تبليغاتX
روان شناسی برای همه

 

http://en.wikipedia.org/wiki/Type_A_personality

The Type A and Type B personality theory is a personality type theory that describes a pattern of behaviors that were once considered to be a risk factor for coronary heart disease. Since its inception in the 1950s, the theory has been widely popularized and also widely criticised for its scientific shortcomings.

Type A individuals can be described as impatient, excessively time-conscious, insecure about their status, highly competitive, hostile and aggressive, and incapable of relaxation.[1] They are often high achieving workaholics who multi-task, drive themselves with deadlines, and are unhappy about the smallest of delays. Because of these characteristics, Type A individuals are often described as "stress junkies." Type B individuals, in contrast, are described as patient, relaxed, and easy-going. There is also a Type AB mixed profile for people who cannot be clearly categorized.

In his 1996 book, Type A Behavior: Its Diagnosis and Treatment, Friedman suggests that Type A behavior is expressed in three major symptoms. One of these symptoms is believed to be covert and therefore less observable, whereas the other two are more overt.

Symptoms of Type A Behavior[2]

  1. An intrinsic insecurity or insufficient level of self-esteem, which is considered to be the root cause of the syndrome. This is believed to be covert and therefore less observable.
  2. Time urgency and impatience, which causes irritation and exasperation.
  3. Free floating hostility, which can be triggered by even minor
  4. incidents
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 16:35  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

 

http://www.psych.uncc.edu/pagoolka/TypeAB.html

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 0:7  توسط آذر حکمت نیا   | 

IF YOU TRY...

The next time you think you don`t measure up or
that you can`t do it, remember

Albert Einstein`s parents and teachers thought he was retarded...

He couldn`t speak until he was 9 years old...

He couldn`t tie his shoes...

A teacher in Munich wrote in his school report ,
'You will never amount to very much'...

This just gose to show that no one is perfect,
and that you can go far if you try.
The key is believe in yourself even when
others don`t believe in you...

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 22:56  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

برادرم تو را دوست دارم ، هر که می خواهی باش ، خواه در کلیسایت

نیایش کنی ، خواه در معبد، و یا در مسجد . من و تو فرزندان یک آیین

هستیم ، زیرا راههای گوناگون دین انگشتان دست دوست داشتنی

"یگانه برتر " هستند ، همان دستی که سوی همگان دراز شده و همه

آرزومندان دست یافتن به همه چیز را رسایی و بالندگی جان

می بخشد .

 

جبران خلیل جبران.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 2:29  توسط آذر حکمت نیا   | 

