تبليغاتX
روان شناسی برای همه
 

 

                    سلام به همه دوستان و عزیزان همراه

        نوروز باستانی رو به همتون تبریک می گم و براتون سالی خوش

                     همراه با سلامتی و شادی آرزومندم .

 

                       سال نو مبارک

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 12:2  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

فلوكستين يك داروي ضدافسردگي است . اين دارو براي تسكين علايم افسردگي و اختلالات وسواسي تجويز مي شود. فلوكستين يك داروي مهاركننده بازجذب سروتونين است .
چگونگي مصرف
فلوكستين روزي يك نوبت مصرف مي شود. اين دارو را مي توان صبح ها ناشتا (تا فراموش نشود) يا شب ها قبل از خواب مصرف كرد. مهم است كه هرروز در ساعت معيني خورده شود. هيچگاه بيشتر يا كمتر از مقدار تجويز شده مصرف نكنيد. از دستورات پزشكتان به دقت پيروي كنيد. براي جلوگيري از ناراحتي معده مي توان آن را با غذا خورد. اگر يك نوبت را فراموش كرديد، در صورتي كه ظرف يك ساعت آن را به ياد آوريد بلافاصله مصرفش كنيد؛ در غير اينصورت نوبت را فراموش شده را رها كرده ، به برنامه دارويي معمولتان بازگرديد. مقدار دارو را دوبرابر نكنيد.
هشدارها و عوارض جانبي
در صورت بروز هريك از علايم نادر ولي جدي زير مصرف فلوكستين را قطع كرده ، با پزشكتان تماس بگيريد: تب و لرز؛ درد مفاصل يا عضلات ؛ بثورات جلدي يا كهير؛ مشكل در تنفس ؛ تشنج ؛ علايم افت قندخون (اضطراب ، گيجي ، خواب آلودگي ، عرق سرد، ضربان قلب سريع ، عدم تعادل ، لرزش بدن ، ضعف يا خستگي غيرعادي ، سردرد). علايم زير ممكن است رخ دهند ولي فقط در صورتي كه مشكل ساز شدند نياز است با پزشك در ميان گذاشته شوند: اضطراب ، تشويش ، خواب آلودگي ، خشكي دهان ، تهوع ، اسهال ، ضربان قلب تند يا نامنظم ، افزايش تعريق ، مشكل در به خواب رفتن ، احساس گرما يا حرارت ، برافروختگي يا قرمزي پوست ، افزايش اشتها، دل پيچه ، شكم درد يا نفخ ، يا مشكلات قاعدگي .
موارد احتياط
در صورت وجود هريك از موارد زير پيش از مصرف فلوكستين ، پزشكتان را مطلع سازيد:
حساسيت به فلوكستين يا ديگر مهاركننده هاي بازجذب سروتين .
بارداري يا شيردهي .
مصرف داروهاي ديگر، به ويژه ضدانعقادهاي خوراكي (وارفارين ) ديگوكسين ، الكل ، مسكن هاي تجويزشده توسط پزشك ، آرامبخش ، داروهاي ضدافسردگي ، شل كننده هاي عضلاني ، داروهاي ضدتشنج ، يا مهار كننده هاي مونوآمين اكسيداز نظير فورازوليدون ، ايزوكربوكسازيد، فنلزين ، پروكاربازين ، سلژيلين ، يا ترانيل سيپرومين . مصرف فلوكستين در حاليكه همزمان مهاركننده هاي مونوآمين اكسيداز مصرف مي كنيد يا كمتر از 2 هفته است كه مصرف چنينن داروهايي را قطع كرده ايد، ممكن است موجب گيجي ، افزايش ناگهاني دماي بدن ، افزايش شديد فشارخون ، و بروز تشنج شود. سابقه يا ابتلا به صرع ، بيماري قند، بيماري كليوي يا كبدي . اگر دچار بيماري قند هستيد، ممكن است لازم شود مقدار انسولين يا داروهاي خوراكي پايين آورنده قندخون كه مصرف مي كنيد تغيير داده شود.
هنگام مصرف فلوكستين توصيه مي شود
به طور منظم به پزشكتان مراجعه كنيد تا بهبودتان را زيرنظر داشته باشد. ممكن است 4 هفته طول بكشد تا از اثر دارو ظاهر شود و به حداكثر برسد؛ ممكن است بخواهيد در طي اين مدت پزشكتان ار ملاقات كنيد.
به نظر برخي پزشكان مصرف اين دارو افكار خودكشي را افزايش مي دهد. در مورد هرگونه اقدامات احتياطي لازم با پزشكتان مشورت كنيد.
تا مشخص شدن پاسخ بدنتان به اين دارو، هنگام رانندگي يا كار با وسايل خطرناك احتياط كنيد. اين دارو در برخي افراد موجب خواب آلودگي و كاهش سطح هوشياري مي شود.
براي تسكين خشكي دهان از آدامس يا آب نبات هاي بدون قند استفاده كنيد يا چند جرعه آب بنوشيد. اگر اين مشكل بيش از 2 هفته ادامه پيداكرد با پزشكتان مشورت كنيد.
از حالت خوابيده به نشسته يا ايستاده ، و نشسته به ايستاده به آرامي تغيير وضعيت دهيد؛ در غير اينصورت ممكن است دچار سرگيجه و سياهي رفتن چشم شويد.
يك برگ شناسايي پزشكي كه نشان دهد فلوكستين مصرف مي كنيد، همراه داشته باشيد.
فلوكستين را دور از دسترس كودكان ، و دور از گرما، نور مستقيم و حرارت مرطوب نگهداري كنيد (در اين شرايط فلوكستين فاسد مي شود).
فلوكستين تاريخ مصرف گذشته را دور از دسترس كودكان در توالت دور بريزيد.
هنگام مصرف فلوكستين نبايد
نوشابه الكلي يا داروهاي آرامبخش مصرف كنيد.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 0:30  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

