|
|
|
|
|
خواب نا آرام و دیدن کابوسهای شبانه بین افرادی که تلاش برای خودکشی می کنند شایع است . این بررسی در سوئد انجام شده و 165 بیمار بین 18-65 سال را مورد بررسی قرار داده است .این بیماران یا تحت درمان دارویی و یا روان پزشکی پس از تلاش برای خودکشی بودند . این پزوهش نسان داد که 86% از این افراد خوابهای آشفته داشتند .شایعترین شکایت آنها در شروع به خواب بود (73%) در مرحله بعد افرادی بودند که شکایت آنها باقی ماندن در خواب بود (69%) دیدن کابوسها (66%)زودتر از موعد از خواب بیدار شدن(58%) همراهی کابوسهای شبانه با خودکشی 5برابر دیگر عوامل بود . Science Daily — In the first known report of its kind, a study published in the January 1st issue of the journal SLEEP finds that sleep disturbances are common among suicide attempters, and that nightmares are associated with suicidality. The study, conducted by Nisse Sjöström, RN, and colleagues of Sahlgrenska University Hospital in Göteborg, Sweden, focused on 165 patients between the ages of 18-68, who were admitted to medical units or psychiatric wards at Sahlgrenska after a suicide attempt. It was discovered that 89 percent of subjects reported some kind of sleep disturbance. The most common complaint was difficulties initiating sleep (73 percent), followed by difficulties maintaining sleep (69 percent), nightmares (66 percent) and early morning awakening (58 percent). Nightmares were associated with a five-fold increase in risk for high suicidality. "Our finding of an association between nightmares and suicidality does not imply causality," said Sjöström. "However, our findings should inspire clinicians to include questions concerning sleep disturbance and especially nightmares in the clinical assessment of suicidal patients." Nightmares are disturbing, visual dream sequences that occur in your mind and wake you up from your sleep. Nightmares are very common and can begin at any age. Between 50-85 percent of adults report having a nightmare at least on occasion. They tend to become less frequent and intense as you age. Teen and adult women report nightmares more often than teen and adult men. Parents can also be disturbed of their sleep if their children have severe nightmares. Nightmare disorder develops when you have nightmares on a frequent basis. Nightmare disorder is not as common. About two to eight percent of people have a current problem with nightmares. The use of some medications may be a cause of nightmare disorder. You may be more likely to have nightmare disorder if a relative also has it. You should see a sleep specialist if your nightmares cause you great anxiety or often disrupt your sleep. A sleep specialist will help make an accurate diagnosis of your problem. He or she will also rule out possible underlying causes of the problem. While sleep specialists do not typically treat nightmares, most often they refer you to an experienced counselor or psychologist. SLEEP is the official journal of the Associated Professional Sleep Societies, LLC, a joint venture of the AASM and the Sleep Research Society. SleepEducation.com, a Web site maintained by the AASM, provides information about the various sleep disorders that exist, the forms of treatment available, recent news on the topic of sleep, sleep studies that have been conducted and a listing of sleep facilities. Note: This story has been adapted from a news release issued by American Academy of Sleep Medicine. http://www.sciencedaily.com/releases/2007/01/070101113027.htm
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:58 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 11:53 توسط آذر حکمت نیا
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||
|
||||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:48 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||||||||
|
|
|
|
Psychotherapy and Counseling
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:37 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
نه تنها بزرگسالان افسرده مي
كودكي كه معمولا با دوستانش بازي مي كرد، حالا بيشتر وقتش را در خانه و بدون انگيزه به تنهايي مي گذارند. اموري كه قبلا براي كودك نشاط آور بودند، حالا لذتي براي او ندارند. اين كودكان از مرگ دم مي زنند و مي گويند كه مي خواهند بميزند. كودكان افسرده در سنين بزرگسالي تمايل بيشتري براي خودكشي دارند. نوجوانان افسرده ممكن است به سوي مصرف مواد مخدر، داروها و الكل روي آورند. كودكان و نوجواناني كه درخانه و يا در مدرسه مشكلاتي را به بار مي آورند، ممكن است واقعا افسرده باشند، ولي خود ندانند. كودكان افسرده هميشه غمگين نيستند بنابراين والدين و معلمين ممكن است ندانند كه دردسرهايي كه آنها ايجاد مي كنند به افسردگي آنها ارتباط دارد. وقتي كه ما مستقيما از اين كودكان افسرده بپرسيم، گاهي ممكن است بگويند كه غمگين هستند. تشخيص و درمان به موقع براي كودكان افسرده ضروري است. افسردگي يك بيماري جدي است كه به كمك روانپزشك كودكان نياز دارد. درمان كامل شامل درمان فرد و خانواده است. در درمان افسردگي كودكان ممكن است كه داروهاي ضدافسردگي نيز نياز باشد.
روزنامــــه همشهـــری |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:24 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
کلاس عشق شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چیست؟ " استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! " شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ " و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ." استاد گفت: " عشق يعنی همين! " شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ " استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! " شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم." استاد باز گفت: " ازدواج هم يعنی همين!! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 0:14 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
ترجمه: آذر حکمت نیا شما چقدر در مقابل استرس آسیب پذیرهستید ؟ - کنارمواردی که در مورد شما درست هستند ، علامت بگذارید ۱ من به راحتی می توانم احساساتم را در خانه ، مدرسه یا سر کار ابراز کنم - 2. من دوستان صمیمی و خانواده ای دارم که می توانم حرفهای محرمانه ام را به آنها بگویم . 3. من می توانم وقتم را به خوبی تنظیم کنم و از کارم خسته نمی شوم . .4 در کل از کارهایی که در مدرسه انجام می دهم لذت می برم . 5. رویهم رفته از کارهایی که در مدرسه انجام می دهم راضی ام .
-6. بیشتر اوقات احساس می کنم که کسی هست که قدر کارم را بداند (رئیسم ، معلمانم ، اعضای خانواده ام و غیره) 7. معمولاً درباره چیزهای بی اهمین و چیزهایی که نمی توانم تغییرشان دهم نگران نمی شوم. 8. از سلامتی خوبی برخوردارم . 9. در شب خواب کافی دارم . 10. یک رژیم غذایی متعادل دارم . 11. هر روز حداقل نیم ساعت نرمش می کنم 12. معمولاً در روز بیشتر از دو فنجان قهوم و یا هر نوشیدنی دیگری که حاوی کافئین باشد نمی نوشم . 13. سیگار نمی کشم 14. هر چند وقت به تعطیلات می روم . 15. هر روز مدتی را به تنهایی می گذرانم . 16. سرگرم یا فعالیت ها اجتمای دارم که از انجام دادن آنها لذت می برم . 17. زیاد درباره پول نگران نمی شوم . 18. در یک شهر بزرگ کار یا زندگی نمی کنم . 19. کمتر از نیم ساعت از وقت من در طول روز صرف رفت و آمد می شود . 20. هر چند وقت یکبار سعی می کنم کارهای روزمرّه ام را تغییر دهم . نمره : برای بدست آوردن نمره خود جملاتی را که علامت زده اید بشمارید . اگر نمره شما بین 20-16 است شما احتمالاً استرس کم یا نرمالی را تجربه می کنید . اگر نمره شما بین 15-11 است کمی استرس دارید و اگر امتیاز شما 10 یا کمتر از آن است استرس زیادی دارید بهتر است با یک متخصص مشورت کنید.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 23:45 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
کجاست؟
آن واژه ای که بتواند دوستی را معنا کند حرف ها به هم می چسبند و کلمه را به وجود می آورند و این کلمه است که باید به درستی خود را نشان دهد می خواهیم دوستی را معنا کنیم کلمه ای که باید در عمیق ترین نقطه زندگی جایش دهیم دوستی کلمه ای که در روز هزاران بار به زبان آورده می شود ولی آیا آن را به درستی در عمق زندگی جای می دهیم ؟ دوستی کلمه ی مقدسی است که نمی توان آن را در هر جایی انداخت و در هر جایی جا داد باید ارزش را به دوستی هدیه دهیم تا در عوض هدیه ای گران بها تر دریافت کنیم جایگاه دوستی را بدانیم و هرگز کاری نکنیم که این کلمه زیر سوال برود بیایید طنابی از جنس ابریشم بسازیم و دوستی هایمان را محکم کنیم ما انسانیم و انسان خواهیم ماند قدر خود را بدانیم و دست دوستی به هم نوع خودمان بدهیم شاید که بتوانیم مرحم درد هم دیگر در ناملایمات زندگی باشیم ای کاش آرزومند آرزوهای هم بودیم |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 10:59 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 0:6 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||
در جمع مثل يك فرد واقعي به
|
|||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 0:32 توسط آذر حکمت نیا
|
|
|||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
منبع : نیک صالحی دات کام هر گونه کپی برداری از این نوشته ممنوع میباشد ( 24 خرداد تا 4 تیر) درخت سیب ( عشق) فردی آرام، گاهی اوقات خجالتی، بسیار جذاب و دلربا با رفتاری مناسب و سنجیده، ماجراجو و بی باک، حساس و ... دوست دارید که دیگران را دوست داشته باشید و سایرین هم شما را دوست داشته باشند. با وفا، حساس و بسیار بخشنده و با استعداد. شما عاشق بچه ها هستید. ( 25 اردیبهشت تا 3 خرداد) ( 22 آبان تا 1 آذر) درخت ون ( بلند پروازی) فوق العاده جذاب، پرانرژی، خودجوش و پر مسئولیت هستید.انتقاد را دوست ندارید. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمینان هستید. به پول اهیمت می دهید. خواستار توجه از سوی دیگران هستید و به پشتوانه و حمایت احساسی نیاز دارید. (22 آذر تا 1 دی) درخت راش ( خلاقیت) فردی با سلیقه،کسی که به ظاهر خودش اهمیت زیادی می دهد. یک برنامه ریز خوب برای زندگی و کار و مسائل اقتصادی، فردی که بدون لزوم بی گدار به آب نمی زند. منطقی و مونس و یاری بی نظیر در زندگی به شمار می روید. (26 تیر تا 4 مرداد) ( 25 دی تا 3 بهمن) درخت سرو ( اعتماد به نفس) فردی با توان و قدرت فوق العاده، کسی که می داند چطور خود را با شرایط مختلف در زندگی وفق بدهد.هدیای غیر منتظره را دوست دارد و از سلامتی بدنی برخوردار است. خجالتی نیست و اعتماد به نفس دارد. سخنرانی برجسته، فردی مصمم و با اراده، کمی عجول و بی طاقت و دوست دارد که دیگران را تحت تأثیر قرار بدهد. با استعداد، سخت کوش و اغلب خوش بین است و قادر است سریع تصمیم بگیرد. (15 تا 24 اردیبهشت) ( 12 تا 21 آبان) درخت شاه بلوط ( درستکاری) هیکل و اندامی خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهی بالا، یک طراح و سیاستمدار است. به راحتی آزرده خاطر می شود. بسیار حساس، کوشا، گاهی اوقات برتر از دیگران عمل می کند و گاهی در ارتباطات خود با سایرین سوء تفاهم برایش بوجود می آید. خانواده مدار و از لحاظ فیزیکی روی فرم است. (14 تا 23 مرداد) ( 9 تا 18 بهمن) درخت سدر ( وفاداری) فردی قوی، عضلانی، انعطاف پذیر، کسی که آنچه زندگی به اجبار به او می دهد می پذیرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعی می کند ساده و خوش بین باشد.