|
|
|
|
|
ميگرن
يكي از انواع سردرد كه بسياري از افراد از آن نالان ميباشند ميگرن ميباشد. اين بيماري با يك نوع سردرد
شديد و ناتوان كننده معمولاً در يك طرف سر كه به همراه آن علائم ديگري مثل تهوع، استفراغ ومشكلات
بينايي همراه است و عوامل متعددي مي تونند ايجاد كننده ي آن باشند. يكي از نظريهها در مورد علل ميگرن
اتفاقات يا موادي هستند كه باعث عدم تعادل در تركيبات شيميايي مغز و به دنبال آن انبساط رگهاي خوني سر
ميشوند. نواحي اطراف رگهاي خوني ملتهب شده و پايانههاي عصبي را تحريك ميكنند. اين اتساع و تحريك
ممكن است باعث ايجاد درد زق زق كننده و ضربانداري شود كه افراد مبتلا آن را در شقيقهها و يا پشت
چشمشان احساس ميكنند. گاهي اوقات خانمها بروز اين سردردها را به دوران عادت ماهيانه نسبت ميدهند
ومصرف قرصهاي ضدبارداري را عامل مهمي براي به وجود آمدن ميگرن ميدانند.
از آنجايي كه اين درد بسيار شديد ميباشد اغلب مبتلايان در فعاليتهاي شغلي و اجتماعي كمتر ظاهر ميشوند.
به نظر ميرسد كه ميگرن يك بيماري ارثي است و حدود هفتاد درصد مبتلايان ، سابقهي اين بيماري را در
خانوادهي خود داشتهاند. بيماري در زنان شايعتر از مردان ميباشد. حدود هفتاد و پنج درصد مبتلايان زن
هستند.
هرچند امكان مبتلا به ميگرن در هر سني وجود دارد اما در اكثر مواقع حملات از دوران نوجواني شروع
ميشوند. با گذشت زمان، تعداد حملات ميگرني كاهش مييابد.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 22:20 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
و اما منظور از " رفتار" آن دسته از حالت ها، عادت ها، فعاليت ها، كنش ها و واكنش هاي نسبتاً پايداري است كه از انسان سر مي زند و همواره قابل مشاهده، اندازه گيري ، ارزيابي و پيش بيني است. رفتارهاي انساني را مي توان به انواع مختلف تقسيم كرد، از جمله:
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 0:35 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
جک گرم استاد دانشگاه و روانشناس موفق پلیس سیاتل است که بر اساس شواهد یافته شده توسط او قاتلی سریالی به نام جان فورستر حکم اعدام دریافت کرده است. جان فورستر در مصاحبه ای با یکی از شبکه های تلویزیونی جک را به دستکاری در شواهد و ترغیب خواهر یکی از مقتولینش به شهادت علیه او متهم می کند. صبح روزی که باید فورستر اعدام شود، جک در خانه زنی که شب قبل با وی مهمانی آشنا شده بیدار می شود. زمانی که به دفتر کار خود می رسد خبردار می شود یکی از بیماران اش شب گذشته به قتل رسیده است. پلیس بر اساس شواهدی که یافته ابتدا ظن بیگناهی فورستر را به میان می کشد، چون قتل بسیار شبیه به قتل های پیشین است که فورستر متهم به انجام آنهاست. اما جک این فرضیه را رد می کند و فرضیه وجود یک مقلد را پیش می کشد. جک در راه دانشگاه تلفنی از فردی ناشناس دریافت می کند که به او می گوید ٨٨ دقیقه بیشتر از زندگی اش باقی نمانده است. این ٨٨ دقیقه برای جک تداعی کننده حادثه ای بسیار تلخ در گذشته است. حادثه ای که هیچ کس از آن خبر ندارد. در کلاس تهدیدهای تلفنی دیگری دریافت می کند و هنگام خروج دوستش کارآگاه فرانک پارکس به سراغش آمده و او را متهم به قتل بیمارش و قتل های دیگری که در این فاصله رخ داده، می کند. جک از او می خواهد تا دقایق باقیمانده از ٨٨ دقیقه معهود را به وی فرصت بدهد تا قاتل اصلی را بیابد. فرانک می پذیرد و جک خیلی زود زنجیره ای با از توطئه گران روبرو می شود که از دوستان و شاگردان او تشکیل یافته اند…
