تبليغاتX
روان شناسی برای همه
 

خواب نا آرام و دیدن کابوسهای شبانه بین افرادی که تلاش برای خودکشی می کنند شایع است .

 

این بررسی در سوئد انجام شده و 165 بیمار بین 18-65 سال را مورد بررسی قرار داده است .این بیماران یا تحت درمان دارویی و یا روان پزشکی پس از تلاش برای خودکشی بودند . این پزوهش نسان داد که 86% از این افراد خوابهای آشفته داشتند .شایعترین شکایت آنها در شروع به خواب بود (73%) در مرحله بعد افرادی بودند که شکایت آنها باقی ماندن در خواب بود (69%) دیدن کابوسها (66%)زودتر از موعد از خواب بیدار شدن(58%) همراهی کابوسهای شبانه با خودکشی 5برابر دیگر عوامل بود .

Science Daily In the first known report of its kind, a study published in the January 1st issue of the journal SLEEP finds that sleep disturbances are common among suicide attempters, and that nightmares are associated with suicidality.

The study, conducted by Nisse Sjöström, RN, and colleagues of Sahlgrenska University Hospital in Göteborg, Sweden, focused on 165 patients between the ages of 18-68, who were admitted to medical units or psychiatric wards at Sahlgrenska after a suicide attempt. It was discovered that 89 percent of subjects reported some kind of sleep disturbance. The most common complaint was difficulties initiating sleep (73 percent), followed by difficulties maintaining sleep (69 percent), nightmares (66 percent) and early morning awakening (58 percent). Nightmares were associated with a five-fold increase in risk for high suicidality.

"Our finding of an association between nightmares and suicidality does not imply causality," said Sjöström. "However, our findings should inspire clinicians to include questions concerning sleep disturbance and especially nightmares in the clinical assessment of suicidal patients."

Nightmares are disturbing, visual dream sequences that occur in your mind and wake you up from your sleep. Nightmares are very common and can begin at any age. Between 50-85 percent of adults report having a nightmare at least on occasion. They tend to become less frequent and intense as you age. Teen and adult women report nightmares more often than teen and adult men. Parents can also be disturbed of their sleep if their children have severe nightmares.

Nightmare disorder develops when you have nightmares on a frequent basis. Nightmare disorder is not as common. About two to eight percent of people have a current problem with nightmares. The use of some medications may be a cause of nightmare disorder. You may be more likely to have nightmare disorder if a relative also has it.

You should see a sleep specialist if your nightmares cause you great anxiety or often disrupt your sleep. A sleep specialist will help make an accurate diagnosis of your problem. He or she will also rule out possible underlying causes of the problem. While sleep specialists do not typically treat nightmares, most often they refer you to an experienced counselor or psychologist.

SLEEP is the official journal of the Associated Professional Sleep Societies, LLC, a joint venture of the AASM and the Sleep Research Society.

SleepEducation.com, a Web site maintained by the AASM, provides information about the various sleep disorders that exist, the forms of treatment available, recent news on the topic of sleep, sleep studies that have been conducted and a listing of sleep facilities.

Note: This story has been adapted from a news release issued by American Academy of Sleep Medicine.

http://www.sciencedaily.com/releases/2007/01/070101113027.htm

 

http://www.psychology.coo.ir/

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:58  توسط آذر حکمت نیا   | 

لیست فیلم

موضوع روان شناختي فيلم بازيگران کارگردان Last name نام فيلم
( سال توليد )
اختلال استرس پس از سانحه تام کروز اوليور استون Born on the fourth of july متولد چهارم ژولای
( 1989 )
اختلال استرس پس از سانحه مارلون براندو
رابرت دووال
فرانسيس فورد کاپولا Apocalypse now اينک فاجعه
(1979 )
اختلال استرس پس از سانحه جف بريجز جف بريجز Fearless بی باک
( 1993 )
اختلال استرس پس از سانحه جف بريجز
رابين ويليامز
تری گيليام The fisher king شاه ماهيگير
( 1991 )
اختلال استرس پس از سانحه کرک داگلاس استنلی کوبريک Paths of glory

راههای افتخار
(1957 )

اختلال اضطراب منتشر وودی آلن
مريل استريپ
وودی آلن Manhattan منهتن
(1979)
اختلال اضطراب منتشر وودی آلن وودی آلن Anni hall آنی هال
(1977 )
اختلال استرس پس از سانحه رابرت دنيرو
رولت روسی
  The deer hunte شکارچی گوزن
(1978 )
اختلال استرس پس از سانحه   استنلی کوبريک Full metal jacket غلاف تمام فلزی
( 1987 )
اختلال استرس پس از سانحه   اوليور استون Platoon دسته نظامی
(1986 )
 یک ذهن زیبا                                                              اسکیزوفرنی
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:53  توسط آذر حکمت نیا   | 

قصه کهنه اتانازی

اتانازی(مرگ خود خواسته) یکی از مسائل دنیای جدید است که موضع‌گیری های متفاوتی نیز در مقابل خود ایجاد کرده است.

طبق تعریف شورای اخلاق پزشکی آمریکا،اتانازی یعنی ایجاد مرگ در یک بیمار لاعلاج،با روشی بدون درد و به علت ترحم نسبت به بیماری که رنج و درد غیرقابل تحمل  و بدون درمانی دارد.

این در حالی است که در 22 سپتامبر 1996 یک بیمار مبتلا به سرطان در شمال استرالیا اولین کسی بود که با کمک پزشک و به صورت قانونی خودکشی کرد و سرزمين‌هاي شمالي استراليا نخستين مكان در جهان بود كه سال 6991 ميلادي مشروعيت مرگ‌هاي خودخواسته را تصويب كرد، اما چندي بعد پارلمان فدرال استراليا به لغو مصوبه ياد شده راي داد.

هم اکنون نیز مطالعات نشان می‌دهد که در کانادا بیش از 75 درصد مردم در مواردی که احتمال بهبودی‌شان نمی‌رود از اتانازی داوطلبانه حمایت می‌کنند.

تقریباً همین میزان از مردم با اتانازی در بیماری‌های قابل برگشت(87 درصد)و نیز با اتانازی در مورد افراد مسن و ناتوانی که احساس می‌کنند سربار دیگران هستند57درصد)و افراد مسن با ناتوانی‌های جزئی(38 درصد) مخالف هستند.

البته کشورهای مختلف جهان،موضع‌گیری متفاوتی به مسئله اتانازی دارند،به عنوان مثال کانون جنایی کانادا آن‌را در زمره خودکشی قرار داده و راهنمایی یا کمک به یک فرد برای آن‌را اقدامی شایسته سزاوار کیفری دانسته است.

نهاد انجمن پزشکی سوئیس و کمیته ملی اخلاقیات این کشور،اتانازی را در موارد خاص مجاز می‌داند. در بلژیک نیز اتانازی مجاز شمرده می‌شود. هلند این عمل را در صورتی مجاز می‌داند که امیدی به بهبودی نباشد و ضمناً خود بیمار این درخواست را داشته باشد.

این در حالی است که مخالفان و موافقان اتانازی بارها به بحث با یگدیگر پرداخته‌اند دلایلی را نیز در دفاع از خود ابراز داشته‌اند، مثلاً اینکه از نظر طرفداران آزادی اتانازی،انتخاب زمان و نحوه مرگ از جمله حقوق انسانی است که باعث کاهش رنج بیماران رو به مرگ نیز می‌شود.

اما مخالفین اتانازی این گونه استدلال می‌کنند که خودمختاری و آزادی فردی محدود بوده و حق تصمیم‌گیری فردی نباید به جامعه تعمیم داده شود چرا که پذیرش این مسئله ممکن است موجب افزایش قتل‌های سفارشی در جامعه شود،چرا که همه از روی دلسوزی این کار را انجام نمی‌دهند و تنها گروهی داوطلبانه انجام آن‌را می‌پذیرند. 

وسوسه‌های وحشتناک اتانازی

اینکه اختیار انسان تا چه حد است و اصولاً مفهوم اختیار چیست، موضوعی است که  در ادیان گوناگون متفاوت است، اما بیشتر صاحب نظران بر این عقیده‌اند که آنچه در مذاهب گوناگون به اختیار نسبت داده می‌شود این است که مرگ و تصمیم‌گیری برای آن از حیطه اختیار افراد فراتر است و اصولاً مرگ اختیاری پایه‌های دینی-اخلاقی ندارد.

یکی از سرسختانه‌ترین مخالفت‌ها با اتانازی را ،چندی پیش پاپ بندیکت شانزدهم  به مناسبت مراسم عشای ربانی، ابراز کرده بود. چنان که در این ابراز مخالفت ، پاپ اظهار امیدواری می‌کند که ایام پرهیز و روزه مسیحیان به ژرف کردن آگاهی درباره نقش کهنسالان کمک کند و از کهنسالان خواسته شود تا در جامعه و کلیسا نقشی را برعهده گیرند.

 پاپ که خود80 سال دارد معتقد است: «مراقبت و توجه به کهنسالان، به خصوص زمانی که آنها با لحظات دشواری رو به رو هستند باید از دغدغه‌های اصلی دینداران به ویژه جوامع و کلیساهای غربی باشد. وی در مورد پیشنهاد طرح اتانازی می گوید: فرمان «قتل نکنید» حتی زمانی که فرد با بیماری و ضعف جسمانی رو‌به‌رو شده و این ضعف، توانایی وی را از این که متکی به نفس باشد کاهش می دهد لازم الاجرا است. وی در پیام خود اتانازی را محکوم کرده و تاکید می کند که سالخوردگان را باید به عنوان منابع با ارزش جامعه در نظر گرفت نه همچون باری بر دوش جامعه.

رهبر کاتولیک‌های جهان افرود: این امر ضروری است که مردم در باره این عقیده که احترام به افراد کهنسال در هر شرایطی واجب است آگاهی یابند. از این رو، پاپ در پیام خود خواست تا کهنسالان از حمایت اقتصادی و قانونی برخوردار شوند که این امر باعث شود آنها خود را از جامعه مستثنی نکنند.

چندی پیش، اسقف اعظم «پل «جوزف کوردز»، رئیس شورای پاپی نیزتصدیق کرده بود: ارتباط این پیام با اتانازی بسیار روشن است چرا که پاپ در پیام خود آورده است، در نتیجه پیشرفت علم و طب، انسان جامعه امروز از عمر طولانی‌تری برخوردار است و از تبعات این امر می‌توان به افزایش تعداد سالخوردگان اشاره کرد. اسقف اعظم اشاره کرده که چگونه تعداد سالخوردگان در سال‌های اخیر افزایش و تعداد جوانان کاهش یافته است.

در نتیجه درصد اندکی از جوانان باید بار سنگین کهنسالان را بر دوش گیرند. این امر برای من واضح است که عدم تعادل تازه، هزینه اجتماعی مراقبت از سالخوردگان به جمعیت شاغل جوان تر صدمه می‌زند.

این امر ممکن است میان دو گروه تنش‌هایی ایجاد کند و یا منجر به نزاع میان نسل‌ها شود.

وی از حرف‌های خود نتیجه‌گیری می‌کند: نباید به سیاستمداران اجازه داد تا وقار انسان را برای منفعت سیاسی قربانی کنند. وقار انسان غیر قابل لمس است، چرا که وقار موهبتی از طرف خداوند به انسان است.

در همین راستا اسقف آندر ماتین لئونارد، کارشناس پرسش‌های مربوط به اتانازی از استان نامور بلژیک- نیزمعتقد است:«اتانازی نباید با استفاده از تجویز محصولات مسکن با هدف از بین بردن درد اشتباه شود، حتی اگر مصرف این محصولات منجر به کوتاه شدن زندگی شود.»

این اسقف بلژیکی همچنین به پاراگراف نهم توصیه نامه 8141 که توسط شورای اروپا در سال 9991تصویب شد اشاره می‌کند که به طور قطع اتانازی برای بیماری‌های غیرقابل علاج، میل شخصی که دچار چنین بیماری شده برای مرگ نمی‌تواند توجیه خوبی برای انجام هرگونه عملی باشد که منجر به مرگ وی شود.

این اسقف در نتیجه‌گیری صحبت‌های خود با اشاره به پیام پاپ و رویکردهای انسان دوستانه می‌گوید: «بگذارید امیدوار باشیم، نه تنها در دین مسیحیت کاتولیک، بلکه تمام مکاتب فلسفی انسان دوستانه از وسوسه‌های وحشتناک اتانازی در امان بمانند.»

 
مطالب مرتبط
بار ديگر، اتانازي
 
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:48  توسط آذر حکمت نیا   | 

Psychotherapy and Counseling
by Donald J. Franklin, Ph.D.

 

Psychotherapy is a process by which you examine your thought

 feelings, actions and relationships.  With the assistance of a skilled professional, evaluate where problems exist, or where changes are likely to improve your life satisfaction and overall psychological adjustment. You can then learn how to make the changes that are necessary to achieve better life adjustment and satisfaction.

The terms counseling and psychotherapy are interchangeable because they describe the same process, and have similar goals. Counseling has its roots in personal development and life adjustment theory, while psychotherapy has its roots in a more medically oriented model of treating a mental disease process. Health insurance companies use a medical disease model, so insurance reimbursement is for "psychotherapy" not "counseling." The distinction is unimportant in applying the process to life management problems, although sometimes lesser trained counselors will use the term counseling to avoid being accused of providing treatment services they are not qualified to provide.

Psychotherapy involves:

  • Guided self-assessment to identify life adjustment problems, personal conflicts, relationship issues, behavioral problems, family conflicts, self-identity issues, emotional problems, and/or life stage development issues that are interfering with overall life adjustment, emotional well-being, and life satisfaction
  • Exploration and identification of the origins of these problems, conflicts and/or issues, both psychologically and factually
  • Development of a plan for change to resolve these problems and/or issues, including both personal psychological changes, and situational life changes 
  • Assistance in making the necessary personal and life changes, through coaching, psychological education, ongoing behavioral and emotional analysis and feedback, emotional support, behavioral and cognitive training, and assistance in reformulating life goals and plans to achieve those goals.    

Psychotherapy appointments are usually scheduled once per week. This allows for steady progress toward resolving the presenting problem, and allows enough time between sessions for you to work on issues discussed in the session. Occasionally, if a life crisis occurs, or if depression or anxiety are particularly severe, sessions may be scheduled more frequently. Once therapy progress is being made, some psychologists will schedule sessions less than once per week, if they feel that progress will not be hampered by the change in schedule.

Psychotherapy may be helpful to you when:

  • You feel overwhelmed by life problems
  • Depression, anxiety or anger are taking over your life
  • You don't know how to manage a major life decision
  • You are having trouble with a major relationship
  • You are having difficulty coping with a serious illness in yourself, or in a family member or friend
  • Your job is too stressful and you can't handle it anymore
  • You don't know what to do, or where to turn for help
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:37  توسط آذر حکمت نیا   | 

 
 

 

نه تنها بزرگسالان افسرده مي شوند، بلكه بچه ها و نوجوانان نيز به افسردگي كه بيماري قابل علاجي است، مبتلا مي گردند. در حدود پنج درصد كودكان و نوجوانان در جامعه از افسردگي رنج مي برند. كودكاني كه زير فشار استرس هستند، در معرض خطر بيشتري براي افسردگي مي باشند. اين كودكان اختلالات توجه، يادگيري يا اضطراب دارند. افسردگي مي تواند جنبه خانوداگي داشته باشد. رفتار كودكان و نوجوانان افسرده با رفتار بزرگسالان افسرده تفاوت دارد. علايم زير مي تواند والدين را در شناسايي افسردگي كودكان خود كمك كند:


1- اندوه، اشك و گريه مداوم
2- نااميدي
3- كاهش انگيزه فعاليت (از فعاليته هاي مطلوب گذشته نمي تواند لذت ببرد)
4- خستگي مداوم و انرژي تحليل رفته
5- انزواي اجتماعي و ارتباط ضعيف با ديگران
6- اعتماد به نفس پايين و احساس گناه
7- افزايش حساسيت به خود يا ناتواني
8- افزايش بيقراري، خشم يا تنفر
9- اشكال در ارتباط با ديگران
10- شكايت هاي مكرر از بيماري جسمي مانند سردرد و شكم درد
11- غيبت هاي مكرر از مدرسه و يا عدم انجام تكاليف مدرسه
12- تمركز ضعيف بر روي مطالب
13- اختلالات عمده در خواب و خوراك
14- سخن گفتن درباره فرار از خانه و يا تلاش در جهت آن
15- افكار يا رفتار دال بر خودكشي

 

كودكي كه معمولا با دوستانش بازي مي كرد، حالا بيشتر وقتش را در خانه و بدون انگيزه به تنهايي مي گذارند. اموري كه قبلا براي كودك نشاط آور بودند، حالا لذتي براي او ندارند. اين كودكان از مرگ دم مي زنند و مي گويند كه مي خواهند بميزند. كودكان افسرده در سنين بزرگسالي تمايل بيشتري براي خودكشي دارند. نوجوانان افسرده ممكن است به سوي مصرف مواد مخدر، داروها و الكل روي آورند. كودكان و نوجواناني كه درخانه و يا در مدرسه مشكلاتي را به بار مي آورند، ممكن است واقعا افسرده باشند، ولي خود ندانند. كودكان افسرده هميشه غمگين نيستند بنابراين والدين و معلمين ممكن است ندانند كه دردسرهايي كه آنها ايجاد مي كنند به افسردگي آنها ارتباط دارد. وقتي كه ما مستقيما از اين كودكان افسرده بپرسيم، گاهي ممكن است بگويند كه غمگين هستند. تشخيص و درمان به موقع براي كودكان افسرده ضروري است. افسردگي يك بيماري جدي است كه به كمك روانپزشك كودكان نياز دارد. درمان كامل شامل درمان فرد و خانواده است. در درمان افسردگي كودكان ممكن است كه داروهاي ضدافسردگي نيز نياز باشد.

 

روزنامــــه همشهـــری 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:24  توسط آذر حکمت نیا   | 

کلاس عشق

شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چیست؟ "

استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! "

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ "

و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."

استاد گفت: " عشق يعنی همين! "

شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "

استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! "

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."

استاد باز گفت: " ازدواج هم يعنی همين!!

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 0:14  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

                                                                             ترجمه: آذر حکمت نیا

شما چقدر در مقابل استرس آسیب پذیرهستید ؟            

- کنارمواردی که در مورد شما درست هستند ، علامت بگذارید

 ۱ من به راحتی می توانم احساساتم را در خانه ، مدرسه یا سر کار ابراز کنم

- 2. من دوستان صمیمی و خانواده ای دارم که می توانم حرفهای محرمانه ام را به آنها بگویم .

 3. من می توانم وقتم را به خوبی تنظیم کنم و از کارم خسته نمی شوم .

.4 در کل از کارهایی که در مدرسه انجام می دهم لذت می برم .

 5. رویهم رفته از کارهایی که در مدرسه انجام می دهم راضی ام .

 

-6. بیشتر اوقات احساس می کنم که کسی هست که قدر کارم را بداند (رئیسم ، معلمانم ، اعضای خانواده ام و غیره)

 7. معمولاً درباره چیزهای بی اهمین و چیزهایی که نمی توانم تغییرشان دهم نگران نمی شوم.

                    8. از سلامتی خوبی برخوردارم .

                    9. در شب خواب کافی دارم .

                    10. یک رژیم غذایی متعادل دارم .

                    11. هر روز حداقل نیم ساعت نرمش می کنم

    12. معمولاً در روز بیشتر از دو فنجان قهوم و یا هر نوشیدنی دیگری که حاوی کافئین باشد نمی نوشم . 

                    13. سیگار نمی کشم

                   14. هر چند وقت به تعطیلات می روم .

                   15. هر روز مدتی را به تنهایی می گذرانم .

    16. سرگرم یا فعالیت ها اجتمای دارم که از انجام دادن آنها لذت می برم .

                    17. زیاد درباره پول نگران نمی شوم .

                    18. در یک شهر بزرگ کار یا زندگی نمی کنم .

 19. کمتر از نیم ساعت از وقت من در طول روز صرف رفت و آمد می شود .

    20. هر چند وقت یکبار سعی می کنم کارهای روزمرّه ام را تغییر دهم .

                     

                   نمره :

    برای بدست آوردن نمره خود جملاتی را که علامت زده اید بشمارید . اگر نمره شما بین 20-16 است شما احتمالاً استرس کم یا نرمالی را تجربه می کنید . اگر نمره شما بین 15-11 است کمی استرس دارید و اگر امتیاز شما 10 یا کمتر از آن است استرس زیادی دارید بهتر است با یک متخصص مشورت کنید.

                   

                    

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 23:45  توسط آذر حکمت نیا   | 

کجاست؟

آن واژه ای که بتواند دوستی را معنا کند

حرف ها به هم می چسبند و کلمه را به وجود می آورند و این کلمه است که باید به درستی

خود را نشان دهد می خواهیم دوستی را معنا کنیم کلمه ای که باید در عمیق ترین نقطه

زندگی جایش دهیم دوستی کلمه ای که در روز هزاران بار به زبان آورده می شود

ولی آیا آن را به درستی در عمق زندگی جای می دهیم ؟

دوستی کلمه ی مقدسی است که نمی توان آن را در هر جایی انداخت و در هر جایی جا داد

باید ارزش را به دوستی هدیه دهیم تا در عوض هدیه ای  گران بها تر دریافت کنیم

جایگاه دوستی را بدانیم و هرگز کاری نکنیم که این کلمه زیر سوال برود

بیایید طنابی از جنس ابریشم بسازیم و دوستی هایمان را محکم کنیم ما انسانیم و انسان خواهیم

ماند قدر خود را بدانیم و دست دوستی به هم نوع خودمان بدهیم شاید که بتوانیم مرحم درد

هم دیگر در ناملایمات زندگی باشیم

ای کاش آرزومند آرزوهای هم بودیم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 10:59  توسط آذر حکمت نیا   | 

Click to view full size image
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 0:6  توسط آذر حکمت نیا   | 

هركس كه به اين شكل مي خوابد دل مشغولي دارد و در پذيرفتن تغييرات دچار مشكل مي شود . تنهايي را بيشتر از هر چيز دوست داريد. مقدار آزادي اي که داريد تا حدي مطابق ميل شماست.

 

 

خيلي باهوش هستيد و مشتاق يادگيري ، هنوز بعضي وقت ها ذهنتان آكنده از عقايد غيرعادي است كه مردم به سختي از آن پيروي مي كنند . از خانواده تان به خوبي مراقبت مي كنيد . مشكل اين است كه به ندرت كسي را دوست مي داريد و يك كم مشكل پسند هستيد.

 

                                                                     در جمع مثل يك فرد واقعي به

نظر مي آييد ولي خيلي تودار ، خجالتي و ضعيف هستيد. سعي مي كنيد كه رازدار باشيد ، اگر با مشكلي مواجه شويد ترجيح مي دهيد پيش خودتان نگه داريد تا به كسي بگوييد . پس تعجبي نيست كه در خواب هم اخم مي كنيد.

 

 

خيلي ايرادگير هستيد و هميشه مي ناليد و شكايت مي كنيد. شايد اسم دوم شما (عصباني ) باشد . به آساني عصباني مي شويد و به خاطر مسائل كوچك ، بيش از حد هيجان زده مي شويد. زندگي معامله آن چنان بزرگي نيست ، ياد بگيريد كه راحت باشيد.