دوست دارد از نظر مالی مستقل عمل کند. مهربان و عاطفی، از تنهائی متنفر، با وفا و گاهی اوقات هم به زودی عصبانی می شود. با احتیاط، تحصیل علم و دانش و کمک به دیگران را دوست دارد. (16 تا 25 تیر) ( 12 تا 24 دی) درخت نارون ( بزرگواری) قیافه و ظاهری خوب دارد و در پوشیدن لباس خوش سلیقه است. تقاضا و خواسته های او در حد اعتدال است. کم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمی کند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمایی بشود اما نه اینکه از دیگران اطاعت کند. شریکی درستکار و با وفا و دوست دارد برای سایرین تصمیم بگیرد. بزرگوار و نجیب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردی کارآمد است. ( 14 تا 23 خرداد) ( 12 تا 21 آذر) درخت انجیر ( حساسیت) فردی مستقل، درستکار، با وفا که از ضد و نقیض گویی و بحث متنفر است. زندگی و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها و حیوانات لذت میبرد. اجتماعی و شوخ طبع است و دوست دارد که بعد از ساعت های طولانی کار سخت استراحت کند و از استعداد هنری و هوش بالایی برخوردار است. (5 تیر تا 15 تیر) ( 2 تا 11 دی) درخت صنوبر ( رمز و راز) فوق العاده با سلیقه است و نمی تواند تنش و فشار عصبی را تحمل کند. زیبایی را دوست دارد. گاهی افسرده می شود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت که دوست دارد نزدیکان خود را حمایت و مراقبت کند با افراد غریبه هم به همان شکل رفتار میکند. نسبتاً کم ادعا، سخت کوش، با استعداد، فداکار، دور از خودپسندی و فردی که دوستان زیادی دارد و بسیار قابل اعتماد است. ( 24 شهریور تا 3 مهر) ( 22 تا 30 اسفند) درخت فندق ( خارق العادگی) جذاب و گیرا، شوخ طبع، بسیار فهمیده و فردی که می داند چطور روی دیگران تأثیر ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعی، فعال، مردمی و اغلب اوقات دمدمی مزاج، درستکار، کمال گرا و در رعایت عدل و انصاف قاضی خوبی است. ( 13 تا 22 شهریور ) ( 11 تا 21 اسفند) درخت لیمو ترش ( شک و تردید) یا هوش و سخت کوش است و آنچه را زندگی به او می دهد می پذیرد. البته بعد از آنکه سعی می کند شرایط بد را به خوب تغییر بدهد. از فشارهای عصبی نفرت دارد. از مسافرت و تعطیلات کوتاه لذت میبرد. ممکن است خشن به نظر بیاید اما واقعاً روحی لطیف دارد. همیشه آماده جانفشانی برای افراد خانواده و دوستان است. بسیار بااستعداد است اما برای استفاده و بهره بردن از آنها باید زمان پیدا کند. خصلت رهبری بالایی دارد و فوق العاده وفادار است. ( 4 تا 13 خرداد) ( 2 تا 11 آذر) درخت ممرز ( خوش سلیقگی) زیباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد. خوش سلیقه و فداکار است وزندگی را تا جایی که ممکن باشد راحت می گیرد. زندگی را به سوی منطق و انضباط سوق می دهد. به دنبال مهربانی و تقدیر از دوستان است. تصمیم گیری برای او سخت است و فردی بسیار قابل اعتماد به شمار می رود. ( 11 تا 20 فروردین) ( 14 تا 23 مهر) درخت افرا ( استقلال فکری) فردی معمولی نیست و سرشار از تصور و خلاقیت و ابتکار، خجالتی و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متکی به نفس، به دنبال تجارب جدید و گاهی عصبی است اما حافظه و ذهنی قوی دارد و به آسانی یاد می گیرد و همیشه می خواهد اثری خوب روی دیگران داشته باشد. ( 23 شهریور) درخت زیتون ( عقل) عاشق مهربانی و رأفت، منطقی و متعادل است و از خشونت دوری می کند. بردبار و شکیبا،با نشاط و سرزنده، آرام و عادل است و قلبی رئوف و مهربان دارد. از هرگونه بخل و حسادت دوری می کند. عاشق مطالعه است و از معاشرت با افراد آگاه و فرهیخته لذت می برد. (24 مرداد تا 2 شهریور) ( 19 تا 30 بهمن) درخت کاج ( صلح وآشتی) عاشق مصاحبت و شرکت در گفتگوهایی است که به توافق منجر بشود. باید در زندگی آرامش داشته باشد. عاشق کمک کردن به دیگران است و تخیلی پویا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. همیشه ملاحظه دیگران را می کند. با همه خیلی دوستانه رفتار می کند. احساسات لطیفی دارد و به عاطفه و اطمینان خاطر نیاز دارد. ( 1 تا 14 اردیبهشت) ( 5 تا 13 مرداد) ( 4 تا 8 بهمن) درخت سپیدار (تردید و عدم ثبات) جذاب به نظرمی آید. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالایی ندارد. در مواقع لزوم بسیار شجاع است و به مهربانی و جوی خوشایند نیاز دارد. بسیار مشکل پسند و غالباً تنها است و طبعی هنرمندانه دارد. هماهنگ کننده خوبی است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعیتی قابل اعتماد است و به طور جدی در امور مشارکت دارد. ( 1 تا 10 فروردین) ( 4 تا 13 مهر) درخت زبان گنجشک ( حساسیت) سرشار از جذابیت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه دیگران را به خود جلب کند. عاشق زندگی، فعالیت و حتی پیچیدگی ها است. مستقل، خوش سلیقه، پراحساس،یار و هم صحبتی خوب است. کسی که تمایل به عفو و گذشت ندارد. (21 تا 31 فروردین) ( 24 مهر تا 11 آبان) درخت گردو ( اشتیاق و شور) نجیب و با دید وسیع نسبت به جهان، خودجوش و بلندپروازی او نامحدود است. فردی غیرقابل انعطاف، شریکی استثنائی اما بدقلق است. همیشه مورد علاقه نیست اما اغلب تمجید و تحسین می شود. مدیر و باهوش، بسیار پر حرارت اما گاهی اوقات مغرور است. ( 3 تا 12 شهریور) ( 1 تا 10 اسفند) درخت بید مجنون ( اندوه) فردی که دوست دارد از فشارهای روحی دور باشد. زندگی خانوادگی را دوست دارد و سرشار از امید و رؤیا است. جذاب،بسیارمهربان،عاشق زیبایی، با استعداد زیاد در موسیقی، عاشق سفر به نقاط غیرمعمول،خستگی ناپذیر، غیرقابل پیش بینی، درستکار و فردی که می تواند تحت تأثیر قرار بگیرد اما نه هنگامی که در تنگنا باشد. حس ششم خوبی دارد و عاشق خنداندن دیگران است. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 0:12 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 0:3 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 23:56 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 23:52 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
اختلال وحشتزدگى: ويژگى اصلى وحشتزدگى، يك دوره ترس يا ناراحتى شديد است كه بطور ناگهانى شروع شده و بسرعت - معمولا در عرض ده دقيقه يا كمتر به اوج خود مىرسد. اغلب با احساس خطر يا احساس پيامدهاى شوم قريب الوقوع و تمايل به فرار و حداقل با نمودار شدن چهار مورد از مواردى چون تپش قلب، عرق كردن، سوز، احساس تنگى نفس يابسته شدن راه گلو، احساس خفگى، درد يا ناراحتى در قفسه سينه، تهوع يا ناراحتى شكمى، احساس سرگيجه يا منگى، مسخ واقعيتيا شخصيت، ترس از ديوانه شدن يا از دست دادن كنترل، ترس از مرگ و برافروختگى نمودار مىشود كه بدون حالتهاى گذرهراسى در افراد مبتلا قابل تشخيص است. سه نوع وحشتزدگى را مىتوان براساس چگونگى پديدار شدن آنها مشخص كرد. اين سه نوع عبارتند از: 1) حملههاى وحشت زدگى غير منتظره (بدون نشانه) 2) حملههاى وحشت زدگى وابسته به موقعيت 3) حملههاى وحشت زدگى با زمينه موقعيتى در نوع اول، هيچ وقتشروع حمله وحشتزدگى به يك عامل فراخوان موقعيتى وابسته نيست و در واقع ناگهانى و بدون دليل است. در نوع دوم، حملههاى وحشت زدگى تقريبا هميشه بلافاصله و در معرض يك عامل فراخوان موقعيتى، نظير ديدن مار و سگ پديدار مىشود. و در نوع سوم، حملههاى وحشت زدگى ممكن استبا قرار گرفتن در معرض عامل فراخوان ظاهر شوند، ولى اين همانندى همزمان نبوده و ممكن استبا تاخير روى بدهد; در واقع اين نوع حملهها در قالب هيچ يك از روابط حاكم بر دو نوع اول نمىگنجد . ويژگى اصلى اختلال وحشتزدگى وجود حملههاى برگشت كننده و غير منتظره است كه در پى آن، فرد حداقل يك ماه بيمناك تكرار آن يا نگران پيامدهاى رفتارى آن مىباشد. در اين وضعيت، افراد مبتلا پيوسته مضطرب و بيمناكند و از همينرو نيازمند اطمينان بخش دايمى هستند. از دست دادن يا گسستن روابط مهم بين فردى با شروع يا تشديد اين اختلال همراه است. افراد مبتلا به اين اختلال معمولا روحيه ضعيفى دارند و در بسيارى مواقع، در مورد مشكلات مربوط به فعاليتهاى روزمره دلسرد و شرمنده مىشوند و معمولا به علت تعميم اين روحيه و پيامدهاى آن، از كار و مدرسه غيبت مىكنند كه خود موجب اخراج اين افراد از مدرسه و بروز مشكلات ديگر مىشود و افسردگى آنها را دامن مىزند. در برخى از افراد احتمال دارد وقوع اين اختلال بصورت دورهاى و توام با سالها بهبودى در بين دورهها رخ دهد يا نشانههاى شديد و پيوسته داشته باشد. به نظر مىرسد كه ترسهاى مربوط به دوران كودكى، زمان نسبتا كوتاهى داشته باشند. همچنين مىتوان انتظار داشت واكنشهاى خفيف ترس و نيز آنهايى كه به دوره بخصوصى از رشد مربوط مىشوند بسرعت از بين بروند. اختلال گذرهراسى: در اين اختلال، محور ترس بر رويداد نشانههاى شبه وحشتزدگى يا حملههايى با نشانه محدود ناتوان كننده يا بشدت ناراحت كننده است. اين حملههاى وحشتزدگى كامل نيستند. ويژگى اصلى اين نوع اختلال، اضطراب از حضور در مكانها و يا موقعيتهايى است كه فرار از آنها احتمالا دشوار يا شرمآور است، يا احساس مىشود كه در صورت وقوع حملههاى وحشتزدگى امكان دريافت كمك وجود نداشته و ندارد. اين حالت معمولا منجر به اجتناب فراگير از برخى موقعيتها مىشود كه ممكن استشامل تنها بودن در خانه يا خارج از خانه، در ميان جمعيتبودن، مسافرت با اتومبيل، اتوبوس يا هواپيما، رفتن روى پل يا قرار گرفتن در آسانسور باشد. اختلال وحشتزدگى همراه با گذرهراسى: اين اختلال در واقع اختلالى با حملههاى وحشتزدگى غير منتظره و برگشت كننده با طول حداقل يك ماه و نگرانى مستمر درباره وقوع حملههاى اضافى يا تلويحات و پيامدهاى حمله و تغيير عمده در رفتار به دليل وقوع حمله (اختلال وحشتزدگى) و وجود گذرهراسى است. با اين تعريف، معلوم مىشود كه اين وضعيتيك اختلال تركيبى ميان اختلال وحشتزدگى و گذرهراسى است. در اين اختلال نيز حملههاى وحشتزدگى نبايد ناشى از اثرات فيزيوتراپى مستقيم مواد همچون سوء مصرف دارو، دارو درمانى و يا يك بيمارى جسمانى نظير پركارى تيروئيد باشد و از طرف ديگر اين حملهها بر حسب يك اختلال روانى ديگر نظير هراس اجتماعى، هراس شخص، اختلال وسواس فكرى - عملى، اختلال فشار روانى، پس آسيبى و اختلال اضطراب جدايى پيامد ديگرى ندارد. سن / ترسها 0-6 ماهگى / صداهاى بلند، عدم مراقبت 6-9 ماهگى / بيگانهها 1 سالگى / جدايى، آسيب، توالت 2 سالگى / موجودات خيالى 3 سالگى / سگ ، تنهايى 4 سالگى / تاريكى 6 تا 12 سالگى / مدرسه، آسيب، رويدادهاى طبيعى، رويدادهاى اجتماعى، آسيب اجتماعى 19 سالگى به بالا / آسيب، رويدادهاى طبيعى و جنسى برگرفته از ميلر و همكاران،1947 اختلال هراس مشخص: آنچه بعنوان ويژگى اصلى اين نوع اختلال مطرح مىشود ترس آشكار و مستمر از اشيا يا موقعيتهاى قابل مشاهده و محدود است كه در معرض محرك هراس آور تقريبا بلافاصله منجر به بروز واكنش اضطرابى شده و به شكل وحشت زدگى وابسته به موقعيتيا با زمينه موقعيتى نمود مىيابد. فرد مبتلا در موقع حضور يا انتظار رويارويى با يك شىء يا وقعيتخاص دچار ترس قابل ملاحظه مستمر، مفرط و نامعقول مىگردد. كانون اين ترس ممكن است انتظار آسيب يا صدمه ديدن جنبهاى از يك شىء يا موقعيتباشد، مثلا از سگ بترسد چون نگران است كه او را گاز نگيرد. ترس از اشيا يا موقعيتهاى معين، بويژه در كودكان بسيار متداول است اما بايد توجه داشت كه اگر اين ترسها بطور قابل ملاحظهاى مزاحم كاركردهاى فرد نباشد يا منجر به پريشانى آشكار نگردد، لزومى براى اين تشخيص مطرح نمىشود; مثلا براى كسى كه بشدت از مار مىترسد اما در منطقهاى خالى از مار زندگى مىكند و از داشتن ترس از مار ناراحت نيست، تشخيص هراس، لزومى ندارد. كودكان از محرك هراس آور فرار مىكنند اما گاهى هم آن را با وحشت و اضطراب تحمل مىكنند. اين تشخيص تنها زمانى رواست كه اجتناب ترس يا انتظار توام با اضطراب براى رويارويى با محرك هراس آور بطور قابل ملاحظهاى با فعاليتهاى روزمره، كاركرد شغلى يا زندگى اجتماعى شخص تداخل كند و يا موجب پريشانى گردد. شرط تشخيص در افراد زير هيجده سال، دوام نشانهها حداقل به مدت شش ماه است. اين اختلال بر اساس تقسيمبندى كانون ترس يا اجتناب، پنج طبقه فرعى دارد كه عبارتند از : 1- نوع حيوانى: شروع اين هراس از كودكى است و طى آن كودك از حيوانات و حشرات مىترسد. 