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 0:30 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 0:1 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
یک روز کریستف کلمب به یک مهمانی دعوت شد . . . تعداد زیادی از افراد حاضر در مهمانی به کلمب گفتند که واقعا کاری که انجام دادی خیلی ساده بود ( کشف قاره آمریکا ) ، هر کسی که سوار بر کشتی می شد و همه دریاها را طی می کرد ، در نهایت اون قاره را کشف می کرد . کلمب برای اینکه به اونا جواب بده ، ازشون خواست تا یک تخم مرغ را از انتها به طور ایستاده بر روی میز قرار دهند ، خوب هر کسی هر چه تلاش می کرد باز تخم مرغ قِل می خورد و می افتاد . در نهایت همه گفتند که این کار شدنی نیست . بعد کلمب اومد یه خورده پوسته انتهایی تخم مرغ را شکاند و بعد از روی همون انتها تخم مرغ را به طور ایستاده قرار داد. بعد کلمب گفت : این ساده ترین کار در دنیا بود . هر کسی می توانست آنرا انجام دهد ، البته بعد از آنکه نشان داده شد که چگونه انجام می شود
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 1:43 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
می خواستم تمام عشقمو برات بفرستم اما پست چی گفت که این بسته خیلی بزرگه ! بیاید همدیگر رو بدون باید ها و نباید ها دوست داشته باشیم . شاد باشید! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 13:20 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 13:12 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
![]() تصویر بالا دستکاری شده تا زنانه تر و تصویر پایین مردانه تر به نظر برسد تحقیقی جدید در بریتانیا نشان داده که زنان هنگام انتخاب شریک زندگی خود ترجیح می دهند مردشان چهره ای زمخت نداشته باشد و اعضای صورتش تا حدودی لطیف و زنانه باشد. چهارصد زن و مردی که در این تحقیق شرکت کرده بودند گفتند مشخصه های موسوم به "مردانه"، مانند دماغ بزرگ و چشم های کوچک به نظر آنها قیافه ای مهربان و وفادار نیست و مردانی که نقش پدر را بهتر ایفا می کنند نیز چهره ای لطیف تر دارند. در این تحقیق شماری عکس به داوطلبان نشان داده شد که در آنها خطوط چهره مردی با دستکاری رایانه ای لطیف تر یا خشن تر شده بود. نتیجه این تحقیق در مجله "شخصیت و تفاوت های فردی" (Personality and Individual Differences)، چاپ شده است. دکتر لیندا بوتروید، از دانشگاه دورهام بریتانیا می گوید: "این تحقیق نشان می دهد اگر قرار باشد زنان براساس ظاهر در مورد مردی قضاوت کنند تقریبا سلیقه ای یک دست دارند. همچنین آنها به احتمال زیاد بر اساس همین قضاوت مردی را می پسندند و از مردی دیگر خوششان نمی آید." دکتر بوتروید اضافه می کند: "خواسته های یک زن در دوره های مختلف از زندگی او متفاوت است و بسته به همین تمایلات در مورد ارتباط با مردان تصمیم می گیرد." ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 13:10 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 19:31 توسط آذر حکمت نیا
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 13:23 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
Life is an exciting business, and most exciting when it is lived for others. - Helen Keller, 1880-1968, American Blind/Deaf Author and Lecturer
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 19:36 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان عزیز برای انجام دادن این تست از بین این اشکال هندسی هر کدوم رو که بیشتر دوست دارید انتخاب کنید بعد خصوصیات شخصیتی مربوط به هر شکل رو بخونید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 18:12 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