درباره دكتر پريرخ دادستان
خودت را درآينه بنگر!
متولد يكم فروردين ۱۳۱۲ _ تهران
ليسانس روانشناسى از دانشگاه ژنو _ ۱۹۵۴ ميلادى
فوق ليسانس روانشناسى ازدانشگاه ژنو _ ۱۹۵۶
دكتراى روانشناسى از دانشگاه ژنو _ ۱۹۶۰
تنها زن پذيرفته شده در كنكور سراسرى اعزام به خارج از كشور در ۱۳۳۰ هجرى شمسى
دريافت بورس از وزارت فرهنگ و آموزش عالى و اعزام به سوئيس _ ۱۳۳۰
دريافت گواهينامه علوم تربيتى در رشته روانشناسى از دانشگاه ژنو _ ۱۹۵۲ ميلادى
دريافت دانشنامه تخصصى روانشناسى بالينى كودك از دانشگاه ژنو _ ۱۹۵۳
دريافت دانشنامه عمومى روانشناسى كاربردى از دانشگاه ژنو _ ۱۹۵۳
عضو شوراى راهبرى سند ملى آموزش و پرورش _ ۱۳۸۳ هجرى شمسى تاكنون
استاد گروه روانشناسى دانشگاه شهيد بهشتى _ ۱۳۸۱ تاكنون
استاد گروه روانشناسى دانشگاه تهران ۷۹-۱۳۶۵
مدير گروه روانشناسى دانشگاه تهران ۶۲-۱۳۵۹
صاحب امتياز و مديرمسؤول مجتمع آموزشى رؤيا (وزارت آموزش و پرورش) طى سال هاى ۱۳۴۴ تا ۵۴
رياست مركز تحقيقات روانشناسى پلى تكنيك تهران (وزارت آموزش و پرورش) از ۱۳۴۱ تا ۴۴
كارشناس فرهنگى _ تربيتى اداره كل تربيت معلم وزارت آموزش و پرورش در سال هاى ۱۳۴۰ تا ۴۱
مدير گروه روانشناسى سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى (سمت) _ ۱۳۷۵ تاكنون
مدير دفتر مطالعات و تحقيقات علوم انسانى معاونت پژوهشى و برنامه ريزى دانشگاه آزاد اسلامى _ واحد تهران جنوب _ ۱۳۷۲ تاكنون
عضويت در گروه علمى _ تخصصى رشته روانشناسى منطقه هشت دانشگاه آزاد اسلامى _ ۱۳۸۴
عضويت در شوراى مركزى انتشارات دانشگاه آزاد اسلامى _ ۱۳۸۴
منتخب در همايش چهره هاى ماندگار به عنوان اولين روانشناس در اين همايش - ۱۳۸۱
منتخب اولين دوره معرفى پژوهشگران قابل تقدير دانشگاه تهران _ ۱۳۸۳
برنده جايزه بخش تحقيقات بنيادى علوم انسانى در پانزدهمين جشنواره بين المللى خوارزمى _ ۱۳۸۰
برنده لوح تقدير سازمان «سمت» به عنوان مدير گروه پژوهشى روانشناسى
برنده لوح تقدير رياست تشخيص مصلحت نظام به عنوان مدير گروه پژوهشى روانشناسى سمت
برنده لوح تقدير وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى به عنوان مدير گروه پژوهشى روانشناسى سمت
پژوهشگر برگزيده جامعه اسلامى پژوهشگران _ ۱۳۸۰
برنده لوح تقدير همايش علل و عوامل تقدم مسائل جمعى بر منافع فردى از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى

250263.jpg

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 0:30  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

 

عشق عارضه ایست روان تنی مرتبط با سن و پدیده ای مرتبط با رفتارهای جنسی و یا اندازه ترشح هورمون های درون ریز است. آدمی از 15 تا حدود30 سالگی بسیار برای عاشقی مستعد است درست از بلوغ جنسی و رشد كامل قد تا سنی كه دیگر در رده بزرگسالان جای می گیرد. از 30 تا 40 سالگی یعنی به عبارتی در سن بلوغ عقلی احتمال بروز رفتارهای عاشقانه با افتی ناگهانی مواجه می گردد و از سن 40 تا سن پیری كمتر شنیده ایم یا دیده ایم كه زنی یا مردی با عشقی رومانتیك دسته و پنجه نرم كند .

2- وقتی سرما می خوریم نشانه اصلی آن آبریزش بینی ،گرفتن گلو و بی حالی ست اما این ها علت سرما خوردگی نیستند علت سرما خوردگی یک ویروس است در عشق نیز علت آن "حس جنسی"و "حس تملک "است اما" توهم" و "کوری عقل " پدیدار عشق و صفات اصلی آنند. وقتی شما شخصی را می بینید که کسی را می پرستد و درباره اش دچار توهم است و غیر عقلانی او را می ستاید و آرزوی وصل او را دارد و او را بی زمان و بی مکان برای خود می خواهد با یک عاشق روبرویید.

شخص ،ناگهان دختر زیبایی را می بیند که به شدت حس جنسی اش را تحریک می کند و او را مجذوب می کند با دختر آشنا می شود و هرگز حاضر نیست او را از دست بدهد و می خواهد همیشه و همه جا مالک او باشد.این یعنی جوشش بی زمان و مکان حس تملک و غریزه جنسی که قبلا آن را تجربه نکرده بود .حالش بد است اضطراب دارد بی قرار است خیالبافی می کند کم خواب شده عصبی ست بی منطق شده و فقط می خواهد به او فکر کند وبا صرف هر آنچه که به عنوان جان و مال و حیثیت در چنته دارد به او برسد فقط و فقط. و به قول شوپنهاور تبدیل به اراده کور معطوف به معشوق می شود.