2- نوع محيط طبيعى: معمولا در دوران كودكى شروع مىشود. كودك مبتلا، از اشيا يا رخدادهاى موجود در محيط طبيعى مانند طوفان، گردباد، سيل، رعد و برق، تاريكى، آب و غيره در هراس است. 3- نوع خون، تزريق، آسيب: ريشه اين هراس عمدتا خانوادگى است و از دوران كودكى آغاز مىشود. اغلب بر اساس واكنش شديد عصب و رگ مشخص مىشود و در واقع ترسى است كه كانون آن ديدن خون يا زخم يا ساير تدابير دردناك پزشكى است. 4- نوع موقعيتى: يك مرحله از اين هراسكه اوج آناستدر دوران كودكى و ديگرى در روابط دهه سوم زندگى است. فرد مبتلا از يك موقعيتخاص همچون مسافرت با وسايل عمومى، تونل، آسانسور، پل، پرواز، رانندگى، توالت، حمام و غيره هراس دارد. 5- ساير انواع: معمولا در كودكان مبتلا به اين هراس، اضطراب توام باگريه، داد و فرياد، سفت كردن اندامها و يا محكم چسبيدن ديده مىشود. اين هراسها بطور كلى موجب محدوديتسبك زندگى و تداخل در تحصيل و شغل و حتى سلامتى جسمى مىشوند. شيوع اين اختلال مشخص بنا به گزارش DSMI دورنمايى است كه يك اوج آن در كودكى و اوج ديگر آن در اواسط دهه سى سالگى است. ميزان شيوع اين اختلال در دختران و زنان بيشتر از پسران و مردان است. با اين همه بايد در زمينه تحليل تفاوتهاى جنسى محتاط بود. اختلال هراس اجتماعى: ويژگى اين اختلال، ترس آشكار و مستمر از موقعيتهاى اجتماعى يا عملكردى است كه ممكن است موجب شرمندگى گردد. در افراد مبتلا، قرار گرفتن در معرض موقعيتهاى اجتماعى يا عملكردى، بلافاصله منجر به اضطراب مىشود كه ممكن استبصورت حمله وحشتزدگى وابسته به موقعيتيا با زمينه موقعيتى نمود يابد. نوجوانان و بزرگسالان مبتلا به اين اختلال، متوجه غير منطقى و مفرط بودن ترس خود هستند ولى اين مساله در مورد كودكان الزامى نيست. تنها در صورتى اين تشخيص مناسب خواهد بود كه اجتناب ترس يا اضطراب حاصل از رويارويى يا موقعيت اجتماعى يا عملكردى بطور قابل ملاحظهاى با فعاليتهاى عادى كاركرد شغلى و زندگى اجتماعى تداخل كند يا شخص، پريشانى آشكارى را در مورد ابتلا به هراس نمودار سازد. لزوم تشخيص اين امر در افراد زير هجده سال، دوام حداقل شش ماهه نشانههاى اختلال است. افراد مبتلا در موقعيتهاى اجتماعى يا عملكردى ترس آور، نگران و آشفتهاند و از شرمندگى و احتمال تغيير واهمه دارند، به انتقاد حساسند، از خويشتن ارزيابى منفى دارند، عزت نفسشان ضعيف است، احساس حقارت مىكنند و در ابراز خود مشكل دارند. اغلب در مدرسه بعلت اضطراب، پيشرفت چندانى ندارند و به علت عملكردهاى اجتنابى در مجموعهاى از فعاليتهاى مدرسه، محيط اجتماعى و شغلى احتمالا شكست مىخورند. در كودكان مبتلا، گريه كردن، داد و فرياد، چسبيدن و يا ماندن در كنار يك شخص آشنا، محدود كردن روابط و تا حدودى موتيسم قابل انتظار است. احتمال دارد كودكان خردسال در موقعيتهاى اجتماعى، كمرويى افراطى، كنارهگيرى و عملكرد اجتنابى نشان دهند و به آشناها بچسبند; بر خلاف بزرگسالان، كودكان مبتلا به هراس اجتماعى، امكان اجتناب از همه موقعيتهاى ترسآور را ندارند و ممكن است قادر به شناسايى و اهميت اضطرابشان نباشند. به دليل شروع زودرس و مزمن اين اختلال، آشفتگى در كودكان، بيشتر به شكل ناتوانى در دستيابى به سطح كاركرد مورد انتظار نمودار مىشود تا افول سطح كاركرد بهينه. البته در دوره نوجوانى امكان دارد در عملكرد اجتماعى و تحصيلى افت پديدار شود. بطور كلى به نظر مىرسد نسبت دخترها در ابتلا به اين اختلال بيشتر از پسرها باشد. البته اين امر بشدت تحت تاثير تربيت، فرهنگ جامعه و انتظارهاى جنسيتى است. درمان هراسهاى كودكىدر زمينه درمان هراسهاى دوران كودكى، با كمك نظريه پويايى روانى، مطالعات موردى بسيارى وجود دارد. (مثال برونشتاين 1949، اسيرلينگ 1952) اما تحقيق نظامدار در اين زمينه اندك است. در اين نظريه هراسها بخشى از تصوير يك عارضه بزرگتر هستند كه به فعاليتهاى دفاع از استقلال و رويگردانى مربوط مىشود. درمان هراس اغلب شامل تحليل، تبيين و پيشنهاد است. بسيارى از گزارشهاى اوليه درمان رفتارى نيز از نوع مطالعات موردى است; اما اخيرا براى اجراى تحقيقاتى كه جريان قابل كنترلى دارد تلاشهايى صورت گرفته كه اين تلاشها داراى محدوديتهايى است. اكثر اين بررسيها به ترسهايى با شدت كم و متوسط پرداختهاند. در حالى كه كارآيى درمان در مورد ترسهاى شديد همچنان به ميزان زيادى نامشخص مانده است. افزون بر آن اكثر مطالعات، شمارى از تكنيكهاى مختلف را تركيب مىكنند و به اين ترتيب ارزشيابى كارآيى شيوههاى انفرادى را مشكل مىسازند. يكى از پركاربردترين شيوههاى درمان رفتارى هراس "حساسيت زدايى نظامدار" است. در اين شيوه، چندين موقعيت ترس آور كه شدت ترس از آنها بتدريج افزايش مىيابد فراهم مىشود. سپس از شخص مىخواهند كه اين صحنههاى ترس آور را يكى پس از ديگرى نظاره كند. در اين حين، مشاهدات وى با رهايى از فشار (relaxation) ، با واكنشهاى ديگرى كه با ترس توافقى نداشته باشد قرين مىشود تا بتوان ترس آورترين صحنه را براحتى مشاهده كرد. در ارزشيابى كارآيى درمان، از آزمونهاى رفتارى نزديك شدن به چيزهاى ترسناك مثل مار استفاده مىشود. "حساسيت زدايى نظامدار" نشان داده است كه اين روش، در كاستن از ترسهاى بزرگسالان مؤثر بوده است. اما به رغم آنكه توصيه مىشود اين شيوه براى كودكان نيز به كار آيد، استفاده از آن با حمايت كامل روبرو نبوده است. بكارگيرى روش "حساسيت زدايى نظام دار" در مورد كودكان مبتلا به هراس (11 الى 16 سال) بيشتر از ساير گروههاى سنى پذيرفته شده است. اما حتى در اينجا هم بررسيهاى درستى كه روى روش عمل، تحقيق كرده باشند، اندك است. بهرهگيرى از مدلهاى درمانىپركاربردترين شيوه درمانى، مدل سازى است. شيوه مدل سازى نشان داده است كه مىتواند براى كنترل موقعيت، بسيار خوب عمل كند و در مورد گروههاى سنى نسبتا بيشترى بهكار آيد. هرچند به نظر مىرسد مشاهده يك مدل واحد در كاستن از ترس موثر باشد اما مشاهده مدلهاى چندگانه و استفاده از محركهاى ترس آور گوناگون در كارورزى احتمالا به كارآيى روش مىافزايد. " مدل سازى همراه" شيوهاى است كه در آن، كودك ترسان ضمن مشاهده صحنه ترسناك با پيشروى تدريجى سرانجام به مدل مىپيوندد. اين شيوه يكى از شيوههاى درمانى بسيار مؤثر است. چند تن از دست اندركاران (مايكن بوم 1971) نيز اظهار داشتهاند كه مىتوان كارآيى روش مدل سازى را از طريق استفاده از مدلهايى كه بر موقعيت غلبه مىكنند، افزايش داد. در اين شيوه به جاى آنكه فرد از ابتدا مسلط بر وضعيتباشد و نترسد، رفتارى حاكى از ترس نشان مىدهد و در انتها بر ترس خود غلبه مىكند. درمانهاى شناختىبرخى از پژوهشگران براى درمان ترس كودكان، به مطالعه تاثير باورها و شناختها پرداختهاند. شيوه شناختى كنترل نفس كانفر(كانفر، كارومى، نيومن 1975) نمونهاى از اين تلاش است. در اين تجربه كودكان كودكستانى كه از تاريكى مىترسيدند، كودكانى كه از تنها بودن در يك اتاق تاريك بمدت سه دقيقه هراس داشتند، در يكى از سه وضعيت تعيين شده جاى گرفتند. يك پژوهشگر، كودك تنها را داخل يك اتاق تاريك مجهز به دستگاه تنظيم جريان برق برد كه كودك را قادر مىساخت روشنايى اتاق را تنظيم كند. كودك همچنين مىتوانستبا استفاده از دستگاه ارتباط داخلى هر زمان كه بخواهد پژوهشگر را به داخل اتاق بخواند. پژوهشگر اتاق را ترك و براى آنكه بداند كودك چه مدت مىتواند تاريكى را تحمل كند، زمان خروجش از اتاق را ثبت كرد. به دنبال اين پيش آزمون، به كودكانى كه در وضعيت "شايستگى" جاى گرفتند آموخته شد تا جملههايى را مانند: "من پسر يا دختر شجاعى هستم"، من مىتوانم مراقب خودم باشم " با خود تكرار كنند. به كودكان گروه "محرك" جملههايى مانند "بودن در تاريكى تفريح خوبى است"، آموزش داده شد. منظور از آموزش چنين جملههايى اين بود كه نيروى بالقوه ترس از تاريكى در آنها كم شود. به آنهايى كه در گروه "كنترل" بودند، جملههاى نامربوطى مانند "مرى يك بره داشت" آموخته شد. در آزمون نهايى كه بلافاصله پس از كارورزى انجام شد، كودكانى كه تكرار جملههاى "شايستگى" را آموخته بودند، بيشترين امتياز را كسب كردند. در عين حال همه گروههايى كه جملههايى را آموخته بودند، بهبود نشان دادند. اين بهبود نشان مىدهد كه در برخورد با محرك ترس آفرين، برخى تعديلها صورت گرفته است. برخى مطالعات، براى ترسهاى در حد بالينى در پى يافتن درمان برآمدهاند و به عنوان بخشى از برنامه درمان از شيوههاى شناختى بهره گرفتهاند. اين شيوهها با موفقيت همراه بود; اما در حال حاضر، ارزيابى ميزان تاثير بخصوص شيوههاى شناختى مقدور نيست. منابع و مآخذ: 1- لطفى كاشانى - فرح و شهرام وزيرى: روانشناسى مرضى كودك، نشر ارسباران، چاپ اول، زمستان، 1376 2- نوابى نژاد شكوه: رفتارهاى بهنجار و نابهنجار، نشر گيتى، زمستان، 1373 3- سيف نراقى - مريم و عزتالله نادرى: اختلالات رفتارى كودكان و روشهاى اصلاح و ترميم آن دفتر تحقيقات و انتشارات بدر . 4- ويكس - نلسون و ايزرائل الن سىريتا: اختلالهاى رفتارى كودكان، معاونت فرهنگى آستان قدس |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 23:17 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
خود كشي به معناي خاتمه زندگي به دست خود فرد است ، اگر كسي دست به خود كشي بزند ولي زنده بماند به اين رفتار اقدام به خود كشي مي گوئيم. در حال حاضر در جهان بيش از يك ميليون نفر در سال خود كشي مي كنند و 20 – 10 ميليون نفر دست به خود كشي مي زنند . در غرب ( مغرب زمين) قربانيان اصلي خود كشي مردان مسن هستند. در ايران قرباني اصلي زنان جوان مي باشند. نكته بسيار مهم اينست كه خود كشي در بسياري از موارد قابل پيشگيري است. باور هاي غلط درباره خود كشي : · كسي كه حرف خود كشي را مي زند به آن عمل نمي كند . اينطور نيست اين يك باور غلط است . متخصصين بهداشت روان ( روانپزشك ، روانشناس) هميشه حرف بيمار را جدي مي گيرند. · افراد خود كش افراد ضعيفي هستند يا ايمان ندارند . كسي كه خود كشي مي كند در بسياري از موارد دچار بيماريهاي روانپزشكي از جمله افسردگي است، بنا براين ما با بيمار طرف هستيم و نه آدم ضعيف يا بي ايمان و بيمار نياز به درمان دارد. علل خود كشي : 1- بيماريهاي روانپزشكي مثل افسردگي اساسي ، اختلال دو قطبي، الكليسم، اعتياد. 2- علل اجتماعي فرهنگي شامل تقليد، تحت تاثير قرارگرفتن رسانه ها، ور شكستگي ، بيكاري ، اپيدمي خود كشي. 3- علل روانشناختي : شكست در عشق، كنكور يا هر شكست ديگر، استرس ها ( اختلافات زنا شويي) عوامل پيشبيني كننده ( پيش گوئي )خود كشي: جوان، متاهل و زن سن زير 30 سال سابقه قبلي اقدام به خود كشي ، سابقه خانوادگي خود كشي ، افسردگي، احساس درماندگي و بي كسي ، تهديد يا ابراز خود كشي ، اعتياد . چطور حدس بزنيم عزيز ما در معرض خطر خود كشي است؟
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 23:6 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
!
مرجع : جام جم آنلاین آیا باز هم استرس دارید؟ در اینصورت کمک بجویید. کمک خواستن نشانه ضعف نیست بلکه یک تصمیم درست است. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 23:4 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:46 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:44 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
بیماری لویی بادی (Lewy body) وضعیتی است که منجر به جنونی بسیار مشابه با بیماری آلزایمر میشود. البته این بیماری هم در ماهیت دقیق نشانه ها و هم در آسیبهایی که پس از مرگ در مغز بیماران یافت شده، با آلزایمر متفاوت است. هرچند شیوه درمانی و علاجی برای بیماری لویی بادی وجود ندارد، اما بعضی از نشانه های آن توسط دارو قابل کنترل هستند.
به طور خلاصه، بیماری لویی بادی نوعی جنون است که به دلیل آسیبهای مغزی که بنا به دلایلی ناشناخته رخ میدهند، به وجود می آید. با معاینه دقیق میتوان متوجه تفاوت نشانه های آن با آلزایمر شد. لویی بادی اخیرا به عنوان یک بیماری مستقل شناخته شده است. ![]() تصویرمیکروسکوپی از سلولهای مغز دارای لویی بادی. کره بنفش کمرنگ یک لویی بادی است
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:36 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
Time Is very slow for those who wait,Very fast for those who are scared,very long for those who lament,Very short for those who celebrate.But for those who love,TIME,is eternity..