به گذشته ي خود هرگز نمي انديشم مگر آنكه بخواهم از آن نتيجه اي بگيرم
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 19:41 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام هنوز یک هفته نیست که خبر بیماری واروژ کریم مسیحی کارگردان ارزشمند سینمای ایران روی خط خبرگزاری ها رفته است.امروز باخبر شدیم عباس کیارستمی کارگردان شاخص سینمای ایران هم بستری شده است.تقدیر سینمای ایران ،امروز این بوده که بیماری آنها بهانه ای باشد تا به یادشان بیفتیم و برای سلامتی شان دعا کنیم وتقدیر این دو سینماگر هم این بوده که هر دو به بهانه خونریزی معده بستری شوند! واروژ کریم مسیحی کارگردانی است که پس از سالها دستیاری بزرگانی همچون هوشنگ حسامی ،بهمن فرمان آرا و بهرام بیضائی در سال ۶۹ دست به ساخت فیلم "پرده آخر" زد که از آثار ماندگار سینمای ایران به شمار می آید، او کارگردان سختگیر و پر وسواسی است و شاید به همین دلیل تا ماه گذشته پشت دوربین نرفته بود و ترجیح داده بود در اتاق های تاریک به تدوین اثار دیگران مشغول باشد.ماهی ها عاشق می شوند در سال ۸۳ و آخرین ملکه زمین در سال گذشته از فعالیت های او در همین زمینه است. کریم مسیحی پس از یک سال پیش تولید "تردید" را با همان حال و هوای پرده آخر جلوی دوربین برده بود و قرار بود ۸ ماه فیلمبرداری داشته باشد که به دلیل بیماری اش ۸۰ روز به عقب افتاد.مجموعه ای از بهترین بازیگران سینما در این فیلم بازی می کنند. عباس کیارستمی هم که دیروز قرار بود در برنامه گفتگو به شیوه ویدئو کنفرانس با مهرناز سعید وفا در مجموعه فرهنگی ایران شرکت کند قبل از حضور در این نشست در هواپیما دچار ناراحتی شد و پس از انتقال به بیمارستان هم اکنون در منزلش بستری است. درباره کیارستمی چیزی را تکرار نمی کنم چون به قدر کافی در ایران و جهان شناخته شده هست و همین بس که در هر لیست او در میان ۱۰ کارگردان برتر سینمای امروز جهان قرار دارد. در آخرین روز های ماه نیایش دستها را بالا می بریم و برای سلامتی این عزیزان دعا می کنیم.
اين مطلب از وب لاگ دونده با مدیریت آقاي عبداللهي با آدرس زير گرفته شده است . با تشكر از ايشان. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 19:34 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
Life ends when you stop dreaming, hope ends when you stop believing and love ends when you stop caring. So dream hope and love... Makes Life Beautiful |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 13:25 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
"غریزه ی اصلی ۱ " (Basic instinct 1 ) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 21:36 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
مقدمهاختلال فراگیر رشد ، عبارتی است که در حال حاضر برای اشاره به مشکلات روان شناختی شدید که در طفولیت ظاهر میشود، بکار میرود. اختلالات فراگیر رشد ، در بردارنده آشفتگی شدید در رشد شناختی ، اجتماعی ، رفتاری و هیجانی کودک است که عوارض گستردهای بر روی فرایند رشد دارد. یکی از این اختلالات ، اوتیسم ، در قلمروهای پژوهشی و بالینی ، به وضوح برجسته شده است. اوتیسم ، کیفیات اصلی انسانی را متاثر میسازد، یعنی معاشرت بین فردی و رابطه پیچیده را مختل میسازد. کودکان مبتلا به اوتیسم ، تقایص شدید در روابط و تبدیل اجتماعی ، بازی بین فردی و ارتباط ظاهر میسازند.