تبليغاتX
روان شناسی برای همه

 

عشق به صورت‌های مختلف تعریف شده است. برخی روانشناسان آن را چنین توصیف کرده اند : هیجان خاصی که از کشش خود به خودی نسبت به یک شخص معین حاصل می‌شود. ویژگی عشق این است که کل آگاهی عاشق در زیر سلطه معشوق ، کسی که منحصر به فرد و کاملا متفاوت از دیگران به چشم او می‌آید، قرار می‌گیرد. عشق ، که فرد را از نظر روانی - عاطفی بسیار حساس می‌کند،‌خطای ادراکی نامحدود و ابدی ایجاد می‌کند. عاشق تمام ویژگیهای معشوق را بی مانند ، نامحدود و جاودنه می‌پندارد. با این همه ، به نظر می‌رسد که عوامل زیادی می‌توانند عشق را شعله‌ور کنند ، روشن نگهدارند یا به خاموشی بکشانند.

مثلا هجران ، عشق را شعله‌ور می‌کند، در حالیکه وصال ، عاشق را با واقعیتها آشنا می‌سازد. معشوق را از ارزش می‌اندازد و عشق را به خاموشی می‌کشاند.

فروم معتقد است که فقدان راستی و پختگی عشق موجب خاموشی آن می‌شود، عاشق نمی‌تواند عشق گذرای خود را به عشق پایدار تغییر شکل دهد...

دوستان ، نظر شما راجع به این مساله چیه ؟
+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 23:8  توسط آذر حکمت نیا   | 




تصویر


تصویر

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 23:1  توسط آذر حکمت نیا   | 

یک انسان ثروتمند اندیشه های ثروتمندانه دارد

 در آمريكا همزمان با تحصيل در رشته مهندسي صنايع با پديده تكنولوژي فكر آشنا شد با وجود اينكه در آنجا زندگي مرفه و خوبي داشت اما تصميم گرفت به ايران برگردد و آنچه را كه در اين روش آموخته بود به مردم عزيز كشورش بياموزاند. پس از آمدن به ايران موسسه پدیده فکر  را تأسيس كرد.

در این سیستم علمی و تکنولوژیکی با استفاده از پروگرام کردن ضمیر ناخودآگاه، شما می‌توانید نظام باورها و شخصیت خود را از نو بسازید و با استفاده از سیستم مدیریت روحیه از طریق ضمیر ناخودآگاه به دنیایی از آرامش و نشاط برسید و از این رهگذر به خلق اندیشه‌های هدفمند و امیدبخش بپردازید و از زندگی خود یک شاهکار بسازید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 12:25  توسط آذر حکمت نیا   | 

 
در زندگی به دنبال پیدا کردن هدف نباشید
بلکه به دنبال نیروی محرکه ای باشید تا
شما را به پیش برد تا با نرسیدن به هدف
 مائوس و ناامید نشوید
+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 12:23  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

images/20070717/hip.jpg

بارها ديده ايم يا شنيده ايم که با حرکاتي خاص و منظم مي توان افراد را به حالتي شبيه به خواب فرو برد و از آنها خواست کاري را انجام دهند يا چيزي بگويند، به اين کار هيپنوتيزم مي گويند.
حتما براي شما پيش آمده که در فکر فرو رفته ايد و صفحات متوالي يک کتاب را بدون آن که چيزي از آن بفهميد خوانده ايد يا اين که سعي کنيد به گفتگويي گوش کنيد، اما هيچ کلمه اي از آن گفتگو را نشنيده باشيد. از نظر دانشمندان اين حالتها شبيه به هيپنوتيزم هستند که در زندگي روزمره با آنها مواجه بوده و آنها را تجربه مي کنيم.
امروزه در بسياري از نقاط دنيا براي کاهش درد زايمان و دردهاي دندانپزشکي و حتي انجام برخي اعمال جراحي از هيپنوتيزم به عنوان يک دردکش واقعي استفاده مي شود. اين حالت سبب مي شود مغز از ضربان هاي الکتريکي عصب هايي که در احساس درد نقش دارند چشم پوشي کند و به عبارتي اولين طريقه تماس مستقيم با ناخودآگاه گريزپاي انسان به شمار مي آيد.
با توجه به اين که بتازگي استفاده از هيپنوتيزم به عنوان روشي موثر براي درمان بيماري ها يا کاهش درد ناشي از اعمال جراحي مورد توجه قرار گرفته است ، با دکتر حسين الماسيان متخصص هيپنوتيزم درماني در اين خصوص به گفتگو نشسته ايم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 12:15  توسط آذر حکمت نیا   | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 2:33  توسط آذر حکمت نیا   | 

                                                                              نوشته: دكتر تاد دبيليو. هال

                                                                                ترجمه: آذر حكمت نيا

 

 

 حداقل از هر صد نفر يك نفر از اختلال دو قطبي رنج مي‌برد. اين بيماري در اواخر نوجواني يا اوايل بيست سالگي شروع مي شود و به نظر مي‌رسد اين بيماري در مردان ابتدا حالت‌هاي مانيك و در خانمها حالت‌هاي افسردگي ايجاد مي‌كند. هرچه اين اختلال زودتر شروع شود، دوره‌ اين بيماري شديدتر خواهد بود.

 اين اختلال در صورتي كه كنترل نشود، در زندگي شخصي، خانوادگي و شغلي فرد آشفتگي به وجود مي‌آورد و شخص خسارت مي‌بيند. و نشانه‌هاي بيماري در طول زندگي فرد تكرار مي‌شوند. خبر خوب اين است كه اختلال دوقطبي يكي از بيماريهاي رواني قابل درمان است و همه‌ي افرادي كه از اختلال شديد دو قطبي رنج مي‌برند درگير اختلالات شديد اين بيماري نمي‌شوند. برخي افراد از اختلال cyclothymic (تغيير وضع مزاجي و روحي از شادابي و فعاليت و غمگيني و....) رنج مي برند، مشكلي با شدت كمتر، به همراه بي‌ثبات بودن رفتار كه زمان كوتاهتري دارد و ضعف كمتري نسبت به حالت قبل ايجاد مي‌كند. در صورتيكه اختلال دو قطبي گسيختگي زيادي را در زندگي فرد به وجود مي‌آورد، خيلي از افرادي كه از اشكال ملايم اين بيماري رنج مي‌برند رهبران قوي و مبتكري هستند. در حقيقت برطبق شواهد موجود گفته مي‌شود افراد بزرگي در تاريخ بودند كه از اختلال دو قطبي و يا اختلالاتي شبيه به آن رنج مي بردند در بين آنها شخصيت‌هاي سياسي همچون چرچيل، دنيل و بستر و موسوليني، رهبران مذهبي همچون جوزف اسميت (بنيان گذار مورمونيسم) ويليام كوپر (شاعر و سراينده) و سي‌.تي استاد (مؤسس جنبش مذهبي دانش‌آموزان) وجود دارند.

مانيا

 اشخاصي كه در حالت مانيايي به سر مي‌برند به شدت تحريك پذير، بدخلق و پرتكاپور هستند. آنها به خواب كمي احتياج دارند (دو يا سه ساعت در شب حالت معمول آن است)، سريع و با فشار حرف مي‌زنند افكار دوره‌اي دارند و ممكن است به طور ناگهاني از موضوعي به موضوع ديگري كه هيچ ربطي به هم ندارند بپردازند، گيج و بي ملاحظه هستند، بي‌پروا رانندگي مي‌كنند شديداً شاد و سرمست هستند هزارها دلار را به سرعت خرج مي‌كنند. بسياري از آنها احساس اغراق آميزي از اهميت و يا تواناييهايشان دارند.

 در حالت‌هاي مانيايي خفيف‌تر انرژي زياد، تفكر سريع و احتياج به خواب كم به طور موقت مي‌تواند به نوآوري باور نكردني تبديل شود همچنين اين افراد مي‌توانند بسيار زودجوش و اجتماعي باشند و شايد به اينكه افراد قابلي در سخنراني هستند و يا گرم كننده‌ي مجالس هستند ايمان بياورند.

 در مانيايي شديد، افراد به يك بيمار رواني تبديل مي‌شوند بدين معني كه مراحل فكري و يا تواناييشان براي قضاوت درباره‌ي حقيقت هم خواني ندارند آنها شايد درباره‌ي توانايي‌هايشان اعتماد زيادي پيدا كنند و سرانجام راضي شوند كه قدرت پيش‌بيني آينده را دارند. بعضي اوقات يك مسيحي با اختلال دو قطبي ممكن است مسئوليت‌هاي روزانه‌اش را رها كرده و تمام وقتش را به خواندن كتاب مقدس بپردازد و ساعتها با يك نفر در مورد خدا صحبت كند.

 جري به مدت ده سال يك مغازه‌ي كفش فروشي كوچك اما موفق داشت بعد از وقتي دچار شيدايي شد و شروع به برنامه‌ريزي براي گسترش كارش كرد. او معتقد بود نقشه‌اي كه داشت مي تواند مغازه‌اش را در كل ايالت و يا حتي در آمريكا مشهور كند او بيست و چهار مغازه‌ي ديگر اجاره كرد و دهها هزار جفت كفش سفارش داد قبل از اينكه خانواده‌اش بتوانند او را از اين كار منع كنند. خوشبختانه همسرش توانست كارها را مرتب كند. او اجاره نامه‌ي ساختمان‌ها را لغو كرد و كفش‌ها را قبل از اينكه خانواده به طور كامل ورشكست شود، به توليدي برگرداند!

بسياري افراد با اين اختلال بايد به پزشكان زيادي در طي چندين سال مراجعه كنند تا يك نفر دليل اصلي را كشف كند.

 تشخيص حالت شادماني كه بخشي از اختلال دوقطبي است در ابتدا سخت است بسياري مردم فكر مي‌كنند كه يك شخص مانيك يك شخص شاد و با انرژي است آنها نمي‌دانند كه مانيا ممكن است باعث شود شخص پارانويد، زودرنج، تحريك پذير و بسيار قوي شود. مانياي خفيف ممكن است با نوسانات معمولي رفتار اشتباه گرفته شود.

   بسياري از افراد با اين اختلال مثل تريسي، بايد به پزشكان زيادي مراجعه كنند تا دليل اصلي بيماري آنها كشف شود.

 

ادامه دارد..

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:23  توسط آذر حکمت نیا   | 

اشکال هندسي

(براي ديدن معني فارسي، اشاره‌گر ماوس را روي تصوير مربوطه نگه داريد.)
 

مربع

 

Square

مستطيل

 

Rectangle

مثلث

 

Triangle

دايره

 

Circle

 

 

 

 

نيم‌دايره

 

 Semi-circle

هشت ضلعي

 

 Octagon

پنج ضلعي

 

 Pentagon

بيضي

 

 Oval

 

 

 

 

لوزي

 

 Diamond

ستاره

 

 Star

متوازي الاضلاع

 

 Rhomboid

رأس

 

 Point

       

مارپيچ

 

 Spiral

کره

 

 Sphere

مکعب

 

 Cube

هرم

 

 Pyramid

 

 

 

 

 

 

http://www.zabanamoozan.com/vocabulary/shapes.htm

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 22:4  توسط آذر حکمت نیا   | 

تا زمانی که سبز هستی رشد میکنی ،

 همین که رسیده شوی

شروع به گندیدن  می کنی. »»»

          ری کراک

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 21:56  توسط آذر حکمت نیا   | 

اگر در مورد مردم قضاوت کنید ، دیگر وقتی برای دوستی باقی نمي ماند.« مادر ترزا »

 

حتی ميمونها نيز گاهی از درخت می‌افتند. «ضرب‌المثل‌ژاپنی»

 

می توان به رفتن ادامه داد خیلی بعد از آن که تصور می کنی دیگر نمی توانی.
 
باید شکر گزار  باشیم که خداوند هر آنچرا که از او می طلبیم، به ما نمی دهد.
 
زندگی فعلی من حاصل تمام انتخاب هایی است که داشته ام ولی این بدان معنی

 نیست که نمی توانم تصویر جدیدی از خود رسم کنم.

آموخته ام که خطاهای دیگران را مانند خطاهای خویش تحمل کنم .

