|
|
|
|
|
میگرن یک بیماری شایع به حساب می آید و اکثراً افرادی که به میگرن مبتلا هستند ، دچار حملات مکرر سردرد برای مدت چندین سال می باشند. سر درد میگرن معمولاً بصورت ضربان دار بوده که اغلب با تهوع و اختلال در بینائی نیز همراه است.
گر چه اکثر موراد میگرن می تواند شدید باشد ولی هر سردرد شدیدی میگرن نبوده و گاهی سردرد میگرن بصورت یک درد خفیف خود را نشان می دهد. اگر هنگام ابتلا به میگرن سایر علائم خطرناکی که در زیر به آنها اشاره خواهد شد در شما مشاهد شود ممکن است مشورت با پزشک نتایج بهتری را برای شما به ارمغان آورد، علائم خطرناک به شرح زیر است: سردرد میگرنی که در طول زمان به شدت آن افزوده شود.
سردرد میگرنی در کسی که سابقه خانوادگی اختلالات عروقی و گشاد شدگی عروق مغزی دارد. عوامل افزایش دهنده خطر روند بیماری و آینده فرد مبتلا به میگرن بیشتر بیماران مبتلا به سردرد میگرن می توانند حملات گاهگاهی سردرد را تحمل کرده و به زندگی عادی خود ادامه دهند و همچنین اکثر بیماران به مرور راههای مقابله با سردرد و کاهش رنج ناشی از آنرا یاد می گیرند . بعلاوه در اکثر موارد از شدت سردرد میگرن پس از دهه ششم زندگی کاسته می شود. مطالعات جدید حاکی از آن است که در MRI افراد مبتلا به میگرن تغییرات جزئی و خفیفی دیده می شود ولی در هر صورت هیچگونه شواهد از اینکه سردرد میگرن باعث افزایش احتمال ابتلا به بیماریهائی مثل سکته مغزی، بیماری فراموشی و یا سایر بیماریهای مهم و جدی مغزی شود، در دسترس نمی باشد. میگرن و تغذیه: موادی همچون پياز، كاكائو و مركبات به ترتيب بيشترين اثر تشديد كنندگي سردردهاي ميگرني را دارند. متخصصان معتقدند مواد غذايي تحريك كننده درافراد مستعد به ميگرن مي تواند احتمال بروز سردردهاي ميگرني را افزايش دهد.دكتر " منوچهر اميري " متخصص تغذيه با بيان اين مطلب به ايسنا، گفت:غذاهاي حاوي تركيبات آمين همچون پنير مانده، كلم، مخمرها، انواع آجيل و ماهي شور با ايجاد التهاب عروق مغزي باعث ايجاد سردرد در افراد مستعد مي شود. وي با اشاره به اينكه سوسيس و كالباس به دليل مواد افزودني ( نيترات ) نيز از جمله مواد غذايي تحريك كننده است، افزود: اين محصولات و همچنين مواد غذايي كنسرو شده ضمن داشتن مواد نگهدارنده مضر حاوي تركيبات آميني از نوع گلوتامات هستند؛ بنابراين توصيه مي شود افراد به ويژه كساني كه مستعد سردردهاي ميگرني هستند در مصرف اين نوع مواد غذايي دقت كنند. دكتر اميري استفاده از مواد غذايي تثبيت كننده قند خون را در كاهش سردردهاي ميگرني موثر دانست و تصريح كرد: مصرف ميوه هايي همچون سيب، گلابي، مواد غذايي سبوسدار و حاوي فيبر مانند گندم و جو سبوسدار و مواد غذايي حاوي ويتامين B2 ( جگر و ... ) مي تواند دفعات سردردهاي ميگرني را به ميزان دو سوم كم كند |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 14:58 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
عشق چنین زن هایی سعی می کنند تا نقص ها، عیوب، ضعف ها و کاستی های خانم دیگر را پیدا کنند و از آنها به عنوان وسیله ای در راه رسیدن به اهداف خود استفاده کنند. او فکر می کند که اگر خانم دیگر در ذهن آقا بد جلوه کند به خودی خود تصویر ذهنی خودش برای آقا خوب خواهد شد. او حتی ممکن است تا حد فحش دادن و تهدید کردن خانم دیگر پیش رود زیرا تصور می کند که انجام چنین اموری او را در راه رسیدن به هدفش کمک خواهد کرد. شاید در نگاه اول مردها از چنین روشی استقبال کنند اما بعد از مدتی به کارهای او بی اعتنایی خواهند کرد و او را فردی متجاوز و چاپلوس تلقی می کنند و او از این طریق نمی تواند به اهداف شوم خود دست پیدا کند. عشق حقيقي را نمی توان با اتکا به نفرت، تزویر و حقه بازی بدست آورد. قدرت ما در این قسمت هشدارهای لازم را به آقایون دادیم. از این پس با خود شماست که تشخیص دهید آیا عشق یک زن نسبت به شما واقعی است و یا نه تنها قصد او به بازی گرفتن احساسات شماست. یکی از راههای مناسب برای روشن شدن مطلب این است که واکنش های او را در زمانی که شما در حال گفتگو با خانم های دیگر هستید زیر نظر بگیرید. اگر رابطه شما با خانم دیگر معقول باشد و هیچ چیز خاصی بین شما دو نفر رد و بدل نشود خانم شما نباید بیش از اندازه از خود واکنش های غیر معمول نشان دهد. میوه ممنوعه عوامل بسیار زیادی مثل ثروت، وضعیت ظاهری و تاهل می تواند یک مرد را برای خانم ها تبدیل به میوه ممنوعه کند. البته همه آقایون به خوبی می دانند که تا چه حد می توانند از این مطلب به نفع خود استفاده کنند. خود را دست نیافتنی جلوه دهید تا خواستنی تر به نظر برسید. البته من پیشنهاد نمی کنم که برای رسیدن به این هدف در انگشت خود از حلقه ازدواج استفاده کنید زیرا متاهل بودن شاید بتواند تا حدودی نظر عده اندکی از خانم ها را به خود جلب کند اما هنوز تعداد بسیار زیادی از خانم ها وجود دارند که برای رابطه دیگران ارزش قائل هستند. مردهای خوب کم یاب شده اند شما می توانید از این طرز فکر خانم ها به نفع خود استفاده کنید. چگونه؟ بسیار ساده است. فقط کافی است آرام باشید و به صندلی خود تکیه دهید، به زودی متوجه خانم هایی که از آسمان برای شما به زمین می آیند، خواهید شد. فقط باید خونسردی خود را در تمام شرایط حفظ کنید و طوری رفتار کنید مثل اینکه آنها توجه شما را به خود جلب نکرده اند. این کار باعث می شود که در نظر خانم ها تبدیل به مردی شوید که برای آنها غیر قابل اجتناب است. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 14:54 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
شبكه خبري بي.بي.سي روز سهشنبه گزارش داد: روانشناسان ميگويند زناني كه رابطه خوبي با پدر خود دارند با مردي شبيه پدر خود ازدواج ميكنند. به گزارش بي.بي.سي، روانشناسان ميگويند براي برخي از زنان، مرداني كه قيافهاي شبيه به پدرشان داشته باشد، از عوامل اصلي جذابيت تلقي ميشود. اين پژوهشگران دريافتهاند زناني كه در دوران كودكي با خوشرفتاريهاي پدر خود روبهرو بودهاند، جذب مرداني ميشوند كه چهرهاي شبيه به پدرشان دارند. اما دربرابر، اين موضوع در زناني كه رابطه خوبي با پدرشان نداشتهاند، صدق نميكند. اين تحقيق كه توسط يك روانشناس دانشگاه "دورهام" درانگليس انجام شده است، درشماره اخير مجله "تكامل و رفتار انسان" منتشر شده است. دكتر "ليندا بوثرويد" نويسنده اين گزارش تحقيقي ميگويد كه اين يافتهها به دانستههاي ما در مورد اينكه چگونه جذب تيپ خاصي از افراد ميشويم، مي افزايد. وي ميگويد كه چنين دانستههايي ميتواند در زمينههايي چون مشاوره زناشويي و روابط دو جنس به كار آيد. دراين تحقيق به يك گروه از زنان عكسهايي از مردان داده شد و از آنها خواسته شد تا هر عكس را بر اساس ميزان جذابيت رتبهبندي كنند و امتيازاتي كه آنها به عكسهاي مختلف داده بودند، با نوع رابطه آنها با پدرشان مورد بررسي قرار گرفت. پژوهشگران جزييات چهره اين مردان از جمله پهناي بيني و لب را با تصوير چهره پدران اين زنان مقايسه كردند و آنها دريافتند زناني كه گفته بودند رابطه مثبت و بيشتري با پدرانشان داشتهاند، بيش از ديگران، مرداني را كه چهرهشان شبيه پدرشان بودهاند، جذاب دانستهاند. اين مطالعه اولين تحقيق از نوع خود به شمار ميرود كه از بررسي چهره براي ارزيابي شباهت چهرهها بهره گرفته است. دكتر "بوثرويد" ميگويد كه پيشتر تصور ميشود انتخاب شريك زندگي شبيه والدين به دليل تاثيرگذاري از والدين بوده است. ولي وي ميگويد كه اين تحقيق نشان ميدهد عوامل هيجاني بسياري در اين زمينه دخيل هستند. دكتر "جرج فيلدمن" روانشناس و استاد دانشگاه باكينگهام شاير ميگويد اين نتايج "بسيار قابل توجه" بوده است. وي ميگويد كه به نظر ميرسد زناني كه به افراد شبيه پدرشان گرايش مي يابند ممكن است رفتاري همچون پدر خود نيز داشته باشند. دكتر فيلدمن ميگويد: "اين گزارش نشان ميدهد مفهوم جذابيت براي هر فرد متاثر از عوامل محيطي است. درك تلقي افراد از جذابيت از اين نظر بسيار اهميت دارد كه شما را وا ميدارد براي آينده خود و فرزندان تان تصميم بگيريد". |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 10:44 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
وسواس يك ايده، فكر، تصور، احساس يا حركت مكرر يا مضر است كه با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. بيمار متوجه بيگانه بودن حادثه نسبت به شخصيت خود بوده از غيرعادى و نابهنجار بودن رفتار خود آگاه است. روان شناسان وسواس را نوعى بيمارى از سرى نِوروزهاى شديد مى دانند كه تعادل روانى و رفتارى را از بيمار سلب مي کند و او را در سازگارى با محيط دچار اشكال مى سازد و اين عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشكار است. روانكاوان نيز وسواس را نوعى غريزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى كنند و آن را حالتى مى دانند كه در آن، فكر، ميل، يا عقيده اى خاص، كه اغلب وهم آميز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى گيرد، آنچنان كه اختيار و اراده را از او سلب مي کند و بيمار را وامى دارد كه حتى رفتارى را برخلاف ميل و خواسته اش انجام دهد و بيمار هرچند به بيهودگى كار يا افكار خود آگاه است اما نمى تواند از قيد آن رهايى يابد.
وسواس به صورت هاى مختلف بروز مى كند و در بيمار مبتلاى به آن اين موارد ملاحظه مى شود: اجتناب؛ تكرار و مداومت؛ ترديد؛ شك در عبادت؛ ترس؛ دقت و نظم افراطى؛ اجبار و الزام؛ احساس بن بست؛ عناد و لجاجت. وسواس همگام با بلوغ و در غليان شهوت در افراد پايه گرفته و تدريجاً رشد مىكند. اگر در آن ايام شرايط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دورهاى پديد مىآيد وگرنه بيمارى سير مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جايى كه خود بيمار به ستوه مىآيد.
علائم ديگر: در مواردى وسواس به صورتِ خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدى، آتش زدن جايى، درآوردن جامه خود، بيقرارى، بهانه گيرى، بى خوابى، بدخوابى، بى اشتهايى،... متجلى مى شود آنچنانكه به اطرافيان فرد اين احساس دست مى دهد كه نكند وي ديوانه شده باشد. انواع وسواس: وسواس هايى كه تمام فكر و انديشه افراد را تحت تأثير قرار مي دهد و احاطه شان مى كند معمولاً به صورت هاى زير است: وسواس فكرى:اين وسواس به صورت هاى مختلف خود را نشان مى دهد كه برخى از نمونه هاى آن به شرح زير است: انديشه درباره بدن:بدين گونه كه بخشى مهم از اشتغالات ذهنى و فكرى بيمار متوجه بدن اوست. او دائما به پزشك مراجعه مى كند و در صدد به دست آوردن دارويى جديد براى سلامت بدن است. رفتار حال يا گذشته:مثلاً در اين رابطه مى انديشد كه چرا در گذشته چنين و چنان كرده؟ آيا حق داشته است فلان كار را انجام دهد يا نه؟ و يا آيا امروز كه مرتكب فلان عمل مى شود آيا درست مى انديشد يا نه؟ تصميمات او رواست يا ناروا؟ در رابطه با اعتقادات: گاهى فكر وسواسى زمينه را براى تضادها و مغايرتهاى اعتقادى فراهم مى سازد. مسايلى در زمينه حيات و ممات، خير و شر، وجود خدا و پذيرش يا طرد مذهب ذهن او را به خود مشغول مى دارد. انديشه افراطى:گاهى وسواس در مورد امرى به صورت افراط در قبول يا رد آن است با اين كه بيمار خلاف آن را در نظر دارد ولى به صورتى است كه گويى انديشه مزاحمى بر او مسلط است كه او را ناگزير به دفاع از يك انديشه غلط مى سازد، از آن دفاع و يا آن را طرد مى كند بدون اين كه آن مسئله كوچكترين ارتباطى با زندگى او داشته باشد؛ مثلاً در رابطه با دارويى عقيدهاى افراطى پيدا مى كند به گونه اى كه طول عمر، بقاى زندگى و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مىداند، اگرچه در اثر مصرف به چنان نتيجه اى دست نيابد. 2 - وسواس عملى:وسواس عملى به شكل هاى گوناگون خود را بروز مى دهد كه ما به نمونه ها و مواردى از آن اشاره مى كنيم : شستشوى مكرر: مردم برحسب عادت تنها همين امر را وسواس مى دانند و اين بيمارى نزد زنان رايجتر است. رفتار منحرفانه:جلوه آن در مواردى به صورت دزدى است و اين امر حتى در افرادى ديده مى شود كه هيچ گونه نياز مادى ندارند. دقت وسواسى:نمونه اش را در منظم كردن دگمه لباس و... مى بينيم و وضعيت فرد به گونه اى است كه گويى از اين امر احساس آرامش مى كند. شمردن:شمردن و شمارشها در مواردى مى تواند از همين قبيل به حساب آيد مثل شمردن نردهها با اصرار بر اين كه اشتباهى در اين امر صورت نگيرد. راه رفتن:گاهى وسواسها به صورت راه رفتن اجبارى است. شخص از اين سو به آن سو راه مى رود و اصرار دارد كه تعداد قدم ها معين و طبق ضابطه باشد. مثلاً فاصله بين دو نقطه از ده قدم تجاوز نكند و هم از آن كمتر نباشد.
3- وسواس ترس:صورت هاى ترس وسواسى عبارت است از: ترس از آلودگى - ترس از مرگ - ترس از دفع - ترس از محيط محدود - ترس از امرى خلاف اخلاق - ترس از تحقق آرزو. 4- وسواس الزام:در اين نوع وسواس، فرد نمى تواند خود را از انجام عمل و يا فكرى بيرون آورد و در صورت رهايى از آن فكر و خوددارى از آن عمل، موجبات تنش در او پديد خواهد آمد.
وسواس در چه كساني بروز مي كند؟ الف) در رابطه با سنتجارب حيات عادى افراد نشان مىدهد كه وسواس همگام با بلوغ و در غليان شهوت در افراد پايه گرفته و تدريجاً رشد مىكند. اگر در آن ايام شرايط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دورهاى پديد مىآيد وگرنه بيمارى سير مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جايى كه خود بيمار به ستوه مىآيد. ب) در رابطه باهوش:بررسي هاى علمى نشان دادهاند كه وضع هوشى افراد وسواسي در سطحى متوسط و حتى بالاتر از حد متوسط است. وسواسىهايى كه داراى هوش اندك و يا با درجه ضعيف باشند بسيار كم هستند؛ بر اين اساس رفتار آنها نبايد حمل بر كم هوشى شان شود. ج) در رابطه با اعتقاد:د) در رابطه با شخصيت و محيط:تجارب نشان دادهاند آنهايى كه در زندگى شخصى حساسترند امكان ابتلايشان به بيمارى وسواس بيشتر است و غلبه وسواس بر آنها زيادتر است. در بين فرزندانى كه والدينشان معمولاً محكومشان مى كنند اين بيمارى بيشتر ديده مى شود. گاهى وسواس فردى بزرگسال نشأت گرفته از منعهاى شديد دوران كودكى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدين و مربيان، ايرادگيري هاى بسيار، توقعات فوق العاده از زير دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پديد آورد، معلوم نيست عاقبت خوش و ميمونى داشته باشد.