 

اديسون در سنين پيری پس از كشف چراغ برق يكی از ثروتمندان آمريكا به شمار می رفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزينه می كرد اين آزمايشگاه بزرگترين عشق پيرمرد بود هر روز اختراعی جديد در آن شكل می گرفت تا آماده بهينه سازی و ورود به بازار شود در همين روزها بود كه نيمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر اديسون اطلاع دادند، آزمايشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقيقتا كاری از دست كسی بر نمی آيد و تمام تلاش ماموران فقط جلو گيری از گسترش آتش به ساير ساختمانها است آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پيرمرد رسانده شود پسر با خود انديشيد كه احتمالا پيرمرد با شنيدن اين خبر سكته می كند و لذا از بيدار كردن پيرمرد منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند. 
و با تعجب ديد كه پير مرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روی يك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند. پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد.
او می انديشيد كه پدر در بدترين شرايط عمرش به سر ميبرد ناگهان پدر سرش را برگرداند و
.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 15:40  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

 

اسكينر يكي از آخرين بازمانده هاي مردان بزرگ در عرصة رفتارگرايي است. ولي در بسياري از موارد او از پيشتازان اين متدولوژي محسوب مي شود. مطابق روش اسكينر است كه ما با تغيير شكل محض اصول تقليل گرايي به عنوان يك روش علمي برخورد مي كنيم. اسكينر عقيده داشت كه يك دانشمند بايد از داده  هاي تجربي شروع كند تا سرانجام به تعميمهاي استقرار يا به وضع قوانين برسد. پس در مراحل بعدي مي تواند يك تئوري علمي كه قوانين را در بر بگيرد وضع كند. بنابراين او بايد بسيار دقيق باشد تا بتواند كارش را با داده هاي تا حد امكان موثق، آغاز كند. اسكينر پذيرفت كه انسانها زندگي دروني (inner Lives)كه براي هر كدام از آنها همانقدر كه براي يك داستان نويس اهميت دارد، اين زندگي دروني مهم است. همان طور كه خودش زندگي دروني را در رمانش به نام والدن دو(80) به نمايش مي گذارد. با اين تفاوت كه داده هاي لازم براي نوشتن داستان، داده هاي قابل اطميناني براي كار يك دانشمند نيست. بحثهاي اسكينر در تقابل با ديگر روان شناسان مانند فرويديها كه تمام تعميمها و استنتاجهايشان بر پاية داده هاي قملروي دروني فرد است درست مانند مجادلة واتسون با درون نگرها بود. اسكينر اين هشدار استقرايي را مي پذيرفت كه يك دانشمند نبايد براي تبيين پديده هاي قابل مشاهده به وراي داده هاي قابل مشاهده فكر كند. او خود نيز بيش از حد به حدسيات و يافته هاي روان شناسانه كه اغلب براساس ويژگيهاي دروني انسان شكل گرفته اند، اعتماد و اعتناء نمي كرد.

او اهميت محدود متغيرهاي مياني تولمن از قبيل سائق را مي پذيرفت، مشروط بر اينكه چنين اصطلاحاتي به عنوان نمادهاي كوتاه براي فهم اعمالي كه در محدودة پاسخ قرار دارند به كار بروند. براي مثال گرسنگي به مثابه يك انگيزه كه به منزلة نقطه اوج تأثير عملي مانند غذا خوردن، تلقي مي شود. ديگر ويژگي مهم رويكرد اسكينر عمل گرايي اوست كه اخيراً تحت عنوان فرضيه اي در باب زبان علم، روزآمد شده است. براي اسكينر يك عمل(81) اين معاني را مي تواند داشته باشد: 1. مشاهدات شخص 2. دستكاري و وارد كردن محاسبات در روشهاي ايجاد يك عمل 3. مراحل منطقي و رياضيي كه بين حالتهاي پيشين و پسين روي مي دهد 4. و هيچ چيز ديگر.

مطابق اين اصول عباراتي مانند مثل بلند يا گرسنه به يك موضوع يا يك حالت موجود زنده ارجاع صرف ندارد. بلكه اين عبارات به كارهاي محقق بر روي مشاهداتش، دخل و تصرف و اندازه گيري هاي او نيز منوط هستند. اين شاخه فرعي از تئوريهاي اثبات گرايي و اسنادگرايي دم دست ترين تئوريهاي در باب معنا در خلال دو جنگ جهاني بودند. اين تئوري اكنون ديگر توسط فيلسوفان رها شده است.

اما در متدولوژي اسكينر و ديگر رفتارگرايان هنوز زنده است. بخصوص در سنت رفتارگرايان پيرو واتسون كه خواستار لحاظ كردن امكان دخل و تصرف بر اصول رفتارگرايي را دارند. رفتارگرايي در خيلي از موارد به عمل گرايي امريكايي به ديده تأييد مي نگريست. محققان آزمايشگاهها قصد نداشتند با طرح سؤالاتي دربارة رفتار موجودات زنده براي خودشان دردسر ايجاد كنند. بخصوص آنكه منابع و مرجع اين رفتار، دلايل دروني باشد كه مي بايست پاسخ آنها را بدهد.

براي مشاهده اينكه اگر متغيرهاي محيطي جايگزين ديگر متغيرها شود، چه صورتهايي از رفتار رشد مي كند در آن دوره اهميت زيادي قائل بودند. اين مسئله سرانجام به يك پيشگويي كه محقق را قادر مي سازد به رفتار شكل بدهد، ختم خواهد شد. اسكينر ادعا مي كند كه او فرضيه اي در باب رفتار ندارد و فقط تعدادي يادداشت و نوشته هاي پراكنده داراي همبستگي در اين باره دارا مي باشد.