آموخته ام که مرد بزرگ به خود سخت می گیر و مرد کوچک ، به دیگران

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 21:48  توسط آذر حکمت نیا   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 22:49  توسط آذر حکمت نیا   | 

به یاد داشته باش..
درست درلحظه ای که می گویی " من تسلیمم"
شخص دیگری که درحال نظاره ی همان موقعیت است
با خود می گوید" چه فرصت بزرگی"

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 22:41  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

 اختلال دو قطبي چيست؟

 نوشته: دكتر تاد دبيليو. هال Ph.D

 ترجمه: آذر حكمت نيا

- وقتي تريسي در سالهاي ابتدايي نوجواني بود، حمله‌هاي شديدي را به مدت چند روز تجربه مي‌كرد. او چند كتاب را با هم مي‌خواند، مقدار زيادي غذا مي‌پخت در حاليكه او در حالت عادي به اين كار علاقه‌اي نداشت و بسيار شاد بود. خانواده تريسي در روزهاي اول فكر مي‌كردند اين رفتار طبيعي يك نوجوان است اما بعد از مدتي مشاهده شد پس از اين دوره‌ي سرخوشي، فعاليت‌هاي او تغيير مي‌كند. او چند روز در اتاقش مي‌ماند و با كسي حرف نمي‌زد. اين دوره‌ها شديد و شديدتر شدند و مرتباً تكرار مي‌شدند تا اينكه تريسي به خاطر تلاش براي خودكشي در يكي از دوره‌هاي افسردگي‌اش در بيمارستان بستري شد.

 مورد بعدي مربوط به پسري به نام جان است. او به طورناگهان تغيير كرد. در رفتارش نشانه‌هايي از انرژي زياد مشاهده شد شبها كمتر از سه ساعت مي‌خوابيد و درباره‌ي نقشه‌هاي بزرگ و عقيده‌هايش با هر كسي كه مي‌ديد با انرژي زيادي صحبت مي‌كرد. يك شب حدود ساعت يك شروع به دويدن كرد و آنقدر دويد كه از خستگي زياد به زمين خورد و به شدت مجروح شد. و سپس باقي شب را بيدار ماند و 100 صفحه از داستاني را نوشت كه مطمئن بود چاپ خواهد شد. روز بعد او اصلاً احساس خستگي نمي‌كرد.

 تريسي و جان هر دو از اختلال دو قطبي رنج مي‌بردند يكي از پيچيده‌ترين و شديدترين بيماريهايي كه هم شخص مبتلا و هم خانواده‌اش را بسيار آزار مي‌دهد. اين اختلال پيشتر به نام افسردگي همراه با شيدايي معروف بود و اختلال دو قطبي نيز نامش را از تغييرات غير قابل پيش‌بيني رفتار فرد از قطب حداكثر (مانيا) به قطب حداقل (افسردگي) گرفته است.

احساس خوبي را كه بعد از يك اتفاق خوب مثل دريافت پاداش در محل كار، عاشق شدن، و يا فتح قله‌ي كوهي به شما دست مي‌دهد درنظر بگيريد سپس شدت آن را سه يا چهار برابر كنيد، سرعت آن را سريع و به طرف جلو تنظيم كنيد، مقدار انرژيتان را سه برابر كنيد و فكر كنيد براي روزها، هفته‌ها، يا حتي ماهها چنين احساسي داريد تا اينكه از خستگي بيهوش شويد. اين مقدار كمي از احساس است كه يك مانيايي دارد.

 حداقل از هر صد نفر يك نفر از اختلال دوقطبي رنج مي‌برند.

- ممكن است اين سوال براي شما پيش بيايد كه چه اشكالي دارد كه شخصي انرژي زيادي داشته باشد؟ مشكل اين است : شما شايد كارهاي اغراق آميز يا غيرعاقلانه‌اي در طي حالت مانيايي انجام دهيد. بسياري از عقايد شما غيرمنطقي هستند و حرفهاي اغراق آميز شما ممكن است حتي بهترين دوستهايتان را هم با شما غريبه كند. بعد از اين مرحله، انرژي شما پايين مي‌آيد وقتي اين اتفاق مي‌افتد شما به افسردگي شديد مي‌رسيد. ده تا پانزده درصد از افرادي كه اختلال دو قطبي دارند اين حالات خود را با خودكشي پايان مي‌دهند. براي مثال تريسي كه در ابتدا در موردش صحبت كرديم بعد از دوره‌ي مانيايي‌اش تا حد زيادي افسرده شده بود كه دست به خودكشي زد. او مي‌گفت: هيچ اميدي نيست. تغييرات رفتاري من روز به روز بدتر و بدتر مي‌شوند و من هيچ زندگي معمولي نخواهم داشت او علاقه‌اش را به اكثر چيزها از دست داده بود و در تمام طول روز مي‌خوابيد و نهايتاً سعي كرد كه به اين وضع پايان دهد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 13:19  توسط آذر حکمت نیا   | 

اگر چه كنجكاوي هميشه يك صفت پسنديده محسوب مي‌شود اما اگر از حد متعارف خود خارج شود ديگر آن قدرها هم پسنديده نخواهد بود. شما معمولاً با دوستان فضولتان چكار مي‌كنيد؟ بدون ترديد سعي مي‌كنيد هر طور شده آنها را از سر خودتان باز كنيد، درست است؟ اما آيا مي‌دانيد خود شما چقدر دچار اين مشكل هستيد؟ تست امروز ما معلوم مي‌كند شما تا چه اندازه فضول هستيد ...!


jjjjjتصور كنيد كه صبح خواب مانده‌ايد و ديرتان شده است. هنگام خروج از خانه صداي دعواي همسايه را مي‌شنويد. آيا مي‌ايستيد تا ببنيد موضوع از چه قرار است؟

- بله (1)

- خير (0)

با دوستتان مشغول مكالمه تلفني هستيد كه مجبور مي‌شويد مدتي منتظر بمانيد تا او به مكالمه ديگري كه در انتظار است پاسخ دهد آيا وقتي براي ادامه مكالمه شما برمي‌گردد از او مي‌پرسيد چه كسي پشت خط منتظر بود؟

- بله (1)

- خير (0)

به منزل دوستتان رفته‌ايد و او براي انجام كاري از اتاق خارج مي‌شود. روي ميز او يك نامه جلب توجه مي‌كند. آيا نگاهي به آن مي‌اندازيد؟

- بله (1)

- خير (0)

در اتوبوس يا تاكسي نشسته‌ايد و فرد كناري شما مشغول مطالعه است. در اين شرايط چه مي‌كنيد؟

- مستقيماً به آنچه او مطالعه مي‌كند خيره شده و شما هم همراه او مطالعه مي‌كنيد. (1)

- هر از چند گاهي نگاهي دزدكي مي‌اندازيد تا ببنيد او چه چيزي مطالعه مي‌كند. (5/0)

- كاملاً بي‌تفاوت رفتار مي‌كنيد. (0)

اگر شما بدانيد كه يكي از آشنايان رازي دارد، چه مي‌كنيد؟

- هر طور شده سعي مي‌كنيد سر از كار او درآوريد. (1)

- اگر صحبتي درباره آن پيش بيايد، كنجكاو مي‌شويد. (5/0)

- رازهاي ديگران، مسائل شخصي آنهاست و سعي نمي‌كنيد وارد حيطه خصوصي آنها شويد. (0)

اگر جايي دعوا يا تصادفي اتفاق بيفتد، آيا نزديك مي‌شويد تا ببنيد جريان از چه قرار است؟

- بله (1)

- خير (0)

اگر وارد رستوراني شويد و ببنيد يكي از آشنايان با فرد غريبه‌اي آنجاست، آيا كنجكاو مي‌شويد ببنيد غريبه چه كسي است؟

- بله (1)

- خير (0)

آيا معمولاً درباره قيمت و محل خريد چيزهايي كه دوستانتان مي‌خرند پرس و جو مي‌كنيد؟

- بله (1)

- خير (0)

آيا تا به حال كيف ديگران را بدون اجازه‌شان جست و جو كرده‌ايد؟

- بله (1)

- خير (0)

اگر رمز عبور شناسه دوستانتان را داشته باشيد سري به ايميل‌هاي آنها مي‌زنيد؟

- بله (1)

- خير (0)

(0 تا 3 امتياز): شما به هيچوجه اهل دخالت و فضولي در كارهاي ديگران نيستيد و اين يك امتياز بزرگ براي شما محسوب مي‌شود. شما احتمالاٌ فكر مي‌كنيد مسائل خصوصي ديگران برايتان جالب نيست و يا آنقدر به حيطه خصوصي آنها اهيت مي‌دهيد كه خودتان را مجاز نمي‌دانيد آن را مخدوش كنيد. شايد هم آنقدر سرتان گرم است كه وقت فكر كردن به مسائل ديگران را نداريد. به هر حال شما كاملاً به ديگران احترام مي‌گذاريد و در مورد مسائلي كه به شما ارتباطي پيدا نمي‌كند كنجكاوي به خرج نمي‌دهيد. اطرافيان شما معمولاً فكر مي‌كنند مي‌توانند به شما اطمينان كنند و شما نيز توقع متقابلي از آنها داريد.

(بالاتر از 3 تا 7 امتياز): خوب شما طبيعتاً فرد كنجكاوي هستيد، اما تلاش مي‌كنيد زياد در كارهاي ديگران دخالت نكنيد. اما گاهي اوقات اين كنجكاوي آنقدر شديد است كه نمي‌توانيد جلوي خودتان را بگيريد و گهگاهي از راه خود خارج مي‌شويد و سركي به كار ديگران مي‌كشيد. اما خوشبختانه اين كار هميشگي نيست. اگر چه كنجكاوي خوب و در مواردي لازم است، اما زياده روي در آن مي‌تواند شما را دچار دردسر كند. اكثر مردم دوست ندارند كسي در كارشان دخالت كند. بنابر اين بهتر است كاري انجام ندهيد كه دوست نداريد ديگران نسبت به شما انجام دهند.

(بالاتر از 7 تا 10 امتياز): شما عاشق اين هستيد كه همه چيز را درباره همه كس بدانيد و براي اين كار هرچه از دستتان بربيايد انجام مي‌دهيد. شما از آن دسته افراد هستيد كه مراقب ديگران هستند. فال گوش مي‌ايستند و حتي بعضي مواقع مستقيماً از ديگران درباره مسائل خصوصي‌شان سؤال مي‌كنند. اگر شما به عنوان فرد فضولي در جمع دوستان و آشنايانتان معروف نشده‌ايد، احتمال اين كه چنين لقبي به شما اختصاص پيدا كند بسيار زياد است. كنجكاوي در وجود شما بسيار فراتر از حد متعارف آن وجود دارد و متأسفانه شما آن را معطوف به مسائل ديگران كرده‌ايد كه به هيچوجه برايشان خوشايند نيست. اگر اين روال ادامه پيدا كند، مي‌توانيد مطمئن باشيد كه سعي خواهند كرد فضولي‌هاي شما را هر طور شده جبران كنند!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 11:54  توسط آذر حکمت نیا   | 

خوشبختی چه شکلیه

خوشبختي چه شكليه‌؟


تا حدود زيادي شما هماني هستيد كه فكر مي‌كنيد و مي‌توانيد آنچه را كه فكر مي‌كنيد از عهده شما ساخته نيست انجام دهيد، اين طرز فكر شماست كه شما را به عرش مي‌رساند و يا در غير اين صورت در درياي نوميدي غرق مي‌سازد.



اين تصوير ذهني است كه به شما شادي يا غم‌، موقعيت‌، يا شكست‌، خوشبختي و يا درد و رنج حكم مي‌دهد. تصوير ذهني شما مي‌تواند به شما كمك كند تا آنچه را براي رسيدن به شادي و رضايت لازم داريد انجام دهيد، مي‌تواند به شما كمك كند تا از زندگي خود لذت ببريد، مي‌تواند اسباب اعتماد به نفس و اطمينان به كار و فعاليت‌هايي باشد كه شما براي زمان فراغت خود انتخاب مي‌كنيد، مصمم بر شاد زيستن شويد، از روي خيرخواهي به ارزيابي خودتان بپردازيد، بهترين و طلايي‌ترين لحظات زندگي را در ذهن مجسم كنيد و با توجه به واقعيت‌ها، نه خيالات واهي‌، بلكه براساس تصوير مثبت كه از واقعيات زندگي داريد، اين تصوير خوشايند از خويش را تقويت كنيد.