 

خودخواه و كينه توز واژه هايي است كه شما را توصيف مي كند. اطرافيانتان مراقب هستند كه پاي شما را لگد نكنند، چرا كه شما به راحتي عصباني مي شويد.

 

 

احساس تنهايي و افسردگي مي كنيد چون فكر و ذكرتان معطوف ناكامي ها و شكست هاي گذشته است. دو دل و مردد هستيد و اين گمان را در بقيه ايجاد مي كنيد كه عشق در زندگي شما گم شده است.  

 

چه روح آزادي خواهي ! اين حالت هويت واقعي شما را نشان مي دهد. دلداري، عشق، زيبايي و پرستش. همين طور خيلي ولخرج هستيد اما خوشبختانه به همان نسبت هم پول به دست مي آوريد. عادت بد شما اين است كه كمي كنجكاو هستيد و به نظر مي رسد كه از شايعه پراكني لذت مي بريد.

 

شما انسان مطمئني هستيد. درهر كاري كه به عهده بگيريد ، به دليل كوشش بي امان خودتان موفق خواهيد شد. مي گويند كساني كه به پهلوي راست مي خوابند و بازوي راستشان زير سرشان است ، آينده خوب و قدرت در انتظارشان است.

 

 

خيلي فهميده ، مؤدب ، محترم و مهربان هستيد . خوب هيچ چيزي كامل نيست ، اعتماد خود را تقويت كنيد و ياد بگيريد كه اشتباه يا نقايص خود را بپذيريد . در اين صورت شادي در انتظار شماست.

 

مثل اين كه كوته فكر هستيد ، همين طور خيلي خودمختار و خود رأي ، و هميشه مردم را مجبور به برآورده كردن نيازهاي خودتان مي کنيد . احتمالا بي پروا و بي هدف هم هستيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 0:32  توسط آذر حکمت نیا   | 

منبع : نیک صالحی دات کام
هر گونه کپی برداری از این نوشته ممنوع میباشد

( 24 خرداد تا 4 تیر) درخت سیب ( عشق)

فردی آرام، گاهی اوقات خجالتی، بسیار جذاب و دلربا با رفتاری مناسب و سنجیده، ماجراجو و بی باک، حساس و ... دوست دارید که دیگران را دوست داشته باشید و سایرین هم شما را دوست داشته باشند. با وفا، حساس و بسیار بخشنده و با استعداد. شما عاشق بچه ها هستید.

( 25 اردیبهشت تا 3 خرداد) ( 22 آبان تا 1 آذر) درخت ون ( بلند پروازی)

فوق العاده جذاب، پرانرژی، خودجوش و پر مسئولیت هستید.انتقاد را دوست ندارید. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمینان هستید. به پول اهیمت می دهید. خواستار توجه از سوی دیگران هستید و به پشتوانه و حمایت احساسی نیاز دارید.

(22 آذر تا 1 دی) درخت راش ( خلاقیت)

فردی با سلیقه،کسی که به ظاهر خودش اهمیت زیادی می دهد. یک برنامه ریز خوب برای زندگی و کار و مسائل اقتصادی، فردی که بدون لزوم بی گدار به آب نمی زند. منطقی و مونس و یاری بی نظیر در زندگی به شمار می روید.

(26 تیر تا 4 مرداد) ( 25 دی تا 3 بهمن) درخت سرو ( اعتماد به نفس)

فردی با توان و قدرت فوق العاده، کسی که می داند چطور خود را با شرایط مختلف در زندگی وفق بدهد.هدیای غیر منتظره را دوست دارد و از سلامتی بدنی برخوردار است. خجالتی نیست و اعتماد به نفس دارد. سخنرانی برجسته، فردی مصمم و با اراده، کمی عجول و بی طاقت و دوست دارد که دیگران را تحت تأثیر قرار بدهد. با استعداد، سخت کوش و اغلب خوش بین است و قادر است سریع تصمیم بگیرد.

(15 تا 24 اردیبهشت) ( 12 تا 21 آبان) درخت شاه بلوط ( درستکاری)

هیکل و اندامی خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهی بالا، یک طراح و سیاستمدار است. به راحتی آزرده خاطر می شود. بسیار حساس، کوشا، گاهی اوقات برتر از دیگران عمل می کند و گاهی در ارتباطات خود با سایرین سوء تفاهم برایش بوجود می آید. خانواده مدار و از لحاظ فیزیکی روی فرم است.

(14 تا 23 مرداد) ( 9 تا 18 بهمن) درخت سدر ( وفاداری)

فردی قوی، عضلانی، انعطاف پذیر، کسی که آنچه زندگی به اجبار به او می دهد می پذیرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعی می کند ساده و خوش بین باشد.دوست دارد از نظر مالی مستقل عمل کند. مهربان و عاطفی، از تنهائی متنفر، با وفا و گاهی اوقات هم به زودی عصبانی می شود. با احتیاط، تحصیل علم و دانش و کمک به دیگران را دوست دارد.

(16 تا 25 تیر) ( 12 تا 24 دی) درخت نارون ( بزرگواری)

قیافه و ظاهری خوب دارد و در پوشیدن لباس خوش سلیقه است. تقاضا و خواسته های او در حد اعتدال است. کم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمی کند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمایی بشود اما نه اینکه از دیگران اطاعت کند. شریکی درستکار و با وفا و دوست دارد برای سایرین تصمیم بگیرد. بزرگوار و نجیب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردی کارآمد است.

( 14 تا 23 خرداد) ( 12 تا 21 آذر) درخت انجیر ( حساسیت)

فردی مستقل، درستکار، با وفا که از ضد و نقیض گویی و بحث متنفر است. زندگی و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها و حیوانات لذت میبرد. اجتماعی و شوخ طبع است و دوست دارد که بعد از ساعت های طولانی کار سخت استراحت کند و از استعداد هنری و هوش بالایی برخوردار است.

(5 تیر تا 15 تیر) ( 2 تا 11 دی) درخت صنوبر ( رمز و راز)

فوق العاده با سلیقه است و نمی تواند تنش و فشار عصبی را تحمل کند. زیبایی را دوست دارد. گاهی افسرده می شود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت که دوست دارد نزدیکان خود را حمایت و مراقبت کند با افراد غریبه هم به همان شکل رفتار میکند. نسبتاً کم ادعا، سخت کوش، با استعداد، فداکار، دور از خودپسندی و فردی که دوستان زیادی دارد و بسیار قابل اعتماد است.

( 24 شهریور تا 3 مهر) ( 22 تا 30 اسفند) درخت فندق ( خارق العادگی)

جذاب و گیرا، شوخ طبع، بسیار فهمیده و فردی که می داند چطور روی دیگران تأثیر ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعی، فعال، مردمی و اغلب اوقات دمدمی مزاج، درستکار، کمال گرا و در رعایت عدل و انصاف قاضی خوبی است.

( 13 تا 22 شهریور ) ( 11 تا 21 اسفند) درخت لیمو ترش ( شک و تردید)

یا هوش و سخت کوش است و آنچه را زندگی به او می دهد می پذیرد. البته بعد از آنکه سعی می کند شرایط بد را به خوب تغییر بدهد. از فشارهای عصبی نفرت دارد. از مسافرت و تعطیلات کوتاه لذت میبرد. ممکن است خشن به نظر بیاید اما واقعاً روحی لطیف دارد. همیشه آماده جانفشانی برای افراد خانواده و دوستان است. بسیار بااستعداد است اما برای استفاده و بهره بردن از آنها باید زمان پیدا کند. خصلت رهبری بالایی دارد و فوق العاده وفادار است.

( 4 تا 13 خرداد) ( 2 تا 11 آذر) درخت ممرز ( خوش سلیقگی)

زیباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد. خوش سلیقه و فداکار است وزندگی را تا جایی که ممکن باشد راحت می گیرد. زندگی را به سوی منطق و انضباط سوق می دهد. به دنبال مهربانی و تقدیر از دوستان است. تصمیم گیری برای او سخت است و فردی بسیار قابل اعتماد به شمار می رود.

( 11 تا 20 فروردین) ( 14 تا 23 مهر) درخت افرا ( استقلال فکری)

فردی معمولی نیست و سرشار از تصور و خلاقیت و ابتکار، خجالتی و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متکی به نفس، به دنبال تجارب جدید و گاهی عصبی است اما حافظه و ذهنی قوی دارد و به آسانی یاد می گیرد و همیشه می خواهد اثری خوب روی دیگران داشته باشد.

( 23 شهریور) درخت زیتون ( عقل)

عاشق مهربانی و رأفت، منطقی و متعادل است و از خشونت دوری می کند. بردبار و شکیبا،با نشاط و سرزنده، آرام و عادل است و قلبی رئوف و مهربان دارد. از هرگونه بخل و حسادت دوری می کند. عاشق مطالعه است و از معاشرت با افراد آگاه و فرهیخته لذت می برد.

(24 مرداد تا 2 شهریور) ( 19 تا 30 بهمن) درخت کاج ( صلح وآشتی)

عاشق مصاحبت و شرکت در گفتگوهایی است که به توافق منجر بشود. باید در زندگی آرامش داشته باشد. عاشق کمک کردن به دیگران است و تخیلی پویا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. همیشه ملاحظه دیگران را می کند. با همه خیلی دوستانه رفتار می کند. احساسات لطیفی دارد و به عاطفه و اطمینان خاطر نیاز دارد.

( 1 تا 14 اردیبهشت) ( 5 تا 13 مرداد) ( 4 تا 8 بهمن) درخت سپیدار (تردید و عدم ثبات)

جذاب به نظرمی آید. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالایی ندارد. در مواقع لزوم بسیار شجاع است و به مهربانی و جوی خوشایند نیاز دارد. بسیار مشکل پسند و غالباً تنها است و طبعی هنرمندانه دارد. هماهنگ کننده خوبی است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعیتی قابل اعتماد است و به طور جدی در امور مشارکت دارد.

( 1 تا 10 فروردین) ( 4 تا 13 مهر) درخت زبان گنجشک ( حساسیت)

سرشار از جذابیت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه دیگران را به خود جلب کند. عاشق زندگی، فعالیت و حتی پیچیدگی ها است. مستقل، خوش سلیقه، پراحساس،یار و هم صحبتی خوب است. کسی که تمایل به عفو و گذشت ندارد.

(21 تا 31 فروردین) ( 24 مهر تا 11 آبان) درخت گردو ( اشتیاق و شور)

نجیب و با دید وسیع نسبت به جهان، خودجوش و بلندپروازی او نامحدود است. فردی غیرقابل انعطاف، شریکی استثنائی اما بدقلق است. همیشه مورد علاقه نیست اما اغلب تمجید و تحسین می شود. مدیر و باهوش، بسیار پر حرارت اما گاهی اوقات مغرور است.

( 3 تا 12 شهریور) ( 1 تا 10 اسفند) درخت بید مجنون ( اندوه)

فردی که دوست دارد از فشارهای روحی دور باشد. زندگی خانوادگی را دوست دارد و سرشار از امید و رؤیا است. جذاب،بسیارمهربان،عاشق زیبایی، با استعداد زیاد در موسیقی، عاشق سفر به نقاط غیرمعمول،خستگی ناپذیر، غیرقابل پیش بینی، درستکار و فردی که می تواند تحت تأثیر قرار بگیرد اما نه هنگامی که در تنگنا باشد. حس ششم خوبی دارد و عاشق خنداندن دیگران است.
برگرفته از مجله خانواده - ترجمه: رویا جبلی سینگی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 0:12  توسط آذر حکمت نیا   | 

Click to view full size image
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 0:3  توسط آذر حکمت نیا   | 

 
 

آیا تا به حال دقت کرده اید که بعضی افراد بدون توجه به مسائل و مشکلات , چقدر در سر زندگی و شاد بودن توانا هستند؟ تحقیقات نشان می دهد این حالت ذاتی یا خدادادی نیست بلکه یک مهارت است که این افرادآن رادر خود پرورش داده اند . شما هم اگر بخواهید می توانید این مهارت را کسب کنید و زندگی خود را لبریز از شادی و نشاط سازید.
هر کسی تقدیری در زندگی دارد و این به عهده خودش است که با قسمت خود بجنگد یا با آن همکاری کند اما ایا این حرف به این معنی است که با قسما خود بجنگند یا با آن همکاری کند . اما ایا این حرف به این معنی است که فرد باید دراز بکشد و بگذارد زندگی روند خود را طی کند؟
مسلما نه! در عوض می تواند روشی در پیش گیرد که به بهترین وجه ممکن با مسایل مواجه شود و حداکثر تلاش خود را در این زمینه نشان دهد در ان صورت متوجه راه های جدیدی می شود و با کشف آن ها انرژی تازه ای کسب می کند . زندگی می خواهد شخص , تقدیر و سر نوشت خود را بفهمد آیا ترجیح نمی دهید به جای جنگ با زندگی کنار بیایید؟
-اشخاص شاد فقط مثبت نمی اندیشند بلکه مثبت عمل می کنند.
-مثبت اندیشی مسلما جای خودش را دارد. برای شاد بودن باید افکار خود را عوض کنید. اما منتظر از راه رسیدن احساسات نباشید. اشخاص دارای قدرت کنترل مستقیم بر چگونه عمل کردن و چگونه اندیشیدن خود هستند.
- اگر می خواهید شخص شادتری باشید , شادمانه تر عمل کنید. اگر می خواهید شخص مهربان تر و با عاطفه تر عمل کنید. اگر می خواهید منش دوستاه تری داشته باشید دوستانه تر عمل کنید.
-احساسات پس از عمل کردن از راه می رسند.
اشخاص شاد آن چه را که احتیاج دارند طلب می کنند.
-همان طور که نعمت ها معمولا از آسمان به زمین نمی افتند, از شکایت کردن نیز چیزی عاید اشخاص نمی شود.
- اگر به ظرب المثل هر چه بکارید همان را درو می کنید اعتقاد دارید پس به جای شکایت کردن به دنبال خواسته های خود بروید. این اتخاب شماست. می توانید به همین رویه ادامه بدهید, دیگران را متهم کنید و همچنان چیزی عایدتان نشود یا می توانید خیلی راحت آن چه را که خواهید طلب کنید.
-اشخاص شاد مشتاق تغییر هستند.
-ثابت ماندن و تغییر نکردن مخالف همه قوانین طبیعت است . اگر تلاش کنید که ثابت اتفاق بیفتید, در این صورت همیشه ناراحت خواهید بود
-اگر اجازه بدهید ترس از تغییر کردن شما را متوقف سازد , با محروم شدن از خواسته های خود موافق هستید
شما می توانید بر این باور باشید که تغییر باعث آزار اشخاص می شود و در مقابل آن مقاومت به خرج دهید. یا در
عوض می توانید تغییرات را با آغوش باز پذیرا باشید و معتقد باشید که وجود آن ها به شما کمک خواهد کرد.
همه این ها بستگی به این موضوع دارد که تصمیم بگیرید کدام عقیده را باور کنید.
-اشخاص شاد به خود اجازه شکست خوردن نمی دهند.
-شکست به این معنی نست که هیچ گاه به هدف خود نرسید و یا دلیلی بر دست کشیدن از هدف نیست به هدف دست نیافتن تنها یک معنی دارد: شما به تمرین و تجربه بیشتری احتیاج دارید و مشتاق اشتباه کردن باشید و تسلیم نشوید. اجازه ندهید یک شکست شما را به گونه ای تحت تاثیر قرار بدهد که همه تلاش های خود را از بین ببرید و درست مثل یک دونه لذت به خط پایان رسیدن را حس کنید.
-اشخاص شاد در زمان حال زندگی می کند
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 23:56  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

برای بچه‌ها، داشتن تعطیلات از آرزوهای بزرگ و هیجان انگیز است اما در بزرگسالان اغلب ایجاد احساس گرفتاری و یاس می کند. تعجبی نداردچون آنها هم مراسم را برگزار می کنند و هم عهده دار خرید هدایا و بسته بندی آنها، پخت و پز و خرید مواد غذایی مورد نیاز و... هستند. بنابراین می بینید که یک فرصت استراحت و تفریح، چگونه تبدیل به زمانی با یک دسته از کارهای عادی روزانه می شود و در نتیجه، استرس افزایش می یابد. اگر چه بعضی از استرس ها (خصوصا استرس تعطیلات) طبیعی است ولی تداوم آنها بدون استراحت و تسکین اعصاب می تواند و در نهایت منجر به صدمه جسمی و روانی گردد.

موارد زیر را به خار بسپارید تا استرس روز تعطیل را کنترل کنید و تعطیلات خود را لذت بخش تر بنمایید.

ورزش را فراموی نکنید حتی اگر قدم دن دور مجتمع مسکونیتان باشد. ورزش می تواند استرس را کاهش دهد و به همان میزان، انرژی شما ر ا افزایش دهد.
● به اندازه کالفی بخوابید تا احساس خوبی پیدا کنید و بتوانید کارها را به درستی انجام دهید. اگر خسته و تند مزاج هستید زودتر به رختخواب بروید.
قبل از خواب، مصرف چای و قهوه را محدود کنید زیراغ هر دوی آنها خواب شمار را کاهش می دهد. در ضمن باید بدانید که کافئین در شکلات ها و آن دسته از مواد غذایی که حاوی قلیا (سودا) هستند، وجود دارد.
●کوچولوها را به میان بیاورید. بچه ها طبیعتا در مراسم خانوادگی تمایل به مشارکت دارند، شما می توانید در تمام بخش های جشن آنها را وارد گود کنید تا این احساس در آنها ایجاد شود که دارای اهمیت اند و قدرشان دانسته می شود.
خوش بگذرانید: در مراسم و سنت های روز تعطیل زمانی را برای استراحت و لذت و بازی و بذله گویی قرار بدهید.
● جدی نیز باشید: سنت ها می تواند برگرفته از ارزش های دینی و مقدس باشند و از سطح بالایی برخوردار باشند. در هر فرصت، زمانی را برای تفکر وسنجش اعمال خود قرار دهید.
صله ارحام و دیدار از اهل فامیل را نیز فراموش نکنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 23:52  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

اختلال وحشت‏زدگى: ويژگى اصلى وحشت‏زدگى، يك دوره ترس يا ناراحتى شديد است كه بطور ناگهانى شروع شده و بسرعت - معمولا در عرض ده دقيقه يا كمتر به اوج خود مى‏رسد. اغلب با احساس خطر يا احساس پيامدهاى شوم قريب الوقوع و تمايل به فرار و حداقل با نمودار شدن چهار مورد از مواردى چون تپش قلب، عرق كردن، سوز، احساس تنگى نفس يابسته شدن راه گلو، احساس خفگى، درد يا ناراحتى در قفسه سينه، تهوع يا ناراحتى شكمى، احساس سرگيجه يا منگى، مسخ واقعيت‏يا شخصيت، ترس از ديوانه شدن يا از دست دادن كنترل، ترس از مرگ و برافروختگى نمودار مى‏شود كه بدون حالتهاى گذرهراسى در افراد مبتلا قابل تشخيص است.

سه نوع وحشت‏زدگى را مى‏توان براساس چگونگى پديدار شدن آنها مشخص كرد. اين سه نوع عبارتند از:

1) حمله‏هاى وحشت زدگى غير منتظره (بدون نشانه)

2) حمله‏هاى وحشت زدگى وابسته به موقعيت

3) حمله‏هاى وحشت زدگى با زمينه موقعيتى

در نوع اول، هيچ وقت‏شروع حمله وحشت‏زدگى به يك عامل فراخوان موقعيتى وابسته نيست و در واقع ناگهانى و بدون دليل است. در نوع دوم، حمله‏هاى وحشت زدگى تقريبا هميشه بلافاصله و در معرض يك عامل فراخوان موقعيتى، نظير ديدن مار و سگ پديدار مى‏شود. و در نوع سوم، حمله‏هاى وحشت زدگى ممكن است‏با قرار گرفتن در معرض عامل فراخوان ظاهر شوند، ولى اين همانندى همزمان نبوده و ممكن است‏با تاخير روى بدهد; در واقع اين نوع حمله‏ها در قالب هيچ يك از روابط حاكم بر دو نوع اول نمى‏گنجد .

ويژگى اصلى اختلال وحشت‏زدگى وجود حمله‏هاى برگشت كننده و غير منتظره است كه در پى آن، فرد حداقل يك ماه بيمناك تكرار آن يا نگران پيامدهاى رفتارى آن مى‏باشد. در اين وضعيت، افراد مبتلا پيوسته مضطرب و بيمناكند و از همين‏رو نيازمند اطمينان بخش دايمى هستند. از دست دادن يا گسستن روابط مهم بين فردى با شروع يا تشديد اين اختلال همراه است.

افراد مبتلا به اين اختلال معمولا روحيه ضعيفى دارند و در بسيارى مواقع، در مورد مشكلات مربوط به فعاليتهاى روزمره دلسرد و شرمنده مى‏شوند و معمولا به علت تعميم اين روحيه و پيامدهاى آن، از كار و مدرسه غيبت مى‏كنند كه خود موجب اخراج اين افراد از مدرسه و بروز مشكلات ديگر مى‏شود و افسردگى آنها را دامن مى‏زند. در برخى از افراد احتمال دارد وقوع اين اختلال بصورت دوره‏اى و توام با سالها بهبودى در بين دوره‏ها رخ دهد يا نشانه‏هاى شديد و پيوسته داشته باشد.

به نظر مى‏رسد كه ترسهاى مربوط به دوران كودكى، زمان نسبتا كوتاهى داشته باشند. همچنين مى‏توان انتظار داشت واكنشهاى خفيف ترس و نيز آنهايى كه به دوره بخصوصى از رشد مربوط مى‏شوند بسرعت از بين بروند.

اختلال گذرهراسى: در اين اختلال، محور ترس بر رويداد نشانه‏هاى شبه وحشت‏زدگى يا حمله‏هايى با نشانه محدود ناتوان كننده يا بشدت ناراحت كننده است. اين حمله‏هاى وحشت‏زدگى كامل نيستند. ويژگى اصلى اين نوع اختلال، اضطراب از حضور در مكانها و يا موقعيتهايى است كه فرار از آنها احتمالا دشوار يا شرم‏آور است، يا احساس مى‏شود كه در صورت وقوع حمله‏هاى وحشت‏زدگى امكان دريافت كمك وجود نداشته و ندارد. اين حالت معمولا منجر به اجتناب فراگير از برخى موقعيتها مى‏شود كه ممكن است‏شامل تنها بودن در خانه يا خارج از خانه، در ميان جمعيت‏بودن، مسافرت با اتومبيل، اتوبوس يا هواپيما، رفتن روى پل يا قرار گرفتن در آسانسور باشد.

اختلال وحشت‏زدگى همراه با گذرهراسى: اين اختلال در واقع اختلالى با حمله‏هاى وحشت‏زدگى غير منتظره و برگشت كننده با طول حداقل يك ماه و نگرانى مستمر درباره وقوع حمله‏هاى اضافى يا تلويحات و پيامدهاى حمله و تغيير عمده در رفتار به دليل وقوع حمله (اختلال وحشت‏زدگى) و وجود گذرهراسى است. با اين تعريف، معلوم مى‏شود كه اين وضعيت‏يك اختلال تركيبى ميان اختلال وحشت‏زدگى و گذرهراسى است. در اين اختلال نيز حمله‏هاى وحشت‏زدگى نبايد ناشى از اثرات فيزيوتراپى مستقيم مواد همچون سوء مصرف دارو، دارو درمانى و يا يك بيمارى جسمانى نظير پركارى تيروئيد باشد و از طرف ديگر اين حمله‏ها بر حسب يك اختلال روانى ديگر نظير هراس اجتماعى، هراس شخص، اختلال وسواس فكرى - عملى، اختلال فشار روانى، پس آسيبى و اختلال اضطراب جدايى پيامد ديگرى ندارد.

