|
|
|
|
|
اینم یک سری راهنمایی برای ماهی های کوچولوی قرمز سر سفره ی هفت سین . تقدیم به تمام علاقه مندان به حیوانات !
ظرف نگهداری: اولین موضوعی که می تواند بعنوان یک عامل مهم در عمر بیشتر ماهی موثر باشد محل زندگی آن است. ظروفی که در آنها ماهی فروخته میشود اغلب کوچک می باشد و نباید اشتباه کرد و ماهی ها را در همان ظروف کوچک نگاه داشت. ماهی ها به اکسیژن موجود در آب احتیاج دارند و این اکسیژن از طریق سطح هوایی که با آب در تماس است وارد آب می شود. هرچه سطح مقطع بالای تنگ کوچکتر باشد اکسیژن کمتری می تواند وارد آب شود. پس سعی کنید تا آنجا که ممکن است از ظروف کوچک برای نگهداری ماهی ها استفاده نکنید. آب : از آنجایی که ماهی در تمام طول عمر خود در آب می باشد لذا لازم است آبی که برای زندگی آن انتخاب می کنیم دارای شرایط مناسب زندگی باشد. معمولا” استفاده از آب شهری مشکل خاصی برای ماهی های قرمز ایجاد نمی کند. اما قبل از کنار گذاشتن آب برای ظرف ماهی، بگذارید یک دقیقه آب از شیر بیرون برود این باعث می شود برخی مواد شیمایی که احتمالا” در لوله رسوب کرده اند بیرون روند. برای اطمینان از خارج شدن موادی مانند کلر باید قبل از عوض کردن آب ماهی ها، بگذارید که آب بمدت یک شبانه روز در ظرف بماند. همچنین این عمل باعث می شود که آب دمای محیط را گرفته و تغییر آن برای ماهی ها خطری در بر نداشته باشد.هرگز نباید اجازه دهید که آب ظرف ماهی ها کثیف شود، اینکار می تواند باعث بیماری، کوتاهی عمر و در نهایت مرگ آنها شود. برای تعویض آب هرگز آب را یک دفعه عوض نکنید، با آرامش کامل نیمی از آب ظرف را خالی کرده و سپس کم کم آب برداشته شده از ظرف را با آبی که از روز قبل نگه داشته اید جایگزین کنید. در هر صورت باید سعی کنید که کمترین استرس را به ماهی های کوچک منتقل کنید. شما باید در طول هفته یک یا دو بار آب ظرف ماهی ها را به اینصورت عوض کنید. غذا : ماهی های قرمز کوچک حیوانات بسیار سخت جانی هستند و هر چیزی را می خورند. لذا به راحتی می توانید در شرایطی که غذای مناسب در دسترس ندارید از خرده های نان، شیرینی و … به مقدار کم بعنوان غذا به آنها بدهید. اما اگر در نگهداری آنها مبتدی هستید به شما پیشنهاد می شود از غذاهای آماده آنها که ارزان قیمت هم می باشد تهیه کنید. فقط مطمئن باشید که غذایی را که می خرید مربوط به Goldfish می باشد. ماهی های نیز مانند انسان به پروتئین، ویتامین و … برای رشد و زندگی نیاز دارند.در ارتباط با غذا دادن باید دقت کنید که دادن زیاد غذا به آنها و ماندن آنها در ظرف باعث آلودگی آب شده و برای ماهی ها خطراتی به همراه خواهد داشت. سعی کنید به مقدار بسیار بسیار کم در سه نوبت غذایی همانند خودتان به آنها غذا دهید، مقدار آن باید بگونه ای باشد که اضافه غذا در آب نماند. دمای محیط: بهترین دما برای زندگی این ماهی ها از حدود 10 تا 25 درجه سانتیگراد می باشد. دمای محیط هرگز نباید دفعتا” تغییر کند، تغییر تدریجی و ملایم دمای محیط یا آب برای آنها قابل تحمل می باشد. نور: ماهی های قرمز کوچک نیز همانند سایر حیوانات یا گیاهان احتیاج به نور خورشید دارند. محل نگهداری آنها باید به گونه ای باشد که تغییر روز و شب در آن احساس شود. هرگز آنها در زیر نور آفتاب مستقیم و شدید قرار ندهید. سایر شرایط : ریختن شن یا ماسه کف ظرف می تواند حس بودن در منزل را برای این ماهی ها بیشتر کند. دقت کنید که بیش از دو یا سه سانتیمر ارتفاع ماسه کف ظرف نباشد چرا که در غیر اینصورت می تواند محیط خوبی برای رشد خزه و باکتری ها باشد. همچنین باید از ماسه ایی استفاده کنید که لبه های تیز نداشته باشد تا باعث زخمی شدن ماهی ها نشود. در این رابطه هرگز از ماسه های رنگ شده استفاده نکنید. بررسی رفتار: حداقل روزی دو نوبت یک دقیقه ای به رفتار ماهی های خود توجه کنید. به این ترتیب می توانید حرکت های غیر معمول آنها تشخیص دهید، در صورت بروز مشکل در رفتار آنها اگر علاقمند باشید می توانید از متخصصین نگهداری ماهی برای درمان آنها مشورت بگیرید. اما مطمئن باشید اگر موارد بالا را رعایت کنید مشکل خاصی برای آنها پیش نخواهد آمد. منبع: سایت سیمرغ
