تبليغاتX
روان شناسی برای همه
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 14:39  توسط آذر حکمت نیا   | 

.      روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن

2.      سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند

3.      وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين

4.      وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

5.      کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد

6.      همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين

7.      جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين

8.      روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين

9.      وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين

10.  از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه

11.  در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين

12.  به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين

13.  وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين

14.  وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين

15.  موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين

16.  ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين

17.  بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين

18.  شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين

19.  اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين

20.  وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته

21.  صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين

22.  روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين

23.  وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده

24.  وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود

25.  چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين

26.  بادکنک بچه ها رو بترکونين

27.  مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين

28.  وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد

29.  بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين

30.  کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره

31.  ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين

32. 
توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين

33.  هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره

34.  حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين

35.  نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين

36.  دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين

37.  عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين

38.  پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين

39.  با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين

40.  شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين

41.  موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين

42.  توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين

43.  شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين

44.  توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين

45.  توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين

46.  جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين

47.  يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين

48.  توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه

49.  چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين

50. بگی 50 راه بازی با اعصاب اونوقت 49 تاشو بنویسی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 13:37  توسط آذر حکمت نیا   | 

از اون چشات پیداست ...
رمان‌ها، داستان‌ها و اشعار بسیار زیادی در مورد چشم و ارتباط آن با خصوصیات روحی و روانی انسان نوشته شده است. چشم‌ها هیچ‌وقت دروغ نمی‌گویند؛ آن‌ها دريچه روح ما و بیانگر احساس درونی و واقعی ما هستند. نوع نگرش فرد مخصوصاً از فاصله چشم‌ها يافتني است. فاصله زیاد دو چشم نشانه دورانديشي و خلاقيت است و فاصله کم چشم‌ها نشانه تمركز و شايستگی براي انجام كارهاي ظريف است. زاويه چشم بيانگر جهان‌بيني است. اين زاويه را با يك خط فرضي ميان چشم كه از گوشه داخلي آغاز و به گوشه بيروني ختم مي‌شود، مي‌توان تشخيص داد. در اين مورد سه دسته بندی كلي وجود دارد:
- چشم زاويه شيب داخلي دارد (گوشه بيروني بالاتر است):  خوش‌بين و خلاق
اگر چنين فردي را در اطرافتان داريد حتماً از كارهاي او الگو بگيريد زيرا با خوش‌بيني و خلاقيت خود راه‌هاي خوبي براي زندگي سراغ دارد.
- چشم، زاويه شيب بيروني دارد (گوشه بيروني پایين‌تر است): واقع‌بيني درباره مشكلات
اين فرد استادي براي پيش‌بيني مشكلات نهفته در دل كارها است. اين خاصيت مي‌تواند او را به يك مشاور عالي تبديل كند. دلسوزي و همدلي وي با ديگران و تواضع او در پذيرش اشتباهات، او را به همسري ایده‌آل برای خانم‌ها تبديل كرده است . البته گاهی نيز در مقابل بعضي مشكلات بیش از حد تحمل‌پذيري نشان مي‌دهد.
- چشم زاويه ندارد (هر دو گوشه در يك سطح قرار دارند): بي‌طرف، منفعل
اين شخص به زندگي نگاهي واقعي و تعادلي دارد، يعني نه به آساني نااميد مي‌شود و نه راحت دل مي‌بازد و شتاب زده كاري را آغاز مي‌كند. پشتكار مثال‌زدني هم دارد.
جز زاویه چشم، حالت‌های دیگر چشم از قبیل سفیدی داخل آن، یا خطوط اطراف چشم هم قابل بررسي است كه تمام این موارد حالات بسیار زیادی را شامل می‌شوند و ما فقط چند نمونه را ذکر می‌کنیم:
- چشم‌هاي بيرون‌زده: احساساتي و اهل معاشرت
اگر شخصي اين‌چنين را در ميان دوستانتان داريد او را در كارها شريك كنيد زيرا هم در انجام وظايف جدي است و هم با ديگر اعضاي گروه رابطه عاطفي برقرار خواهد كرد.
- سفیدی بیش از حد چشم: مضطرب و پرخاشگر
اگر مابین عنبیه و پلک پایینی هر دو چشم مقداری سفیدی وجود داشت، آن شخص مضطرب و نگران است. اگر بالای عنبیه بخشی سفیدرنگ وجود دارد، علاوه بر استرس نشانگر تندخویی و پرخاشگری در فرد است. چنان‌چه دورتادور عنبیه را سفیدی فراگرفته باشد، نشانگر عدم تعادل و پایداری روحی فرد است.
- چشم با كمترين حد سفيدي: هوش تصويري
همه چیز را  بسیار روشن در ذهن تصور می‌کند. چيزي را كه مي خواهيد به او ياد دهيد بهتر است در ديد او باشد تا درك او كامل شود. این فرد با موضوعات، بیشتر احساسي برخورد مي‌كند.
- عنبيه ریز: نيازمند مهرباني
در كودكي نيازهاي عاطفي متعددي دارد كه اگر برآورده نشود در آينده آثار آن بروز مي‌كند. اغلب اين افراد نسبت به فرياد و صدای بلند حساسيت دارند.
- خطوط دور چشم: شادی.
وجود خطوط ریز در خارج از چشم‌ها حاکی از خنده‌رویی و شاد بودن فرد است.