البته اين صحبتها زودباوري با شرط نهادن دربارة واژه فرضيه است. درواقع كارهاي او نوعي قطعي و بديهي فرض كردن اصول زيست شناسي دارويني هاست كه عنوان مي كنند كه بازتابهاي شرطي شده، همچون ديگر ارزش حياتي، براي بقا ضروري هستند. اسكينر در خلال صورت بندي اين قوانين در حقيقت خيلي از اصول پايدار تداعي گرايي راه اصلاح و بهبود بخشيد. در جريان همين صورت بنديها بود كه اسكينر يك تمايز مهم بين رفتار «پاسخگو» و «كنش گر» را مشخص كرد.

گفتن اين نكته لازم به نظر مي رسد كه آزمايش جعبه كه اسكينر را قادر ساخت تا ابزارهاي شرطي شدن را به روشهاي گوناگوني مطالعه كند، بسيار مديون جبعه پازل ثورانديك بوده است. براي هر عكس العمل پاسخگو، يك محرك شناخته اي شده وجود دارد، مانند پوشش مترونوم موسيقي يا ترشح بزاق كه با وضعيت شرطي كلاسيك همبستگي و ارتباط دارد. البته در اينجا ممكن است انواعي از شكلهاي محركهاي دروني وجود داشته باشند كه عملكردشان وراي آن چيزي باشد كه پيروان رويكرد عمل گرايي و پاسخهاي كنش گر كه مي تواند توسط آزمايشگر در آنها دخل و تصرف شود بايد به مثابه عملكرد در شرايط آزمايشگاهي تلقي شوند، مانند برنامة زمان بندي شده غذا خوردن.

با تعريفي موسع، رفتار تشكيل شده است از پاسخهاي يك كنش گر كه همگي ابزارهايي براي رسيدن به يك هدف محسوب مي شوند. اسكينر فكر مي كرد كه مطالعه كنش گرهاي مشروط و مقيد و تمايز ميان آنها بايد بتواند قوانين پايه اي را فراهم سازد كه بتواند رفتار را تبيين و كنترل كنند. يك روز بالاخره بايد فرضيه اي طرح ريزي شود تا اين قوانين را دربرگرفته ويكپارچه سازد. اما دانشمندان بايد تا رسيدن به روشي مطابق روش باكونين(82) به پيش بروند. شخص دانشمند نبايد با تئوري پردازي خام و زودهنگام، طبيعت را پيش بيندازد، خصوصاً اگر با فرضياتي شبيه تئوري هال دربارة اعمال دروني ارگانيسم، روبه رو باشد. بنابراين اسكينر رويكرد پيرامون گرايي واتسون را نپذيرفت اما دربارة فرآيند محوريي كه بين محرك و پاسخ واقع شده است، موضع لاادري داشت. درواقع شرطي شدگي كنش گر يك اصلاح در زمينة قانون «اثر» ثورانديك به شمار مي رفت اصلاحي كه زمينة آن اصطلاح شناسي غير ذهن گرايانه بود.

اسكينر، همان واتسون با ادامة برنامه مفهوم براي پوشش ديگر جنبه هاي رفتار مخالف نبود. براي مثال در كتاب علم و رفتار انسان(83) در سال 1953، اسكينر نظريه اي دربارة هيجان يا عواطف ارائه داد كه برطبق آن نامهايي كه براي طبقه بندي رفتار با توجه به شرايط مختلف محيط به كار مي گرفت، در احتمال وقوع آنها تأثير مي گذارد. به رغم وجود رويكرد اثبات گرايانة جزمي در تفكر اسكينردرباره رفتار كلامي (Verbal Behavior) در سال 1957 طرحي بلندپروازانه براي وارد كردن زبان به چهارچوب رفتاري طرح ريزي كرد. گرچه اين عمل دقيقاً در محدودة برنامه ريزي «قواعد رفتار» هال بود و بشدت به يك اندازه از سوي فلاسفه و زبان شناسان موردانتقاد قرار گرفت.

اين اواخر اسكينر بشدت گرفتار آماده سازي تكنولوژي آموزشي بوده است كه در آن مهارتها و تواليهاي بنيادين مادي بدقت طبقه بندي شده كه در طي آنها يادگيري بطور منظم از طريق تقويت مثبت شكل مي گيرد. اگرچه منظور او از مفهوم تقويت به علت ابهام و دور باطلش همواره مورد نقد بوده است، دستخوش تغييراتي گرديده است كه برنامة او براي آموزش اندكي بيش از دستورات و فرامين هم ارزي بودند كه مي بايست محتواي آنها بطور منطقي بررسي شوند و در طي آنها دانش آموزان بايد گام به گام اشتباهاتشان را كاهش دهند و اگر بتوانند موفقيتي بدست آورند پاداش آنها حتمي خواهند بود. اين نوع رفتار، آن گونه كه اسكينر آن را پذيرفته است. بايد بدون ارجاع به قوانين پيچيدة او در باب رفتار كنش گر بررسي شوند.

 

منبع:

http://motarjem-mm.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 15:30  توسط آذر حکمت نیا   | 

ارزيابي اثر كندر بر روي يادگيري و حافظه موش سوري در دوران شيردهي مادر 
 
وحيدي عليرضا,دشتي محمدحسين,فروزان مهر مريم,نادي مريم,

افتخارافضلي مهديه,بكتاش عليرضا,پاك دل سعيد
 
 
 
 
حافظه و يادگيري از مهمترين فرآيندهاي رفتاري است

 كه در زندگي روزمره نقش بسيار مهمي دارند.

 حافظه توانايي به يادآوردن تجربيات گذشته

در سطح خود آگاه يا ناخودآگاه است يا به

 عبارتي گوياتر: حافظه عبارت است از

تغيير و تحول دايمي سيستم عصبي كه

بر اثر اطلاعات ورودي محيطي و فعاليت

 ذاتي خود سيستم عصبي رخ ميدهد.

