوصاً سلول‏هاى مغزى قرار گيرد تا توانايى‏هاى فكرى و ذهنى سريعاً به كار افتند و به اوج خود برسند.

 

طبق نظريه ي محققين غذاشناسى ، بهترين صبحانه خوراكى‏هايى هستند كه از كروبوهيدارت‏هاى طبيعى تشكيل شده باشند. در ميان اين گروه غذايى چند خوراكى بارز و برجسته وجود دارد كه ارزش صبحانه ي ما را مى‏افزايند و عبارتند از: كشمش، عسل و خرما

 

فقط به ياد داشته باشيد كه قند و شكر سفيد كه در نان‏هاى شيرين و بيسكويت‏ها و كيك‏ها به كار مى‏روند ، نه تنها خواص فوق را ندارند ، بلكه بعد از چند ساعت ، اثر كاملاً معكوس بر جاى گذارده و از ذخاير بدن خواهند كاست. قند و شكر تصفيه شده ، ارزشمندترين اجزاى غذايى خود را از دست مى‏دهند و در گروه كربوهيدرات‏هاى زيان بار جاى مى‏گيرند.

 

سر به زير نباشيد

وقتى شما مدت زيادى روى كتاب خم مى‏شويد و در حالى كه سر به زير افكنده‏ايد و مطالب مذكور را مطالعه مى‏كنيد، آرام آرام با يك مشكل بهداشتى رو به رو مى‏شويد. شما يكى از مهم‏ترين اصول بهداشتى مطالعه را ناديده گرفته‏ايد. يكى از اصول اساسى مطالعه، رسيدن مقدار كافى خون به مغز است. وقتى به مغز شما خون كافى نمى‏رسد، توانايى يادگيرى شما كاهش مى‏يابد؛ يعنى سلول‏هايى كه مسئول ضبط و نگه دارى اطلاعات وارد شده هستند، غذا و اكسيژن كافى ندارند تا مسئوليت خود را به درستى انجام دهند و سلول‏هاى مغز شما با سرعت روخوانى شما هماهنگى ندارند؛ يعنى شما بدون هيچ دليلى، كارآيى خود را كاهش داده‏ايد و آن وقت هر چه بيشتر مى‏خوانيد، كمتر ياد مى‏گيريد .

 

وقتى كه سر از ناحيه مفصل ميان جمجمه و ستون فقرات زاويه ي حاده پيدا مى‏كند و عضلات ناحيه ي جلوى گردن به يكديگر فشرده مى‏شوند، مهم‏ترين عروق ناحيه ي گردن يعنى عروق (كاروتيد) تحت فشار قرار مى‏گيرند و به راحتى نمى‏توانند عمل خون رسانى و انتقال اكسيژن و گلوكز به مغز را انجام دهند و همه آن چه بر شمرديم، يك به يك اتفاق خواهد افتاد.

 

اگر شما به چند نكته ي بسيار آسان و كوچك زير دقت كنيد ، به اين عارضه گرفتار نمى‏شويد؛

 

ارتفاع ميز و صندلى خود را به گونه‏اى تنظيم كنيد كه براى خواندن كتاب نيازى به خم كردن سر نباشد. ارتفاع بلند صندلى و كوتاهى ميز، معمولاً علت اصلى اين حادثه ناگوار است.

 

در حالت نشسته و بدون ميز و صندلى، از قرار دادن كتاب روى پاها و خم كردن سر بر روى آن خود دارى كنيد. در حالت نشسته روى زمين، بهترين وضعيت براى مطالعه آن ست كه كتاب را در دستان خود بگيريد و آن را تا ارتفاع مناسبى بالا بياوريد.

 

وقتى كتاب مختصرى پايين‏تر از سرشماست، سعى كنيد بيشتر نگاه خود را به سمت كتاب پايين بياوريد؛ نه سر خود را.

در حين مطالعه هر چند دقيقه يك بار سر خود را كاملاً راست نگه داريد و چند لحظه در اين حالت نگه داريد. از اين فرصت مى‏توانيد براى مرور مطالبى كه مطالعه نموده‏ايد، استفاده كنيد و بدانيد كه آنها را در ذهن خود حك مى‏كنيد؛ چون در بهترين فرصت، آنها را به ذهن خود وارد مى‏سازيد و آن لحظه ورود خون تازه به سلول‏هاى مغزى است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 22:58  توسط آذر حکمت نیا   | 

 
 
 
 
 
آيا از ديدارهايي كـه مـنجر به بــرقـراري رابـطه نگرديده اند خـستـه شـده ايد؟ آيـا از بـرخـورد با مـردانـي كـه آشـكـارا آمـادگـي ســرسـپــردن در عــشـق را نـدارنــد، نــا امــيــد گشته ايد؟

اگر در يافتن جفت خود منتهاي كوشش خود را نموده ايـد و در اين زمينه بموفقيت چنداني دست نيافته ايد، ممكن
است وقت آن رسيده باشد كه درباره ديدگاهتان نسـبــت بجستجوي عشق حقيقي تجديد نظر كنيد. در اين بخش با پنج اشتباه متداول زنان در بازي عـشق آشنا ميشويد.
اگــر بـرخـي از ايـن دلايــل بــرايــتـان آشــنــا بــود، خـود را سرزنش نكنيد. فقط بدانيد كه لياقتتان بيشتر بوده و عهد ببنديد كه براي بهتر بودن تغيير نماييد.

1- اگر فكر كنيد كه عشق هرگز شما را پيدا نخواهد كرد، چنين نيز خواهد شد بسـيـاري از زنـان نـاامـيديـهــاي رومانتيكشان آنها را متقاعد نموده كه براي ايـنـكه مـورد محبت و توجه ديگران قرار بگيرند، به صـورت ذاتــي چيزي درونشان وجود ندارد. آنها مثلا ميگويند: "كي حاظر ميشه با من ازدواج كنه؟ مطمئنم كه تا آخر عمرم تنها ميمونم."

بطور واضح چنين زناني همانند من و شما شايسته و سزاوار عـشق هستند. ( بله، ما سزاواريم!) اما آنها داراي مشخصه اي ترسناك مي باشند كه مي تـوانـد بـراي سـالهاي متمادي باعث تنها ماندنشان گردد: "پيشگويي كامبـخش." يعني مسـئـلـه اي واقعـيـت مي يابد چون مردم  انتظار واقعـيتش را داشته و بگونه اي رفتار ميكـنند كـه باعث اتفاق افتادن آن گردد. پيشگويي كامبخش مسري نيست اما سبب ميگردد تا ارتـباطات بالقوه به سويي مخالف بحركت درآيـنـد. آن يـك بيـماري مـوذي اسـت. بـطور فيــزيكي، بيمار را دست نـخورده باقي ميگذارد. اما هر قدر فردي بيشتر بگويد، "من هرگز عشقي نخواهم يافت،" احتمال وقوع چنين انتظاري افزايش ميابـد. بـطور متـضـاد، هـر انــدازه افق ديدگاه كسي روشنتر باشد -- " من چنـان آدم شـاداب و بـا طــراوتي هستم كه حتما همدمي پيدا خواهم كرد" -- پيشگويي آينده رومانتيك او نيز روشنتر خواهد بود.