سن / ترسها

0-6 ماهگى / صداهاى بلند، عدم مراقبت

6-9 ماهگى / بيگانه‏ها

1 سالگى / جدايى، آسيب، توالت

2 سالگى / موجودات خيالى

3 سالگى / سگ ، تنهايى

4 سالگى / تاريكى

6 تا 12 سالگى / مدرسه، آسيب، رويدادهاى طبيعى، رويدادهاى اجتماعى، آسيب اجتماعى

19 سالگى به بالا / آسيب، رويدادهاى طبيعى و جنسى

برگرفته از ميلر و همكاران،1947

اختلال هراس مشخص: آنچه بعنوان ويژگى اصلى اين نوع اختلال مطرح مى‏شود ترس آشكار و مستمر از اشيا يا موقعيتهاى قابل مشاهده و محدود است كه در معرض محرك هراس آور تقريبا بلافاصله منجر به بروز واكنش اضطرابى شده و به شكل وحشت زدگى وابسته به موقعيت‏يا با زمينه موقعيتى نمود مى‏يابد. فرد مبتلا در موقع حضور يا انتظار رويارويى با يك شى‏ء يا وقعيت‏خاص دچار ترس قابل ملاحظه مستمر، مفرط و نامعقول مى‏گردد. كانون اين ترس ممكن است انتظار آسيب يا صدمه ديدن جنبه‏اى از يك شى‏ء يا موقعيت‏باشد، مثلا از سگ بترسد چون نگران است كه او را گاز نگيرد.

ترس از اشيا يا موقعيتهاى معين، بويژه در كودكان بسيار متداول است اما بايد توجه داشت كه اگر اين ترسها بطور قابل ملاحظه‏اى مزاحم كاركردهاى فرد نباشد يا منجر به پريشانى آشكار نگردد، لزومى براى اين تشخيص مطرح نمى‏شود; مثلا براى كسى كه بشدت از مار مى‏ترسد اما در منطقه‏اى خالى از مار زندگى مى‏كند و از داشتن ترس از مار ناراحت نيست، تشخيص هراس، لزومى ندارد.

كودكان از محرك هراس آور فرار مى‏كنند اما گاهى هم آن را با وحشت و اضطراب تحمل مى‏كنند. اين تشخيص تنها زمانى رواست كه اجتناب ترس يا انتظار توام با اضطراب براى رويارويى با محرك هراس آور بطور قابل ملاحظه‏اى با فعاليتهاى روزمره، كاركرد شغلى يا زندگى اجتماعى شخص تداخل كند و يا موجب پريشانى گردد. شرط تشخيص در افراد زير هيجده سال، دوام نشانه‏ها حداقل به مدت شش ماه است.

اين اختلال بر اساس تقسيم‏بندى كانون ترس يا اجتناب، پنج طبقه فرعى دارد كه عبارتند از :

1- نوع حيوانى: شروع اين هراس از كودكى است و طى آن كودك از حيوانات و حشرات مى‏ترسد.

2- نوع محيط طبيعى: معمولا در دوران كودكى شروع مى‏شود. كودك مبتلا، از اشيا يا رخدادهاى موجود در محيط طبيعى مانند طوفان، گردباد، سيل، رعد و برق، تاريكى، آب و غيره در هراس است.

3- نوع خون، تزريق، آسيب: ريشه اين هراس عمدتا خانوادگى است و از دوران كودكى آغاز مى‏شود. اغلب بر اساس واكنش شديد عصب و رگ مشخص مى‏شود و در واقع ترسى است كه كانون آن ديدن خون يا زخم يا ساير تدابير دردناك پزشكى است.

4- نوع موقعيتى: يك مرحله از اين هراس‏كه اوج آن‏است‏در دوران كودكى و ديگرى در روابط دهه سوم زندگى است. فرد مبتلا از يك موقعيت‏خاص همچون مسافرت با وسايل عمومى، تونل، آسانسور، پل، پرواز، رانندگى، توالت، حمام و غيره هراس دارد.

5- ساير انواع: معمولا در كودكان مبتلا به اين هراس، اضطراب توام باگريه، داد و فرياد، سفت كردن اندامها و يا محكم چسبيدن ديده مى‏شود. اين هراسها بطور كلى موجب محدوديت‏سبك زندگى و تداخل در تحصيل و شغل و حتى سلامتى جسمى مى‏شوند. شيوع اين اختلال مشخص بنا به گزارش DSMI دورنمايى است كه يك اوج آن در كودكى و اوج ديگر آن در اواسط دهه سى سالگى است. ميزان شيوع اين اختلال در دختران و زنان بيشتر از پسران و مردان است. با اين همه بايد در زمينه تحليل تفاوتهاى جنسى محتاط بود.

اختلال هراس اجتماعى: ويژگى اين اختلال، ترس آشكار و مستمر از موقعيتهاى اجتماعى يا عملكردى است كه ممكن است موجب شرمندگى گردد. در افراد مبتلا، قرار گرفتن در معرض موقعيتهاى اجتماعى يا عملكردى، بلافاصله منجر به اضطراب مى‏شود كه ممكن است‏بصورت حمله وحشت‏زدگى وابسته به موقعيت‏يا با زمينه موقعيتى نمود يابد.

نوجوانان و بزرگسالان مبتلا به اين اختلال، متوجه غير منطقى و مفرط بودن ترس خود هستند ولى اين مساله در مورد كودكان الزامى نيست. تنها در صورتى اين تشخيص مناسب خواهد بود كه اجتناب ترس يا اضطراب حاصل از رويارويى يا موقعيت اجتماعى يا عملكردى بطور قابل ملاحظه‏اى با فعاليتهاى عادى كاركرد شغلى و زندگى اجتماعى تداخل كند يا شخص، پريشانى آشكارى را در مورد ابتلا به هراس نمودار سازد. لزوم تشخيص اين امر در افراد زير هجده سال، دوام حداقل شش ماهه نشانه‏هاى اختلال است. افراد مبتلا در موقعيتهاى اجتماعى يا عملكردى ترس آور، نگران و آشفته‏اند و از شرمندگى و احتمال تغيير واهمه دارند، به انتقاد حساسند، از خويشتن ارزيابى منفى دارند، عزت نفسشان ضعيف است، احساس حقارت مى‏كنند و در ابراز خود مشكل دارند. اغلب در مدرسه بعلت اضطراب، پيشرفت چندانى ندارند و به علت عملكردهاى اجتنابى در مجموعه‏اى از فعاليتهاى مدرسه، محيط اجتماعى و شغلى احتمالا شكست مى‏خورند.

در كودكان مبتلا، گريه كردن، داد و فرياد، چسبيدن و يا ماندن در كنار يك شخص آشنا، محدود كردن روابط و تا حدودى موتيسم قابل انتظار است.

احتمال دارد كودكان خردسال در موقعيتهاى اجتماعى، كمرويى افراطى، كناره‏گيرى و عملكرد اجتنابى نشان دهند و به آشناها بچسبند; بر خلاف بزرگسالان، كودكان مبتلا به هراس اجتماعى، امكان اجتناب از همه موقعيتهاى ترس‏آور را ندارند و ممكن است قادر به شناسايى و اهميت اضطرابشان نباشند. به دليل شروع زودرس و مزمن اين اختلال، آشفتگى در كودكان، بيشتر به شكل ناتوانى در دستيابى به سطح كاركرد مورد انتظار نمودار مى‏شود تا افول سطح كاركرد بهينه. البته در دوره نوجوانى امكان دارد در عملكرد اجتماعى و تحصيلى افت پديدار شود.

بطور كلى به نظر مى‏رسد نسبت دخترها در ابتلا به اين اختلال بيشتر از پسرها باشد. البته اين امر بشدت تحت تاثير تربيت، فرهنگ جامعه و انتظارهاى جنسيتى است.

درمان هراسهاى كودكى

در زمينه درمان هراسهاى دوران كودكى، با كمك نظريه پويايى روانى، مطالعات موردى بسيارى وجود دارد. (مثال برونشتاين 1949، اسيرلينگ 1952) اما تحقيق نظامدار در اين زمينه اندك است. در اين نظريه هراسها بخشى از تصوير يك عارضه بزرگتر هستند كه به فعاليتهاى دفاع از استقلال و رويگردانى مربوط مى‏شود. درمان هراس اغلب شامل تحليل، تبيين و پيشنهاد است. بسيارى از گزارشهاى اوليه درمان رفتارى نيز از نوع مطالعات موردى است; اما اخيرا براى اجراى تحقيقاتى كه جريان قابل كنترلى دارد تلاشهايى صورت گرفته كه اين تلاشها داراى محدوديتهايى است. اكثر اين بررسيها به ترسهايى با شدت كم و متوسط پرداخته‏اند. در حالى كه كارآيى درمان در مورد ترسهاى شديد همچنان به ميزان زيادى نامشخص مانده است. افزون بر آن اكثر مطالعات، شمارى از تكنيكهاى مختلف را تركيب مى‏كنند و به اين ترتيب ارزشيابى كارآيى شيوه‏هاى انفرادى را مشكل مى‏سازند. يكى از پركاربردترين شيوه‏هاى درمان رفتارى هراس "حساسيت زدايى نظامدار" است. در اين شيوه، چندين موقعيت ترس آور كه شدت ترس از آنها بتدريج افزايش مى‏يابد فراهم مى‏شود. سپس از شخص مى‏خواهند كه اين صحنه‏هاى ترس آور را يكى پس از ديگرى نظاره كند. در اين حين، مشاهدات وى با رهايى از فشار (relaxation) ، با واكنشهاى ديگرى كه با ترس توافقى نداشته باشد قرين مى‏شود تا بتوان ترس آورترين صحنه را براحتى مشاهده كرد. در ارزشيابى كارآيى درمان، از آزمونهاى رفتارى نزديك شدن به چيزهاى ترسناك مثل مار استفاده مى‏شود. "حساسيت زدايى نظامدار" نشان داده است كه اين روش، در كاستن از ترسهاى بزرگسالان مؤثر بوده است. اما به رغم آنكه توصيه مى‏شود اين شيوه براى كودكان نيز به كار آيد، استفاده از آن با حمايت كامل روبرو نبوده است. بكارگيرى روش "حساسيت زدايى نظام دار" در مورد كودكان مبتلا به هراس (11 الى 16 سال) بيشتر از ساير گروههاى سنى پذيرفته شده است. اما حتى در اينجا هم بررسيهاى درستى كه روى روش عمل، تحقيق كرده باشند، اندك است.

بهره‏گيرى از مدلهاى درمانى

پركاربردترين شيوه درمانى، مدل سازى است. شيوه مدل سازى نشان داده است كه مى‏تواند براى كنترل موقعيت، بسيار خوب عمل كند و در مورد گروههاى سنى نسبتا بيشترى به‏كار آيد. هرچند به نظر مى‏رسد مشاهده يك مدل واحد در كاستن از ترس موثر باشد اما مشاهده مدلهاى چندگانه و استفاده از محركهاى ترس آور گوناگون در كارورزى احتمالا به كارآيى روش مى‏افزايد. " مدل سازى همراه" شيوه‏اى است كه در آن، كودك ترسان ضمن مشاهده صحنه ترسناك با پيشروى تدريجى سرانجام به مدل مى‏پيوندد. اين شيوه يكى از شيوه‏هاى درمانى بسيار مؤثر است. چند تن از دست اندركاران (مايكن بوم 1971) نيز اظهار داشته‏اند كه مى‏توان كارآيى روش مدل سازى را از طريق استفاده از مدلهايى كه بر موقعيت غلبه مى‏كنند، افزايش داد. در اين شيوه به جاى آنكه فرد از ابتدا مسلط بر وضعيت‏باشد و نترسد، رفتارى حاكى از ترس نشان مى‏دهد و در انتها بر ترس خود غلبه مى‏كند.

درمانهاى شناختى

برخى از پژوهشگران براى درمان ترس كودكان، به مطالعه تاثير باورها و شناختها پرداخته‏اند. شيوه شناختى كنترل نفس كانفر(كانفر، كارومى، نيومن 1975) نمونه‏اى از اين تلاش است. در اين تجربه كودكان كودكستانى كه از تاريكى مى‏ترسيدند، كودكانى كه از تنها بودن در يك اتاق تاريك بمدت سه دقيقه هراس داشتند، در يكى از سه وضعيت تعيين شده جاى گرفتند. يك پژوهشگر، كودك تنها را داخل يك اتاق تاريك مجهز به دستگاه تنظيم جريان برق برد كه كودك را قادر مى‏ساخت روشنايى اتاق را تنظيم كند. كودك همچنين مى‏توانست‏با استفاده از دستگاه ارتباط داخلى هر زمان كه بخواهد پژوهشگر را به داخل اتاق بخواند. پژوهشگر اتاق را ترك و براى آنكه بداند كودك چه مدت مى‏تواند تاريكى را تحمل كند، زمان خروجش از اتاق را ثبت كرد. به دنبال اين پيش آزمون، به كودكانى كه در وضعيت "شايستگى" جاى گرفتند آموخته شد تا جمله‏هايى را مانند: "من پسر يا دختر شجاعى هستم"، من مى‏توانم مراقب خودم باشم " با خود تكرار كنند. به كودكان گروه "محرك" جمله‏هايى مانند "بودن در تاريكى تفريح خوبى است"، آموزش داده شد. منظور از آموزش چنين جمله‏هايى اين بود كه نيروى بالقوه ترس از تاريكى در آنها كم شود. به آنهايى كه در گروه "كنترل" بودند، جمله‏هاى نامربوطى مانند "مرى يك بره داشت" آموخته شد. در آزمون نهايى كه بلافاصله پس از كارورزى انجام شد، كودكانى كه تكرار جمله‏هاى "شايستگى" را آموخته بودند، بيشترين امتياز را كسب كردند. در عين حال همه گروههايى كه جمله‏هايى را آموخته بودند، بهبود نشان دادند. اين بهبود نشان مى‏دهد كه در برخورد با محرك ترس آفرين، برخى تعديلها صورت گرفته است.

برخى مطالعات، براى ترسهاى در حد بالينى در پى يافتن درمان برآمده‏اند و به عنوان بخشى از برنامه درمان از شيوه‏هاى شناختى بهره گرفته‏اند. اين شيوه‏ها با موفقيت همراه بود; اما در حال حاضر، ارزيابى ميزان تاثير بخصوص شيوه‏هاى شناختى مقدور نيست.

منابع و مآخذ:

1- لطفى كاشانى - فرح و شهرام وزيرى: روانشناسى مرضى كودك، نشر ارسباران، چاپ اول، زمستان، 1376

2- نوابى نژاد شكوه: رفتارهاى بهنجار و نابهنجار، نشر گيتى، زمستان، 1373

3- سيف نراقى - مريم و عزت‏الله نادرى: اختلالات رفتارى كودكان و روشهاى اصلاح و ترميم آن دفتر تحقيقات و انتشارات بدر .

4- ويكس - نلسون و ايزرائل الن سى‏ريتا: اختلالهاى رفتارى كودكان، معاونت فرهنگى آستان قدس

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 23:17  توسط آذر حکمت نیا   | 

خود كشي به معناي خاتمه زندگي به دست خود فرد است ، اگر كسي دست به خود كشي بزند ولي زنده بماند به اين رفتار اقدام به خود كشي مي گوئيم. در حال حاضر  در جهان بيش از يك ميليون نفر در سال خود كشي مي كنند و 20 – 10 ميليون نفر دست به خود كشي مي زنند . در غرب ( مغرب زمين) قربانيان اصلي خود كشي مردان مسن هستند. در ايران  قرباني اصلي زنان جوان مي باشند. نكته بسيار مهم اينست كه خود كشي در بسياري از موارد قابل پيشگيري است.

 

باور هاي غلط درباره خود كشي :
·       كسي كه حرف خود كشي را مي زند به آن عمل نمي كند . اينطور نيست اين يك باور غلط است . متخصصين بهداشت روان ( روانپزشك ، روانشناس) هميشه حرف بيمار را جدي مي گيرند.
·       افراد خود كش افراد ضعيفي هستند يا ايمان ندارند . كسي كه خود كشي مي كند در بسياري از موارد دچار بيماريهاي روانپزشكي از جمله افسردگي است، بنا براين ما با بيمار طرف هستيم و نه آدم ضعيف يا بي ايمان  و بيمار نياز به درمان دارد.

 

علل خود كشي :
1-       بيماريهاي روانپزشكي مثل  افسردگي اساسي ، اختلال دو قطبي، الكليسم، اعتياد.
2-       علل اجتماعي فرهنگي شامل تقليد، تحت تاثير قرارگرفتن  رسانه ها، ور شكستگي ، بيكاري  ، اپيدمي خود كشي.
3-       علل روانشناختي : شكست در عشق، كنكور يا هر شكست ديگر، استرس ها ( اختلافات زنا شويي)
عوامل پيشبيني كننده ( پيش گوئي )خود كشي:
جوان، متاهل و زن  سن زير 30 سال  سابقه قبلي اقدام به خود كشي ، سابقه خانوادگي خود كشي ، افسردگي، احساس درماندگي و بي كسي ، تهديد يا ابراز خود كشي ، اعتياد .

چطور حدس بزنيم عزيز ما در معرض خطر خود كشي است؟


·       اگر اخيرا" حرف از مرگ و مردن مي زند و مي گويد زندگي به چه درد مي خورد ، آخرش كه چي ، آخرش كه بايد رفت، آخرش كه همه مي ميرند، ايكاش مي مردم ، مرگ بهتر از زندگاني، خوش به حال آنهايي كه مردند.
·       اگر به تازگي رفتار شخص عوض شده ، كم حرف و ساكت شده ، مرتب توي فكر يا توي خودش است، به تازگي خيلي مهربان شده است، اشياء خود را مي بخشد.
·          اگر تهديد به خودكشي كرده يا درباره خود كشي حرف مي زند.
به سخنان او با دقت و همدلي گوش كنيد مبادا اورا نصيحت كنيد به او بگوئيد درك مي كنم كه در موقعيت سختي گير افتاده اي نگوئيد مگر ديوانه شده اي !  مگر بچه اي! مگر مي خواهي بري جهنم، جواب خدا را چي مي دهي؟ بيماري افسردگي كه از علل اصلي خود كشي است قابل پيشگيري و درمان است. حتما" فرد را به روانپزشك يا روانشاس معرفي كنيد خودتان هم با او نزد دكتر برويد اگر فرد از مراجعه به دكتر خودداري كرد خودتان به دكتر مراجعه كنيدو راه حل بخواهيد به ياد داشته باشيد " پيشگيري از خود كشي يك وظيفه همگاني است"  ، فرد خود كش نبايد تنها بماند و در صورت توصيه روانپزشك ممكن است نياز به  بستري شدن در بخش روانپزشكي يك بيمارستان   باشد./ر
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 23:6  توسط آذر حکمت نیا   | 

!

 مرجع : جام جم آنلاین
 
   متخصصان اصول ساده ای را برای رفع اضطراب مزمن توصیه کرده اند. 
    گاهی اوقات استرس در روزهای خاصی پیش می آید و پس از مدتی با تمام شدن یک برنامه خاص مثل زمان تعطیلات ، خود بخود برطرف می شود.
اما همین استرس گذرا حتی در سطوح کم می تواند به سلامت افراد آسیب برساند.محققان کلینیک مایو در باره چگونگی کنترل استرس نکات مفیدی را ارائه کرده ا ند:
- در پی نشانه ها باشید: با هشیاری مراقب بروز اولین نشانه ها مانند سر درد ، ناراحتی گوارشی ، گرفتگی عضلات و خواب آشفته باشید. اگر متوجه این علائم هشدار دهنده استرس شدید ، استفاده از تکنیک های کنترل استرس را آغاز کنید.
- ورزش: حتی یک پیاده روی کوتاه می تواند در بهبود خلق شما و کاهش استرس مفید باشد.
- خوراک مناسب: داشتن یک رژیم غذایی سالم می تواند انرژی لازم برای انجام فعالیت های روزانه را برای بدن فراهم سازد. انتخاب غذاهای ناسالم و حذف برخی وعده های غذایی ممکن است منجر به خستگی ، حساسیت بیشتر به بیماری ها و بطور کلی تضعیف سیستم ایمنی شود.
- حذف برخی کارها: از برخی کارها امتناع کنید تا شرائط گیج کننده ای فراهم نشود. این امر به شما کمک می کند بازدهی بیشتری داشته باشید و در اموری که برعهده می گیرید موفق تر باشید.
- صحبت کردن با دیگران: دوستانتان با گوش دادن به صحبت ها و درد دل های شما می توانند حامیان اجتماعی خوبی باشند.
- فرار: کارهایی همچون خواندن یک کتاب یا تماشای یک فیلم خوب میتواند به دور کردن ناراحتی ها از ذهن کمک کند.
- روان شادی: سعی کنید خود را با سرگرمی های مختلف ، ورزش ، مدیتیشن ، دعا خواندن ، و یا هر چیز دیگری که باعث احساس آرامش شما می شود ، خود را مشغول کنید.

آیا باز هم استرس دارید؟ در اینصورت کمک بجویید. کمک خواستن نشانه ضعف نیست بلکه یک تصمیم درست است.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 23:4  توسط آذر حکمت نیا   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:46  توسط آذر حکمت نیا   | 

http://dr.mihanblog.com/Post-474.ASPX
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:44  توسط آذر حکمت نیا   | 

بیماری لویی بادی (Lewy body) وضعیتی است که منجر به جنونی بسیار مشابه با بیماری آلزایمر میشود. البته این بیماری هم در ماهیت دقیق نشانه ها و هم در آسیبهایی که پس از مرگ در مغز بیماران یافت شده، با آلزایمر متفاوت است. هرچند شیوه درمانی و علاجی برای بیماری لویی بادی وجود ندارد، اما بعضی از نشانه های آن توسط دارو قابل کنترل هستند.

به طور خلاصه، بیماری لویی بادی نوعی جنون است که به دلیل آسیبهای مغزی که بنا به دلایلی ناشناخته رخ میدهند، به وجود می آید. با معاینه دقیق میتوان متوجه تفاوت نشانه های آن با آلزایمر شد. لویی بادی اخیرا به عنوان یک بیماری مستقل شناخته شده است.

این بیماری به نام پزشکی شناخته میشود که برای اولین بار رسوبهای موجود در مغز را در مقاله خود عنوان نمود این رسوبها درست مشابه ضایعاتی است که در مغز بیماران مبتلا به این جنون مشاهده شده است. لویی بادیها، رسوبات گردی حاوی سلولهای آسیب دیده مغزی هستند و احتمالا زمانی ایجاد میشوند که سلولها سعی میکنند در مقابل حمله از خود دفاع کنند.

تشخیص صحیح و دقیق نوع جنون از اهمیت فراوانی برخوردار است زیرا داروهای جدید میتوانند بر انواعی از جنون موثر بوده و بر انواع دیگر تاثیری نداشته باشند.