پارهاى از تحقيقات نشان دادهاند كه شخصيت والدين و حتى صفات ژنتيكى، روابط همگن خويى و محيطى در اين امور مؤثرند؛ به همين نظر وسواس در بين دوقلوهاى يكسان بيشتر ديده مى شود تا در ديگران، اگرچه ريشه هاى اساسى و كلى اين امر كاملاً مشهود نيست. مسئله شخصيت را اگر با دامنه اى وسيعتر مورد توجه قرار دهيم خواهيم ديد كه اين امر حتى در برگيرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس برخلاف بيمارى هيسترى است (كه اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده ديده مىشود)، و در جوامع به ظاهر متمدن و پيشرفته و حتى در بين افراد هوشمند هم به ميزانى قابل توجه ديده مىشود. ريشههاى خانوادگى وسواسدر مورد ريشه و سبب اين بيمارى مطالب بسيارى ذكر شده كه اهم آنها عبارت اند از وراثت، شخصيت زير ساز يا الحاقى، وضع هوشى، عوامل اجتماعى، عوامل خانوادگى، عوامل اتفاقى، رقابتها، منعها و... كه در اينجا به مواردى از آن اشاره مى كنيم. الف) وراثت:تحقيقات برخى از صاحبنظران نشان داده است كه حدود چهل درصد وسواسي ها، اين بيمارى را از والدين خود به ارث بردهاند، اگرچه گروهى ديگر از محققان جنبه ارثى بودن آن را محتمل دانسته و قايل شدهاند، انتقال زمينههاى عصبى مى تواند ريشه و عاملى در اين راه باشد. ب) تربيت :در اين مورد مباحثى قابل ذكرند كه اهم آنها عبارت اند از: 1- دوران كودكى:اعتقاد گروهى از محققان اين است كه پنجاه درصد وسواسهاى افراد در سنين جوانى و پس از آن از دوران كودكى پايه گذارى شده و تاريخچه زندگى آنها حاكى از دوران كودكى ويژهاى است كه در آن كشمكشها و مقاومتها و سرسختىهاى فوق العاده وجود داشته و كودك در برابر خواسته هاى بزرگتران تاب مقاومت نداشته است. 2- شيوه تربيت:در پيدايش و گسترش وسواس، براى شيوه تربيت والدين نقش فوق العادهاى را بايد قايل شد. بررسي ها نشان مى دهد مادران حساس و كمال جو به صورتى ناخودآگاه زمينه را براى وسواسى شدن فرزندان فراهم مى كنند و مخصوصاً والدينى كه رفتار طفل را براساس ضابطه خود به صورت دقيق مى خواهند و انعطاف پذيرى كمترى دارند در اين زمينه مقصرند. تربيت خشك و مقرراتى در پيدايش و گسترش اين بيمارى زياد مؤثر است. نحوه از شير گرفتن كودك به صورت ناگهانى، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و كنترل كودك در رفتار مربوط به نظم و تربيت و دقت او هم در اين امر مؤثر است. 3- تحقير كودك:عدهاى از بيماران وسواسى كسانى هستند كه دائما اين عبارت به گوششان خورده است كه: آدم بى عرضهاى هستى، لياقت ندارى، در خور آدم نيستى، به درد زندگى نمى خورى... و از بابت عدم لياقت خود توسط والدين، مربيان، خواهران، و برادران ارشد سركوفت شنيده و تنبيه شدهاند. اين گونه برخوردها بعداً زمينه را براى ناراحتى عصبى و يا وسواس آنها فراهم كرده است. 4- ناامنىها: پارهاى از تحقيقات نشان دادهاند برخى از آنها كه دوران حيات كودكى آشفتهاى داشته و با ترس و ناامنى همساز بودهاند بعدها به چنين بيمارى دچار شدهاند. آنها در مرحله كودكى وحشت از آن داشته اند كه نكند كار و رفتارشان مورد تأييد والدين و مربيان قرار نگيرد. اينان در دوران كودكى براى راضى كردن مربيان خود مى كوشيدند و سعى داشتهاند كه دقتى افراطى درباره كارهاى خود روا دارند و در همه مسائل، با باريك بينى و موشكافى وارد شوند. 5- منعها: گاهى وسواس فردى بزرگسال نشأت گرفته از منعهاى شديد دوران كودكى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدين و مربيان، ايرادگيري هاى بسيار، توقعات فوق العاده از زير دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پديد آورد، معلوم نيست عاقبت خوش و ميمونى داشته باشد. 6- خانواده افراد وسواسى: بررسي ها نشان دادهاند: - اغلب وسواسى ها والدين لجوج داشته اند كه در وظيفه خواهى از فرزندان، سماجت بسيار نشان مى دادهاند. - ايرادگير و عيب جو بودهاند؛ اگر مختصر لغزشى از فرزندان خود مى ديدند، آن را به رخ فرزندان مى كشيدند. - خسيس و ممسك بودهاند به طورى كه كودك براى دستيابى به هدفى ناگزير به اصرار بوده است و بالاخره افرادى كم گذشت، طعنه زن، و ملامتگر بودهاند و كودك سعى مى كرده خود را در حضور آنها دائماً جمع و جور كند تا سرزنش نشود. درمان :براى درمان مى توان از راه و رسم ها و وسايل و ابزارى استفاده كرد كه يكى از آنها تغيير محيطى است كه بيمار در آن زندگى مىكند. 1- تغيير آب و هوا: دور ساختن بيمار از محيط خانواده، و اقامت او در يك آسايشگاه و واداشتن او به زندگى در يك منطقه خوش آب و هوا براى تخفيف اضطراب و درمان بيمار اثرى آرامش بخش دارد و اين امرى است كه اولياى بيمار مى توانند به آن اقدام كنند. 2- تغيير شرايط زندگى:از شيوههاى درمان اين است كه زندگى بيمار را به محيطى ديگر بكشانيم و وضع او را تغيير دهيم. او را بايد به محيطى كشاند كه در آن مسئله حيات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناى اصلى شخصيت او از دستبردها دور و در امان باشد. بررسي هاى تجربى نشان مى دهند كه در مواردى با تغيير شرايط زندگى و حتى تغيير خانه و محل كار و زندگى، بهبود كامل حاصل مىشود.
3- ايجاد اشتغال و سرگرمى: تطهيرهاى مكرر و دوبارهكارىها بدان خاطر است كه بيمار وقت و فرصت كافى براى انجام آن در خود احساس مى كند و وقت و زمانى فراخ در اختيار دارد. بدين سبب ضرورى است در حدود امكان سرگرمى او زيادتر گردد تا وقت اضافى نداشته باشد. اشتغالات يكى پس از ديگرى او را وادار خواهد كرد كه نسبتبه برخى از امور بىاعتماد گردد، از جمله وسواس. 4- زندگى در جمع:فرد وسواسى را بايد از گوشه گيرى و تنهايى بيرون كشيد. زندگى در ميان جمع خود مىتواند عاملى و سببى براى رفع اين حالت باشد. ترتيب دادن مسافرت هاى دسته جمعى كه در آن همه افراد ناگزير شوند شيوه واحدى را در زندگى پذيرا شوند، در تخفيف و حتى درمان اين بيمارى مخصوصاً در افرا كمرو مؤثر است. 5- شيوههاى اخلاقى: رودربايستىها و ملاحظات فيمابين كه هر انسانى به نحوى با آن مواجه است تا حدود زيادى سبب تخفيف اين بيمارى مى شود. طرح سؤالات انتقادى توأم با لطف و شيرينى، به ويژه از سوى كسانى كه محبوب و مورد علاقه بيمارند در امر سازندگى بيمار بسيار مؤثر است و مى تواند موجب پيدايش تخفيف هايى در اين رابطه شوند و البته بايد سعى بر اين باشد كه «انتقاد» به «ملامت» منجر نشود و روح بيمار را نيازارد. احياى غرور بيمار در مواردى بسيار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهنده و خفت و خوارى ناشى از پذيرش رفتارهاى ناموزون وسواسى است و به بيمار قدرت مى دهد. بايد گاهى غرور فرد را با انتقادى ملايم زير سؤال برد و با كنايه به او تفهيم كرد كه عُرضه اداره و نجات خويش را ندارد تا او بر سر غرور آيد و خود را بسازد. بايد به او القا كرد كه مى تواند خود را از اين وضع نجات دهد. همچنين بايد به بيمار اجازه داد كه درباره افكار خود اگر چه بى معنى است صحبت كند و از انتقاد ناراحت نباشد. 6- تنگ كردن وقت: بيش از اين هم گفته ايم كه گاهى تن دادن به ترديدها ناشى از اين است كه بيمار خود را در فراخى وقت و فرصت ببيند و براى درمان ضرورى است كه در مواردى وقت را بر فرد وسواسى تنگ كنند. در چنين مواردى لازم است با استفاده از فنون و شيوههايى او را به كارى مشغول داريد و به امر و وظيفه اى وادار نماييد تا حدى كه وقتش تنگ گردد و ناگزير شود با سر هم كردن عمل و وظيفه كار و برنامه خود را اگرچه نادرست است سريعاً انجام دهد. تكرار و مداومت در چنين برنامه اى در مواردى مىتواند به صورت جدى در درمان مؤثر باشد. 7- زير پا گذاردن موضوع وسواس: در مواردى براى درمان بيمار چارهاى نداريم جز اين كه به او القا كنيم به قول معروف به سيم آخر بزند، حتى با پيراهنى كه او آن را نجس مى داند و يا با دست و بدنى كه او تطهير نكرده مى شمارد و به نماز بايستد و وظيفه اش را انجام دهد. به عبارت ديگر بيمار را واداريم تا همان كارى را كه از آن مى ترسد انجام دهد. تنها در چنين صورتي است كه در مى يابد هيچ واقعه اى اتفاق نمى افتد. شيوههاى اصولى در درمان وسواس:الف) روان پزشكى: اگر رفتار و يا عمل وسواسى شديد شود نياز به متخصص روانى و درمانگرى است كه در اين زمينه اقدام كند. كسى كه تعليمات تخصصى و تحصيلى اش در روان پزشكى او به او اجازه مى دهد كه براى شناخت ريشه بيمارى و درمان بيمار اقدام نمايد. علاوه بر اينكه در زمينه ريشهيابىها كار و تلاش كرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتى بعمل آورده و لااقل حدود 300-200 ساعتى هم در رابطه با شناخت خويش گام برداشته است. اينان اجازه دارند كه در موارد لازم نسخه بنويسند و يا داروهايى تجويز كنند و يا شيوههاى ديگرى را که براى درمان لازم مى بينند به كار گيرند. گاهى لازم است كه بيماران را در مؤسسات روان پزشكى يا در بيمارستانها به طرق روانكاوى و رواندرمانى درمان نمايند و در موارد ضرور بايد آنها را بسترى نمود. درمان بيمارى براى برخى از افراد بسيار ساده و آسان و براى برخى ديگر بسيار سخت است؛ به ويژه كه شرايط اقتصادى و اجتماعى بيمار هم در اين امر مؤثر است. ب) روان درمانى: اين هم نوعى درمان است كه توسط روانكاو يا روان شناس صورت مى گيرد و آن يك همكارى آزاد بين بيمار و درمان كننده مبتنى بر اعمال متقابل است كه براساس روابطى نسبتاً طولانى و طبق هدف و برنامه ريزى مشخصى به پيش مى رود. درمان اختلال به صورت مكالمه و صحبت و يا هر شيوه مفيدى كه قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مى گيرد. در اين درمان گاهى هم ممكن است از دارو استفاده شود. البته اصل بر اين است كه براساس شيوه مصاحبه و گفتگو زمينه براى يك تحول درونى فراهم شود. اصولى در روان درمانى: در روان درمانى افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام كه به اين جنبهها توجه نشود امكان اصلاح و درمان نخواهد بود: الف - اصلاح محيط: و غرض محيط زندگى بيمار، توجه به امنيت آن، بررسى اصول حاكم بر جنبه هاى محبتى و انضباطى، نوع روابط و معاشرت ها، فعاليت هاى تفريحى، گردش ها، تلاش هاى جمعى، مشاركت ها در امور،... است. ب - ارتباط خوب و مناسب:در روان درمانى آنچه مهم است، داشتن و يا ايجاد روابط خوب و مناسب همدردى و همراهى، كمك كردن، دادن اعتبار و رعايت احترام، وانمود كردن حق به جانبى براى بيمار، تقويت قدرت استدلال، بيان خوب، خوددارى از سرزنش و... است. ج - روانكاوى و روان درمانى: كه در آن تلاشى براى ريشه يابى، ايجاد زمينه براى دفاع خود بيمار از وضع و حالات خود، گشودن عقدهها، توجه دادن بيمار به ريشه و منشاء اختلال خود، القائات لازم و... است. دکتر علي زاده - منبع سایت تبیان |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 0:6 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
)
- عرفاً و اصولاً افراد آرام از تنفس عميق ، و افراد مضطرب و هيجاني از تنفس تند، سطحي و کوتاه برخوردارند. 2- تنفس تند و سطحي انرژي رواني را تقليل مي دهد و کارکرد طبيعي بدن را مختل مي کند و تنش هاي حاصله را افزايش مي دهد. 3- چهار نوع روش تنفسي به ترتيب زير است: الف) تنفس شانه اي که شخص با بالا بردن شانه هايش عمل دم را انجام مي دهد و در عمل باز دم شانه ها مجدداً پايين مي آيد، اين تنفس در حالت هيجان زدگي پيش مي آيد. ب) تنفس سينه اي: عضلات بين دنده اي با انقباض و انبساط، حجم تنفسي را کاهش يا افزايش مي دهند و در افرادي که در حالت عادي به سر مي برند رخ مي دهد. ج) تنفس شکمي : در اين حالت شکم به جلو و عقب مي رود و کساني که در وضعيت آرامش به سر مي برند اين حالت را دارند. د) تنفس سينه اي- شکمي: کساني که از آرامش خيلي عميق برخور دارند، از اين تنفس برخوردارند در اين تنفس هم تنفس شکمي و هم تنفس سينه اي وجود دارد. 4- کمترين حجم تنفسي مربوط به تنفس شانه اي است که در مواقع اضطراب و هيجانات بروز مي کند و بهترين نوع تنفس سينه اي- شکمي است که در حالت آرامش بروز مي کند. 5- براي کاهش اضطراب و هيجانات و دوري از هرگونه تنش بايد خود را به تنفس سينه اي- شکمي عادت بدهيم و اين تکنيک در کاهش هيجانات واقعاً معجزه مي کند. 6- براي کسب آرامش و اصلاح تنفس بايد از هرگونه حرکت شانه ها به سمت بالا جلوگيري کرد و باعمل دم و بازدم، شکم به جلو و عقب برود و سينه فراخ شود.
7- در حالت هيجان زدگي مقداري از هواي تنفسي در عمل بازدم کاملاً تخليه نمي شود و در ريه باقي مي ماند؛ يعني عمل بازدم کوتاه و سطحي مي شود. بنابراين براي کاهش هيجانات مي توانيد هواي تنفسي را با فشار تخليه کنيد که گاه در حالت عادي به شکل "آه کشيدن" در مي آيد. 8- در حالت خواب آلودگي، تنفس منظم و صدا دار از ته گلو شنيده مي شود. اين عمل عضلات را ريلکس مي کند و شخص را آماده خواب مي کند. مي توان از همين تکنيک براي ريلکس عضلات استفاده کرد ولي بايد مواظب باشيم که به خواب نرويم تا عضلات عميق تر ريلکس شود. 9- تنفس خنک کننده براي افراد عصبي و آتشين مزاج واقعاً معجزه مي کند و حرارت و داغي آنها را مي گيرد، که گاه افراد در وضعيت عصبي اين عمل را به طور طبيعي انجام مي دهند. 10- حبس تنفس باعث مي شود واحدهاي مغزي در يک نقطه متمرکز شوند و همين امر باعث تمرکز فکر و نشاط و شادابي مي شود. 11- تخليه تنش هاي حاصله، قوي ترين تکنيک ريلکس است ( که بدون استاد نمي توان اين تکنيک را تمرين کرد ).