با پلک‌های باز
وقتي مي‌خواهيد با مردم رابطه برقرار كنيد اولين كاري كه لازم است انجام دهيد بازكردن پلك‌ها است. پلك بالا كه خيلي هم تحرك دارد نشانه سطح روابط اجتماعي است.
- هنگام باز بودن چشم قسمت زيادي از پلک قابل رويت است:  نيازمند صميميت
صاحب اين پلك‌ها نيازمند واقعي صميميت است و اغلب دلشوره دارد، تعهد او در کارها هم از همين خصلت ناشي مي‌شود و گاهی به خاطر توجه زياد، اطرافیان را تحت فشار قرار مي‌دهد.
- هنگام بازبودن چشم، قست باريكي از پلك بالا قابل مشاهده است: مستقل
اين فرد به علت این كه داراي حد معقولي از صميميت است روابطي عادي و خوب دارد. يعني نه تک‌روي  را دوست دارد و نه وابستگي را. براي خودش وقت صرف مي‌كند و مراقب آزادي شخصي خويش است.
-  هنگام باز بودن چشم، پلك بالا مخفي است: متمركز
این افراد برای پست‌هایي مناسب هستند که كه نيازمند تمركز بالا و كم‌اشتباهی است. این افراد معمولاً محدودیت‌های عاطفی ندارند و حتی به مسائل عاطفی هم اجازه نمی‌دهند تمرکزشان را به هم بزنند.

دماغ نگو، تربچه
رکورد جراحی بینی در دنیا متعلق به ایران است. این عضو مورد توجه، نقش مهمی در صورت دارد و حرف‌های زیادی برای گفتن. از نظر چهره‌شناسي، بيني نشانگر توانايي ما در حفظ مقام، قدرت و نفوذ بين مردم و همچنین بيانگر توانايي و عكس‌العمل ما در برابر پول است.
- بيني بسيار بزرگ: عزم راسخ
در محيط كارش رئيس است، حتي اگر صندلي رياست نداشته باشد. اگر کارش در خور استعدادش باشد شكوفايي چشمگیری خواهد داشت ولی از انجام كارهاي كوچك کراهت دارد.
- بيني خیلی کوچک: ساعي
گفته می‌‌شود اشخاصی که بینی کوچکی دارند، ذاتاً افرادی ضعیف و اغلب غیرقابل‌اتکا هستند و در تصمیم‌هایشان استوار و ثابت‌قدم نیستند.
- بینی بلند و کشیده: مسلط بر كار و محيط
 كارها را جدي و منطقي براي بلند مدت برنامه‌ريزي مي‌كند و نظريات جديد را در حل مشكلات كشف مي كند .
- انحنائي مقعر روي بيني در نيمرخ: احساساتی و نیازمند توجه
از محیط تاثير زيادي مي‌گيرد و اگر شغل يا محل تحصيل مطابق ميل او نباشد در انجام وظايفش درمي‌ماند. ضمناً براي كارهايي كه انجام مي‌دهد انتظار تشكر و قدرداني دارد.
- برآمدگي روي بيني در نيمرخ: مبتكر
زيبايي‌شناس و از آن بهتر استاد حل مشكلات است. خلاقیت بالایی هم دارد.
- بيني داراي پهناي بسيار زياد:  حامي دوستان و علاقه‌مند دوستي
هم حمايت مي‌كند و هم دوست دارد حمايت شود. اگر چيزي داشته باشد با ديگران به اشتراك مي‌گذارد.
- يك افتادگي پايين بيني درنيمرخ: تحليل‌گر
اگر مشكلي بزرگ داريد كه از پس تحليل آن برنمي‌آييد اين شخص را خبر كنيد. او استاد تجزيه و تحليل مسائل پيچيده است، آن هم بدون درگير شدن با جزئيات.
نوك بيني و حفره‌های آن، درست مانند شماره حساب بانكي افراد، نشانه سرمايه‌دوستي  ویا برعکس، ولخرجی آن‌هاست:
- نوك بيني پهن و گوشتالو: تضمین سرمايه‌گذاري
حداكثر امنيت مالي را مي‌خواهد و با پول جدي برخورد مي‌كند. در كل به دنبال یک حامي مي‌گردد كه علاقه‌اش به پول‌هم به همین دلیل است.
- يك برجستگي گرد در نوك بيني: هنردوست
اگر يك اثر هنري خلق كرديد اول به او نشان دهيد چون قدر آن را مي‌داند.
- بيني لاغر و باريك و پره هاي كناري آن نازكند: ولخرج
به پول وابستگي ندارد و براي روز مبادا پس‌انداز نمي‌کند.
- يك شيار واضح روي نوك بيني: نگرش عاطفي به دنيا
مدام از خود اين سوال را مي‌كند كه آيا شغل مورد نظر من پیدا خواهد شد وآيا اين شغل مناسب من است؟ در كل دنبال كار است نه پول.
- حفره هاي بيني گشاد: خلاق و بخشنده
اگر طرحي در سر داريد كه نيازمند اجرايي خلاق است به او بدهيد، چراكه با جسارت و خلاقيت آن را انجام مي‌دهد. اگر هم چيزي داشته باشد با شما قسمت مي‌كند.
- حفره هاي بيني تنگ و روبه داخل: حسابدار
چنين شخصي اول پول جيبش را مي‌شمارد بعد خرج مي‌كند يا به بيان  بهتر دخل وخرج را با هم تنظيم مي‌كند.
زاويه بيني نشانه‌اي براي ميزان سنجيدگي رفتار فرد است. اين زاويه را مي‌توان با خطي كه از پايه بيني يعني از محل اتصال به صورت شروع شده و در نیمرخ دیده می‌شود تعیین کرد.
- بيني سربالا با نوك گرد: اعمال نسنجيده و سرعت پايين تجزيه وتحليل اطلاعات
شخصي. خوش‌گذران با اعمالي نسنجيده و مبتني بر افكار سطحي است. رازدار نيست و به گذشته نگاه نمي‌كند و فقط حال را درنظر دارد.
- بيني سر بالا و نوك‌تيز: كنجكاو و ولخرج
درباره ديگران بيش از حد كنجكاو است و به جزئيات هم زياد اهميت مي‌دهد. پول براي او حكم چيزي را داردكه بايد خرج شود. خود را مقید به رعایت آداب و رسوم ندانسته و با اطرافیان به راحتی برخورد می‌کند. خودش را باور دارد.
- بيني كاملا بدون زاويه: عاقل و مطمئن
بدون اين‌كه اقوا يا شيفته شود، اعتماد مي‌كند و قابل اعتماد نيز هست.
- بيني با زاويه رو به پايين: حسابگر و شكاك
او به كار دیگران به گونه‌اي مي‌نگرد كه گويي خطايي در آن رخ داده. زیادتر از چیزی که لازم است شک می‌کند.