نشانه ها کدامند؟
جنون مرتبط با بیماری لویی بادی بر موارد زیر تاثیر میگذارد:

• حافظه
• تکلم
• قابلیت تشخیص فاصله
• توانایی انجام دادن کارهای ساده
• توانایی استدلال

افراد مبتلا به این نوع جنون از توهم رنج میبرند، آنها افراد، اشیا و حیواناتی واهی را بر روی تخت، میز و در اطراف خود مشاهده میکنند.

احتمال اینکه این اشخاص دچار زمین خوردگی متعدد شوند نیز بسیار زیاد است زیرا آنها توانایی تشخیص فواصل و ارتفاعات را از دست داده و نمیتوانند حرکات خود را با واقعیت منطبق نمایند. ممکن است آنها دچار نشانه هایی مانند علایم پارکینسون شوند که کند شدن حرکت، خشکی عضلات و رعشه از آن جمله اند. در برخی موارد معدود ضربان قلب و فشارخون نیز تحت تاثیر قرار میگیرند.

تواناییهای فرد مبتلا معمولا ساعت به ساعت و طی هفته ها و ماهها در نوسان است و همین مسئله موجب میشود که گاهی پرستاران و اطرافیان این بیماران تصور کنند که فرد بیمار خود را بیماری زده است.

تشخیص بیماری چگونه انجام میگیرد؟
روش اصلی تشخیص این نوع جنون با تهیه سابقه دقیق الگوهای رفتاری و نشانه ها صورت میگیرد که با حذف انواع دیگر جنون، به نتیجه میرسد. اسکن مغزی میتواند تباهی مغز را نمایان کند اما لویی بادیها - گلوله های موجود درمغز- تنها پس از مرگ قابل کشف و بررسی هستند.

آیا درمانی برای این بیماری وجود دارد؟
هیچ درمانی برای بیماری لویی بادی وجود ندارد و این عارضه معمولا به مرگ منجر میشود و روند توسعه آن نیز بسیار سریعتر از آلزایمر است. اگر بیمار نشانه هایی از بیماری پارکینسون نیز داشته باشد، به داروهای جانشین دوپامین (dopamine) که برای پارکینسون تجویز میشوند- واکنش مثبت نشان میدهد.

نکته مهم در اشخاص مبتلا به لویی بادی این است که از داروهای آرامبخش ضدروان پریشی اجتناب نمایند زیرا این داروها دارای عوارض جانبی شدید بوده و حتی منجر به مرگ میشود. هرچند این عارضه درمان پذیر نیست، اما با تولید داروهای جدید، امید برای کنترل و کند کردن روند توسعه بیماری در نواحی حیاتی وجود دارد.

مانند موارد دیگر روان پریشی، روشها و تدابیری برای بیماران مبتلا به لویی بادی نیز درنظر گرفته شده است تا این افراد بتوانند در مراحل ابتدایی بیماری، زندگی روزانه خود را دنبال کنند. این تدابیر شامل برقرار نمودن برنامه منظم و خدشه ناپذیر زندگی، به کارگیری هشدارهای صوتی یا کتبی و حمایت روحی و ایجاد اطمینان خاطر در بیمار است. اشخاصی که در مراحل اولیه بیماری دچار ناتوانی در به کاربردن کلمات میشوندف میتوانند با جلسات گفتار درمانی این مشکل را تا حد زیادی برطرف نمایند. اما با پیشرفت بیماری این تدابیر به تدریج کاربرد خود را از دست میدهند.

بیماران در شرایط حاد باید در مراکز مخصوص بستری شده یا توسط پرستاران مجرب و متخصص نگهداری شوند.


                      تصویرمیکروسکوپی از سلولهای مغز دارای لویی بادی. کره بنفش کمرنگ یک لویی بادی است


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:36  توسط آذر حکمت نیا   | 

   Time Is very slow for those who wait,Very fast for those who     are

scared,very long for those who lament,Very short for those who

celebrate.But for those who love,TIME,is

 eternity..

 

  W.SHAKESPEARE..

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:10  توسط آذر حکمت نیا   | 

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=12806
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 14:45  توسط آذر حکمت نیا   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 14:39  توسط آذر حکمت نیا   | 

ایجاد تغییر و تحول مثبت در زندگی فردی و بالارفتن از نردبان موفقیت در زندگی آرزوی هرکسی است. اما به سلامت طی کردن پله های این نردبان مستلزم رعایت شرایط ذیل است:

(الف) روی هر پله نباید بیش از حد معمول مکث کرد؛
(ب) پس از پیمودن پله اول، نوبت به پله دوم می رسد؛
(ج) از نردبانی که پایه اش شکسته است نباید استفاده کرد؛
(د) باید ابتدا جای پا را محکم کرد و سپس قدم بعدی را برداشت؛
(ها) پس از استفاده از نردبان نباید آن راسرنگونش کرد.
و امــا نردبان موفقیت شش پله دارد که گذراندن هریک از آنها اگر به درستی و با کیفیت مطلوب صورت گرفته باشد و شرایط پیش گفته رعایت شده باشد به تدریج شما را به پیروزی و کامیابی نزدیک تر می کند:
1- خودشناسی و خودباوری
2- هدفگذاری
3-برنامه ریزی
4-عمل و تلاش آگاهانه
5-پشتکار و استقامت، صبر و انعطاف پذیری
6-نتیجه گیری
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 14:37  توسط آذر حکمت نیا   | 

یادگیری تغییر نسبتا دایمی در رفتار است که در نتیجه تمرین حاصل شده است. تغییراتی در رفتار که حاصل‌اش (و نه تمرین) ، با شرایط موقت جاندار (مثل خستگی یا حالات ناشی از مصرف برخی داروها) باشند مشمول این تعریف نمی‌شود.

نگاه اجمالی

نقش یادگیری در همه صحنه‌های زندگی نمایان است. یادگیری نه تنها در آموختن خاص مطالب درسی ، بلکه در رشد هیجانی ، تعامل اجتماعی و حتی رشد شخصیت نیز دخالت دارد. مثلا یاد می‌گیریم از چه چیزی بترسیم، چه چیز را دوست بداریم. چگونه مودبانه رفتار کنیم و چگونه صمیمیت نشان دهیم.

انواع یادگیری

از چهار نوع یادگیری مشخص می‌توان گفتگو کرد. این چهار گروه شامل خوگیری ، شرطی سازی کلاسیک ، شرطی سازی عامل و یادگیری پیچیده است که هر کدام را بطور مختصر توضیح می‌دهیم.

خوگیری

خوگیری ساده ترین نوع یادگیری است و آن عبارت از نادیده گرفتن محرکی است که با آن مانوس شده‌ایم، یا پیامد مهمی برای ما ندارد. به عنوان مثال ما به صدای تیک تک ساعت عادت کرده‌ایم لذا یاد گرفتن اینکه صدای تیک تاک ساعت تازه‌ای را نشنویم نمونه‌ای از خوگیری است.

شرطی سازی کلاسیک

شرطی سازی کلاسیک یعنی پیوند دادن دو محرک در اثر مجاورت. پس از آن که محرک خنثی (محرک شرطی) چند بار با محرک غیر خنثی (محرک غیر شرطی) ، محرکی که بطور طبیعی و ثابت پاسخی ایجاد می‌کند، همراه شد، از خنثی بودن ساقط می‌شود و می‌تواند به تنهایی همان پاسخ را ایجاد کند. مثلا نوزاد یاد می‌گیرد که دیدن پستان مادر ، چشیدن شیر را در پی دارد.

شرطی سازی عامل

طبق نظریه شرطی شدن عامل ، ارگانیسم یاد می‌گیرد که رفتار تقویت شده را تکرار کند. اولین پاسخهای درست با کوشش و خطایی تصادفی یا با راهنمایی فیزیکی یا کلامی حاصل می‌شود. رفتارهای تقویت شده ، با فراوانی بیشتر ظاهر می‌شوند. مثلا کودک می‌آموزد که کتک زدن خواهر یا برادر سرزنش والدین را به دنبال دارد.

یادگیری پیچیده

این نوع یادگیری متضمن چیزی بیش از تشکیل پیوندها است. مثلا بکار گیری راهبرد معینی برای حل یک مسئله یا طراحی یک نقشه ذهنی از محیط خود.

اساس عصبی یاد گیران

پژوهشگران عقیده دارند که اساس عصبی یادگیری را باید در تغییرات ساختاری دستگاه عصبی جستجو کرد و به همین سبب بیش از پیش به بررسی این تغییرات در سطح پیوندهای عصبی پرداخته‌اند.

مباحث مرتبط با عنوان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:59  توسط آذر حکمت نیا   | 

http://en.wikipedia.org/wiki/Metacognition
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:51  توسط آذر حکمت نیا   | 

هوالعشق

خواهم ای دل محو ديدارت کنم       جلوه گاه روی دلدارت کنم 

واله آن ماه رخسارت کنم       بسته آن زلف طرّارت کنم

در بلای عشق دلدارت کنم

خلوت با خود 

ميخواهم با خود خلوت کنم٬ اما چگونه؟

آيا تنها نشستن و مرور در زندگی روزمرهء دنيايی  با خود خلوت کردن است؟

کليد و رمز ورود به اعماق وجود چيست؟چگونه ميتوان باطن خود را ديد؟

تمامی پديده ها واشياء پيرامون ما در زندگی هر يک دارای امواج گوناگون در مراتب

 مختلفه می باشند که تاثير بر فکر و روحمان می گذارند و مانع تمرکز کامله می شوند٬

تمرکزی که آدمی بجز خود چيز ديگری نبيند و به جز صدای باطنی صدايی نشنود ٬

تمرکزی که تمام حواس بر گرد يک مرکز می چرخند و آن مرکز باطن خود است٬مرکزی که

باعث قوام و پا برجايی وجود است٬ مرکزی که اگر متاثر از پديده هاست٬ در عين حال

نقطه  کاملهء تمامی اشياء وهستی است.

   می رويم که با خود خلوت کنيم٬ خلوتی که بجز خود نبينيم٬ باشد که آرام دل خود را

بيابيم.آنکه آرام دل را نيافت ٬ با خود نتوانست خلوت ساز کند٬که خلوت با غير٬ به جز شرک نيست٬

شرک ورزيدن  به باطن خود  يعنی  زنا  با  روح خويش.

آنچه آرام دل است  خاموشی  است چرا که هرگونه تحرک و جنبشی به علت نياز و فقر

است و تا نيازمند است ٬ آرام نيست٬ تشنه تا به آب نرسد آرام نيست و گرسنه تا به طعام ٬

همچنين است حال عاشق که تا از درد هجران می سوزد نا آرام و آن هنگام که به وصل

معشوق ميرسد آرام ٬ سکوت و سکون را باز می يابد.

خاموشی به مفهوم ظلمت و تاريکی نيست بلکه به معنای نفس آرامش و ذات روشنايی

است٬ ذات هستی است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:43  توسط آذر حکمت نیا   | 

 
 

مقدمه: امروزه در دنیا هیچ كاری در زمینه های علم فناوری، اقتصاد و حتی فكر و اندیشه به صورت فردی انجام نمی شود. كارگروهی یكی از روش های اصلی تدریس در كلاس علوم است و باید دانش آموزان را به كارگروهی واداریم.
هدف: كار و بحث گروهی، در عین این كه یك روش آموزشی است، برای ما هدف نگرشی بسیار مهمی تلقی می شود. كار گروهی فرصت ایجاد نگرش های مثبت نسبت به مدرسه و علم را در ذهن های دانش آموزان به وجود می آورد و تعامل عاطفی را بین آنها تقویت می كند.
انسان موجودی اجتماعی است. كار و بحث گروهی، دانش آموزان را با مشكلاتی كه در بزرگ سالی بر سر راه زندگی اجتماعی آنها وجود دارد، آشنا می كند و راه مقابله و برطرف كردن مشكلات را به آنان می آموزد. در واقع، این تمرینی كوچك برای رسیدن به زندگی اجتماعی بهتر است. در جریان كار گروهی، دانش آموزان علاوه بر تجربه اندوزی در تقسیم كار و مسئولیت، تجربیاتی نیز در زمینه ی مدیریت و سازمان دهی فعالیت ها به دست می آورند.
شركت در كار و بحث گروهی باعث ایجاد یادگیری عمیق تر و ماندگارتر می شود.
نكات اجرایی: در حال حاضر، در كلاس های علوم به دانش آموزانی برمی خوریم كه در یك زمینه ی خاص دارای اطلاعاتی زیاد و حتی بیشتر از معلم هستند. آنها معمولا˝این اطلاعات را از طریق دیدن فیلم، مطالعه ی كتاب و حتی مسافرت و تجربه ی عملی كسب می كنند. در بحث گروهی، معلم با ایجاد فضای بحث گروهی، كلاس را از اطلاعات این گونه دانش آموزان بهره مند می كند و در عین حال، این افراد نیز تشویق می شوند.
در بحث و كار گروهی، معلم باید مراقب باشد كه هیچ كدام از دانش آموزان، منزوی و گوشه گیر نباشند و همه در كار گروهی مشاركت كنند. كار گروهی روحیه ی همفكری، همیاری و همدلی را در دانش آموزان افزایش می دهد و جلوی رقابت ناسالم را می گیرد.
تعداد افراد گروه با توجه به نوع فعالیت متفاوت است و به امكانات كلاس و سن دانش آموزان نیز بستگی دارد. هم چنین تقسیم كا باعث ایجاد انگیزه و پویایی در گروه می شود. معلم باید مراقب باشد تا در حین انجام كار گروهی، دانش آموزان از موضوعی كه باید در مورد آن بحث كنند و كار گروهی انجام دهند، منحرف نشوند و در صورت انحراف، باید آنان را با روش های مناسب به سوی هدف اصلی سوق داد.
هدف اصلی در كار و بحث گروهی، انجام دادن كار به صورت گروهی است، نه به صورت انفرادی درگروه.
در كار گروهی، یكی از مشكلات اصلی شكل آرایش صندلی ها و نیمكت های كلاس است. تغییر آرایش كلاس با تشكیل كلاس در محیط خارج از كلاس، فرصت های مناسب و جذاب را برای یادگیری بهتر فراهم می كند.
به عنوان نكته ی آخر در این بحث متذكر می شویم كه در این روش نیز باید جلوی افراط و تفریط را گرفت. انجام دادن كار گروهی نباید به معنای نفی و فراموش كردن آن دسته از فعالیت های انفرادی باشد و روحیه ی اتكا به نفس را پرورش می دهند. 
 

روش پرسش و پاسخ

هدف: در كلاس درس، یكی دیگر از روش هایی كه به كارگیری آن دانش آموزان را به سمت یادگیری فعال سوق می دهد، روش «پرسش و پاسخ» است. در یك كلاس فعال و خوب علوم، هم دانش آموزان و هم معلم سؤال كننده و پاسخ دهنده هستند. اما نكته ی اساسی چگونه پرسیدن و چگونه پاسخ دادن است.
پرسش های ما، در واقع بازتاب میل درونی ما نسبت به فهمیدن و دانستن است. اصولا˝ منشأ تولید علم و دانش بشر را می توان همین كنجكاوی و میل درونی دانست.
اهمیت روش پرسش و پاسخ در آموزش علوم به حدی است كه آن را یكی از روش های مهم آموزش علوم می دانند. این روش، به روش سقراطی معروف شده است و ریشه ی تاریخی نیز دارد. در روش سقراطی، مربی با طرح پرسش های هدفدار، یادگیرنده را به سمت فهم مطالب مورد نظر هدایت می كند.
نكات اجرایی: به دلیل اهمیت این روش و برای ترویج به كارگیری آن در كلاس علوم، ما باید درباره ی چگونگی پرسش و پاسخ اطلاعات كافی داشته باشیم. اصولا˝ پرسش ها به چند دسته تقسیم می شوند:
الف- پرسش های تمركزدهنده: این گونه پرسش ها توجه دانش آموزان را به موضوع فعالیت جلب می كنند؛ مثلا"، وقتی معلم از دانش آموزان می خواهد كه مشاهده كنند و پاسخ دهنده كه چه می بینند، چه می شنوند و چه لمس می كنند یا این كه دو چیز را مقایسه كنند، طرح این پرسش ها سبب می شود كه دانش آموزان فعالیت ها را دقیق تر و هدفدار انجام دهند.
ب- پرسش های مربوط به شمارش و اندازه گیری: پرسش هایی هستند كه باعث دقیق تر شدن انجام فعالیت می شوند؛ پرسش هایی مانند: چه مدت، چندتا، چه مقدار، چه اندازه و غیره. چنین پرسش هایی باعث كمی تر شدن فعالیت ها می شوند. یكی از هدف های ما این است كه بچه ها مشاهدات كیفی خود را به مشاهدات كمی تبدیل كنند.
پ- پرسش های مقایسه ای: این پرسش ها دانش آموزان را به سمت مقایسه ی دو كمیت، دو چیز یا دو پدیده سوق می دهند و آنان را به مشاهده گرایی دقیق تبدیل می كنند.
ت- پرسش های فعالیت پذیر: این پرسش ها دانش آموزان را به انجام دادن فعالیت دعوت می كنند و آنان برای پاسخ دادن به این پرسش ها مجبور به انجام دادن فعالیتی هستند؛ مثلا˝، وقتی می پرسیم: «اگر یخ را حرارت دهیم، حجم آن چه تغییری می كند؟» دانش آموز برای پاسخ دادن به این پرسش باید فعالیت مورد نظر را انجام دهد.
بهنرین نوع پرسش ها، پرسش های «فعالیت طلب» هستند؛ یعنی، پرسش هایی كه دانش آموز را به انجام دادن فعالیتی برای پاسخ گویی و در نتیجه، یادگیری فعال وا می دارند. با وجود این كه پرسش های عمومی به طور كلی می توانند به ایجاد و تقویت یك یا چند مهارت در دانش آموز بینجامد اما برای نیل به هر یك از مهارت ها نیز می توان پرسش های اختصاصی مطرح كرد كه پاسخ گویی به هر كدام از آنها، دانش آموزان را به طور ویژه به یكی از مهارت ها می رساند. پرسش ها را می توان به دو گروه «هم گرا» و «واگرا» نیز طبقه بندی كرد.
پرسش های هم گرا: پرسش هایی هستند كه پاسخ مشخص و ثابتی دارند و پاسخ آنها به شرایط مختلف و نظر پاسخ دهنده بستگی ندارد.
پرسش های واگرا: پرسش هایی هستند كه از منظرهای متفاوت می توانند پاسخ های مختلفی داشته باشند و پاسخ آنها گاهی وابسته به زاویه ی دید پاسخ دهنده است.
در مقابل هنر خوب پرسیدن، هنر خوب پاسخ دادن نیز وجود دارد. هر سؤال دانش آموز در واقع آمادگی او را برای یادگیری نشان می دهد. این محرك یادگیری نقطه ی عطف كار معلم است و معلم باید این فرصت را غنیمت بشمرد. هنگام مواجه شدن با پرسش دانش آموز، راه های متفاوتی برای پاسخ دادن وجود دارد؛ بعضی از معلمان پاسخ سؤال را مستقیم و به طور كامل در اختیار دانش آموز می گذارند. بعضی دیگر، پرسش را به خود دانش آموز برمی گردانند و بعضی نیز برای یافتن ، كتاب ها، مجله ها و منابع دیگری را به دانش آموزان معرفی می كنند. گاهی هم می توان پرسش دانش آموز را به سمت یك فعالیت مناسب هدایت كرد.
گاهی عكس العمل معلم نسبت به سؤالات مطرح شده، در دانش آموزان بسیار مؤثر است؛ مثلا˝، اظهار تعجب، شگفتی و علاقه ی معلم باعث جلب توجه بقیه ی دانش آموزان به سؤال می شود. پس هنگام پاسخ دادن به سؤالات دانش آموزان، اصل این است كه معلم از دادن پاسخ صحیح بپرهیزد؛ یعنی آنها را در مسیر یادگیری فعال قرار دهند.
معلم هنرمند، معلمی است كه پرسش های دانش آموزان را به یك سلسله فعالیت های یادگیری تبدیل كند تا دانش آموزان با انجام دادن، این فعالیت ها، به پاسخ پرسش خود برسند.
معلم باید بتواند، در بسیاری از موارد با شهامت كلمه ی «نه» را به زبان آورد. «نه» گفتن معلم به دانش آموزان یاد می دهد كه او دانای كل نیست. بهترین روش پاسخ گویی به پرسش ها این است كه معلم به دانش آموزان بگوید: «بچه ها، بیایید با هم یاد بگیریم.»
این كار ترس ندانستن را از دانش آموزان می گیرد و در ضمن، باعث ایجاد رابطه ی عاطفی بین معلم و آنها می شود. 


 

الگوی تدریس  5E(بر اساس ساخت گرایی)

 

 
مقدمه:

از نظر طبقه بندی، روش ساخت گرایی جزو روش های فعال و اكتشافی است كه بر تولید، كنترل و تعمیم دانش تأكید می كند.
در فرآیند تدریس ساخت گرایی معلم و همه ی امكانات تسهیل كننده هستند و جزو خدمات آموزشی به حساب می آیند. بنابراین، در این روش، دانش آموز نقش اساسی را ایفا می كند.
هدف: جستجوی فعالانه فراگیرندگان از طریق فعالیت های گوناگون برای كشف راه حل ها، مفاهیم، اصول و قوانین، یكی از اهداف مهم در این روش است. داشتن روحیه ی كاوشگری برای ایجاد سؤال، طراحی، اجرا، ابداع و به دست آوردن جواب، یكی از ویژگی های ساخت گرایی است.
این الگوی تدریس از پویاترین و كارآمدترین، الگوهای تدریس است كه در بسیاری از كلاس های دنیا با موفقیت در حال اجرا است.
مراحل اجرای الگو الگوی تدریس حاضر در 5 مرحله برنامه ریزی و اجرا می شود؛ مراحل مورد نظر عبارت اند از:
1- درگیر گردن Engaging
2- كاوش Exploration
3- توصیف Explanation
4- شرح و بسط (گسترش) Elaboration
5- ارزشیابی Evaluation
دلیل نام گذاری الگوی تدریس ساخت گرایی به الگوی 5E، آغاز شدن هر مرحله با حرف E است.
برای درك بهتر این الگوی تدریس حاضر، درس حشرات از كتاب علوم اول راهنمایی بر اساسس این 5 مرحله آموزش داده می شود.
مرحله اول: درگیر شدن این مرحله برای جلب توجه كلاس به موضوع مورد آموزش و ایجاد هیجان و انگیزش در فراگیران طراحی شده است. یك سؤال جالب، یك داستان نیمه تمام، یك عكس خوب، ارائه یك فعالیت مناسب علمی و یا ... می تواند مورد استفاده معلم قرار گیرد در آموزش درس حشرات معلم برای اجرای این مرحله می تواند در صورتی كه امكانات محیطی اجازه می دهد به افراد گروه فرصتی بدهد تا در یك مدت زمان تعیین شده در محیط اطراف خود به دنبال جمع آوری حشرات باشند. بچه هایی كه در پایان این مدت به كلاس باز می گردند هیجان زده و با انگیزه كافی آماده اند تا در ادامه كار با معلم همراه باشند. در صورتی كه چنین امكانی در اختیار نباشد معلم می تواند با پیش بینی كه از جلسه قبل انجام می دهد از هر گروه بخواهد تا یك نوع حشره با خود به كلاس بیاورند و در غیر این صورت می تواند تصاویر جالبی از انواع مختلف حشرات را با خود به كلاس بیاورد و یا حداقل از تصاویر كتاب استفاده كند.
مرحله دوم : كاوش در این مرحله كه مطالعه بعد از انگیزه می باشد معلم از گروه ها می خواهد تا به مشاهده ی حشرات بپردازند. در اینجا مشاهدات دانش آموزان از حشرات می تواند شامل مشاهده رفتار و اجزای ساختمان بدن حشرات باشد. همه ی گروه ها فعال و به جستجو و مطالعه مشغول هستند. ضمن اینكه از وسایل ساده ای مانند ذره بین و ... نیز استفاده می كنند. در تمام لحظات گروه یادداشت برداری می كند. اطلاعات خود را از بدن حشره و رفتار آن یادداشت می كند.
 