 درگيري فكري يا استعداد پرسش برانگيز

 حافظه خاص انسان قرن ما نيست بلكه

بسياري از تمدنهاي گذشته منشاء كاركرد

و تقويت آن را

مدنظر داشته اند. از جمله در طب سنتي ايران

 به داروهاي متعددي كه موجب

تقويت حافظه و يادگيري ميشود نظير

صمغ كندر اشاره شده است. براي بررسي

صحت اين نظريه به شيوه علمي مطالعاتي

در دانشكده پزشكي دانشگاه

علوم پزشكي شهيد صدوقي يزد بر روي

حيوانات آزمايشگاهي كه مادرانشان

در دوران شيردهي كندر خوراكي مصرف

 نموده اند انجام گرديد. در اين پژوهش

 كندر به نسبت 1% در غذاي موش سوري

ماده از زمان تولد نوزادان نر به مدت

 8 هفته (دوران شيردهي) اضافه شد

و با استفاده از روش يادگيري توسط

محركهاي شرطي و غيرشرطي به

 وسيله دستگاه Shuttle Box (آزمايش

 شامل مراحل: (Long memory , Short memory , Learning)

بر روي

موشهاي سوري نر (نوزاداني كه بالغ شدهاند)

در سه دوره، هفته اول

 (يادگيري)، هفته دوم (حافظه كوتاه مدت)

 و 21 روز بعد (حافظه درازمدت)

 در هر دوره سه روزه متوالي به تعداد 30 مرتبه

 در روز هر موش مورد آزمايش

 قرار گرفت. نتايج به دست آمده با استفاده

 از آزمون t,test و آناليز واريانس

 يك طرفه مقايسه و نتايج نشان داد كه

 مصرف كندر در دوران شيردهي

 نسبت به گروه شاهد اثرات مثبتي

 بر روي موشهايي كه هنگام شيرخواري

مادرانشان كندر استفاده كرده اند داشته است

. يادگيري (P=0.03)، حافظه

 كوتا مدت (P=0.02) دارد و نظر تجربي

دانشمندان گذشته در تأثير مثبت

كندر بر روي يادگيري و حافظه تأييد گرديد

 و نتايج تحقيق اهميت توجه

 به منابع اصيل پزشكي ايراني ار به خوبي

 آشكار ميسازد.
 
 


 

 

سخن هایی از بزرگان دینی در مورد کندر

- كندر
365 - پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ):
به زنان آبستن خود، كندر بدهيد؛ چرا كه عقل كودك را افزون مى كند.(488)
366 - پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ):
بر شما باد كندر؛ چرا كه ... عقل را افزون مى كند، ذهن را ذكاوت مى دهد، چشم را جلا مى بخشد و فراموشى را از ميان مى برد.(489)
367 - امام رضا (عليه السلام ):
فراوان كندر بخوريد، آن را در دهان نگه داريد و بجويد. براى من ، جويدن آن ، دوست داشتنى تر است ؛ بلغم معده را مى زدايد و آن را تميز مى كند، عقل را استحكام مى بخشد و غذا را مى گوارد.(490)

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 18:25  توسط آذر حکمت نیا   | 

آینه را پاک کن !

و ببین که چه زیبایی تو را در بر گرفته

چه شکوه بی انتهایی که بی وقفه در می کوبد

چرا با چشمان بسته نشسته ای ؟

از چه روی چنین  عبوس نشسته ای ؟

چرا نمی توانی دست بیفشانی ؟

و چرا نمی توانی بخندی؟

         اشو

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 14:35  توسط آذر حکمت نیا   | 

نقاشی کودکان و کارکردهای آن

در دیدگاه نظریه روانکاوی، کودکان از طریق نقاشی آنچه را که در ضمیر ناخودآگاه دارند و احتمالاً باعث ناراحتی و اضطرابشان می‌شود، را بیان می‌کنند.