فنون ريلکس تراپي: آرامش مغز 1- کارهاي فکري به طور وقفه ناپذير و با هجوم افکار مزاحم، مغز را دائم در حالت تحريک نگه مي دارد و اجازه استراحت به سلول هاي مغز نمي دهد. بنابراين تحريکات مداوم، سلول هاي مغز را خسته مي کند و موجب تنش مغز مي شود. 2- تحريکات مداوم مغز موجب افزايش ضربان هاي الکتريکي مغز مي شود . افزايش تحريکات مغز موجب افزايش تحريکات عصبي مي شود و کل سيستم بدن را که شامل دستگاه اعصاب و غدد مترشحه است مختل مي کند. 3- براي آرامش مغز بايد تحريکات يا ضربان هاي الکتريکي را کاهش داد تا به حالت مهار يا آرامش برسد؛ که به وسيله کاهش تحريکات، ارائه تحريکات يکنواخت، عمل شرطي کردن، افزايش تمرکز فکر و شناخت ساعت بيولوژيک مي توان اين امر را انجام داد. 4- اگر قسمتي از مغز را مهار کنيم فعاليت حرکتي عضلات مربوطه کاهش پيدا مي کند و عضلات کرخت و شل مي شود و بالعکس، اگر مانع فعاليت حرکتي عضلات شويم و انقباض آنها را کاهش دهيم، قسمت مربوطه مغز مهار مي شود. 5- روند مهار تدريجي است که توسط سه مرکز در مغز و با توليد چهار هورمون انجام مي گيرد و مهار هر قسمت مغز، ارتباط عصبي- عضلاني همان قسمت را به علت کاهش تحريکات عصبي با مغز قطع مي کند. در نتيجه حرکات عضلات مربوطه کند و در نهايت کرخت و بي حس و ريلکس مي شود. 6- قسمت مرکزي مغز آخرين محلي است که مهار مي شود. اين قسمت معمولاً به عنوان يک بخش بيدار به صورت سلول هاي نگهبان عمل مي کند و با کوچکترين تحريک به صورت شرطي، يا در مواقع خطر، قسمت هاي ديگر مغز را نيز از حالت مهار خارج و شخص را بيدار مي کند. 7- خواب پنج مرحله دارد که چهار مرحله مسئول ريلکس به نام خواب آرام يا کند ، و يک مرحله مسئول رويا به نام خواب سريع است. در خواب آرام ، مرحله به مرحله ضربان هاي الکتريکي کاهش پيدا مي کند به طوري که در مرحله چهارم به يک ضربه در ثانيه مي رسد و حالت ريلکس عميق ايجاد مي شود. 8- خواب مرحله چهارم علاوه بر اينکه يک ريلکس عميق ايجاد مي کند باعث ترميم ضايعات سلولي به صورت اتوماتيک در کل بدن مي گردد و اثرات اعجاز آميز درماني دارد. 9- هر دوره يا سيکل خواب حدوداً 90 الي 120 دقيقه است که ساعت بيولوژيک اين دوره ها را تنظيم مي کند. بنابراين براي يک خواب خوب و رضايت بخش، همزمان با اعلام زمان خواب از طرف ساعت بيولوژيک که با علائم کرختي و شل شدن و سنگيني و کندي حرکات مشخص مي شود، بايد بخوابيم و با تنظيم ساعت بيولوژيک با چند دوره خواب کامل بيدار شويم. 10- با شناخت مکانيسم خواب و توليد امواج مغز مي توانيم به شکل مصنوعي با کرخت و بي حس کردن و سنگيني عضلات خود، تا مرحله چهارم خواب پيش برويم و از يک خواب مصنوعي خوب براي کسب آرامش استفاده کنيم. کلينيک هاي خواب درماني با ارائه يک برنامه منظم، شخص را با روش هاي متفاوت به مدت طولاني به خواب مي برند و در اثر مهار و ريلکس عميق به مدت طولاني ، بيمار بهبودي و شفاي خود را به دست مي آورد. 11- براي کسب آرامش بايد با مکانيسم خواب آشنا شويد و با رعايت روش هاي خوابيدن و بيدار شدن ، خود را معالجه کنيد زيرا خواب خوب علاوه بر ايجاد آرامش، با ترميم سلول هاي آسيب ديده در جريان بيماري ها، موجب درمان مي شود.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 23:57 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
اغلب با صداهايي كه توسط مفاصل انگشتان، فك، زانو، كمر و گردن ايجاد ميشوند، آشنا هستيم.
مردم عادت دارند با فشار به انگشتان دست يا حركات سريع گردن يا فشار پا بر روي ستون فقرات كمري، باعث ايجاد اين صداها شوند و به عبارتي قولنج آن را رفع كنند و با اين حركت، نوعي احساس راحتي به آنها دست ميدهد. در يك تقسيم بندي ساده ميتوان اين صداها را به دو دسته تقسيم كرد: يك دسته صداهاي حاصل از حركات مفصلي است و دسته ديگر صداي حاصل از قولنج كردن مفاصل است كه طي يك فشار شديد در انتهاي دامنه حركتي ايجاد ميشود. تا زماني كه اين صداها با درد و التهاب همراه نباشد، نگراني زيادي در مورد ايجاد اين صداها وجود ندارد. ولي در صورتي كه توليد اين صداها، همراه با درد و التهاب باشد، ميبايستي براي درمان و مشكل موجود، به پزشك مراجعه کرد. در اصطلاحات علمي به اين صداهاي مفصلي،grating cracking ، clicking يا popping گفته ميشود. اين صداها در شرايط فيزيولوژيك و نرمال حركات مفصلي يا در حين انجام درمان و مانيپولاسيون مفاصل نيز ايجاد ميشوند. همچنين مفاصل ممكن است لرزشهايي ايجاد كنند كه قابل شنيدن نباشد و فقط احساس شوند، اين موارد را لرزشهاي "subsonic" يا "زير آستانه شنوايي" ميگويند و در موارد باليني به عنوان "كريپتاسيون" گفته ميشود. علاقه محققين به اين مسائل، منجر به انجام مطالعات مختلف، ولي محدود شده است كه بخشي از تحقيقات توسط همكاران دندانپزشك و روي مفصل فكي گيجگاهي صورت گرفته است. در حالي كه همكاران ارتوپد و فيزيوتراپيست بيشتر روي صداي مفاصل انگشتان و كمي روي گردن كار كردهاند. چگونگي ايجاد صداهااولين بار در سال 1971 دو دانشمند آلماني، يك نيروي كششي را به مفصل سوم بين انگشت و كف دست اعمال نمودند و شكلگيري حبابهاي گاز كه عمدتاً CO2 بود را ثابت كردند. اعمال كشش بين سطوح مفصلي در طي فعاليتهاي روزمره، باعث افزايش حجم مفصل و كاهش فشار مايع مفصلي ميشود كه منجر به خروج گاز درون مفصلي و ايجاد حباب گاز ميشود. جريان مايع به سمت ناحيه ي با فشار كمتر، باعث خوابيدن (تركيدن) حباب گاز و ايجاد يك صداي قابل شنيدن ميشود. فرد با فشار به مفاصل انگشتان دست و پا و يا حركت سريع گردن و كمر باعث تركيدن حباب و ايجاد اين صدا و كاهش فشار داخل مفصل ميشود. اخيراً هم دانشمندان با استفاده از عملكرد راديوگرافي قبل و بعد از حركت درماني در مفصل انگشتان سوم، ايجاد گاز را كه منجر به ايجاد صداي كراكينگ ميشود به اثبات رساندهاند. همچنين مطالعات نشان داده است كه اين روند، ايجاد و تركيدن حباب دامنه غير فعال مفصل را به شكل قابل ملاحظهاي زياد ميكند. اين مسئله، غير از مشكلات و عوارض فشار بر مفاصل، وابستگيهايي را براي فرد ايجاد ميكند كه بعدها با وجود رفع تشكيل حبابهاي گاز، همچنان فرد را مجاب به در آوردن اين صداها و حل فشارهاي روحي خود از راه غيرمعقول ميكند. اين صداها ممكن است در طي اجراي حركات درماني بر روي ستون فقرات (مانيپولاسيون) نيز ايجاد شود. هر يك از مفاصل بدن ما داراي تعدادي گيرنده عصبي از انواع مختلف هستند كه وظيفه آنها ارسال پيام به مغز و گزارش وضعيت مفصل از نظر موقعيت فيزيكي، تحريكات، صدمات يا فشارهاي نامعقول است. اين گيرندهها در هر لحظه وضعيت مفصل را به مغز گزارش ميكنند و مغز بر حسب اين گزارش تصميمگيري مينمايد كه بايد چه عكسالعملي را در مقابل حركت، نيرو يا فشار داخل مفصل نشان دهد. گفتيم ايجاد حبابها باعث افزايش فشار داخل مفصل خواهد شد. افزايش فشار داخل مفصل به لحاظ ايجاد حبابهاي گاز، باعث تحريك گيرندههاي داخل مفصل ميشود. تحريك گيرندههاي داخل مفصل، مغز را از ايجاد يك شرايط غيرطبيعي با خبر ميكند. به دنبال اين خبر، تصميمگيري براي رفع اين فشار غيرطبيعي اتخاذ ميشود. لذا فرد با فشار به مفصل در دامنه انتهايي حركت، باعث تركيدن حباب و كاهش فشار داخل مفصل ميشود. به اين ترتيب، حس ناخوشايند مفصل قطع خواهد شد و فرد احساس راحتي ميكند. اما مسئله اين است كه به مرور و بعد از سال ها تكرار اين وضعيت، اين كار براي فرد عادت شده و يك نوع وابستگي براي او ايجاد ميكند، به شكلي كه حتي بدون وجود حبابها نيز در شرايط عصبي خاص فرد با حداكثر فشار به مفصل، براي ايجاد اين صداها و كاهش فشار روحي خود تلاش ميكند. اين مسئله، غير از مشكلات و عوارض فشار بر مفاصل، وابستگيهايي را براي فرد ايجاد ميكند كه بعدها با وجود رفع تشكيل حبابها، همچنان فرد را مجاب به در آوردن اين صداها و حل فشارهاي روحي خود از راه غيرمعقول ميكند. يك جمله معروف ميگويد: بهترين عادت اين است كه به چيزي عادت نداشته باشيم. دكتر رضا قلمقاش |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 23:50 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
گردن انسان شامل 7 مهره است که بعد از کمر، شايع ترين مفاصل مستعد آرتروز، ساييدگي و کاهش فاصله و فتق ديسک است. البته مهره هاي گردني از آنجايي که نخاع و ريشه هاي عصبي بسيار مهمي را در برگرفته بسيار حساس تر از مهره هاي کمري هستند و آسيب هاي جدي اين ناحيه مي تواند باعث فلج کامل دست ها و پاها گردد. عوامل متعددي باعث ايجاد درد در گردن و متعاقب آن دردهاي تير کِشنده و جان فرسايي در دست ها مي شوداز جمله اين عوامل: التهاب بافت هاي نرم اطراف مفصل هاي مهره اي خشکي مفاصل، وضعيت نامناسب سر و شانه ها، تغيير شکل مهره ها به طور اوليه يا ثانويه ، آرتروز، ديسک و بيماري هاي ناشي از گرفتگي هاي عضلاني، وکشيدگي هاي ليگاماني است.
هميشه گردن خود را چه در حالت ايستاده، نشسته، يا راه رفتن، صاف و عمود بر بدن نگهداريد به طوري که هيچ زاويه اي با بدن نسازد . چه کنيم و چگونه عمل کنيم که از مهره هاي گردنمان به خوبي محافظت کنيم تا دچار هيچ يک از بيماري هاي فوق نشويم و براي هميشه از دردهاي جسمي و رواني و اقتصادي بيماري هاي گردن دور بمانيم؟ به اين منظور، توجه و رعايت نکات ياد شده ذيل را به همگان توصيه مي کنيم چه در محيط هاي کارگري ، چه در محيط هاي کارمندي يا حتي در خانه؛ و اين نکته را يادآور مي شويم که صِرف مطالعه کافي نيست بلکه عمل به تک تک موارد ياد شده الزامي است تا دچار درد گردن و عوارض ناشي از آن نشويم . بيشترين علل وجود دردهاي مختلف در ناحيه گردن ناشي از سه بيماري شايع آرتروز، فتق ديسک و سندرم هاي عضلاني است که در صورت وجود درد در ناحيه گردن و انتشار آن به دست ها حتي در مراحل اوليه آن بايستي به پزشک مراجعه کرد تا تشخيص قطعي در مراحل اوليه صورت گيرد چرا که درمان در اين مراحل بسيار مفيدتر و مؤثرتر واقع مي گردد. نکات بسيار ساده اما بسيار مهم : 1.هميشه گردن خود را چه در حالت ايستاده، نشسته، يا راه رفتن، صاف و عمود بر بدن نگهداريد به طوري که هيچ زاويه اي با بدن نسازد . 2.هرگز گردن خود را خم نکنيد بلکه اگر لازم است صندلي خود را کوتاه تر کنيد يا ارتفاع ميز خود را بالاتر ببريد تا مجبور به خم کردن گردن خود نباشيد. چرا که بسياري از بيماري هاي گردني ناشي از خم بودن گردن به مدت طولاني است. بنابراين حتي الامکان گردن خود را خم نکنيد و اگر مجبور به اين کارهستيد، هر از چند گاهي گردن خود را صاف کنيد. 3.از نرمش ها و حرکاتي که در آنها مجبور به خم کردن گردن هستيد دوري کنيد. 4.اگر کارتان نشسته است و مجبور به خم کردن گردن خود هستيد حتماً با يکي از دستانتان از وزن سرتان و فشار آن بر روي مهره هاي گردني بکاهيد تا کمتر دچار صدمات گردني شويد. 5.بهتر است از ميزهايي استفاده کنيد که شبيه ميز تحرير مدارس است و پايه هاي جلويي آن، کمي بلندتر از پايه هاي عقبي است به اين ترتيب کمتر ناچارمي شويد گردنتان را خم کنيد. 6.موقع مطالعه سعي کنيد کتاب يا روزنامه را بالا نگهداريد نه اين که گردنتان را خم کنيد. مدت هاي مديدي اينگونه مطالعه کردن ممکن است به گردن شما آسيب بزند. 7.حتي الامکان هنگام خوابيدن از بالش کوتاه استفاده کنيد. به طوري که سرتان در امتداد بدن قرار گيرد نه اين که خم شود.
![]() 8.در موقع رانندگي تا آنجا که مي توانيد به فرمان نزديکتر بنشينيد تا مجبور نباشيد دستهايتان را دراز کنيد و به فرمان برسانيد چرا که به طور مستقيم و غير مستقيم ايجاد گردن درد مي کند. 9. صندلي که روي آن مي نشينيد و رانندگي مي کنيد حتماً بايستي داراي تکيه گاهي جهت گردن باشد. چرا که در بسياري از حوادث رانندگي از قبيل ترمزهاي شديد ( که باعث حرکت شديد رو به جلوي گردن مي شود) و برخورد شديد اتومبيل ديگري از پشت ( که باعث حرکت شديد رو به عقب گردن مي شود ) سبب آسيب نخاع در اثر شکستن و جابجايي مهره ها مي گردد. تمرينات و حرکات مفيد 1. گردن را ضمن سفت کردن عضلات آن به سمت عقب، چپ و راست حرکت دهيد. 2. از حرکات چرخشي گردن و سر خودداري کنيد. 3. شانه ها و عضلات اطراف را تقويت نماييد، چرا که با افزايش قدرت و تحمل اين عضلات، فشار کمتري روي مهره و ديسک هاي بين مهره اي وارد مي شود. الف) شانه هايتان را بالا ببريد و به گوشهايتان نزديک کنيد. 5 ثانيه نگه داريد، سپس آزاد نماييد. اين حرکت را روزي سه مرتبه هر مرتبه 30 بار تکرار نماييد. ب) شانه هايتان را به سمت عقب حرکت دهيد به طوري که کتف هايتان از پشت به يکديگر نزديک شوند اين حرکت را روزي سه مرتبه هر مرتبه 30 بار تکرار نماييد . 4. روي يک تخت دراز بکشيد و گردن تان را از پايين به بالا حرکت دهيد. اين حرکت را روزي يک بار و هر بار 40 مرتبه انجام دهيد. 5. هميشه حالتي نظامي وار داشته باشيد سر صاف و مستقيم ، نگاه به جلو، شانه ها عقب و بالا، و سينه بيرون، شکم داخل، چه در حالت ايستاده و يا راه رفتن يا نشستن . نوشته و تحقيق:عارف سعيدي – فيزيوتراپيست
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 23:49 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
دراين مختصر به برخي عوامل مؤثر در اين موضوع و راه حل هايي براي مقابله با آن مي پردازيم . عوامل مؤثر در اهمال كاري عبارت اند از: 1- تقدم انگيزه برعمل . گاهي افراد توجيه مي كنند كه : حال و حوصله ندارم . صبر مي كنم تا انگيزه پيدا كنم! درحالي كه ممكن است اين حوصله بيشتر، هيچگاه از راه نرسد. اشخاص موفق مي دانند كه كار، مقدم بر انگيزه است. مهم نيست كه دوست داريد يا نداريد دست به كار شويد. وقتي شروع كرديد برداشتن قدم هاي بعدي ساده تر مي شود. 2- الگوي تسلط . مسامحه كارها ، اغلب از رفتاراشخاص كارآمد، برداشتي غير واقع بينانه دارند. آنها فكر مي كنند افراد موفق هميشه احساس اطمينان و اعتماد به نفس دارند و به راحتي به هدف خود مي رسند. اين تصور كاملاً غير واقع بينانه است . رسيدن به اهداف غالباً با فشارهاي رواني همراه است و در راه رسيدن به هدف موانع و ناكامي هايي در انتظار است . افراد موفق هنگام بر خورد با موانع ، خيلي ساده آنها را مي پذيرند، در برابر مشكلات مي ايستند و با عزمي جزم به رويارويي با آنها مي روند. 3- ترس از شكست . گاهي فرد موفقيت را بيش ازحد مهم مي داند ، در نتيجه به جاي آن كه به استقبال خطر برود از آن مي گريزد. اشخاصي كه از شكست مي ترسند غالباً عزت نفس خود را با موفقيت مي سنجند و وقتي در كاري موفق نمي شوند خود را شكست خورده و ناكام مي پندارند. 4- كمال طلبي . بسياري از ما با اين باور بزرگ شده ايم كه بايد هميشه كارهايمان را عالي و بدون كم و كاست انجام دهيم ، بنابراين به دليل ترس از نقصان در كارها ، آنها را به تعويق مي اندازيم . 5-پاداش نگرفتن . بزرگترين نيروي انگيزه بخش در جهان، احساس شور و هيجان و رضايت از كاري است كه انجام مي دهيد. اگر احساس كنيد پاداش تلاش خود را مي گيريد، انگيزه شما براي كار ، بيشتر مي شود. آنچه بايد بدانيد ، اين است كه در نهايت همه اجر و پاداشها از درون انسان ناشي مي شود. تنها انديشه شما ست كه مي تواند شما را خوشحال يا ناراحت كند. اگر هرگز به خود امتيازي ندهيد و براي خود بهايي قائل نشويد ، به اين احساس مي رسيد كه هرگز نمي توانيد كاري براي خشنودي خود بكنيد، بنابراين امتحان كردنش بي معني است. 6-عبارت هاي بايد دار.عبارت هاي بايد دار معمولاً مؤثر نيستند ، زيرا احساس گناه ايجاد مي كنند و شرايطي فراهم مي سازند كه شما از انجام كار خودداري كنيد. گاهي اوقات هرچه بيشتر به خود بگوييد كه بايد كاري انجام دهيد، انجام آن كار به همان اندازه دشوار مي شود. 7- پرخاشگري انفعالي. مسامحه كارها اغلب از ابراز علني احساسات منفي خود واهمه دارند. ممكن است مخالف برخورد و اختلاف باشيد و ناراحتي را انكار كنيد. در اين صورت احساسات واقعي شما به صورت غير مستقيم ( يعني اهمال كاري) بروز خواهد كرد. 8- فقدان قاطعيت . خيلي ها به خاطر نداشتن قاطعيت و موافقت كردن با انجام كاري كه علاقه اي به انجام آن ندارند، اهمال كاري مي كنند. ممكن است به دليل آن كه مي خواهيد آدم خوبي باشيد تسليم خواسته هاي غير منطقي ديگران شويد. ممكن است از انتقاد ديگران بترسيد و يا از بحث با آنها واهمه داشته باشيد، در اين شرايط هر وقت به ياد آن كار مي افتيد از انجامش طفره خواهيد رفت.