(شرمنده به روان شناسی ربطی نداشت |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 2:14 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 12:50 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|||||||||
ادامه مطلب |
||||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 12:19 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||||||||||
|
|
|
|
|
از همین لحظه خودت را از گذشته رها کن. از این لحظه شروع به شمارش زندگی ات کن. پس از یک سال٬ یک سال پیرتر خواهی شد. زندگی ای که پشت سر گذاشته ای فقط یک رویا بود. اینک باید بیدار شوی. باید هوشیارتر٬ بیدارتر و خودآگاه تر شوی. اگر در راه خودآگاه تر شدن گام برداری٬ عاشق تر٬ شادمان تر و الهی تر خواهی شد. برای نخستین بار احساس خواهی کرد زندگی موهبتی عظیم و مرحمتی از جانب خداست. و آنگاه شکرگزاری از قلبت برخواهد خاست. عبادت واقعی همین است. http://www.moraghebeh.persianblog.ir/#45
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 1:7 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
جبران خلیل جبران :
- بنگر که خورشيد از دل تاريكي سر بر مي آورد .
- اگر بنا شد از بين دو شر ، يكي را انتخاب كنيد شري را برگزينيد كه آشكار است نه آنكه پنهان است ، حتي اگر اولي بزرگ تر از دومي باشد .
- آزاده واقعي كسي است كه بار انساني در بند را به دوش مي كشد .
http://gandi.blogfa.com/8512.aspx
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 0:59 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 23:59 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
این مطلب برگرفته از وب لاگ روان شناسی عملی (http://www.mazandaran87.blogfa.com/) می باشد سپاس خدایی را که پروردگار عالمیان است شرحی کوتاه بر فیلم جاناتان مرغ دریایی میخواهم با زبان ساده با شما سخن بگویم گوئی که من و شما در مقابل یکدیگریم و همچو دوستانی صمیمی با هم به گفتگو و تبادل اطلاعات می پردازیم نمیدونم چند نفر از شما فیلم جاناتان مرغ دریایی رو دیدید اما خودم تا اونجایی که میتونستم اون شب برای همه مسیج زدم و اف گذاشتم که این فیلمو از شبکه 4 حتما ببینید فیلمی بود در باب خودشناسی و شناخت درون شناخت گوهر وجود و من برتر داستان از این قراره که جاناتان یه مرغ دریاییه که دوست داره به اوج پرواز کنه برخلاف همه مرغ های دریایی دیگه و وقتی مرغ های دیگه به دنبال غذا میگردند و بر سر بدست اوردن غذ ابا هم جدال می کنند برای جاناتان اصلا جالب نیست و اون به چیزی دیگه ای فکر میکنه و میگه زندگی باید فراتر از این باشه که من برای غذا خوردن اینگونه بجنگم روح بزرگش اونو به تلاشی وا میداره که باعث میشه از بقیه متفاوت بشه و بقیه مرغای دریایی او رو محاکمه میکنند و به اوراننده شده لقب میدهند در اخر جاناتان که رانده شده بود ، تنها شد در تنهایی خودش چیزهایی بدست میاره و چون اماده یادگیری میشه استادی هم از راه می رسه و شوق پرواز رو در اون بیدار تر میکنه و جاناتان موفق میشه که به اوج برسه و به دوستای دیگه هم که مثله خودش، اون شوق رو دارند و نتونستند ، کمکشون میکنه واموزششون میده تا اونها هم به اوج برسند و در نهایت این جاناتان که به خواسته قلبی خودش رسیده و به کسانی که اون ارزو رو داشتند کمک میکنه تا به اوج برسند این خلاصه داستانه اما نکاتی که وجود داره رو براتون میگم وروش بحث میکنیم خواهش شما هم نظراتتونو بگید تا بشه تبادل اطلاعات و یک طرفه نباشه اگر هدف رسیدن به تکامل و سعادته که بسم الله و اگر هدف همون فقط بدست اوردن غذا در فیلم جاناتانه که صد افسوس بر ما ********** پرنده نام است و پرنده شدن معنا جاناتان میگه: زندگی خیلی مهمتر از ماهی خوردنه زندگی باید خیلی مهمتر از چیزایی مثله جنگیدن واسه ماهی خوردن باشه تفکر............ ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 15:31 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