برای همین است که صفت مجنون را در وصف عاشق به کار می برند.مجنون یعنی جن زده و رفتار عاشق شبیه به یک جن زده است گویی مسخ شده و عقلش را از دست داده است

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 10:27  توسط آذر حکمت نیا   | 

 
 
آنچه که هستی هدیه خداوند به توست و آنچه که می شوی هدیه تو به
 
خداوند ، پس بی نظیر باش .
 
The person that you are, is gods gift to you, and the one you will
 
 
be is your gift to god , so be perfect and excellent
 
 
 .

وقتی به چیزی که آرزوت بود رسیدی ، تازه میفهمی که آرزوش بهتر از
 
 
داشتنش .

 


When you reach to your wish , you understand that wishing some
 
 
 
thing is better than having that
 
.

 
بعضی از آدما مثل کوه می مونن ، هر چی بهشون نزدیک تر بشی ،
 
 
 
بیشتر به عظمت و بزرگی شون پی می بری
 
 .
Some people are like moan thins , when you get closer to them ,
 
 
 
you find out their authority more
 
.

همیشه فکر کن تو یه دنیای شیشه ای زندگی می کنی ، پس سعی
 
 
کن به طرف کسی سنگ پرتاب نکنی ، چون اولین چیزی که می شکنه
 
 
دنیای خودته .
 
think about living in a glass world , so trying not throw stone to
 
 
 anyone , because the first thing that will be broken is your world .

 
زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو
 
 
 
بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم .
 
 
life is a road and you are its passengers so , be careful about the
 
 
value of your times , maybe you wont be in the road tomorrow
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:6  توسط آذر حکمت نیا   | 


من یک عمربه خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد. می توانسته اما رسوام نساخت و مرا مورد قضاوت قرارنداد!

هرچه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضرشد. اما من هرگز حرف خدا را باور نکردم.

وعده هایش را شنیدم اما نپذیرفتم. چشم ها و گوش هایم را بستم تا خدا را نبینم و صدایش را نشنوم.

من ازخـــدا گریختم بی خبرازآن که او با من و درمن بود !

می خواستم کاخ آرزوهایم را آن طور که دلم می خواست بسازم نه آن گونه که خدا می خواهد. به همین دلیل اغلب ساخته هایم ویران شد و زیر خروارها بلا ومصیبت ماندم.

ازهمه کس کمک خواستم اما هیچ کس فریادم را نشنید و یاریم نکرد.

با شرمندگی فریاد زدم :

خدایا اگرمرانجات دهی‌، اگر ویرانه های زندگی ام را آباد کنی با تو پیمان می بندم هرچه بگویی همان را انجام دهم !

درآن زمان خدا تنها کسی بود که حرف هایم را باورکرد و مرا پذیرفت نمی دانم چگونه اما درکمترین مدت خدا نجاتم داد.

گفتم : خدای عزیز بگو چه کنم تا محبت و لطف بی حد تورا جبران کنم ؟

گفت : هیچ. فقط عشقم را بپذیر و مرا باورکن و بدان درهمه حال درکنار تو هستم.

گفتم : خدایا عشقت را پذیرفتم و ازاین لحظه عاشقت هستم.

سپس بی آن که نظرخدارا بپرسم به ساختن کاخ رویایی زندگیم ادامه دادم. اوایل کارهرآن چه ازاومی خواستم فراهم می شد. اما ازدرون خوشحال نبودم !

نمی شد هم عاشق خدا شوم وهم به نظرات او بی توجه !

راه و روش خدا را نمی پسندیدم.

با آن چه او می گفت من به آرزوهای بزرگی که داشتم نمی رسیدم.