شيوه هاي غلبه بر اهمال كاري:1- اوقات خود را تقسيم كنيد . براي هر كار زمان مشخصي در نظر بگيريد. اغلب اهمال كاري ها نتيجه عدم آگاهي از وقت مقرر براي انجام كارهاست. 2- ياد آوري . روش يادداشت برداري براي كارهايي كه بايد انجام شود مفيد است. بهتر است در فواصل ساعات روز به آنها مراجعه كنيد. 3- روش جزء به جزء . اين شيوه بهترين راه غلبه بر اهمال كاري است، بخصوص وقتي كارهاي زيادي از قبل روي هم انباشته شده باشد. دراين روش اول بايد اولويت ها را مشخص كنيد. اگر كارتان زياد است هر روز جزيي از آن را انجام دهيد و بر انجام كامل آن اصرار نورزيد. براي خود فهرستي از كارهاي ضروري تهيه كنيد تا همواره كارهاي مهم خود را در نظر داشته باشيد. 4- بازي با احتمالات . كساني كه كارهاي خود را به تعويق مي اندازند معمولاً منتظر فرا رسيدن زماني هستند كه به اصطلاح حال كاركردن پيدا كنند. وقتي كاري را با تأخير شروع مي كنيد ، در حقيقت شانس بهتر ارائه كردن آن را از دست مي دهيد، هرچه شروع به كار به تأخير افتد احتمال بدتر انجام دادن آن بيشتر مي شود. 5- هم پيماني . با خود عهد كنيد كه در انجام كارهايتان كوشا باشيد . براي انجام آنها با دوستي كه احياناً همين هدف را دارد قرار بگذاريد و با هم آن را دنبال كنيد. 6- تغيير محيط . محيط را به نحوي كه دوست داريد براي كار تغيير دهيد و عواملي را كه موجب حواس پرتي شما مي شوند دور كنيد. 7- پاداش . مي توانيد اموري را كه برايتان لذت بخش هستند مثل تماشاي يك برنامه تلويزيون – به عنوان پاداش براي انجام به موقع كارهايتان در نظر بگيريد. 8- تنبيه . تنبيهي كه در برابر هر كوتاهي ، براي خودمان مقرر مي داريم ، هشداري است كه ما را از تكرار و ادامه آن برحذر مي دارد. نوع تنبيه به ميل و سيلقه ما بستگي دارد. مي توانيم كاري را كه از آن بدمان مي آيد به عنوان تنبيه در نظر بگيريم و يا خود را از انجام يك برنامه لذت بخش – مثل ديدار دوستان – محروم كنيم
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 23:45 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 0:40 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
جام جم آنلاين: دانشمندان این مساله را که حشیش چگونه می تواند باعث بروز برخی بیماری های روانی مانند اسکیزوفرنی شود نشان داده اند. به گزارش بی بی سی ، گروهی از محققان کالج سلطنتی لندن به گروهی از داوطلبان سالم یکی از عناصر فعال حشیش موسوم به تتراهایدروکانابینول (T.H.C) دادند. آنها متوجه کاهش فعالیت بخشی از مغز که افکار منفی را دور نگاه می دارد در داوطلبان شدند. تصور می شود در سال های اخیر میزان «T.H.C» (tetrahydrocannabinol) موجود در حشیشی که در خیابان ها مبادله می شود دو برابر شده باشد (از شش درصد به ۱۲ درصد) که این به بهای کاهش سایر ترکیباتی که می توانند مفید باشند تمام شده است. ![]() مطالعه دیگری نشان داده است که یکی از این عناصر موسوم به کانابیدیول یا «سی بی دی» توان بالقوه تخفیف علائم ناراحتی های روانی را دارد و می تواند به عنوان مبنایی برای معالجات تازه به کار گرفته شود. هرچند آماری در این زمینه وجود ندارد اما تخمین زده می شود که تا ۵۰۰ هزار نفر در بریتانیا به حشیش وابستگی داشته باشند. در مطالعه موسسه روانپزشکی دانشگاه «کینگز کالج» محققان «تی اچ سی» ، «سی بی دی» و کپسول های بی خاصیت را برای داوطلبان بزرگسال مرد که از قبلا حشیش استفاده نکرده اند تجویز کردند. سپس مغز آنها اسکن شد و همچنین تحت رشته متنوعی از آزمایش های دیگر قرار گرفتند. نتایج نشان داد که فعالیت بخشی از قسمت جلویی مغز (کورتکس تحتانی پیشانی) که افکار و رفتار ناهنجار مانند ناسزاگویی و بدبینی را تخفیف می دهد در کسانی که «تی اچ سی» مصرف کرده بودند کاهش یافت. تاثیر مصرف «تی اچ سی» البته موقتی بود اما به نظر می رسید برخی آسیب پذیرتر از دیگران باشند. در یک مطالعه دیگر تیمی از پژوهشگران در دانشگاه ییل آمریکا «تی اچ سی» را به داوطلبان تزریق کردند. آنها دریافتند که حتی در دوزهای پایین علائم پریشانی روانی در ۵۰ درصد داوطلبان سالم بروز کرد. به نظر می رسید داوطلبانی که از قبل علائم ناراحتی روانی داشتند به خصوص آسیب پذیر باشند. پروفسور رابین موری، مشاور در موسسه روانپزشکی «کینگز کالج» گفت که این تحقیقات قوی ترین شواهد تا به امروز دایر بر تاثیر شدید حشیش بر مغز را فراهم می آورد. وی گفت: ثابت کردن آثار دراز مدت حشیش بسیار مشکل است زیرا دادن چنین موادی به داوطلبان برای دوره های طولانی غیراخلاقی و غیرعملی است. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 0:28 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 23:10 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 23:9 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 23:7 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 22:56 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
آيا مي دانيد كه ...● در آينده نزديك آموزش علمRelaxجهاني خواهد شد ● آرامش يعني شستشوي رواني از آلودگي هاي دروني ● براي گريز از بيماري ها به آرامش رو آوريد ● آرامش خوراك روح است ● در وضعيت آرامش ، بدن خود با توليد مواد شيميايي ضايعات و جراحات خود را ترميم خواهد كرد. ● آرامش موجب درمان روح مي شود و درمان روح موجب بهبودي جسم خواهد شد ● براي خودسازي بايد به آرامش روحي برسيم ● كنترل رواني جسم و روح با آرامش ● بدون كسب آرامش انسان از درون پوسيده و منحل مي شود ● بعد از رسيدن به آرامش روحي ، درد شيرين و گوارا و تسلي روح مي شود ● آرامش موجب افزايش قدرت خلاقيت و نوآوري مي شود ● مادر تمام درمان ها آرامش ●بدون عشق و ايمان به معشوق ازلي و ابدي آرامش نهايي و واقعي كسب نمي شود ● عشق برترين آرامش ● خداوند منبع آرامش ● آرامش زنجيرها و بندهاي رواني را پاره مي كند ● زندگي با آرامش شيرين و لذت بخش مي شود ● چند دقيقهRelax كاراتر از مصرف داروها و مواد شيميايي است ● شوخي و مزاح و خنده موجب نشاط و شادابي روح و روان و آرامش مي شود ● كنترل رواني جسم و روح با كسب آرامش ميسّر مي شود ●Relax بيماران موجب تسريع در درمان مي شود ● آرامش كودكان موجب رشد رواني و افزايش بازده مفيد آنها مي شود ● براي به كارگيري حداكثر بازده مفيد بايد با آرامش بر فشارها و استرس غلبه كرد ● آرامش والدين موجب نشاط و شادابي كودكان مي شود
فوايد و عملكرد آرامش● به طور كلي آرامش هم از عواقب و عارضه هاي روان – تني پيشگيري مي كند و هم موجب بهبودي و رفع عارضه ها مي شود وRelax علاوه بر تنظيم اتوماتيك جسم و روح ، باعث افزايش بازده مفيد نيز مي شود. ● سلول هاي مغز بر اثر خستگي و كاركرد زياد مواد زهرآلودي از خود توليد مي كنند كه باعث تخريب و فرسودگي آنها مي شود و اختلالاتي در مغز به وجود مي آيد و در ضمن ناراحتي هاي راون – تني را موجب مي گردد كه بر اثر آرامش سلول هاي تخريب شده ترميم مي شوند. ● چند دقيقهRelax عميق مي تواند به سرعت خستگي جسمي و روحي را كاهش دهد در حالي كه ممكن است يك خواب چند ساعته نتواند خستگي را كاهش بدهد و شخص بعد از بيداري باز هم احساس خستگي كند. ● طي تحقيقات جديد ، آن تقسيم بندي كه سابقاً براي غدد و اعصاب براي توليد هورمون ها و مواد شيميايي انجام شده بود نمي تواند به شكل مجزا درست باشد زيرا اعضا مي توانند مانند مغز تفكر داشته باشند و مغز مي تواند مانند لوزالمعده به توليد انسولين بپردازد. ●DNA در زخم ها و كوفتگي ها و در نهايت در كل بدن موجب ترميم سلول مي شود. اطلاعاتDNA ارثي و يا بر اثر تفكرات شخص ايجاد مي شود. درهنگامي كه بدن را در حالتRelax قرار مي دهيم با ايجاد يك تعادل در كل بدن در جهت ترميم و هماهنگي عمل كرده ايم. آرامش مختص مغز نيست بلكه در تمام عضلات و اندام ها مي توان ايجاد آرامش نمود و در نتيجه در لحظه اي كه در كل بدن ايجاد آرامش نموده ايم، علاوه بر تعادل و هماهنگي در يك عضو خاص ، هماهنگي و تعادلي بين آن عضو با كل بدن و ذهن ايجاد مي شود. ● بهترين توليد كننده داروهاي آرام بخش، خواب آور، برطرف كننده درد، آنتي بيوتيك ها و ... بدن است. بدن كه مواد شيميايي را به عنوان دارو ارسال مي كند از شعور خاصي برخوردار است به طوري كه ميزان داروي توليد شده با مقدار مصرف هماهنگي دارد. ● بدن مواد مخدري را براي ايجاد آرامش توليد مي كند كه اعتيادآور نيست ولي اگر با محرك هاي مكانيكي مانند: طب سوزني ، توليد مواد مخدر را در بدن زياد نماييم در شخص ايجاد اعتياد مي كند. پس ساخت اين مواد بايد تحت نظر شعور دروني باشد ؛ در ضمن اگر در وضعيت آرامش و يا تعادل رواني قرار بگيريم بدن به اندازه لازم مواد مخدر مي سازد. ● داروهايي كه براي دلخوشي بيمار داده مي شود مانند داروهاي واقعي براي آرامش اثر مي گذارند بخصوص اين كه داروي دلخوش كنك به عنوان يك داروي قوي در ايجاد آرامش معرفي شود.
فنون ريلكس تراپي1- آرامش عضلاني ● در اثر ترس و اضطراب و تنش حاصله تنسTense)) يا انقباض عضلاني ايجاد مي شود. بنابراين براي كاهش ترس و اضطراب مي توان تنش زدايي كنيم يا عضلات را وانهاده كنيم. نهايتاً در قبال آرامش و يا ريلكس تن، آرامش روان نيز ايجاد مي شود. ●بي حركتي و رهايي عضلات به سرعت مي تواند تنش حاصله و تنس عضلاني را كم كند و اضطراب و تنش هاي فكري را كاهش دهد. ● براي درك و آگاهي از ريلكس عضلات را در حالت تنس يا انقباض شديدتر قرار مي دهيم تا بعد از رهايي ، هم تفاوت انقباض و ريلكس را درك كنيم و هم به ريلكس عميق تري برسيم. ● تنس يا انقباض عضلاني در قسمت هاي مختلف ناراحتي هاي متفاوتي را ايجاد مي كند. تنس در گلو و تارهاي صوتي موجب لرزش يا خشن شدن صدا، تنس در عضلات سر موجب سردرد، و تنس در روده ها موجب كوليت يا دل دردهاي عصبي مي شود. بنابراين يك ريلكس عميق مي تواند همزمان تمام تنس يا تنش هاي حاصله را برطرف كند. ● براي ريلكس عضلاني در پنج مرحله از پاها شروع مي كنيم و بعد دست ها و سر و صورت، عضلات شكم ، كمر و سينه ؛ و در آخرين مرحله به تمرينات مركب به طوري كه چند عضله با هم ريلكس شوند اقدام مي كنيم. ● براي ريلكس مي توان از تمركز فكر بر روي عضلات استفاده كرد و آنها را شل و كرخت و بي حس كرد و با كنترل ذهني تمام عضلات را از حالت تنس خارج نمود ؛ و از ريلكس تمركزي مي توان در تمام حالات و شرايط استفاده بهينه كرد. ● وقتي عضلات با تمركز فكري ريلكس مي شوند بدين معنا نيست كه واقعاً عضله شل شده باشد بلكه با تمركز فكر پيام هاي انتقال عصبي را مجهز به كاهش تحريك عصب سمپاتيك مي كند و عضله از حالت تنس حاصله از تنش خارج و به حالت وانهادگي يا ريلكس در مي آيد.