در حالي كه به اعتقاد من‌، اشخاصي كه در سال‌هاي شكل‌گيري شخصيت‌شان طوري تربيت شده‌اند كه مي‌توانند بدون كم‌ترين تلاش از تصوير ذهني مثبت برخوردار باشند بهتر از سايرين با كمي تلاش و درك موضوع مي‌توانند تصوير ذهني خود را بهتر كنند و موفقيت را در آغوش بكشند. با تكرار و مداومت و با در نظر گرفتن صادقانه محدوديت‌ها، تصوير ذهني بهبود يافته و عزت نفس به وجود مي‌آيد.

اين دو توصيه را حداقل براي چند روز به كار ببنديد اگر بد بود، ديگر به آن عمل نكنيد:

1- براي هر روز خود هدفي در نظر بگيريد.

2- هرگز و هرگز زندگي را طلاق ندهيد.



داستان جالبي شنيده‌ام كه براي شما نيز مي‌گويم‌: در سالن آرايشگاه مردانه‌اي چند آقا باهم از ماشين‌شان صحبت مي‌كردند. يكي از آنها مي‌گويد: ماشين شورلت خوبي دارم‌، شصت و چهار هزار كيلومتر كار كرده و آخ نگفته‌، دوست او گفت‌: ماشين من هفتاد هزار كيلومتر كار كرده و هر بيست هزار كيلومتر روغن آن را عوض مي‌كنم و خلاصه هر كدام اطلاعات بسيار دقيق و فني ارايه مي‌كردند و همان موقع پيرمرد صاحب سالن گفت‌: كدام يك از شما همين قدر مواظب روح خودتان هم هستيد؟!



كدام يك از شما از تصوير ذهني خود چيزي مي‌داند؟ همه ما ظاهراً انسان‌هاي مرتب و خوش لباسي هستيم به آرايشگاه مي‌رويم و روغن ماشين‌هايمان را به طور مرتب عوض مي‌كنيم‌. اما كدام يك از ما هر روز هدف‌هاي مثبت و انديشه‌هاي قشنگ خودمان را مرور مي‌كنيم‌؟ و هر روز را با يك ايده و هدف نو آغاز مي‌كنيم‌.



جرج برنارد شاو، زماني خوانندگان آثارش را به تميز نگه داشتن روانشان توصيه مي‌كرد. به اعتقاد او روان انسان همانند پنجره‌اي است كه انسان از پشت آن زندگي و محيط اطرافش را تماشا مي‌كند.



نكته مهم اينجاست كه بسياري از ما، از اتومبيل خودمان‌، وسايل خانه و طلاهايمان بهتر و بيشتر از تصاوير ذهني ‌‌‌مان نگهداري مي‌كنيم‌، تصوير ذهني خود را جايي گم مي‌كنيم و همراه آن انگيزه خوشبخت شدن را از دست مي‌دهيم‌. مواظب خودمان و روحمان و انديشه‌هاي قشنگمان باشيم‌. نگذاريم كه هيچ باد مخالفي ابرهاي سياه را روبه‌روي پنجره ذهنمان بياورد بهرام باهنر
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 11:50  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

Without Love -- dayz are
"

Sadday,

moanday

tearsday


wasteday

thirstday


frightday

shatterday... so be in Luv everyday...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 23:37  توسط آذر حکمت نیا   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 23:24  توسط آذر حکمت نیا   | 

شیزوفرنی از یک واژه یونانی گرفته شده و به معنای «ذهن منقطع» است. یک بیماری شناخته شده و مهم روان پزشکی که در ابتدا به ایجاد اختلال در ادراک فرد و سپس تغییر درک و تعابیر وی از واقعیات منجر می شود و در نهایت، عدم کارکردهای اجتماعی، خانوادگی و شغلی را در پی خواهد داشت.
شخصی که به شیزوفرنی دچار است، معمولاً دچار اختلال در کارکرد دستگاه عصبی است و توهمات و تصورات غیرواقعی از اطراف خود پیدا می کند. این توهمات غالباً شنوایی و سمعی هستند.
به رغم اینکه تصور می شود این بیماری بیش از هر موضوع دیگر، روی ادراک و شناخت شخص تاثیر می گذارد، اما اختلالات مزمن رفتاری و احساسی نیز در مبتلایان به این عارضه بسیار دیده می شود.
بیماران مبتلا به شیزوفرنی، غالباً احتمال ابتلا به سایر بیماری های روان پزشکی را نیز دارند. پروفسور «ایگن بلویر»، روان پزشک آلمانی معتقد است دقیقاً همانند تصور عامه مردم و بر خلاف ریشه شناسی لغت، این بیماری را می توان چندشخصیتی نیز تعبیر کرد یعنی افرادی که با شخصیت فعلی خود در تعارض و درگیری هستند و ناچار برای فرار از شخصیت فعلی خود، رفتارهای روتین جدیدی برای خود می سازند.
بیکاری، فقر، خودکشی، امید کم به زندگی و مشکلاتی از این دست بیش از هر نوع دیگر بیماری های روحی، در مبتلایان به شیزوفرنی دیده می شود ضمن اینکه ناکارآمد بودن درمان توسط روان پزشکان و بستری در کلینیک های اورژانسی برای انتقال شوک های الکتریکی به بیماران شیزوفرنی نیز احتمال بسیار بالایی در این دسته دارد. نشانه های بروز شیزوفرنی معمولاً در دو دسته مثبت و منفی یا خوش خیم و بدخیم تقسیم بندی می شود.
نشانه های مثبت و طبیعی آن را می توان تصورات واهی، توهم های شنوایی و اختلالات فکری و تصمیم گیری برشمرد که معمولاً انواع معمولی بیماری های روحی هستند. اما نشانه های منفی معمولاً به حالاتی اطلاق می شود که در آنها از دست رفتن یا کم رنگ شدن ویژگی ها و توانایی های طبیعی انسان اتفاق بیفتد برای مثال احساسات خشک و بی روح، بی تفاوتی، فقر کلامی و حرکت نداشتن از جمله این حالات هستند. در مراحل بعدی نیز کاهش حافظه، میزان توجه به اطراف، کاهش قدرت حل مساله، از بین رفتن قدرت کارهای عملی و میزان درک و شناخت اجتماعی از جمله عوارض این بیماری محسوب می شوند.
شیوع و رواج این بیماری اکثراً در آغاز سنین نوجوانی، بزرگسالی و در مردان بیشتر از زنان دیده می شود. در سال ۱۸۹۳ «امیل کراپلین»، یک روان پزشک آلمانی دیگر، نخستین کسی بود که تفاوت های بیماری روحی قبل از بلوغ و سایر بیماری های شناخته شده روان پزشکی را مطرح کرد. دسته بندی علمی شیزوفرنی در یک گروه خاص از بیماری های روحی به دلیل نبودن منابع علمی موثق و قابل استناد معمولاً در بین روان پزشکان و اهالی فن، مورد بحث و اختلاف بوده است. به رغم اینکه پس از سال ها تحقیق و بررسی، هنوز هیچ روان پزشک و استادی نتوانسته دلیل ریشه یی و اصلی بروز شیزوفرنی را دریابد و جایگاه تاثیرگذاری آن در مغز را به درستی تشخیص دهد، با این وجود مطالعه بیمارانی که برای این عارضه به پزشک مراجعه می کنند، نشان داده است آسیب پذیری های ذهنی و رویدادهای ناگوار زندگی شخصی مهمترین عوامل کلی ایجاد بیماری هستند. در مورد این آسیب پذیری های ذهنی نیز ژنتیک و عوامل اکتسابی به یک اندازه نقش دارند. بهترین مدلی که روان پزشکان توانسته اند برای توجیه بروز این بیماری معرفی کنند، مدل «استرس-ناتوانی» است که به شکلی علمی تر از سایر مدل ها، دلایل بروز بیماری را معرفی می کند. همین طور این تصور غالب وجود دارد که فرآیند توسعه سلول های عصبی و رشد آنها به ویژه در دوران جنینی یکی از عوامل موثر در بروز این بیماری باشد. در دوران بزرگسالی و جوانی، تصور می شود که کارکرد بیش از حد یا عدم کارکرد دوپامین در گذرگاه مزولیمبیک مغز باعث ایجاد شیزوفرنی شود. گذرگاه مزولیمبیک یکی از عبورگاه های عصبی مغز است که باعث ارتباط غشای سلولی ویژه یی در مخچه با سایر قسمت های مغز می شود. این گذرگاه مغزی، مامور ایجاد احساس لذت، تقدیر و خواهش است. تفاوت های معنی داری در ساختار مغزی کسانی که به شیزوفرنی مبتلا هستند با کسانی که این بیماری را ندارند دیده شده است. از طرف دیگر، کوچک و لاغر بودن ساختار مغز و همین طور افزایش میزان حفره ها و بطن های مغزی، دلیل ایجاد تفاوت های شخصیتی منجر به بروز شیزوفرنی می شوند.

 لازم به ذکر است "جان نش" ریاضیدان نابغه و برجستهٔ آمریکایی که در سنین جوانی به بیماری شیزوفرنی از نوع پارانویید مبتلا شد و بر اساس زندگی وی فیلمی به نام " ذهن زیبا "نیز ساخته شده است. کار مهم او معرفی مفهومی است که بعدها به تعادل نش معروف شد. کارهای او در گسترش نظریهٔ بازی‌ها (از شاخه‌های ریاضیات نوین) بسیار موثر بوده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 23:17  توسط آذر حکمت نیا   | 

احمق نیستم

پر بودم و سیر بودم و سیراب

و لذتم تنها این که...

آری کارم سخت است و دردم سخت

و از هر چه شیرینی و شادی و بازی است محروم

اما...

این بس که می فهمم!

خوب است ...

احمق نیستم.

دکتر علی شریعتی(ره)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 17:30  توسط آذر حکمت نیا   | 

1- شما نميتوانيد فردي را مجبور كنيد تا شما را دوست داشته باشد و هيچ كس توانايي خوشبخت ساختن صد در صد شما را ندارد.

2- هر چه ميخواهيد تلاش كنيد، شما هيچگاه قادر نخواهيد بود شريك خود را تغيير دهيد، هر چند اگر شما خود را تغيير دهيد، ممكن است شريك شما نيز تغيير كند.

3- اشخاص با اشخاص ازدواج نميكنند، بلكه آنها با توهمات و خيالپردازيهاي خودشان ازدواج ميكنند.

4- يك ازدواج حقيقي درست از نقطه اي آغاز ميگردد كه توهمات پايان مي يابند. چالش يك ازدواج آن است كه كشف كنيم با چه كسي ازدواج كرده ايم.

5- عشق تنها يكي از عللي است كه ما شريك خود را بر ميگزينيم. (برخي اوقات مهمترين فاكتور نميباشد)

6- به احتمال زياد، خصلتها و صفات موجود در شريكتان كه ديوانه وار خشم شما را برمي انگيزند، همان صفاتي هستند كه در ابتدا شما را مجذوب شريكتان كرده بوده اند.

7-اين غير ممكن است كه شما  بدون تجربه كردن دوران درد و تنهايي يك رابطه را پشت سر بگذاريد.

8-بزرگترين هديه اي كه ميتوانيد به فرزندانتان اعطا كنيد يك ازدواج محبت آميز ميباشد.

9-موفقيت زماني در يك ازدواج حاصل ميگردد كه هر كدام از ما به اين واقعيت پي ببريم كه نيازهاي شريكمان حداقل به اهميت نيازهاي خودمان ميباشد.

10- ازدواج بهترين فرصت براي رشد و بالندگي، غلبه بر حس خودخواهي و آموزش عشق ورزي ميباشد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 0:27  توسط آذر حکمت نیا   | 

عـدم مـوفـقـیت و شـکسـت ها نشانگر این هستند که راه
پـیـروزی راهـی دشـوار و پـیـچ در پـیـچ اسـت. آنـهــایی کـه
مـی خواهـنـد از خـود اثـری مـانـدگار در دنیای تجارت باقی
بـگـذارنـد، بـر سـر راه خـود نـاگـزیـر از رویـارویـــی با موانع و
مشـکلات هسـتند. و هـر چـقـدر هـم کـه دانـش و کـفایـت
داشته باشند، باز از این مسئله مستثنی نیستند.