W.SHAKESPEARE.. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:10 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 14:45 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 14:39 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
ایجاد تغییر و تحول مثبت در زندگی فردی و بالارفتن از نردبان موفقیت در زندگی آرزوی هرکسی است. اما به سلامت طی کردن پله های این نردبان مستلزم رعایت شرایط ذیل است: (الف) روی هر پله نباید بیش از حد معمول مکث کرد؛ (ب) پس از پیمودن پله اول، نوبت به پله دوم می رسد؛ (ج) از نردبانی که پایه اش شکسته است نباید استفاده کرد؛ (د) باید ابتدا جای پا را محکم کرد و سپس قدم بعدی را برداشت؛ (ها) پس از استفاده از نردبان نباید آن راسرنگونش کرد. و امــا نردبان موفقیت شش پله دارد که گذراندن هریک از آنها اگر به درستی و با کیفیت مطلوب صورت گرفته باشد و شرایط پیش گفته رعایت شده باشد به تدریج شما را به پیروزی و کامیابی نزدیک تر می کند: 1- خودشناسی و خودباوری 2- هدفگذاری 3-برنامه ریزی 4-عمل و تلاش آگاهانه 5-پشتکار و استقامت، صبر و انعطاف پذیری 6-نتیجه گیری |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 14:37 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
||
نگاه اجمالینقش یادگیری در همه صحنههای زندگی نمایان است. یادگیری نه تنها در آموختن خاص مطالب درسی ، بلکه در رشد هیجانی ، تعامل اجتماعی و حتی رشد شخصیت نیز دخالت دارد. مثلا یاد میگیریم از چه چیزی بترسیم، چه چیز را دوست بداریم. چگونه مودبانه رفتار کنیم و چگونه صمیمیت نشان دهیم.انواع یادگیریاز چهار نوع یادگیری مشخص میتوان گفتگو کرد. این چهار گروه شامل خوگیری ، شرطی سازی کلاسیک ، شرطی سازی عامل و یادگیری پیچیده است که هر کدام را بطور مختصر توضیح میدهیم.خوگیریخوگیری ساده ترین نوع یادگیری است و آن عبارت از نادیده گرفتن محرکی است که با آن مانوس شدهایم، یا پیامد مهمی برای ما ندارد. به عنوان مثال ما به صدای تیک تک ساعت عادت کردهایم لذا یاد گرفتن اینکه صدای تیک تاک ساعت تازهای را نشنویم نمونهای از خوگیری است.شرطی سازی کلاسیکشرطی سازی کلاسیک یعنی پیوند دادن دو محرک در اثر مجاورت. پس از آن که محرک خنثی (محرک شرطی) چند بار با محرک غیر خنثی (محرک غیر شرطی) ، محرکی که بطور طبیعی و ثابت پاسخی ایجاد میکند، همراه شد، از خنثی بودن ساقط میشود و میتواند به تنهایی همان پاسخ را ایجاد کند. مثلا نوزاد یاد میگیرد که دیدن پستان مادر ، چشیدن شیر را در پی دارد.شرطی سازی عاملطبق نظریه شرطی شدن عامل ، ارگانیسم یاد میگیرد که رفتار تقویت شده را تکرار کند. اولین پاسخهای درست با کوشش و خطایی تصادفی یا با راهنمایی فیزیکی یا کلامی حاصل میشود. رفتارهای تقویت شده ، با فراوانی بیشتر ظاهر میشوند. مثلا کودک میآموزد که کتک زدن خواهر یا برادر سرزنش والدین را به دنبال دارد.یادگیری پیچیدهاین نوع یادگیری متضمن چیزی بیش از تشکیل پیوندها است. مثلا بکار گیری راهبرد معینی برای حل یک مسئله یا طراحی یک نقشه ذهنی از محیط خود.اساس عصبی یاد گیرانپژوهشگران عقیده دارند که اساس عصبی یادگیری را باید در تغییرات ساختاری دستگاه عصبی جستجو کرد و به همین سبب بیش از پیش به بررسی این تغییرات در سطح پیوندهای عصبی پرداختهاند.مباحث مرتبط با عنوان |
|||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:59 توسط آذر حکمت نیا
|
|
|||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:51 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
هوالعشق خواهم ای دل محو ديدارت کنم جلوه گاه روی دلدارت کنم واله آن ماه رخسارت کنم بسته آن زلف طرّارت کنم در بلای عشق دلدارت کنم خلوت با خود ميخواهم با خود خلوت کنم٬ اما چگونه؟ آيا تنها نشستن و مرور در زندگی روزمرهء دنيايی با خود خلوت کردن است؟ کليد و رمز ورود به اعماق وجود چيست؟چگونه ميتوان باطن خود را ديد؟ تمامی پديده ها واشياء پيرامون ما در زندگی هر يک دارای امواج گوناگون در مراتب مختلفه می باشند که تاثير بر فکر و روحمان می گذارند و مانع تمرکز کامله می شوند٬ تمرکزی که آدمی بجز خود چيز ديگری نبيند و به جز صدای باطنی صدايی نشنود ٬ تمرکزی که تمام حواس بر گرد يک مرکز می چرخند و آن مرکز باطن خود است٬مرکزی که باعث قوام و پا برجايی وجود است٬ مرکزی که اگر متاثر از پديده هاست٬ در عين حال نقطه کاملهء تمامی اشياء وهستی است. می رويم که با خود خلوت کنيم٬ خلوتی که بجز خود نبينيم٬ باشد که آرام دل خود را بيابيم.آنکه آرام دل را نيافت ٬ با خود نتوانست خلوت ساز کند٬که خلوت با غير٬ به جز شرک نيست٬
شرک ورزيدن به باطن خود يعنی زنا با روح خويش. آنچه آرام دل است خاموشی است چرا که هرگونه تحرک و جنبشی به علت نياز و فقر است و تا نيازمند است ٬ آرام نيست٬ تشنه تا به آب نرسد آرام نيست و گرسنه تا به طعام ٬ همچنين است حال عاشق که تا از درد هجران می سوزد نا آرام و آن هنگام که به وصل معشوق ميرسد آرام ٬ سکوت و سکون را باز می يابد. خاموشی به مفهوم ظلمت و تاريکی نيست بلکه به معنای نفس آرامش و ذات روشنايی است٬ ذات هستی است |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:43 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
مقدمه: امروزه در دنیا هیچ كاری در زمینه های علم فناوری، اقتصاد و حتی فكر و اندیشه به صورت فردی انجام نمی شود. كارگروهی یكی از روش های اصلی تدریس در كلاس علوم است و باید دانش آموزان را به كارگروهی واداریم. روش پرسش و پاسخ
هدف: در كلاس درس، یكی دیگر از روش هایی كه به كارگیری آن دانش آموزان را به سمت یادگیری فعال سوق می دهد، روش «پرسش و پاسخ» است. در یك كلاس فعال و خوب علوم، هم دانش آموزان و هم معلم سؤال كننده و پاسخ دهنده هستند. اما نكته ی اساسی چگونه پرسیدن و چگونه پاسخ دادن است. از نظر طبقه بندی، روش ساخت گرایی جزو روش های فعال و اكتشافی است كه بر تولید، كنترل و تعمیم دانش تأكید می كند.
در واقع ایجاد و تقویت هماهنگی مغز و دست در حین كسب تجربه از اهداف مهم این مرحله است. این مرحله به دانش آموزان در ایجاد یك قالب و چهارچوب فكری برای تشكیل مفاهیم جدید كمك می كند.
در این مرحله معلم نقش راهنما دارد. مرحله سوم: توصیف در این مرحله معلم باید رشته ی كار را به دست دانش آموزان بدهد. دانش آموزان برای كار و فعالیت انجام شده توضیح منطقی و مستدل ارائه می دهند و به توصیف مشاهدات می پردازند. بحث بین دانش آموزان آغاز می شود. بچه ها سعی می كنند از معلم سؤال كنند. ولی معلم پاسخ نمی دهد و تلاش می كند با توصیف، دانش آموز به دنبال نام علمی حشره بگردد. شاگردان اطلاعاتی را به دست آورده اند. آنها حشرات را پیدا كرده اند، مشاهده ی دقیق انجام داده اند و مشاهدات خود را توصیف كرده اند. فقط نام های علمی را نمی دانند و معلم باید به عنوان یك راز آن را تا آخر برنامه نگه دارد. مرحله چهارم: شرح و بسط بچه ها خوشحال هستند و چون با انگیزه كار را شروع كرده اند اطلاعات زیادی به دست آورده اند. آنها به كتاب های مختلف، دائرة المعارف ها، نرم افزارهای كامپیوتری و ... مراجعه می كنند. معلم فقط به بچه ها راه جمع آوری اطلاعات را یاد می دهد و نشان می دهد كه چگونه می توانند خودشان مشكلات را حل كنند. در این مرحله مثال های اضافی و موارد بیشتری درباه مفاهیم اصلی درس ارائه می گردد و از دانش آموزان خواسته می شود تا از آموخته ها و یادگیری های قبلی برای گسترش و بسط و تعمیم به دیگر مفاهیم استفاده كنند و به این ترتیب در این مرحله معلم خوشحال است كه خود حشره شناس نیست لیكن بچه ها را برای تلاش بیشتر و بررسی دقیق تر هدایت كرده است. مرحله پنجم: ارزشیابی ارزشیابی مستمر در طول انجام فعالیت و از مرحله اول آغاز شده است. در این مرحله برای ارزشیابی پایانی معلم می تواند از یك روش بسیار جالب استفاده كند به این صورت كه از هر گروه بخواهد گزارش كاملی از رفتار، ساختمان و ... حشرات توصیف كنند. سپس گزارش را در اختیار گروه دیگر یا حتی كلاس دیگر قرار دهد تا بر اساس توصیفی كه از حشره در گزارش شده شكل حشره را بكشند. مسلم است كه هر چه توصیف دقیق تر باشد نقاشی هم كامل تر است و مثلا" اگر در یك نقاشی، حشره شاخك نداشته باشد یعنی توصیف كامل نبوده است. حتی یك نوع خود ارزیابی می تواند صورت گیرد و خود گروه بر اساس معیارهای تعیین شده از سوی معلم تشخیص خواهند داد كه شكل كشیده شده تا چه حد كامل بوده است و این بستگی به انتظار معلم و نوع ارزشیابی دارد. به طور كلی الگوی 5E در افزایش سواد علمی در درس علوم و ریاضی و دروس دیگر كاربرد دارد و بسیار موفق بوده است. مثال دیگر 5E موضوع: گل علوم اول و دوم راهنمایی مرحله اول: درگیر كردن معلم : بچه ها امروز می خواهیم یك كارگروهی بسیار جالب و هیجان انگیز انجام دهیم. فصل بهار است و موضوع فعالیت امروز ما نیز گل ها هستند هر گروه تلاش كنید در مدت زمان 5 الی 10 دقیقه حداقل یك نمونه گل از محیط اطراف انتخاب كنید ولی از چیدن گل خودداری كنید. در صورت نبودن گل در محیط، گروه ها می توانند از تصویر یك گل، گل مصنوعی، گل خشك و ... استفاده كنند.) گروه مینا: (هیجان زده) ما گل زیبایی پیدا كرده ایم. گروه رعنا: گل ما رنگ قشنگی دارد و بسیار خوشبو است. .............................................................................................. مرحله دوم: جستجوگری (كاوش) معلم: حالا كه هر گروه گلی برای خود انتخاب كرده اند گروه ها فرصت دارند تا ساختمان، اجزا و رفتار گل هایی را كه انتخاب كرده اند بررسی كنند. می توانید از ذره بین هم برای مشاهده ی اجزای گل استفاده كنید. گروه مریم: منظور از مشاهده ی اجزای گل چیست؟ معلم: شما می توانید از همه ی حواس خود برای مشاهده ی اجزای گل و رفتار آن استفاده كنید و با دقت یادداشت برداری كنید. (گروه های دانش آموزی همه در نهایت كنجكاوی به جستجو برای شناخت اجزای گل و رفتار آن می پردازند.) گروه رعنا با استفاده از كتاب جدول مقابل را تشكیل می دهند.
نمونه جدول گروه رعنا مرحله سوم: توصیف معلم: گروه های دانش آموزی حالا شما به توصیف مشاهدات خود از اجزا و رفتار گل بپردازید و برای آنچه كه مشاهده كرده اید توضیح و استدلال منطقی ارائه دهید. گروه مینا: در گروه با دوستان خود به بحث و گفتگوی می پردازند و در پایان این بحث و گفتگوی علمی آنها به خوبی می توانند قسمت های مختلف یك گل را شناسایی و رفتار گل را توصیف كنند. آنها فقط نام علمی گل را نمی دانند. معلم: گروه ها در این مرحله برای جمع آوری اطلاعات بیشتر و دقیق تر كردن بررسی خود باید به منابع اطلاعاتی كه در اختیار دارید مراجعه كنید . گروه مریم: منظور شما از منابع اطلاعاتی چیست؟ معلم: مراجعه شما به كتابخانه مدرسه، گلفروشی، باغبان، دائرة المعارف نرم افزارهای كامپیوتری و ...................... می تواند منابع اطلاعاتی شما باشند. (گروه ها تلاش برای جمع آوری اطلاعات و پیدا كردن نام علمی گل را شروع می كنند.) معلم: شما خود گل مورد نظرتان را پیدا كرده اید، آن را مشاهده كرده توصیف نموده، اطلاعات بدست آورده اید و نام علمی گل مورد نظر خود را به دست آورده اید. معلم: حالا هر گروه گل انتخابی خود را به دیگر گروه ها نشان دهند و با هم تبادل تجربه در تفاوت ها و شباهت های گل های خود بنمایید. گروه رعنا: شما می توانید نام گیاه این گل را به ما بگویید معلم: من یك گیاه شناس نیستم، شما می توانید با مراجعه به منابع اطلاعاتی كه در اختیار دارید به نام گیاه مورد نظر دست یابید. و به این ترتیب مسائل و مشكلات خود را در زندگی نیز رفع كنید. مرحله پنجم: ارزشیابی معلم مرحله به مرحله گروه ها را تحت نظر داشته و انتظارات خود را در دفتر یادداشت خود ثبت می كند. در مرحله چهارم ارزشیابی مستمر را به كارگروهی اختصاص می دهد. ارزشیابی پایانی معلم: گروه ها توصیف خود را از گل انتخابی خود بنویسند این كار را با دقت كامل انجام دهید. زیرا برای معرفی هر یك از اجزای گل و رفتار آن نمره ی جداگانه منظور می شود. معلم: گروه رعنا شما گزارش گروه مینا را بگیرید و بر اساس توصیف ارائه شده در گزارش شكل گل انتخابی گروه مینا را رسم كنید. و گروه مریم شما هم گزارش گروه ......................... معلم: هر یك از گروه ها دقت كنند نسبت به معیار تعیین شده روی تابلو نمره گروه مورد ارزیابی خود را معین كنند. الگوی دریافت مفهوم Attaining concept