رد پای خنده‌ها
حتماً توي روزنامه‌ها و مجله‌ها چشمتان‌ به آگهی‌هايي كه داروهاي ضدچروك صورت را تبليغ مي‌كنند، افتاده است. این داروها قرار است معجزه بکنند و براي شما پوستي بسازند بهتر وتازه‌تر از پوست روز سوم تولدتان. اما واقعاً این چروک‌ها این‌قدر بد هستند؟ یعنی هیچ چیزی برای ما ندارند؟ مارك تواين می‌گفت: «چروك‌های صورت، رد پاي خنده‌هاست.»
- يك چاله روي چانه: شوخ و بخشاينده
مشكلات زندگي او را از پا در نمي‌آورد چون آن‌ها را جدي نمي‌گيرد. برعكس، دوستانش را جدي مي‌گيرد و همواره آن‌ها را شاد نگه مي‌دارد.
- تورفتگي گونه‌ها: سازگار
تورفتگی گونه به خصوص در موقع خندیدن، علاوه بر جذابیت و زیبایی، دلیلی بر خوش‌مشربی و سازگاری فرد می‌‌باشد.
- خط‌های عمودي كوچك ميان ابروها: وجدان كاري
در زندگي شخصي و كاري تمركز را حاكم كرده و نسبت به خود سخت‌گير است. حتي در سخت‌ترین شرایط، دقت خود را براي انجام كار حفظ مي‌كند.
- خطوط گوشه دهان که به طرف چانه پايين آمده‌اند: دلسوز
اين فرد به علت شكست‌ها و سختي‌هاي زندگي، به یک همدرد عالي و دلسوز واقعي تبدیل شده است. از دست دادن عزيزان و مشكلات كاري مي‌تواند اين خطوط را به يك‌باره ايجاد كند.
- خطوط عمودي در اطراف لب: غلبه غالب برمشكلات
اين خطوط گواهي مبارزات طولاني وسخت در برابر مصائب زندگي است. او در تمام زندگي از نيروي دروني خود كمك می‌گیرد كه شايد خودش نيز از آن خبر نداشته باشد اما اكنون مانند سدي در برابر مشكلات محکم شده.
- چانه  فشرده و لایه لایه: روحیه آهنین در زندگی
از زندگی انتظار رویایی ندارد و برای بدترین روزها آماده است. سرسخت و یک‌دنده است و از مشکلات فرار نمی‌کند.
- چانه برآمده: از خود راضی
این‌گونه افراد، اشخاصی خودستا هستند و تصور می‌کنند هیچ چیزی جز خود آنها اهمیت ندارد و جز خودشان حرف کس دیگری را قبول ندارند و خود را عقل کل می‌‌دانند.
- قب‌قب زیر چانه: پرحرف و خوش برخورد
حرف کم نمی آورد و اگر سکوت کنند احتمالا دارند به یک گفتگوی جدید فکر می‌کنند. به راحتی ارتباط برقرار می‌کنند و برخورد خوبی دارند.