یک نمونه از اوتیسمنادیا در سن 6 سالگی یک خروس ترسیم کرد. نقاشی او پیچیده و به میزان قابل توجهی دقیق بود. نادیا دارای استعدادهای خاصی بود، اما صحبت نمیکرد. ترجیح میداد تنها باشد، در اطاقش به طرز غیر قابل انعطافی به نظم و ترتیب اشیا اهمیت میداد. و بدون پاسخگویی به دیگران ، ساعتها در اطاق مینشست.نادیا به عنوان اوتیستیک تشخیص داده شده بود. اختلال اوتیسم که یک اختلال فراگیر رشد است، عبارت است از فقدان پاسخگویی به دیگران و تاخیر شدید در رشد زبان. این مشکل قبل از 36 ماهگی شروع میشود. جالب اما تاسف برانگیز است یادآور شویم که زمانی که درمان او در زمینه ارتقا روابط با دیگران موثر واقع شد، استعدادهای هنریاش کاهش یافت. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 19:52 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
مقدمهاساسیترین عامل برای ایجاد موقعیت مطلوب در تحقق هدفهای آموزشی ، معلم است. اوست که میتواند حتی نقص کتابهای درسی و کمبود امکانات آموزشی را جبران کند یا برعکس ، بهترین موقعیت و موضوع تدریس را با عدم توانایی در ایجاد ارتباط عاطفی مطلوب به محیطی غیر فعال و غیر جذاب تبدیل کند. در فرایند تدریس ، تنها تجارب و دیدگاههای علمی معلم نیست که موثر واقع میشود، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر و تحول شاگرد تاثیر میگذارد.دیدگاه معلم و فلسفهای که به آن اعتقاد دارد، در چگونگی کار او تاثیر شدیدی میگذارد، بطوری که او را از حالت شخصیتی که فقط در تدریس مهارت دارد خارج میکند و به صورت انسان اندیشمندی در میآورد که مسئولیت تربیت انسانها را بر عهده دارد. بر شمردن ویژگیهای معلم کار چندان آسانی نیست. زیرا جوامع مختلف با فلسفهها و نگرشهای مختلف ، انتظارات متفاوتی از معلم دارند. ولی میتوان کم و بیش به مشترکاتی که معلمان در همه جا لازم است داشته باشند، اشاره کرد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 19:48 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
The great pleasure in life is doing what people say you cannot do !!!!! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 21:41 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
آبي فيلم آبي ، آخرين فيلم " درك يارمن" فيلم ساز انگليسي يارمن در اين فيلم زندگيش را مرور و تاثير بيماري بر زندگي خودش را تحليل ميكند
زنده اين فيلم تصوير واضحي از استرس سانحه و پيامد سانحههايش ، ارائه ميدهد.
بهتر از اين نميشود در اين فيلم جك نيكولسون نويسندهاي همجنس گريز و نژادپرست است كه اختلال وسواس فكري _ عملي دارد.
مسلح " دني كي" نقش يك نظامي خودبيمارانگار را بازي ميكند.
مكالمه جن هاكمن " در اين فيلم " فرانسيس فورد كاپولا نقش ناظري را بازي ميكند كه شخصيت پارانوييد دارد.
روز هشتم فيلمي از ژاكوان دورمل كارگردان بلژيكي كه اين فيلم پسري رانشان مي دهد كه به سنرم داون مبتلا است.
درخشش اين فيلم درواقع يكي از بهترينهاي سينما است كه به ما نشان ميدهد يك فرد مبتلا به بيماري اسكيزوفرني چگونه است وبراي ساختن آن بايد كارگردانش را تحسين كرد.
مردباراني اين فيلم را توصيه ميكنم به روان شناساني كه مي خواهند بيماري اوتيسم را به طور كامل بشناسند.در اين فيلم بازي زيباي داستين هافمن كه به بيماري اوتيسم مبتلا است در كناربازي خوب تام كروز در نقش برادر ريمن كه بازي آن را داستين هافمن به عهده دارد. همنفس فيلمي با كارگرداني مهدي فخيم زاده و رويا نونهالي كه در اين فيلم فخيم زاده ونونهالي نقش بيماران رواني را به عهده دارند.