هدف: این روش در تقویت مهارت های اساسی تفكر بسیار مؤثر بوده و در حقیقت این الگو ماهیت تفكر را كشف می كند و با اجرای این الگو چگونه فكر كردن را به فراگیران می آموزیم این الگو برای هدایت شاگردان به یك مفهوم تدوین می شود. مراحل اجرای الگو 1-عرضه مطالب – در این مرحله معلم مطالب را در دو قالب مثبت و منفی ارائه می دهد بنابراین مطالب باید قبلا" دسته بندی شده و در قالب نمودار، تصاویر، جداول و یا نوشته هایی بر روی تابلو آماده ی ارائه شود در این مرحله معلم برای فراگیران مشخص می كند كه مفهومی را در ذهن دارد كه باید به آن پی ببرند و سپس بعضی مطالب ارائه شده را با آری و برخی دیگر را با خیر مشخص می كند آری ها همان مفهومی را نشان می دهد كه در ذهن معلم است در واقع هر مطلبی كه ارائه می شود مثالی منفی یا مثبت از آن مفهوم می باشد و در این مرحله معلم به فراگیران می گوید كه در همه ی مثال های مثبت مفهومی مشترك است كه وظیفه ی آنها ایجاد فرضیه ای درباره ی ماهیت آن مفهوم است بنابراین موارد مطرح شده باید از پیش منظم شده و با نشانه های «آری» و «خیر» عرضه شوند و در این مرحله مثال ها باید كاملا" سازمان یافته باشند. 2-دستیابی به مفهوم- در این مرحله فراگیران به مقایسه مثال ها و موارد مطرح شده می پردازند و به دنبال عامل یا عوامل مشتركی بین مثال های مثبت می گردند و فرضیه هایی می سازند و مباحثاتی نیز می تواند صورت گیرد. در صورت لزوم معلم باید مثال های بیشتری ارائه كند و دانش آموزان را به سوی مفهوم مورد نظر هدایت كند وقتی اغلب دانش آموزان روی یك فرضیه به توافق رسیدند باید مثال ها و موارد جدیدی به آنها عرضه شود تا مثبت یا منفی بودن آنها را تعیین كنند و خود فراگیران نیز در این قسمت می توانند نمونه های جدیدی را مطرح كنند. 3- نامگذاری مفهوم و تحلیل جریان دریافت مفهوم در این مرحله معلم به نامگذاری و تعریف مفهوم می پردازد و نام تخصصی مفهوم را اگر وجود داشته باشد عنوان می كند و در آخر دانش آموزان به تحلیل راهبردهایی كه به وسیله ی آن به مفهوم و یا مفاهیم دست یافته اند، می پردازند. در حقیقت بعد از آنكه دانش آموزان به مفهوم دست یافتند باید از آنها خواست تا مراحل تفكر خود را در حین دستیابی به مفهوم یك به یك نقل كنند و افكاری را كه در هر مرحله، به ذهنشان خطور كرده شرح دهند باید از آنها خواست كه بگویند در ابتدا چه فكر می كردند چرا اینگونه فكر می كردند و یا چرا فكر خود را تغییر دادند فایده این كار این است كه میاحثه ای بین دانش آموزان صورت می گیرد كه در پی آن دانش آموزان به تحلیل راهبردهایی كه به وسیله ی آن به مفاهیم دست یافته اند می پردازند اینكه در اذهان دانش آموزان چه می گذرد و چه فرضیه هایی در مراحل اولیه در ذهن آنها شكل گرفته و چگونه این فرضیه ها را آزموده اند بسیار مهم است زیرا می توان به این طریق نحوه ی تفكر دانش آموزان را بررسی كرد به این ترتیب هم تمرین هایی برای دریافت مفهوم در اختیار داریم و هم اینكه دانش آموزان می توانند با تغییر در راهبردها و آموختن راهبردهای جدید توانایی بیشتری در دریافت مفهوم پیدا كنند. مثال: فكرهای امین من به نوعی از تغییرات فكر می كنم كه نتیجه ی آنها تولید ماده جدید با خواص و ساختار شیمیایی متفاوت است. تصاویری كه با «بله» مشخص شده اند آن نوع تغییر را نشان می دهند كه مورد نظر من است. الگوی تدریس مبتنی بر نظریه فرا شناخت Metacognition مقدمه:فرا شناخت عبارت است از آگاهی فرد بر نظام شناختی خود و كنترل و هدایت آن در ادبیات روان شناسی، شناخت را معمولا˝ مترادف با تفكر می آورند. بنابراین، فراشناخت را می توان آگاهی بر جریان تفكر و كنترل و هدایت آن هم تعریف كرد. جریان شناخت در نظریه روان شناسی شناخت انسان را عبارت می دانند از: دریافت، پردازش، نگهداری و انتقال اطلاعات، فراشناخت فعالیتی است كه كنش های مربوط به چهار عنصر یادشده را در برمی گیرد و بر آنها نظارت دارد. معلمان در مدارس باید ابتدا دانش آموزان را به روش دریافت، پردازش و نگهداری و انتقال درست اطلاعات فراخوانند و سپس آنها را ترغیب كنند تا جریان فعالیت های ذهنی را كه انجام می دهند، مورد بازنگری و اصلاح قرار دهند. هدف: هدف اساسی نظریه فرا شناخت كمك به دانش آموز برای اندیشیدن و پرورش مهارت فكر كردن است. هدف دیگر آموزش فراشناخت، پرورش مهارت های انتقال یادگرفته ها در موقعیت های متعدد است. راهبردهای فرا شناخت دارای اهمیت فوق العاده است، و در آموزش دروس متعدد از آنان بهره گرفته می شود. راهبردهای فرا شناختی، نیازهای یادگیری فراگیران را برطرف می سازد. راهبردها آن دسته از فعالیت های ذهنی و عملی هستند كه راه رسیدن به هدف ها را هموار می سازند. موضوع: میكروب ها (آغازیان ساده) هدف كلی: آشنایی با طبقه بندی جانداران ذره بینی، صفات عمومی و ساختمانی آنها و اثراتی كه در زندگی ما دارد. مراحل اجرای الگو مرحله نخست: آماده سازی در مرحله آماه سازی معلم تلاش می كند تا دانش آموزان را ترغیب كنند 3 دسته فعالیت را انجام دهند . - تصمیم گیری درباره هدف - پیش بینی روش حل مسئله و انتخاب راهبرد - بررسی دانش پیشین مورد نیاز با استفاده از تصویر توجیهی برای به دست آوردن تعریف میكروب و در صورت وجود میكروسكوپ مشاهده باكتری ها و میكروب ها و مطالعه كتاب و مشاهده تصاویر كتاب و مقایسه آنها با باكتری ها و میكروب ها درزیر میكروسكوپ. مرحله دوم: نظم دهی مرحله بروز دادن فعالیت های ذهنی ارزشیابی از خود، هم از نظر فعالیت های فكری و هم از نظر فعالیت علمی است، فعالیت های فكری مربوط به یافتن راه حل ها و گزینش شیوه كار و شكل دادن نگرش خاص به موضوع و بررسی پیش نیازها است . تهیه نقاشی و كلاژ برای نشان دادن نوع باكتری و از طریق آن نوع بیماری و انجام آزمایش كشف میكروب، مقایسه باكتری ها و میكروب ها و در جستجوی تعاریف برای میكروب ها و ویروس ها . مرحله سوم: ارزشیابی معلم دانش آموزان را وادار می كند تا درباره ی یادگرفته های خود قضاوت كنند و از آنان خواسته می شود عملكرد خود را ارزشیابی كنند. دانش آموزان: برای فعالیت های مفید و مضر باكتری ها چند مثال می آورند : - تفاوت ساختمان باكتری و ویروس را شرح می دهند و خصوصیات هر یك را از نظر ساختار و فعالیت حیاتی شرح می دهند. - آزمایشی برای كشف میكروب ها طراحی می كنند. - طرز تولید مثل باكتری ها و ویروس ها را با رسم شكل نشان می دهند. - نمونه هایی از آغازیان را جمع آوری و مشاهده می كنند. الگوی یادسپاری (Memorizing) مقدمه: آیا دوران تحصیل خود را به یاد می آورید هنگامی كه مجبور بودید در یك زمان كوتاه در درس جغرافیا اسامی شهرها، كشورها، پایتخت ها، كوه ها، رودها و محصولات و صنایع و آب وهوای شهرهای مختلف را به خاطر بسپارید و در درس تاریخ باید اسامی تمدن ها، سلسله ها، پادشاهان و رویدادها و سال های مربوط به آنها و در درس شیمی علامت اختصاری عناصر؛ فرمول ها و خواص مواد و در درس ریاضی فرمول ها و در درس ادبیات نام شاعران، نویسندگان و كتاب های آنها را حفظ می كردید. حفظ كردن این همه اسامی چقدر سخت بود و چه زود همه ی آنها را فراموش می كردیم. در همان زمان خود ما و برخی از دانش آموزان برای به خاطر سپردن این نام ها از شیوه های خاصی استفاده می كردیم مثلا˝ با به هم چسباندن حرف اول این اسامی كلمه معنی داری می ساختیم كه با یادآوری این كلمه آن اسامی را نیز به خاطر می آوریم این الگو بر همین اساس پی ریزی شده است. هدف: این الگو یك الگوی حافظه ای بوده و با استفاده از این الگو استعداد فراگیران در به یادسپردن مطالب تقویت می شود. همچنین قدرت تخیل دانش آموزان پرورش یافته و فراگیران مجبور به استفاده از قدرت ذهنی خود می شوند. یكی دیگر از مهمترین نتایج این الگو آگاهی دانش آموزان از این موضوع است كه آموختن یك جریان اسرارآمیز درونی نیست و با استفاده از این الگو فراگیران متوجه این مطلب می شوند كه می توانند فعالیت های ذهنی خود را سازماندهی و كنترل كنند و بالاخره رشد توانایی یادسپاری به قدرت یادگیری را افزایش داده، در وقت صرفه جویی كرده و موجب ذخیره ی بهتری از اطلاعات می شود. مراحل اجرای الگو 1- توجه به مطالب – در این مرحله فراگیر باید افكار خود را روی مطالبی كه باید به خاطر سپارد متمركز سازد و این مطالب را سازمان دهد اگر به چیزی توجه نكنیم آن را یاد نمی گیریم چگونه فراگیر باید مطالب را سازمان دهد؟ یك راه انجام این كار خط كشیدن زیر مطالب مهم است راه دیگر درست كردن مطالب است و بالاخره راه سوم مقایسه بین مطالب و پی بردن به ارتباط بین مطالب است. 2- برقراری ارتباط- در این مرحله فراگیر باید مهارت ها و فنونی را بیاموزد تا به كمك آنها بتواند مطالب جدید را به مطالب مربوط دیگری كه قبلا˝ آموخته و یا به كلمات آشنا، عكس ها و غیره پیوند زند واما این فنون و مهارتها چه هستند؟ یكی از این مهارت ها استفاده از روش اتصال كلمه ای است در این روش باید ابتدا مطلب ناآشنا را به موردی آشنا پیوند دهیم و سپس این پیوند را معنی دار سازیم مثلا˝ هنگام فراگیری زبان های خارجی برای یادگیری لغت «كارتا» كه یك كلمه اسپانیایی به معنی نامه ی پستی است ممكن است آن را به كلمه ی انگلیسی «كارت» اتصال دهیم (شبیه سازیم) و برای معنی دار كردن آن تصویر كارتنی كه درون آن نامه ای است را در نظر بگیریم. ممكن است این مطلب به ذهن شما خطور كند كه چرا باید برای یادگیری یك كلمه این هم مطالب اضافی را به خاطر سپرد؟ جواب این است كه این پیوندهای اضافی محتوای ذهنی را غنی تر می سازد و این جریان اتصال و این پیوندها سبب افزایش فعالیت شناختی می شود. همچنین می توانید از یك تداعی مسخره و یا مبالغه آمیز استفاده كنید. ساخت یك داستان یا جمله ی كوتاه با مفاهیم مورد نظر- اتصال اول كلمات و ساخت یك كلمه ی رمز- ارتباط دادن مفاهیم به مكان یا زمان خاص- استفاده از تضاد- بزرگ نمایی و كدگذاری از دیگر فنون و راهبردهای روش یادسپاری است. 3- ارتباط با حواس مختلف- ما مطالبی را خیلی خوب به یاد می سپاریم كه آن را نه فقط با یك حس بلكه با حواس مختلف پنجگانه خود به خوبی احساس كرده باشیم بنابراین باید از دانش آموز خواسته شود تا با بیشتر از یك حس خود كار كند و با ایجاد تصاویر حسی مختلف كه ممكن است حالت مبالغه و طنزآمیز نیز داشته باشد به تقویت یادگیری خود بپردازد و این مرحله در واقع بسط تخیلات حسی می باشد. 4- تكرار و یادآوری – و بالاخره در آخرین مرحله فراگیر باید مطالب را تا زمانی كه كاملا˝ آموخته شوند تمرین كند. از این الگو نیز مانند سایر الگوها می توان برای سنین مختلف استفاده كرد البته برای بچه های كوچك تر باید اتصال ها توسط معلم ارائه شود و معمولا˝ خود آنها قادر به برقراری این پیوندها و اتصال ها نیستند. الگوی تدریس بازی نقش یا ایفای نقش (Role playing) هدف: هدف از اجرای الگوی تدریس بازی نقش كمك به دانش آموز است تا شخصیتی منحصر به فرد بسازد و این مهم را در قالب آن چه در مواد درسی پیش بینی شده است عملی كند. الگوی تدریس بازی نقش فرصتی را ایجاد می كند كه در آن یادگیرندگان در تحصیل موقعیت ها به صورت همیار و مشترك فعالیت كنند. به ویژه یادگیرندگان شیوه ای آزادمنشانه برای پرداختن به انواعی از واقعیت های اجتماعی را به وجود می آورند. یاداوری می شود كه جریان بازی نقش نمونه ی زنده ای از رفتار انسان را مهیا می سازد كه به مثابه ابزاری در خدمت دانش آموزان قرار می گیرد تا آنان: ● احساسات خود را بروز دهند. ● از بینش خود در نگرش ها، ارزش ها و برداشت های خود سود جویند. ● نگرش ها و مهارت های حل مسائل را بوجود آورده و گسترش دهند. ● مواد درسی را از طریق گوناگون بررسی كنند. مراحل اجرای الگو مرحله ی نخست : آماده كردن گروه. مرحله ی نخست الگوی تدریس بازی نقش دارای سه قسمت است: 1- آشناسازی دانش آموزان با مساله. 2- آماده كردن گروه با توصیف روشن مسأله با استفاده از مثال ها 3- پرسیدن سؤالاتی برای برانگیختن تفكر دانش آموزان. مرحله ی دوم: انتخاب شركت كنندگان بازی نقش. معلم با توجه به آمادگی كه لحاظ ذهنی در دانش آموزان ایجاد شده است- كه همه احساس می كنند مسئله، دشواری مربوط به آنهاست- سعی می كند از افراد داوطلب برای ایفای نقش هایی بهره بگیرد. مرحله سوم: صحنه آرایی. معلم در این مرحله تلاش می كند تا نقش هر فرد را به ایفاگری نقش بازگو كند و نحوه ی وارد شدن به كار نمایش را توضیح دهد. معلم، جایی را كه در آن زمین هموار است و امكان نشستن برای دانش آموزان وجود دارد انتخاب می كند. هر مكانی كه صاف تر است و امكان اجرای برنامه تدارك شده موجود است در اختیار بازیگران قرار می گیرد. مرحله چهارم: آماده كردن تماشاگران. تماشاگران الگوی تدریس بازی نقش، تماشاگرانی نیستند كه به منظور سرگرم شدن گرد هم آمده باشند، آنان برای درك اهمیت مسأله و بنا به ضرورت به تماشای بازی نقش ها می پردازند. توجیه اهمیت و ضرورت بازی نقش به عهده ی معلم است. مرحله ی پنجم: اجرای بازی. دراین مرحله است كه بازیگران به ایفای نقش می پردازند و معلم آنها را هدایت می كند. مرحله ی ششم: بحث و ارزش یابی اجرای بازی سؤالاتی را در اذهان به وجود می آورد. معلم، ایفاگران نقش ها و تماشاگران همه سؤالاتی را طرح می كنند. براساس سؤالات طرح شده و با توجه به سؤالاتی كه معلم برای بازیگران مشخص كرده است به بحث سازمان داده می شود. مرحله ی هفتم: اجرای دوباره ی بازی نقش. معلم بحث و نظر ارایه شده در مرحله ی هفتم را جمع بندی می كند، بازیگران نقش ها در جریان اصلاحات نقش های ایفا شده قرار می گیرند و بازی نقش مجدد صورت می گیرد. مرحله ی هشتم: بحث و ارزشیابی بحث و ارزشیابی این مرحله به طور دقیق همانند بحث و ارزشیابی مرحله ی ششم است. مرحله ی نهم: تعمیم و ارایه تجارب به موقعیت ها و كسان دیگر. مرحله ی حاضر اهمیت بسیار زیادی در الگوی تدریس حاضر دارد- اگرچه هر كدام از مراحل حایز اهمیت ویژه اند. در این مرحله، آن چه به صورت بازی نقش و مغروض اجرا شده است، به موقعیت های مسأله دار و مشكل دار واقعی ارتباط داده می شود. هم چنین، اصول اساسی رفتارها معین می گردد. الگوی پیش سازمان دهنده.(advance organizer) مقدمه: مطمئنا" تاكنون برایتان پیش آمده كه شخصی بخواهد مطلب مهم و جدیدی را با شما در میان بگذارد. ولی مستقیما" شروع نكرده است. و با بیان مطالبی كه شما با آنها آشنایی دارید ذهنتان را برای شنیدن و دریافت مطلب جدید آماده كرده است. و در آن موقع حتما˝ این احساس را داشته اید چقدر درك موضوع برایتان آسانتر بوده است. الگوی پیش سازمان دهنده نیز بر اساس چنین طرحی پایه ریزی شده است . هدف: مهمترین هدف این الگو معنی دار كردن یادگیری است. این الگو به معلمان كمك می كند تا بتوانند مقدار زیادی اطلاعات را به طور معنی دار و مؤثر انتقال دهند. با استفاده از این الگو فراگیر می تواند یادگیری طوطی وار را رها كرده و با مسلط گشتن بر اطلاعات ساخت شناسی خود را استحكام بخشد و در اصل این الگو با افزودن بر پایداری دانش قبلی فراگیران، كسب اطلاعات جدید را آسان می سازد. همچنین این روش تمایل به كاوشگری و عادت به تفكر دقیق در فراگیر را افزایش می دهد. مراحل اجرای الگو 1- ارائه پیش سازمان دهنده. پیش سازمان دهنده ها در حقیقت همان مطالب پیش گفتار هستند كه قبل از ارائه مطالب درسی و در سطحی كلی تر از خود مطلب درسی بیا ن می شوند. البته بسیاری از مقدمه ها و پیش گفتارهایی كه در كتاب های درسی آورده شده است. نمی تواند به عنوان پیس سازمان دهنده توسط معلمان به كار گرفته شود. هدف از ارائه ی پیش سازمان دهنده یكپارچه سازی و بهم پیوستن مطالب درس جدید با مطالب از پیش آموخته شده است. بهترین پیش سازمان دهنده ها آنهایی هستند كه مفاهیم، اطلاعات و تعاریفی را كه برای فراگیر آشنا می باشند را به شكل مناسب به كار گرفته باشند. 