نقاشی چیست؟ چرا کودکان نقاشی می‌کنند، آیا این گفته که ”نقاشی یک کودک ارزش ده هزار کلمه دارد“ را تأیید می‌کنید؟ بیشتر روانشناسان معتقدند که شاکله وجود انسان و اساس شخصیت وی از ابتدای کودکی پایه‌ریزی می‌شود. علاقه فراوان به فراگیری و انعطاف‌پذیری عمیق در برابر تأثیرات رفتار و عکس‌العمل‌های والدین و اطرافیان از ویژگی‌های مرحلهٔ خردسالی و قبل از ورود به دبستان است.
 به‌طور مثال بلوم (۱۹۷۲) از پژوهش‌های روانشناسان دیگر نتیجه گرفت که حدود ۵۰ درصد از رشد شناختی و عاطفی انسان از بدو تولد تا چهارسالگی، حدود ۳۰ درصد باقیمانده در فاصلهٔ ۸ تا ۱۷ سالگی شکل می‌گیرد. از این رو همه معلومات، عادات و عکس‌العمل‌هائی که در این دوران تحصیل می‌گردد و به‌طور ریشه‌دار و مستحکم و عمیق در روح کودک باقیمانده و بتای اصلی شخصیت و سازمان و شاکلهٔ وجودی او را تشکیل می‌دهد و براساس آن، شخصیت او شکل می‌گیرد. به همین دلیل امروزه روانشناسان تأکید خاصی بر شناخت کودکان و مطالعه افکار و احساسات آنها دارند و نقاشی کودکان را یکی از روش‌های بررسی تغییرات شخصیتی و ذهنی کودکان در دوره‌های متفاوت تحصیلی می‌دانند.
 کودک مجموعه‌ای از خواست‌ها، امیال و ویژگی‌های شخصیتی از قبیل ستیزه‌جوئی، ناسازگاری، نافرمانی، مهربانی، عطوفت و غیره است و نقای کردن یکی از روش‌هائی است که به کودک امکان می‌دهد تا تمامی این خواست‌ها و امیال را به‌صورتی بی‌ضرر و دور از خطر از خود دوره کرده یا تکامل بخشد. کودک با نقاشی کردن انگیزه‌هایش را متعادل می‌سازد. و انرژی‌های روانی و جسمانی‌اش را بارور می‌سازد و شکل مناسبی به آنها می‌دهد و به آنها کمک می‌کند تا خودشان را مطرح سازند. نقاشی کودکان نمایشی است که کودکان سعی می‌کنند افق‌های وجود خود را گسترش داده و به شکستن محدودیت‌ها و حصارهای سخت و خشکی که اوضاع و احوال محیطی بر آنها تحصیل کرده است، مبادرت ورزند و به آنها فرصت می‌دهد تا شخصیت درونی خود را بیرون بریزند. بدین‌وسیله او قادر است تا بسیاری از چیزها را که احتمالاً نمی‌تواند به زبان آورد و با الفاظ بیان نماید، برای بزرگسالان ظاهر سازد و بدین‌ترتیب خود را از قید تنش‌ها رها می‌سازد.
 نقاشی کودکان در حقیقت میدانی برای تجلی قدرت خلاقیت کودک است و به‌وسیله آن کودک کبوتر اندیشه خود را به دوردست‌ها پرواز می‌دهد و با نیروی خود اشیاء و موجودات مورد علاقه را حاضر کرده و در آن تغییراتی می‌دهد تا مطابق میل خودش باشند.
 نقاشی کودک را باید یک وسیله کاملاً آزاد و ساده به حساب آورد که کودک از طریق آن و بدون توجه به واقعیت‌های بصری دنیای خارج به‌راحتی روی کاغذ می‌آورد و اشیاء را به ساده‌ترین شکل خود نشان می‌دهد. در حالی‌که کار خود را کاملاً منطقی و درست می‌پندارد و از اینکه بزرگترها به نقاشی آنها می‌خندند، تعجب می‌کنند.
 نقاشی کودکان قابلیت‌ها و ظرافت‌های چندگانه‌ای مثل جذابیت، زیبائی، انعطاف، عاطفه‌مداری، سرگرم‌سازی و فرافکنی دارد که این امر بیانگر دید واقع‌گرایانه و معنادار و در عین حال عجیب به اشیاء و محیط پیرامون است که خود ناشی از روح و شخصیت واقع‌گرایانهٔ کودکان است.
 نقاشی کودکان دریچه‌ای است که بعد خلاقیت کودکان را آزادانه به‌سوی حوزه‌های سازندگی هدایت می‌کند و به آنها اجازه می‌دهد تا آزادانه مواد را دستکاری کنند. به سوژه‌های واقعی رنگ تخیل بزنند. به تخیلات خود برچسب‌های واقع‌گرایانه بچسبانند و مهمتر از اینها بدون هیچ هراسی جهان را آنطور که می‌خواهند ترسیم کنند.
 تکیه بر خلاقیت آزاد در هنر و کارهای هنری، فایده مهم دیگرش جذب بیشتر کودکان به کانون‌ها و کلاس‌های هنری و پرهیز از هرگونه مسابقه یا مقایسه آثار آنها است و به بزرگسالان می‌آموزند که روی آثار کودکان توقف نکنند و به قضاوت آن نپردازند که در این‌صورت اضطراب از دل‌هایشان رخت برمی‌بندد و کودکان خویشتن‌های خود را در آثار خود ساده‌تر، شفاف‌تر و بیشتر عرضه می‌کنند و درست در همین نقطه است که هنر و بهداشت روانی با هم همسو می‌شوند.
 امروزه روانشناسان معتقدند که نقاشی فعالیتی شخصی است که کودک به‌وسیله آن بسیاری از خواسته‌ها، تمایلات و تفکرات خود را به‌راحتی روی کاغذ می‌آورد و با مطالعهٔ آن می‌توان به فرضیه‌هائی سازنده در مورد شخصیت کودکان دست یافت.
 آنها معتقدند که نقاشی در لطیف کردن عواطف کودکان و تأمین بهداشت روانی و درمان ناراحتی‌ها و برقراری آرامش آنان نقش مهمی دارد از این رو می‌توان گفت که نقاشی کودکان برآیند ویژگی‌های شناختی، عاطفی، روانی و اجتماعی آنها است که چنگ زدن به کلاف پیچیده عواطف کودکان و به‌دست آوردن سرنخ‌هائی جدید از این کلاً برای شناسائی بهتر آنها را امکان‌پذیر می‌سازد.
 در دیدگاه نظریه روانکاوی، کودکان از طریق نقاشی آنچه را که در ضمیر ناخودآگاه دارند و احتمالاً باعث ناراحتی و اضطرابشان می‌شود، را بیان می‌کنند. انها معتقدند که کودکان به‌هنگام کشیدن یا رنگ کردن یک تصویر، ناخودآگاهانه گوشه‌ای از وضع عاطفی خود را بیان می‌کنند و نقاشی آنها دریچه‌ای به جهان اندیشه آنان است و بیانگر اندوه‌ها، شادی‌ها و آرزوهای آنها است، به همین دلیل، تحلیل و بررسی نقاشی کودکان، یکی از مهمترین و قابل‌اعتمادترین راه‌های شناخت روان کودکان است و به والدین و مربیان کودکان در شناخت مشکلات و گره‌های شخصیتی آنها کمک زیادی می‌کند.
 به‌طور کلی نقاشی کودکان ریشه در خلاقیت آنها دارد و رشد این خلاقیت می‌تواند باعث گردد تا در دوران بزرگسالی این کودک تبدیل به هنرمندان، نویسندگان، نقاشان، مخترعین و کاشفانی بزرگ گردند. نقطه آغاز این خلاقیت انگشتان کودک است. جویبار کوچکی که از سرانگشتان کودکان جاری می‌شود، خلاقیت فکرشان را آبیاری می‌کند که هر اندازه اعتماد و ابتکار بیشتری در حرکت دست‌های کودکان وجود داشته باشد عنصر خلاقیت ذهنی آنها زنده‌تر است. به همین دلیل است که توصیه می‌شود والدین و مربیان باید در کودکان خود امنیت‌خاطر ایجاد کنند و به کودک کمک کنند و به او اطمینان دهند که بزرگترین یار و یاور او هستند.
 در مورد نقاشی کودکان و شکوفائی این هنر در آنها والدین و مربیان باید نکات زیر را در نظر داشته باشند:
 ۱) نقاشی کودکان صرفاً برای پر کردن اوقات فراغت آنها نیست بلکه بستر مناسبی برای پی بردن به دنیای درونی آنها و شکوفائی خلاقیت‌های آنها است.
 ۲) نقاشی کودکان هنری است که به زندگی آنها زیبائی خاص می‌بخشد که این مضمون در راستای این گفته شوپنهاور است که ”هنر نوعی رستگاری است که ما را از درد و رنج رها می‌سازد و به تصاویر زندگی ما دلربائی می‌بخشد“.
 ۳) نقاشی کودکان برگرفته از تخیلات آنها است. چنانچه تخیلات و رؤیاهای کودکان مورد بی‌توجهی، تمسخر یا بیهوده انگاشتن از جانب والدین و مربیان روبرو شود و آنها وادار به واقع‌بینی گردند، سرچشمهٔ خلاقیت آنها خشکیده می‌شود.
 ۴) در آموزش کودک باید به تقویت انگیزه‌ها توجهی خاص داشته باشیم و انگیزه‌های کوچک فرزندان را به‌مثابهٔ چشمهٔ کوچکی بدانیم که می‌توانیم از طریق حفر آن نقطه و باز کردن راه آب، آن را تبدیل به سرچشمه جوشان کنیم و نقاشی کودک یکی از راه‌های پی بردن به این انگیزه‌ها است.
 ۵) در برنامه زمانبندی شده کودکان وقت‌های آزاد در نظر بگیرید و به آنان اجازه دهید به‌طور خودجوش و خلاقانه به کارهای موردعلاقه‌شان بپردازند و اطرافیان باید با ملایمت و احتیاط فعالیت‌های کودکان را هدایت کنند.
 ۶) برای کودکان، صمیمی بودن و آشنا بودن چهره بسیار مهم است. زیرا اولین چیزی که کودک در یک ارتباط حضوری به آن توجه می‌کند چهره مربی است. مربی باید سعی کند با چهرهٔ خود به کودک نشان بدهد که مشتاق او است و او را دوست دارد. اینگونه است که چهرهٔ مربی آرام و دوست‌داشتنی می‌شود و کودک جذب آن می‌شود.
 ۷) کودکان هنگامی‌که از طرف مربی خود با والدین نوازش می‌شوند بسیار لذت می‌برند. لمس کردن و در آغوش گرفتن کودک از طرف والدین به تبادل انرژی یاری می‌رساند و فرصتی را فراهم می‌کند تا کودک آرامش و آسایش را در آغوش آنها احساس کند و به آنها فرصت می‌دهد تا به‌راحتی احساسات و عواطف خود را ابراز کنند و به زندگی روانی خود تحرک بخشند.
 ۸) از مقایسه کودکان و آثار آنها با یکدیگر و همچنین تحمیل عقاید به کودکان باید پرهیز کرد و باید در نظر داشت که تنها در بسته ”آزادی“ ربط دادن به طبیعت کودکان و احترام به سبک خاص زندگی آنها است که خلاقیت و نوآوری در وجود آنها به ثمر می‌نشیند.
 ۹) تردیدی نیست که مسئولیت عمده و اساسی تربیت کودک بر عهده والدین است که هدف این تربیت شکوفا ساختن استعدادهای کودک و آرامش بخشیدن به او است و زمانی والدین از عهده این امر مهم به نیکی و درستی برمی‌آیند که خود از آرامش روانی و امنیت‌خاطر برخوردار باشند تا به دور از هرگونه اضطراب و دغدغه و با بهره‌مندی از دلگرمی، همدلی، همراهی و حمایت مشوقانه ترسیم‌گر مسیر سعادت فرزند گردند.