● مرحله لتارژي يا موت كاذب از عميق ترين مراحل ريلكس است به طوري كه فرد در اين مرحله كاملاً بي حس مي شود و اگر تيغي به عضلات او بزنيد احساس درد نخواهد كرد. در اين حالت آرامش به حد اعلاي خود مي رسد و شخص در حالت خلسه و از خود بي خود شدن دور از هرگونه اضطراب و تشويش خاطر قرار مي گيرد. ● بعد از رهايي و شل و كرخت كردن عضلات ممكن است احساس سنگيني در عضلات حس شود و مي توان با تمركز فكر احساس سنگيني را افزود تا حدي كه نتوانيم حركتي كنيم و به مرحله آرامش عميق تر برسيم زيرا ايجاد سنگيني در اوج ريلكس است. ● در هر وضعيتي اگر خود را سنگين حس كنيد و اگر به طور كلي هميشه آرام و متين و سنگين حركت نماييد از يك آرامش هميشگي برخوردار خواهيد شد. ● در اثر احساس سنگيني ريتم تنفسي و ضربان قلب نيز آهسته و آرام خواهد شد و اين سنگيني موجب سنگيني و متانت در شخصيت شما نيز خواهد شد. ● يوگا ورزش روحي است كه مبادرت به تمرين آن موجب تقويت اعصاب و تنظيم و تقويت غدد داخلي و مقاوم شدن روح و ريلكس عضلاني و در نهايت كسب آرامش خواهد شد. ● براي كسب آرامش از طريق استحمام ابتدا بايد با استفاده از آب گرم تنس عضلاني را كاهش داد و سپس با آب سرد شور و نشاط و تقويت اعصاب را ايجاد نمود ؛ به طور كلي با استحمام روزانه مي توان به آرامش خوبي رسيد. ● دستگاه ارتعاش دهنده موجب تحريك عضلات مي شود و احساس شادابي و ريلكس مي كند. با تحريك مداوم عضلات چهره مي توان در حفظ جواني و جلوگيري از چين و چروك صورت اقدام نمود. ● حمام آفتاب موجب تحريك عضلاني مي شود و ايجاد شور و نشاط مي نمايد و روي دم و بازدم منظم و تقويت اعصاب شديداً مؤثر است ؛ البته ولي آفتاب شديد با تحريكات شديد فرد را عصبي تر نيز مي كند ولي استفاده بهينه از آفتاب شخص را خوش مشرب و اجتماعي مي كند.
فنون ريلاكس تراپي1- آرامش عضلاني 2- آرامش تنفسي 3- آرامش مغز 4- دفع سموم رواني 5- تخيلات ذهني آرام بخش 6- بيوفيدبك آرامش 7- آرامش متعالي 8- آرامش كاربردي
منبع :Relax therapy ( آرامش تن، روان ، ذهن ) تأليف :رسول فتحي
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 23:12 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
متخصصان تاكيد دارند، مصرف ميزان كمي از قرص هاي اكستازي مي تواند به توانايي صحبت كردن فرد آسيب برساند.
افراد تحت درمان با موسیقی، بوسیلهٔ راهنماییهای یك فرد متخصص كه در این زمینه آموزش دیده یا زیرنظر یك موسیقی درمانگر دارای مجوز فعالیت، به موسیقی های خاصی گوش می دهند و یا موزیكهایی را برای خود میسازند. موسیقی درمانی یكی از درمانهای هنری خلاق یا درمانهای بیانگر احساسات (شامل درمانهای هنری، شعر سرایی، درام درمانی و پسیكودرام ) می باشد.
مطالعات دانشمندان نشانگر اين مطلب است که با افزايش سن حافظه مردان بيش از زنان کاهش مي يابد.
مدیتیشن شکل مغز را تغییر میدهد به گزارش سلامت نیوز به نقل ازمهر، بنابر تحقیقات دانشمندان دانشگاه ویسکونتین، این آیین قدیمی می تواند در هزاره سوم به کنترل و توسعه ذهن انسان کمک کند و همچنین در درمان نوعی اختلال ذهنی که باعث تحلیل رفتار عادی و تنظیم تمرکز شده و ADHD (اختلال فعالیت غیر طبیعی کاهش دقت) نام دارد و به 3 تا 5 درصد کودکان آسیب می رساند، بکار رود. در این خصوص ریچارد دیویدسون سرپرست این تیم تحقیقاتی توضیح داد: "در حقیقت برخی از ویژگی های ذهنی که ظاهرا تغییرناپذیرند، می توانند با تمرینات مداوم با جهش های شگفت انگیزی مواجه شوند. مردم می دانند که تمرین می تواند توانایی بدن آنها را افزایش دهد اما اکنون تحقیقات ما بدون هاله ای از ابهام نشان می دهد که با تمرین حتی اقزایش توانایی های ذهنی نیز ممکن است." این تحقیقات که در مجله علمی "پلاس بیولوژی" منتشر شده کشف کرده است که افرادی که بطور متوسط 40 دقیقه در روز مدیتیشن می کنند، فضاهای مغز آنها دقت و توجه بیشتری از خود نشان می دهد بطوری که می توان گفت، حتی امکان تغییر دادن شکل مغز با انجام تمرینات ذهنی هم وجود دارد. دیویدسون تحقیقات خود را روی آیین باستانی "ویپاسانا" معطوف کرده است. این آیین بودایی بیش از 2 هزار و 500 سال پیش انجام می شده است که یکی از اهدافش کاهش تحلیل ذهنی و افزایش توانایی های حسی است. هدف اصلی انجام این تحقیقات، کشف روش های درمانی جدید برای معالجعه بیماران مبتلا به بیماری ADHD است. در این خصوص دیویدسون امیدوار است که در 5 سال آینده به نتایج مفیدی در ارائه روش های درمانی موثری به علم پزشکی شود. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 23:6 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
پژوهشگران آمريكايي اعلام كردند،افسردگي ممكن است نخستين علامت بروز بيماري پاركينسون باشد.به گزارش سلامت نیوز به نقل از پايگاه خبري نيوكرالا؛ در اين پژوهش محققان آكادمي اعصاب آمريكا با مقايسه يك هزار و 52 فرد مبتلا به پاركينسون با شش هزار و 634 فرد سالم و بررسي مسابقه مصرف داروي ضدافسرگي در اين افراد دريافتند ،ميزان مصرف داروهاي ضدافسردگي در سالهاي قبل از تشخيص بيماري پاركينسون در افراد تقريبا دو برابر افراد سالم بوده است. بنابراين گزارش، پژوهشگران اعلام كردند، مصرف داروهاي ضدافسردگي باعث بروز پاركينسون نمي شود بلكه تنها افسردگي علامت ابتدايي در بروز پاركينسون محسوب مي شود . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 22:54 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
جام جم آنلاين: تحقیقات نشان می دهد نگرانی ، اضطراب یا افسردگی منجر به نقص شناختی خفیف می شود. اگر می خواهید ذهن سالمی داشته باشید ، از نگرانی پرهیز کنید و شاد باشید. این پیام تحقیق جدیدی است که نشان می دهد احتمال ابتلای افرادی که مستعد نگرانی ، اضطراب یا افسردگی هستند به نقص شناختی خفیف (MCI) ، حالتی که غالبا به عنوان زمینه بیماری آلزایمر درنظر گرفته می شود ، بیشتر است. به گزارش ساینس دیلی محققان دریافتند درمیان افراد سالمند بدون نشانه نقص شناختی در آغاز مطالعه استرس مزمن پیش بینی کننده ابتلا به MCI است. تعیین میزان استرس مانند سنجش فعالیت ذهنی است. این ها فاکتورهایی هستند که استاندارد کردن و سنجش آنها در هریک از افراد دشوار است. البته 50 درصد افرادی که نقص شناختی خفیف دارند به زوال ذهن دچار نمی شوند و این مطالعه نباید افراد را دچار نگرانی کند اما همواره توصیه محققان این است که پرهیز از استرس و اضطراب به ارتقاء سلامت و به احتمال زیاد بهبود حافظه کمک می کند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 22:45 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 20:43 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
هنری موری در شهر نیویورک متولد شد، در همانجا به تحصیل پزشکی پرداخت و بالاخره انستیتو روانکاوی بوستون را بنا نهاد. او پیشنهاد کننده اصطلاح شخصیتشناسی (personology) برای توصیف مطالعه رفتار انسان است. او روی انگیزش تمرکز نمود که نیازی مشتق از تحریک درونی و برونی است، پس از تحریک آنقدر فعال باقی میماند تا کاهش یافته یا ارضا شود. موری آزمون اندریافت موضوع (TAT)را طرح نمود، روشی فرافکن که برای آشکار ساختن فرایندهای خودآگاه و ناخودآگاه روانی و زمینههای مشکلخیز مورد استفاده قرار میگیرد
زیگموند فرویدزیگموند فروید به عنوان بنیانگذار روانکاوی بیش از هر کس دیگری در تاریخچه روانشناسی هم مورد تحسین قرار گرفته است و هم به خاطر نظریههایش به طرز بیرحمانهای از او انتقاد شده است. به عنوان یک شخص هم تکریم و هم محکوم شده است و به عنوان یک دانشمند بزرگ بدعتگذار و کلاهبردار معرفی گردیده است. تحسین کنندگان و منتقدان فروید قبول دارند که تاثیر او بر روان شناسی ، روان درمانی بسیار زیاد بوده است.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 20:42 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
نتایج پژوهشهای یکی از محققان دانشگاه ارلانگنت آلمان نشان می دهد که دانشجویانی که در کلاس درس آدامس می جوند، تا 40 درصد بیش از سایرین مطالب را درک می کنند. به گفته این محقق، با این کار مغز، ذخیره ای دائمی از اکسیژن به دست می آورد که باعث بهبود عملکرد آن می شود.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 20:40 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
بررسیها نشان می دهد که گوش دادن به موسیقی های خاص و شاد بدون کلام به تعادل روحی و عاطفی کودکان کمک می کند اما تاثیری در هوش آنها ندارد. به گزارش سلامت نیوز به نقل از فاکس نیوز ارتباط بین گوش دادن موسیقی کلاسیک ازسوی کودکان و با هوش تر شدن آنها تا به حال ثابت نشده است. بنابراین گزارش، محققان تأکید کردند شنیدن موسیقی برای رشد عاطفی و تعادل روحی کودکان لازم بوده و از این رو مشخص شده که در وضع تکالیف کودکان نیز تاثیر دارد. در ضمن لذت بردن از موسیقی باعث افزایش روحیه و سر حال شدن کودکان و افزایش کوتاه مدت توانایی های آنها می شود. هم چنین احساس خستگی را نیز تا حدی کاهش می دهد زیرا موسیقی به طور چند گانه بر روح انسان تاثیر می گذارد.
موسیقی عینا مانند اخبار که توانایی تغییر آنتروپی مغز را دارد، حاوی انرژی است و بالاتر از آن حتی انرژیی دارد که علاوه بر تحریک مغز پا فراتر گذاشته و میتواند در تمام اعضای بدن انسان تغییر آنتروپی ایجاد کند. همانگونه که هر خبری توانایی تغییر آنتروپی مغز را ندارد هر موسیقی ای هم این قدرت را برای هر فردی ندارد. دلیل آن به ساختار مغزی انسان که نتیجه آن علایق و رفتار انسان ها است بر میگردد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 20:38 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
The penny drops دوزاریم افتاد. By George پناه بر خدا. Toss_up شیر یا خط انداختن. moody person آدم دمدمی مزاج، pig_ headed کله شق،یکدنده chicken_hearted بز دل lion_hearted شیر دل Narrow_minded کوته فکر open_minded روشن فکر Fancy free الکی خوش Brown study عالم هپروت Telling answer جواب دندان شکن Ran answer جواب سر بالا Spare my blushes خجالتم ندید Lord willing ان شاء الله ، به خواست خدا Lord(only) knows فقط خدا میداند که ........ Diamond in the rough لوطی، جوانمرد Pushy پر رووووووووووو،سمج From the bottom of my heart از ته قلبم. I'm in deep water تا خرخره تو قرضم. Flap your gums فک زدن. Dark Ages عصر جاهلیت as right as rain مثل شاخ شمشاد،سرومروگنده deep of winter شب یلدا Go to the dogs : از رده خارج شدن Pull strings : پارتی بازی کردن، اعمال نفوذ کردن (همونی که ما ازش بی نصیبیم) What fun it was : چه کیفی داشت! Not have a clue : بیق بودن Roly_poly : تپل مپل، چاق و چله Hand it to you : خیلی با هالی ، دمت گرم |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 20:20 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
آموخته ام ... که بهترين کلاس درس دنيا، کلاسي است که زير پاي پيرترين فرد دنياست. آموخته ام ... که وقتي عاشقيد، عشق شما در ظاهر نيز نمايان مي شود. آموخته ام ... که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد کردي. آموخته ام ... که داشتن کودکي که در آغوش شما به خواب رفته، زيباترين حسي است که در دنيا وجود دارد. آموخته ام ... که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است. آموخته ام ... که هرگز نبايد به هديه اي از طرف کودکي، نه گفت. آموخته ام ... که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم. آموخته ام ... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم. آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي. آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است. آموخته ام ... که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند. آموخته ام ... که پول شخصيت نمي خرد. آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 23:31 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
اکنون کارم سفر است مسافری تنهایم که در زبر کوله باری سنگین ،پشتم خم شده و استخوانهایم به درد آمده است و میروم و راه طولانی لحظه ها در پیش رویم تا افق کشیده شده است و از هر منزلی تا منزل دور دست دیگر ،لحظه ای است. و این چنین من باید صد هزار ،میلیون ها لحظه را طی کنم. تا برسم به یک روز (دکتر علی شریعتی) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 23:31 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 23:32 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
||||
|
|||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 23:18 توسط آذر حکمت نیا
|
|
|||||
|
|
|
|
|
-به ارقام و شاخص های غیرضروری همچون سن، قد، رنگ، نوع مو و ... توجه نکنید. کنترل برخی از آنها خارج از محدوده توانایی های ما است و سعی در تغییر برخی دیگر جز رنج و عذاب چیزی برای شما نخواهد داشت.
2- با دوستان شاداب خود ارتباط داشته باشید، افراد ناراحت روحیه شما را ضعیف می کنند.
3- سعی کنید همیشه در حال آموختن باشید مثلا در زمینه کامپیوتر، یک رشته هنری، باغبانی و یا هر چیز دیگر. هرگز نگذارید مغزتان بی کار باشد، مغز تنبل خانه شیطان و بیماری های روانی است.
4- از چیزهای ساده لذت ببرید و هرگز از مسائل کوچک رنجیده خاطر نشوید.
5- هفته ای چند بار با صدای بلند و طولانی و تا زمانیکه به نفس نفس زدن بیفتید بخندید، تحقیقات نشان می دهد خنده حتی اگر مصنوعی باشد برای انسان مفید است.
6- ناراحتی های زندگی را تحمل کنید و در صورت نیاز غصه بخورید زیرا تنها فردی که تا آخر عمر با ماست خودمان هستیم، غمخوار خود باشید.
7- خود را با آنچه که به آن علاقه دارید سرگرم کنید مثلا خانواده، موسیقی، اتومبیل، گیاهان، حیوان خانگی، سوغاتی و یا دیگر سرگرمی های مورد علاقه.
8- از سلامتی خود مراقبت کنید. اگر سلامتید، سلامت خود را حفظ کنید اگر سلامتی شما ناپایدار است آنرا بهبود بخشید و اگر خودتان نمی توانید ازعهده این کار برآیید از دیگران کمک بگیرید.
9- از سفرهای بد و خسته کننده پرهیز کنید، سفرهایی که بیش از آنکه برای شما چیزی داشته باشد شما را خسته کرده و آزار دهد. بجای آن می تواند آخر هفته ها را با خانواده یا دوستان به تفرجگاه ها بروید.
10- در هر فرصتی به کسانیکه دوستشان دارید ابراز علاقه کنید.
11- فراموش نکنید که خوشبختی جمع زمانهای حال است، از گذشته درس بگیرید، به فکر آینده هم باشید اما در زمان حال زندگی کنید. از بزرگترین مشکلات دست نیافتن به خوشبختی آن است که همواره تاسف گذشته را بخوریم و نگران آینده باشیم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 23:16 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
آب را گل نکنید شاید این آب روان میرود پای سپیداری..... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 14:54 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر خدا مرا جور دیگری می خواست، جور دیگری خلق می کرد. گوته تنها زندگی ای ارزشمند است که صرف دیگران شود. آلبرت انیشتین زیبایی چیزها در ذهنی است که در ذات آن ها تامل می کند. هیوم فکر می کنم بهتر از کسانی هستم که سعی دارند مرا اصلاح کنند. گوته کـدام خرد بالاتر از مهربانی است؟ ژان ژاک روسو کردار انسان بهترین مفسر اندیشه های اوست. جان لاک مشیت الهی فقط این نیست که باید سعادتمند شویم بلکه این است که باید خودمان را سعادتمند کنیم. کانت یک زندگی بلااستفاده ، یک مرگ زودرس است. گوته کلمات محبت آمیز کوتاه و آسان اند، ولی بازتاب آنها واقعا بی انتهاست. مادر ترزا بعضی ها در 25 سالگی می میرند و در 45 سالگی دفن می شوند. بنجامین فرانکلین هــــر چه نـور بـیشـتر بـاشـد، سایـه عمـیق تـر اسـت. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 14:19 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
تمركز حواستان را بهبود بخشيد
"نمي توانم حواسم را جمع كنم ، وقتي سعي ميكنم مطالعه كنم، فكرم پريشان ميشود."عدم تمركز حواس يكي از تكراريترين شكايتهايي است كه دردانشگاه ميشنويم .