اگر شما جزء كساني هستيد كه افكارشان از دريغ و افسوس پر شده است،دست بكار شويد: مجله اي تاسيس كنيد. هر روز چيزي دوست داشتني درمورد خودتان بنويسيد. اين كار به مرور زمان آسان تر خواهد شد. حتي مي تـوانيد با برخي از دوستان نزديك يا اقوام خود هم فكري نماييد تا آنها بتوانند دلايلي كه فكر مي كـنند باعث خوشبختي يك مرد با داشتن شما ميگردد را بيان نمايند. علت اين تقاضاي خـود را براي آنها بيان كنيد، آنـها نـيـز احتمالا از كمك كردن به شما خوشحال خواهند شد. هرگـاه فـكـري مـنـفـي در شرف حمله به ذهنتان قرار گرفت، آنرا با فكري مثبت جايگزين نماييد.

2- ايده بد بودن همه مردان را لگد كوب كنيد
خبر خوب: نسل مردان خوب منقرض نشده است. آنها هنوز بطور وسيع يافت ميشوند. نـكتـه ايـن اسـت كـه بـيـاموزيـد يـك مرد شايسته را هم تشخيص دهيد و هم بخواهيد. سحر يكي از دوستان من ميگويد: "چنـدين سال جذب مرداني ميشدم كه ماموريتشان اذيـت كردن من بود. از زد و بندهايشان معلوم بود. وقتي ميگفتند با من تماس ميگيرنـد هيچگاه اين كار را انجام نميدادند، مرتب دروغهاي احمقانه به هم ميـبافتـند، مي گفتند كه مرا دوست دارند بعد به سراغ زنان ديگر مي رفتـنـد. حـتي يكي از آنهـا مي خواست بهترين دوست من را از راه بدر كند." سحر مرتب سرزنش ميكـرد كـه رابطه هايش مملو از تقلب و فريبكاري بوده است: هيچ مردي نمي تـواند خـوب و با وفا باشد. تا اينكه او در مراسم عروسي دختر عمويش شركت كرد. او گفت: "سـامان، داماد عسل، بهترين مرد دنياست او حـتما عسل را خوشبخت و براي خوشحال كردن او زندگي خواهد كرد. وقتي برق شيرين و دوست داشتني چشمان سامان را ديدم، بــا خـودم عهد بستم كه روزي با مردي آشنا شوم كه همانند گنجينه به من نگاه كند."

سحر وقفه اي در روابط خـود ايـجاد نموده و درباره وسـواس فـكريش نـسبت به مردان بد كمي به تفكر پرداخت. او ميگويد: "پدرم  آدمي خوشگذران و به عنـوان يـك شـوهر و يـك پدر سرد و بي مسؤليت بود. وقتي 10 سال داشتـم مـا را تـرك كـرد. بعد از آن گه گاهي كه او را ميديدم، براي جلب توجه او چرخ و فلك مـيرفتم. وقتي براي داشتن دوست پسر بـه انـدازه كـافي بـزرگ شـدم، بصورت مجازي با افرادي ارتباط برقرار مي كـردم كـه داراي اخلاقيات پدرم بودند. زمانيكه به خودم آمدم و فهميدم كه چه كاري دارم انجـام ميدهـم، بـا مرداني روبرو شدم كه آنچنان هم زرق و برقي و غير قابل اطمينان نبودند."

امروز سحر نامزد دارد -- شخصي هم تيپ سامان. او ميگويد: " نميتوانم باور كنم كه آن هـمه وقـت را با مرداني تلف كردم كه همانند يك شيء بي ارزش با من رفتار ميـكـردند. امـا ارزش آن را داشت، چون فكر ميـكنم در نهايت به من آموخت كه قدر يك مرد خوب را بطور حقيقي بدانم."


3- بعد از من تكرار كنيد: عشق مترادف با افسار به دست گرفتن نيست
وقتي سارا، يك گرافيست 29 ساله در مجله خانواده، با نامـزد خـود آشـنـا شـد، گـويـي رويايي به حقيقت پيوست. در تصورات سارا او و نامزدش سعيد ميبايست همه كارها را با هم انجام ميدادند. سعـيـد ايــده متفاوتي داشت. سارا ميگفت: " تصور ميكردم وقتي به هم رسيديم، سعيد بازي بيليارد دو بار در هفته و نيز بيرون رويهاي بعد از كار خـود را با دوستانش كنار خواهد گذاشت. شغل ما وقت آزاد زيادي برايمان باقي نمي گـذاشت. نبايد اين وقت اندك را تلف ديگران ميكرديم."

اينكه از شريك زندگي خود بـخواهيد 24 سـاعـت روز و 7 روز هـفـتـه بـا شـما بـاشد واقع گرايانه و منـصـفـانـه نـيـسـت، بـا ايـن وجـود مـانـنـد سـارا بـسيـاري از زنان اگر مردشان نيازهايي داشته باشند (مثلا كارها و يا خلوت هاي مردانه) كه نتوان بوسيله رابـطـه بـه آنها جامع عمل پوشاند، احساس دل شكستگي و ترك شدگي مينمايند.

سستي و نيازمندي سارا منجر شد به اينكه سعيد احساس كند گويي تحـت بازداشت خانگي قرار دارد. و فرقي ندارد كه زندان چقدر با شكوه و مـجلل بـاشـد، زنـداني بالاخره ميخواهد خود را رهايي دهد. بين زوجين شكاف و جدايي ايجاد ميشود.

شاداب ترين زن و شوهرها براي رشـد يـافتـن به يكديگر اجازه نفس كشيدن مي دهند. هرقدر جدايي زندگي آنها پوياتر باشد (در زمينه هاي مشاغل، سرگرمي ها، دوستان)، وقتي بهم ميرسند مجبور خواهند بود مقدار بيشتري را با يكديگر تسهيم كنند.