2- عرضه مطلب درسی:در این مرحله معلم باید مطالب یادگیری را ارائه دهد. البته باید این مطالب قبلا˝ فهرست و سازمان یافته شده باشند و در تمام زمان تدریس این مطالب را در ارتباط با مفاهیم كلی تر سازمان دهد. به هر حال فراموش نكنید كه پیش سازمان دهنده ها همواره مطالبی جامع تر و كلی تر از خود مطلب درسی هستند. در تمام مدت ارائه مطالب درسی باید توجه فراگیران به سازمان دهنده حفظ شود و در ارائه این مطالب نظم منطقی بایستی رعایت شود. ارائه مطالب درسی را می توان به شكل سخنرانی، بحث، فیلم و یا آزمایش انجام داد. 3- استحكام ساخت شغلیدر این مرحله باید به تحكیم سازمان شناختی شاگرد پرداخت و برای این كار معلم می تواند مطالب را برای شاگردان یادآوری كند و یا خلاصه ای از ویژگی های اصلی مطالب درسی جدید را از فراگیران بخواهد هم چنین تكرار تعریف مهم به شكل دقیق و بررسی تفاوت ها و مقایسه مطالب درسی نیز می تواند در استحكام ساخت شناسی فراگیران مؤثر باشد. در حقیقت این مرحله ارتباط مطالب درسی را با مطالب از قبل آموخته مورد آزمایش و سنجش قرار می دهد تا جریان یادگیری فعال شود. این الگو را یادگیری از طریق عرضه ی مطالب نیز می نامند . دیوید آزوبل در زمانی از روش های ارائه آموزش (سخنرانی، ...) طرفداری می كند. كه صاحب نظران آموزش اینگونه روش ها را كه به حفظ كردن و یادگیری غیرفعال منجر می شوند مورد انتقاد شدید قرار می دادند و به اعتقاد آزوبل هر روشی تدریسی كه ضعیف اجرا شود ، به یادگیری حفظی می انجامد و تدریس بیانی نیز مستثنی نیست و اگر خوب صورت گیرد به یادگیری معنی دار ختم می شود و فراگیر در این روش به طور ذهنی فعال است. پیش سازمان دهنده باید از برخی توضیحات مقدماتی كه در ابتدای تدریس گفته می شود و مهم و مؤثر نیز هستند تمیز داده شود. مثلا˝ پرسش هایی كه در شروع درس از دانش آموزان درباره ی مطلب درس پیش یا سال پیش پرسیده می شود نمی تواند به عنوان پیش سازمان دهنده استفاده شود و یا گفتن هدف های مربوط به مطلب درسی و اینكه در پایان درس از فراگیران انتظار یادگیری چه مطلبی را داریم نیز نمی توانند پیش سازمان دهنده باشند. هر چند تمام این موارد می توانند جزئی از یك ارائه خوب باشند. پیش سازمان دهده باید یك مفهوم قوی و به اعتقاد دیوید آزوبل یك داربست عقلی باشد تا افكار و عقاید بعدی بر آنها بنا گذاشته شود. پیش سازمان دهنده گان مفاهیم و اصول را به طور مستقیم به شاگردان ارائه می دهند. به عنوان مثال فرض كنید كه معلمی می خواهد درباره ی بحران انرژی در دنیا صحبت كند در این زمینه مفهوم انرژی به عنوان سازمان دهنده اصلی و مفاهیمی مثل كارایی انرژی و ذخیره انرژی می توانند به عنوان سازمان دهنده های كمكی مورد استفاده قرار گیرند. را به طور معنی دار و مؤثر انتقال دهند. با استفاده از این الگو فراگیر می تواند یادگیری طوطی وار را رها كرده و با مسلط گشتن بر اطلاعات ساخت شناسی خود را استحكام بخشد و در اصل این الگو با افزودن بر پایداری دانش قبلی فراگیران، كسب اطلاعات جدید را آسان می سازد. همچنین این روش تمایل به كاوشگری و عادت به تفكر دقیق در فراگیر را افزایش می دهد. مراحل اجرای الگو 1- ارائه پیش سازمان دهنده. پیش سازمان دهنده ها در حقیقت همان مطالب پیش گفتار هستند كه قبل از ارائه مطالب درسی و در سطحی كلی تر از خود مطلب درسی بیا ن می شوند. البته بسیاری از مقدمه ها و پیش گفتارهایی كه در كتاب های درسی آورده شده است. نمی تواند به عنوان پیس سازمان دهنده توسط معلمان به كار گرفته شود. هدف از ارائه ی پیش سازمان دهنده یكپارچه سازی و بهم پیوستن مطالب درس جدید با مطالب از پیش آموخته شده است. بهترین پیش سازمان دهنده ها آنهایی هستند كه مفاهیم، اطلاعات و تعاریفی را كه برای فراگیر آشنا می باشند را به شكل مناسب به كار گرفته باشند. 2- عرضه مطلب درسی:در این مرحله معلم باید مطالب یادگیری را ارائه دهد. البته باید این مطالب قبلا˝ فهرست و سازمان یافته شده باشند و در تمام زمان تدریس این مطالب را در ارتباط با مفاهیم كلی تر سازمان دهد. به هر حال فراموش نكنید كه پیش سازمان دهنده ها همواره مطالبی جامع تر و كلی تر از خود مطلب درسی هستند. در تمام مدت ارائه مطالب درسی باید توجه فراگیران به سازمان دهنده حفظ شود و در ارائه این مطالب نظم منطقی بایستی رعایت شود. ارائه مطالب درسی را می توان به شكل سخنرانی، بحث، فیلم و یا آزمایش انجام داد. 3- استحكام ساخت شغلیدر این مرحله باید به تحكیم سازمان شناختی شاگرد پرداخت و برای این كار معلم می تواند مطالب را برای شاگردان یادآوری كند و یا خلاصه ای از ویژگی های اصلی مطالب درسی جدید را از فراگیران بخواهد هم چنین تكرار تعریف مهم به شكل دقیق و بررسی تفاوت ها و مقایسه مطالب درسی نیز می تواند در استحكام ساخت شناسی فراگیران مؤثر باشد. در حقیقت این مرحله ارتباط مطالب درسی را با مطالب از قبل آموخته مورد آزمایش و سنجش قرار می دهد تا جریان یادگیری فعال شود. این الگو را یادگیری از طریق عرضه ی مطالب نیز می نامند . دیوید آزوبل در زمانی از روش های ارائه آموزش (سخنرانی، ...) طرفداری می كند. كه صاحب نظران آموزش اینگونه روش ها را كه به حفظ كردن و یادگیری غیرفعال منجر می شوند مورد انتقاد شدید قرار می دادند و به اعتقاد آزوبل هر روشی تدریسی كه ضعیف اجرا شود ، به یادگیری حفظی می انجامد و تدریس بیانی نیز مستثنی نیست و اگر خوب صورت گیرد به یادگیری معنی دار ختم می شود و فراگیر در این روش به طور ذهنی فعال است. پیش سازمان دهنده باید از برخی توضیحات مقدماتی كه در ابتدای تدریس گفته می شود و مهم و مؤثر نیز هستند تمیز داده یادگیری از طریق همیاری (Cooperative Learning)
مقدمه: پژوهشگران اظهار داشته اند كه یادگیری یك فرایند اجتماعی است و فعالیت های یادگیری برای رسیدن به مرحله ی تولید دانش و اطلاعات حیاتی است. در سال های اخیر بسیاری از معلمان فواید و اثرگذاری های راهبردهای یادگیری را از طریق همیاری دریافته اند. یادگیری از طریق همیاری یك قالب یا چهارچوب آموزشی است كه در آن گروه های دانش آموزی ناهمگن از سوی معلم شكل داده می شوند و به فعالیت می پردازند. الگوی تدریس كاوشگری
الگوی بدیعه پردازی یا نوآفرینی Synectics
مقدمه: درگذشته درباره ی خلاقیت این تصور وجود داشت كه خلاقیت امری ذاتی است ونمی توان آن را آموزش داد و خلاقیت ویژه خلق آثار بزرگ هنری است. ولی بنابر نظر «گوردون» جریان خلاقیت را می توان شرح داد و پرده از مراحل آن برداشت و خلاقیت فعالیت پوشیده و اسرارآمیز نیست. وی چنین اظهار می دارد كه خلاقیت را در فعالیت های روزانه می توان دید و می توان فعالیت های روزانه را خلاقانه كرد.
3- سازماندهی اطلاعات |
||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:39 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
رويكرد خبر پردازي مجموعه اي نظريه است كه وجه اشتراك همه ي آنها اين است كه يادگيري انسان را يك فعاليت مستمر پردازش اطلاعات مي داند. اين رويكرد به مطالعه ي راههايي مي پردازد كه آدميان به توسط آنها دانش را كسب ، ذخيره و يادآوري مي كنند و مورد استفاده قرار مي دهند.
در روانشناسي خبر پردازي ، فرايندهاي خبر پردازي در انسان با فرآيندهاي خبر پردازي در كامپيوتر شبيه دانسته شده اند. به طور كلي روانشناسان در تمام طول تاريخ روانشناسي سعي كرده اند فرآيندهاي ذهني و رفتاري انسانها را به كمك الگوهايي خارج از انسان تبيين كنند كه عمده ترين آنها ماشين بوده است، حال با موضوع ساعت يا پيشرفته ترين آن يعني كامپيوتر. همين توجه به ماشين در نهايت منجر به پايه گذاري ، مهندس شناختي توسط نورمن گرديد كه معتقداست نظام هاي تعاملي بين انسان و ماشين از ميزان اشتباهات انسان مي كاهد. تعريف يادگيري در رويكرد خبر پردازي : يادگيري ، توانايي انجام ماهرانه يك تكليف است كه شامل : يادآوري هدفمند وعملكرد ماهرانه مي باشد. قوانين يادگيري : 1) قانون رابطه علي : يعني بين عمل و بازده عمل يك رابطه ي علي وجود دارد. 2) قانون يادگيري علي : يعني اعمالي كه بازده مطلوب دارند تكرار شوند و اعمالي كه بازده نامطلوب دارند تكرار نشوند. 3) قانون بازخورد اطلاعاتي : يعني نتيجه يك رويداد بعنوان اطلاع يا خبر درباره ي آن رويداد عمل مي كند. شيوه هاي يادگيري: 1) افزايش يادگيري : رمز گرداني اطلاعات جديد بر حسب طرحواره هاي قديم كه بيشتر شامل جذب است. 2) شكل گيري ساختار: يادگيري طرحواره هاي تازه مثل : رانندگي در دفعه ي اول كه دشوارترين نوع يادگيري است. 3) دقيق شدن : انطباق كامل دانش به يك تكليف ، در اين روش تمرين زياد لازم است. تندترين شيوه ي يادگيري است در واقع دقيق شدن يعني پالايش يك طرحواره ي جديد. 4) يادگيري از راه قياس : مقايسه ي طرحواره ي جديد با قديم. در اين روش بايد ابتدا طرحواره ي مناسب يافت شود و در موقعيت جديد بكار رود يعني بر اساس مدلهاي قبلي، تجارب تازه ارزيابي و تفسير شوند. نظام ياد: در نظريه هاي خبر پردازي فرايندهاي يادگيري ، بياد سپاري و يادآوري در ارتباط با يكديگر مورد مطالعه و بررسي قرار مي گيرند. حافظه ي حسي: نخستين مرحله خبر پردازي است كه به آن مخزن حسي يا ثبت حسي نيز مي گويند. در واقع نظام كلي گيردنده هاي حسي ما را حافظه حسي مي گويند. اين گيرنده ها تأثيرات محركها را براي 1 تا 3 s در خود نگاه مي دارند و در اين فاصله اطلاعات انتخاب شده به حافظه كوتاه مدت بر اثر توجه فرستاده مي شود و بقيه حذف يا فراموش مي شود . پس نخستين عامل مهم در يادگيري توجه و دقت است. حافظه كوتاه مدت: اطلاعات در حافظه كوتاه مدت به صورت ( صوتي ، ديداري ، معنايي ) رمز گرداني مي شوند و حدود 30s در حافظه كوتاه مدت باقي مي ماند كه اگر ( تمرين يا مرور، بسط معنا و سازمان دهي) شوند به حافظه دراز مدت مي روند. اطلاعات حافظه كوتاه مدت از دو منبع تغذيه مي شوند: 1- حافظه حسي 2- حافظه دراز مدت. حافظه كوتاه مدت را حافظه هشيار نيز مي گويند . زيرا از تمام محتواي آن آگاه هستيم . همچنين به آن حافظه فعال نيز مي گويند. زيرا بطور فعال در ارتباط با اطلاعاتي است كه مي خواهند به حافظه دراز مدت برود . حافظه كوتاه مدت براي رفع نيازهاي آني بكار مي رود و گنجايش آن محدود است: 2 حافظه دراز مدت: حافظه ي تمام عمر مي باشد . اگر اطلاعات ر مز گرداني و تكرار و معنا دهي شوند به حافظه دراز مدت براي هميشه راه مي يابند. انواع حافظه ي دراز مدت: 1) حافظه رويدادي: خاطرات ، فيلم ذهني 2) حافظه معنايي: معنا بصورت گزاره (علي كتاب را خريد) يا طرحواره ( خريدن از فروشگاه) ذخيره مي شود. 3) حافظه روندي : چگونگي روند انجام يك كار مثل : تعمير كردن ، بازي كردن گنجايش حافظه دراز مدت نامحدود است و طول مدت نگهداري اطلاعات از چند دقيقه تا تمامي عمر بطول مي انجامد. بزرگترين محدوديت حافظه دراز مدت ، غير فعال بودن آن است كه بازيابي را مشكل مي سازد. فرايند هاي حافظه يا شناخت: 1) مرور: دو كار مي كند: حفظ اطلاعات در حافظه كوتاه مدت و انتقال آنها به حافظه دراز مدت . بهترين روش مرور دسته بندي ويژگيهاي مشترك و همگون سازي پس تكرار و مرور است. 2) معنا دهي : استفاده از اطلاعات موجود در طرحواره هاي قبلي براي فهميدن مطالب جديد. اينكار با افزودن جزئيات و شاخ و برگ بيشتر بهتر صورت مي پذيرد. 3) سازماندهي : بهترين شيوه يادگيري مطالب پيچيده است كه بر اساس شباهتها و تفاوتها استوار مي باشد. يادآوري و فراموشي: فراموشي يعني ناتواني در بياد آوردن اطلاعات از حافظه دراز مدت . شايد اطلاعاتي كه فكر مي كنيم فراموش كرده ايم اصلاً به حافظه دراز مدت وارد نكرده ايم پس يادگيري يعني اندوزش اطلاعات در حافظه دراز مدت و فراموشي واقعي يعني از بين رفتن اطلاعات در حافظه دراز مدت. بطور كلي : علت فراموشي در حافظه حسي: بي توجهي علت فراموشي در حافظه كوتاه مدت: گنجايش محدود ( جانشيني اطلاعات جديد بجاي قديم ) ، محواثر ( حذف خود بخودي) علت فراموشي در حافظه دراز مدت: 1) سركوب يا واپس زدن: ناتواني بياد آوردن رويدادهاي ناخوشايند( فراموشي هيجاني) 2) تداخل : بازداري پس گستر و بازداري پيش گستر 3) مشكلات بازيابي: نداشتن سرنخ ها و نشانه ها نتيجه گيري: تعريف يادگيري: انتقال اطلاعات به حافظه دراز مدت همان يادگيري است. تعريف يادآوري: استفاده از اطلاعات حافظه دراز مدت به صورت : 1) بازشناسي : تشخيص درست مطلب از ميان مطالب ديگر 2) بازخواني : فراخواني از حافظه ويژگيهاي كلاسي نورمن _ خبر پردازي: 1- شناخت معلم از ساخت شناختي دانش آموز 2- اجازه دادن معلم به دانش آموز براي طرح سؤالات 3- ارائه مطالب متناسب با ساخت شناختي دانش آموز 4- كم دانستن و زياد دانستن مانع سؤال توسط دانش آموز مي شود. 5- بايد نوعي توازن بين ساخت شناختي و مطالب ارائه شده باشد. راهنمايي هايي به معلمان در استفاده از نظريه ي خبر پردازي توجه دانش آموزان را به مطالب درسي جلب كنيد. مثال : 1) پيش از آغاز درس توجه دانش آموزان را به خود جلب كنيد. با يك سؤال درس خود را شروع كنيد تا كنجكاوي دانش آموزان را برانگيزيد. 2) تحرك داشته باشيد، از حركات سر ودست خود استفاده كنيد، از يكنواخت صحبت كردن بپرهيزيد. 3) با نزديك شدن به دانش آموزي كه در ضمن تدريس شما حواسش پرت شد، توجه او را به خود جلب كنيد. نام او را صدا بزنيد، و در صورت امكان سؤال ساده اي كه بتواند جوابش را بدهد از او بپرسيد. 4) هدف درس را به دانش آموزان بگوييد . فايده و اهميت درس را براي آنها توضيح دهيد. 5) از دانش آموزان بپرسيد تا بگويند چرا يادگيري مطالب درس براي آنها مفيد است. 6) از طريق پرسيدن سؤالهايي نظير " اگر... چه اتفاقي مي افتد؟ " كنجكاوي دانش آموزان را تحريك كنيد. 7) از امور غير مترقبه استفاده كنيد( مثلاً معلم پيش از تدريس درسي درباره ي فشار هوا مي تواند با زياد باد كردن يك بادكنك باعث تركيدن آن بشود) . 