دماغ و دهن، یه گردو
جز این‌ها که گفتیم، باقی اجزای صورت هم می‌توانند به شناخت خصوصیات روحی صاحب چهره کم کنند.
- لب قلوه‌ای: بخشنده و خودنما
لب‌های قلوه‌ای، نشانه بخشش و گشاده‌دستی هستند. معمولا این‌گونه افراد تمایل دارند در مورد خودشان صحبت و گفتگو کنند.
- لب بالایی نازک، لب پایین قلوه‌ای: قدرت توجیه
 نشانه این است که فردی متقاعدکننده و مجاب‌کننده می‌‌باشد.
- لب نازک: توی خود
نازک بودن لب بیانگر خویشتن‌گرایی ذاتی در اشخاص است.
- گوش کوچک: احساس خطر
کوچکی گوش نشانه تزلزل و احساس ناامنی در افراد است، هرچند این‌گونه افراد می‌‌دانند که چه می‌‌خواهند و معمولاً سخت‌ کوش و کاری هستند.
- گوش بزرگ و دراز: جوشی
این قبیل افراد معمولا انعطاف‌پذیر نیستند و به سختی آرام و بی‌خیال می‌شوند.
- گوش پرمو: وسواسی
افرادی که دارای گوش‌هایی پرمو هستند معمولًا وسواسی و نکته‌بین بوده و وقت زیادی را برای چیزهای بی اهمیت تلف می‌کنند.
- فک چهارگوش: سرسخت
افراد با فک مربعی انسان‌های تسخیرناپذیر و سرکش هستند. آنها توانایی تبدیل رویاهایشان به واقعیت را دارند.
خب حالا که دیدید، یک وجب صورت چقدر حرف و حدیث و راز دارد، به جواب سؤال اول مقاله دوباره فکر کنید. صورت شما، صورت خود شما است. یک جور شناسنامه. باز هم از آن ناراضی هستید و می‌خواهید آن را عوض کنید؟ به قول شکسپیر «خداوند به شما یک چهره اعطا کرده و شما میخواهید چهره دیگری برای خود بسازید»؟!

اشتباه اتللو
جایی در پایان داستان اتللو، اثر معروف شکسپیر، اتللو همسر خود دزدمونا را به عشق به مرد دیگری متهم می‌کند و او را می‌کشد. اما دزدمونا واقعاً خیانتکار نبوده است. پس چرا اتللو اشتباه می‌کند؟
به این آخرین گفتگوی اتللو و دزدمونا دقت کنید. اتللو به همسرش می‌گوید اعتراف کند، چون مي‌خواهد او را به خاطر خيانتش بکشد. دزدمونا جواب می‌دهد که کاسيو، همان مردی که متهم به داشتن رابطه با او است، بر بي‌گناهي او شهادت خواهد داد. اتللو میگوید کاسيو را کشته. دزدمونا می‌فهمد که ديگر نخواهد توانست بي‌گناهي خود را ثابت کند و اتللو او را خواهد کشت. پس می‌گوید: « دريغ، به او خيانت شد، و من تباه شدم!» اتللو: «دور شو، بدکار! در مقابل چهره من به خاطر او اشک مي‌ريزي؟» دزدمونا: «آه، سرورم! مرا از خويش بران، اما مکُش!» اتللو: «خاموش شو، بدکار!»
از این صحنه چه می‌فهمیم؟ اشتباه اتللو چه بود؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 0:27  توسط آذر حکمت نیا   | 

مبتلايان به ميگرن از مصرف غذاهاي كنسروشده خودداري كنند


مصرف برخي مواد غذايي مانند پنير، شكلات، كاكائو و قهوه سردردهاي ميگرني را تشديد مي كند.

دكتر امير رحمتي، در گفت وگو با ایسنا، اظهار داشت: افرادي كه سابقه بيماري ميگرن با سردرد شديد دارند براي جلوگيري از حملات سردرد بايد از خوردن غذاهايي كه نسبت به آنها حساسيت دارند پرهيز و تا حد امكان از مصرف غذاهاي كنسرو شده خودداري كنند.

وي با بيان اينكه ميگرن در زنان شايع تر است و حدود 15 تا 20 درصد علت سردردها را شامل مي شود، افزود: ميگرن يكي از انواع سردردهايي با سابقه فاميلي است و با خصوصيات اغلب يك طرفه و ضربان دار بودن مشخص مي شود.

اين متخصص مغز اعصاب اظهار داشت: اين ناخوشي معمولا در كودكي يا نوجواني يا اوايل بزرگسالي شروع و به مدت طولاني همراه بيمار است و با افزايش سن بيمار شدت فركانس بيماري كاهش مي يابد به طوري كه در سنين 50 تا 55 سالگي سردردهاي ميگرني تا حد زيادي از بين مي رود.

دكتر رحيمي با اشاره به علائم بيماري، گفت: هر حمله سردرد از چند ساعت تا 2-3 روز ممكن است طول بكشد و سردرد اغلب شديد بوده و ممكن است با علائم احشايي مثل تهوع، استفراغ، رنگ پريدگي و كرامپ هاي شكمي همراه شود و همچنين بيمار طي مدت سردرد دچار فتوفوبي (ترس از نور) است.