سید محمدحسین قاسمی
 کارشناس ارشد مشاوره
 

ماهنامه کودک

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 19:0  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون آرتور اشي به خاطر خون آلوده اي كه درجريان يك عمل جراحي درسال ۱۹۸۳دريافت كرد به بيماري ايدز مبتلا شد

ودربسترمرگ افتاد او ازسراسر دنيا نامه هائي از طرفدارانش دريافت كرد.

يكي از طرفدارانش نوشته بود :  

چراخدا تورا براي چنين بيماري دردناكي انتخاب كرد؟

آرتور در پاسخش نوشت :  

دردنيا  ۵۰ ميليون كودك بازي تنيس را آغاز مي كنند

 ۵ميليون ياد مي گيرند كه چگونه تنيس بازي كنند

۵۰۰هزارنفر تنيس رادرسطح حرفه اي يادمي گيرند

۵۰هزارنفر پابه مسابقات ‏مي گذارند ۵هزارنفر سرشناس مي شوند

۵۰ نفربه مسابقات ويمبلدون راه پيدامي كنند

۴ نفربه نيمه نهائي مي رسند و دونفر به فينال

وآن هنگام كه جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم

هرگز نگفتم خدايا چرا من؟

وامروز هم كه ازاين بيماري رنج مي كشم هرگز نمي توانم بگويم خدايا چرا من؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 1:30  توسط آذر حکمت نیا   | 

مفاهیم: خود بيمارانگاري چیست؟
بيماری- ناهيد محمدپور:
همه ما شنيده‌ايم كه برخي از جوانان براي فرار از خدمت سربازي خود را به بيماري مي‌زنند.