4- مرتكب عهدشكني عاطفي نشويد
اين حياتي است كه شريك زندگيتان فردي باشد كه شما در مورد او با نزاكت و مهرباني رفتار كنيد. اگر تمامي جوكهاي مورد عـلاقه و داستـانـهاي "روزهــاي بــد گذشته" خود را براي يكي از دوستان و يا همكاران مرد خود تعريف كنيد، وقتي به خانه برميگـرديـد بـراي شوهرتان چه چيزي باقي خواهد ماند؟ ممكن است عاقلانه به نـظـر نـرسـد، امـا وقـت و انرژي هر فردي داراي ارزش و اهميت ويژه اي است و مـقـدار زيـاد آن در يـك رابـطه باعث تداوم مي گردد -- و اگـر شما وقت و انرژي خود را با فرد ديگري صرف كنيد بطور بالقوه به رابطه خانوادگي خود لطعمه خواهيد زد. بـدتر آن اسـت كـه تـوسـط بـرقـراري رابطه با يك دوست و يا همكار مرد، اعـتـماد و اطـميـنـان شـوهرتان را از خود سلـب نـمـوده و بـديـن ترتيب با بي وفايي او را آزار دهيد. آذر يـك سرآشپز 34 سـالـه ميـگويد: "بعد از گذشت 6 سال از ازدواجمان شوهرم حميد و من شروع بـه فـاصـلـه گـرفـتـن نموديم. مشكل جدي نداشتيم، اما ديـگر او نـفـر اولي نبود كه وقتي اتفاقي خوب يا بد مي افتاد برايش تعريف ميكرم. اين افتخار نصيب رضا، همسايه مان، شده بود."

آذر هيچگـاه بـا رضـا رابطه جنسي نداشت اما آنها رابطه اي صميمي را آغاز كرده بودند، مثلا آذر به سعيد گفته بود كه شوهرش موي مصنوعي بر سرش ميگـذارد و سـعـيد اين موضوع را به عنوان جوك در خانه همسايه ديگرش در كنار باريكيو مـطـرح نـمـود. حـمـيـد وقتي شنيد بالاي سر كباب و مشروب در خانه همسـايـه در مـورد مسـائـل خصوصي او مضحكه مي شـود، شـوكـه شـد و احـسـاس كـرد بـه او خيانت شـده. او همسرش را به بي وفايي متهم نـمود و نـاگـهان بـزرگـتـرين دعواي ممكن بين زن و شوهر رخ داد. آن دو مسائل را حل و فصل كردند، اما به آذر به بهاي گـزافـي يـادآوري شد كه ازدواج بايد رابطه شماره يك او در زندگيش قلمداد گردد.

5- اگر فكر ميكنيد كه هميشه حق با شماست، در اشتباه هستيد
وقتي شيرين، يك دختر 29 ساله از شيراز، با نامزد خود علي آشنا شد، خوشحال بــود كه با او وجوه مشترك بسياري دارد. هر دو وكيل بودند، به ورزش شنا، اسكي و شطرنج عشق مي ورزيدند. همچنين هر دو سرسـختانه مـغـرور و پـرمـبـاهـات بـودنـد. شـيـريــن ميگويد: "همه چيز علي خوب و كامل بود بجز يك عيب بسيار بزرگ. هميشه فكر ميكرد حـق بـا اوسـت و ميخواست حرفش را به كرسي بنشاند -- خواه اين كه كدام رستـوران همبرگر بهتري دارد و خـواه كـدامـيـك از مـا بـخاطر دعواي قبلي اول عذرخواهي كرده. آن چيزي كه خيلي دير متوجه شدم اين بود كه من هم بهمان بدي هستم. نمي توانستم قبول كنم كه فراموش كرده ام پيغام مهم تلفنيش را بـه او بـدهـم و يـا خـواسـتـه منـتقل شدن او به تهران را بايد جدي مي گـرفــتم. من دوست داشتم در شيراز بمانم و اين كل موضوع بود. او يا بايد من را ترجيح ميداد يا تهران را."

علي تهران را تـرجيح داد. اگـر شـمـا و يـا شوهرتان هرگز نـتوانيد اشتباه خود را بپذيريد، ممكن است به كاميابيهاي كوچكي دست پيدا كنيد، اما هـرگز رضـايـت واقعي را بدست نخواهيد آورد. معذرت خواهي نشانه ضعف نيست بلكه عشق يعني گـهــگاهـي مجبور شويد بگوييد كه متاسفيد.

 

http://ems.blogfa.com/cat-41.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 0:3  توسط آذر حکمت نیا   | 

معرفی تازه های کتاب های روانشناختی
........................................................................................................

روانشناسی رشد نوجوان: دیدگاه تحولی
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
روانشناسی زنان : سهم زنان در تجربه بشری
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
تغییر و اصلاح رفتار کودک : راهنمایی برای معلمان، پرستاران و والدین
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
آزمون های شخصیت
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
آموزش مهارت های ارتباط زناشویی : حرف زدن و گوش دادن به همدیگر
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
تبدیل شکست ها به موفقیت
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
مشاوره گروهی با کودکان داغدیده
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
کودک خوش بین : برنامه ای آزموده شده برای ایمن ساختن همواره کودکان در برابر افسردگی
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
روانشناسی سلامت ( سارافینو )
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
زوج درمانی کوتاه مدت : یاری به زوجین برای کمک به خودشان
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
روان درمانی و معنویت
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
روان درمانی کودک
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
روش تنظیم و گزارش پژوهش در روانشناسی ، مشاوره و علوم تربیتی
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
خودآموز فنون و نظریه های مشاوره
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
مشاوره با کودکان
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
آموزش خودکنترلی رفتار به دانش آموزان
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
مراقبت از نوجوانان
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
بیش فعالی : کمک به کودکان و نوجوانان حواسپرت و بی قرار
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
نظریه ها در روانشناسی رشد : شناخت، شناخت اجتماعی ، شناخت و عواطف
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
سازمان دهی و اداره خدمات راهنمایی و مشاوره
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
روانشناسی قضایی
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
هوش هیجانی
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
زناشویی درمانی - شناخت و درمان اختلاف های زناشویی
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
بزه دیدگان
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
خانواده درمانی
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
ارزیابی و شناخت - درمانی نوجوانان
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
فنون خانواده درمانی
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
فیلم و بیماریهای روانی : کاربرد فیلم در آموزش آسیب شناسی روانی
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
گروه درمانی
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
مصاحبه تشخیصی
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
راهنمای عملی مشاوره با کودکان
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
اختلال نارسایی توجه فزون جنبشی
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
راهبرد جوامع مراقب
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
روان درمانی : مفهوم سازی ، اجرا و مورد پژوهی
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
روان درمانگری پویشی فشرده و کوتاه مدت - مبادی و فنون
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
روان درمانی تحلیلی : حل و فصل تعارض های درونی
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
روانشناسی رشد : سفر پرماجرای کودک
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
سنجش علایم و نشانه های اختلالات روانی
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
شناخت درمانی گروهی
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
............................................................................................................
غلبه بر وسواس
 
نویسنده یا مولف :
معرفی کتاب تصاویر پشت و روی جلد
 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 23:44  توسط آذر حکمت نیا   | 

If  your brain works normally this is neat.

This is another example of an amazing illusion!!! The last sentence is so true.

If your eyes follow the movement of the rotating pink dot, the dots will remain only one color, pink.




However if you stare at the black '
+ ' in the center, the moving dot turns to green.

Now, concentrate on the black '
+ ' in the center of the picture. After a short period, all the pink dots will slowly disappear, and you will only see only a single green dot rotating.

It's amazing how our brain works.
There really is no green dot, and the pink ones really don't disappear. This should be proof enough, we don't always see what we think we see.  