من یک چهار دیواری دارم و یک دنیا دنیایی که در آن کوه هست٬رود هست٬مور هست... و کوه به من آموخت که در سرما و گرما٬در برف و بوران٬زیر آفتاب سوزان یا باران باید ایستاد٬مقاوم! و رود به من آموخت که با وجود سنگ و صخره٬سد و نرده٬خار و علف هرزه باید جاری بود٬مداوم! و مرو با من آموخت٬ که با چثه هر چند کوچک٬با کمک یا بی کمک٬نم نمک باید اندیشه فردا کرد٬مصمم٬ ..... و من این دنیا را به چهار دیواری خود آوردم: مصمم٬مداوم و مقاوم!
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 23:58 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
بهترين بخشي را در هر فرد جست وجو کن و اين را به او بگو. همه ما به چنين محرکي نيازمنديم، هر بار که از کار من ستايش مي شود، فروتن تر مي گردم چون احساس ناديده گرفته شدن يا ناخوشايند بودن نمي کنم. نگريستن به عظمت همسايه ات را بياموز و عظمت خودت را نيز بنگر. جبران خلیل جبران |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 0:5 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 23:26 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام امروزیک ترانه گوش دادم فکر کردم حیفه متنشو اینجا نذارم . که حداقل خودم یادم نره هدف ما توی زندگی چیه ؟ همه ی ما گاهی اونو گمش می کنیم . و می بینیم اصل انسان بودن رو به باد فراموشی سپردیم و همدیگرو با چیزهایی می سنجیم که ... . به این امید که در سال جدید یادمان نرود که انسان باشیم !
بيا درويش بشيم خاكي و بي ريا شيم قفل تن رو بشكنيم از من و ما رها شيم بيا پروانه صفت به دور هم بگرديم زير چتر معرفت يك دل و يك صدا شيم زندگي با كبر صفا نداره عالم فاني بقا نداره اونايي كه خاكين عاشق دل پاكين پيش خدا عزيزن و شاه و گدا نداره
افتاده شو مغرور نباش پروانه شو بي نور نباش اين همه به مال و منالت نناز يا به اينكه به حسن جمالت نناز دو روز دنيا كه منم نداره خوردن حرص بيش و كم نداره
زندگي بذر محبت كاشتنه نه به ناداري و نه به داشتنه حاصل عمر گرانمايه ي ما نامي نيك به جا گذاشتنه |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 13:34 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
یاد گرفتم که : تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم
آدم ها فقط در یک چیز مشترکند : متفاوت بودن . شجاعت آن نیست که از آدمها شجاع تقلید کنی، بلکه آن است که به شیوه ی خود زندگی کنی و بهای آن را نیز بپردازی. حتی اگر بهای به شیوه ی خود زیستن، خود زندگی باشد، باز ارزش آن را دارد.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 0:12 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
بر گرفته از وب لاگ : http://successman.blogfa.com/
با تشکر از این دوست عزیز
عید واقعی (امسال روح خود را به پرواز در اورید)
چیزی به عید نوروز نمانده.از هم اکنون شور و شوق خریدهای نوروزی ,مسافرت ها و... اغاز شده و همه برای رسیدن عید لحظه شماری می کنند.خانواده ها از هم اکنون دست به خرید لباسهای نو,کفش نو,وسایل نو , اجیل ها و تنقلات زده اند.عده ای بلیط های خود را رزرو کرده اند و برای مسافرت رفتن فقط منتظر سپری شدن این چند روز هستند.خیابانها شلوغ شده است.ویترین مغازه ها پر از اجناس شیکی شده اند که به شما چشمک می زنند. همه چیز برای یک عید شاد و یک تولد دوباره اماده است. اما ,شما را به خدا یک لحظه مکث کنید.عده ای در همین کوچه و خیابانهای شهر,ترس رسیدن همین نوروز را دارند. غم در دل هایشان نشسته و روز به روز خرد می شوند و بی صدا در خود می شکنند.پدری را تصور کن که توانایی خرید لباس نو,کفش نو و حتی اجیل شب عید را ندارد.