پرنده كوچك خوشبختي فيلمي به كارگرداني خانم پوران درخشنده وبازي هما روستا در نقش معلم يك دانش آموز ناشنوا. منبع:http://www.psychoalachigh.com |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 12:26 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
||||||||||||||||||||||
ادامه مطلب |
|||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 12:15 توسط آذر حکمت نیا
|
|
|||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
وز حادثه ي زمان زاينده مترس وزهرچه رسدچونيست پاينده مترس اين يكدم نقد رابه عشرت بگذار از رفته مينديش و ز آينده مترس
http://www.stablebeliefs.parsiblog.com/ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 23:37 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟ جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم. یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید. مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می زد تا شاگرد ها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود. یک روز از پچ پچ های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود. مرد هر زمان نمی توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت ، در زمانی که آنها می خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد و عذر می خواست. یک روز فهمید مشتریان ش بسیار کمتر شده اند. مرد نشسته بود. دستی به موهای بلند و کم پشتش می کشید . سیگاری آتش زد و به فکر فرو رفت. باید کاری می کرد. باید خودش را اصلاح می کرد. ناگهان فکری به ذهنش رسید. او می توانست بازیگر باشد: از فردا صبح ، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاسهایش را مرتب تشکیل می داد، و همه ی سفارشات مشتریانش را قبول می کرد. او هر روز دو ساعت سر کار چرت می زد. وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می رفت، دستهایش را به هم می مالید و با اعتماد به نفس بالا می گفت: خوب بچه ها درس جلسه ی قبل را مرور می کنیم. سفارش های مشتریانش را قبول می کرد اما زمان تحویل بهانه های مختلفی می آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و ده ها بار به خواستگاری رفته بود. حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند. اما او دیگر با خودش «صادق » نیست. او الان یک بازیگر است.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 23:32 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
دیوتیما **(زنی اندیشمند در یونان باستان) می گوید : باروری بر دو گونه
فیلسوف:* *می خواهم شما را قانع سازم تا کمتر به آنچه دارید بپردازید و
**اگر هنوز زیبایی خود را نمی بینی، کار پیکر تراش را انجام بده، که باید |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 20:52 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
۱ . نوعي پروتئين كه در تكامل مغز انسان در دوران نوزادي مؤثر است مي تواند از ابتلا به بيماري هاي عصبي جلوگيري كند.
۲ . يك تحقيق جديد نشان داد كه حدود دو سوم از مردم از پديده «زنگ اضطرابي» (ringxiety) رنج ميبرند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 14:53 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
هنر نمايي بازيگر گرگاني در سريال پرطرفدار تلويزيون ايران
نقش آفريني رامتين خداپناهي بازيگر گرگاني تئاتر و سينما در سريال تلويزيوني " يك وجب خاك " مورد توجه منتقدان فرهنگي قرار گرفته و آنان در نوشته هايشان با بيان شباهت بازي او و با رضا كيانيان از تولد هنرمندي مستعد در عرصه بازيگري خبر مي دهند. خداپناهي كه در اين سريال شبكه سه با رضا بابك ، مهتاج نجومي ، آناهيتا همتي ، ابوالفضل پور عرب و . همبازي است در نقش داماد طماع و كلاهبردار خانواده ، بازي زيبايي را به نمايش گذاشته است . خداپناهي متولد 1350 گرگان ، كه بعد از پايان دوران دبيرستان در ان شهر به تحصيل در رشته هاي كارشناسي بازيگري و كارشناسي ارشدكارگرداني در سريالها و فيلم هاي سينمايي فقط به خاطر تو ، پله هاي پرواز ، سنگ كاغذ قيچي ، بازنده ؛ كوچولوي خوش شانس ، صبحانه اي براي دو نفر ، مزرعه پدري و .. نقش آفريني كرده است . خداپناهي كه اكنون مدرس دانشگاه نيز مي باشد درخانوداه اي هنرمند پرورش يافته و پدر وي نيز در گرگان مدرس موسيقي مي باشد . http://www.gorgannews.com/layers.aspx?quiz=newsc&id=917
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 22:58 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
ليوان آب...!!!