اين امر اگرچه نامقبول است ولي تمارض اين سربازان قابل درك است. اما برخي اشخاص به‌قدري ظاهري بيمارگونه به‌خود مي‌گيرند كه گويي در حال احتضارند.

اين كار ممكن است براي جلب همدردي ديگران و توجه و دلسوزي آنان به‌خود باشد اما هر چه هست خود بيمار انگاري از اصطلاح‌طبي قديمي هيپوكوندوريا مشتق شده است و در طبقه‌بندي پزشكي جزءاختلالات شبه‌جسمي است.

ويژگي عمده اين افراد شكايات مختلف درباره بيماري‌هاي بدني است؛ شكاياتي كه به الگوي مرضي منطقي محدود نمي‌شود. مثلا ممكن است از نوعي ناراحتي و درد غيرعادي از ناحيه سينه، سر، قلب، پا و... شكايت كنند.

آنان معمولاً نمي‌توانند نشانه‌هاي مرضي خود را شرح دهند. مثلاً ممكن است از درد معده شكايت كنند ولي با سؤالات دقيق‌تر معلوم شود كه درد واقعي نيست.

از ديگر نشانه‌هاي اين بيماران، همچنين مي‌توان به اين نكته اشاره كرد كه اين افراد از خوانندگان دائمي مجلات پزشكي هستند. مستعد رنج بردن و احساس ناراحتي كردن از هر بيماري جديدي كه درباره آن مي‌شنوند يا مي‌خوانند، از ديگر نشانه‌هاي اين بيماران است.

اگر شما جزو اين دسته از افراد هستيد يا كساني را در دور و بر خود سراغ داريد كه مدام در حال ناله كردن و مراجعه به پزشك هستند، توصيه ما را درباره خواندن اين مطلب جدي بگيريد.

مبتلايان خود بيمار‌انگاري مترصد نشانه‌هاي بارزي هستند كه توجه سريع پزشكان را به‌خود جلب كنند.آنان به قدري در انديشه رسيدن به هدف خود هستند كه متوجه خطرات احتمالي اعمالشان نمي‌شوند و بر اين باورند كه به‌طور جدي بيمارند و نمي‌توانند بهبود يابند.

اين افراد اگر تهديد به پيگرد قانوني شده و كذب بودن ادعايشان مشخص شود يا حمايت‌هاي اجتماعي از اين اشخاص گرفته شود، بحران ديگري مي‌سازند تا مجدداً نظرات حمايتگرانه ديگران را به‌خود جلب كنند.

ترس يا اضطرابي كه در اكثر افراد مبتلا به بيماري‌هاي واقعي وجود دارد، در آنان ديده نمي‌شود. در بعضي موارد يك واكنش خود بيمار‌انگاري ممكن است براساس يك آسيب بدني واقعي باشد كه اغراق آميز شده و هسته مركزي زندگي بيمار را تشكيل داده است.

آنان معمولاً يك اشتغال ذهني مرضي درباره هضم و دفع دارند و اطلاعات دقيقي درباره رژيم غذايي، يبوست، اسهال و موضوع‌هاي مربوط به آن ارائه مي‌دهند.

بعضي از آنان آخرين درمان‌هاي پزشكي روز را از طريق مطالعه روزنامه‌ها و مجلات عادي و اخيراً اينترنت به دست آورده و بسياري از داروها را بدون در نظر گرفتن سود و زيان‌هاي جانبي آنها مورد استفاده قرار مي‌دهند.

از نظر شخصيتي، آنان بيشتر عواطف منفي دارند و اغلب، افراد ناراضي و خودملامتگري هستند كه نه خودشان را دوست دارند و نه ديگران را. در دوران كودكي بيشتر در اماكن نامطلوب بزرگ شده‌اند و والدين مهرباني نداشته‌اند و احتمالاً سابقه تحمل خشونت فيزيكي  يا سوء رفتار جنسي را مي‌توان در آنها مشاهده كرد.

پزشكان نيز در حرفه خود مانند ديگران مي‌خواهند بيمارانشان را راضي كنند. اگر بيماري بگويد:« حتماً چيزي هست، براي اينكه هنوز درد دارم. »پزشكان همه تلاش خود را براي راضي كردن او  به كار مي‌گيرند و دستور آزمايش‌هاي بيشتري را مي‌دهند. براي دكترها اغلب پذيرفتن آن دشوار است كه كسي تمارض كرده يا از نشانه‌هاي دروغين شكايت كند.

نشانه‌هاي بيماري

مهدي قراچه داغي در باره اين بيماري نظرات جالبي دارد: يا ادعايشان به كلي ساختگي است مانند اينكه بيماري بگويد از پشت درد شديد رنج مي‌برد در حالي‌كه اين درد وجود نداشته باشد يا مبالغه‌آميز است؛ به‌طوري كه بيمار سر درد ملايمي داشته باشد ولي بگويد ميگرن دارد.

شبيه‌سازي‌ بيماري، مانند اينكه بيمار با گذاشتن شيء مصنوعي در دهان تظاهر به خونريزي كند يا از روي غرض بيماري براي خود ايجاد كند، از ديگر نشانه‌هاي خود بيمار انگاري است. بايد توجه داشت كه اغلب بيماران ساختگي اشخاصي مانند سايرين هستند كه به مهر و محبت احتياج دارند.

تنها تفاوت آنها با اشخاص سالم در اين است كه آنها راه درست دريافت مهر و توجه را پيدا نمي‌كنند و از اين جهت تنها راه چاره را در اين مي‌بينند كه به‌خود آسيب بزنند و در شكل بيمار قرار بگيرند.