پدری که با عبور از مقابل ویترین مغازه ها کوهی از غم کمرش را خم می کند و غمی به وسعت بی کران ها در دلش می نشیند. به بغض پدر ,به اشکهایی که در چشمانش جمع شده و غرورش نمی گذارد گریه کند و فریاد بزند نگاه کن.به دلشکستگی مادر سرپرست خانواده نگاه کن. به نگاه منتظر کودک و به دوستان کودک که لباسهایشان را به یکدیگر نشان می دهند. "ای ادم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید,یک نفر در اب دارد می سپارد جان" یک نفر داره غرق می شه. پدری داره پیش فرزندش شرمنده می شه. خانواده ای داره می شکنه. و کودکی داره از زندگی متنفر می شه. بچه یتیمی داره گریه می کنه ... دوست من,تو می تونی یک لباس کمتر بخری (وحتی امسال نخری و به خودت بگی عید برای همه ادم هاست),می تونی کفشی که داری و هنوز سالمه را دوباره بپوشی. می تونی ابروی پدری را بخری ,می تونی ... بیا همین الان ,دقیقا همین حالا (خواهش می کنم. می خوام ارامش روحی فوق العاده پیدا کنی) قسم یاد کنیم که امسال : به کودک بگوییم : "زندگی زیباست" به پدر و مادر سرپرست خانواده بگوییم : "و خدایی که در این نزدیکی است,لای این شب بو ها ,پای ان کاج بلند" و اشک کودک یتیم را پاک کنیم و بگوییم تو تنها نیستی. و به خود بگوییم : "هر کجا باشم,اسمان مال من است" |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 1:10 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 0:5 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
" افتخار در خشک کردن قطرۀ اشک است نه در جاری ساختن سیل خون " . بایرون
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 23:41 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
Do Not Disturb: If U play.. make sure .. that u r the winner... Otherwise dont waste time in loosing ... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 18:37 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بر درخت که غرور تملک ندارد و هر چه اوراست هماره فراچنگ به پیشکش می دهد و حتاش اگر به سنگ زنند می بخشد " ( موسوی گرمارودی )
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 0:57 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
گفته هایی از مادر ترزامحبت واقعی اندازه نمی گیرد، فقط میدهد. چیزهای کوچک واقعاً کوچک هستند، اما امین بودن در چیزهای کوچک جیز بزرگی است. برهنگی فقط بستگی به یک تکه پارچه ندارد. برهنگی یعنی بی توجهی به انسانیت و شرافت انسانی و شخصیت انسانها. به دیگران آنقدر بدهید که به خودتان فشار بیایید. کارهای بزرگ از دست ما برنمی آید، اما میتوانیم با عشقی عظیم، کارهای کوچکی انجام دهیم. اگر دعا کنیم، ایمان خواهیم داشت، اگر ایمان داشته باشیم، محبت خواهیم نمود، اگر محبت کنیم، خدمت نیز خواهیم کرد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 0:47 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
چگونگی متمول شدن یک ارمنی فقیر یکی از هموطنان ارمنی ما تعریف می کرد، در ابتدای زندگی از فقر رنج می بردم، تا اینکه کمی پول جمع کردم. ولی چون پولم کم بود نتوانستم شغل مناسبی دست و پا کنم و هیچکس حاضر نبود با من شریک شود تا اینکه با زحمت فراوان با یکی کاری سرو پا کردم ، بعد از مدتی شریکم از من جدا شد، ناچاراً با دیگری شریک شدم ولی در کسب درآمد شکست خورده و ورشکست شدیم . بار دیگر با دوست دیرینه خود در شغلی شریک شدم ولی او رفاقت را از یاد برد و از پشت به من خنجر زد و پولمان را خورد و رفت !!! دیگر خیلی عاصی و ناامید شده بودم، چون به هر کاری که می بایست دست بزنم زده بودم امّا همیشه و هماره وهمواره ناموفق بودم . تا اینکه روزی انگار فرشته ای در لباس انسان ظاهر شد ، او که از درد و آلام من مطلع بود با پند و اندرزی نصیحتم كرد . به او گفتم: با این همه بدبختی و بدشانسی تا کی خجالت مند زن و بچه ام باشم ؟ باید چه کنم؟ او گفت: برای کار خود شریک بگیر !!! گفتم: شریک؟ گفت: آری ! گفتم: دیگر با پدر خودم هم شریک نمی شوم !!! گفت: ولی من شریکی به تو معرفی می کنم که هرگز به تو نارو نمی زند و هيچوقت تورا تنها نمی گذارد . با اشتیاق امّا دلواپسی پرسیدم: این شریک کیست ؟ گفت: بیا با « خدا » شریک شو! با تعجب اما اشتياق فراوان پرسیدم: خدا !!! ؟؟؟ با خدا چگونه شریک شوم؟ گفت : نذر کن هر چه درآمد کسب کردی، قسمتی از آن را در راه خدا " انفاق " کنی که اگر چنین کنی موفق خواهی بود وگر نه که هیچ . . . . . و این هموطن ارمنی تعریف می کند ، من نیز چنین کردم و با خودم عهد بستم هر چه به دست آورم با انفاق قسمتی از آن ( در راه خدا )، با او شریک شوم و چون قلباً و خالصانه چنین کردم موفق شدم . و از شما چه پنهان، وی در حال حاضر یکی از موفق ترین صادرکنندگان کشور و از پولداران ومتمولین خیّر و طراز اول كشورمان محسوب می شود.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 20:39 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
When we are motivated by goals that have deep meaning, by dreams that need completion, by pure love that needs expressing - - then we truly live life. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 20:37 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
برگرفته از وب لاگ:http://www.hansa.blogfa.com/
تا حالا چند بار با دیدن یک فیلم سینمایی گریه کردیم یا خندیدیم ؟ احساسات ما می تونن تاحدی یا شدیدا" با صحنه های فیلم درگیر و همراه بشن و این درحالیه که ما می دونیم این تصاویر واقعی نیستن و هیچ اتفاق خوب یا بدی برای هنرپیشه های این فیلم نیفتاده . خوندن کتاب هم کما بیش همین تاثیر رو روی عواطف ما داره . می خوام به این نتیجه برسم که عواطف ما شدیدا تحت تاثیر تصاویر ذهنی ما و نیز تصاویر جهان بیرون و همچنین تحت تاثیر دیدگاه ها و باور های ما هستند. تصویری که از جهان اطراف و از خود در ذهن می سازیم تعیین کننده خوب بودن یا بد بودن احساس ماست . وقایع به خودی خود خوب یا بد نیستند این ما هستیم که انتخاب می کنیم که یا اتفاق خوب باشد یا بد . یک مثال از کتاب تفکرزائد نوشته محمد جعفر مصفا می زنم . دو کودک بر سر یک اسباب بازی دعوا می کنند . رهگذر اول به بچه بزرگتر که بچه کوچکتر را می زند می گوید " ای بچه بی ادب بی گذشت . ای پر رو " و رهگذر دوم می گوید " آفرین به تو که شجاعی و از حق خودت دفاع می کنی . در اینده کسی نمی تونه حق تو را بخوره " البته هر رهگذر دیگری می تواند نظر متفاوتی داشته باشد . ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 23:9 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
برای انسانهای بزرگ بن بستی وجود ندارد چون بر این باورند که یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت .
موفق ترین افراد جامعه همیشه به دنبال کوچک ترین عامل موفقیت فکر می کنند تا باز موفق شوند.
مردان بزرگ مثل خورشیدند ، برای تابیدن و درخشش از من و تو اجازه نمی گیرند .
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 22:42 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|||||
|
||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 11:39 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||||||
|
|
|
|
|
**تکلیف خود را بطور کامل انجام دهید، ندانستن جزئیات است که هر بار شما را به زمین می زند. برایان تریسی
*انسان ها ظالمند ولی انسان مهربان است. رابیندرانات تاگور * *فرصتها هرگز از دست نمی روند، بلکه دیگری آنچه را که تو نیافته ای پیدا کرده است.
هر كس هر كس *هر کس مرتكب اشتباهي نشده، اكتشافي هم نكرده. »»» گاليله
*اگر چه از هر چیزی بهترینش را ندارم ، ولی از هرچه که دارم بهترین استفاده را کنم. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 0:49 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||