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 22:35 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
زخم هاي عشق چند سال پيش در يک روز گرم تابستان پسر کوچکي با عجله لباسهايش را درآورد و
خنده کنان داخل درياچه شيرجه رفت . مادرش از پنجره نگاهش ميکرد و از شادي کودکش لذت ميبرد مادر
ناگهان تمساحي را ديد که به سوي فرزندش شنا ميکند;مادر وحشت زده به سمت درياچه دويد و با فرياد
پسرش را صدا زد . پسر سرش را برگرداند ولي ديگر دير شده بود ;تمساح با يک چرخش پاهاي کودک را
گرفت تا زير آب بکشد . مادر از راه رسيد و از روي اسکله بازوي پسرش را گرفت .;تمساح پسر را با قدرت
ميکشيد ولي عشق مادر به کودکش آنقدر زياد بود که نميگذاشت او بچه را رها کند . کشاورزي که در
حال عبور از آن حوالي بود , صداي فرياد مادر را شنيد , به طرف آنها دويد و با چنگک محکم بر سر تمساح
زد و او را کشت ;پسر را سريع به بيمارستان رساندند . دو ماه گذشت تا پسر بهبودي مناسب بيابد .
پاهايش با آرواره هاي تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روي بازوهايش جاي زخم ناخنهاي مادرش مانده
بود ;خبرنگاري که با کودک مصاحبه ميکرد از و خواست تا جاي زخمهايش را به او نشان دهد .اپسر
شلوارش را کنار زد و با ناراحتي زخم ها را نشان داد , سپس با غرور بازوهايش را نشان داد و گفت : اين
زخم ها را دوست دارم اينها خراش هاي عشق مادرم هستن!!!!!!!
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 20:25 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
لحظه اي درنگ كنيد و به اين فكر كنيد كه زنده بودن ، چه احساس خوبي به شما
مي بخشد. بله ، شما مي توانيد از دردها و ناراحتي ها و اتفاق هاي ناخوشايند زندگي
شكايت كنيد . حتي در روزهاي دلتنگ كننده محبتي درزندگي وجود دارد كه نمي توان آن
را ناديده گرفت . حتي در روزهاي دلگير ، بخشي ازوجود شما مي داند كه سختي ها
پايان خواهند يافت .
به افرادي كه دوستشان داريد فكر كنيد ، به زيبايي هايي كه ديده ايد . به ايمان و اميدي كه
به شما توان ادامه دادن داده است . و به ياد داشته باشيد ، زنده بودن چه احساس خوبي به
شما مي بخشد .
ترجمه:آذر حکمت نیا منبع:Daily motivator |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 11:56 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
I dreamed I had an interview with GOD
"so you would like to interview me?" GOD asked "if you have the time " I said GOD smiled "my time is eternity" "what question do you have in minde for me" "what surprises you most about humankind" ....GOD snswered that they get bored with childhood they rush to grow up " "and then long to be children again that they lose their health to make money" "and then lose their money to restore their health that by thinking anxiously about the future" "they forget the present, ."such that they live in neither the present nor the future that they live as if they will never die" "and die as though they had never lived GOD's hand took mine and we were silent for awhile :and then I asked ?as a parent, what are some of life's lessons you want your children to learn to learn they cannot make anyone love them" "all they can do is lt themselves be loved to learn that it is not good to compare themselves to other" "to learn to forgive by practicing forgiveness to learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those" "they love,and it can take many years to heal them to learn that a reach person is not one who has the most ,but is one who" " needs the least to learn that there are people who love them dearly,but simply do not yet " "know how to express or show their feelings "to learn that two people can look at the same thing and see it differently" to learn that it is not enough that they forgive one another" "but they must also forgive themeseleves thank you for your time" I said humbly" "?s there any thing else you'd like your children to know" GOD smiled and said "JUST KNOW THAT I AM HERE"
"ALWAYS" |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 10:5 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 14:39 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 23:41 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
تا عاقلان راهی برای خندیدن بیابند دیوانگان هزاران بار خندیده اند
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 19:44 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 12:27 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
مراقب افکارت باش ، آنها به گفتــــــــار تبدیل می شوند.