رفتار ساختمان بدن
پرواز می كند.
دو شاخك دارد.
به محرك پاسخ می
دهد.
......................
......................
6 پا دارد.
......................

در واقع ایجاد و تقویت هماهنگی مغز و دست در حین كسب تجربه از اهداف مهم این مرحله است. این مرحله به دانش آموزان در ایجاد یك قالب و چهارچوب فكری برای تشكیل مفاهیم جدید كمك می كند.
در این مرحله معلم نقش راهنما دارد.
مرحله سوم: توصیف در این مرحله معلم باید رشته ی كار را به دست دانش آموزان بدهد.
دانش آموزان برای كار و فعالیت انجام شده توضیح منطقی و مستدل ارائه می دهند و به توصیف مشاهدات می پردازند. بحث بین دانش آموزان آغاز می شود. بچه ها سعی می كنند از معلم سؤال كنند. ولی معلم پاسخ نمی دهد و تلاش می كند با توصیف، دانش آموز به دنبال نام علمی حشره بگردد.
شاگردان اطلاعاتی را به دست آورده اند. آنها حشرات را پیدا كرده اند، مشاهده ی دقیق انجام داده اند و مشاهدات خود را توصیف كرده اند. فقط نام های علمی را نمی دانند و معلم باید به عنوان یك راز آن را تا آخر برنامه نگه دارد.
مرحله چهارم: شرح و بسط بچه ها خوشحال هستند و چون با انگیزه كار را شروع كرده اند اطلاعات زیادی به دست آورده اند. آنها به كتاب های مختلف، دائرة المعارف ها، نرم افزارهای كامپیوتری و ... مراجعه می كنند. معلم فقط به بچه ها راه جمع آوری اطلاعات را یاد می دهد و نشان می دهد كه چگونه می توانند خودشان مشكلات را حل كنند. در این مرحله مثال های اضافی و موارد بیشتری درباه مفاهیم اصلی درس ارائه می گردد و از دانش آموزان خواسته می شود تا از آموخته ها و یادگیری های قبلی برای گسترش و بسط و تعمیم به دیگر مفاهیم استفاده كنند و به این ترتیب در این مرحله معلم خوشحال است كه خود حشره شناس نیست لیكن بچه ها را برای تلاش بیشتر و بررسی دقیق تر هدایت كرده است.
مرحله پنجم: ارزشیابی ارزشیابی مستمر در طول انجام فعالیت و از مرحله اول آغاز شده است. در این مرحله برای ارزشیابی پایانی معلم می تواند از یك روش بسیار جالب استفاده كند به این صورت كه از هر گروه بخواهد گزارش كاملی از رفتار، ساختمان و ... حشرات توصیف كنند.
سپس گزارش را در اختیار گروه دیگر یا حتی كلاس دیگر قرار دهد تا بر اساس توصیفی كه از حشره در گزارش شده شكل حشره را بكشند.
مسلم است كه هر چه توصیف دقیق تر باشد نقاشی هم كامل تر است و مثلا" اگر در یك نقاشی، حشره شاخك نداشته باشد یعنی توصیف كامل نبوده است. حتی یك نوع خود ارزیابی می تواند صورت گیرد و خود گروه بر اساس معیارهای تعیین شده از سوی معلم تشخیص خواهند داد كه شكل كشیده شده تا چه حد كامل بوده است و این بستگی به انتظار معلم و نوع ارزشیابی دارد.
به طور كلی الگوی 5E در افزایش سواد علمی در درس علوم و ریاضی و دروس دیگر كاربرد دارد و بسیار موفق بوده است.
مثال دیگر 5E موضوع: گل علوم اول و دوم راهنمایی
مرحله اول: درگیر كردن
معلم : بچه ها امروز می خواهیم یك كارگروهی بسیار جالب و هیجان انگیز انجام دهیم. فصل بهار است و موضوع فعالیت امروز ما نیز گل ها هستند هر گروه تلاش كنید در مدت زمان 5 الی 10 دقیقه حداقل یك نمونه گل از محیط اطراف انتخاب كنید ولی از چیدن گل خودداری كنید. در صورت نبودن گل در محیط، گروه ها می توانند از تصویر یك گل، گل مصنوعی، گل خشك و ... استفاده كنند.)
گروه مینا: (هیجان زده) ما گل زیبایی پیدا كرده ایم.
گروه رعنا: گل ما رنگ قشنگی دارد و بسیار خوشبو است.
..............................................................................................
مرحله دوم: جستجوگری (كاوش)
معلم: حالا كه هر گروه گلی برای خود انتخاب كرده اند گروه ها فرصت دارند تا ساختمان، اجزا و رفتار گل هایی را كه انتخاب كرده اند بررسی كنند. می توانید از ذره بین هم برای مشاهده ی اجزای گل استفاده كنید.
گروه مریم: منظور از مشاهده ی اجزای گل چیست؟
معلم: شما می توانید از همه ی حواس خود برای مشاهده ی اجزای گل و رفتار آن استفاده كنید و با دقت یادداشت برداری كنید.
(گروه های دانش آموزی همه در نهایت كنجكاوی به جستجو برای شناخت اجزای گل و رفتار آن می پردازند.)
گروه رعنا با استفاده از كتاب جدول مقابل را تشكیل می دهند.
 

اجزای گل رنگ شكل رفتار گل
1- كاسبرگ
2- پرچم
3- .........
4- ..........
...................
سبز
...............
..............
................
..................
برگ مانند
..................
....................
..................
 ...............
................
...................
.................
..................
..............

 
نمونه جدول گروه رعنا

مرحله سوم: توصیف
معلم: گروه های دانش آموزی حالا شما به توصیف مشاهدات خود از اجزا و رفتار گل بپردازید و برای آنچه كه مشاهده كرده اید توضیح و استدلال منطقی ارائه دهید.
گروه مینا:
در گروه با دوستان خود به بحث و گفتگوی می پردازند و در پایان این بحث و گفتگوی علمی آنها به خوبی می توانند قسمت های مختلف یك گل را شناسایی و رفتار گل را توصیف كنند.
آنها فقط نام علمی گل را نمی دانند.
معلم: گروه ها در این مرحله برای جمع آوری اطلاعات بیشتر و دقیق تر كردن بررسی خود باید به منابع اطلاعاتی كه در اختیار دارید مراجعه كنید .
گروه مریم: منظور شما از منابع اطلاعاتی چیست؟
معلم: مراجعه شما به كتابخانه مدرسه، گلفروشی، باغبان، دائرة المعارف نرم افزارهای كامپیوتری و ...................... می تواند منابع اطلاعاتی شما باشند.
(گروه ها تلاش برای جمع آوری اطلاعات و پیدا كردن نام علمی گل را شروع می كنند.)
معلم: شما خود گل مورد نظرتان را پیدا كرده اید، آن را مشاهده كرده توصیف نموده، اطلاعات بدست آورده اید و نام علمی گل مورد نظر خود را به دست آورده اید.
معلم: حالا هر گروه گل انتخابی خود را به دیگر گروه ها نشان دهند و با هم تبادل تجربه در تفاوت ها و شباهت های گل های خود بنمایید.
گروه رعنا: شما می توانید نام گیاه این گل را به ما بگویید
 معلم: من یك گیاه شناس نیستم، شما می توانید با مراجعه به منابع اطلاعاتی كه در اختیار دارید به نام گیاه مورد نظر دست یابید. و به این ترتیب مسائل و مشكلات خود را در زندگی نیز رفع كنید.
مرحله پنجم: ارزشیابی معلم مرحله به مرحله گروه ها را تحت نظر داشته و انتظارات خود را در دفتر یادداشت خود ثبت می كند. در مرحله چهارم ارزشیابی مستمر را به كارگروهی اختصاص می دهد.
ارزشیابی پایانی
معلم: گروه ها توصیف خود را از گل انتخابی خود بنویسند این كار را با دقت كامل انجام دهید. زیرا برای معرفی هر یك از اجزای گل و رفتار آن نمره ی جداگانه منظور می شود.
معلم: گروه رعنا شما گزارش گروه مینا را بگیرید و بر اساس توصیف ارائه شده در گزارش شكل گل انتخابی گروه مینا را رسم كنید. و گروه مریم شما هم گزارش گروه .........................
معلم: هر یك از گروه ها دقت كنند نسبت به معیار تعیین شده روی تابلو نمره گروه مورد ارزیابی خود را معین كنند.
الگوی دریافت مفهوم Attaining concept
هدف: این روش در تقویت مهارت های اساسی تفكر بسیار مؤثر بوده و در حقیقت این الگو ماهیت تفكر را كشف می كند و با اجرای این الگو چگونه فكر كردن را به فراگیران می آموزیم این الگو برای هدایت شاگردان به یك مفهوم تدوین می شود.
مراحل اجرای الگو
1-عرضه مطالب – در این مرحله معلم مطالب را در دو قالب مثبت و منفی ارائه می دهد بنابراین مطالب باید قبلا" دسته بندی شده و در قالب نمودار، تصاویر، جداول و یا نوشته هایی بر روی تابلو آماده ی ارائه شود در این مرحله معلم برای فراگیران مشخص می كند كه مفهومی را در ذهن دارد كه باید به آن پی ببرند و سپس بعضی مطالب ارائه شده را با آری و برخی دیگر را با خیر مشخص می كند آری ها همان مفهومی را نشان می دهد كه در ذهن معلم است در واقع هر مطلبی كه ارائه می شود مثالی منفی یا مثبت از آن مفهوم می باشد و در این مرحله معلم به فراگیران می گوید كه در همه ی مثال های مثبت مفهومی مشترك است كه وظیفه ی آنها ایجاد فرضیه ای درباره ی ماهیت آن مفهوم است بنابراین موارد مطرح شده باید از پیش منظم شده و با نشانه های «آری» و «خیر» عرضه شوند و در این مرحله مثال ها باید كاملا" سازمان یافته باشند.
2-دستیابی به مفهوم- در این مرحله فراگیران به مقایسه مثال ها و موارد مطرح شده می پردازند و به دنبال عامل یا عوامل مشتركی بین مثال های مثبت می گردند و فرضیه هایی می سازند و مباحثاتی نیز می تواند صورت گیرد. در صورت لزوم معلم باید مثال های بیشتری ارائه كند و دانش آموزان را به سوی مفهوم مورد نظر هدایت كند وقتی اغلب دانش آموزان روی یك فرضیه به توافق رسیدند باید مثال ها و موارد جدیدی به آنها عرضه شود تا مثبت یا منفی بودن آنها را تعیین كنند و خود فراگیران نیز در این قسمت می توانند نمونه های جدیدی را مطرح كنند.
3- نامگذاری مفهوم و تحلیل جریان دریافت مفهوم
در این مرحله معلم به نامگذاری و تعریف مفهوم می پردازد و نام تخصصی مفهوم را اگر وجود داشته باشد عنوان می كند و در آخر دانش آموزان به تحلیل راهبردهایی كه به وسیله ی آن به مفهوم و یا مفاهیم دست یافته اند، می پردازند.
در حقیقت بعد از آنكه دانش آموزان به مفهوم دست یافتند باید از آنها خواست تا مراحل تفكر خود را در حین دستیابی به مفهوم یك به یك نقل كنند و افكاری را كه در هر مرحله، به ذهنشان خطور كرده شرح دهند باید از آنها خواست كه بگویند در ابتدا چه فكر می كردند چرا اینگونه فكر می كردند و یا چرا فكر خود را تغییر دادند فایده این كار این است كه میاحثه ای بین دانش آموزان صورت می گیرد كه در پی آن دانش آموزان به تحلیل راهبردهایی كه به وسیله ی آن به مفاهیم دست یافته اند می پردازند اینكه در اذهان دانش آموزان چه می گذرد و چه فرضیه هایی در مراحل اولیه در ذهن آنها شكل گرفته و چگونه این فرضیه ها را آزموده اند بسیار مهم است زیرا می توان به این طریق نحوه ی تفكر دانش آموزان را بررسی كرد به این ترتیب هم تمرین هایی برای دریافت مفهوم در اختیار داریم و هم اینكه دانش آموزان می توانند با تغییر در راهبردها و آموختن راهبردهای جدید توانایی بیشتری در دریافت مفهوم پیدا كنند.
مثال:
فكرهای امین من به نوعی از تغییرات فكر می كنم كه نتیجه ی آنها تولید ماده جدید با خواص و ساختار شیمیایی متفاوت است. تصاویری كه با «بله» مشخص شده اند آن نوع تغییر را نشان می دهند كه مورد نظر من است. 
 
الگوی تدریس مبتنی بر نظریه فرا شناخت Metacognition
مقدمه:
فرا شناخت عبارت است از آگاهی فرد بر نظام شناختی خود و كنترل و هدایت آن در ادبیات روان شناسی، شناخت را معمولا˝ مترادف با تفكر می آورند. بنابراین، فراشناخت را می توان آگاهی بر جریان تفكر و كنترل و هدایت آن هم تعریف كرد. جریان شناخت در نظریه روان شناسی شناخت انسان را عبارت می دانند از:
دریافت، پردازش، نگهداری و انتقال اطلاعات، فراشناخت فعالیتی است كه كنش های مربوط به چهار عنصر یادشده را در برمی گیرد و بر آنها نظارت دارد.
معلمان در مدارس باید ابتدا دانش آموزان را به روش دریافت، پردازش و نگهداری و انتقال درست اطلاعات فراخوانند و سپس آنها را ترغیب كنند تا جریان فعالیت های ذهنی را كه انجام می دهند، مورد بازنگری و اصلاح قرار دهند.
هدف:
هدف اساسی نظریه فرا شناخت كمك به دانش آموز برای اندیشیدن و پرورش مهارت فكر كردن است. هدف دیگر آموزش فراشناخت، پرورش مهارت های انتقال یادگرفته ها در موقعیت های متعدد است.
راهبردهای فرا شناخت دارای اهمیت فوق العاده است، و در آموزش دروس متعدد از آنان بهره گرفته می شود. راهبردهای فرا شناختی، نیازهای یادگیری فراگیران را برطرف می سازد. راهبردها آن دسته از فعالیت های ذهنی و عملی هستند كه راه رسیدن به هدف ها را هموار می سازند.
موضوع: میكروب ها (آغازیان ساده)
هدف كلی: آشنایی با طبقه بندی جانداران ذره بینی، صفات عمومی و ساختمانی آنها و اثراتی كه در زندگی ما دارد.
مراحل اجرای الگو
مرحله نخست: آماده سازی
در مرحله آماه سازی معلم تلاش می كند تا دانش آموزان را ترغیب كنند 3 دسته فعالیت را انجام دهند .
- تصمیم گیری درباره هدف
- پیش بینی روش حل مسئله و انتخاب راهبرد
- بررسی دانش پیشین مورد نیاز
با استفاده از تصویر توجیهی برای به دست آوردن تعریف میكروب و در صورت وجود میكروسكوپ مشاهده باكتری ها و میكروب ها و مطالعه كتاب و مشاهده تصاویر كتاب و مقایسه آنها با باكتری ها و میكروب ها درزیر میكروسكوپ.
مرحله دوم: نظم دهی
مرحله بروز دادن فعالیت های ذهنی ارزشیابی از خود، هم از نظر فعالیت های فكری و هم از نظر فعالیت علمی است، فعالیت های فكری مربوط به یافتن راه حل ها و گزینش شیوه كار و شكل دادن نگرش خاص به موضوع و بررسی پیش نیازها است .
تهیه نقاشی و كلاژ برای نشان دادن نوع باكتری و از طریق آن نوع بیماری و انجام آزمایش كشف میكروب، مقایسه باكتری ها و میكروب ها و در جستجوی تعاریف برای میكروب ها و ویروس ها .
مرحله سوم: ارزشیابی
معلم دانش آموزان را وادار می كند تا درباره ی یادگرفته های خود قضاوت كنند و از آنان خواسته می شود عملكرد خود را ارزشیابی كنند.
دانش آموزان: برای فعالیت های مفید و مضر باكتری ها چند مثال می آورند :
- تفاوت ساختمان باكتری و ویروس را شرح می دهند و خصوصیات هر یك را از نظر ساختار و فعالیت حیاتی شرح می دهند.
- آزمایشی برای كشف میكروب ها طراحی می كنند.
- طرز تولید مثل باكتری ها و ویروس ها را با رسم شكل نشان می دهند.
- نمونه هایی از آغازیان را جمع آوری و مشاهده می كنند.

الگوی یادسپاری (Memorizing)

مقدمه: آیا دوران تحصیل خود را به یاد می آورید هنگامی كه مجبور بودید در یك زمان كوتاه در درس جغرافیا اسامی شهرها، كشورها، پایتخت ها، كوه ها، رودها و محصولات و صنایع و آب وهوای شهرهای مختلف را به خاطر بسپارید و در درس تاریخ باید اسامی تمدن ها، سلسله ها، پادشاهان و رویدادها و سال های مربوط به آنها و در درس شیمی علامت اختصاری عناصر؛ فرمول ها و خواص مواد و در درس ریاضی فرمول ها و در درس ادبیات نام شاعران، نویسندگان و كتاب های آنها را حفظ می كردید. حفظ كردن این همه اسامی چقدر سخت بود و چه زود همه ی آنها را فراموش می كردیم. در همان زمان خود ما و برخی از دانش آموزان برای به خاطر سپردن این نام ها از شیوه های خاصی استفاده می كردیم مثلا˝ با به هم چسباندن حرف اول این اسامی كلمه معنی داری می ساختیم كه با یادآوری این كلمه آن اسامی را نیز به خاطر می آوریم این الگو بر همین اساس پی ریزی شده است.
هدف: این الگو یك الگوی حافظه ای بوده و با استفاده از این الگو استعداد فراگیران در به یادسپردن مطالب تقویت می شود. همچنین قدرت تخیل دانش آموزان پرورش یافته و فراگیران مجبور به استفاده از قدرت ذهنی خود می شوند.
یكی دیگر از مهمترین نتایج این الگو آگاهی دانش آموزان از این موضوع است كه آموختن یك جریان اسرارآمیز درونی نیست و با استفاده از این الگو فراگیران متوجه این مطلب می شوند كه می توانند فعالیت های ذهنی خود را سازماندهی و كنترل كنند و بالاخره رشد توانایی یادسپاری به قدرت یادگیری را افزایش داده، در وقت صرفه جویی كرده و موجب ذخیره ی بهتری از اطلاعات می شود.
مراحل اجرای الگو
1- توجه به مطالب – در این مرحله فراگیر باید افكار خود را روی مطالبی كه باید به خاطر سپارد متمركز سازد و این مطالب را سازمان دهد اگر به چیزی توجه نكنیم آن را یاد نمی گیریم چگونه فراگیر باید مطالب را سازمان دهد؟ یك راه انجام این كار خط كشیدن زیر مطالب مهم است راه دیگر درست كردن مطالب است و بالاخره راه سوم مقایسه بین مطالب و پی بردن به ارتباط بین مطالب است.
2- برقراری ارتباط- در این مرحله فراگیر باید مهارت ها و فنونی را بیاموزد تا به كمك آنها بتواند مطالب جدید را به مطالب مربوط دیگری كه قبلا˝ آموخته و یا به كلمات آشنا، عكس ها و غیره پیوند زند واما این فنون و مهارتها چه هستند؟
یكی از این مهارت ها استفاده از روش اتصال كلمه ای است در این روش باید ابتدا مطلب ناآشنا را به موردی آشنا پیوند دهیم و سپس این پیوند را معنی دار سازیم مثلا˝ هنگام فراگیری زبان های خارجی برای یادگیری لغت «كارتا» كه یك كلمه اسپانیایی به معنی نامه ی پستی است ممكن است آن را به كلمه ی انگلیسی «كارت» اتصال دهیم (شبیه سازیم) و برای معنی دار كردن آن تصویر كارتنی كه درون آن نامه ای است را در نظر بگیریم. ممكن است این مطلب به ذهن شما خطور كند كه چرا باید برای یادگیری یك كلمه این هم مطالب اضافی را به خاطر سپرد؟ جواب این است كه این پیوندهای اضافی محتوای ذهنی را غنی تر می سازد و این جریان اتصال و این پیوندها سبب افزایش فعالیت شناختی می شود.
همچنین می توانید از یك تداعی مسخره و یا مبالغه آمیز استفاده كنید. ساخت یك داستان یا جمله ی كوتاه با مفاهیم مورد نظر- اتصال اول كلمات و ساخت یك كلمه ی رمز- ارتباط دادن مفاهیم به مكان یا زمان خاص- استفاده از تضاد- بزرگ نمایی و كدگذاری از دیگر فنون و راهبردهای روش یادسپاری است.
3- ارتباط با حواس مختلف- ما مطالبی را خیلی خوب به یاد می سپاریم كه آن را نه فقط با یك حس بلكه با حواس مختلف پنجگانه خود به خوبی احساس كرده باشیم بنابراین باید از دانش آموز خواسته شود تا با بیشتر از یك حس خود كار كند و با ایجاد تصاویر حسی مختلف كه ممكن است حالت مبالغه و طنزآمیز نیز داشته باشد به تقویت یادگیری خود بپردازد و این مرحله در واقع بسط تخیلات حسی می باشد.
4- تكرار و یادآوری – و بالاخره در آخرین مرحله فراگیر باید مطالب را تا زمانی كه كاملا˝ آموخته شوند تمرین كند.
از این الگو نیز مانند سایر الگوها می توان برای سنین مختلف استفاده كرد البته برای بچه های كوچك تر باید اتصال ها توسط معلم ارائه شود و معمولا˝ خود آنها قادر به برقراری این پیوندها و اتصال ها نیستند. 
 