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 15:48  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

کرم ضد آفتاب بماليد

کورت ونه گات، يكي از دوست داشتني ترين نويسنده هاي زنده دنيا است. او سال ١٩٢٢ در اينديانا پوليس آمريكا به دنيا آمده است. اگرچه خيلي ها او را يك نويسنده داستان هاي علمي تخيلي به شمار مي آورند،

رمان هاي او عموما خيلي فراتر از يك قصه علمي تخيلي معمولي است. نگاه انتقادي ونه گات نسبت به جامعه مدرن به خصوص جامعه امريكا به همراه طنزي که استادانه در لابه لاي آلمات و جمله هايش استفاده مي کند، از او نويسنده اي دقيق و تيزبين ساخته است.

مشهورترين کتابي که از ونه گات به فارسي ترجمه شده سلاخ خانه شماره پنج است. شب مادر، اسلپ استيك، گهواره گربه و مجمع الجزاير گالاپاگوس هم از جمله رمان هايي است آه مي توانيد در بازار از او پيدا کنيد.

کورت ونه گات

خانم ها و آقايان فارغ التحصيل! کرم ضد آفتاب بماليد.

اگر مي خواستم براي آينده شما فقط يك نصيحت بكنم، راه ماليدن کرم ضد آفتاب را توضيح مي دادم.

خواص و آثار مفيد درازمدت آرم ضد آفتاب توسط دانشمندان ثابت شده است. در حالي که ساير نصايح من هيچ پايه و اساس قابل اعتمادي جز تجربه هاي پرپيچ و خم شخص خودم ندارد. اينك اين نصايح را خدمتتان

عرض مي کنم.

قدر نيرو و زيبايي جواني تان را بدانيد، ولي اگر هم ندانستيد، ولش. روزي قدر نيرو و زيبايي جواني تان راخواهيد دانست که طراوت آن روبه افول مي گذارد، اما باور کنيد تا بيست سال ديگر به عكس هاي جواني

خودتان نگاه خواهيد کرد و به ياد مي آوريد چه امكاناتي در اختيارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده ايد.

آن طورکه تصور مي آنيد چاق نيستيد.

نگران آينده نباشيد. اگر هم دلتان مي خواهد نگران باشيد، فقط بدانيد آه نگراني همان اندازه مؤثر است که جويدن آدامس بادکنكي درحل يك مساله جبر.

مشكلات اساسي زندگي شما، بي ترديد چيزهايي خواهند بود که هرگز به مخيله نگران شما خطور هم نكرده اند. از همان نوعي که ساعت چهار بعدازظهر يك روز سه شنبه عاطل و باطل ناگهان ديد انسان را کور مي کند.

هر روز يكي از کارهايي را که از آن وحشت داريد انجام بدهيد.

آواز بخوانيد.

با دل ديگران بي رحم نباشيد و با آساني آه با دل شما بي رحم بوده اند سر نكنيد.

نخ دندان به کار ببريد.

عمرتان را با حسادت تلف نكنيد. گاهي شما جلو هستيد و گاهي عقب، مسابقه طولاني است و سر آخر خودتان هستيد که داريد با خودتان مسابقه مي دهيد.

تعريف هايي را که از شما مي شود به خاطر بسپاريد. ناسزاها را فراموش آنيد. اگر موفق به انجام اين کار شديد راهش را به من هم نشان بدهيد.

نامه هاي عاشقانه قديمي تان را حفظ کنيد. صورت حساب هاي بانكي گذشته را دور بيندازيد.

نرمش کنيد. بدنتان را هر قدر که مي توانيد کش بياوريد. اگر نمي دانيد مي خواهيد با زندگي تان چه کنيد،

احساس گناه نكنيد. جالب ترين افرادي را آه در زندگي شناخته ام در بيست و دو سالگي نمي دانسته اندمي خواهند با زندگي شان چه کنند.

برخي از جالب ترين چهل ساله هايي را هم آه مي شناسم هنوز نمي دانند.

تا مي توانيد کلسيم بخوريد. با زانوهايتان مهربان باشيد. وقتي قدرت زانوهاي خود را از دست داديدکمبودشان را به شدت حس خواهيد کرد.

ممكن است ازدواج کنيد، ممكن است نكنيد، ممكن است صاحب فرزند شويد، ممكن است نشويد، ممكن است در چهل سالگي طلاق بگيريد، احتمال هم دارد که در هفتاد و پنجمين سالگرد ازدواجتان رقصكي هم بكنيد.

هر چه مي کنيد نه زياد به خودتان بگيريد، نه زياد خودتان را سرزنش آنيد. انتخاب هاي شما بر پايه احتمال

پنجاه درصد بوده است، همان طور که مال همه بود.

از بدنتان لذت ببريد و از آن چه ديگران درباره آن مي انديشند وحشت نداشته باشيد. اين بهترين ابزاري است که در سراسر عمر خواهيد داشت.

از خواندن مجلات مربوط به زيبايي پرهيز کنيد. تنها خاصيت آن ها اين است که به شما بقبولانند زشتيد.

دستورالعمل ها را بخوانيد، حتي اگر از آن ها پيروي نمي آنيد.

در شناخت پدر و مادر خود بكوشيد. هيچ کس نمي داند کي آن ها را براي هميشه از دست خواهد داد.

با خواهران و برادران خود مهربان باشيد، آن ها بهترين رابط شما با گذشته هستند و به ظن قوي، آساني که بيش از هر کس ديگري در آينده به شما خواهند رسيد.

به ياد داشته باشيد که دوستان مي آيند و مي روند ولي آن تك و توك دوستان جاني خود را حفظ کنيد. براي پل زدن ميان اختلاف هاي جغرافيايي و روش هاي زندگي سخت بكوشيد، زيرا هر چه بيشتر از عمر شما بگذرد، بيشتر پي مي بريد که به افرادي که در جواني مي شناختيد محتاجيد.

سفر کنيد.

برخي حقايق لاينفك را بپذيريد: قيمت ها صعود مي آنند، سياست مداران کلك مي زنند، شما هم پيرمي شويد. و آن گاه که شديد، در تخيلات تان به ياد مي آوريد که وقتي جوان بوديد قيمت ها مناسب بودند،

سياست مداران شريف بودند، و بچه ها به بزرگترهايشان احترام مي گذاشتند.

به بزرگترها احترام بگذاريد.

توقع نداشته باشيد که کس ديگري نان آور شما باشد. ممكن است حساب پس اندازي داشته باشيد، شايد هم همسر ثروتمندي نصيب تان شده باشد، ولي هيچ گاه نمي توانيد پيش بيني آنيد که کدام خالي مي شود يا جا خالي مي دهد.

خيلي به موهايتان ور نرويد، وگرنه وقتي چهل سالتان شد شبيه موهاي هشتاد ساله ها مي شود.