مراقب گفتارت باش ، آنها به کــــــــردار تبدیل می شوند.
مراقب کردارت باش ، آنها به عــــــــادت تبدیل می شوند.
مراقب عادتهایت باش، آنها به شخصیت تبدیل می شوند.
مراقب شخصیتت باش ، که ســــــــرنوشت تـــــو است
و خداوند از سخنان تو بر تو حکم کند! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 10:20 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
1- انگيزه: مانند کسى باشيد که دوست دارد انگليسي بياموزد. 2- ديکشنري: يک ديکشنري انگليسي خوب تهيه کنيد. 3- اشتباه ممنوع: از اشتباهات پرهيز کنيد. 4- تلفظ: تلفظ اصوات انگليسي و علائم فونتيک را ياد بگيريد. 5- ورودي: با خواندن و شنيدن مکرر جملات، انگليسي را در ذهنتان ماندگار کنيد.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 10:5 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
معلم زندگي بجاي ماهي ، ساختن قلاب ماهيگيري را به تو مي آموزد . اگر ظرفيت تو بيش از اين بود . او تور را به تو نخواهد داد بلكه تور ساختن را به تو ياد مي دهد... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 19:39 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
نوجوانی دوره ای از زندگی است که نخستین تجارب زندگی در حساس ترین دوران رشد انسان رخ می دهد،آینده نگری، انقلابی گری و شورش، عشق، رابطه جنسی، تحصیل و شغل آینده وتثبیت هویت، همه در این دوران شکل می گیرند. شاید از همین روست که توجه به روانشناسی نوجوانی در دهه های گذشته از اهمیت بیشتری، به ویژه در کشورهایی که جمعیت جوان آنها رو به افزایش بوده، یافته است. در ایران براساس آمار رسمی نوجوانان حدود سی درصد از کل جمعیت جوان کشور را تشکیل می دهند. این درحالی است که به نسبت این جمعیت نه تنها متخصصان روانشناسی بالینی و مشاوره کافی وجود ندارد بلکه هنوز جایگاه و نقش آنان در فرایند بهداشت روانی نوجوانان به خوبی روشن نشده است. در این نوشتار به مرور برخی از مفاهیم روانشناسی نوجوانان می پردازيم: تعریف بلوغ:
اين امر علاوه بر آن که مويد آن است که در آب و هوای گرمسيری بلوغ زودتر از آب و هوای سردسير رخ می دهد، تابع شرايط فرهنگی و متغيرهای خاص منطقه مانند جنگ در خوزستان، ايلام و کردستان نيز هست. به هر روی پژوهش های روانشناسان ايرانی حاکی است که سن بلوغ برای کودکان در تهران بين سيزده تا چهارده سال است. بين دختران و پسران در آغاز بلوغ تفاوت چشمگيری به چشم می خورد، دختران زودتر به بلوغ می رسند و زودتر مرحله بلوغ را به پايان می رسانند ولی پسران ممکن است بيشتر از يک و يا حتی دو سال از دختران در رسيدن به بلوغ عقب بمانند. بين طبقات مختلف نيز تفاوت هايی ديده می شود،در طبقه فقير بلوغ زودتر آغاز می شود، به عبارت ديگر بررسی مجموع تحولات روانی- جسمانی در يک دختر سيزده ساله ساکن جنوب شهر تهران که در خانواده ای کارگری رشد کرده است با دختری که از نظر سن تقويمی با او يکسان است ولی در خانواده ای مرفه درشمال شهرزندگی می کند، در اغلب مواقع نشانگر بروز نشانه های مشخص بلوغ در دختر جنوب شهری است. با اين حال عواملی چون رسانه ها وگستردگی و در دسترس بودن آنها رفته رفته اين تفاوت را به