پس او را فراموش کردم تا راحت تر به آن چیزهایی که می خواهم برسم!

برای ساختن کاخ رویاییم از رهگذران کمک می خواستم.

آنان که خدارا می دیدند سری ازتاسف تکان می دادند و رد می شدند و آن ها که جزسنگ های طــلایی قصـــرم چیزی نمی دیدند به کمکم آمدند تا آن ها نیزبهره ای ببرند که همان ها در آخر کاراز پشت خنجرها زدند و رفتند!

همان گونه ازمن گریختند که من از صدای خدا و وجدانم!

نا امید ازهمه جا دوباره خدا را خواندم. کنارم حاضربود!

گفتم: دیدی بامن چه کردند؟!

آنان را به جزای اعمالشان برسان ...

گفت: تو خودت آن ها را به زندگیت فراخواندی!

ازکسانی کمک خواستی که محتاج تر از هرکسی به کمک بودند.

گفتم: مرا عفو کن. من تورا فراموش کردم و به غیرتو روی آوردم. اگردستم بگیری و بلندم کنی هرچه بگویی همان کنم.

بازهم خدا تنها کسی بود که حرف ها وسوگندهایم را باورکرد.

نمی دانم چگونه اما متوجه شدم که دوباره روی پای خود ایستاده ام.

گفتم: خدایا چه کنم ؟

گفت: هیچ. فقط عشقم را بپذیر و مرا باورکن و بدان که همیشه درکنارت هستم.

گفتم: چرا اصرارداری تو را باورکنم و عشقت را بپذیرم؟!

گفت: اگر مرا باورکنی خودت را باورکردی اگرعشقم را بپذیری وجودت آکنده ازعشق می شود. آن وقت به آن لذت عظیمی که درجست وجوی آنی می رسی و دیگرنیازی نیست که خود را برای ساختن کاخ رویاهایت به زحمت بیاندازی! دیگرچیزی نیست که تو نیازمند آن باشی و به خاطرآن از من روی گردانی. وقتی مرا باورکردی حرف ها و وعده هایم را باورخواهی کرد!

وقتی عاشقم شدی و باورم کردی به آن چه می گویم عمل می کنی زیرا درستی آن ها را باورداری وسعادت خود را درآن ها می بینی!

بدان که من :

عشق مطلق، آرامش مطلق 

و 

نورمطلق هستم وازهرچیزی بی نیاز!



یا حق

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 17:21  توسط آذر حکمت نیا   | 

روان‌شناسي جراحي زيبايي بيني

گفتگو با دکتر پرويز مظاهري، دبير انجمن روانپزشکان ايران(هفته نامه سلامت)

حوالي عيد و سال نو خيلي‌ها به فکر مي‌افتند که سال جديد را با چهره‌اي متفاوت شروع کنند. شايد به همين دليل است که آمار جراحي پلاستيک و زيبايي در ماه‌هاي آخر سال افزايش چشمگيري پيدا مي‌کند. شايد شما هم يکي از متقاضيان رينوپلاستي باشيد ولي پيش از اينکه گوشي تلفن را برداريد و به مطب يک جراح پلاستيک تلفن کنيد، ببينيد آيا اين جراحي براي شما واقعا مفيد است. دکتر مظاهري، روانپزشک توصيه‌هاي جالبي براي شما دارد که مي‌توانيد قبل از تصميم‌گيري نهايي، ديد روشن‌تري نسبت به تصميم خود داشته باشيد.