دقت آنيد که نصايح چه کسي را مي پذيريد، اما با آساني که آن ها را صادر مي آنند بردبار باشيد. نصيحت،گونه ديگر غم غربت است. ارايه آن روشي است براي بازيافت گذشته از ميان تل زباله ها، گردگيري آن، و

ماله کشيدن بر روي زشتي هايش و مصرف دوباره آن به قيمت بالاتر از آن چه ارزش دارد.

اگر نخواستيد توصيه هايم را گوش آنيد، نكنيد. اما حرفم را در مورد آرم ضد آفتاب بپذيريد!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 15:16  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

اگر پیش آمده كه اسم شخصی را فراموش كرده باشید، اگر نام فیلمی را كه هفته گذشته تماشا كردید از یاد برده اید، اگر احساس می كنید كه زیاد این جمله را به زبان می آورید: «آخ، یادم رفته!»؛ نترسید كه مبادا آلزایمر  گرفته باشید. راه حل مشكل شما ساده است؛ شما نیاز به تقویت حافظه  خود دارید.

حالا جدا از نوع تغذیه و راه های مختلفی كه برای این كار توصیه می شوند، چند تمرین جالب برایتان داریم كه می تواند كمی به تقویت حافظه تان كمك كند.

در زمان زنگ تفریح كار یا كلاس، به جای نشستن و خوراكی خوردن، از جای خود بلند شوید كمی قدم بزنید و هوای تازه استنشاق كنید.

1 - چشم ها را ببندید. از توی كیف دسته كلید خود را بردارید. حالا بدون این كه چشم ها را باز كنید سعی كنید كلید را داخل قفل قرار دهید و در را باز كنید.

2 - با هر دستی كه عادت به مسواك زدن دارید، از امشب با آن یكی دست مسواك بزنید. مثلاً اگر با دست راست مسواك می زنید، از امشب مسواك را با دست چپ بگیرید.

3 - برای شانه زدن نیز همان تمرینی را كه برای مسواك زدن گفتیم انجام دهید.

4 - اگر همیشه عادت به یك دوش گرفتن ساده دارید، از این پس یك حمام كردن درست و حسابی را تجربه كنید.

5 - اگر هر روز با ماشین سرِ كار می روید از فردا پیاده عازم محل كار خود شوید.

6 - به روی میز تحریر خود نگاهی بیندازید، حالا جای همه چیز را عوض كنید. مثلاً جامدادی را به جای تراش رومیزی بگذارید.

7 - اگر سوار آسانسور می شوید، چشم ها ببندید و سعی كنید دكمه طبقه مدنظر خود را فشار دهید. البته قبل از فشار دادن چشم هایتان را باز کنید تا اشتباهاً به طبقه دیگری نروید.

8 - در زمان زنگ تفریح كار یا كلاس، به جای نشستن و خوراكی خوردن، از جای خود بلند شوید كمی قدم بزنید و هوای تازه استنشاق كنید.

9 - اگر روی میز تحریرتان عكس یا ساعت رومیزی دارید، آنها را وارونه بگذارید.

10 - سعی كنید به جای نگاه كردن به غذا، از بو یا مزه آن پی ببرید كه درون بشقابتان چه غذایی وجود دارد.

11 - سرگرمی تازه ای برای خود انتخاب كنید.

12 - اگر می توانید به ماهیگیری بروید.

13 - باغبانی  را هم به شما پیشنهاد می كنیم تا حافظه خود را تقویت كنید.

منبع: اینترنت

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 15:49  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

اختلال تجزيه هويت(هويت پريشي)، كه اختلال شخصيت چندگانه نيز ناميده مي شود ، عبارت است از وجود دو يا چند هويت يا شخصيت متمايز كه به تناوب رفتار را كنترل مي كنند.معمولا هر شخصيت نام و سن و مجموعه خاصي از خاطرات و رفتارهاي ويژه ي خود دارد.در اغلب موارد يك هويت اصلي با نام واقعي شخص وجود دارد كه منفعل ، وابسته و افسرده است.هويتهاي جانشين نوعا داراي ويژگيهايي هستند كه با هويت اصلي تعارض دارند: مثلا خصمانه ، كنترل كننده ،  و خود ويرانگرند.در بعضي موارد ، اين شخصيتها ممكن است حتي در ويژگيهايي مثل دستخط ، استعدادهاي هنري و ورزشي ، و آشنايي به زبان خارجي با هم تفاوت داشته باشند.هويت اصلي معمولا از تجربه هاي هويتهاي ديگر آگاهي ندارد.دوره هايي از يادزدودگي بدون علت ، از قبيل زوال حافظه براي چند ساعت يا چند روز در هفته ، مي تواند نشانه ي وجود اختلال تجزيه ي هويت باشد.

 يكي از مشهورترين موارد شخصيت چند گانه ، كريس سايزمور (chris sizemore) است كه شخصيتهاي  مختلف وي _ايو وايت ، ايو بلك،و جين _ در فيلم سه چره ي ايو به تصوير كشيده شده است و بعدها به تفصيل در  زندگي نامه ي وي تحت عنوان "من ايو هستم" توصيف شده است.

 نمونه ي ديگري از شخصيت چند گانه كه به تفصيل بررسي شده ، مورد پسر17 ساله اس به نام يونا((jonah است كه به خاطر سر دردهاي شديد ، كه غالبا فراموشي در پي داشت ، در بيمارستان بستري شده بود.كاركنان بيمارستان متوجه شدند كه در روزهاي مختلف تغييرات چشمگيري در شخصيت وي پديد مي آيد ، و روانپزشك مسئول نيز سه هويت فرعي مجزا در وي تشخيص داد.ساختارهاي شخصيتي نسبتا پايداري كه در وي ظاهر مي شد به شرح زير است:

يونا:شخصيت اصلي . خجالتي ، گوشه گير ، مودب ، و بسيار سنتي.او "مبادي آداب" معرفي شده است.گاهي در جريان مصاحبه هراسان و دستپاچه مي شود.يونا از وجود شخصيتهاي ديگر اطلاعي ندارد.

سامي:خاطراتش بسيار كامل و دست نخورده است.مي تواند با يونا همزيستي داشته باشد ، يا يونا را كنار بگذارد و جانشين او شود.مدعي است كه هر زمان يونا به مشاوره ي حقوقي نيازمند باشد يا دچار دردسر شود براي كمك به او آماده است.او "ميانجي" معرفي شده است.سامي پديدار شدنش را در سن 6 سالگي به ياد مي آورد .در آن زمان مادر يونا ناپدري او را با چاقو زخمي كرد و سامي از والدين خود خواست كه ديگر در مقابل كودكان با هم دعوا نكنند.