سوی متعادل شدن پيش می برد. به عبارت ديگر اگر دختر سيزده ساله ساکن نواحی محروم شهری بنا به شرايط محيطی و اقتصادی با بلوغ زود هنگام روبرو می شود، دختر سيزده ساله ساکن نواحی مرفه نشين شهری به دليل دسترسی به رسانه های مختلف آماده رويارويی با بلوغ می شود. برای آن که سرانجام بدانيم سن آغاز بلوغ که مشخصه نوجوانی است از چه زمانی است به يافته های روانشناسی استناد می کنيم که بيانگر آن است که سن شروع نوجوانی در ايران و بيشتر کشورهای اروپايی از ۱۲ و ۱۳ سالگی شروع و در ۱۸ و ۱۹ سالگی خاتمه می يابد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 19:22 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 21:58 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
نمیدونم به چی فکر میکنه چون اون هیچوقت درمورد احساسش با من حرف نمیزنه." ایـن جـمـله بـه گـوشتان آشنا است؟ برای اکثر زنان واداشتن شـوهـرشـان بـرای ایـنکه احـساسات درونی خود را با آنها در میـان بـگـذارنـد، کـار مشکلی بنظر میرسد. در این شرایط زن احساس میکند که ناموفق بوده و برای مرد سوء تعبیر پـیــش می آید. اما در این میان موضوعی وجود دارد که اغلب زن هـا از آن بـی اطـلاع هستند. مردها میخواهند صحبت کنـنـد. تحـت شـرایـط منـاسـب، آنـهـا سرتاسر شب به صحبت میپردازند. اکثر مردان نیاز دارند که با همسرشان درد دل نموده و کمی سبک شوند. اما رمز و راز واداشتن همسرتان برای بیان احساساتش چـیسـت؟ راز شماره 1 داوری کردن در مورد شریک زندگی به معنای اجازه دادن به او بـرای بیان ذهنیاتش نبوده و شما را مشتاق برای شنیدن حرفهای او نشان نخواهد داد.منـظور این نیست که شما نظر و ایده ای نداشته باشید و یا نتـوانید آن را در فرصـتی بیان کنید. یک مرد جهت بازگو نمودن درونش لازم است احساس کند بدلیل آنچه کـه هست مورد پذیرش حقیقی قرار گرفته، نه به دلیـل آنـچه که ممکن است شما دوست دارید باشد. صبر و بردباری نمایید. اگـر عـجـولانـه تـوسط پیشنهاد دادن نقطه نـظرات خـود با گفتن جملاتی از قبیل "خوب، اشتباه میکنی، من قبول ندارم" یا "از کجا این فکر مسخره بـه ذهنـت رسیــده"، در برابر عقاید او عکس العمل نشـان دهیـد، هـر مـردی از سـخـن گفـتن بـاز خواهد ایستاد. آنها نگران آن هستند که مبادا حرفی بسیار خصوصی از دهانشان خارج شـود کـه مطابق با تصور ذهنی شما از آنها نبوده و یا تصویری که بروز از خودشان در ذهن شما ایـجاد کرده اند را مخدوش کند. یـک مرد دارای ایده های متفاوت بسیاری در موضوعات مختلف زندگیش اسـت -- حتـی در طـول یـک هفـتـه و یـا یـک روز می تواند بسیار متفاوت عمل نماید. به او اجـازه دهـیـد جنبه های مختلف خود را بشما نشان دهد.اگر بتوانید از انتظارات خود صرفه نظر نموده و حقیقتا سعی در شناخت هویت و ماهیت او نمایید،وی فورا این موضوع را حس کرده، احساس راحتی زیادی نموده و از صحبت کردن با شما لذت خواهد برد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 19:33 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 16:39 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 16:38 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||