سلامت: چه افرادي بيشتر از همه به دنبال زيبايي هستند؟
با توجه به بررسي‌هاي انجام شده که اغلب در کشورهاي اروپايي و آمريکا بوده است، حدود 20 درصد افرادي که جراحي زيبايي بيني انجام مي‌دهند مبتلا به اختلالات روان نژندي مانند اضطراب، وسواس و افسردگي و حدود 70 درصد نيز مبتلا به اختلال شخصيت خودشيفته و اختلال شخصيت وسواسي هستند و فقط 10 درصد اعمال جراحي ناشي از حالت واقعا غيرطبيعي بيني است. از نظر سني، اعمال جراحي زيبايي بيني بيشتر در سنين 15 تا 25 سال انجام مي‌شود و در ميان تحصيلکرده‌ها و افراد مرفه فراوان‌تر است. هر چند طبقات اجتماعي متوسط و پايين هم با وجود هزينه بالاي اين قبيل اعمال با تحت فشار قرار دادن خود و خانواده به اين امر اقدام مي‌کنند.
سلامت: چند درصد از جراحي‌هاي بيني براي زيبايي دلايل روحي رواني دارد و چرا اين جراحي رو به تزايد است؟همه ساله تعداد بسيار زيادي در ايران به خصوص تهران عمل جراحي زيبايي انجام مي‌دهند که به طور عمده شامل جراحي بيني، ليپوساکشن (برداشتن چربي از نواحي گوناگون بدن) و کشيدن پوست صورت براي برطرف کردن چين و چروک است. اين جراحي‌ها بيشتر براي احساس رضايت از ظاهر خود و به تعبيري افزايش اعتماد به نفس انجام مي‌شود. درصد زيادي از اين افراد مبتلا به اختلالات شخصيت خودشيفته و وسواسي و همچنين اختلالات اضطرابي مانند بيماري وسواس و يا اختلال افسردگي هستند. تبليغات روزنامه‌ها و مجلات که به طور عمده همراه با عکس است نيز در ترغيب افراد موثرند.
سلامت: آيا براي اعمال جراحي بيني نياز به مشاوره روان‌پزشکي است؟
بله. به‌طور قطع بايد پيش از اقدام به اين عمل از مشاوره يک روان‌پزشک بهره گرفت. زيرا اين افراد قبل از عمل در ارتباط ميان فردي داراي مشکل هستند، اغلب گوشه‌گير و افسرده هستند، نسبت به ناراحتي‌هاي خود بصيرت و بينش کافي ندارند، ناراحتي خود را به اشتباه به ظاهر خود نسبت مي‌دهند و با عمل جراحي زيبايي براي از بين بردن آن اشکال اقدام مي‌کنند. از نظر شخصيتي نيز اغلب افرادي که جراحي زيبايي بيني انجام مي‌دهند، ويژگي‌هاي وسواسي بارزي دارند و در درجه دوم، افراد داراي شخصيت خودشيفته که کمال‌گرايي آنها متمرکز به خود و با هدف افزايش جذابيت است، اين اعمال را انجام مي‌دهند.
سلامت: آيا تاکنون با بيماراني مواجه بوده‌ايد که عمل جراحي بيني انجام دهند اما هنوز احساس ناخوشايندي داشته باشند؟
بله. در روان‌پزشکي اختلالي به نام بدشکلي بدن وجود دارد که نوعي اختلال شبه جسمي (سوماتوفرم) است و يک احساس ذهني مداوم درباره زشت بودن برخي از جنبه‌هاي ظاهر يا چهره در افراد وجود دارد، با وجود اينکه ظاهر آنها طبيعي و يا تقريبا طبيعي است. اساس اين اختلال، باور يا ترس قوي بيمارگونه است از اينکه ظاهر جذابي ندارد و يا حتي نفرت‌انگيز است. اين افراد بيشتر به متخصصان پوست يا جراحان پلاستيک مراجعه مي‌کنند تا روان‌پزشکان. علايم اين بيماري عبارتند از باور يا هذيان واضح انتساب (اغلب درباره توجه ديگران به عيب ادعايي بدن)، اجتناب از آينه و سطوح شفاف و يا برعکس، نگاه کردن بيش از حد در آينه و کوشش براي پنهان کردن نقص فرضي (با‌ آرايش يا تغيير لباس). درمان از طريق روش‌هاي جراحي يا درمان‌هاي پوستي تقريبا بدون استثنا ناموفق است. به همين علل، چنين افرادي پس از عمل نيز دچار مشکل خواهند بود و چه بسا پس از عمل جراحي، بيني آنها وضعيتي بدتر از قبل پيدا مي‌کند و افسردگي آنها را افزايش مي‌دهد.
سلامت: آيا جراحي بيني واقعا به افزايش اعتماد به نفس کمک مي‌کند؟
در بعضي افراد که بيني بزرگ يا ناموزون دارند، عمل جراحي به افزايش اعتماد به نفس کمک مي‌کند ولي تقريبا در بيماران نتيجه خوبي ندارد. يک سوم اين بيماران خانه‌نشين مي‌شوند زيرا نگران‌اند که از سوي ديگران مورد تمسخر قرار گيرند و حتي حدود يک پنجم آنها نيز اقدام به خودکشي مي‌کنند. ولي به جرات مي‌توان گفت که بخش عظيمي از اين بيماران از رويارويي اجتماعي و شغلي دوري مي‌جويند و عملکرد اجتماعي آنها کاهش مي‌يابد.
سلامت: از نظر شما چه افرادي براي جراحي بيني مناسب هستند؟
افرادي که از نظر شخصيتي مشکلي نداشته باشند، عملکرد خانوادگي، اجتماعي و شغلي خوبي داشته باشند و بهتر از همه با تاييد اطرافيان، بيني آنها ظاهر نابهنجار و ناموزوني داشته باشد و يا اين عمل در تنفس آنها تاثير مثبت داشته باشد