الگوی تدریس بازی نقش یا ایفای نقش (Role playing)

هدف: هدف از اجرای الگوی تدریس بازی نقش كمك به دانش آموز است تا شخصیتی منحصر به فرد بسازد و این مهم را در قالب آن چه در مواد درسی پیش بینی شده است عملی كند. الگوی تدریس بازی نقش فرصتی را ایجاد می كند كه در آن یادگیرندگان در تحصیل موقعیت ها به صورت همیار و مشترك فعالیت كنند. به ویژه یادگیرندگان شیوه ای آزادمنشانه برای پرداختن به انواعی از واقعیت های اجتماعی را به وجود می آورند.
یاداوری می شود كه جریان بازی نقش نمونه ی زنده ای از رفتار انسان را مهیا می سازد كه به مثابه ابزاری در خدمت دانش آموزان قرار می گیرد تا آنان:
● احساسات خود را بروز دهند.
● از بینش خود در نگرش ها، ارزش ها و برداشت های خود سود جویند.
● نگرش ها و مهارت های حل مسائل را بوجود آورده و گسترش دهند.
● مواد درسی را از طریق گوناگون بررسی كنند.
مراحل اجرای الگو
مرحله ی نخست : آماده كردن گروه.
مرحله ی نخست الگوی تدریس بازی نقش دارای سه قسمت است:
1- آشناسازی دانش آموزان با مساله.
2- آماده كردن گروه با توصیف روشن مسأله با استفاده از مثال ها
3- پرسیدن سؤالاتی برای برانگیختن تفكر دانش آموزان.
مرحله ی دوم: انتخاب شركت كنندگان بازی نقش.
معلم با توجه به آمادگی كه لحاظ ذهنی در دانش آموزان ایجاد شده است- كه همه احساس می كنند مسئله، دشواری مربوط به آنهاست- سعی می كند از افراد داوطلب برای ایفای نقش هایی بهره بگیرد.
مرحله سوم: صحنه آرایی.
معلم در این مرحله تلاش می كند تا نقش هر فرد را به ایفاگری نقش بازگو كند و نحوه ی وارد شدن به كار نمایش را توضیح دهد. معلم، جایی را كه در آن زمین هموار است و امكان نشستن برای دانش آموزان وجود دارد انتخاب می كند. هر مكانی كه صاف تر است و امكان اجرای برنامه تدارك شده موجود است در اختیار بازیگران قرار می گیرد.
مرحله چهارم: آماده كردن تماشاگران.
تماشاگران الگوی تدریس بازی نقش، تماشاگرانی نیستند كه به منظور سرگرم شدن گرد هم آمده باشند، آنان برای درك اهمیت مسأله و بنا به ضرورت به تماشای بازی نقش ها می پردازند. توجیه اهمیت و ضرورت بازی نقش به عهده ی معلم است.
مرحله ی پنجم: اجرای بازی.
دراین مرحله است كه بازیگران به ایفای نقش می پردازند و معلم آنها را هدایت می كند.
مرحله ی ششم: بحث و ارزش یابی
اجرای بازی سؤالاتی را در اذهان به وجود می آورد. معلم، ایفاگران نقش ها و تماشاگران همه سؤالاتی را طرح می كنند. براساس سؤالات طرح شده و با توجه به سؤالاتی كه معلم برای بازیگران مشخص كرده است به بحث سازمان داده می شود.
مرحله ی هفتم: اجرای دوباره ی بازی نقش.
معلم بحث و نظر ارایه شده در مرحله ی هفتم را جمع بندی می كند، بازیگران نقش ها در جریان اصلاحات نقش های ایفا شده قرار می گیرند و بازی نقش مجدد صورت می گیرد.
مرحله ی هشتم: بحث و ارزشیابی
بحث و ارزشیابی این مرحله به طور دقیق همانند بحث و ارزشیابی مرحله ی ششم است.
مرحله ی نهم: تعمیم و ارایه تجارب به موقعیت ها و كسان دیگر.
مرحله ی حاضر اهمیت بسیار زیادی در الگوی تدریس حاضر دارد- اگرچه هر كدام از مراحل حایز اهمیت ویژه اند. در این مرحله، آن چه به صورت بازی نقش و مغروض اجرا شده است، به موقعیت های مسأله دار و مشكل دار واقعی ارتباط داده می شود. هم چنین، اصول اساسی رفتارها معین می گردد. 
 
الگوی پیش سازمان دهنده.(advance organizer)
مقدمه: مطمئنا" تاكنون برایتان پیش آمده كه شخصی بخواهد مطلب مهم و جدیدی را با شما در میان بگذارد. ولی مستقیما" شروع نكرده است. و با بیان مطالبی كه شما با آنها آشنایی دارید ذهنتان را برای شنیدن و دریافت مطلب جدید آماده كرده است. و در آن موقع حتما˝ این احساس را داشته اید چقدر درك موضوع برایتان آسانتر بوده است.
الگوی پیش سازمان دهنده نیز بر اساس چنین طرحی پایه ریزی شده است .
هدف: مهمترین هدف این الگو معنی دار كردن یادگیری است. این الگو به معلمان كمك می كند تا بتوانند مقدار زیادی اطلاعات را به طور معنی دار و مؤثر انتقال دهند. با استفاده از این الگو فراگیر می تواند یادگیری طوطی وار را رها كرده و با مسلط گشتن بر اطلاعات ساخت شناسی خود را استحكام بخشد و در اصل این الگو با افزودن بر پایداری دانش قبلی فراگیران، كسب اطلاعات جدید را آسان می سازد.
همچنین این روش تمایل به كاوشگری و عادت به تفكر دقیق در فراگیر را افزایش می دهد.
مراحل اجرای الگو
1- ارائه پیش سازمان دهنده. پیش سازمان دهنده ها در حقیقت همان مطالب پیش گفتار هستند كه قبل از ارائه مطالب درسی و در سطحی كلی تر از خود مطلب درسی بیا ن می شوند. البته بسیاری از مقدمه ها و پیش گفتارهایی كه در كتاب های درسی آورده شده است. نمی تواند به عنوان پیس سازمان دهنده توسط معلمان به كار گرفته شود. هدف از ارائه ی پیش سازمان دهنده یكپارچه سازی و بهم پیوستن مطالب درس جدید با مطالب از پیش آموخته شده است. بهترین پیش سازمان دهنده ها آنهایی هستند كه مفاهیم، اطلاعات و تعاریفی را كه برای فراگیر آشنا می باشند را به شكل مناسب به كار گرفته باشند.
2- عرضه مطلب درسی:در این مرحله معلم باید مطالب یادگیری را ارائه دهد. البته باید این مطالب قبلا˝ فهرست و سازمان یافته شده باشند و در تمام زمان تدریس این مطالب را در ارتباط با مفاهیم كلی تر سازمان دهد. به هر حال فراموش نكنید كه پیش سازمان دهنده ها همواره مطالبی جامع تر و كلی تر از خود مطلب درسی هستند. در تمام مدت ارائه مطالب درسی باید توجه فراگیران به سازمان دهنده حفظ شود و در ارائه این مطالب نظم منطقی بایستی رعایت شود.
ارائه مطالب درسی را می توان به شكل سخنرانی، بحث، فیلم و یا آزمایش انجام داد.
3- استحكام ساخت شغلیدر این مرحله باید به تحكیم سازمان شناختی شاگرد پرداخت و برای این كار معلم می تواند مطالب را برای شاگردان یادآوری كند و یا خلاصه ای از ویژگی های اصلی مطالب درسی جدید را از فراگیران بخواهد هم چنین تكرار تعریف مهم به شكل دقیق و بررسی تفاوت ها و مقایسه مطالب درسی نیز می تواند در استحكام ساخت شناسی فراگیران مؤثر باشد. در حقیقت این مرحله ارتباط مطالب درسی را با مطالب از قبل آموخته مورد آزمایش و سنجش قرار می دهد تا جریان یادگیری فعال شود. این الگو را یادگیری از طریق عرضه ی مطالب نیز می نامند . دیوید آزوبل در زمانی از روش های ارائه آموزش (سخنرانی، ...) طرفداری می كند. كه صاحب نظران آموزش اینگونه روش ها را كه به حفظ كردن و یادگیری غیرفعال منجر می شوند مورد انتقاد شدید قرار می دادند و به اعتقاد آزوبل هر روشی تدریسی كه ضعیف اجرا شود ، به یادگیری حفظی می انجامد و تدریس بیانی نیز مستثنی نیست و اگر خوب صورت گیرد به یادگیری معنی دار ختم می شود و فراگیر در این روش به طور ذهنی فعال است. پیش سازمان دهنده باید از برخی توضیحات مقدماتی كه در ابتدای تدریس گفته می شود و مهم و مؤثر نیز هستند تمیز داده شود. مثلا˝ پرسش هایی كه در شروع درس از دانش آموزان درباره ی مطلب درس پیش یا سال پیش پرسیده می شود نمی تواند به عنوان پیش سازمان دهنده استفاده شود و یا گفتن هدف های مربوط به مطلب درسی و اینكه در پایان درس از فراگیران انتظار یادگیری چه مطلبی را داریم نیز نمی توانند پیش سازمان دهنده باشند. هر چند تمام این موارد می توانند جزئی از یك ارائه خوب باشند. پیش سازمان دهده باید یك مفهوم قوی و به اعتقاد دیوید آزوبل یك داربست عقلی باشد تا افكار و عقاید بعدی بر آنها بنا گذاشته شود. پیش سازمان دهنده گان مفاهیم و اصول را به طور مستقیم به شاگردان ارائه می دهند. به عنوان مثال فرض كنید كه معلمی می خواهد درباره ی بحران انرژی در دنیا صحبت كند در این زمینه مفهوم انرژی به عنوان سازمان دهنده اصلی و مفاهیمی مثل كارایی انرژی و ذخیره انرژی می توانند به عنوان سازمان دهنده های كمكی مورد استفاده قرار گیرند. 
را به طور معنی دار و مؤثر انتقال دهند. با استفاده از این الگو فراگیر می تواند یادگیری طوطی وار را رها كرده و با مسلط گشتن بر اطلاعات ساخت شناسی خود را استحكام بخشد و در اصل این الگو با افزودن بر پایداری دانش قبلی فراگیران، كسب اطلاعات جدید را آسان می سازد.
همچنین این روش تمایل به كاوشگری و عادت به تفكر دقیق در فراگیر را افزایش می دهد.
مراحل اجرای الگو
1- ارائه پیش سازمان دهنده. پیش سازمان دهنده ها در حقیقت همان مطالب پیش گفتار هستند كه قبل از ارائه مطالب درسی و در سطحی كلی تر از خود مطلب درسی بیا ن می شوند. البته بسیاری از مقدمه ها و پیش گفتارهایی كه در كتاب های درسی آورده شده است. نمی تواند به عنوان پیس سازمان دهنده توسط معلمان به كار گرفته شود. هدف از ارائه ی پیش سازمان دهنده یكپارچه سازی و بهم پیوستن مطالب درس جدید با مطالب از پیش آموخته شده است. بهترین پیش سازمان دهنده ها آنهایی هستند كه مفاهیم، اطلاعات و تعاریفی را كه برای فراگیر آشنا می باشند را به شكل مناسب به كار گرفته باشند.
2- عرضه مطلب درسی:در این مرحله معلم باید مطالب یادگیری را ارائه دهد. البته باید این مطالب قبلا˝ فهرست و سازمان یافته شده باشند و در تمام زمان تدریس این مطالب را در ارتباط با مفاهیم كلی تر سازمان دهد. به هر حال فراموش نكنید كه پیش سازمان دهنده ها همواره مطالبی جامع تر و كلی تر از خود مطلب درسی هستند. در تمام مدت ارائه مطالب درسی باید توجه فراگیران به سازمان دهنده حفظ شود و در ارائه این مطالب نظم منطقی بایستی رعایت شود.
ارائه مطالب درسی را می توان به شكل سخنرانی، بحث، فیلم و یا آزمایش انجام داد.
3- استحكام ساخت شغلیدر این مرحله باید به تحكیم سازمان شناختی شاگرد پرداخت و برای این كار معلم می تواند مطالب را برای شاگردان یادآوری كند و یا خلاصه ای از ویژگی های اصلی مطالب درسی جدید را از فراگیران بخواهد هم چنین تكرار تعریف مهم به شكل دقیق و بررسی تفاوت ها و مقایسه مطالب درسی نیز می تواند در استحكام ساخت شناسی فراگیران مؤثر باشد. در حقیقت این مرحله ارتباط مطالب درسی را با مطالب از قبل آموخته مورد آزمایش و سنجش قرار می دهد تا جریان یادگیری فعال شود. این الگو را یادگیری از طریق عرضه ی مطالب نیز می نامند . دیوید آزوبل در زمانی از روش های ارائه آموزش (سخنرانی، ...) طرفداری می كند. كه صاحب نظران آموزش اینگونه روش ها را كه به حفظ كردن و یادگیری غیرفعال منجر می شوند مورد انتقاد شدید قرار می دادند و به اعتقاد آزوبل هر روشی تدریسی كه ضعیف اجرا شود ، به یادگیری حفظی می انجامد و تدریس بیانی نیز مستثنی نیست و اگر خوب صورت گیرد به یادگیری معنی دار ختم می شود و فراگیر در این روش به طور ذهنی فعال است. پیش سازمان دهنده باید از برخی توضیحات مقدماتی كه در ابتدای تدریس گفته می شود و مهم و مؤثر نیز هستند تمیز داده  
 

یادگیری از طریق همیاری (Cooperative Learning) 

مقدمه: پژوهشگران اظهار داشته اند كه یادگیری یك فرایند اجتماعی است و فعالیت های یادگیری برای رسیدن به مرحله ی تولید دانش و اطلاعات حیاتی است. در سال های اخیر بسیاری از معلمان فواید و اثرگذاری های راهبردهای یادگیری را از طریق همیاری دریافته اند. یادگیری از طریق همیاری یك قالب یا چهارچوب آموزشی است كه در آن گروه های دانش آموزی ناهمگن از سوی معلم شكل داده می شوند و به فعالیت می پردازند.
هدف: هدف نهایی از كاربست الگوی تدریس یادگیری از طریق همیاری دستیابی به فعالیت های عالی ذهنی است. در واقع با وجود تفاوت های موجود در روش اجرای الگو، پنج عنصر در استفاده از الگوی یادگیری از طریق همیاری بسیار اساسی به نظر می آید:
همبستگی مثبت، مسئولیت فردی، تعامل چهره به چهره، مهارت های اجتماعی و پردازش گروهی. این عناصر معلم را از سخنرانی صرف و دانش آموز را از تكرار بی مورد آموخته هایش رها می سازد. افزون بر این، یاگیری از طریق همیاری فرصت هایی را پدید می آورد كه یادگیرندگان بتوانند در موقعیت هایی چون كارگروهی، ارتباطات، ایجاد هماهنگی اثرگذار و تقسیم كار موفق شوند. بنابراین، مشاهده می شود كه دانش آموز در گروه های یادگیری از طریق همیاری باید بیش از یادگیری در قالب الگوهای دیگر به فعالیت بپردازند.
امروزه، متخصصان آموزش و پرورش الگوهای گوناگونی را برای همیاری به كار می برند ولی مراحل اساسی اجرای الگو به صورت
مراحل اجرای الگو
1- ابتدا گروه ها شكل می گیرند. گروه های ناهمگن كه دارای اطلاعات و توانایی های مختلف، گوناگون و متنوع هستند، مؤثرتر خواهند بود. در یادگیری از طریق همیاری، تفاوت افراد گروه باعث كارآمدشدن یادگیری می شود. توجه داشته باشید كه یكی از هدف های یادگیری از طریق همیاری این است كه دانش آموزان یادبگیرند با هر كسی كار كنند.
(اگر هدف تسلط در مهارت های خاصی باشد، می توان از گروه همگن استفاده كرد) پس از تشكیل گروه ها معلم به كمك دانش آموزان قوانینی را تدوین می كنند كه بهتر است تعداد آنها محدود باشد (حدود 3 تا 5 قانون)
كلاس باید در مورد این قوانین توافق كند. این قوانین را می توان در تابلوی كلاس نصب كرد.
نمونه های این قوانین عبارتند از:
- گروه های مختلف نمی توانند با همدیگر صحبت كنند.
- همه عضوی از گروهند و در كارها همه باید شركت كنند و سهیم شوند.
- اول سؤالات خود را از اعضای گروهتان بپرسید بعد از معلم سؤال كنید.
2- در این مرحله معلم حدود 15 دقیقه درباره ی هدف های مهم درس، انتظاراتی كه از دانش آموزان در پایان جلسه وجود دارد و مطالب اصلی درس كه نیاز به توضیح دارد صحبت می كند (اهداف را بهتر است به طور غیرمستقیم مثلا˝ از طریق پرسش، فعالیت و یا حتی عكس مطرح نمود)
3- در مرحله ی سوم به دانش آموزان فرصت داده می شود كه در یك زمان مشخص روی مطالب و یا فعالیت هایی كه در اختیار آنها گذاشته شده در گروه های خود تمرین و كار كنند. تنظیم و كنترل وقت در این مرحله لازم است و معلم با حضور در گروه های مختلف ضمن ارزشیابی غیر محسوس از كار گروه ها در صورت ضرورت راهنمایی های لازم را انجام می دهد.
4- در این مرحله نتایج كار گروه ها به نمایش گذاشته خواهد شد. برای نمایش كار گروه ها روش های مختلفی وجود دارد مثلا" می توان از مدیر هر گروه خواست تا در یك زمان مشخص و كوتاه نتایج كار گروه خود را ارائه دهد و سپس معلم یا سایر گروه ها می توانند پرسش هایی از وی یا سایر اعضای گروهش داشته باشند. روش دیگر این است كه هر گروه نتایج كار خود را روی یك برگه یا مقوا به صورت نوشته، نمودار یا نقاشی به تصویر درآورده و این برگه ها روی تابلو یا دیوار كلاس نصب شده و در معرض دید و نقادی سایر گروه ها قرار گیرد
5- در آخرین مرحله كه مرحله ی ارزشیابی است معلم كار گروه ها را مورد ارزشیابی قرار می دهد. در این مرحله معلم می تواند از چك لیست هایی كه در اختیار دارد استفاده كند و اهداف دانشی، مهارتی و نگرشی را مورد نظر قرار دهد. همچنین برای ارزشیابی می توان از گروه ها كمك گرفت و با كمك گروه ها معیارهایی برای ارزشیابی تدوین نمود و براساس این معیارها حتی خود گروه ها می توانند به ارزشیابی از كار خود (خودارزشیابی) بپردازند. 
 

الگوی تدریس كاوشگری


مقدمه: رویكرد مكاشفه ای بر تلاش و سخت كوشی مبتنی است. یعنی معلم به طور مستقیم پاسخ نمی دهد، بلكه كوششی دو جانبه، سبب رسیدن به حقایق می شود. روش های اكتشافی همواره باید با تقویت كننده های مناسب همراه باشند. در غیر این صورت، فراگیرندگان از دامه ی فعالیت خودداری خواهند كرد و باید برای آنان تفهیم شود كه مستقیما˝ به آنها كمكی نخواهد شد و اگر تلاش نكنند به هدف نخواهند رسید
هدف: در این الگو جستجوی مفاهیم كاملا˝ به عهده ی دانش آموزان گذاشته می شود و معلم با فراهم آوردن زمینه، فرایند تدریس را به گونه ای هدایت می كند كه فراگیرندگان مفهوم مورد نظر را كشف كنند و راهنمایی های معلم، براساس فعالیت های فراگیرندگان و محتوای آموزش، متفاوت است بنابراین هدف نهایی این الگو پرورش فعالیت های ذهنی و مهارت های فرایندی دانش آموزان است.
مراحل اجرای الگو:
1- مواجه كردن فراگیران با مسأله
در این مرحله معلم شرایطی را به وجود می آورد تا سؤالات زیادی در ذهن دانش آموزان ایجاد شود مثلا˝ انجام یك آزمایش یا نشان دادن یك پدیده یا تصویر و یا حتی بیان یك داستان می تواند شرایط خوبی را در این مرحله ایجاد كند. (در این مرحله معلم می تواند از دانش آموزان نیز برای ایجاد شرایط مناسب استفاده كند)
مثال: طراحی آزمایش می تواند به صورت زیر باشد:
- یك ظرف پر از ماسه نرم
- دو یا چند گلوله با جرم های متفاوت
* یك گلوله را از ارتفاع های مختلف از بالای ظرف ماسه رها كنید.
• این عمل را با گلوله هایی با جرم های متفاوت از یك ارتفاع معین تكرار كنید.

2- گردآوری اطلاعات
در مرحله ی قبل پرسش های زیادی در ذهن دانش آموزان شكل گرفته است در این مرحله دانش آموزان با هم گروه های خود بحث می كنند و با مراجعه به كتاب درسی و منابع اطلاعاتی دیگر سعی می كنند به پرسش های مطرح شده پاسخ داده و برای هر یك دلیلی ارائه دهند. در این مرحله دانش آموزان می توانند سؤالات بیشتری را طرح كنند و پاسخ آنها را بیابند. دانش آموزان می توانند جدولی برای تحلیل پرسش های مطرح شده و سؤالاتی كه خود طرح كرده اند مطابق زیر رسم كنند.

الگوی بدیعه پردازی یا نوآفرینی Synectics

مقدمه: درگذشته درباره ی خلاقیت این تصور وجود داشت كه خلاقیت امری ذاتی است ونمی توان آن را آموزش داد و خلاقیت ویژه خلق آثار بزرگ هنری است. ولی بنابر نظر «گوردون» جریان خلاقیت را می توان شرح داد و پرده از مراحل آن برداشت و خلاقیت فعالیت پوشیده و اسرارآمیز نیست. وی چنین اظهار می دارد كه خلاقیت را در فعالیت های روزانه می توان دید و می توان فعالیت های روزانه را خلاقانه كرد.
دیدگاه های حاضر نیز این امیدواری را به وجود آورده است كه می توان خلاقیت را یاد گرفت و یاد داد.
هدف: هدف اساسی نوآفرینی یا بدیعه پردازی شكستن سد قواعد مرسوم و ایجاد راه های جدید برای حل مسائل می باشد. این روش به منظور كمك به افراد برای شكستن زمینه های ذهنی قبلی و پیداكردن راهی مناسب برای اندیشیدن به طرز جدید به موضوع می باشد.
مراحل اجرای الگو
1- توصیف شرایط موجود – در این مرحله، معلم از دانش آموزان می خواهد كه به توصیف و تشریح شرایط حاضر یا موجود بپردازند. در مرحله ی نخست، دانش آموزان آنچه را از شرایط می فهمند، توصیف می كنند.
2- قیاس مستقیم- در این نوع قیاس موارد ناآشنا را آشنا می كنیم.
مثال: معلم: به نظر شما تبخیر شبیه به چه چیزی است؟
دانش آموزان قیاس های مستقیم را مطرح می كنند و آنها بر روی تخته سیاه نوشته می شوند.
قیاس های مستقیم احتمالی عبارتند از:
- تبخیر شبیه یك گردباد است.
- تبخیر شبیه فرار كردن پرنده ها از قفس است.
- تبخیر شبیه بازشدن ناگهانی در نوشابه های گازدار است.
پس از آن كه فهرستی از قیاس های مستقیم آماده شد انتخابی از بهترین قیاس مستقیم صورت می گیرد.
3- قیاس شخصی- در مرحله ی قیاس شخصی، فراگیرندگان بین خود و مفهوم انتخاب شده، هم سویی و هم دلی ایجاد می كنند، خود را در درون قیاس و آن را در قالب خود شرح می دهند و احساسات و تمایلات و انگیزه های خود را بیان می دارند. برای بیان قیاس شخصی، احساس نزدیكی و یكی شدن با مفهوم، بسیار ارزشمند است و در خلاقیت شخصی، اثر زیادی دارد.
معلم: مایعی در حال تبخیر است اگر قرار باشد شما به جای مولكول های سطح مایع باشید، چه می كردید.
برخی قیاس های شخصی ارائه شده از سوی دانش آموزان عبارتند از:
- به جایی می رفتم كه كسی نزدیكم نباشد و از همه دوری می جستم.
- به بالا می رفتم و وقتی احساس تنهایی و سرما می كردم دوباره برمی گشتم.
- به هوا می رفتم و هرچه بر سرم می زدند باز هم به راه خود ادامه می دادم.
4- قیاس تعارض- در این مرحله معلم از دانش آموزان می خواهد بر اساس توصیف های ارائه شده در قیاس شخصی مفاهیم متضاد ارائه نمایند و سپس از میان این قیاس ها بهترین را انتخاب كنند.
معلم: دو عبارت كه با هم در تضاد هستند و شما آنها را به كار برده اید انتخاب كنید.
دانش آموزان : سرد و گرم- دور و نزدیك- رانش و ربایش
5- قیاس مجدد مستقیم و شخصی- در این مرحله تعارضات مجددا˝ از طریق قیاس مستقیم و شخصی ادامه می یابد.
معلم: خود را به جای مولكول های آب كه گرم شده اند و مولكول های بخار آب كه سردشده اند بگذارید و در این مورد توضیح دهید. 
 