تمركز حواس: توانايي هدايت فكري به سمت مورد نظرتان است .بعضي اوقات همه ما توانايي تمركز حواس را داريم . زماني را در نظر بگيريد كه غرق در خواندن داستاني زيبا هستيد، يا تار يا پيانو مينوازيد ويا مجذوب يك فيلم سينمايي شدهايد؛ در اين موقع به
مركز محض رسيدهايد. هرگاه حواستان متمركز نميشود و ذهنتان از چيزي به چيز ديگر معطوف ميشود در اين حالت شما بايد راهبردهاي تمركز حواس را تمرين كنيد و ياد بگيريد اين كار مستلزم موارد زير است1ـ يادگيري خود نظمبخشي ذهني 2ـ مرتب كردن عوامل به نحوي كه بيدرنگ بتوانيد آن را كنترل كنيد. ذهن سرگردانتان را تربيت كنيد:
يادگيري خود نظم بخشي ذهني براي بهبود تمركز حواس:
بهبود تمركز، آموختن يك مهارت محسوب ميشود.يادگيري هر مهارتي نياز به تمرين دارد خواه اين مهارت بازي بسكتبال، رانندگي، تايپ، نوشتن باشد و خواه تمركز حواس. اين راهبردها را با دارو اشتباه نگيريد. وقتي شما دارويي مصرف ميكنيد، آن بدون كمك شما روي بدنتان عمل ميكند. راهبردهاي تمركز حواس مستلزم تمرين است. با شروع تمرين در همان روزهاي نخست احتمالا متوجه تغييراتي ميشويد. با تربيت ذهنتان از طريق تمرين برخي مهارتها به مدت چهار تا شش هفته، بهبود قابل توجهي را در خود شاهد خواهيد بود. اين دوره زماني از سالهاي طولاني كه بدون تمركز سپري كردهايد ، بطور قابل ملاحظهاي كوتاهتر است. q تمرين تمركز حواس را با تمرينهاي زير آغاز كنيد o حالا اينجا باش. o روش عنكبوتي o وقت تفكر درباره مسائل نگران كننده بعدها، شما ميتوانيد هر راهبرد ذهني ديگري را كه به نظرتان نويد بخش ميآيد، امتحان كنيد. صادقانه آنها را محك بزنيد و دست كم به مدت سه روز آنها را بكار بريد. اگر شما متوجه تغييرات، هرچند اندك، شديد، بدين معناست كه آن راهبرد ارزشمندي است و با تمرين بيشتر تمركزتان را بهبود خواهد داد. همچنين، هم اكنون عواملي دراطراف شماست كه تغيير آن چه بسا سودمند باشد. "حالااينجا" احتمالا اين فن ساده فريبنده، بسيار مؤثر است. وقتي متوجه ميشويد كه فكرتان از موضوع منحرف شده است، به خودتان بگوييد: " حالا اينجا باش" و به آرامي توجهتان را به جايي كه ميخواهيد برگردانيد. براي مثال: شما در كلاس هستيد وتوجهتان از سخنان استاد به تكاليفي كه داريد، به قرار ملاقاتتان و به احساس گرسنگيتان معطوف ميشود در اين هنگام به خودتان بگوييد: "حالا اينجا باش" و دوباره حواستان را متمركز كنيد و تمركزتان را به سخنان استاد برگردانيد و تا جايي كه ممكن است اين حالت را حفظ كنيد. اگر دوباره ذهنتان پريشان شد تكرار كنيد: "حالا اينجا باش" و خيلي آرام ذهنتان را دوباره متوجه موضوع گردانيد.ممكن است متوجه شويد كه فكرتان اغلب پريشانت ميشود (چند دقيقه به چند رقيقه ) در اين حالت هر بار بگوييد: "حالا اينجا باش" و دوباره حواستان را متمركز كنيد. سعي نكنيد افكار بخصوصي را از ذهنتان دور كنيد. براي مثال :همين طور كه اينجا نشستهايد ، چشمهايتان را ببنديد و به مدت سه دقيقه به هر چيز كه ميخواهيد فكر كنيد، بجز شيريني. سعي نكنيد به شيريني فكر كنيد، وقتي شما سعي در فكر نكردن به چيزي داريد آن چيز به ذهن شما برميگردد. (من قصد ندارم به شيريني فكر كنم، من قصد ندارم به شيريني فكر كنم ) وقتي متوجه ميشويد كه افكارتان تمركز ندارد، به آرامي آن فكر را به حال خود بگذاريد و با خودتان مرتب اين جمله را بگوييد. "حالا اينجا باش" به حال برگرديداگر شما فردي طبيعي هستيد، چه بسا اين كار را صد بار در هفته انجام دهيد، شما درخواهيد يافت، هر روز كه پيش ميرويد فاصله زماني بين منحرف شدن افكارتان كمي بيشتر ميشود . بنابراين صبور باشيد و آن را حفظ كنيد. ميبينيد كه پيشرفت خواهيد كرد. "روش عنكبوتي " اين هم راهبرد ديگري است كه بطور فريبندهاي ساده به نظر ميرسد . اين روش شالوده تمركز حواس به شمار ميآيد، زيرا به شما كمك ميكند كه تمركز حواستان را حفظ كنيد و از حواسپرتي دورتان سازد.دياپازون مرتعش را كنار تار عنكبوتي بگيريد عنكبوت به آن واكنش نشان ميدهد و برميگردد تا ببيند چه چيزي تارش را ميلرزاند . اين كار را چندين بار انجام دهيد. در اين حالت عنكبوت ميفهمد كه هيچ نوع حشرهاي درآن جا نيست و دست از جستجو برميدارد . شما ميتوانيد از اين آزمايش درس بگيريد. خودتان را آموزش دهيد كه تسليم حواس پرتيها نشويد. وقتي كسي وارد اتاق ميشود، زماني كه شخصي در را محكم و با سرو صدا ميبندد، رويتان را به سمت آنها برنگردانيد. بلكه ذ هنتان را به آن چيزي كه مقابل شماست متمركز سازيد. استفاده از روش "حالا اينجا باش"به شما كمك ميكند به هنگام حواس پرتيهايگذرا، دوباره تمركزتان را بهدست آوريد اين كار را درموقعيتها ي متعدد مانند موارد زير تمرين كنيد.دركلاسهاي درس بگذاريد افراد بيايند وبروند، سرفه كنند؛ بدون اينكه كوتاهترين نگاهي به آنها بكنيد، گويي آنها آنجا نيستند و در ضمن بين خودتان و استاد تونلي برقرار كنيد.وقتي با كسي در حال گفتگو هستيد توجهتان را به او معطوف داريد. به صورتش بنگريد و به گفتههايش توجه كنيد، بقيه دنيا را از ذهنتان بيرون كنيد. "اوقات نگراني با تفكر" هر روز وقت خاصي را به تفكر درباره موضوعاتي اختصاص دهيد كه به ذهن شما وارد ميشوند و درتمركز حواستان مداخله ميكنند (يك وقت تفكر) براي نگراني خود اختصاص دهيد. براي مثال بين ساعت 4:30 تا 5 عصر را وقتي ذهن شما درطي روز به سوي نگرانيها رفت، به خودتان ياد آور شويد كه شما وقت ويژهاي برای پرداختن به نگرانيها داريد. سپس بگذاريد فكرتان به زمان حال برگردد و تمركزتان را به فعاليت جاري معطوف داريد.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 13:54 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
برخی از روانشناسان عقيده دارند رنگی که برگزيده و دلخواه کسی است ميتواند گويای خصوصيات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زير چکيده ای است که بر اساس اين نظريه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده:
قرمز: خوش قلب اما خودپرست اين رنگ مظهر شدت و زياده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاری و خشونت و خون و آتش. كسی كه به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي تواند در زندگی بی تفاوت باشد. اين گونه اشخاص تند و سركش و در عين حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.
قضاوتهاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستي هايشان مي شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جويا شدن علت مي جنگند.
دو عيب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصيات متضادی هستند.
صورتی: مورد علاقه ديگران رنگ صورتي درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملايمتر دارا می باشيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندی نشان نمی دهيد. ديگران را خوب درك مي كنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار می كنيد و به دليل نشاط و شادابي تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايي كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواري های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند.
آبی: نظم، پشتكار، تنهايی رنگ آبی از رنگهايی است كه طرفداران زيادی دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، كاملاً می توانيد هوس و احساسات و هيجانات خود را كنتر ل كنيد. ظاهر آرام شما ديگران را وادار مي كند كه به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد.
در خريد و پوشش لباس قناعت می كنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروری كه داريد ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنند.
كارهای خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معينی انجام مي دهيد. يكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست.
ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران رنگ اسرارآميز و باشکوهی است. دوستداران اين رنگ پيوسته مجذوب زيبايی ها و ظرافتها مي شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با اين دسته لذتبخش است که امور معنوی بيشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نيز هست! قهوه ای: قابل اعتماد اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وكمی فيلسوف مآب هستيد. به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن كه كمتر تصميم می گيريد اما هر بار كه تصميمی بگيريد آن را به مورد عمل می گذاريد.
شما كاملاً در نگهداري پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهی اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزی در پيش می گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد.
خاكستری: احساس بی نيازی اين رنگ مظهر چشم پوشي از خوشی های دنياست. كسانی كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به اين رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال ميدانند و در زندگي احساس بی نيازی می كنند. در عشق بر افراد مسن تر از خود تمايل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ايده به آنها برتری دارند خيلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.
پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز رنگی است تركيبی و آنهايی كه اين رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نيستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند. نفوذ در اين گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نيستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد اين دسته با كسی كه خصوصيات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند.
سبز: كنجكاوی رنگ سبز طبيعت وتازگی است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگي با شما آسان است. نقطه اشتراك فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی داريد روابط شما با ديگران بر پايه ی اصول و قرارداد است. دوست نداريد كه در زندگيتان حوادثی به وقوع پيوندد اما كنجكاوانه به ماجراهای زندگی ديگران توجه داريد.
فيروزه ای: اسرارآميز و پند ناپذير دوستداران اين رنگ اسرارآميزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصايح ديگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فيروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است. سياه: خوش ذوقی و ظرافت طبع اين رنگ برخلاف عقيده ی همگان رنگ نوميدی و عزا نيست بلكه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام می گذاريد و برای آن كه ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه كمكی به آنها دريغ نمی كنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آسانی مي پذيريد. يک نکته ی رنگی :
توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغيير می كند به دليل آن كه خصوصيات اخلاقيتان نيز در ساليان دراز تغيير خواهد كرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقيده خود را عوض كنيد به علت ضعف شما و يا به علت نيازتان به تغيير محيط است. منبع : http://www.iranhealers.com |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 13:52 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتي کودکان دروغ ميگويند، والدين از خشم برافروخته ميشوند. به خصوص وقتي که دروغ آشکار است و دروغگو بيتجربه. شنيدن پافشاري کودک در اينکه به رنگ دست نزده است يا شکلات را نخورده است، وقتي که صورت و پيراهنش خلاف گفتهاش را ميرسانند، بسيار خشمآور است. چرا کودکان دروغ می گویند ؟ گاهي اوقات کودکان بدين خاطر دروغ ميگويند که اجازه ندارند حقيقت را بر زبان بياورند. وقتي کودک به مادرش ميگويد که از برادرش متنفر است، مادر شايد او را به خاطر اين حقيقتگويي تنبيه کند. اگر همين کودک در آن لحظه برگردد و آشکارا به دروغ اظهار کند که حالا ديگر برادرش را دوست دارد، مادرش شايد به او پاداش بدهد و او را محکم در آغوش بگيرد و ببوسد. خوب، شما فکر ميکنيد اين کودک چه نتيجهاي از اين تجربه خواهد گرفت؟ وي نتيجه خواهد گرفت که آدم را به خاطر حقيقتگويي کتک ميزنند، و به خاطر دروغگويي به آدم پاداش ميدهند و نيز به اين نتيجه ميرسد که مادرش دروغگوهاي کوچولو را دوست دارد. ما اگر ميخواهيم راستگويي و صداقت را به کودک ياد بدهيم، پس بايد براي گوش دادن به حقايق تلخ به همان اندازه حقايق دلپسند، زمينه داشته باشيم. اگر قرار است کودک صادق و راستگو بار بيايد، پس نبايد او را تشويق و تحريک کرد که درباره احساساتش دروغ بگويد، حال اين احساسات چه مثبت باشند، چه منفي، و چه دمدمي مزاجي. کودک از واکنشهايي که ما در برابر احساسات بيان شده او نشان ميدهيم، ياد ميگيرد که آيا صداقت و راستگويي بهترين حقيقت است يا نه
وقتي کودکان به خاطر گفتن حقيقت تنبيه ميشوند، براي دفاع از خودشان دروغ ميگويند. همچنين دروغ ميگويند تا آنچه را که در واقعيت فاقد آن هستند، در خيال به دست آورند. دروغها بيان کننده ي حقايق مربوط به اميدها و دلهرهها هستند. دروغها آشکارکننده ي آن چيزي هستند که فرد ميخواهد انجام دهد يا باشد. براي شنوندهاي که خوب ميفهمد، دروغها آنچه را که دروغگو سعي در پنهان کردنش دارد، آشکار ميکنند. واکنش کامل و پخته نسبت به يک دروغ بيشتر بايستي درک مفهوم آن دروغ را منعکس سازد، نه انکار مفهوم آن يا محکوميت فرد دروغگو. ما از طريق اطلاعاتي که از دروغها کسب ميکنيم، ميتوانيم به کودک کمک کنيم تا واقعيتها را از افکار پوچ و خيالي تشخيص بدهد. وقتي پسر بچهاي به ما خبر ميدهد که براي عيد، فيل زندهاي را به عنوان هديه ي سال نو دريافت کرده، اگر پاسخ دهيم:«تو دلت ميخواست اين طور بود»، مفيدتر خواهد بود تا اينکه دروغگويي او را ثابت کنيم و دست به انکار گفته ي او بزنيم. جملات زير هم مفيد هستند: «تو دلت ميخواهد يک فيل داشتي!» «تو دلت ميخواهد براي خودت يک باغ وحش داشتي!» «تو دلت ميخواهد يک جنگل پر از حيوان داشتي!» «ببينم براي عيد چه چيزي هديه گرفتي؟» دروغهايي که محرک داشتهاند