 

همه ما انسانها درطول زندگیمان مرتکب اشتباه میشویم.
تـنها سوالی که پیش می آید این است که: آیا آنقدر عاقل
هستید که از این اشتباهات درس بگیرید؟

 


اشتباه کردن
مشکل همه ی تاجران و کاسبان این است که از وقتی فارغ التحصیل می شوند به دنبال یک کسب و کار بی عیب و نقص اند. می خواهند معروف شوند و همه از آنها به عنوان فردی موفق و کار درست که دنیای تجارت را مثل کف دستش می شناسد اسم ببرند.  به این خاطر از گرفتن تصمیمات پرخطر اجتناب می کنند تا از این قافله عقب نمانند.

 

اما گروهی از سرمایه داران و تاجران بانفوذ و مهم عقیده دارند که اصل مهم در دنیای تجارت ریسک کردن است. آنها می گویند هیچ کس حتی یک ريال به دست نمی آورد که قبلش پولی از دست نداده باشد. و آنهایی که موفق می شوند کسانی هستند که از تجربیات و اشتباهات گذشته شان درس گرفته اند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 0:18  توسط آذر حکمت نیا   | 

اگر قصد خودکشی دارید لطفا دست نگه دارید و ابتدا این مقاله را بخوانید. شاید چیزی در حدود 5 دقیقه بیشتر طول نکشد. نمی خواهم در مورد احساسات بدی که دارید صحبت کنم. من یک تراپیست و یا روان درمانگر نیستم فقط کسی هستم که از دردهای شما آگاه است.

من شما را نمی شناسم، و نمی دانم به چه دلیلی این مقاله را می خوانید. فقط میدانم که در حال حاضر این مقاله را می خوانید و این یک نکته مثبت است. به طور حتم شما دارای مشکلی بودید که تصمیم گرفتید به زندگی خود پایان ببخشید. خیلی دوست داشتم که اگر ممکن بود می توانستم در کنارتان باشم، با شما می نشستم و سر صحبت را باز می کردم، رو در رو و از صمیم قلب. اما متاسفانه از آنجایی که این کار شدنی نیست باید راه دیگری را انتخاب کنیم.

من خیلی از افراد را می شناختم که تصمیم به خودکشی گرفته بودند بنابراین شاید یک دورنمای کلی از احساسات شما را در ذهن خود داشته باشم. می دانم که شاید آنقدر وقت نداشته باشید که بخواهید یک کتاب کامل در این زمینه مطالعه کنید به همین دلیل من مطلب خود را خیلی کوتاه به عرضتان می رسانم. از آنجایی که برای 5 دقیقه می خواهیم با هم باشیم من 5 راه حل کاربردی و ساده را با شما تقسیم میکنم. من نمی خواهم با شما بحث کنم که نباید خودتان را بکشید اما مطمئنم که اگر برای یک لحظه هم که شده به مرگ خودتان فکر کنید احساسا خوبی به شما دست نخواهد داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 0:8  توسط آذر حکمت نیا   | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 0:3  توسط آذر حکمت نیا   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 23:22  توسط آذر حکمت نیا   | 

عشق قهار است و من مقهور عشق                چون قمر روشن شدم از نور عشق

عشق نیروییست که خیلی از روانشناسان درباره آن بسیار تحقیق کرده اند ... اما به راستی عشق چیست ؟ به چه معناست ؟

این گرایش‏ همان چیزی است که گفتیم می‏توانیم نام آن را " عشق و پرستش " بگذاریم‏ و بگوییم از مقوله " عشق و پرستش " است. این مطلب یک امر بسیار محسوسی هست که در انسان زمینه چیزی وجود دارد که ما آن را " عشق " می‏نامیم. عشق ، چیزی است مافوق محبت ، محبت در حد عادی ، در هر زمینه نیز در انسان وجود دارد ، زمینه چیزی که آن را معمولا " عشق " می‏نامند.

معنی لغت عشق

در زبان عربی می‏گویند کلمه " عشق " در اصل از ماده " عشقه‏ " است ، و " عشقه " نام گیاهی است که در فارسی به آن " پیچک " می‏گویند که به هر چیز برسد دور آن می‏پیچد ، مثلا وقتی به یک گیاه دیگر می‏رسد دور آن چنان می‏پیچد که آن را تقریبا محدود و محصور می‏کند و در اختیار خودش قرار می‏دهد. 
                                          

یک چنین حالتی در انسان پیدا می‏شود و اثرش‏ این است که بر خلاف محبت عادی انسان را از حال عادی خارج می‏کند، خواب‏ و خوراک را از او می‏گیرد، توجه را منحصر به همان معشوق می‏کند، یعنی‏ یک نوع توحد و تأحد و یگانگی در او به وجود می‏آورد، یعنی او را از همه‏ چیز می‏برد و تنها به یک چیز متوجه می‏کند به طوری که همه چیزش او می‏شود، یک چنین محبت شدیدی.

در حیوانات چنین حالتی مشاهده نشده است. در حیوانات ، علائق حداکثر در حدود علائقی است که انسانها به فرزندانشان دارند. یا همسرها نسبت به هم دارند. اگر غیرت دارند، اگر تعصب دارند، هر چه که نسبت به‏ اینها دارند، در حیوانات هم کم و بیش پیدا می‏شود. ولی این حالت به‏ این شکل ، مخصوص انسان است.

اینکه اصلا ماهیت این حالت چیست، خود یکی از موضوعات فلسفه شده است.
ابن سینا رساله مخصوصی دارد در " عشق " . همچنین ملاصدرا در کتاب اسفار در بخش الهیات ، صفحات زیادی‏ حدود چهل صفحه را اختصاص داده است به تفسیر ماهیت عشق که این حالت‏ چیست که در انسانها پیدا می‏شود ، کما اینکه امروز هم مسأله عشق در " روان تحلیلگری " تحلیل می‏شود که واقعا ماهیت این حالت در انسانها چیست ؟

لطفاْ بقیه مطلب را بخوانید و نظر بدهید ....  عشق از دید شما به چه معناست ؟ فرار نکن نظر بده
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 23:16  توسط آذر حکمت نیا   | 

به گفته متخصصان، صفحه کليدهايي که براي بالابردن سرعت تايپ استفاده مي شوند و همچنين استفاده مداوم از موس کامپيوتر مي تواند باعث صدمه زدن به تاندون ها ، عصب‌ها و بافت هاي دست شوند.

مهندس ضرغام عضوهيات علمي دانشگاه علوم پزشکي ايران و کارشناس ارشد IT درگفت و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) واحدعلوم پزشکي ايران، در اين باره گفت: با استفاده بيش از حد از کامپيوتر احتمال ابتلا به سندرم تونل مچ و تاندونيت و يا دردهاي گردني افزايش مي يابد.

وي افزود: در مراحل اوليه خستگي، بي حسي، ناراحتي عمومي و سردي در دست‌ها احساس مي شود که اين علائم مي تواند هشداري براي بروز اين بيماري‌ها باشد.

ضرغام تصريح کرد: براي جلوگيري از چنين مشکلاتي مي توانيد مانيتور را دورتر و پايين تر از محل نشستن خود قرار دهيد. صاف بنشينيد و قوز نکنيد. همچنين مي توانيد شماره قلم ها را بزرگ در نظر بگيريد تا نياز به خم شدن بيش از حد نباشد.
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 23:11  توسط آذر حکمت نیا   | 

همه چيز با چند تا فرض شروع می شود:

 

1-  تمام موجودات و به تعبیری ممکنات را با اعداد نشان دهیم. به عبارت دیگر، اعداد نمادی از ممکنات و موجودات باشند.آنها را با x نشان می دهیم.


2-   عدم و نیستی را با صفر نمادگذاری می کنیم.


3-   خدا را با بینهایت نمادگذاری می کنیم.


 

  حال کسرهای 0/0 ، ∞/∞ ، x/0 ،0/x  ، ∞/0 ، 0/∞ ، x/∞ و ∞/x را تعبیر کنید. مثلاً نسبت ما در مقابل خداوند مثل 0=∞/x است که صفر می شود. از منظر ایمان به خدا معنای روشنی دارد. موجودات در مقابل خداوند هیچ (صفر) هستند. بقیه را خودتان تعبیر کنید. فقط برای یادآوری برخی از دوستان، مقدار کسرها را می نویسم:

 


0=∞/x


∞=x/∞


=0∞/0


∞0=/∞

0/x=0


∞=x/0


مبهم=0/0


مبهم=∞/∞

 

   فکر کنم تعابیر روشن هستند[1]. فقط نسبت عدم با عدم و نسبت خدا با خودش است که مبهم است!. جالبه نه؟!

http://science.persianblog.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 23:5  توسط آذر حکمت نیا   | 

دانشمندان آمريكايي و آلماني دريافته‌اند كه رنگ قرمز مي‌تواند بر چگونگي عملكرد افراد تاثير داشته باشد و مانع نهايت تلاش افراد در آزمون‌ها شود.

به گزارش خبرگزاري يونايتدپرس از روچستر، محققان "دانشگاه روچستر" و "دانشگاه مونيخ" با بررسي تاثير رنگ قرمز بر عملكرد ذهني دريافتند كه اگر افراد قبل از آزمون حتي ذره‌اي رنگ قرمز ببينند ، عملكرد آنها به اندازه چشمگيري تحت تاثير قرار خواهد گرفت.

پروفسور "اندرو اليوت" روانشناس در دانشگاه روچستر كه رياست محققان را در اين مطالعه بر عهده داشت گفت، پژوهشگران دريافتند زمانيكه افراد قبل از آزمون حتي ذره‌اي رنگ قرمز مشاهده كنند آنها اين رنگ را با خطاها و شكست‌ها ارتباط مي‌دهند و در عوض در آزمون ضعيف عمل مي‌كنند.

ايليوت گفت، مشخصا رنگ ارزش زيبايي دارد اما مي‌تواند حامل معناي ويژه اي باشد و اطلاعات خاصي را انتقال دهد.

اين تحقيق در مجله "روانشناسي تجربي" منتشر شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 22:53  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

همراه ب

مرغ مينا بعد از كاسكو از نظر هوش بهترينه.حتي شاه طوطي و امثاله هم هوشي مثل مرغ مينا ندارند. اين پرنده اغلب از هند و پاكستان وافغانستان وارد ايران ميشه.اما هندی ها از نظر هوش بهترند.

مرغ مينا بر خلاف كاسكو كه وابستگي خاصي به صاحبش دارد آنچنان به صاحبش وابسته نيست ولي اين نكته را هم بايد بگم كه پرنده ي حساسي است و رفتار صاحبش را در مورد خودش درك ميكنه.

در مورد هوش این پرنده همین بس که اگه شما چیزی هم به اون یاد ندید مرغ مینا فقط با شنیدن صدای دیگر پرندگان می تونه اون صدا ها را تقلید کنه و پرندگان دیگر را به شک بندازه.

 برای همین ابتدا بايد بهتون بگم كه اگه مشغله ي زياد داريد و مي خواهيد از اين پرنده نگهداري كنيد قيد اين كار را بزنيد،چون كاسكو و مرغ مينا هوش فوق العاده اي دارند و بايد در دوران اوليه(۴-۶ماه) زندگي خوب به اونا رسيدگي كرد تا بشه از هوششون به نحو احسن استفاده كرد.

در كل بايد توي حداکثر اون شش ماه اول زندگي خوب با اون كار كرد.تا مي تونيد اونا در دست بگيريد و نوازش كنيد و به اون غذا بديد و توي همين حين با اون صحبت كنيد.حرف زدن با مرغ مينا بايد با تكررفراوان همراه باشه.

كلمات هم بايد با يك تون مشخص و يك لهجه تكرار بشند.روي اين نكته تاكيد ميكنم كه بهترين موقع براي آموزش صحبت كردن به مرغ مينا و امثاله وقتيه كه آنها گرسنه اند و شما بهشون غذا مي ديد.اگه اونا را شرطي كنيد و با ادا كردن هر كلمه به اونا پاداش بديد راندمان بهتري مي گيريد.

مرغ ميناي نر با استعداد تر نسبت به ماده است و راه شناسايي اونا هم خيلي سادست و اون اينه كه مرغ ميناي نر سق سياهي داره(سقف دهانش سياه است).