 

سؤالاتی كه پاسخ داده اید؟ سؤالاتی كه پاسخ نداده اید؟ استنباط شما از این سؤالات چیست؟
     

3- سازماندهی اطلاعات
در این مرحله باید دانش آموزان را برای دستیابی به مفاهیم هدایت كرد.
معلم، دانش آموزان را با ارائه مثال های گوناگون در رسیدن به مفاهیم كمك می كند. این مرحله دقایق زیادی ادامه پیدا می كند تا تبادل نظر و سؤال و پاسخ های مطرح شده در كلاس، ابعاد متفاوت مفهوم را گسترش دهد. امكان دارد در این گفتگوها، بعضی از دانش آموزان مشاركت خیلی فعالی داشته باشند و دیگران، منفعل باشند.
در این خصوص، معلم با برنامه های نظارتی خویش، باید همه ی دانش آموزان را در بحث و گفتگو شریك كند. بعد از دریافت و كشف مفاهیم، دانش آموزان رابطه ها و قوانین مورد نظر و نتایج را روی تخته ثبت می كنند. این نظریات در حكم تولیدات فرآیند آموزش است.
4- بررسی شیوه ی عمل در جریان كاوشگری
فعالیت های مختلفی تا اینجا صورت گرفت (طرح سؤال- گردآوری اطلاعات، پاسخ به سؤالات، مفهوم سازی، انجام فعالیت، طراحی فعالیت)
یكی از گروه ها به طور داوطلب یا انتخابی جریان اقدامات را از اول به صورت مختصر توضیح می دهد و معلم توضیحات گروه را كنترل می كند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:39  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

   رويكرد خبر پردازي مجموعه اي نظريه است كه وجه اشتراك همه ي آنها اين است كه يادگيري انسان را يك فعاليت مستمر پردازش اطلاعات مي داند. اين رويكرد به مطالعه ي راههايي مي پردازد كه آدميان به توسط آنها دانش را كسب ، ذخيره و يادآوري مي كنند و مورد استفاده قرار مي دهند.

  

 در روانشناسي خبر پردازي ، فرايندهاي خبر پردازي در انسان با فرآيندهاي خبر پردازي در كامپيوتر شبيه دانسته شده اند. به طور كلي روانشناسان در تمام طول تاريخ روانشناسي سعي كرده اند فرآيندهاي ذهني و رفتاري انسانها را به كمك الگوهايي خارج از انسان تبيين كنند كه عمده ترين آنها ماشين بوده است، حال با موضوع ساعت يا پيشرفته ترين آن يعني كامپيوتر. همين توجه به ماشين در نهايت منجر به پايه گذاري ، مهندس شناختي توسط نورمن گرديد كه معتقداست نظام هاي تعاملي بين انسان و ماشين از ميزان اشتباهات انسان مي كاهد.

 

تعريف يادگيري در رويكرد خبر پردازي :

يادگيري ، توانايي انجام ماهرانه يك تكليف است كه شامل : يادآوري هدفمند وعملكرد ماهرانه مي باشد.

قوانين يادگيري :

1)    قانون رابطه علي : يعني بين عمل و بازده عمل يك رابطه ي علي وجود دارد.

2)    قانون يادگيري علي : يعني اعمالي كه بازده مطلوب دارند تكرار شوند و اعمالي كه بازده نامطلوب دارند تكرار نشوند.

3)    قانون بازخورد اطلاعاتي : يعني نتيجه يك رويداد بعنوان اطلاع يا خبر درباره ي آن رويداد عمل مي كند.

شيوه هاي يادگيري:

1)    افزايش يادگيري : رمز گرداني اطلاعات جديد بر حسب طرحواره هاي قديم كه بيشتر شامل جذب است.

2)    شكل گيري ساختار: يادگيري طرحواره هاي تازه مثل : رانندگي در دفعه ي اول كه دشوارترين نوع يادگيري است.

3)    دقيق شدن : انطباق كامل دانش به يك تكليف ، در اين روش تمرين زياد لازم است. تندترين شيوه ي يادگيري است در واقع دقيق شدن يعني پالايش يك طرحواره ي جديد.

4)    يادگيري از راه قياس : مقايسه ي طرحواره ي جديد با قديم. در اين روش بايد ابتدا طرحواره ي مناسب يافت شود و در موقعيت جديد بكار رود يعني بر اساس مدلهاي قبلي، تجارب تازه ارزيابي و تفسير شوند.

 

نظام ياد:

در نظريه هاي خبر پردازي فرايندهاي يادگيري ، بياد سپاري و يادآوري در ارتباط با يكديگر مورد مطالعه و بررسي قرار مي گيرند.

حافظه ي حسي: نخستين مرحله خبر پردازي است كه به آن مخزن حسي يا ثبت حسي نيز مي گويند. در واقع نظام كلي گيردنده هاي حسي ما را حافظه حسي مي گويند. اين گيرنده ها تأثيرات محركها را براي 1 تا 3 s در خود نگاه مي دارند و در اين فاصله اطلاعات انتخاب شده به حافظه كوتاه مدت بر اثر توجه فرستاده مي شود و بقيه حذف يا فراموش مي شود . پس نخستين عامل مهم در يادگيري توجه و دقت است.

حافظه كوتاه مدت: اطلاعات در حافظه كوتاه مدت به صورت ( صوتي ، ديداري ، معنايي ) رمز گرداني مي شوند و حدود 30s در حافظه كوتاه مدت باقي مي ماند كه اگر ( تمرين يا مرور، بسط معنا و سازمان دهي) شوند به حافظه دراز مدت مي روند.

اطلاعات حافظه كوتاه مدت از دو منبع تغذيه مي شوند: 1- حافظه حسي 2- حافظه دراز مدت.

حافظه كوتاه مدت را حافظه هشيار نيز مي گويند . زيرا از تمام محتواي آن آگاه هستيم . همچنين به آن حافظه فعال نيز مي گويند. زيرا بطور فعال در ارتباط با اطلاعاتي است كه مي خواهند به حافظه دراز مدت برود . حافظه كوتاه مدت براي رفع نيازهاي آني بكار مي رود و گنجايش آن محدود است:

2 7 قطعه يعني حفظ كردن دو شماره تلفن 7 رقمي از عهده حافظه ما بر نمي آيد.

حافظه دراز مدت: حافظه ي تمام عمر مي باشد . اگر اطلاعات ر مز گرداني و تكرار و معنا دهي شوند به حافظه دراز مدت براي هميشه راه مي يابند.

 

انواع حافظه ي دراز مدت:

1)    حافظه رويدادي: خاطرات ، فيلم ذهني

2)    حافظه معنايي: معنا بصورت گزاره (علي كتاب را خريد) يا طرحواره ( خريدن از فروشگاه) ذخيره مي شود.

3)    حافظه روندي : چگونگي روند انجام يك كار مثل : تعمير كردن ، بازي كردن

گنجايش حافظه دراز مدت نامحدود است و طول مدت نگهداري اطلاعات از چند دقيقه تا تمامي عمر بطول مي انجامد. بزرگترين محدوديت حافظه دراز مدت ، غير فعال بودن آن است كه بازيابي را مشكل مي سازد.

 

فرايند هاي حافظه يا شناخت:

1)    مرور: دو كار مي كند: حفظ اطلاعات در حافظه كوتاه مدت و انتقال آنها به حافظه دراز مدت . بهترين روش مرور دسته بندي ويژگيهاي مشترك و همگون سازي پس تكرار و مرور است.

2)    معنا دهي : استفاده از اطلاعات موجود در طرحواره هاي قبلي براي فهميدن مطالب جديد. اينكار با افزودن جزئيات و شاخ و برگ بيشتر بهتر صورت مي پذيرد.

3)    سازماندهي : بهترين شيوه يادگيري مطالب پيچيده است كه بر اساس شباهتها و تفاوتها استوار مي باشد.  

 

يادآوري و فراموشي:

فراموشي يعني ناتواني در بياد آوردن اطلاعات از حافظه دراز مدت . شايد اطلاعاتي كه فكر مي كنيم فراموش كرده ايم اصلاً به حافظه دراز مدت وارد نكرده ايم پس يادگيري يعني اندوزش اطلاعات در حافظه دراز مدت و فراموشي واقعي يعني از بين رفتن اطلاعات در حافظه دراز مدت.

بطور كلي :

علت فراموشي در حافظه حسي: بي توجهي

علت فراموشي در حافظه كوتاه مدت: گنجايش محدود ( جانشيني اطلاعات جديد بجاي قديم ) ، محواثر ( حذف خود بخودي)

علت فراموشي در حافظه دراز مدت:

1)    سركوب يا واپس زدن: ناتواني بياد آوردن رويدادهاي ناخوشايند( فراموشي هيجاني)

2)    تداخل : بازداري پس گستر و بازداري پيش گستر

3)    مشكلات بازيابي: نداشتن سرنخ ها و نشانه ها

 

نتيجه گيري:

تعريف يادگيري: انتقال اطلاعات به حافظه دراز مدت همان يادگيري است.

تعريف يادآوري: استفاده از اطلاعات حافظه دراز مدت به صورت :

1)    بازشناسي : تشخيص درست مطلب از ميان مطالب ديگر

2)    بازخواني : فراخواني از حافظه

 

ويژگيهاي كلاسي نورمن _ خبر پردازي:

1- شناخت معلم از ساخت شناختي دانش آموز           2- اجازه دادن معلم به دانش آموز براي طرح سؤالات

3- ارائه مطالب متناسب با ساخت شناختي دانش آموز   4- كم دانستن و زياد دانستن مانع سؤال توسط دانش آموز مي شود.

5- بايد نوعي توازن بين ساخت شناختي و مطالب ارائه شده باشد.

 

راهنمايي هايي به معلمان در استفاده از نظريه ي خبر پردازي

 

توجه دانش آموزان را به مطالب درسي جلب كنيد.

 

مثال :

1)    پيش از آغاز درس توجه دانش آموزان را به خود جلب كنيد. با يك سؤال درس خود را شروع كنيد تا كنجكاوي دانش آموزان را برانگيزيد.

2)    تحرك داشته باشيد، از حركات سر ودست خود استفاده كنيد، از يكنواخت صحبت كردن بپرهيزيد.

3)    با نزديك شدن به دانش آموزي كه در ضمن تدريس شما حواسش پرت شد، توجه او را به خود جلب كنيد. نام او را صدا بزنيد، و در صورت امكان سؤال ساده اي كه بتواند جوابش را بدهد از او بپرسيد.

4)    هدف درس را به دانش آموزان بگوييد . فايده و اهميت درس را براي آنها توضيح دهيد.

5)    از دانش آموزان بپرسيد تا بگويند چرا يادگيري مطالب درس براي آنها مفيد است.

6)    از طريق پرسيدن سؤالهايي نظير " اگر... چه اتفاقي مي افتد؟ "‌ كنجكاوي دانش آموزان را تحريك كنيد.

7)    از امور غير مترقبه استفاده كنيد( مثلاً معلم پيش از تدريس درسي درباره ي فشار هوا مي تواند با زياد باد كردن يك بادكنك باعث تركيدن آن بشود) .

8)    شرايط فيزيكي را با تغيير دادن وضع صندليها يا از راههاي ديگر تغيير دهيد.

9)    كانالهاي گيرنده ي حسي را از طريق تدريس دروسي كه نياز به لمس كردن ، بوييدن ، يا چشيدن دارند تغيير دهيد.

10)                       تحرك ، حركات بدني ، و صداي خود را تغيير دهيد.

11)                       از رفتارهايي كه موجب حواس پرتي مي شوند ، مانند زدن مداد بر روي ميز يا دست زدن به موهايتان خودداري كنيد.

به دانش آموزان كمك كنيد تا نكات مهم را از نكات غير مهم جدا كنند و بر مطالب با اهميت تأكيد بورزند.

مثال :

1)    هدفهاي آموزشي را در اختيار دانش آموزان قرار دهيد تا از قبل بر آنها معلوم گردد كه چه چيزي را بايد بياموزند مطالبي را كه توضيح مي دهيد با هدفهاي آموزشي مرتبط باشد. « حال مي خواهم به طور دقيق براي شما اطلاعاتي را توضيح دهم كه براي رسيدن به هدف شماره ي يك كه در روي تابلو نوشته شده به آن نياز داريد. "

2)    وقتي كه به مطلب مهمي مي رسيد، مكث كنيد، از دانش آموزان بخواهيد تا آن را تكرار كنند. آن مطلب را با گچ رنگي بر روي تابلو بنويسيد، يا از دانش آموزان بخواهيد تا آن مطلب را در جزوه يا كتاب خود علامت گذاري كنند.

به دانش آموزان كمك كنيد تا اطلاعات جديد را با آنچه از قبل مي دانند ارتباط دهند.

مثال :

1)    پيش نياز ها يا رفتار هاي ورودي را مرور كنيد تا يادگيرندگان اطلاعات مورد نياز براي يادگيري موضوع تازه را به ياد آورند. " چه كسي مي تواند تعريف چهارضلعي را بگويد؟ خوب ، متوازي الاضلاع چيست؟ آيا مربع يك چهارضلعي است؟ مربع متوازي الاضلاع است؟ ما ديروز در اين باره چه چيزي ياد گرفتيم؟ امروز انواع ديگر چهارضلعي را ياد خواهيم گرفت."

2)    طرح يا نموداري را مورد استفاده قرار دهيد تا از طريق آن رابطه ي ميان آنچه را قبلاً گفته ايد و آنچه را كه بعداً خواهيد گفت نشان دهيد. " حال كه شما با وظايف نخست وزير آشنا شديد، جاي آن را در نمودار دولت چگونه پيدا مي كنيد؟ "

3)    تكاليفي به دانش آموزان بدهيد كه در آن اطلاعات آموخته شده عملاً مورد استفاده قرار گيرند. براي مثال ، پس از آموزش نحوه ي محاسبه ميزان جذب كالري و مصرف آن به توسط بدن، از دانش آموزان بخواهيد تا بر اساس آنچه مي خورند و فعاليتهايي كه انجام مي دهند در طول يك هفته تعيين كنند كه بيش از آنچه كالري مصرف مي كنند كالري جذب مي كنند يا كمتر از آن.

فرصت تكرار و مرور اطلاعات را به دانش آموزان بدهيد.

مثال :

1)    درس خود را با مرور مختصري از تكاليفي كه دانش آموزان بايد انجام مي دادند آغاز كنيد.

2)    از آزمونهاي مختصر به طور مرتب استفاده كنيد.

3)    تمرين وتكرار مطالب را به صورت بازي درآوريد، يا از دانش آموزان بخواهيد تا با هم كار كنند و همديگر را بيازمايند.

موضوعات درسي را به طور سازمان يافته و روشن ارائه دهيد.

مثال:

1)    منظور خود را از آموزش درس به طور كاملاً روشن براي يادگيرندگان توضيح دهيد.

2)    رئوس مطالب درس را در آغاز درس در اختيار دانش آموزان قرار دهيد، و در صورت امكان آن را بر روي تابلو يا اورهد بنويسيد تا خود به ترتيب آنها را دنبال كنند. وقتي كه دانش آموزان سؤالي مي كنند يا توضيحي مي دهند آن را به رئوس مطالب ارتباط دهيد.

3)    در پايان هر بخش و در پايان درس خلاصه اي از آنچه را كه گفته ايد براي يادگيرندگان بازگو كنيد.

بر معني مطالب تأكيد كنيد نه بر حفظ طوطي وار آنها.

مثال :

1)    در آموزش يك كلمه ي تازه به دانش آموزان كمك كنيد تا اين كلمه را به كلمه اي كه قبلاً ياد گرفته اند ربط دهند. كلمه ي " مدور" با كلمه ي " دور" هم ريشه است و معني آن " گرد" است.

2)    در آموزش مفاهيم باقيمانده، از دانش آموزان بخواهيد اشياء را در مجموعه هاي 2، 3، 4، 5، 6، و 7 تايي دسته بندي كنند و در هر مورد از آنها بپرسيد چه چيزي باقي مي ماند.

  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:36  توسط آذر حکمت نیا   | 

خدا را شكر خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند.

I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes, because that means she is at home not on the street .

خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.

I am thankful for the taxes that I pay , because it means that I am employed

خدا را شكر كه بايد ريخت و پاش هاي بعد از مهماني را جمع كنم. اين يعني در ميان دوستانم بوده ام.

I am thankful for the mess to clean after a party , because it means that I have been surrounded by friends

خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.

I am thankful for the clothes that a fit a little too snag , because it means I have enough to eat

خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.

I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day, because it means I have been capable of working hard

خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم.

I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning , because it means I have a home

خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن

I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking lot, because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation

خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.

I am thankful for the noise I have to bear from neighbors , because it means that I can hear

خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم

I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I have clothes to wear

خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.

I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive

خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر همسرم را مي شنوم . اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.

I am thankful for the wife who snoser all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me

خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.

I am thankful for being sick once in a while , because it reminds me that I am healthy most of the time

خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.

I am thankful for the becoming broke on shopping for new year , because it means I have beloved ones to buy gifts for them

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:8  توسط آذر حکمت نیا   | 

بچه ها چگونه تغییر میکنند؟

 

ممکن است بر اثر حادثه ، امید به زندگی و آینده در افراد دگرگون شود . در صورتیکه اگر متاسفانه کسی یکی از اعضای خانواده اش را از دست داده یا خانه و شغل پدر و مادر تغییر کند یعنی محیط زندگی فرد آسیب دیده دگرگون شده باشد ، در این صورت زندگی آینده بچه ها نیز بیشتر دستخوش دگرگونی خواهد شد.البته بچه ها تلاش زیادی مینمایند تا خودشان را با شرایط جدید سازگار نمایند. اما در صورتیکه نتوانند آن تغییر بزرگ را قبول کنند و به آسانی با شرایط جدید کنار بیایند ممکن است با رفتار خشن عصبانیت خود را نشان دهند .

 

 

با بچه ها چکار میتوانید بکنید؟

 

فکر و حالشان را با دقت بشنوید

بچه ها به روش خودشان احساساتشان را بیان می کنند. ممکن است حرف هم نزنند. ولی با حرکات خود احساساتشان را نشان می دهند در هر صورت به آنها با دقت توجه کنید.

 

به مشگل فرزندان به عنوان مشگل کل خانواده نگاه کنید

گاهی احساسات بچه ها نشان دهنده احساسات کل اعضای خانواده است و ممکن است که کلید حل مشکلات خانواده در دست آنان باشد. پس مشکل بچه ها را به عنوان مشکل کل اعضای خانواده در نظر بگیرید.

 

از تجربه چه یاد گرفتید؟

گفتگو با یکدیگر از اینکه چگونه میتوان تجربیات نا خوشایند را پشت سر نهاد و این کار را به دیگران هم یاد داد از اهمیت زیادی برخوردار است.

 

مشورت با کارشناسان

بسیاری از مواقع خود یا اطرافیان نمی توانید مشکل فرزندانتان را حل کنید . در این مواقع حتما با کارشناسان مشورت نمائید. شاید آنان بتوانند مشکل فرزند شما را حل نمایند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 23:54  توسط آذر حکمت نیا   | 

چگونگی معالجه آسيب روانی

به منظور مراقبت از جسم و جان

کسی از زمان وقوع حادپه آگاه نيست.کسانی که در حوادث طبيعی دچار آسيب ديدگی ميشوند اين مسئله ممکن است باعث دگرگونی عواطف و احساسات آنان شود البته بيشتر مردم معمولا آنرا تجربه ميکنند واصلا چيز عجيبی نيست.برخی ممکن است علاقه مند باشند که خاطره دردناک بجای مانده از حوادث را بزودی فراموش کنند ولی امکان دارد که برخلاف انتظارشان آن تاثير ادامه يابد.بياييد با هم فکر کنيم که چه شيوه ای بهتر است.

روان هم آسيب ميبيند

در اين صورت چه رخ می دهد

به ياد آوردن حادثه،روان آسيب ديده گان را می آزارد.در اين صورت چيزهای گوناگون اتفاق می افتد،مثلا از امور جزئی زود عصبانی ميشوند،نمی توانند به خواب بروند،آن حادثه را مکررا در خواب ميبينند،آن منظره تکراری به يادشان می آيد،حوصله ندارند با ديگران گفتگو کنند و غيره.گاهی در وضعيت جسمی آنان نيز تاثير ميگذارد.در اينگونه موارد بيشترشان به طور طبيعی يا خود بخود با گذشت زمان بهبود می يابند ، ولی بعضی وقتها مدت خيلی زيادی طول ميکشد تا بهبود يابند.

اگر محيط زندگی تغيير بکند ...

آثاردگرگونی ناشی از زلزله در زندگی افراد

از آنجائی که آسيب ديدگان از محل زندگی پيشين خود يعنی جائی که بدان خوگرفته بودند دور ميشوند و وضع زندگی آنان تغيير می کند زمان زيادی لازم است تا به زندگی نو عادت کنند.آيا احساس نمی کنيد زندگی بيفايده است وبيشتر سيگار نمی کشيد؟مجددا فکر کنيد تابتوانيد سالم و تندرست زندگی کنيد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 23:49  توسط آذر حکمت نیا   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 0:20  توسط آذر حکمت نیا   | 

شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند. فرشته پري به شاعر داد و شاعر ،شعري به فرشته. شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه كرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : ديگر تمام شد. ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار مي شود. زيرا شاعري كه بوي آسمان را بشنود، زمين برايش كوچك است و فرشته اي كه مزه عشق را بچشد، آسمان ................

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 0:6  توسط آذر حکمت نیا   | 

معيارهاي DSM-IV

يك الگوي نافذ از دل مشغولي در مورد نظم، كمال‌گرايي و كنترل رواني و بين شخصي به بهاي انعطاف‌پذيري، باز بودن، و كارآمدي كه از اوايل بزرگسالي آغاز شده و در دامنه‌اي از موقعيت‌هاي مختلف خود را نشان داده و در چهار مورد (و يا بيشتر) از موارد زير آشكار مي‌گردد: (1) ذهنش با جزئيات، قوانين، فهرست‌ها، نظم، سازماندهي يا برنامه‌ها مشغول است به‌طوري كه هدف اصلي از دست مي‌رود (2)  از خود كمال گرايي نشان مي‌دهد به طوري كه اين كمال‌گرايي كه در تكميل كار تداخل مي‌كند (يعني نمي‌تواند يك پروژه را تكميل كند زيرا استانداردهاي بسيار بالاي او برآورده نمي‌شوند) (3) آنقدر خود را وقف كار و بهره‌وري مي‌كند كه تفريحات و دوستي‌ها را ناديده مي‌گيرد (البته علت آن هم ضرورت اقتصادي نيست). (4) در مورد اخلاقيات، ضوابط اخلاقي يا ارزش‌ها، بيش از حد وظيفه‌شناس، دقيق و نامنعطف است (علت آن هويت فرهنگي يا مذهبي نيست) (5) حتي درصورتي كه اشياء كهنه يا به درد نخور، ارزش عاطفي هم نداشته باشند، نمي‌تواند آنها را دور بياندازد. (6) اكراه دارد كه كارها را به ديگران بسپارد يا با ديگران كار كند، مگر اينكه آنها دقيقاً از شيوة كاري او تبعيت كنند (7) در مورد خود و ديگران از لحاظ مالي خسيس است. از نظر چنين فردي، پول چيزي است كه آن را بايد براي حوادث آينده ذخيره كرد، (8) انعطاف‌ناپذير و لجوج است.