والدين نبايد سوالاتي از کودکان بکنند که کودک به منظور دفاع از خود پاسخ دروغ به آنها بدهد. کودکان از اينکه پدر و مادر از آنها سوال و پرس و جو کنند متنفرند؛ به خصوص هنگامي که گمان ميکنند والدينشان از قبل پاسخها را ميدانند. کودکان از سوالاتي که نقش دام را دارند بيزارند، سوالاتي که وادارشان ميکند يا ناشيانه دروغ بگويند و يا حقيقت را برزبان بياورند و خجالت بکشند. «جان» هفت ساله تفنگ نوئي را که پدرش براي او خريده بود، شکست. او از اين اتفاق وحشتزده شد و تکههاي تفنگ شکسته را در زيرزمين خانه پنهان کرد. وقتي پدر آنها را يافت، با لحني عصباني چند سوال از «جان» کرد که سرانجام به يک فاجعه منجر شد: پدر: «تفنگي که تازه برايت خريدم کجاست؟» «جان»: «يک جا همين دور و برها.» پدر: «نديدم که باهاش بازي کني.» «جان»: «من نميدانم کجاست.» پدر: «برو پيدايش کن. ميخواهم آن را ببينم.» «جان»: «شايد يکي آن را دزديده.» پدر: «اي دروغگوي لعنتي! تو تفنگ را شکستي! خيال نکن که ميتواني ازش قسر در بري. توي اين دنيا يک چيز هست که من ازش متنفرم و آن هم دروغ است.» و سپس پدر کتکي به «جان» زد که او مدت زيادي به ياد داشت. اين جنگ و جدل غيرضروري بود. به جاي آنکه دزد و پليس بازي کنند، خيلي مفيدتر بود که پدر به پسرش چنين ميگفت: «اين طور که ميبينم تفنگ نويت را شکستهاي.» «زياد دوام نياورد.» «حيف شد. تفنگ گرانقيمتي بود.» کودک شايد چند درس با ارزش ميآموخت: - پدر درک ميکند. - من ميتوانم مشکلاتم را به او بگويم. - من بايد از هديههايش بيشتر مواظبت کنم. برخورد با دروغگويي و عدم صداقت کودک
خط مشي ما در برابر دروغگويي مشخص است: از يک طرف ما نبايد بازپرس بازي در بياوريم و کودک را هي سوال پيچ کنيم و موضوع را بزرگ جلوه دهيم. از طرفي ديگر، بايد حتماً و بدون ترديد رک و پوستکنده حرف بزنيم. وقتي پي ميبريم که از زمان برگشت کتابي که کودک از کتابخانه گرفته بود، گذشته و کودک هنوز کتاب را به کتابخانه پس نداده، ما نبايد بپرسيم که «کتاب را برگرداندهاي به کتابخانه؟ مطمئني؟ پس چه شده که کتاب هنوز اين جا مانده؟» بلکه به جاي آن، چنين خاطر نشان ميکنيم: «مثل اينکه از زمان برگشت اين کتاب به کتابخانه گذشته.» وقتي از مدرسه اطلاع ميدهند که بچهمان در امتحان رياضياش مردود شده، نبايد از او بپرسيم: «در امتحان رياضي قبول شدي؟ مطمئني؟ خوب، اين دفعه ديگر دروغ دردت را دوا نخواهد کرد! با معلمت صحبت کرديم و دانستيم جناب عالي با چه وضعي مردود شدي.» در عوض، به طور صريح و پوست کنده به فرزندمان ميگوئيم: «دبير رياضيات به ما گفت که تو در امتحان نمره قبولي نياوردهاي. ما به خاطر اين مسئله نگرانيم و نميدانيم چه کمکي از دستمان بر ميآيد تا برايت انجام بدهيم.» ما کودک را تحريک نميکنيم تا براي دفاع از خودش دروغ بگويد و نيز، آگاهانه براي کودک فرصت ايجاد نميکنيم که دروغ بگويد. وقتي کودک قطعاً دروغ ميگويد، واکنش ما نبايد غيراخلاقي و داراي هيجان شديد باشد، بلکه بايد واقعي و دور از احساس باشد. ما ميخواهيم کودکمان بداند که نيازي ندارد به ما دروغ بگويد. منبع: برگرفته ازکتاب :راه حل هاي جديد براي مسائل قديمي نويسنده:دکترهايم جي. گينات - ترجمه:سياوش سرتيپي |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 18:49 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 18:44 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
رود با تمام بیرحمی با موجهای میرغضب خود مشت محکمی به سبزهء کنار ساحل میزد تا ریشه های ضعفیش را از شنزار کنار ساحل بکند. سبزه با صدای بلند داد میزد : ای شنهای مهربان نگذارید موجها مرا به اعماق وجود خود بکشند.ولی غافل از این بود که شنها یارای مقابله با موجها را ندارند و خود به وسیلهء این موجهای ظالم از مادران خود جدا شده بودند و به اینجا به تنهایی و کوچکی آورده شده بودند. سبزهء کوچک ما هر چه بیشتر تقلا می کرد موجها بیشتر و حریص تر به او مشت میزدند و ناگهان دو انگشت مهربان به او رسید و اورا از جا کند و کمی دورتر از موجها او را دوباره در شنزار کاشت اینجا دیگر سبزه در امان بود سبزه نفسی تازه کرد و از این که نجات یافته بود هزاران مرتبه سپاس و شکر گذارد و دو انگشت مهربان خشنود از ناجی بودن یک معصوم . ولی دو انگشت مهربان از این غافل بود که سبزهءکوچک ما هنوز تاب تحمل شلاق های ظالمانهء خورشید را ندارد. سبزه با صدای بلند فریاد میزد : ای ابرهای مهربان نگذارید زیر شلاق استبدادی کمر خم کنم . ولی غافل از این بود که ابرها خود به وسيله اين خورشيد ظالم از مادران خود جداشده بودند و به اينجا يعني به تنهايي و كوچكي آورده شده بودند. پس در آن دم آخر با کمر خم شده و جسم خشک شده اش با خود چنین گفت : ( بی گمان برای باختن آمده ایم ) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 18:38 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
مقدمه: همستر از خانواده جوندگان است،همستر همه چيزخوار(omnivorous) است و به اين جانور مي توان ميوه، سبزيجات و دانه ها را هم(بغير از غذاهاي اصلي) بعنوان غذا داد. خانه همستر:
اینگونه لانه برای همستر در ایران ساخته نمیشود ولی تهیه ی آن در بازار ایران ممکن است . این لانه دقیقا برابر نیاز های حیوان ساخته شده است . سرسره - تونل - ظرف غذا و اتاق خواب تماما در این لانه تعبیه شده است . در قسمت بالایی لانه ، خارج از لانه محوطه ای محصور است که درون آن برای ورزش و تحرک حیوان چرخ و فلک نصب شده است. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 18:35 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
اثرات وعوارض قرص شادي بخش Ecstasy مصرف مواد مخدر از راههاي متداول نظير كشيدن ترياك و مصرف هروئين در سالهاي گذشته اكنون به مصرف قرص هاي وارداتي يا دست ساز خطرناكتري به نام اكستيسي تبديل شده است. قرص هايي كه مصرف آنها با نام قرص شادي بخش - قرص X -قرص اكسي - قرص E پارتي و ...در بين جوانان متداول شده است كه رنگي شبيه اسمارتيز وطرح و نشانهاي مختلف از جمله صليب - لنگر - طرح پرندگان - دولفين و...دارد كه فرد پس از مصرف آنها دچار حالتي مي شود كه به آن سفر مي گويند سفري كه زاييده توهمات ذهني است اكستيستي يااكستيسي چيست؟ اكستيستي يكي از مشتقات آمفتامين است در ابتدا در آلمان به عنوان ضد اشتها وسپس تنظيم كننده خلق و خوي معرفي گرديد ولي تا كنون هيچ گونه كاربردي براي آن به عنوان دارو مورد پذيرش مجامع علمي قرار نگرفته است اكستيسي اغلب به شكل قرص كپسول پودر و گاهي تزريقي مورداستفاده قرار ميگيرد پزشكان معتقدند كه يكي از علل اشتياق به مصرف اين قرص تاثير آن بر حافظه حسي است. واقعيت اين است كه با تقويت حافظه يك حس ارتباط برقرار ميشود وبدون وجود عوامل بيروني تحريك ميگردد . از قرار معلوم مصرف آن توسط جوانان موجب تخليه انرژي فراوان ميشود و مصرف كنندگان مدعي بدست آوردن احساسات مثبت از قبيل احساس داشتن انرژي فراوان همدلي و همدردي با ديگران كاهش اضطراب ودر عوض كسب آرامش و عالي به نظر رسيدن همه چيز هايي كه در اطراف مي گذرد هستند.نياز به خوردن و خوابيدن نيز كاهش پيدا مي كند . اثر آن 20 دقيقه تا يك ساعت پس از مصرف آغاز مي شودو4 تا 6 ساعت طول مي كشد. تاثير عمده اكستيسي افزايش آزادسازي سروتونين از پايانه عصبي پيش سيناپسي و ممانعت از بازجذب آن -تخليه سروتونين مغز -مهار آنزيم مونو آمين اكسيداز و در نتيجه ممانعت از كاتابوليسم سروتونين و در نهايت كاهش غير مستقيم اثر دوپامين است اكستيسي در اولين بار مصرف عوارض ماندگار و دراز مدت بر جاي مي گذارد . ابتدا حالت سرخوشي موقت به مصرف كننده دست مي دهد و شخص راغب مي شود براي حفظ اين حالت مقدار مصرف را افزايش دهد. عوارض جانبي عوارض جانبي كه ممكن است بسرعت ايجاد شود عبارتند از :گيجي و اختلال حواس- اختلال در خواب -اضطراب وتشويش -قفل شدن دندانها - تاري ديد- آكنه شبيه بثوران پوستي-عطش- بالا رفتن دماي بدن- آسيب مغزي - افسردگي - اعتياد - بدگماني- توهم- لرز و تعريق- آسيب كبدي و رفتار تهاجمي كه با ادامه مصرف تشديد مي شود.مصرف نكردن آب همراه قرص ميتواند بدن را با خطر كم آبي وتشنج روبه رو كند. علايم بد گماني در طول مدت مصرف آن دارو و حتي گاهي هفته ها پس از مصرف آن وجود دارد. حركات سريع چشم - غش و تلاش براي به دست آوردن دارو - گوشه گيري فرد از خانواده و دوستان -مشكلات عاطفي-ترس -ضعف و سستي نيز غالبا ديده مي شود. سميت مسموميت ناشي از اكستيسي به صورت كوتا مدت و بلند مدت و عمدتا در ارتباط با اختلالات رواني ظاهر مي شود.حقيقت اين است كه اثرات سمي اين دارو بسيار پيچيده است . علايم مشخص مسموميت عبارتند از:گشاد شدن مردمك چشم -آشفتگي - بيقراري -تهييج-توهم- بي اختياري- تپش قلب - پرفشاري خون -افسردگي و مرگ در اثر نارساريي قلبي يا گرمازدگي شديد و ناراحتي هاي بنفسي . اكستيسي سبب از بين رفتن سلولهاي توليد كننده سروتونين كه در تنظيم خواب و قعاليت جنسي وحساسيت به درد نقش مستقيمي ايفا مي كنند در مغز مي شود.گاهي آسيب سلول هاي توليد كننده دوپامين نيز ديده شده است. افرادي كه به صورت تنفني از آن مصرف مي كنند نيز همانند مصرف كنندگان دايمي در معرض آسيب هاي پايدار مغزي قرار دارند و گفته مي شود عوارض آن در زنان بيشتر است نكته ديگر مصرف قرص هاي اكستيسي اعتياد ويران كننده به آن است زيرا به تدريج باعث وابستگي رواني به آن مي شود بطوري كه معتاد به راحتي نمي تواند آن را ترك كند و اين در حالي است كه جوانان و خانواده هاي از عوارض اين ماده شيميايي تازه وارد اطلاع دقيقي ندارند. در پايان بايد بدانيم كه اگر چه اين ماده مخدر نيست و مصرف آن وابستگي جسماني به بار نمي آورد ولي چون از دسته داروهاي روان گردان است موجب تحمل در فرد مي گردد.و فرد مجبور است مقدار آن را براي رسيدن به حالت سرخوشي اوليه مرتب افزايش دهد توليد اين قرص در تمام كشورها غير قانوني است و مخفيانه صورت مي گيرد در حقيقت در ليست مواد قاچاق قرار دارد سايتهاي مرتبط : منبع: پايگاه جامع اطلاع رساني پزشكان ايران www.irteb.com |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 21:14 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
استرس واکنش فيزيکي بدن به موقعيتهاي ناخوشايند به عنوان بخشي جدانشدني از زندگي انسانها است.تعريف استرس کار بسيار دشواري است زيرا استرس وارده به هر فرد يا شخصي متفاوت از ديگري است. استرس خفيف از موضوعاتي نظير از دست دادن اتوبوس، ايستادن در صف به مدت طولاني و يا اخذ يک برگ جريمه و استرس شديد از طلاق، مشکلات خانوادگي و مرگ يکي از اعضاي خانواده ناشي ميشود. همچنين استرس ميتواند جسمي يا روحي باشد. استرس جسمي ناشي از کمخوابي، فعاليت جسمي شديد، رژيم ناسالم غذايي و يا بروز بيماري رخ ميدهد و استرس روحي از نگرانيهاي مالي، پشت سر گذاشتن يک تجربه دردناک، بازنشستگي و اخراج از کار به وقوع ميپيوندد.با اين همه حجم زيادي از استرس از وظايف و مسئوليتهاي روزانه ما و موضوعات عادي نشأت ميگيرد. وظايف و فشارهاي ناشي از امور روزمره را غالبا با کمي مدارا از سر ميگذرانيم اما غافليم که بدن در مقابل اين هيجانات روحي بطور خودکار واکنش نشان ميدهد. افزايش فشار خون، تند شدن تنفس و ضربان قلب و افزايش جريان خون در ماهيچهها کمترين واکنش بدن نسبت به بروز يک استرس خفيف است. بدن به هنگام استرس نياز به انرژي کافي براي واکنش در مقابل آن دارد و اينجاست که در صورت عدم سازگاري با شرايط استرسزا سلامت بدن به طور جدي به خطر ميافتد.براي مقابله با استرس ميتوان راههايي را پيشنهاد کرد اما نبايد فراموش کنيد که به کار بستن کامل آنها و استمرار، تنها شرط تاثير اين راهکارها در زندگي شماست.عزم و اراده، پشتکار و زمان را از خاطر نبريد و سطح تحمل خود در برابر استرس را بسنجيد. چند نکته درباره استرسواقع بين باشيد: اگر مشغله خيلي زيادي داريد ياد بگيريد که به کارهاي کماهميتتر نه بگوييد. شايد بيش از اندازه از خود توقع داريد و يا ديگران توقع زيادي از شما دارند.اگر با مقاومتي روبرو شديد دليل آن را بازگو کنيد و سعي کنيد خود را با برنامه جديدي سازگار کنيد.از خود توقع بيجا نداشته باشيد: هيچکس کامل نيست بنابراين به دنبال کمالگرايي محض نباشيد.از خود بپرسيد چه کاري لازم است که انجام دهم، ميتوانم آن را انجام دهم و براي بهتر انجام دادن آن چه کارهايي بايد بکنم و کمک خواستن از ديگران را در صورت نياز فراموش نکنيد.حفظ آرامش: ده تا بيست دقيقه استراحت ذهني ميتواند براي از سر گذراندن يک استرس شديد به شما کمک زيادي کند. ضمن اينکه تحمل شما را نيز افزايش ميدهد. از هر وسيلهاي براي کسب آرامش از گوش کردن به موسيقي تا استراحت و فکر کردن به چيزهاي خوب و لذتبخش بهره ببريد.استفاده از قوه تخيل: با استفاده از قوه تخيل راههاي بهتر کنار آمدن با استرس را تجربه کنيد.ارائه يک سخنراني و انتقال به يک مکان جديد در ذهن ميتواند باعث افزايش اعتماد به نفس شما شده و ديدگاه مثبتي در ذهن شما نسبت به موقعيت و يا کار استرسزا به وجود آورد.به انجام يک کار خاص مبادرت ورزيد: تحت استرس و فشار شديد حتي انجام يک کار معمولي نيز طاقتفرسا به نظر ميرسد. بنابراين بهترين کار اين است که فقط به انجام يک کار فکر کنيد و سپس به کار ديگري بپردازيد. درگير کردن خود با چند وظيفه و کار کوچک هرچند جزئي و کماهميت بار فشار روحي را افزايش ميدهد.تمرين جسمي: انجام نرمش روزانه به ميزان زيادي به رفع استرس کمک ميکند. 20 تا 30 دقيقه فعاليت جسمي به توانايي روحي و جسمي انسان کمک زيادي ميکند.سرگرمي: از انجام کارهاي دلخواه از قبيل گوش دادن به موسيقي، باغباني، نقاشي و حتي پيادهروي غافل نشويد، صرفا به آنچه دوست داريد فکر کرده و سپس آن را انجام دهيد.مدل زندگي سالم را در پيش بگيريد: رژيم غذايي سالم، مصرف کم کافئين، انجام حرکات نرمشي و ايجاد توازن و تعادل بين کار و زندگي و تفريح از اولين پايههاي يک الگوي سالم زندگي است. آنها را از خاطر نبريد.احساساتتان را بيان کنيد: گپ زدن با دوستان به شما اين احساس را ميدهد که در شرايط دشوار تنها نيستيد. به انزوا و تنهايي فکر نکنيد و سعي کنيد از معاشرت خود با ديگران نکاهيد. اظهار علاقه، محبت و کمک از جانب ديگران را بپذيريد.انعطافپذير باشيد: اگر در زندگي خصوصي يا کاري خود با يک مانع دشوار روبرو شديد درباره وضعيت و استراتژي خود بينديشيد. بحث و جدل کردن فقط استرس شما را افزايش ميدهد، بنابراين اگر حق با شماست، بر موضع خود پافشاري کنيد اما با استفاده از روشي آرام و منطقي. به نظرات ديگران گوش کنيد و خود را براي سازگار کردن با آنها آماده نشان دهيد. اگر شما کوتاه بياييد و معقولانه اقدام کنيد نصف مسير را رفتهايد و نه تنها از استرس وارده به خود کاستهايد بلکه راهحلهاي بهتري براي مشکلات خود يافتهايد.از انتقاد نهراسيد: ممکن است از خود و ديگران توقع بيجا داشته باشيد بنابراين در صورت برآورده نشدن آن نااميد و دلزده و مايوس ميشويد به اين ترتيب اين شماييد که بايد تغيير کنيد و ديدگاهتان را نسبت به اطرافيان عوض کنيد. بخاطر داشته باشيد که هرکس خصوصيات منحصر به فردي دارد که با ديگري متفاوت است بنابراين نبايد همه را با يک چوب برانيد.کمک ديگران را بپذيريد: از دوستان، آشنايان و خانواده خود کمک بگيريد و بدانيد که در صورت رفع نشدن علائم استرس بايد به روانشناس مراجعه کنيد. منبع:irteb.com
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 21:6 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 21:4 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|||