وي با بيان اينكه درمان قطعي براي از بين بردن سردردهاي ميگرني وجود ندارد، اذعان داشت: با مصرف داروهاي فركانس و شدت درد كاهش پيدا مي كند اما درد به كلي از بين نمي رود و براي پيشگيري از سردردهاي ميگرني بيمار بايد خواب و وعده هاي غذايي منظم داشته باشد.

دكتر رحمتي در پايان خاطرنشان كرد: در حمله سردردهاي ميگرني فعاليت بدني و حركت موجب تشديد سردرد مي شود و استراحت در محيط تاريك و ساكت و ايجاد فشارهاي روي شرياني كه ضربان دارد باعث كاهش سردرد مي‌شود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 23:54  توسط آذر حکمت نیا   | 

از صورتتان راضی هستید یا نه؟ اگر می‌توانستید، می‌خواستید آن را تغییر بدهید؟ اگر می‌شد، چه‌جور صورتی برای خودتان می‌خواستید؟ به جواب این سؤال‌ها فکر کنید و جوابتان را به خاطر داشته باشید. آخر مقاله دوباره این جواب کار داریم.
شخصیت ما قبل از هر جای دیگری روي صورتمان بروز پیدا می‌کنند. حالات و تغییرات چهره، هرچند جزئي و خفيف، پيام شفاف، سريع و کارآمدی است که می‌تواند یک زبان جهانی هم باشد، به شرطی که شما بتوانید حالات چهره‌های مختلف را تشخیص بدهید و بدانید که هر چهره‌ای چه چیزی می‌گوید. دانستن این نکات از بهترین ابزارهای برقراري ارتباط با دیگران است.
دانستن اين‌که طرف مقابل چه شخصیتی دارد و چه واکنش‌های احساسی از خود نشان می‌دهد، می‌تواند نقش مهم و حیاتی در رابطه ما و آن فرد داشته باشد. اگر ما بتوانيم احساسات مردم را زود تشخيص بدهيم، بهتر می‌توانیم در موقعيت‌هاي مختلف با آن‌ها برخورد کنيم. مثلاً اگر ما بتوانيم تشخيص بدهيم که فردي غمگين است، شايد بتوانيم واکنش درستي نسبت به ناراحتی او نشان بدهيم.
براي فهميدن برخی از حالات چهره نيازي به آموزش نيست، چون شناسايي آن‌ها ساده است و حتی آن‌طور که روان‌شناسان می‌گویند ما از يک توانايي ذاتي براي انجام اين کار برخورداريم. داروين گفته است روزي مادري هنگام مراقبت از کودک خودش شروع به گريه کرد. کودک با اين‌که هیچ‌وقت با چنين صحنه‌اي مواجه نشده بود اما جلو رفت و به عنوان همدردي روي شانه مادرش زد. بعد داروین نتیجه می‌گیرد که اين کودک تا آن موقع نديده بوده کسي گريه بکند، پس نمي‌توانسته اين احساسات را ياد گرفته باشد. بنابراين تشخيص يک صورت گريان امري ذاتي و غریزی است. با این حال نکات ظریفی هم هست که توجه بیشتر به آن می‌تواند به ما در درک بهتر از چهره خودمان و دیگران کمک کند.

اشکم روی گونه
اولین چیزی که در مورد چهره‌ افراد به نظر می‌رسد، بروز احساسات و واکنش‌های احساسی در آن است. هفت احساس اصلي وجود دارد که در تمامي فرهنگ‌ها به وسيله حالات مشابهی در چهره بيان مي‌شوند. این احساس‌ها عبارتند از: غم، خشم، ترس، تعجب، تنفر، تحقير و لذت. اين حالات‌هاي جهاني چهره، ماهيتی ذاتی و  فطري دارند و با آموختن به دست نمی‌آیند و حتی آدم‌های کور مادرزاد هم که هیچ‌وقت چهره دیگران را ندیده‌اند، اين هفت حالت چهره را درست همانند ساير انسان‌ها نشان مي‌دهند.
هرچند حالت صدا هم به اندازه حالت چهره در انتقال احساسات حايز اهميت است، اما هيچ ابزاري براي شناسايي ابراز عواطف جزئي در صدا وجود ندارد. در مقابل، در چهره هر کسی ابزارهاي شناخته‌شده‌اي وجود دارند که مي‌توانند در شناسايي احساسات فرد به ما کمک بکنند.
مثلاً در زمان عصبانیت معمولاً فک پايين کمی جلو مي‌آيد و لب‌ها مختصري نازک و روي هم فشرده مي‌شوند. پلک‌هاي پايين و بالا ممکن است در هم بروند که يک نشانه خفيف کنترل خشم است. البته وقتی آدم عصباني نيست اما شديداً روي چيزي متمرکز شده است هم پلک‌ها همین حالت را دارند.
باز به عنوان نمونه دو نشانه خفيف مبني بر اندوه وجود دارد؛ نخستين نشانه زاويه پيدا کردن گوشه داخلي ابروها به سمت بالا مي‌باشد. اين مورد نشانه مهمی براي غمگین بودن است چون عده بسيار کمي از افراد مي‌توانند اين کار را به صورت ارادي انجام دهند، در نتيجه اين نشانه به ندرت ساختگي است. حتي زماني که افراد سعي مي‌کنند احساسات خود را نشان ندهند، اين ابروهاي مايل اغلب اندوه آن‌ها را آشکار خواهند کرد. دومين نشانه خفيف اندوه افتادگي پلک است.
این حالات تغییر چهره قابل کنترل هستند اما باز هم هرچقدر سعی بکنیم، نمی‌توانیم از انعکاس کامل احساسات در چهره‌ خودمان جلوگیری به عمل آوریم. واکنش اولیه صورت به احساسات که چیزی در حدود 2/0 ثانیه زمان می‌برد، و تغییرات بسیار جزئي در صورت، همان بخش غیر قابل تغییر است. حالات مختلف چهره در تمامي فرهنگ‌ها و برای تمام سنین يکسان هستند. اين‌که شما جوان هستيد يا پير يا تحصيلات و فرهنگ شما چطور است، تأثيري بر ثبت احساسات شما روي چهره‌تان ندارد. بنابراين يادگرفتن تشخيص اين حالات مي‌تواند در برخورد با افراد مختلف مفيد باشد.