كينگ يانگ:او هنگامي كه يونا شش يا هفت ساله بود ظاهر شد تا هويت جنسي يونا را تثبيت كند، چون مادر يونا گاهي در خانه لباس دخترانه به او مي پوشانيد و خودش در مدرسه اسم دخترها و پسرها را با هم اشتباه مي كرد.از آن به بعد كينگ يانگ مواظب علايق جنسي يونا بوده ، و به همين دليل نيز "عاشق پيشه" معرفي شده است.او به طور مبهمي از وجود ساير شخصيتها آگاه است.

يوسف عبدالله:شخصي بي عاطفه،پرخاشگر و تندخوست.در برابر درد، بسيار مقاوم است.وظيفه دارد از يونا مواظبت و مراقبت كند و به همين سبب وي "جنگجو" معرفي شده است.يوسف در سن 9 يا 10 سالگي ظاهر شد ، همان زمان كهگروهي پسربچه ي سفيدپوست يونا را بدون هيچ دليلي كتك زدند.يونا درمانده شده بود ، كه يوسف فرا رسيد و كينه توزانه با مهاجمان جنگيد.او نيز آگاهي مبهمي از ساير شخصيتها دارد.

اين چهار شخصيت در تمام شاخصهايي كه با موضوعهاي هيجاني سر و كار داشت، كاملا با هم متفاوت بودند، اما در آزمونهايي كه چندان ارتباطي با هيجان يا تعارضهاي شخصي نداشت ، مثل آزمون هوش يا آزمون واژگان ، نمره هاي كم و بيش يكساني داشتند.

اختلال تجزيه هويت حاكي از ناتواني در يكپارچه سازي جنبه هاي گوناگون هويت ، حافظه و هشياري است.تجزيه ي هشياري چنان كامل است كه گويي چند شخصيت مختلف در يك بدن زندگي مي كنند.ناظران گزارش كرده اند كه تغيير از شخصيتي به شخصيت ديگر غالبا با تغييرات ظريفي در وضع اندامي و لحن صدا همراه است.شخصيت جديد به طرز متفاوتي حرف مي زند ، راه مي رود و سر و دست تكان مي دهد.حتي ممكن است تغييراتي در فرايندهاي فيزيولوژيايي را از قبيل فشار خون و فعاليت مغزي صورت پذيرد.

 

http://www.mohsenazizi.blogfa.com/post-22.aspx

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 12:25  توسط آذر حکمت نیا   | 

هوش معنوی یا SQ را می توان همان توانایی دانست که به ما قدرتی می دهد و رویاها و تلاش و کوشش برای به دست آوردن آن رویاها را می دهد.
این هوش زمینه تمام آن چیزهایی است که ما به آنها معتقدیم و نقش باورها، هنجارها، عقاید و ارزش ها را در فعالیت هایی را که بر عهده می گیریم در بر می گیرد.
هوشی که به واسطه آن سوال سازی در ارتباط با مسائل اساسی و مهم در زندگی مان می پردازیم و به وسیله آن در زندگی خود تغییراتی را ایجاد می کنیم.
با استفاده از هوش معنوی به حل مشکلات با توجه به جایگاه، معنا و ارزش آن مشکلات می پردازیم. هوشی که قادریم توسط آن به کارها و فعالیت هایمان معنا و مفهوم بخشیده و با استفاده از آن بر معنای عملکردمان آگاه شویم و دریابیم که کدامیک از اعمال و رفتارهایمان از اعتبار بیشتری برخوردارند و کدام مسیر در زندگی مان بالاتر و عالی تر است تا آن را الگو و اسوه زندگی خود سازیم.
یکی از نمادهایی که معمولا در توضیح این هوش به کار گرفته می شود، نماد گل نیلوفر است که در آن با تلفیق سنت و عقاید موجود در شرق و غرب و با استعانت از مسائل علمی، مدلی قابل لمس و زیبا برای SQ ارائه داد.
در این مدل هر سطح از گلبرگ ها یکی از سه توان پایه ای در بشر هستند. بیرونی ترین گلبرگ ها، نشانگر شش نوع «خود» است. همان طور که اشاره شد هوش معنوی یکی از توانایی های ذاتی و فطری در انسان است که همانند سایر هوش ها چنانچه مورد توجه قرار گیرد می تواند پرورش یافته و توسعه یابد.
به عبارتی SQ قابل توصیف و توضیح و اندازه گیری است. برای اندازه گیری این هوش می توان به سنجش مهارت ها و توانایی هایی که ناشی از این هوش است بپردازیم.
▪ افرادی که دارای هوش معنوی هستند دارای این صفات می باشند:
- قدرت مقابله با سختی ها، دردها و شکست ها
- بالا بودن خودآگاهی در این افراد
- حسی که این افراد را هدایت درونی می کند
- درس گرفتن از تجربیات و شکست ها
- از دشواری های زندگی فرصتی می سازد برای دانستن
- توانایی ایستادگی در برابر جمع و هم رای نشدن با عامه مردم
- گفتن «چرا؟»
- پرداختن به سجایای اخلاقی و اهمیت دادن به آنها
- توانمند بودن در خودداری و کنترل خویش
- برخوردار بودن از حس انعطاف پذیری بالا
برای روشن تر شدن هوش معنوی مثالی از هوش هایی می زنیم که نشانگر هوش چندگانه است که با هوش جسمی آغاز می شود با PQ نمایش می دهند.
این هوش ابتدایی ترین کانون توجه ما را به خود اختصاص می دهد در واقع PQ آگاهی جسمی و نحوه استفاده ماهرانه از آن را شامل می شود. قسمت بعدی هوش منطقی یا عقلا نی IQ است. هوشی که در حال حاضر بیش از سایر هوش ها در سیستم های آموزشی مورد توجه قرار می گیرد.
پس از IQ سطح دیگری است که به EQ اختصاص دارد این هوش در زمینه کسب موفقیت در بازار کار نقش مهمی دارد و ما را در حین برقراری ارتباط یاری می دهد و از این بابت مهم تر بوده و تا حدی از قابلیت پیشگویی برخوردار است.
آخرین لا یه SQ است که هدایت و معرفت درونی، حفظ تعادل فکری، آرامش درونی و بیرونی و عملکرد همراه با بصیرت، ملا یمت و مهربانی را شامل می شود.
IQ به منزله دروازه برای ورود است. در صورت برخوردار نبودن از حداقل لا زم IQ قادر به ورود در فضای دلخواه برای مطالعه رشته مورد علا قه مان نخواهیم بود، اما آن چه ما را در زمره بهترین ها در شغلمان و رشته مورد علا قه مان جای می دهد میزانEQ در ماست.
EQ و SQ به هم مرتبطند. اما در عین حال دو هوش متفاوت و جدا از هم به حساب می آیند.
بهره مندی از حداقل EQ می تواند شروع مناسبی را در سفرهای روحانی و معنوی فرد در پی داشته باشد، چرا که کمی خودآگاهی و همدلی برای شروع این روند لا زم است، اما به محض آغاز تمرینات معنوی، هوش معنوی خود می تواند در رشد EQ نقش بسیار تقویت کننده و فعال کننده داشته باشد.
از طرف دیگر رشد EQ نیز می تواند در رشد و ارتقای SQ موثر باشد. در واقع EQ و SQ تاثیری مستقیم و مثبت بر یکدیگر دارند و رشد و توسعه هر یک باعث پرورش وتوسعه دیگری می شود.
باید دانست که کامپیوترها نیز از میزان IQ بالا یی برخوردارند و اغلب حیوانات دارای EQ بالا یی هستند اما این تنها انسان است که از هوش معنوی SQ برخوردارند، هوشی تحول پذیر، توانایی ای که به او قدرت می دهد تا خلا ق باشد و قوانین و نقش ها را دستخوش تغییرات خودنماید، بتواند تحولا ت اساسی ایجاد کند و دنیای اطرافش را به بهترین شکل متحول سازد.