شيوع و سير بيماري

شيوع اين اختلال تقريباً بين ۳ تا ۱۴ درصد است كه در هر دو جنس زن و مرد به يك اندازه وجود دارد و بالاترين ميزان شيوع آن بين ۲۰ تا ۳۰ سالگي است. اين بيماري سير مزمني دارد و ممكن است چندين سال طول بكشد و حتي بيماران بستري شدن‌هاي مكرر و تكرار آزمايش‌هاي گوناگون را خواستار هستند.

آنان هيچ گاه قانع نمي‌شوند كه بيمار نيستند، بنابراين از پزشك متنفر مي‌شوند و او را ترك مي‌كنند و نزد پزشك ديگري مي‌روند.

علل بيماري

دكترحسين آزاد، آسيب شناس اجتماعي علت اين بيماري را در ۳ چيز مي‌داند: بسياري از تجربيات ابتدايي ممكن است فرد را براي ظهور واكنش‌هاي خود بيمار انگاري بعدي آماده سازند.

از مهم‌ترين آنها مواجه شدن با مدل‌هاي معيوب والدين و توجه بيش از اندازه والدين به آنان است. مثلاً وقتي والدين درباره سرفه يا هر چيز ديگر نگران باشند، كودك نيز به نوبه‌خود مي‌آموزد كه به اين اختلالات با اغراق بنگرد.

دوم، يك فرد مستعد، آماده تجربه واكنش‌هاي خودبيمارانگاري به‌خصوص در سال‌هاي چهل و پنجاه زندگي است، زيرا مجبور است بپذيرد كه نيمي از عمر وي سپري گشته و الگوهاي زندگي او چه خوب و چه بد تعيين شده‌اند. وقتي احساس مي‌كند كه اميدهاي او با شكست مواجه شده‌اند و احتمالاً اوضاع شغلي و زناشويي خود را ناخوشايند مي‌بيند، واكنش‌هاي خودبيمارانگاري ظاهر مي‌شوند.

آخرين آن تقويت و تثبيت الگوي خود بيمارانگاري است. اين الگوها به فرد كمك مي‌كند كه از استرس‌ها و موقعيت‌هاي ناخوشايند زندگي اجتناب ورزند و در عين حال از همدردي و پشتيباني ديگران بهره‌مند شوند به‌طور كلي، مكانيسم جابه‌جا‌سازي‌ در اين اختلال نقش مهمي ايفا مي‌كند.

درمان

اين افراد معمولاً نسبت به معالجه مقاوم‌اند، زيرا بايد به بيماري خود اعتقاد داشته باشند تا بتوانند از استرس‌هاي مشكل خود در زندگي اجتناب ورزند. به همين دليل وقتي به آنها گفته مي‌شود كه از نظر بدني سالم‌ هستند آماده‌اند كه درمان را قطع كنند.

روش‌هاي اصلاح رفتار و ساير روش‌هاي درماني جديد (بيوفيدبك) مي‌توانند ابزارهاي مفيدي براي كمك به اين افراد به حساب آيند. درمان دارويي اضطراب و افسردگي در اين افراد كمك‌كننده است و بايد ۳ ماه ادامه داشته باشد.

روان درماني نيز مي‌تواند مؤثر باشد ولي بسياري از اين افراد چندان اعتقادي به آن ندارند و اين درمان را كامل نمي‌كنند. پزشكان بايد با زبان ساده و قابل‌فهم با آنها صحبت كنند زيرا استفاده از اصطلاحات تخصصي پزشكي آنان را مضطرب مي‌كند. ولي بايد بدانيم كه بهترين روش درمان، پيشگيري است.

اگر بتوانيم راه‌هايي بيابيم كه از شدت نياز و نوميدي كه بسياري از مردم با آن روبه‌رو هستند بكاهيم و نياز اشخاص به توجه و محبت‌ را مرتفع كنيم به احتمال زياد از شدت و دامنه اختلال كاسته مي‌شود.

يافتن بيماري در اينترنت

به گفته دكتر پور افكاري پزشكان با نوع جديدي از بيماري برخورد كرده‌اند به نام سايبر كونديازيس؛ يعني خودبيمارانگاري تحت‌تأثير اينترنت.

اين بيماري بيشتر در ميان افرادي شيوع دارد كه براي كسب اطلاعات بيشتر درباره بيماري‌ها، بهداشت و مراقبت‌هاي پزشكي پاي ثابت سايت‌هاي اينترنتي هستند كه براي كسب آگاهي از نوع بيماري‌ها آنها را در سايت‌ها جست‌وجو مي‌كنند؛ اما چون شناخت صحيحي نسبت به بيماري‌ها ندارند معمولاً علائم را اشتباه مي‌گيرند و گمان مي‌كنند دچار آن بيماري شده‌اند و خود درماني مي‌كنند.

در اكثر موارد اين بيماري زماني رخ مي‌دهد كه يكي از اعضاي خانواده يا دوستي به بيماري مبتلا شده و فرد براي يافتن دليل يا درمان آن در كتاب‌ها يا مجلات و اينترنت جست‌وجو مي‌كند و بعد از مدتي به اين نتيجه مي‌رسد كه نشانه‌هاي بيماري در او هم وجود دارد و دچار افسردگي و آشفتگي مي‌شود.

 
+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 10:23  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

 

من نمی دانم و این درد مرا سخت می آزارد

که چرا انسان (این دانا) در تکاپوهایش ره نبرده

است به اعجاز محبت و نمی داند که در یک لبخند

چه شگفتی ها پنهان است.من برآنم که در این

دنیا خوب بودن به خدا سهل ترین کارهاست و

نمی دانم که چرا بشر تا این حد با خوبی بیگانه

است و همین درد مرا سخت می آزارد.

 

منبعش رو نمیدونم اما واقعا حرف خودم هم بود!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 16:57  توسط آذر حکمت نیا   |