http://www.raheravan.blogfa.com/post-125.aspx

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 0:18  توسط آذر حکمت نیا   | 

کلید بی خوابی در جیب سومین گیرنده نوری چشم!

 
 

در بسیاری از سالمندان کاهش قدرت این حسگر نوری منجر به کاهش قدرت بینایی نمی شود اما باعث می شود که این افراد در ریتم خواب دچار مشکل شوند

محققان آمریکایی کشف کردند که با حذف "ملانوپسین" سومین گیرنده نوری چشم پستانداران ساعت شبانه روزی حساسیت خود را نسبت به نور از دست می دهد و این مسئله می تواند کلید بی خوابی باشد.
پستانداران دو نوع "حسگر" نوری در شبکیه چشم خود دارند که گیرنده های مخروطی و گیرنده های میله ای نام دارند. هر دو این حسگرها برای داشتن یک دید کامل و درست از محیط لازم هستند.
اکنون گروهی از دانشمندان موسسه مطالعات بیولوژی سالک در آمریکا که نتایج تحقیقات خود را در مجله علمی PLoS ONE منتشر کرده اند کشف کردند که با حذف یک حسگر دیگر که "ملانوپسین" نامیده می شود ساعت شبانه روزی پستانداران حساسیت خود را نسبت به نور از دست می دهد.
این محققان دراین خصوص توضیح دادند: "ملانوسپین همانند یک دستگاه نورسنجی در دوربین عمل می کند و نقش مهمی در تنظیم ساعت بیولوژیک ما دارد. اطلاعات درباره شدت نور حتی در تنظیم بازکردن پلکها، ترکیب ملاتونین و فعالیت فیزیکی استفاده نیز می شود. این کشف نشان می دهد که چرا در بسیاری از سالمندان کاهش قدرت این حسگر نوری منجر به کاهش قدرت بینایی نمی شود اما باعث می شود که این افراد در ریتم خواب دچار مشکل شوند."
حسگرهای ملانوسپین برخلاف گیرنده های مخروطی و میله ای که به تعداد بسیار زیاد روی شبکیه حضور دارند بسیار کم هستند. در حقیقت تنها در حدود 2 هزار سلول ملانوسپین وجود دارند که به سلولهای عصبی شبکیه و یا mRGC معروف هستند.
این سلولها در شبکیه داخلی وجود دارند و سیگنالهایی را مستقیما به ساعت بیولوژیکی انسان ارسال می کنند.

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 0:6  توسط آذر حکمت نیا   |