مرغ مينا يك همه چيز خواره ولي دانه هاي مخلوط پلت(پارس) هم براي آنها مخصوصاً در هنگام جوجه بودنشان به كار ميره كه اشكال عمده اش اينه كه باعث ميشه تا فضله ي مرغ مينا با بوي بدي شه.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 23:26  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

گاهي انسان ها براي فرار از واقعيت ها به بازي در نقش هاي مختلفي تن در می دهند.اين حالات ، دفاع از خود و ‹‹ كار جبراني ›› است كه برخي براي پوشاندن عيوب و نقائص خويش بدان متوسل مي شوند . آلفرد آدلر ، روان شناس نامدار ‹‹ جبران ›› را از طريق عمل كرد و پديده هاي بدني انسان شناخت ، چرا كه بدن آدمي ، خسارات وارده به اعضاي مختلف را جبران مي كند . به عنوان مثال ، هنگامي كه يك كليه يا شش از كار مي افتد ، كليه با شش ديگر به تنهايي كافي است . مثالي ديگر : اگر استخوان پاي فردي بر اثر حادثه اي بشكند پس از معالجات لازم همان نقطه ي شكسته شده كه اكنون بهبود يافته است محكم تر و قوي تر از قبل مي شود .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 23:16  توسط آذر حکمت نیا   | 

خيلي از والدين نگران هوش بچه‌هايشان هستند و بعضي از اين خيلي‌ها هم فقط نگران نمرات درسي آنها هستند، در حالي كه تنها بخشي از هوش در رسيدن به موفقيت تحصيلي موثر است و مقدار بيشتر آن در موقعيت‌هاي ديگر زندگي كه شايد مهمتر از نمرات درسي باشد كارساز و راهگشاست. مسئله هوش به عنوان يک ويژگي اساسي که تفاوت فردي را بين انسان‌ها مشخص مي‌کند، از ديرباز مورد توجه بوده است. براي مثال زيست شناسان ، هوش را به عنوان عامل سازش و بقا مورد توجه قرار داده‌اند و متخصصان تعليم و تربيت نيز بر توانايي يادگيري تأکيد داشته‌اند اما به هر حال  يکي از عوامل مهم و مؤثر بر هوش تغذيه است بخصوص تغذيه مناسب در دوران بارداري كه  تأثير مهمي بر هوش نوزاد دارد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 23:8  توسط آذر حکمت نیا   | 

اخيراً ماده مخدر نشئه كننده اي تحت عنوان "پان" در مناطق مرزي شرق كشور وارد شده كه مصرف آن اثرات مخربي را به دنبال دارد. اين ماده ي مخدر به شكل آدامس و خوشبو كننده دهان تهيه شده و در بسته بندي هاي خاص و پيچيده شده در دستمال، از كشورهاي افغانستان و پاكستان وارد استان هاي مرزي شده است.

ماده مخدر "پان" كه ريشه گياهي دارد، آثار مخربي به همراه خواهد داشت و مشكلات جسمي متعددي براي مصرف كنندگان ايجاد مي كند. با توجه به گرايش جوانان و نوجوانان به مصرف چنين موادي بايد پيشگيري هاي لازم در اين زمينه به عمل آيد. اين ماده ي مخدر دست ساز با عنوان "پان" ماده اي غليظ و سرخ رنگ است كه از برگ درخت مخصوصي تهيه مي شود و در قالب پودر آدامس، پاستيل و با طعم و مزه هاي مختلف گياه نعناع و ميوه عرضه مي گردد و با قيمت پايين به فروش مي رسد. لازم به ذكر است اين ماده ي مخدر كه بيشتر جوانان 15 تا 20 سال را تهديد مي كند، از كشورهاي پاكستان و افغانستان وارد سيستان و بلوچستان مي شود و به عنوان خوشبو كننده ي دهان و آدامس مورد استفاده قرار مي گيرد.

احساس گيجي و ضعف، بي حالي، از دست دادن تعادل رفتاري و حركتي و ايجاد مشكلات كليوي، از عمده ترين عوارض مصرف اين ماده مخدر و اعتياد آور است. مراقب باشيد.

تهيه :موسسه آموزشي-پژوهشي پويان بهزيست

pooyanbehzit@yahoo.com

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 22:43  توسط آذر حکمت نیا   | 

 


کارشناسان و آسيب شناسان اجتماعي در جلسه بررسي عوارض و خطرات مصرف قرص هاي اکستازي، ضمن برشمردن خطرات بي شمار قرص هاي توهم زا و روانگردان، تأکيد کردند حتي يک بار مصرف آنها براي امتحان يا تجربه بسيار خطرناک است و ممکن است عوارض جبران ناپذير طولاني مدت و حتي مرگ را به همراه داشته باشد.

برخلاف آنچه همگان مي گويند، اکستاري تنها شادي آور نيست و روزهاي پس از مصرف فرد را دچار افسردگي ، در درجات مختلف آن مي کند. معمولاً فرد پس از مصرف احساس خوشي مي کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 22:21  توسط آذر حکمت نیا   | 


براي يك زندگي مطلوب و منطبق بر اصول اخلاقي ، مسئله مهم ميزان آگاهي و تقيّد كساني است كه مي خواهند با تشكيل خانواده بهره مناسبي از گذران عمر بگيرند. به طور معمول براي دادن اطلاعات از بايدها استفاده مي شود، ولي در اين مقاله بنا براين داريم كه از نبايدها شروع كنيم و نتيجه گيري اصلي را به عهده شما بگذاريم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 22:18  توسط آذر حکمت نیا   | 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 22:33  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

 

هر كه هستيد و هر كجا زندگي مي كنيد، آرامش را به زندگي خويش دعوت كنيد و آن را در ذهن خود جايگزين سازيد.

اگر كلام و رفتار شما قرين آرامش باشد، بدون شك اين ويژگي به دنياي اطراف شما نيزسرايت خواهد كرد. به خاطر داشته باشيد براي رسيدن به اين وضعيت، لازم است برخي قابليت هاي و يژه را در خود پرورش دهيد و شرايط خاصي را در زندگي خويش ايجاد نماييد. رعايت نكات زير مقدماتي است كه به شما كمك مي كند در اين مسير گام برداريد:

1)  ياد بگيريد كه گاه مسائل را رها سازيد.

بدين معنا كه به هر مسئله اي دائما گره نخوريد. وقتي هميشه و همه جا در فكر مسائل خود هستيد و به مرور آنها مي پردازيد، در واقع هميشه بار اضافه اي را با خود حمل مي كنيد كه اين خود سبب ايجاد اضطراب و استرس درشما مي گردد. بياموزيد كه با يك ذهن رها و آزاد زندگي كنيد. اين امر به شما كمك مي كند كه با هر محرك كوچك و يا مانع جزئي آشفته نشويد.

2) به خود و خداي خود ايمان داشته باشيد.

اگر به خود و خداي خود ايمان داشته باشيد، به راحتي از عهده مشكلات زندگي برخواهيد آمد و ثابت قدم و مطمئن در راه رسيدن به اهداف خود گام خواهيد برداشت.

3) مثبت انديش باشيد.

اگر ديدگاه مثبت انديشي نداشته باشيد، همه چيز مي تواند بي فايده و بي ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و اميد، بهترين سلاح در مقابل ترس و اضطراب است.

4) نسبت به انتظارات و برنامه ريزي هاي خود واقع بين و منطقي باشيد.

توانايي هاي خود را در موقعيت هاي خاص بشناسيد و نسبت به عدم توانايي ها و ضعف هاي خود واقع بين باشيد. هرچقدر نگرش شما نسبت به مسائل زندگي منطقي تر باشد، به آرامش بيشتري دست خواهيد يافت.

 

5) نسبت به انسان ها، عشق بي قيد و شرط خود را نثار كنيد.

شما مي توانيد از دوستان، هم اتاقي ها و هم كلاسي هاي خود شروع كنيد. ياد بگيريد كه آنها را بدون قيد و شرط  دوست بداريد، درمقابل ضعف هاي آنها صبور باشيد وخطاها و اهمال كاري هايشان را ببخشيد. هر چقدر نسبت به ديگران بخشش بيشتري داشته باشيد احساس شادي و خرسندي بيشتري را تجربه خواهيد كرد.

6) معناي فداكاري را لمس كنيد.

دست بخشش داشته باشيد ولي انتظار بازگشت نداشته باشيد. ديگران را به شيوه خودشان خوشحال كنيد. به افراد بي پناه ، يتيم و فقير كمك كنيد. براي آنهايي كه خواهان ياري شما هستند پشت و پناه باشيد و بدون  آنكه منتي بر آنها نهيد تكيه گاهشان باشيد. هرچقدر بيشتر ببخشاييد، از الزامات و قيد و بندها بيشتر رها خواهيد شد.

7) افكار خود را بازسازي كنيد.

در افكار و عقايد خويش نسبت به شخص خود، بازنگري كنيد. بياموزيد در مقابل خويشتن صبور باشيد و ارزشها، استعدادها و مهارت هاي خود را ارج نهيد. خود را بدون هيچ قيد و شرطي دوست بداريد. هرگونه ترس و ترديد غيرمنطقي كه در مورد خود داريد، كنار بگذاريد. اگرديدگاه مثبت و سالمي را در مورد خود داشته باشيد ياد خواهيد گرفت كه خود را بدون قيد و شرط قبول داشته باشيد.
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 20:29  توسط آذر حکمت نیا   | 


 


1- ورود خاطره تنش به ضمير ناخود آگاه موجب مي شود که تنش با روح و روان انسان عجين شود و همواره حتي بعد از حذف عامل استرس، باز شخص در حالت تنش و دور از هر گونه آرامش رواني قرار بگيرد.

2- تراکم تنش از کام هاي وازده ( انسان آرزوها و کام هاي ناخوشايند را وا م يزند و به ضمير ناخودآگاه مي راندو اين کام ها پيوسته در صدد يافتن راهي هستند که بتوانند از ناخودآگاهي به خودآگاهي آيند) است که موجب جريحه دار شدن روح و روان شده ؛ اين تراکم تنش "عقده" يا "کمپلکس" ناميده مي شود که موجب افزايش فشار رواني و برهم خوردن آرامش روحي مي شود.

3- ضمير ناخود آگاه همواره در پي کامجويي ( دستيابي به خواسته هاي خود ) است و ضمير خود آگاه مانع آن مي شود ؛ که سرانجام با دخالت ضمير خود آگاه برتر در امر قانون و مسائلِ وجداني ، اين سه نيرو در گير کشمکش رواني و جنگ و ستيز قرار بگيرند و در نتيجه آرامش رواني دچار اختلال و شخص دچار تنش و بيماري هاي روان تني شود.

4- براي کسب آرامش رواني بايد اين سه نيرو باهم سازش کنند براي همين منظور احتياج به مکانيسم هاي رواني است که اين سه نيرو را راضي نگه دارد (مکانيسم هاي رواني فرايندهايي هستند که شخص را در مواجهه با مسائل بيروني ياري مي کنند).

5- مکانيسم هاي رواني با شکل برتر و تکامل يافته تر، دست يابي به خواسته ها را به عرضه ظهور مي رساند. اين دست يابي به خواسته ها در مراحل ابتدايي، خود را در قالب هاي گوناگون نشان مي دهد.هنرمند واکنش خود را از کام هاي وازده به شکل هنر در مي آورد. هنر برترين روش ارضا کردن تمايلات سرکوفته است که به وسيله تصعيد به اشکال گوناگون متجلي مي شود.


6- آرزوها و تمايلاتي که وجدان آ«ها را پذيرفته و در بيداري بدان توجه زيادي داشته ايم ولي نتوانسته ايم به آ«ها جامه عمل بپوشانيم، در عالم خواب به حقيقت مي پيوندند ؛ بنابراين تجلي آرزوهاي دروني در عالم رويا و خواب باعث آرامش دروني مي شود.

7- علاوه بر دستيابي به خواسته ها ، دردهاي دروني با پوشش مبدل در قالب هنر و ادبيات و ... به نمايش گذاشته مي شود که خواهان درمان و التيام مي باشد.

8- هنرمند همچون يک روان پزشک ابتدا دردهاي دروني را به نمايش مي گذارد، سپس مرهمي براي دردها مي شود و موجب تسکين و آرامش دردها و التيام زخم هاي روحي مي گردد.