نویسنده : ناهید ابراهیمی

روزنامه مردم سالاری

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 12:12  توسط آذر حکمت نیا   | 

   
 

1- خلاصه
داروهای ضدافسردگی داروهایی هستند که برای درمان افسردگی حاد و برخی شرایط دیگر (مثل اختلال شخصیت و اختلال اضطراب) مورد استفاده قرار می‌گیرند. تأثیر این داروها از طریق افزایش سطح سروتونین، نوراپینفرین و دوپامین در مغز صورت می‌گیرد. این داروها معمولاً به شکل قرص هستند و نحوه  مصرف آن‌ها یکبار تا چند بار در روز است.
داروهای ضدافسردگی در رده‌های مختلفی قرار دارند. این رده‌ها عبارتند از مهارکننده‌های مونوآمین اکسیداز   (MAOIها)، داروهای ضدافسردگی سه حلقه‌ای (TCAها) و سایر مهارکننده‌های جذب مجدّد سروتونین- نوراپینفرین (SNRIها) و مهارکننده‌های جذب مجدّد سروتونین (SSRIها). تمام داروهای ضدافسردگی تقریباً اثر مشابهی بر روی افسردگی دارند، هر چند بیماران مختلف ممکن است به یک دارو، واکنش بهتری نسبت به داروی دیگر نشان دهند.
معمولاً دو تا سه هفته طول می‌کشد تا تأثیر داروهای ضدافسردگی آشکار گردد. درابتدا، فقط ممکن است اثرات جانبی آن‌ها (مثل تهوّع، خواب آلودگی، افزایش وزن) بروز کند. امّا در اغلب موارد، این اثرات جانبی، که از دارویی به داروی دیگر متفاوت است، ظرف یک یا دو هفته بهبود می‌یابد یا به طور کلّی مرتفع می‌شود. داروهای جدید ضدافسردگی، اثرات جانبی کمتری نسبت به داروهای قدیمی‌تر دارند.
هنگامی که مصرف داروهای ضدافسردگی به طور ناگهانی قطع گردد، ممکن است باعث عوارض ترک مصرف نظیر تهوّع، سردرد و سرگیجه شود.
به طور کلّی توصیه می‌شود که بیماران به هنگام مصرف داروهای ضدافسردگی از مصرف الکل خودداری کنند. مصرف تعدادی از داروهای دیگر نیز ممکن است با داروهای ضدافسردگی تداخل داشته باشد. از این رو، بیماران باید پیش از شروع مصرف هر داروی ضدافسردگی جدیدی، پزشک خود را از تمام داروهایی که مصرف می‌کنند آگاه سازند.
بی‌خطر بودن مصرف داروهای ضدافسردگی در دوران بارداری هنوز به طور کامل شناخته نشده است. پاروکستین که از SSRI هاست احتمالاً با نقص‌های هنگام تولّد ارتباط دارد. خانم‌هایی که داروهای ضدافسردگی مصرف می‌کنند و پرستار و یا باردار هستند و یا می‌خواهند باردار شوند باید با پزشک متخصص زنان و زایمان مشورت کنند.

 
 

 

 
   

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 19:38  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

«بايد براي حال زندگي كرد ؛ نبايد به خاطر گذشته ها افسوس خورد و نبايد چشم به راه آينده ماند.

بلكه بايد از همين لحظاتي كه داريم حداكثر استفاده را ببريم. بيشتر مردم زندگي نمي كنند بلكه فقط

با سرعت مي دوند . آنها سعي مي كنند به هدفي دست يابند كه در افقي دور دست قرار گرفته و در

گرما گرم تلاش خود به حدي هيجان زده و خسته مي شوند كه تمام مناظر زيباي محيط آرامي كه در

آن عبور مي كنند از نظرشان دور مي ماند و بعد وقتي به خود مي آيند كه پير و فرسوده شده اند و

در آن زمان ديگر رسيدن يا نرسيدن براي آدم فرقي نمي كند.

 

                                                        جين وبستر

                                                    کتاب بابا لنگ دراز

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 13:57  توسط آذر حکمت نیا   | 

تعارض

تعارض منازعه ای است ذهنی كه از برخورد انگیزه ها، تكانه ها و یا تقاضاها و سائق های متضاد به وجود می آید.

خصوصیات تضاد اخلاقی

1- تعارض وقتی به وجود می آید كه فرد از انواع مختلف اصول یا ارزش ها تبعیت نماید.

2- تعارض وقتی است كه فرد درك های متفاوتی از اصول و ارزش ها داشته باشد.

3- تعارض وقتی است كه فرد به بیش از چند ارزش و اصل پایبند بوده و در ضمن مخالف پایبندی و برتری و تقدم یكی از آنهاست.

4- تعارض وقتی به وجود می آید كه خود فرد به چیزی كه می گوید معتقد نباشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 10:58  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

 تلمبار كردن اجباري compulsive hoarding                                                                             

 

   ترجمه و جمع آوری

آذر حکمت نیا  

 

 گاهي اوقات انسان هايي رو مي بينيم كه وسايل اضافه در خانه آنها  هرج و مرج به وجود آورده است و آنها دوست ندارند هيچ وسيله اي را بيرون بريزند.

 

سوالي كه اينجا شده اينست كه :

 

آيا آپارتمان شما نيز  با تعداد زيادي روزنامه و مجله خوانده نشده پر شده است؟آيا براي رفتن از اتاق پذيرايي به اتاق خواب بايد از روي كاغذ كادوي كريسمس ده سال پيش و نامه هاي زمان دانشگاه و تلوزيون شكسته اي كه از مدت ها پيش كار نمي كرده عبور كنيد؟

 

 از ديد روان شناسان چنين  رفتاري  كه شامل خريداري و نگهداري از اشيايي است  كه هيچ ارزشي ندارند و فقط مكان زندگي را اشغال مي كنند  تلمبار كردن اجباري ناميده مي شود .