سرخی چشمانت از چیست؟
بسياري از بيماري‌ها، يک چهره مشخص را در بيماران ايجاد مي‌کنند؛ مثلاً مبتلایان به سندرم داون یا منگولیسم،  صورت خاصی دارند. فاصله چشم‌ها از همدیگر بیشتر از حالت عادی است و چشم‌ها افقی و کشیده هستند. يا در بیماران مبتلا به تالاسمی، درد و رنج بیماری باعث شکسته شدن زودرس چهره و کوچک‌تر بودن اجزای چهره در آ‌ن‌ها می‌شود.
از روی حالت‌های عاطفي و واکنش‌های احساسی چهره هم می‌شود چیزهایی در مورد بیماری دانست. مثلاً يک بيمار مبتلا به افسردگي نسبت به افراد معمولی، به چيزهاي عادی بیشتر واکنش منفی نشان می‌دهد.
حتی حالات چهره مي‌تواند در مورد پيش‌آگهي بيماری‌ها هم کمک‌کننده باشند. در یک پژوهش محققان با مطالعه بر روي حالات چهره مبتلايان به بيماري عروق کرونر قلب فهمیدند که مي‌شود پيش‌بيني کرد چه کساني دچار حملات ايسکميک بيشتري مي‌شوند.
در حالي که همه ما در مورد وقايع ناراحت‌کننده زندگيمان صحبت مي‌کنيم (به عنوان مثال: «امروز يک ساعت طول کشيد تا به محل کارم رسيدم»)، تنها بعضي از افراد هستند که هنگام صحبت در اين موارد عصباني هم مي‌شوند. کسانی که اين عصبانيت را در حين تعريف وقايع ناراحت‌کننده در صورت خود نشان مي‌دادند، احتمال ابتلا به ايسکمي در آن‌ها به صورت معني‌داري بالاتر بود .