9- هنرمند بعد از التيام زخم هاي رواني به تدريج بايد از لذايد مادي و ابتدايي دور شود و در خط پيشرفت و تعالي قرار بگيرد و در قالب هنرش روح عرفاني و معنوي دميده شود و منحصر به زمان و مکان و اشخاص نشود. همواره در سير متعالي غرق آرامش عرفاني شود و التيام زخم هاي روحي خود را در آن مرحله جستجو کند.

10- دو نوع هنر ارزشمند است:

الف) هنر پاتولوژيک با ارزش درماني

ب) هنر رئاليست با ارزش فرهنگي و وسيله اي براي پالايش رواني.


11- از نقاشي کودکان که نمونه اي از هنر پاتولوژيک است مي توان به دردهاي دروني آنها پي برد که چگونه و به چه صورت درگير حالات روحي رواني هستند و براي التيام و تسکين دردهاي خود در جستجوي چه مرهمي هستند.

12- براي کسب آرامش يا بايد اميال و آرزوها را مجدداً در خط تحقق يافتن انداخت و يا اينکه با درد دل کردن و برگشت به خاطرات گذشته و تجزيه و تحليل دردها آنها را التيام داد.

13- روانکاو سعي مي کند با کنار زدن پرده آهنين خود آگاه و نيمه خود آگاه، به آرزوها و اميال نهاني بيمار دسترسي پيدا کند. بيمار با عنوان کردن دردهاي دروني اش آنها را تخليه کند و يا از درون بزدايد و روح خود را با مجهز شدن به مکانيسم هاي رواني با يک شستشوي رواني از آلودگي ها پاک کند و با مجهز شدن به مکانيسم هاي رواني ديگر تمايل به پنهان کردن و سرکوبي آنها نشان ندهد.

14- روانکاو با شناخت فرهنگ و اعتقادات و سمبل هاي رواني بيمارش به تجزيه و تحليل حالات روحي وي مي پردازد و به کمک هيپوآناليز سريع تر به تفسير خواب و رؤياها که ممکن است به زبان سمبليک عنوان شده باشد مي پردازد و بعد با شگردي ماهرانه سه نيروي دروني بيمار را متحد مي کند و او را به آرامش واقعي مي رساند.

15- روانکاو گاه با تجربه دوران هاي کودکي بيمار در حالت بهتر مي تواند او را در مسير دستيابي به آرزوهايش قرار بدهد و يا با استفاده از مکانيسم ها و تصعيد کام ها (آرزوها واميال نهاني ) ، او را در مسير دستيابي به خواسته هاي متعالي قرار بدهد و در نهايت هدفش کسب آرامش بيمار است.

16- نهايتاً کسب آرامش روحي و رواني : يعني اتحاد سه نيروي ضمير ناخود آگاه - خود آگاه – نيمه خود آگاه.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 20:23  توسط آذر حکمت نیا   | 


 

این بچه ناز میگه اگه رو من کلیک کنی تو رو به دنیای شادیها میبرم.



 

img/daneshnameh_up/d/d7/happy.gif



 

زندگی دلپذیر و شادمانه‌ای داشته باشید.



 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 20:22  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

روزي مردي عقربي را ديد که درون آب دست و پا ميزند او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد اما عقرب انگشت او را نيش زد .

مرد باز هم سعي کرد تا عقرب را از آب بيرون بياورد اما عقرب بار ديگر او را نيش زد . رهگذري او را


ديد و پرسيد : براي چه عقربي را که نيش مي زند نجات ميدهي ؟ مرد پاسخ داد : اين طبيعت


عقرب است که نيش بزند ولي طبيعت من اين است که عشق بورزم چرا بايد مانع

عشق ورزيدن شوم فقط به اين دليل که عقرب طبيعتا نيش ميزند ؟؟


عشق ورزيدن را متوقف نساز . لطف و مهرباني خود را دريغ نکن .حتي اگر ديگران تو را بيازارند

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 20:16  توسط آذر حکمت نیا   | 

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دستکم یکی در میانشان

بی
تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،

تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست
کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند
چون این کارِ سادهای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوام اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیدهای، به جواننمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده
ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من است»
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس
فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

اگر همه  اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برای
ت آرزو کنم!

 

ویکتور هوگو 

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 20:10  توسط آذر حکمت نیا   | 

یه روز یه دانشمند یه آزمایش جالب انجام داد ... اون یه اکواریم شیشه ای ساخت و اونو با یا دیوار شیشه ای دو قسمت کرد.

تو یه قسمت یه ماهی بزرگتر انداخت و در قسمت دیگه یه ماهی کوچیکتر که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگه بود  .

ماهی کوچیکه تنها غذای ماهی بزرگه بود و دانشمند به اون غذای دیگه ای نمی داد ... او برای خوردن ماهی کوچیکه بارها و بارها به طرفش حمله می کرد اما هر بار به یه دیوار نامرئی می خورد. همون دیوار شیشه ای که اونو از غذای مورد علاقش جدا می کرد .

بالا خره بعد از مدتی از حمله به ماهی کوچیک منصرف شد. او باور کرده بود که رفتن به اونطرف آکواریوم و خوردن ماهی کوچیکه کار غیر ممکنیه.

دانشمند شیشه ی وسط رو بر داشت و راه ماهی بزرگه رو باز کرد اما ماهی بزرگه هرگز به سمت ماهی کوچیکه حمله نکرد. اون هرگز قدم به سمت دیگر آکواریوم نذاشت .

میدونید چرا؟

اون دیوار شیشه ای دیگه وجود نداشت اما ماهی بزرگه تو ذهنش یه دیوار شیشه ای ساخته بود. یه دیوار که شکستنش از شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود .

اون دیوار باور خودش بود. باورش به محدودیت. باورش به وجود دیوار.

ما هم اگه خوب  تو اعتقادات خودمون جستجو کنیم کلی دیوار شیشه ای پیدا می کنیم که نتیجه ی مشاهدات و تجربیاتمونه. و خیلی هاشون هم اون بیرون نیستن و فقط تو ذهن خود ما وجود دارن .

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 20:4  توسط آذر حکمت نیا   | 

 


 

مدت هاست كه در بعضي از كلاس هاي خودباوري مي بينم هر بحثي كه مي شود ، بچه ها يك جوري تمايل دارند بحث را به سمت ارتباط، عشق و عاشقي بكشانند. شايد اولش شاكي بودم كه چرا اين قدر بحث به بيراهه مي رود اما بعد از مدتي بررسي و تحليل به اين نتيجه رسيدم كه حتماً اين موضوع يكي از چالش هاي روز آنهاست و براي همين نمي توانند از آن بگذرند. اين بود كه با كمي بررسي و تحليل، پنج شنبه ها كلاسي تحت عنوان عشق و ازدواج را تشكيل دادم. ولي خوب از صبح تا شب، حتي يك وقت ها هم شب تا صبح در خواب و رؤيا ، روي اين موضوع فكر مي كنم و دنبال داده ها و اطلاعات و نشانه ها هستم. خلاصه مثل يك غواص در يك اقيانوس بزرگ و عميق يك سفر اكتشافي تا اعماق وجود ضمير خودآگاه و ناخودآگاه را طي مي كنم. به معنايي به هر چيزي كه نگاه مي كنم، هر چيزي را كه مي شنوم، به دنبال نشانه هايي از موضوع مورد مطالعه خود هستم و آن را با اين سؤال شروع كردم كه چرا دختران ما اين قدر در مورد عشق و عاشقي، انتخاب و زندگي مشتركشان مشكل دارند؟

براي بهتر درك كردن علت اين موضوع از جماعت اين دختران جوان گذشتم و يك نسل بالاتر رفتم و روي تربيت كنندگان آنها، الگوهاي اوليه تربيت و مادرانشان مكث و تأمل نمودم. مادراني كه در حال حاضر سني از آنان گذشته و بسياري از آنها پستي و بلندي هاي زندگي را پشت سر گذاشته اند و به مرور زمان كم كم عبارت ها و واژه هاي قشنگ عشق و عاشقي را فراموش كرده اند يا كه نه، سعي مي كنند به جاي استفاده از اين عبارت ها از واژه هاي گذشت، ايثار، فداكاري و ... استفاده كنند. شايد اين طوري درد خلاء عاطفي را هم كمتر حس كنند و هم با اين واژه هاي زيبا و دهن پركن براي وجدان و غرور صدمه ديده شان مرهمي داشته باشد. (البته واژه هاي گذشت، ايثار و فداكاري اساساً كلمات ارزشي هستند، اما در مورد اين تيپ افراد حكم نقاب را دارد.)

شايد بپرسيد چرا اين قدر بي رحمانه و عريان شخصيت اين افراد را به نقد كشيدم؟ حق با شماست وقتي از خودم پرسيدم چرا اين دختران جوان اين قدر با موضوع عشق و عاشقي مشكل دارند. ياد مادرانشان افتادم و اين جمله به شدت و قوت در ذهنم شكل گرفت كه كمتر زني در زندگي خانوادگي اش خانمي كرده است. در واقع، زني كه خانمي نكرده است، يعني زني كه با عزت نفس  و مناعت طبع و اعتماد به نفس  زندگي نكرده است، يعني عشق و يكرنگي، وحدت و يكپارچگي را با همسر يا بخش مكمل روح و زندگيش تجربه نكرده است، اين افراد مشخصاً دختراني مجهول النفس كه با ارزش و تجربه هاي گرانقدر اساسي شخصيت مانند خودباوري بيگانه است و نمي تواند استقلال روحي رواني را تجربه كند، تربيت خواهد كرد.

وقتي انگيزه ازدواج يك نسل عقب تر و يا حتي جاري را مورد بررسي قرار مي دهيم:

- از آنجا كه در برخي خانواده ها جايگاه دختران در خانواده در رده سوم به بعد است،

- از آنجا كه تقريباً ماهيت دختران در خانواده مصرف كننده است،

- از آنجا كه در برخي خانواده ها وجود دختران در خانواده از ديد جنسيت تنش زا و خطرآفرين است

- از آنجا كه تقريباً نقش دختران در خانواده نقش ظرافت و دلبري زنانه است،

- از آنجا كه در برخي خانواده ها سرنوشت دختران در خانواده پدري كوتاه و حساب نشده است و سرنوشت اصلي آنها در خانه شوهر تعيين مي شود،

- از آنجا كه تقريباً هدف زندگي دختران در خانواده اگر هم تعريف شود با درصدي ناخالصي براي ايجاد رقابت منفي با مردان و ايجاد جايگاهي در كنار آنهاست.

- از آنجا كه تقريباً ارتباطات دختران در خانواده با دختران هم سن و سال خود تنها از جايگاه سرگرمي و خاله بازي است،

- خوب آيا دختران در خانواده دختري كرده اند؟ ارزش هاي زنانه خود كه سمبل عقل و خرد و دانايي است را تجربه كرده اند؟ مي گويند جمع گرايي از انرژي هاي زنانه است. اگر اين ويژگي جمع گرايي و ويژگي اول خرد و دانايي را در كنار هم بگذاريم، آيا محفل هاي زنانه ما محفل علم و ادب و هنر است؟

آيا دختران ما در خانواده ياد گرفته اند كه روي ارزش هاي روحي رواني خود زندگي كنند يا كه به ظواهر زنانه خويش بسنده كرده اند و در همان حد توقف نموده و خودشان را مشغول نموده اند؟

نقل مي كنند: مردان به دنيا مي آيند تا در مسير تكامل رشد كنند و به كمال وجودي خويش دست يابند حال آن كه زنان به طور تكامل يافته خلق شده اند و در اثر غفلت و به مرور زمان ارزش هاي بنيادين خود را از دست مي دهند.

شايد خيلي چرايي كردم. علما و دانشمندان معتقدند هر علم جديدي با يك يا چند چرا شروع مي شود. اگر ما هم توفيق پيدا كنيم كه به پاسخ هاي درست اين چراها دست يابيم به طور مسلم مي توانيم خيلي خانم تر يا به معنايي، با ارزش تر زندگي كنيم و نسل آتي خود را نيز صحيح تربيت كنيم.

منبع: راهنمايي براي خودباوري زنان

نويسنده: ناتانيل براندن، ترجمه: مينو سلسله

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 20:2  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من،

 گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند.

گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام،

 طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند.

 گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد.

گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش

 که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.

گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد.

 مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛

تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 22:41  توسط آذر حکمت نیا   | 

اگر با کسی رابطه دارید که او دچار افسردگی است، راهنمایی‌های زیر می‌تواند به دوست شما کمک کند:

1- اطلاعات خود را کامل کنید
اطلاعات خود در مورد افسردگی و علل، نشانه‌ها و روش‌های درمان آن را کامل کنید.

2- واقعیت‌ها را از افسانه‌ها جدا کنید
خود را جای او قرار دهید. یاد بگیرید که افسردگی چه حسّی در آدم به وجود می‌آورد. به درک نادرستی که مردم از بیماری روانی دارند و او باید با آن کنار بیاید فکر کنید. واقعیت‌هایی درباره این که افسردگی واقعاً چیست را به دست آورید.

3- مواظب خودتان باشید
احساس افسردگی واگیردار است. به طور متناوب، خود را یک گام عقب بکشید و باتری‌هایتان را دوباره شارژ کنید!

4- پشتیبان جلب کنید
احساس ناراحتی، عصبانیت یا ناکامی طبیعی است. این احساسات، واکنش طبیعی به یک وضعیت خسته کننده و فرساینده است. به گروه‌های پشتیبان بپیوندید، با یک دوست نزدیک صحبت کنید یا با یک روان درمانگر مشورت نمائید. نکته مهم این است که ناکامی خود را تخلیه کنید و نگذارید درون شما شکل بگیرد و رشد کند.

5- در کنارشان باشید
هنگامی که دریچه دلشان را به روی شما می‌گشایند با حوصله به حرف‌هایشان گوش دهید و اجازه دهید سر بر روی شانه شما بگذارند و گریه کنند. با آن‌ها صبور باشید. بگذارید بفهمند که شما به آن‌ها اهمیت می‌دهید. مطالبی که در تحقیقات خود راجع به افسردگی یاد گرفته‌اید را با آن‌ها در میان بگذارید. بگذارید بفهمند که تقصیری ندارند و افسردگی نشان ضعیف یا بی‌ارزش بودن آن‌ها نیست.

6- به خودتان نگیرید
به یاد داشته باشید که رفتار افراد افسرده لزوماً خطاب به یک فرد «واقعی» نیست. افراد افسرده دچار اختلال در مهارت‌های اجتماعی هستند. آن‌ها ممکن است کناره‌جو و خجالتی یا اخمو و عصبانی باشند. هنگامی که فرد افسرده گرفتار خشم و عصبانیت است، علتش این است که از دست خودش و احساسی که دارد عصبانی است. هنگامی که همسر شما میل برقراری رابطه جنسی ندارد، این را به خود نگیرید. کمبود انگیزه‌های جنسی یکی از نشانه‌های کلاسیک افسردگی است و به هیچوجه به معنی این که او عاشق شما نیست نمی‌باشد.

7- در کارهای خانه کمک کنید
افراد افسرده تنبل نیستند، بیمار هستند. فعالیت‌های روزانه مثل نظافت خانه، پرداخت صورت‌حساب‌ها یا باغبانی ممکن است برایشان توان‌کاه باشد. شما بهتر است مدتی جور آن‌ها را بکشید. درست مثل این که سرما خورده‌اند و احتیاج به استراحت دارند.

8- درمان را جدّی بگیرید
دارو درمانی و روان درمانی برای بهبودی آنان بسیار ضروری است. به آن‌ها کمک کنید که درمان را جدّی بگیرند. کمک کنید که ترسشان از درمان بریزد. اگر فکر می‌کنید که به فکر خودکشی افتاده‌اند باید فوراً به دنبال کمک برآئید.

9- به آن‌ها امید بدهید
هر نوع کمکی که به آن‌ها عرضه کنید، خواهند پذیرفت. این کمک‌ها می‌تواند به شکل ایمان به خدا، عشق به فرزند یا هر چیز دیگری باشد که به آن‌ها شوق زندگی بخشد. ببینید چه کارهایی مناسب آن‌هاست و بهشان یادآوری کنید.

10- بی‌قید و شرط دوستشان بدارید
عشق خود را بدون قید و شرط نثارشان کنید و بگذارید بفهمند که این بیماری آن‌هاست که شما را نارحت کرده است نه خود آن‌ها.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 23:42  توسط آذر حکمت نیا   | 

http://www.ravanyar.com/results/TestGenerator.aspx?TestNumber=
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 23:4  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

   
   
 

تعریف افسردگی
افسردگی احساس وحشتناک و آزاردهنده‌ای است. پزشکان افسردگی را چنین تعریف می‌کنند: «احساس دلتنگی و ناخوشی که حداقل برای دو هفته ادامه داشته باشد.» این البته با احساس فشار روانی یا غمگین بودن درباره یک چیز یا یک موضوع متفاوت است. افسردگی معمولاً به نظر می‌رسد که بدون دلیل موجهی بروز می‌کند. شخص احساس غمگینی می‌کند بدون آن دقیقاً علت آن را بداند. فعالیت‌هایی که در حالت عادی برای او خوشایند بودند دیگر او را خوشحال نمی‌کنند. حتی بیرون آمدن از رختخواب نیز می‌تواند مشکل گردد.

نشانه‌های افسردگی شامل موارد زیر هستند:

  • احساس افسردگی در اغلب اوقات شبانه‌ روز، و تقریباً هر روز. این نشانه در کودکان و نوجوانان می‌تواند به صورت تندخویی و تحریک‌پذیری باشد.
  • از دست دادن علاقه نسبت به فعالیت‌هایی که قبلاً خوشایند و دلپذیر بودند.
  • افزایش یا کاهش زیاد وزن.
  • مشکل در خوابیدن یا خوابیدن بیش از حدّ.
  • احساس خستگی، تقریباً هر روز.
  • احساس بی‌ارزش بودن یا احساس گناه بدون دلیل موجّه.
  • مشکل در تمرکز و فکر کردن.
  • صحبت کردن یا حرکت کردن کندتر از حدّ معمول.
  • به فکر خودکشی یا مرگ افتادن.

تشخیص دوگانه
هنگامی که فردی هم اعتیاد و هم علاوه بر آن، یک بیماری روانی مثل افسردگی داشته باشد، پزشکان می‌گویند که «تشخیص دوگانه» دارد. این عبارت به پزشکان، پرستاران و سایر کادر درمانی یادآوری می‌کند که این بیمار در مسیر بهبود خود با چالش‌ها و موانع اضافی روبروست.

افسردگی و سایر بیماری‌های روانی، خطر ابتلاء به اعتیاد را افزایش می‌دهند. در بین تمام افرادی که یک نوع بیماری روانی برای آن‌ها تشخیص داده شده است، 29٪دارای سوء مصرف الکل یا دارو می‌باشند. بیش از 37٪ کسانی که سوء مصرف الکل دارند و 53٪ افرادی که سوء مصرف دارو دارند، حداقل دارای یک نوع بیماری روانی جدّی می‌باشند. افسردگی در بین کسانی که دارای سوء مصرف الکل یا دارو هستند بیشتر از مردم عادی شایع است.

چرا افسردگی می‌تواند به اعتیاد بیانجامد؟
برخی از مردم برای رفع عوارض و نشانه‌های افسردگی به استفاده از الکل و داروهای غیرمجاز روی می‌آورند. پزشکان به این پدیده «خود درمانگری» می‌گویند. اثرات الکل یا دارو می‌تواند موقتاً احساس غمگینی، گناه یا بی‌ارزش بودن را کاهش دهد. امّا هنگامی که اثر آن‌ها از بین رفت، احساسات بد دوباره باز خواهند گشت. این چرخه می‌تواند به استفاده مداوم و نهایتاً معتاد شدن بیانجامد.

پیامدهای افسردگی نیز می‌تواند شخص را به سوی اعتیاد سوق دهد. افراد افسرده معمولاً از ارتباطات اجتماعی کناره می‌گیرند و حتی ممکن است در حفظ شغل خود نیز مشکل پیدا کنند. آن‌ها در بیشتر اوقات گوشه‌گیر و تنها هستند و بدون داشتن یک شبکه اجتماعی پشتیبان، برای آسایش و راحتی به الکل یا دارو متوسل می‌شوند. برای این گونه افراد، وقت گذرانی با کسانی که آن‌ها نیز سوء مصرف الکل یا دارو دارند راحتتر و آسان‌تر است زیرا انتظارات اجتماعی از آن‌ها کمتر است.

حتی برای کسانی که از الکل یا دارو برای خود درمانگری استفاده نمی‌کنند و ارتباطات اجتماعی‌شان را از دست نداده‌اند، افسردگی احتمال خطر ابتلاء به اعتیاد را افزایش می‌دهد. بسیاری از پزشکان فکر می‌کنند که همان چیزهایی که فرد را در مقابل افسردگی آسیب‌پذیر ساخته است، آن‌ها را بیشتر در معرض سوء مصرف الکل یا دارو قرار می‌دهد. کسانی که افسردگی ندارند می‌توانند داروی غیرمجاز مصرف کنند یا به طور مرتب مشروبات الکلی بنوشند بدون آن که با مشکلات بلند مدتی روبرو گردند امّا انجام همین کارها برای کسانی که افسردگی دارند به احتمال زیاد به اعتیاد آن‌ها منجر می‌شود.

چه موقع اعتیاد به افسردگی می‌انجامد؟
نشانه‌های اعتیاد و افسردگی ممکن است بسیار شبیه هم باشند. هنگامی که افسردگی به طور مستقیم به سوء مصرف الکل یا دارو ارتباط داشته باشد و به طور مستقل وجود نداشته باشد، «تشخیص دوگانه» در نظر گرفته نمی‌شود بلکه به عنوان پیامد اعتیاد محسوب می‌گردد.

برای مثال، چند مشکل روانی مستقیماً به کوکائین ارتباط دارند. سوء مصرف کوکائین می‌تواند به توهّم، اضطراب، مشکل خواب، مشکل در روابط جنسی و یک نوع اختلال در خلق و خو که شامل افسردگی است منجر گردد. امّا پس از آن که فرد مصرف کوکائین را قطع کند، مشکلات روانی عموماً بهتر می‌شوند. آمفتامین‌ها و داروهای تنفسی، همگی دارای اثرات مشابهی با کوکائین هستند.

درمان
هنگامی که فرد هم اعتیاد و هم افسردگی داشته باشد، یکی از نخستین گام‌های درمان، دریافتن این نکته است که کدامیک از آن‌ها اوّل به وجود آمده‌اند. این اطلاع می‌تواند از پرونده بیمار و تاریخچه مشکلات او به دست آید. بیمار شاید بتواند احساس افسردگی که پیش از معتاد شدن داشته است را تشریح کند. و یا ممکن است به توصیف خوددرمانگری با دارو یا الکل بپردازد. گاهی اوقات لازم است که ابتدا به فرد کمک شود تا مصرف الکل یا دارو را کنار بگذارد و سپس برای افسردگی مورد ارزیابی قرار گیرد.

اگر معلوم باشد که افسردگی، پیامد اعتیاد بوده است، درمان اعتیاد معمولاً تنها کاری است که باید انجام شود. اگر افسردگی به عنوان یک مسأله جداگانه هم مطرح باشد البته باید به آن نیز پرداخت. در این حالت درمان از طریق مشاوره‌های تخصصی و داروهای ضدافسردگی صورت می‌گیرد.

ترکیب اعتیاد و افسردگی، درمان و بهبود را دشوارتر می‌سازد. هنگامی که فردی احساس نومیدی، غمگینی یا درماندگی می‌کند، مقابله با اعتیاد او کار بسیار دشواری است. امّا با دانستن ارتباط بین اعتیاد و افسردگی، آگاهی از احتمال تشخیص دوگانه، و اتخاذ درمان‌هایی که هر دو جنبه را پوشش دهد می‌توان راه بهبودی را هموار نمود.

ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار

منبع

“Addiction and Depression”
http://web4health.info

 مقالات مرتبط

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 22:52  توسط آذر حکمت نیا   | 



به گزارش سلامت نیوزبه نقل از خبرگزاري آلمان تحقيقات نشان مي‌دهد زوج‌ها كمتر از افراد مجرد دچار افسردگي مي‌شوند.
بنابراين گزارش؛ به گفته محققان امريكايي ازدواج كردن براي افراد مبتلا به افسردگي يك داروي خارق‌العاده محسوب مي‌شود.
اين گزارش حاكيست؛ نتيجه اين تحقيق كه بر روي بيش از سه هزار فرد مجرد زير 55 سال صورت گرفت نشان داد افرادي از اين گروه كه ازدواج كردند بطور قابل ملاحظه‌اي كمتر از آنهايي كه مجرد ماندند دچار افسردگي شدند
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 22:45  توسط آذر حکمت نیا   | 

هر روز عدّه  زیادی از مردم، به اراده  خود، اعتیادشان را ترک می‌کنند. البته این تصمیم‌گیری یک شبه اتفاق نمی‌افتد. موفقیت در ترک اعتیاد هنگامی صورت می‌گیرد که فرد تشخیص دهد که اعتیاد با یک چیز دارای ارزش برای او تداخل دارد و نیز به خود اعتماد پیدا کند که می‌تواند تغییر کند.

تغییر کردن، کاملاً طبیعی است. بدون شک، رفتار خود شما نیز در بسیاری از جنبه‌های زندگی با رفتار دوران نوجوانی‌تان متفاوت است. به همین ترتیب، از این به بعد نیز شما در طول زمان خواهید توانست بر مشکلات رفتاری خود غلبه کنید و برخی رفتارهای خاص خود رابهبود ببخشید. ما با وجودی که به تغییر یافتن اعتقاد داریم امّا بنا به دلایلی، اعتیاد را از این امر مستثنی می‌کنیم. ما معمولاً به اعتیاد به صورت پدیده‌ای که فرد را در بند یک الگوی رفتاری غیرقابل اجتناب قرار می‌دهد می‌نگریم. علم اعصاب نیز اعتیاد را به عنوان یک بیماری مغزی تقریباً ماندگار و همیشگی در نظر می‌گیرد. صرفنظر از این که چند سال پیش دوست شما آخرین جرعه  مشروبش را نوشیده باشد، هنوز به عنوان یک فرد الکلی در نظر گرفته می‌شود. واژه  معتاد بیانگر هویتی است که هیچگونه تغییری را نمی‌پذیرد. گویی فرض بر این است که فرد معتاد نمی‌تواند تغییر کند یا تغییر نخواهد کرد.

امّا این تفکر اشتباه درباره  اعتیاد با واقعیت تطبیق ندارد. تعداد کسانی که بر اعتیادشان غلبه می‌کنند بیش از کسانی است که بر اعتیادشان باقی می‌مانند. و اکثر آن‌ها نیز این کار را بدون برنامه  درمانی خاصی انجام می‌دهند. ترک اعتیاد ممکن است به چندبار سعی نیاز داشته باشد و فرد ممکن است نتواند اعتیاد خود به سیگار، مشروب یا مواد مخدر را یکجا ترک کند امّا به تدریج و نهایتاً خواهد توانست خود را از وابستگی به آن‌ها برهاند.

رها کردن این عادت‌ها مستلزم تغییر شگرفی است امّا این تغییر لزومی ندارد که به نحو عجیب و غریبی صورت پذیرد. در زمینه  ترک اعتیاد، درمان موفقیت‌آمیز، مسئولیت تغییر را بر عهده  خود فرد می‌گذارد و می‌پذیرد که رویدادهای مثبت در قلمروهای دیگر می‌تواند آغاز بخش این تغییر باشد.

تجربه  بازگشت سربازان آمریکایی از جنگ ویتنام را در نظر بگیرید. اعتیاد و مصرف هروئین در بین آنان به طور گسترده‌ای رواج داشت. امّا در 90 درصد موارد، سربازان پس از رهایی از فشارهای مناطق جنگی، اعتیاد خود را کنار گذاشتند. این امر ثابت می کند که اعتیاد به مواد مخدر، فقط به این مربوط است که ما در کجای زندگی خود قرار داریم.

البته غلبه بر اعتیاد برای این افراد به سادگی بازگشت با هواپیما از آسیا به آمریکا نبوده است. اغلب سربازان به هنگام بازگشت، زندگی کاملاً متفاوتی را تجربه کردند. آن‌ها اضطراب، ترس و دلتنگی صحنه  جنگ را پشت سر گذاشته و به محیط خانه‌شان بازگشتند. روابط جدیدی شکل دادند و به یادگیری مهارت‌های کاری پرداختند.

شاید باور نکنید امّا سیگار در صدر فهرست ترک اعتیاد از نظر دشواری قرار دارد. امّا اکثر سیگاری‌های قبلی بدون هیچ کمکی (نوار یا آدامس نیکوتین، طب‌سوزنی، هیپنوتیزم و ... ) موفق به ترک سیگار شده‌اند. اگر حرف مرا باور نمی‌کنید در گردهمایی اجتماعی بعدی خود، بپرسید چند نفر به اراده  شخصی سیگار را ترک کرده‌اند. در واقع، تعداد معتادان به هروئین، کوکائین یا الکل که بدون درمان خاصی و صرفاً به اراده  خود اعتیادشان راترک کرده‌اند حتی از کسانی که به همت خود سیگارشان را ترک کرده‌اند نیز بیشتر است.

آمار اعتیاد در جوامع مختلف متفاوت است. مثلاً در آمریکا سنین بین 18 تا 25 سال اوج دوران اعتیاد به مواد مخدر و الکل است. آمارهای سال 2002 نشان می‌دهد که 22 درصد آمریکائی‌های بین 18 تا 25 سال وابستگی به مواد داشته‌اند در حالی که تنها 3 درصد افراد بین 55 تا 59 سال معتاد بوده‌اند.

این داده‌ها نشان می‌دهد که اغلب مردم به اعتیاد خود غلبه کرده‌اند و اغلب آن‌ها نیز بدون دوره  درمانی خاصی به این مهم نائل آمده‌اند.

البته منظور این نیست که درمان نمی‌تواند مفید باشد. امّا موفق‌ترین درمان‌ها، رویکردهای غیرحضوری است که فرد را به تغییر خود انگیخته وامی‌دارد. روان‌شناسان در دانشگاه نیومکزیکو به سرپرستی ویلیام میلر، بیمارانی که تحت درمان ترک اعتیاد به الکل قرار گرفته بودند را تحت مطالعه قرار دادند.

یافته‌های آن‌ها نشان داد که توصیه‌های خشک پزشکی تأثیر چندانی نداشته‌اند. پزشک نتیجه آزمایش ریه را می‌بیند و به بیمار می‌گوید که باید خوردن الکل را کنار بگذاری. بسیاری از بیماران در این حالت دوباره به نوشیدن الکل روی آورده‌اند.

به جای این رویکرد، پزشک باید مقدار الکل مصرفی توسط بیمار را بررسی کند و یک لیست کنترلی برای ارزیابی شدّت مشکل تهیه کند. سپس باید با توافق بیمار، هدفی را برای او در نظر گیرد(معمولاً کاهش مصرف به جای ترک کامل) همسر یا افراد خانواده نیز باید در این برنامه‌ریزی درگیر شوند. سپس باید وقت ملاقات‌های بعدی تعیین گردد تا میزان پیشرفت کنترل شود. در ابتدا این ملاقات‌ها می‌تواند هر چند هفته یکبار صورت گیرد تا چنانچه سوال یا مشکلی برای بیمار وجود داشت مطرح و چاره‌جویی گردد.

رویکرد مؤثر بعدی، مصاحبه  انگیزشی نام دارد. این روش، تصمیم‌گیری در مورد ترک اعتیاد یا کاهش مصرف و یافتن بهترین روش انجام این کار را بر دوش خود فرد می‌گذارد. در این روش، درمانگر سوال‌های هدفمندی می‌پرسد که فرد را به واکنش فوری نسبت به اعتیادش به مصرف الکل برحسب ارزش‌ها و هدف‌های خود وا می‌دارد. هنگامی که بیمار مقاومت کند، درمانگر با او به بحث نمی‌پردازد بلکه در عوض سعی می‌کند علّت تردید او در مورد تغییر را بیابد و به او اجازه دهد که خودش به نتیجه‌گیری مطلوب برسد: «شما گفتید که دوست دارید روی رفتارتان کنترل داشته باشید و از طرف دیگر حس می کنید وقتی الکل مصرف می‌کنید غالباً تمرکزتان را تا حدّی از دست می‌دهید و رفتارهای غیرارادی بیشتری انجام می‌دهید. می‌توانید این موضوع را برای من روشن‌تر کنید؟»

گروه پژوهشی میلر در لیست درمان‌های موثر برای الکلیسم، به چند نکته  جالب برخورد. دستورالعمل‌های خودیاری از موفقیت بالایی برخوردار بودند. رویکرد «تقویت اجتماعی» که به ظرفیت فرد برای مواجهه با زندگی، خصوصاً روابط زناشوئی، روابط کاری، برنامه‌ریزی اوقات فراغت و تشکیل گروه‌های اجتماعی می‌پردازد نیز موفقیت زیادی داشتند. تمرکز اصلی رویکردهای موفق در درمان الکلیسم بر ایجاد مهارت‌های زندگی، مانند مقاومت در برابر مصرف مواد الکلی، فرونشاندن استرس (در محیط کار و روابط فردی) و توسعه  مهارت‌های ارتباطی است. این یافته‌ها با آنچه ما درباره  تغییر در سایر زمینه‌های زندگی می‌دانیم مطابقت دارد: مردم هنگامی تغییر می‌کنند که واقعاً خواهان آن باشند و خود را به قدر کافی برای رودررویی با این چالش قوی حس کنند، نه هنگامی که تحقیر شوند یا مجبور گردند. رویکردی که به فرد اختیار می‌دهد و به تقویت مثبت او می‌پردازد بر رویکردی که به اراده  و نفوذ خود فرد کمتر اهمیت می‌دهد ترجیح دارد.

ترجمه:  کلینیک الکترونیکی روان‌یار

منبع

“The Surprising Truth About Addiction”, Stanton Peele,
http://Psychologytoday.com

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 21:38  توسط آذر حکمت نیا   | 

جام جم آنلاين: پروتئین هایی که باعث بیماری جنون گاوی می شوند می توانند در برابر آلزایمر نیز اثر حفاظت بخش داشته باشند.
پریون ها بطور طبیعی در مغز از افزایش یک پروتئین مهم مرتبط با بیماری فوق جلوگیری می کنند.
به گزارش بی بی سی ، محققان انگلیسی در بررسی های آزمایشگاهی دریافته اند در صورت بالا بودن سطوح پریون ها در مغز ، بتا آمیلوئید ، واحد سازنده پلاک های آلزایمر تجمع نمی یابد.
یافته های فوق می تواند منجر به یافتن درمان های جدید برای بیماری آلزایمر شود. در واریانت (vCJD) ، نوع انسانی ویروس جنون گاوی ، مدل طبیعی پروتئین پریون در سلولهای مغزی توسط پریون های عفونی زا تخریب شده تغییر شکل می دهد که منجر به آسیب مغزی می شود.
محققان دراین مطالعه دریافته اند که در سلولهای آزمایشگاهی سطوح بالای پریون ها باعث کاهش پروتئین بتا – آمیلوئید در سلولهای مغز می شود.
در مقایسه ، وقتی سطوح پریون ها پایین باشد تشکیل بتا آمیلوئید دوباره افزایش می یابد دال بر اینکه این سطوح اثر بازدارنده بر ایجاد آلزایمر دارند.
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 21:13  توسط آذر حکمت نیا   | 

به گزارش سلامت نیوزبه نقل از خبرگزاري آلمان :محققان دانشگاه فرانكفورت آلمان دريافتند مركز سخن گفتن در بخش جلويي نيمه چپ مغزافراد مبتلا به لكنت فعاليت كمتري دارد وبرعكس همين بخش در نيمه راست مغز فعاليت زيادي دارد.
بنابراين گزارش اين تحقيق نشان مي دهد درمان موفقيت آميز لكنت زبان با استفاده از تغيير الگوي فعاليتي مغز امكانپذير است.
اين گزارش مي افزايد: محققان كلينيك دانشگاهي فرانكفورت درمقايسه افراد مبتلا به لكنت زبان با افراد عادي دريافتند مركز سخن گفتن در بخش چپ مغزآنها فعاليت كمي دارد و بخش راست مغز آنها فعال تر است و سپس بدنبال يك درمان موفقيت آميز موفق شدند اين پيش فعالي سمت راست را به سمت چپ منتقل كنند

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 21:10  توسط آذر حکمت نیا   |