 

چنين افرادي نمي توانند  تصميمي در باره ارزش اشيا از قوطي كنسرو تا رسيدهاي  خريد پاره پاره  بگيرند . و در طول سالها  كوهي از  وسايل مي سازند كه آنها را از انجام دادن بهينه كارها ناتوان مي سازد .  اين وسايل  ممكن است كف خانه  صندلي ها ميز و تخت خواب را اشغال كند.و آنها براي رفتن از يك اتاق به اتاق ديگر بايد از روي وسايلي كه تا زانويشان رسيده است عبور كنند.

 

و صورت بدتر آن خطري است كه تلمبار كردن  مي تواند ايجاد كند . براي مثال بر هم ريختگي وسايل منزل در هنگام آتش سوزي فرار فرد را از مهلكه مشكل مي نمايد . وبراي مثال  فرد تعمير كار با مشكل عمده اي براي ورود به منزل براي درست كردن وسايل خراب مواجه مي شود .

افراد تلمبار كننده حتي با ديدن اين مسايل - ميل زيادي به جمع آوري اشيا دارند و هيچ علاقه به دور ريختن آنها ندارد .

 

 به گفته ي آقای دکتر " "steketee

دارنده مدرك دكترا و پروفسور دانشگاه بستون "  اين افراد به دليل وجود وسايلشان نمي توانند از تمام اتاق هايشان استفاده بنمايند . چنين افرادي ممكن است داروهايشان را در ميان اين همه شلوغي گم كرده  و مجبور شوند دوباره آنها را خريداري بنمايند يا ماليات آنها به اين دليل كه نمي تونند برگه مربوط را پيدا كنند به تاخير افتد ."  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 22:9  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

 

Life isn't about finding yourself.

 Life is about creating yourself.

 – George Bernar


 d Shaw,

 1856-1950,

Irish Playwright and Literary Critic

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 23:24  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

 


روان شناسي عبارت است از مطالعه و شناخت علمي چگونگي و چرايي ابعاد مختلف رفتار موجود زنده، به ويژه انسان. در اين تعريف بيشترين توجه به رفتار و جنبه هاي مختلف آن است. به ديگر سخن، به يك معنا مي توان روان شناسي را رفتار شناسي ناميد، چرا كه موضوع اصلي روان شناسي به عنوان يك علم رفتاري ، مطالعه فعاليت ها و واكنش هاي حيوان وانسان در شرايط و موقيعت هاي مختلف است.

و اما منظور از " رفتار" آن دسته از حالت ها، عادت ها، فعاليت ها، كنش ها و واكنش هاي نسبتاً پايداري است كه از انسان سر مي زند و همواره قابل مشاهده، اندازه گيري ، ارزيابي و پيش بيني است.

رفتارهاي انساني را مي توان به انواع مختلف تقسيم كرد، از جمله:

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 0:35  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

 لازم نيست

 كسي غير از خودتان باشيد.

فقط كافي است

از كسي كه قبلا بوده ايد

بهتر باشيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 0:1  توسط آذر حکمت نیا   | 

تست خودشناسي

از ميان 9 شكل زير ، تصوير مورد علاقه خود را انتخاب كنيد . توجه داشته باشيد كه رنگ و شكل ، هر دو براي شما خوشايند باشند . سپس توضيح مربوط به هر شكل را بخوانيد و ببينيد چه شخصيتي داريد.

 

 کافیست برای دیدن نتایج روی عکس ها کلیک کنید!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 13:12  توسط آذر حکمت نیا   | 

مقدمه

اختلال فراگیر رشد ، عبارتی است که در حال حاضر برای اشاره به مشکلات روان شناختی شدید که در طفولیت ظاهر می‌شود، بکار می‌رود. اختلالات فراگیر رشد ، در بردارنده آشفتگی شدید در رشد شناختی ، اجتماعی ، رفتاری و هیجانی کودک است که عوارض گسترده‌ای بر روی فرایند رشد دارد. یکی از این اختلالات ، اوتیسم ، در قلمروهای پژوهشی و بالینی ، به وضوح برجسته شده است. اوتیسم ، کیفیات اصلی انسانی را متاثر می‌سازد، یعنی معاشرت بین فردی و رابطه پیچیده را مختل می‌سازد. کودکان مبتلا به اوتیسم ، تقایص شدید در روابط و تبدیل اجتماعی ، بازی بین فردی و ارتباط ظاهر می‌سازند.

یک نمونه از اوتیسم

نادیا در سن 6 سالگی یک خروس ترسیم کرد. نقاشی او پیچیده و به میزان قابل توجهی دقیق بود. نادیا دارای استعدادهای خاصی بود، اما صحبت نمی‌کرد. ترجیح می‌داد تنها باشد، در اطاقش به طرز غیر قابل انعطافی به نظم و ترتیب اشیا اهمیت می‌داد. و بدون پاسخگویی به دیگران ، ساعتها در اطاق می‌نشست.

نادیا به عنوان اوتیستیک تشخیص داده شده بود. اختلال اوتیسم که یک اختلال فراگیر رشد است، عبارت است از فقدان پاسخگویی به دیگران و تاخیر شدید در رشد زبان. این مشکل قبل از 36 ماهگی شروع می‌شود. جالب اما تاسف برانگیز است یادآور شویم که زمانی که درمان او در زمینه ارتقا روابط با دیگران موثر واقع شد، استعدادهای هنری‌اش کاهش یافت.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 19:52  توسط آذر حکمت نیا   | 

مقدمه

اساسی‌ترین عامل برای ایجاد موقعیت مطلوب در تحقق هدف‌های آموزشی ، معلم است. اوست که می‌تواند حتی نقص کتاب‌های درسی و کمبود امکانات آموزشی را جبران کند یا برعکس ، بهترین موقعیت و موضوع تدریس را با عدم توانایی در ایجاد ارتباط عاطفی مطلوب به محیطی غیر فعال و غیر جذاب تبدیل کند. در فرایند تدریس ، تنها تجارب و دیدگاه‌های علمی معلم نیست که موثر واقع می‌شود، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر و تحول شاگرد تاثیر می‌گذارد.

دیدگاه معلم و فلسفه‌ای که به آن اعتقاد دارد، در چگونگی کار او تاثیر شدیدی می‌گذارد، بطوری که او را از حالت شخصیتی که فقط در تدریس مهارت دارد خارج می‌کند و به صورت انسان اندیشمندی در می‌آورد که مسئولیت تربیت انسان‌ها را بر عهده دارد. بر شمردن ویژگی‌های معلم کار چندان آسانی نیست. زیرا جوامع مختلف با فلسفه‌ها و نگرش‌های مختلف ، انتظارات متفاوتی از معلم دارند. ولی می‌توان کم و بیش به مشترکاتی که معلمان در همه جا لازم است داشته باشند، اشاره کرد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 19:48  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

 

   وز حادثه ي زمان زاينده مترس 

وزهرچه رسدچونيست پاينده مترس

اين يكدم نقد رابه عشرت بگذار

 از رفته مينديش و ز آينده مترس

 

                                           http://www.stablebeliefs.parsiblog.com/


+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 23:37  توسط آذر حکمت نیا   |