منبع: 1997, APA, DSM-IV

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 23:56  توسط آذر حکمت نیا   | 

این روزا هوا سرده اما این سرما گاهی اوقات نه با قرار گرفتن در معرض هوای سرد

بلکه با دیدن و شنیدن یه خبر تا مغز استخوان نفوذ می کنه.

۱- خانواده ای در اثر گاز گرفتگی فوت کرد

اصلا مگه این خبر  واسه کسی مهمه؟ اصلا مگه مهمه که یه عده مثه من و تو

به جای بخاری و شوفاژ و... از وسایلی واسه گرم کردن خودشون استفاده می کنن

که گرمشون می کنه اونقدر گرم که دیگه سرمایی رو حس نکنن اونقدر گرم که چشماشون

تا ابد بسته بشه ا

دارم فکر می کنم گوینده ی خبر حق داره بگه  مرگ در اثر استفاده از وسایل گرمازای نامناسب

اصلا تقصیر خودشون بوده که با استانداردها آشنایی نداشتن.

۲- سهام عدالت در تمام کشور توزیع می شود

انگار تو این جامعه ی عدالت مدار همه باید یه جوری سهمشونو از عدالت بگیرن.

راستی کسی میدونه این خانواده چقدر از سهام عدالت سهم داشته؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 23:51  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

نتايج مطالعات جديد نشان مي‌دهد كه افسردگي مادر مي‌تواند با مشكلات رفتاري كودكان بيش‌فعال ـ كم‌توجه (ADHD) ارتباط داشته باشد. در نقطه مقابل سبك فرزندپروري مثبت و ارتباط مناسب با كودك در سنين قبل از دبستان منجر به كاهش مشكلات رفتاري اتخاذ كودك در نوجواني مي‌گردد. تقريباً 20 تا 50 درصد از كودكان و 44 تا 50 درصد از كودكان مبتلا به ADHD مشكلات شديد رفتاري از قبيل دروغگويي، درگيري فيزيكي، دزدي و... را نشان مي‌دهند. گرچه ايفاي نقش والدين در مورد كودكان ADHD بسيار مشكل است اما نتايج نشان مي‌دهد كه كاربرد سبكي مشوقانه، گرم و مثبت مي‌تواند به بهبود ارتباط كودك و والد كمك كند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 23:37  توسط آذر حکمت نیا   | 

بـراى آن كـه بـدانـيـد مـيـزان مـحـبـوبيت شما بين دوستان و خانواده چقدر

 است به سئوالات زير پـاسـخ دهـيـد. سپس جواب خود را (بله ـ خير) با

 پاسخ ‌هاى صحيح تست كه به توسط يكى از اساتيد روانشناس دانشگاه

ارائه شده تطبيق نماييد.


بـراى هـر پـاسـخ صحيح يك امتياز منظور كنيد، هر قدر پاسخ ‌هاى شما

بيشتر منطبق با پاسخ ‌هاى صحيح ذيل باشد، بيشتر مورد قبول ديگران

هستند. از امتياز 17 به بالا خوب و كمتر از آن نامطلوب است؛ كه بايد در اين

 صورت در رفتار خود با ديگران تجديد نظر نماييد.

1ـ آيا ايده و يا عقيده خود را در هر مورد آزادانه و بدون انديشه، بيان مى

كنيد؟


2ـ آيا نسبت به سه دوست بسيار نزديك خود، احساس برترى نمى كنيد؟


3ـ آيا دوست داريد به تنهايى غذا بخوريد؟


4ـ آيا به اين قبيل تست علاقه مند هستيد؟


5ـ آيا مايليد هميشه درباره آرزوها ـ ناكام ها و گرفتاريهاى خود صحبت كنيد؟


6ـ آيا داستان ها و وقايع مربوط به قتل و جنايت روزنامه ها را پيش از بقيه

مطالعه مى كنيد؟
7
ـ آيا اغلب وام (قرض ) مى گيريد؟


8ـ آيا از جمله افرادى هستيد كه دوست دارند در هر معامله اى دانگ

(سهم ) خود رابپردازند؟


9ـ آيا وقتى از اتفاق و پيشامدى صحبت مى كنيد جزئيات واقعه را شرح مى

 دهيد؟


10ـ آيـا از سـر گـرمـى و يـا بـرنـامـه هـاى شـادى كـه در آن هـا مـجـبـور

 هـسـتـيـد پول بپردازيد خوشتان مى آيد؟


11ـ آيا به رُك گويى و يا روراستى خود مى باليد؟


12ـ آيا وقتى با كسى وعده ملاقات داريد، او را منتظر مى گذاريد؟


13ـ آيا واقعا به غير از كودكان خود، بچه هاى ديگران را نيز دوست داريد؟


14ـ آيا از تمسخر ديگران خوشتان مى آيد؟


15ـ آيا عشق آدم هاى ميان سال، را مسخره مى دانيد؟


16ـ آيا تعداد كسانى كه از آن ها متنفريد، بيش از هفت نفر هستند؟


17ـ آيا كينه ديگران را به دل مى گيريد؟


18ـ آيا در گفت و گوهايتان از كلماتى نظير ((بى اندازه )) ((بسيار بد)) و

((به طور وحشتناك )) استفاده مى كنيد؟

 


19ـ آيـا كـسـانـى را كـه در امـر كـتـاب خـوانـى ورزش يـا بـعـضـى مسائل

 دينى با شما هم عقيده نيستند احمق و نادان مى پنداريد؟


20ـ آيا به همان اندازه كه قولتان را ناديده مى گيريد به قولتان پاى بنديد؟(در

 اين مورد خاص دو بار فكر كنيد.)


21
ـ آيا از افراد خانواده دوستان و همكاران، رو در رو انتقاد مى كنيد؟


22ـ آيا موقعى كه كارها بر وفق مراد نيست، افسرده شده و روحيه خود را از دست مى دهيد؟


23ـ آيـا بـه طور كلى از موفقيت دوستان خود البته موقعى كه شما در آن

موفقيت سهمى نداريد خوشحال مى شويد؟


24ـ آيا شما نيز به شايعات جالب ، دامن مى زنيد؟

 

 

پاسخ ‌ها:


1ـ خير


2ـ خير


3- خير


4ـ بله


5- خير


6ـ خير


7ـ خير


8ـ بله


9ـ خير


10- بله


11ـ خير


12ـ خير


13ـ بله


14ـ خير


15ـ خير


16
ـ خير


17- خير


18ـ بله


19ـ خير


20
ـ خير


21ـ خير


22
ـ خير


23ـ بله


24
ـ بله

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:18  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

ميوه ها و رازهاي شخصيتي انسان

 

 

آيا مي دانيد كه مي توانيد از روي ميوه هاي انتخاب شده شخصيت آدمها را بشناسيدو بر اساس ميوه هاي مورد نظر بگوييد كه شرايط روحي ورواني اشخاص مختلف چگونه است؟ پس ميوه  دلخواه خود را انتخاب كنيد و به رازهاي شخصيتي خود و دوستانتان پي ببريد.

 

پرتقال

 

اگرپرتقال ميوه محبوب شماست شما آدمي پر قدرت و بسيار صبوريد و دوست داريد كارها را به آرامي و با متانت اما درعين حال با درايت كامل و جسارت به انجام برسانيد. سختكوش و پر تلاش و كمي خجالتي هستيد اما در دوستي مي توان بشما اعتماد كرد. شما دوستان خود را با دقت انتخاب كرده وبا تمام وجود به انها عشق مي ورزيد واز درگيري وتنش به هرقيمت پرهيز ميكنيد.

 

سيب

 

چنانچه سيب ميوه محبوب شماست فردي اسرافكاروبسيار رك گوهستيد. اگر چه ممكن است شخصاٌ بهترين سازمان دهنده ومدير نباشيد اما مي توانيد رهبر يك تيم كوچك باشيد كه با تلاش زياد تيم را به موفقيتهاي بزرگ ميرسانيد. دربيشتر موقعيتها ميتوانيد بسرعت و بدرستي تصميم بگيريد. شما از سفرهاي كوتاه و غيرمنتظره لذت ميبريد. زماني كه با شريك زندگي خود بسر مي بريد جذاب و خونگرم بنظر مي آييد وبشدت عاشق زندگي بمفهوم واقعي آن هستيد.

 

آناناس

 

بسيار سريع تصميم ميگيريد وسريعترازآن عمل مي كنيد. در تغيير شغل و خطر كردن  درزمينه اجتماعي شجاع و بي باك هستيد. شما داراي يك توانايي استثنايي در مديريت مي باشيد ونمي گذاريد كار روي دستتان بماند.

دوست داريد مورد اعتماد ديگران باشيد معمولا خيلي سريع با ديگران ارتباط دوستانه برقرار نمي كنيد ولي به محض انجام اينكاردوستتان را براي هميشه براي خود نگه مي داريد. بندرت بدنبال زندگي رمانتيك مي رويد وشريك شما غالبا بواسطه اين صفات ممتاز تحت تاثيرتان قرار ميگيرد اما از توانايي شما در نشان دادن اين احساسات نااميد است.

 

موز

 

عاشقان موزا فردي دوست داشتني آرام  گرم و طبيعتا با احساس هستيد. شما غالبا از نداشتن اعتماد بنفس وخجالتي بودن دررنج هستيد. ديگران از طبع آرام و شيرينتان سوء استفاده كرده وسعي مي كنند به اين وسيله براي خود موقعيتهاي جالبي را رقم بزنند. عاشق شريك زندگي خود درتمام زمينه ها هستيد واين عشق بخاطر زيبايي جسمي و روحي اوست! بخاطر روشي كه داريد روابط شما با او همواره دريك هماهنگي كامل است.

 

نارگيل

 

شما دوستداران  اين ميوه سنگين و كمياب افرادي جدي با فكر وبا شعور هستيد. از روابط اجتماعي لذت مي بريد و بويژه روي همراهان و دوستان خود حساسيت خاصي داريد. ممكن است كمي خودخواه بنظر آييد اما لزوما چنين صفتي در شما برجسته نمي شود. شما فردي سريع الانتقال آگاه و گوش بزنگ هستيد كه در اين زمينه شغلي هميشه در بالاترين رده قرار داشته و به بهترين نحو كارها را انجام مي دهيد. شما نياز به شريكي عاقل داشته و عقل و احساس را باهم در اين مسئله دخالت نمي دهيد.

 

گيلاس

 

چنانچه گيلاس ميوه محبوب شماست زندگي هميشه به شيريني كه در نظر داريد خود را بشما نشان نمي دهد. فراز و فرود در زندگيتان زياد است بويژه در موقعيتهاي حرفه اي و كاري . شما هميشه ودرهرپروژه اي كمي پول بدست مي آوريد و نه بمقدارزياد. ذهني فعال وخلاق داشته و غالبا بدنبال چيزهاي نوهستيد. شما شريكي صميمي و وفادارهستيد اما اثر گذاشتن بر احساسات شما كار ساده اي نيست. خانه تان براي شما بمنزله بهشت است و هيچ چيزي را بيشترازاين دوست نداريد كه درمنزل باشيد ودوستان وآشنايان و افراد خانواده شما را دوره كنند.

 

انگور سياه

 

بطوركلي آدمي مودب وخوشروهستيد اما گاهي اوقات سريع وبشدت عصباني مي شويد هرچند به همان سرعت نيزعصبانيت شما فروكش مي كند. اززيباييها به هرشكلي كه باشد لذت مي بريد. بسيارمحبوب ومورد علاقه ديگران هستيد واين محبوبيت بعلت طبيعت گرم شماست. شوروشوق و علاقه وافري به زندگي داريد وازهركاري كه مي كنيد لذت مي بريد اعم ازلباس پوشيدن خوردن وخوابيدن. شريك شما بايد درتمام شوروعلاقه شما سهيم باشد تا بتواند ازتمام چيزي كه به اوهديه مي دهيد لذت ببرد!

 

هلو

 

درست مثل هلو شما از عصاره زندگي لذت ميبريد. فردي رك گوبوده و روشي دوستانه داريد در بخشش و فراموش كردن نظير نداريد و براي دوستيها ارزش بسيار زيادي قائل هستيد. حس استقلال طلبي در شما بسيار قوي است و اين امر از شما فردي راستگو ساخته است.

عاشقي ايده آل صبور صميمي و يكرنگ هستيد با اين  حال به هيچ وجه دوست نداريد احساسات خود را در ملاء عام بروز دهيد.

 

گلابي

 

چنانچه فكر خود را معطوف به انجام كاري ميكنيد ميتوانيد آن را با موفقيت به انجام برسانيد. شما دوست داريد كه نتيجه تلاشهايتان را بسرعت ببينيد. از انگيزه هاي مفيد ذهني لذت برده و دنباله رو آن هستيد. كمي خجالتي به نظر ميرسيد و در بيان احساسات خود چندان راحت نيستيد. زماني كه بدنبال شريك زندگي هستيد به هوش سرشار ديد وسيع و دل دريايي اش اهميت ميدهد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:15  توسط آذر حکمت نیا   | 

آ-الف

  1. پدرو آرمنداریز (۱۹۶۳) ، هنرپیشه مکزیکی
  2. نادژدا آلیلیوا (۱۹۳۲) ، دومین همسر استالین
  3. سالوادور آلنده (۱۹۷۳) ، رئیس جمهور شیلی
  4. امپدوکل (۴۳۲) ، فیلسوف یونانی
  5. دازای اوسامو (۱۹۴۸ژاپنی

 ب

  1. میلان بالیک (۲۰۰۶) رهبر پیشین جمهوری صربستان کراجینا که به عنوان جنایتکار جنگی شناخته شده‌بود.
  2. ریچارد براتیگان (۱۹۸۴) ، هنویسنده آمریکایی
  3. والتر بنیامین (۱۹۴۰) ، فیلسوف آلمانی
  4. شارل بوایه (۱۹۷۷) ، هنرپیشه فرانسوی

 پ

  1. مارک پاتوین (۲۰۰۶) ، آموزگار هاکی
  2. سیلویا پلات (۱۹۶۳) ، شاعر آمریکایی

 ت

  1. متود ترابک (۲۰۰۶) ، قاتل اسلوانیایی
  2. اشتفان تسوایک (۱۹۴۲) ، نویسنده اتریشی
  3. سپهدار تنکابنی (۱۹۲۶) ، سیاستمدار ایرانی


 د

  1. کریس داتی (۲۰۰۶) فیلمساز کانادایی
  2. استیگ داگرمن (۱۹۵۴) ، نویسنده سوئدی
  3. دوروتی داندریچ (۱۹۶۵) ، هنرپیشه آمریکایی
  4. علی اکبر داور (۱۹۳۷) ، سیاستمدار ایرانی
  5. گی دبور (۱۹۹۴) ، نویسنده ، نظریه‌پرداز و سینماگر فرانسوی
  6. دنیس دنتون (۲۰۰۶) استاد دانشگاه کالیفرنیا
  7. ژیل دلوز، فیلسوف فرانسوی

 ر

  1. کولژیت راندهاوا (۲۰۰۶) هنرپیشه هندی

س

  1. سافو ، شاعر یونان باستان
  2. جورج ساندرز (۱۹۷۲) ، هنرپیشه
  3. سقراط (۳۹۹) ، فیلسوف یونانی
  4. پل سلان، (۱۹۷۰) شاعر رومانیایی
  5. جین سیبرگ (۱۹۷۹) ، هنرپیشه آمریکایی
  6. سهراب شهید ثالث (۱۹۹۷) ، کارگردان ایرانی

ع

  1. غزاله علیزاده (۱۹۹۶) ، نویسنده ایرانی

ف

  1. ریچارد فارنسورث (۲۰۰۰) ، هنرپیشه آمریکایی

 ک

  1. کاپوسین (۱۹۹۰) ، هنرپیشه فرانسوی
  2. یاسوناری کاواباتا (۱۹۷۲) ، نویسنده ژاپنی
  3. آرتور کستلر (۱۹۸۳) ، نویسنده و فعال سیاسی
  4. جان کندی تول (۱۹۶۹نویسنده آمریکایی
  5. غازی کنعان
  6. کورت کوبین، خواننده و گیتاریست گروه نیروانا
  7. براین کیت (۱۹۹۷) ، هنرپیشه انگلیسی

گ

  1. رومن گری (۱۹۸۰) ، نویسنده لیتوانی الاصل فرانسوی
  2. پاول یوزف گوبلز (۱۹۴۵) ،از سران حزب نازی
  3. ونسان ون گوگ(۱۸۹۰) ، نقاش هلندی

م

  1. اندرو مارتینز (۲۰۰۶)، از دانشجویان دانشگاه برکلی که به لخت پیشگی گروید.
  2. یان مازاریک (۱۹۴۸) ، سیاستمدار چک
  3. اونا مانسن (۱۹۵۵) ،

هنرپیشه آمریکایی

  1. هانری دو منوترلان (۱۹۷۲) ، نویسنده فرانسوی
  2. مریلین مونرو(نام اصلی اش :نورماجین بیکر)(۱۹۶۲) ، [[هنرپیشه سکسی آمریکایی متولد ۱۹۲۶
  3. دکتر اسلو بودان میلوسوویچ رئیس جمهور کمونیست یوگسلاوی(۲۰۰۶)

 ن

  1. ژرار دو نروال (۱۸۵۵) ، شاعر فرانسوی
  2. نرون (۶۸) ، امپراتور روم

 و

  1. ویرجیانا وولف (۱۹۴۱) ، نویسنده انگلیسی

 ه

  1. هانیبال (۱۸۲) ، سردار کارتاژی
  2. صادق هدایت (۱۹۵۱نویسنده ایرانی
  3. رودولف هس (۱۹۸۷) ، رهبر قدیمی نازی
  4. ارنست همینگوی (۱۹۶۱) ، نویسنده آمریکایی
  5. بنیام‍ین هندریکسون (۲۰۰۶)
  6. حسن هنرمندی (۲۰۰۲) ، شاعر و مترجم ایرانی
  7. هاینریش هیملر (۱۹۴۵) ، از رهبران نازی
  8. آدولف هیتلر (۱۹۴۵) ، رهبر دولت نازی آلمان

 ی

  1. گیگ یانگ (۱۹۷۸) ، هنرپیشه آمریکایی
  2. یهودای اسخریوطی، حواری خائن به عیسی مسیح

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 15:39  توسط آذر حکمت نیا   | 

فریدریش نیچه : "آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم."

تذکر: در این مقاله در جایی که کلمات "مردان" و "آنها" به کار رفته است، منظور تمام مردان نبوده است، بلکه منظور تنها گروهی از مردان است که این موارد درباره آنها صدق میکند.

مردان دروغ می گویند ...
مردان دروغ میگویند و هچ شکی در این باره وجود ندارد و آن دسته که چنین میکنند، زیاد هم دروغ میگویند! (زنان هم دروغ میگویند و ما بعدا به حساب آنها هم رسیدگی خواهیم کرد).

دروغهای مردان متنوع هستند و از انواع بی اثر و بی مزه - آنهایی که هر کسی بلافاصله متوجه دروغ بودنشان میشود - تا انواع بسیار خلاقانه را دربر میگیرد. مساله عجیبی که در وجود دارد این است که ظاهرا آنها هرگز یاد نمیگیرند که کدام دروغ اثر میکند و کدام یک بی فایده است. گاهی تصور میکنم که همه مردان کتابی دارند با نامی شبیه این "دروغهای کارآمد" و همه آنها در مواقع ضروری به آن مراجعه میکنند و به همین دلیل دروغهایشان شبیه هم است.

برای مثال یک بار یک فرد خارجی از طرف یک آژانس دوست یابی اینترنتی با من تماس گرفت، او مدعی بود که :

نماینده کشورش در سازمان ملل است
هم پزشک است هم وکیل
100 میلیون دلار ثروت دارد
جوان، خوش چهره و بسیار علاقمند به ملاقات با من است

من با وام گرفتن جمله ای از دوروتی پارکر (Dorothy Parker 1967-1893 نویسنده و شاعر آمریکایی) برایش نوشتم : "البته! و من هم ملکه رومانی هستم".

برایم بسیار عجیب بود که این شخص واقعا انتظار داشت داستانش را باور کنم. البته شکی نیست که او امیدوار بود که دختری 18 ساله - یا در واقع 15 ساله - حرفش را باور کند، هر چند که این روزها دختران 15 ساله هم بسیار عاقل شده اند.

بعضی از کارشناسان عقیده دارند که مردان بیشتر از زنان دروغ میگویند و عده ای نیز با این نظر مخالفند و معتقدند همه دروغ میگویند. اما چرا مردان اینقدر زیاد دروغ میگویند؟ در اینجا ده دلیل عمده آن را خواهید دید.

دلایل عمده دروغ گویی مردان
1. برای به دست آوردن دل زنان و پیشرفت در رابطه دوستی. مردان صراحتا برای رسیدن به جنس مخالف دروغ میگویند. بعضی از آنان چنان از خود نا امید شده اند که دست به دامان دروغهای شاخداری میشوند که حتا یک بچه دو ساله عقب افتاده و کر و لال هم متوجه دروغ بودن آن میشود. برای مثال:

"زیبایی تو از حد تصور من خارج است" (این حرف را به دختر بد قیافه ای میزنند که خودش به خوبی میداند چه قیافه ای دارد!) این حرف، حتا با توجه به اینکه هر کس سلیقه ای خاص دارد، باز هم نمیتواند به جایی برسد.

"من واقعا دلم میخواهد که با دختر خوبی ازدواج کنم" (بله، اما به نظر نمیرسد که این کار را بکند، چون 48 سال دارد، هنوز ازدواج نکرده و من باید از خودم بپرسم، چرا حالا؟ چرا من؟)

2. آنها دروغ گفتن را دوست دارند و در اکثر موارد این کار را نادرست نمیدانند. آنها واقعا تصور میکنند که "آشکار نکردن تمام حقیقت" دروغ گفتن نیست.

مردان به هم جنسان خود هم دروغ میگویند و از همان کودکی به این کار خو گرفته اند. بنابراین دروغ گفتن به زنان هم برایشان عادی است. آنها به همکاران خود دروغ میگویند و هنگام ناهار یا گردهمایی های کاری، درباره قهرمانی خود در جنگ، درآمدشان، قرضهایشان، اتوموبیلشان و "خواص" منحصر به فردش و ... داستانهای بی شماری نقل میکنند. ظاهرا در اینجا قانون نامکتوبی وجود دارد که میگوید "من به روی تو نمی آورم، پس تو هم به روی من نیاور".

بعضی از مردان تصور میکنند که اگر ماجرایی تع