8) شرايط فيزيكي را با تغيير دادن وضع صندليها يا از راههاي ديگر تغيير دهيد. 9) كانالهاي گيرنده ي حسي را از طريق تدريس دروسي كه نياز به لمس كردن ، بوييدن ، يا چشيدن دارند تغيير دهيد. 10) تحرك ، حركات بدني ، و صداي خود را تغيير دهيد. 11) از رفتارهايي كه موجب حواس پرتي مي شوند ، مانند زدن مداد بر روي ميز يا دست زدن به موهايتان خودداري كنيد. به دانش آموزان كمك كنيد تا نكات مهم را از نكات غير مهم جدا كنند و بر مطالب با اهميت تأكيد بورزند. مثال : 1) هدفهاي آموزشي را در اختيار دانش آموزان قرار دهيد تا از قبل بر آنها معلوم گردد كه چه چيزي را بايد بياموزند مطالبي را كه توضيح مي دهيد با هدفهاي آموزشي مرتبط باشد. « حال مي خواهم به طور دقيق براي شما اطلاعاتي را توضيح دهم كه براي رسيدن به هدف شماره ي يك كه در روي تابلو نوشته شده به آن نياز داريد. " 2) وقتي كه به مطلب مهمي مي رسيد، مكث كنيد، از دانش آموزان بخواهيد تا آن را تكرار كنند. آن مطلب را با گچ رنگي بر روي تابلو بنويسيد، يا از دانش آموزان بخواهيد تا آن مطلب را در جزوه يا كتاب خود علامت گذاري كنند. به دانش آموزان كمك كنيد تا اطلاعات جديد را با آنچه از قبل مي دانند ارتباط دهند. مثال : 1) پيش نياز ها يا رفتار هاي ورودي را مرور كنيد تا يادگيرندگان اطلاعات مورد نياز براي يادگيري موضوع تازه را به ياد آورند. " چه كسي مي تواند تعريف چهارضلعي را بگويد؟ خوب ، متوازي الاضلاع چيست؟ آيا مربع يك چهارضلعي است؟ مربع متوازي الاضلاع است؟ ما ديروز در اين باره چه چيزي ياد گرفتيم؟ امروز انواع ديگر چهارضلعي را ياد خواهيم گرفت." 2) طرح يا نموداري را مورد استفاده قرار دهيد تا از طريق آن رابطه ي ميان آنچه را قبلاً گفته ايد و آنچه را كه بعداً خواهيد گفت نشان دهيد. " حال كه شما با وظايف نخست وزير آشنا شديد، جاي آن را در نمودار دولت چگونه پيدا مي كنيد؟ " 3) تكاليفي به دانش آموزان بدهيد كه در آن اطلاعات آموخته شده عملاً مورد استفاده قرار گيرند. براي مثال ، پس از آموزش نحوه ي محاسبه ميزان جذب كالري و مصرف آن به توسط بدن، از دانش آموزان بخواهيد تا بر اساس آنچه مي خورند و فعاليتهايي كه انجام مي دهند در طول يك هفته تعيين كنند كه بيش از آنچه كالري مصرف مي كنند كالري جذب مي كنند يا كمتر از آن. فرصت تكرار و مرور اطلاعات را به دانش آموزان بدهيد. مثال : 1) درس خود را با مرور مختصري از تكاليفي كه دانش آموزان بايد انجام مي دادند آغاز كنيد. 2) از آزمونهاي مختصر به طور مرتب استفاده كنيد. 3) تمرين وتكرار مطالب را به صورت بازي درآوريد، يا از دانش آموزان بخواهيد تا با هم كار كنند و همديگر را بيازمايند. موضوعات درسي را به طور سازمان يافته و روشن ارائه دهيد. مثال: 1) منظور خود را از آموزش درس به طور كاملاً روشن براي يادگيرندگان توضيح دهيد. 2) رئوس مطالب درس را در آغاز درس در اختيار دانش آموزان قرار دهيد، و در صورت امكان آن را بر روي تابلو يا اورهد بنويسيد تا خود به ترتيب آنها را دنبال كنند. وقتي كه دانش آموزان سؤالي مي كنند يا توضيحي مي دهند آن را به رئوس مطالب ارتباط دهيد. 3) در پايان هر بخش و در پايان درس خلاصه اي از آنچه را كه گفته ايد براي يادگيرندگان بازگو كنيد. بر معني مطالب تأكيد كنيد نه بر حفظ طوطي وار آنها. مثال : 1) در آموزش يك كلمه ي تازه به دانش آموزان كمك كنيد تا اين كلمه را به كلمه اي كه قبلاً ياد گرفته اند ربط دهند. كلمه ي " مدور" با كلمه ي " دور" هم ريشه است و معني آن " گرد" است. 2) در آموزش مفاهيم باقيمانده، از دانش آموزان بخواهيد اشياء را در مجموعه هاي 2، 3، 4، 5، 6، و 7 تايي دسته بندي كنند و در هر مورد از آنها بپرسيد چه چيزي باقي مي ماند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:36 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
خدا را شكر خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند.I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes, because that means she is at home not on the street . خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم. I am thankful for the taxes that I pay , because it means that I am employed خدا را شكر كه بايد ريخت و پاش هاي بعد از مهماني را جمع كنم. اين يعني در ميان دوستانم بوده ام. I am thankful for the mess to clean after a party , because it means that I have been surrounded by friends خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم. I am thankful for the clothes that a fit a little too snag , because it means I have enough to eat خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم. I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day, because it means I have been capable of working hard خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم. I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning , because it means I have a home خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking lot, because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم. I am thankful for the noise I have to bear from neighbors , because it means that I can hear خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I have clothes to wear خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام. I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر همسرم را مي شنوم . اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است. I am thankful for the wife who snoser all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم. I am thankful for being sick once in a while , because it reminds me that I am healthy most of the time خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم. I am thankful for the becoming broke on shopping for new year , because it means I have beloved ones to buy gifts for them |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:8 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
بچه ها چگونه تغییر میکنند؟ ممکن است بر اثر حادثه ، امید به زندگی و آینده در افراد دگرگون شود . در صورتیکه اگر متاسفانه کسی یکی از اعضای خانواده اش را از دست داده یا خانه و شغل پدر و مادر تغییر کند یعنی محیط زندگی فرد آسیب دیده دگرگون شده باشد ، در این صورت زندگی آینده بچه ها نیز بیشتر دستخوش دگرگونی خواهد شد.البته بچه ها تلاش زیادی مینمایند تا خودشان را با شرایط جدید سازگار نمایند. اما در صورتیکه نتوانند آن تغییر بزرگ را قبول کنند و به آسانی با شرایط جدید کنار بیایند ممکن است با رفتار خشن عصبانیت خود را نشان دهند . با بچه ها چکار میتوانید بکنید؟ فکر و حالشان را با دقت بشنوید بچه ها به روش خودشان احساساتشان را بیان می کنند. ممکن است حرف هم نزنند. ولی با حرکات خود احساساتشان را نشان می دهند در هر صورت به آنها با دقت توجه کنید. به مشگل فرزندان به عنوان مشگل کل خانواده نگاه کنید گاهی احساسات بچه ها نشان دهنده احساسات کل اعضای خانواده است و ممکن است که کلید حل مشکلات خانواده در دست آنان باشد. پس مشکل بچه ها را به عنوان مشکل کل اعضای خانواده در نظر بگیرید. از تجربه چه یاد گرفتید؟ گفتگو با یکدیگر از اینکه چگونه میتوان تجربیات نا خوشایند را پشت سر نهاد و این کار را به دیگران هم یاد داد از اهمیت زیادی برخوردار است. مشورت با کارشناسان بسیاری از مواقع خود یا اطرافیان نمی توانید مشکل فرزندانتان را حل کنید . در این مواقع حتما با کارشناسان مشورت نمائید. شاید آنان بتوانند مشکل فرزند شما را حل نمایند |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 23:54 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
چگونگی معالجه آسيب روانی به منظور مراقبت از جسم و جان کسی از زمان وقوع حادپه آگاه نيست.کسانی که در حوادث طبيعی دچار آسيب ديدگی ميشوند اين مسئله ممکن است باعث دگرگونی عواطف و احساسات آنان شود البته بيشتر مردم معمولا آنرا تجربه ميکنند واصلا چيز عجيبی نيست.برخی ممکن است علاقه مند باشند که خاطره دردناک بجای مانده از حوادث را بزودی فراموش کنند ولی امکان دارد که برخلاف انتظارشان آن تاثير ادامه يابد.بياييد با هم فکر کنيم که چه شيوه ای بهتر است. روان هم آسيب ميبيند در اين صورت چه رخ می دهد به ياد آوردن حادثه،روان آسيب ديده گان را می آزارد.در اين صورت چيزهای گوناگون اتفاق می افتد،مثلا از امور جزئی زود عصبانی ميشوند،نمی توانند به خواب بروند،آن حادثه را مکررا در خواب ميبينند،آن منظره تکراری به يادشان می آيد،حوصله ندارند با ديگران گفتگو کنند و غيره.گاهی در وضعيت جسمی آنان نيز تاثير ميگذارد.در اينگونه موارد بيشترشان به طور طبيعی يا خود بخود با گذشت زمان بهبود می يابند ، ولی بعضی وقتها مدت خيلی زيادی طول ميکشد تا بهبود يابند. اگر محيط زندگی تغيير بکند ... آثاردگرگونی ناشی از زلزله در زندگی افراد از آنجائی که آسيب ديدگان از محل زندگی پيشين خود يعنی جائی که بدان خوگرفته بودند دور ميشوند و وضع زندگی آنان تغيير می کند زمان زيادی لازم است تا به زندگی نو عادت کنند.آيا احساس نمی کنيد زندگی بيفايده است وبيشتر سيگار نمی کشيد؟مجددا فکر کنيد تابتوانيد سالم و تندرست زندگی کنيد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 23:49 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 0:20 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند. فرشته پري به شاعر داد و شاعر ،شعري به فرشته. شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه كرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : ديگر تمام شد. ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار مي شود. زيرا شاعري كه بوي آسمان را بشنود، زمين برايش كوچك است و فرشته اي كه مزه عشق را بچشد، آسمان ................ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 0:6 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
معيارهاي DSM-IV
يك الگوي نافذ از دل مشغولي در مورد نظم، كمالگرايي و كنترل رواني و بين شخصي به بهاي انعطافپذيري، باز بودن، و كارآمدي كه از اوايل بزرگسالي آغاز شده و در دامنهاي از موقعيتهاي مختلف خود را نشان داده و در چهار مورد (و يا بيشتر) از موارد زير آشكار ميگردد: (1) ذهنش با جزئيات، قوانين، فهرستها، نظم، سازماندهي يا برنامهها مشغول است بهطوري كه هدف اصلي از دست ميرود (2) از خود كمال گرايي نشان ميدهد به طوري كه اين كمالگرايي كه در تكميل كار تداخل ميكند (يعني نميتواند يك پروژه را تكميل كند زيرا استانداردهاي بسيار بالاي او برآورده نميشوند) (3) آنقدر خود را وقف كار و بهرهوري ميكند كه تفريحات و دوستيها را ناديده ميگيرد (البته علت آن هم ضرورت اقتصادي نيست). (4) در مورد اخلاقيات، ضوابط اخلاقي يا ارزشها، بيش از حد وظيفهشناس، دقيق و نامنعطف است (علت آن هويت فرهنگي يا مذهبي نيست) (5) حتي درصورتي كه اشياء كهنه يا به درد نخور، ارزش عاطفي هم نداشته باشند، نميتواند آنها را دور بياندازد. (6) اكراه دارد كه كارها را به ديگران بسپارد يا با ديگران كار كند، مگر اينكه آنها دقيقاً از شيوة كاري او تبعيت كنند (7) در مورد خود و ديگران از لحاظ مالي خسيس است. از نظر چنين فردي، پول چيزي است كه آن را بايد براي حوادث آينده ذخيره كرد، (8) انعطافناپذير و لجوج است. منبع: 1997, APA, DSM-IV |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 23:56 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
این روزا هوا سرده اما این سرما گاهی اوقات نه با قرار گرفتن در معرض هوای سرد
بلکه با دیدن و شنیدن یه خبر تا مغز استخوان نفوذ می کنه. ۱- خانواده ای در اثر گاز گرفتگی فوت کرد اصلا مگه این خبر واسه کسی مهمه؟ اصلا مگه مهمه که یه عده مثه من و تو به جای بخاری و شوفاژ و... از وسایلی واسه گرم کردن خودشون استفاده می کنن که گرمشون می کنه اونقدر گرم که دیگه سرمایی رو حس نکنن اونقدر گرم که چشماشون تا ابد بسته بشه ا دارم فکر می کنم گوینده ی خبر حق داره بگه مرگ در اثر استفاده از وسایل گرمازای نامناسب اصلا تقصیر خودشون بوده که با استانداردها آشنایی نداشتن. ۲- سهام عدالت در تمام کشور توزیع می شود انگار تو این جامعه ی عدالت مدار همه باید یه جوری سهمشونو از عدالت بگیرن. راستی کسی میدونه این خانواده چقدر از سهام عدالت سهم داشته؟
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 23:51 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
نتايج مطالعات جديد نشان ميدهد كه افسردگي مادر ميتواند با مشكلات رفتاري كودكان بيشفعال ـ كمتوجه (ADHD) ارتباط داشته باشد. در نقطه مقابل سبك فرزندپروري مثبت و ارتباط مناسب با كودك در سنين قبل از دبستان منجر به كاهش مشكلات رفتاري اتخاذ كودك در نوجواني ميگردد. تقريباً 20 تا 50 درصد از كودكان و 44 تا 50 درصد از كودكان مبتلا به ADHD مشكلات شديد رفتاري از قبيل دروغگويي، درگيري فيزيكي، دزدي و... را نشان ميدهند. گرچه ايفاي نقش والدين در مورد كودكان ADHD بسيار مشكل است اما نتايج نشان ميدهد كه كاربرد سبكي مشوقانه، گرم و مثبت ميتواند به بهبود ارتباط كودك و والد كمك كند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 23:37 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
بـراى آن كـه بـدانـيـد مـيـزان مـحـبـوبيت شما بين دوستان و خانواده چقدر است به سئوالات زير پـاسـخ دهـيـد. سپس جواب خود را (بله ـ خير) با پاسخ هاى صحيح تست كه به توسط يكى از اساتيد روانشناس دانشگاه ارائه شده تطبيق نماييد. بيشتر منطبق با پاسخ هاى صحيح ذيل باشد، بيشتر مورد قبول ديگران هستند. از امتياز 17 به بالا خوب و كمتر از آن نامطلوب است؛ كه بايد در اين صورت در رفتار خود با ديگران تجديد نظر نماييد. 1ـ آيا ايده و يا عقيده خود را در هر مورد آزادانه و بدون انديشه، بيان مى كنيد؟
مطالعه مى كنيد؟
(سهم ) خود رابپردازند؟
دهيد؟
هـسـتـيـد پول بپردازيد خوشتان مى آيد؟
((به طور وحشتناك )) استفاده مى كنيد؟
دينى با شما هم عقيده نيستند احمق و نادان مى پنداريد؟
اين مورد خاص دو بار فكر كنيد.)