|
آنتوني رابينز بيش از نيمي از عمر خود را صرف کمک به ديگران کرده است ، تا عظمت وجود و خصوصيات بي همتاي خود را کشف و آنها را بهتر سازند. او يکي از موفقترين افراد ایالات متحده در زمينه بهبود عملکرد ديگران است . وي بنيانگذار و ريس هيأت مديره بنياد آنتوني رابينز است که به منظور کمک به افراد براي رسيدن به موفقيتهاي فردي و حرفه اي تأسيس شده است . رابينز براي بهبود عملکرد کارکنان ، با سازمانهايي از قبيل IBM، American express ، Mac Daglas ، AT&T و ارتش ايالات متحده و همچنين تيمهاي ورزشي لس آنجلس و قهرمانان مدال طلاي المپيک همکاري داشته است. وي همچنين مورد مشاوره بسياري از چهره هاي معروف جهاني بوده و درمورد بازسازي شهر شفيلد که چهارمين شهر بزرگ انگلستان است طرف مشورت بوده است. علاقه خاص رابينز به اين است تا با کمک به افراد ، جهان را جاي بهتري براي زيستن بسازد ، و به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گيرند ، روابط خود را با افراد جامعه بهتر سازند ، به دنبال هدفهاي ارزشمند زندگي خود بروند ، بر ناکامي هاي عاطفي يا مالي غلبه کنند و به سهم خود به جامعه و کشور خدمت نمايند. سالهاست که او بدون خودخواهي ، نيرو و منابع خود را در اختيار نيازمندان گذاشته است ، و در سال 1991 بنيادي غيرانتفاعي را بوجود آورده است که هدفش کمک به کودکان عقب مانده ، افراد بي خانمان ، سالمندان و زندانيان است . آقاي رابينز ، در حال حاضر 35 سال دارد و با همسر و فرزندانش در دلماکاليفرنيا زندگي مي کند. رابينز از روشهاي گوناگوني براي بالا بردن سطح زندگي خود و ديگران استفاده مي نمايد . اعتقاد او بر اين است که فرايند تفکر و ارزيابي چيزي جز پرسش و پاسخ دروني نمي باشد. مي دانيم که نحوه تفکر و ارزيابي ما (که خود ارزيابي هم به عوامل گوناگون در موقعيت ارزيابي بستگي دارد ) احساس ما را شکل مي دهد و با توجه به اينکه يک شخص هر چه هم که عاقل و بالغ باشد بر اساس احساسات خود و نه بر اساس فکر خود عمل مي کند پس نوع احساس ما در هر لحظه رفتار ما را شکل داده و اين رفتارها و عادتهايي که شايد بسياري از مواقع متوجه ميزان بازدارندگي آنها نيز نمي شويم نهايتاً سرنوشت ما را شکل مي دهند. کتاب های " تفکر خود را تغيير دهيد تا زندگی شما تغيير کند" ، "365 گام تا موفقیت (دو جلدی)" و " به سوی کامیابی" از نوشته های بی نظیر رابینز هستند . از کتاب های دیگر آنتونی رابینز می توان به :
|
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 10:7 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||||
|
|
|
|
![]() ![]() ![]() |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 10:2 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 9:56 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
1- بر سربرگ همه روزهای زندگیت می نویسی : بنام خداوند بخشنده مهربان . 2- بر بی کرانگی لطف پروردگارایمان داری . 3- خودت را از هیچ جزء هستی جدا نمی دانی . 4- می دانی اگر تو بخواهی ، پیروزی در هر کاری ممکن است . 5- همیشه به خودت افتخار می کنی . 6- روی آیینه اتاقت این نوشته را - با خط درشت – می چسبانی ؛ امروز روز تولد من است و هر وقت جلوی آیینه می روی آنرا با صدای بلند می خوانی . 7- نویسنده کتاب زندگی خودت هستی . 8- در هیچ لحظه ای ، تفکر توانگرانه را فراموش نمی کنی . 9- چقدر شبیه خودت می شوی وقتی ، می دانی که باور در زندگیت نقش موثری دارد . پس سعی می کنی به چیزهای خوب باور داشته باشی . 10- هر روز در جهت افزایش اعتماد به نفست گامی بر می داری . 12- ذهنت پر است از اندیشه های سبز عشق ، محبت ، ثروت ، توانگری ، سلامت و ... 13- در برخورد با دیگران حتی کسانی که رفتار و برخورد مناسبی ندارند ، سعی می کنی فقط به وجود متعالی آنها توجه کنی . 14- هر روز تکرار می کنی : نابغه های دنیا چیزی بیشتر از من ندارند . 15- برای هرکاری ابتدا اطلاعات لازم را کسب ،جمع آوری ، مرتب و بررسی می کنی، سپس اقدام می کنی . 16- از کتابخانه محل سکونتت نهایت استفاده را می کنی . 17- افتخارات گذشته ات را فراموش نمی کنی ، و همیشه آنها را به خودت یادآور می شوی اما هرگز به آنها نمی چسبی ،بلکه در پی کسب افتخارات بهتر هستی . 18- به هدفی که برای خودت در نظر گرفته ای ، علاقه داری و هر روز آنرا از زاویه های مختلف بررسی می کنی . 19- با داشتن افکار مثبت و امید بخش مسیر زندگیت را سبز نگه می داری . 20- چقدر شبیه خودت می شوی وقتی : ایمان داری که برای خدا و - تو- همه چیز ممکن است ... !!! و تو !!! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 9:53 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
*<<< تاوان عشق زندگیست>>>* دوست داشتن از عشق برتر است ، عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر از عشق هر چه می نوشیم سیراب تر می شویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر تشنه تر عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست ، عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد ((عشق گاه جا به جا می شود و گاه سرد می شود وگاه می سوزاند... اما دوست داشتن از جای خویش از کنار دوست خویش بر نمی خیزد، سرد نمی شود که داغ نیست....نمی سوزاند که سوزاننده نیست )) ** عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن ** * آری........باشی و زندگی کنی که دوست داشتن از عشق برتر است * * و من هرگز خود را تا سطح بلندترین قله های عشق های بلند * * پایین نخواهم آورد * (((دکتر شریعتی))) |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 9:50 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
برلين ,خبرگزاري جمهوري اسلامي
اين روانشاس آلماني افزود:فشارهاي موجوددرمحيطزيست ويامحيطكار
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 22:22 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
نگاه پر مهرش را به او دوخته تا مهروزي و محبتش را نشان دهد، گرم و صميمي به او مينگرد تا بگويد چقدر دوستش دارد، به خانه برميگردد با شور و شوق حضورش را به او نشان ميدهد تا خوشحالش كند اما پاسخ اينها نگاهي سرد و بيتفاوت است كه هيچ نويدي از عشق نميدهد.
از نظر قواي شناختي و هوشي اين كودكان طيف وسيعي دارند حدود دو سوم آنها از ضريب هوشي زير نورمال در درجات ضعيف تا متوسط قرار دارند و حدود يك سوم آنها از هوشي معمولي برخوردار هستند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 22:21 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
برلين ,خبرگزاري جمهوري اسلامي پروفسور"مارتين هاوسينگر"ازدانشگاه توبينگن آلمان پيرامون تشديد موج افسردگي دربين اقشارمختلف جوامع امروزجهاني ,بويژه جوانان ,"جهاني سازي "رايكي ازمهمترين علل شايع اين امرخواندوگفت :تغييروتحولات سريع اجتماعي وفرهنگي باعث شده است كه انسان ها,بويژه جوانان ديگرهيچ گوشه امني نداشته باشند. هاوسينگرروزچهارشنبه درگفت وگوباايرنادربرلين بابيان اينكه افسردگي دربين جوانان رابايدجدي گرفت ,افزود: اين درحالي است كه بسياري ازداروهاي ضدافسردگي براي اين قشرنيزمفيدنيست . اين روانشناس آلماني اضافه كرد:ازديدگاه من بامساله افسردگي در جوانان بايدتنهاازطريق روان درماني وازطريق حمايت هاي محيطاجتماعي مبارزه شود. هاوسينگرگفت :طبيعي است كه درقشرجوان نيزمواردافسردگي شديدوجود داردكه حتمابايدبادارودرمان شودامابايدمتذكرشدكه دراين قشراز جامعه بايدبيشترازنيروهاي دروني وظرفيت هاي آنان استفاده شودزيرا انرژي متراكم جوانان بهترين نيروبراي غلبه برافسردگي است . هاوسينگركه تاكنون مقالات مختلف تحقيقاتي درباره افسردگي رادرنشريات پزشكي آلمان به چاپ رسانيده ,باپاسخ مثبت به اينكه افسردگي قابل درمان است ,گفت :يكي ازتكاليف مهم اين است كه بسيارزودبايدبه دنبال پيشگيري ازبروزافسردگي رفت . اين متخصص آلماني افزود:بايدپيرامون كيفيت برخوردوتطبيق خودبا محيطزندگي امروزي درجهان كه هرچه بيشترپيچيده مي شود,كيفيت برخوردبا ارتباطات ودوستي ها,نبودموفقيت هاوفشارهاي زندگي بيش ازپيش توجه كردودرمدارس وخانواده هاپيرامون آن بحث وتمرين صورت گيرد. هاوسينگركه استادروانشناسي دردانشگاه توبينگن آلمان نيزاست همچنين گفت :به خاطرانحلال گسترده پيوندخانوادگي درجوامع امروزي ومجردشدن افراد,كسب حمايت اجتماعي كه فردبراي برخوردبامسائل نيازداردبيش از پيش ضروري است . هاوسينگرافزود:ماروانپزشكان نيزبايدبه بيماراني كه درمان شده اند نيزاين تذكررابدهيم كه نبودحمايت كافي مي تواندباعث برگشت افسردگي در آنهاشود. به اعتقاداين روانشناس ,متخصصين اين رشته ازسوي ديگربايدروند احساسات ,فكرورفتاررادرافرادوارتباطاين مقوله هابايكديگررادرك كرده واين سوال رامطرح كنندكه افرادچه انتظارات بي جائي ازخوددارند چون دربرخي موارداين انتظارات آنچنان بالاهستندكه دائمافردتحت فشار قرارمي گيردوقادرنيست اين انتظارات رابرآورده كند. اين متخصص آلماني كه تحقيقات فراواني پيرامون اثرات مشروبخواري واسترس ورابطه آن باافسردگي داردگفت :بدين ترتيب فردخودراهمواره ناموفق وبه عنوان فردي كه نسبت به خودترديدوشك داردمي پندارد. وي خاطرنشان كرد:تصحيح نمودن اينگونه تجربيات وفرض هادرفردبايد هدف اصلي باشد. هاوسينگرافزود:ازطرف ديگر,فردبايدنيروهاي مثبت خودراشناسائي كرده وبه كارگيرد. رييس بخش روانشناسي دانشگاه توبينگن گفت :اين امرنيزضروري است كه فرديادبگيرددرصورت نيازخودرادرمواردي محدودكرده وازخوددفاع نمايد. هاوسينگرافزود:انسان امروزبايدفراگيردكه چگونه ازتعطيلات و ساعات فراغت خودباوجودهمه مناقشات روزمره وكاروشغل استفاده نمايد چون اسان هاي امروزي بيش ازپيش به زمينه اي براي استراحت وبازيافتن انرژي هاخودنيازدارند. پروفسور"مارتين هاوسينگر"پيرامون علل بروزافسردگي نيزگفت :افسردگي صرفايك علت نداردواين بيماري ازريشه هاوتصاويربسيارمتعددو متفاوتي برخورداراست . اين روانشاس آلماني افزود:فشارهاي موجوددرمحيطزيست ويامحيطكار
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 22:18 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
روزی، سرانجام روزی، مردان و زنانی بر خواهند خواست تا قله های کوهستانی را برای ملاقاتی با شکوه، استوار و آزاد بپيمايند، و آماده اند برای دريافت روح يکديگر، برای قسمت کردن و لذت بردن از تشعشعات زرين خورشيد عشق هر چقدر تزيينی، هر چقدر روياپردازانه و هر چقدر هوشی شاعرانه. کسی قادر نخواهد بود توان آفرينی های اين چنين نيرويی را در زندگی مرد و زن پيش بينی کند. اگر روزی جهان، حقيقت دوستی و يگانگی را ، و نه ازدواج را، از درونش متولد سازد، آنزمان عشق انرژی دهنده آن خواهد بود
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 22:14 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
افسردگي در زنان افسردگي در خانمها دو برابر بيشتر از آقايان تشخيص داده ميشود. دلايل متعددي براي اين وضعيت وجود دارد براي مثال، ممكن است اين مسئله فقط يك انعكاس از اين واقعيت باشد كه خانمها بيشتر ازآقايان، احساسات خود را ميپذيرند و يا اينكه ممكن است پزشكان مردي كه خانمها را ويزيت ميكنند بيشتر تمايل داشته باشند كه افسردگي را در خانمها تشخيص بدهند تا در آقايان. همچنين ممكن است تشخيص بيشتر افسردگي در خانمها به اين علت باشد كه خانمها بيشتر از آقايان به پزشك مراجعه ميكنند و شانس تشخيص افسردگي در آنها بيشتر است. تمام اين مطالب، عوامل مهمي هستند، اما تفاوتهاي فيزيكي و بدني كه بين خانمها و آقايان وجود دارد نيز بنظر ميرسد كه خانمها را بيشتر مستعد ابتلاء به افسردگي نمايد. مهمترين عامل در اين تفاوتها، مقدار هورمونهاي جنسي استروژن و پروژسترون در خانمها ميباشد. خانمها داراي سطح خيلي زيادي از اين هورمونها ميباشند و ميزان آنها در طي يك چرخه قاعدگي، در خلال بارداري و زايمان و در هنگام يائسگي تغيير مييابد. مصرف قرصهاي ضدبارداري كه حاوي هورمونهاي جنسي ميباشد نيز ميتواند باعث ايجاد افسردگي شود.
افسردگي در مادرها
ميزان هورمونهاي جنسي استروژن و پروژسترون در حين بارداري افزايش مي يابد و بعد از به دنيا آمدن نوزاد، مقدار آنها شديداً سقوط ميكند. اين تغيير ناگهاني در ميزان هورمونها ميتواند گاهي اوقات باعث شروع شدن افسردگي گردد. حدود نيمي از كساني كه به تازگي مادر ميشوند دچار وضعيتي به نام افسردگي مادر شدن (Maternity Blues) ميشوند، 15 درصد مبتلا به افسردگي پس از زايمان خفيف تا متوسط شده و از هر 500 مادر، يكي هم به افسردگي شديد دچار ميگردد. معمولاً خانمهايي كه دچار افسردگي پس از زايمان هستند نياز به درمان دارند. در تحقيقي كه اخيراً انجام شده، ديده شده است كه هم داروهاي ضدافسردگي و هم شناخت- رفتار درماني در درمان اين خانمها موثر ميباشند اكثر داروهاي ضدافسردگي را ميتوان بدون هيچ خطري در هنگام شيردهي مادر تجويز نمود.
ادامه مطلب را در لینک زیر مطالعه نمائید :
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 22:11 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
عطسه یکی از معمولترین اصواتی است که در فصل بهار و در زمان گرده افشانی درختان به گوش می رسد. اما متخصصین رشته زبان اشاره (body language) معتقدند نوع عطسه کردن نشانگر شخصیت افراد است. بر اساس گفته پتی وود (Patti A. Wood) یکی از این متخصصین بیشتر افراد در طول عمرشان روش عطسه کردن مختص به خود را دارند که با شخصیت آنها مطابقت دارد. این متخصص بر اساس تحقیقی که انجام داده عطسه کنندگان را به چهار دسته کلی تقسیم کرده است: 1- افراد خوب و مهربان 2- افراد درست و قابل اعتماد 3- افراد کاری 4- افراد مشتاق و موثر افرادی که فقط یک عطسه میکنند در زمره افراد خوب و مهربان هستند این افراد خون گرم، مفید و حامی دیگران می باشند. افرادی که با صدای بلند عطسه میکنند در زمره افراد کاری به شمار می آیند ، این اشخاص سریع العمل ، قاطع و در نهایت رهبران خوبی هستند. اشخاصی که همیشه به هنگام عطسه کردن با دستمال جلوی بینی خود را میگیرند افراد درست و قابل اعتمادی هستند این افراد معمولا با دقت، درستکار ، و بسیار منطقی میباشند. آخرین گروه افرادی هستند که با صدای بسیار بلند و خشن و به دفعات عطسه می کنند در زمره افراد مشتاق به شمار می آیند که این اشخاص دارای جذابیت اجتماعی می باشند و توانائی ایجاد انگیزه و تاثیر گذاری بر دیگران را دارند. بنا به گفته دکتر فردریک لیتل (Frederic Little) پرفسور دانشگاه بوستون یک الگوی ذاتی برای روش عطسه کردن انسانها وجود دارد که به احتمال زیاد ژنتیکی و موروثی میباشد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 22:8 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||