رنگ رخساره خبر می‌دهد
اما چهره ما جز احساسات و بیماری‌ها چه چیزهایی را نشان می‌دهد؟ آیا ما در برخورد با هر کسی فقط به مریض بودن یا واکنش‌های احساسی آن فرد توجه می‌کنیم؟ کافی است به خاطر بیاوریم که «از قیافه‌اش خوشم نیامد» یا «چهره شما برایم آشناست»، چقدر عبارت‌های رایج و پرکاربردی هستند. و همین، نشان می‌دهد که چهره افراد، رازهای بیشتری از آن‌چه تاکنون گفتیم دارند.
شکسپیر می‌گوید: «چهره ما تاريخچه زندگي ماست». صورت ما حامل وقايعي از گذشته‌ها، طرز تفكر، خصوصيات اخلاقي ما و حتي نيازهایی مانند صمیمیت، شرايط كار و سليقه‌هاي شخصي ما است. ما بدون دانستن دقیق این نکته، معمولاً در اولين برخوردهايمان ناخودآگاه روي چهره افراد قضاوت می‌کنیم. این کار چندان هم غیرمنطقی نیست. صورت ما در طول زمان ثابت نمی‌ماند و همان‌طور که عوامل فیزیکی  یا بیماری‌ها می‌توانند بر بدن و صورت ما تاثیر بگذارند، عوامل روانی نیز بر شکل‌گیری چهره ما تاثیر دارند. به قول آبراهام لينكلن :«درست است كه ما در هنگام تولد چهره خود را انتخاب نمي‌كنيم اما صورت ما در پنجاه سالگي حامل كارنامه يك عمر انتخاب بين خوب و بد است.» خیلی ساده است. فرض کنید صورت کسی که در یک کتابخانه و محیط آرامی کار می‌کند، چقدر بازتر و صاف‌تر از صورت کسی است که در یک محیط شلوغ کار می‌کند. فردی که محیط کاری شلوغی دارد، عادت کرده که به صورت ناخودآگاه به صداها واکنش نشان بدهد و صورتش را جمع بکند. همین یک فرق در چهره این دو نفر، می‌تواند یک کلید برای فهمیدن یک نکته باشد.
تشخیص نکات شخصیتی و اطلاعات فرد از روی چهره آن‌ها، چیز جدیدی نیست. این یک کار قدیمی است؛ آن‌قدر قدیمی که اسمی هم به نام چهره‌خوانی می‌گویند. اساس چهره‌خوانی بر این باور استوار شده که با بررسی و نظر دادن بر روی ظاهر یک شخص به ویژه چهره و سیمای او می‌توان به شخصیت و اخلاق وی پی برد. چهره‌خوانی، یا چهره‌شناسی، قیافه‌شناسی، تعبیر چهره، علم فراست یا
Physiognomy جزء دانش‌های اثبات‌شده و دارای اصول علمی منطقی و دقیق به حساب نمی‌آید و به اصطلاح به آن «شبه‌علم» می‌گویند. معمولاً دانشمندان به چنین علومی بهای زیادی نمی‌دهند و همانند چیزهایی از قبیل طالع‌بینی با آن برخورد می‌کنند: «اثبات‌نشده ولی بی‌ضرر». با این وجود بسیاری از مردم چهره‌خوانی را راهی مطمئن برای قضاوت در مورد افراد می‌‌دانند.
اين علم از زمان‌هاي قديم وجود داشته و کسانی مثل ارسطو و بقراط در مورد آن رساله نوشته‌اند. بشر در طول سده‌های پیاپی کوشش کرده تا با پیوند زدن خصیصه‌های صورت افراد به شخصیت آن‌ها، متوجه افکار و درونشان شود. با گذشت سال‌ها علم چهره‌شناسی نیز گسترش یافته و به شاخه‌های مختلف تقسیم شده است. این علم به ما می‌‌آموزد که چگونه از روی چهره افراد پی به شخصیت آن‌ها ببریم.
قبل از شروع بحث باید دو نکته را مد نظر داشت. اول این‌که همان‌طور که گفتیم چهره‌خوانی یک علم دقیق و ثابت‌شده نیست و حتی با گذراندن دروه‌های آموزشی دقیق و پیشرفته نیز نمی‌توان به‌طور قطع در مورد شخصیت و درون افراد صحبت کرد. نتایج شما در سنجش شخصیت، بستگی به تجربه، مهارت و تعداد دفعات تحلیل قبلی دارد. نکته دوم که اهمیت بسیار زیادی هم دارد این‌که چهره را باید به طور کامل و دقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید و تا رسیدن به همه حقایق، از قضاوت‌های شتابزده اجتناب کنید. با به یاد داشتن این نکات می‌‌توانید قبل از صحبت کردن با افراد تا حدی متوجه شخصیت آن‌ها شوید.

صورتم مثل هلو
شکل صورت، اولین نکته‌ای است که در هنگام تعبیر چهره باید به آن دقت کرد. فرم کلی صورت و شکل هندسی آن این نکات را به ما می‌گوید:
- صورت دراز و کشیده: صبور
 افرادی که دارای چنین صورتی هستند عموماً صبر و تحمل زیادی دارند و توانایی حل مشکلات در آن‌ها بیشتر است. جذابیت و خوش‌ترکیب بودن افراد با چنین صورتی نشانگر این است که آن‌ها معمولاً کارهای خود را نیمه‌تمام رها نمی‌کنند و عادت به انجام امور به شکل  تمام و کمال دارند.
- صورت مربعی: سخت‌کوش
 طرفدار استقلال فردی و فردگرایی، سخت‌کوشی برای دستیابی به آرزوها، زیرکی و فعال بودن از ویژگی‌های این افراد محسوب می‌‌شود.
- صورت پهن: دانا و مهربان
این‌گونه اشخاص بردبار و مهربان هستند. معمولًا افراد درس خوانده و روشنفکر به حساب می‌آیند.
- صورت گرد: پرانرژی
این شکل دلالت بر امیدواری، زنده‌دلی و انرژی دارد. این افراد می‌‌توانند اتاقی دلگیر و ساکت را به بمبی از خنده و شادی تبدیل کنند.

بختت بلند باشد
پيشاني شما تابلویي است براي يادآوري طرز فكر شما و نشانه‌اي از چگونگي تصميمات و تاثيرات آن بر رفتارتان و شايد هم به اين دليل بوده كه پيشاني را اكثر اديان مكاني براي به خاك گذاشتن انتخاب نموده‌اند.
- پيشاني محدب و بيرون زده: مبتكر
اين پيشاني نشان‌دهنده علاقه فرد به استفاده از تخيل و راه‌حل‌هاي مبتكرانه است، چه در كار و چه در زندگی.
- بالاي ابروها روي پيشاني، يك برآمدگي استخواني باشد: قاطع، منظم
مجري درجه يك قانون از هر نوع كه باشد؛ چه قوانين علمي چه اجتماعي. اين فرد براي اطمينان به راه‌حل‌ها نيازمند يك بار امتحان كردن آن‌ها است. در زندگي نيز راحت اطمينان نمي‌كند، اما راحت هم شك نمي‌كند.
- يك برجستگي گوشتي ميان ابروها: سختكوش
اين برجستگي روي ناحيه اراده روييده است، پس اين خصوصيت نشانه سخت كوشي و همت اعلاي فرد است، از كودكي تا كهن‌سالي. او را در زندگي و كار جدي بگيريد.
- پيشاني صاف و بدون گره: افكار منظم
اين اشخاص عموماً داراي افكاري منظم و قدرت تصميم‌گيري در زمان حال هستند. ايشان پذيراي عقايد روشن و تازه نيز مي‌باشند و نگرش و برخوردي معقول و متعادل دارند.
- پیشانی چروکیده: پریشان
 وجود خطوط در سطح پیشانی نشان می‌‌دهد که این افراد به سرعت هیجان‌زده و احساساتی می‌شوند و سریع آشفته و پریشان‌حال می‌‌گردند.