موفقيت سهمى نداريد خوشحال مى شويد؟
پاسخ ها:
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:18 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
ميوه ها و رازهاي شخصيتي انسان آيا مي دانيد كه مي توانيد از روي ميوه هاي انتخاب شده شخصيت آدمها را بشناسيدو بر اساس ميوه هاي مورد نظر بگوييد كه شرايط روحي ورواني اشخاص مختلف چگونه است؟ پس ميوه دلخواه خود را انتخاب كنيد و به رازهاي شخصيتي خود و دوستانتان پي ببريد. پرتقال اگرپرتقال ميوه محبوب شماست شما آدمي پر قدرت و بسيار صبوريد و دوست داريد كارها را به آرامي و با متانت اما درعين حال با درايت كامل و جسارت به انجام برسانيد. سختكوش و پر تلاش و كمي خجالتي هستيد اما در دوستي مي توان بشما اعتماد كرد. شما دوستان خود را با دقت انتخاب كرده وبا تمام وجود به انها عشق مي ورزيد واز درگيري وتنش به هرقيمت پرهيز ميكنيد. سيب چنانچه سيب ميوه محبوب شماست فردي اسرافكاروبسيار رك گوهستيد. اگر چه ممكن است شخصاٌ بهترين سازمان دهنده ومدير نباشيد اما مي توانيد رهبر يك تيم كوچك باشيد كه با تلاش زياد تيم را به موفقيتهاي بزرگ ميرسانيد. دربيشتر موقعيتها ميتوانيد بسرعت و بدرستي تصميم بگيريد. شما از سفرهاي كوتاه و غيرمنتظره لذت ميبريد. زماني كه با شريك زندگي خود بسر مي بريد جذاب و خونگرم بنظر مي آييد وبشدت عاشق زندگي بمفهوم واقعي آن هستيد. آناناس بسيار سريع تصميم ميگيريد وسريعترازآن عمل مي كنيد. در تغيير شغل و خطر كردن درزمينه اجتماعي شجاع و بي باك هستيد. شما داراي يك توانايي استثنايي در مديريت مي باشيد ونمي گذاريد كار روي دستتان بماند. دوست داريد مورد اعتماد ديگران باشيد معمولا خيلي سريع با ديگران ارتباط دوستانه برقرار نمي كنيد ولي به محض انجام اينكاردوستتان را براي هميشه براي خود نگه مي داريد. بندرت بدنبال زندگي رمانتيك مي رويد وشريك شما غالبا بواسطه اين صفات ممتاز تحت تاثيرتان قرار ميگيرد اما از توانايي شما در نشان دادن اين احساسات نااميد است. موز عاشقان موزا فردي دوست داشتني آرام گرم و طبيعتا با احساس هستيد. شما غالبا از نداشتن اعتماد بنفس وخجالتي بودن دررنج هستيد. ديگران از طبع آرام و شيرينتان سوء استفاده كرده وسعي مي كنند به اين وسيله براي خود موقعيتهاي جالبي را رقم بزنند. عاشق شريك زندگي خود درتمام زمينه ها هستيد واين عشق بخاطر زيبايي جسمي و روحي اوست! بخاطر روشي كه داريد روابط شما با او همواره دريك هماهنگي كامل است. نارگيل شما دوستداران اين ميوه سنگين و كمياب افرادي جدي با فكر وبا شعور هستيد. از روابط اجتماعي لذت مي بريد و بويژه روي همراهان و دوستان خود حساسيت خاصي داريد. ممكن است كمي خودخواه بنظر آييد اما لزوما چنين صفتي در شما برجسته نمي شود. شما فردي سريع الانتقال آگاه و گوش بزنگ هستيد كه در اين زمينه شغلي هميشه در بالاترين رده قرار داشته و به بهترين نحو كارها را انجام مي دهيد. شما نياز به شريكي عاقل داشته و عقل و احساس را باهم در اين مسئله دخالت نمي دهيد. گيلاس چنانچه گيلاس ميوه محبوب شماست زندگي هميشه به شيريني كه در نظر داريد خود را بشما نشان نمي دهد. فراز و فرود در زندگيتان زياد است بويژه در موقعيتهاي حرفه اي و كاري . شما هميشه ودرهرپروژه اي كمي پول بدست مي آوريد و نه بمقدارزياد. ذهني فعال وخلاق داشته و غالبا بدنبال چيزهاي نوهستيد. شما شريكي صميمي و وفادارهستيد اما اثر گذاشتن بر احساسات شما كار ساده اي نيست. خانه تان براي شما بمنزله بهشت است و هيچ چيزي را بيشترازاين دوست نداريد كه درمنزل باشيد ودوستان وآشنايان و افراد خانواده شما را دوره كنند. انگور سياه بطوركلي آدمي مودب وخوشروهستيد اما گاهي اوقات سريع وبشدت عصباني مي شويد هرچند به همان سرعت نيزعصبانيت شما فروكش مي كند. اززيباييها به هرشكلي كه باشد لذت مي بريد. بسيارمحبوب ومورد علاقه ديگران هستيد واين محبوبيت بعلت طبيعت گرم شماست. شوروشوق و علاقه وافري به زندگي داريد وازهركاري كه مي كنيد لذت مي بريد اعم ازلباس پوشيدن خوردن وخوابيدن. شريك شما بايد درتمام شوروعلاقه شما سهيم باشد تا بتواند ازتمام چيزي كه به اوهديه مي دهيد لذت ببرد! هلو درست مثل هلو شما از عصاره زندگي لذت ميبريد. فردي رك گوبوده و روشي دوستانه داريد در بخشش و فراموش كردن نظير نداريد و براي دوستيها ارزش بسيار زيادي قائل هستيد. حس استقلال طلبي در شما بسيار قوي است و اين امر از شما فردي راستگو ساخته است. عاشقي ايده آل صبور صميمي و يكرنگ هستيد با اين حال به هيچ وجه دوست نداريد احساسات خود را در ملاء عام بروز دهيد. گلابي چنانچه فكر خود را معطوف به انجام كاري ميكنيد ميتوانيد آن را با موفقيت به انجام برسانيد. شما دوست داريد كه نتيجه تلاشهايتان را بسرعت ببينيد. از انگيزه هاي مفيد ذهني لذت برده و دنباله رو آن هستيد. كمي خجالتي به نظر ميرسيد و در بيان احساسات خود چندان راحت نيستيد. زماني كه بدنبال شريك زندگي هستيد به هوش سرشار ديد وسيع و دل دريايي اش اهميت ميدهد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:15 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
فریدریش نیچه : "آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم." تذکر: در این مقاله در جایی که کلمات "مردان" و "آنها" به کار رفته است، منظور تمام مردان نبوده است، بلکه منظور تنها گروهی از مردان است که این موارد درباره آنها صدق میکند. مردان دروغ می گویند ... مردان دروغ میگویند و هچ شکی در این باره وجود ندارد و آن دسته که چنین میکنند، زیاد هم دروغ میگویند! (زنان هم دروغ میگویند و ما بعدا به حساب آنها هم رسیدگی خواهیم کرد). دروغهای مردان متنوع هستند و از انواع بی اثر و بی مزه - آنهایی که هر کسی بلافاصله متوجه دروغ بودنشان میشود - تا انواع بسیار خلاقانه را دربر میگیرد. مساله عجیبی که در وجود دارد این است که ظاهرا آنها هرگز یاد نمیگیرند که کدام دروغ اثر میکند و کدام یک بی فایده است. گاهی تصور میکنم که همه مردان کتابی دارند با نامی شبیه این "دروغهای کارآمد" و همه آنها در مواقع ضروری به آن مراجعه میکنند و به همین دلیل دروغهایشان شبیه هم است. برای مثال یک بار یک فرد خارجی از طرف یک آژانس دوست یابی اینترنتی با من تماس گرفت، او مدعی بود که : نماینده کشورش در سازمان ملل است هم پزشک است هم وکیل 100 میلیون دلار ثروت دارد جوان، خوش چهره و بسیار علاقمند به ملاقات با من است من با وام گرفتن جمله ای از دوروتی پارکر (Dorothy Parker 1967-1893 نویسنده و شاعر آمریکایی) برایش نوشتم : "البته! و من هم ملکه رومانی هستم". برایم بسیار عجیب بود که این شخص واقعا انتظار داشت داستانش را باور کنم. البته شکی نیست که او امیدوار بود که دختری 18 ساله - یا در واقع 15 ساله - حرفش را باور کند، هر چند که این روزها دختران 15 ساله هم بسیار عاقل شده اند. بعضی از کارشناسان عقیده دارند که مردان بیشتر از زنان دروغ میگویند و عده ای نیز با این نظر مخالفند و معتقدند همه دروغ میگویند. اما چرا مردان اینقدر زیاد دروغ میگویند؟ در اینجا ده دلیل عمده آن را خواهید دید. دلایل عمده دروغ گویی مردان 1. برای به دست آوردن دل زنان و پیشرفت در رابطه دوستی. مردان صراحتا برای رسیدن به جنس مخالف دروغ میگویند. بعضی از آنان چنان از خود نا امید شده اند که دست به دامان دروغهای شاخداری میشوند که حتا یک بچه دو ساله عقب افتاده و کر و لال هم متوجه دروغ بودن آن میشود. برای مثال: "زیبایی تو از حد تصور من خارج است" (این حرف را به دختر بد قیافه ای میزنند که خودش به خوبی میداند چه قیافه ای دارد!) این حرف، حتا با توجه به اینکه هر کس سلیقه ای خاص دارد، باز هم نمیتواند به جایی برسد. "من واقعا دلم میخواهد که با دختر خوبی ازدواج کنم" (بله، اما به نظر نمیرسد که این کار را بکند، چون 48 سال دارد، هنوز ازدواج نکرده و من باید از خودم بپرسم، چرا حالا؟ چرا من؟) 2. آنها دروغ گفتن را دوست دارند و در اکثر موارد این کار را نادرست نمیدانند. آنها واقعا تصور میکنند که "آشکار نکردن تمام حقیقت" دروغ گفتن نیست. مردان به هم جنسان خود هم دروغ میگویند و از همان کودکی به این کار خو گرفته اند. بنابراین دروغ گفتن به زنان هم برایشان عادی است. آنها به همکاران خود دروغ میگویند و هنگام ناهار یا گردهمایی های کاری، درباره قهرمانی خود در جنگ، درآمدشان، قرضهایشان، اتوموبیلشان و "خواص" منحصر به فردش و ... داستانهای بی شماری نقل میکنند. ظاهرا در اینجا قانون نامکتوبی وجود دارد که میگوید "من به روی تو نمی آورم، پس تو هم به روی من نیاور". بعضی از مردان تصور میکنند که اگر ماجرایی تع | ||