ابرو عین کمونچه
هنگامي كه پيشاني بيانگر افكار است، پس عجيب نيست ابروها كه مرز پيشاني و چشم هستند را سمبل و بيانگر احساسات بدانيم. فاصله زياد ابروها تا چشم نشانه صبوری و مشكل‌پسندي است و فاصله كم آن نيز نشانه عجول بودن و قدرت تصميم‌گيري سريع است. این را هم به یاد داشته باشید که معمولاً ابروها قرینه نیستند، حتی در صورت خودتان.
- ابروی بسيار كم‌پشت و كم‌رنگ: اجتماعی
تشخيص انديشه اين فرد مانند ابروانش مشكل است. اما مردم با او خیلی راحت ارتباط برقرار مي‌كنند. او بيشتر سعي در شنيدن دارد تا گفتن، پس همصحبت خوبي است.
- ابروهاي پيوسته: متفكر و خلاق
 پیوستگی ابروها نشانگر این است که فرد دایماً در حال تفکر و اندیشه است و در مواقع رويارويي با مشكل ایده‌های جالبی در سر دارد.
- ابروی دم باريك (در وسط پهن و در انتها نازك): خلاق
کارهاي بزرگتان را به اين شخص بسپاريد زيرا براي آن‌ها راه حل‌هاي خوبي ارایه مي‌دهد. اما هرگز سعي نكنيد در اجرا نيز کار را به او بسپارید زيرا او يك طراح و خلاق بزرگ است و ذهن خود را براي كارهاي عملي آماده نكرده است.
- ابروي نازک و نخي: دهن‌بين
این افراد معمولًا دارای اعتماد به نفس کمی هستند. خود را بيش از مقداري كه واقعاً تحت نظرند مورد توجه مي‌دانند. آن‌قدر نسبت به حرف ديگران حساس هستند که كه دچار وسواس مي‌شوند .
-  ابروي پرپشت و پهن: دورانديش
از نظر ذهني فعال و منبعي براي افكار و عقايد است. اين فرد در بيان تفكرات نيز مانند زمان پردازش آنها قدرتمند است.
- ابروی صاف: متفکر
 صافی و مستقیمی ابروها نشانگر اندیشه، تفکر و ایده‌گرایی فرد هستند.
- ابروی کمانی: واقع‌گرا
 افرادی که دارای ابروهای خمیده و کمانی هستند از حکایت‌ها و داستان‌های واقعی لذت می‌‌برند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 23:10  توسط آذر حکمت نیا   | 

اگر چنين هستيد ، صبر كنيد ، ازدواج نكنيد

 

1 - اگر در خانواده پدري و زندگي مجردي خود ، مسئوليت كاري را به عهده نمي گيريد يا در مسئوليت محوله تعلل مي ورزيد. ( تنبلي و بي مسئوليتي)

2 – اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (‌كه به نظر شما غير منطقي بوده يا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضي كننده نداريد و نتوانسته ايد تعامل قابل قبولي ايجاد نمائيد. (عدم تعامل و ارتباط اجتماعي صحيح با ديگران)

3 – اگر در زندگي ، مرتب شغل خود را عوض كرده ايد، با دوستان زيادي به خاطر مشكلاتي قطع رابطه نموده ايد، رشته تحصيلي خود را تغيير داده  يا ترك تحصيل كرده ايد، علائق خود را نيمه كاره رها كرده ايد و ثبات فكري ، احساسي و رفتاري نداريد.( عدم ثبات فكري، احساسي و رفتاري)

4 – اگر تصور مي كنيد ؛ افكار ، احساس و رفتار همسرتان را در آينده به دلخواه خود تغيير مي دهيد. (خطاي شناختي)

5 – اگر به دنبال همسر مناسبي هستيد به نحوي كه در زندگي مشتركتان در آينده با هيچ گونه مشكلي مواجه نشويد. (خطاي شناختي)

6 – اگر در پي كسب لذت و علائق خود ، كارها و مسئوليت هايتان بر دوش ديگران قرار مي گيرد. (اصالت لذت، و عدم مسئوليت پذيري)

7 – اگر فقط منطق و طرز نگرش خويش را قبول داريد و در برابر ديگران حالت دفاعي يا حالت تهاجمي مي گيريد و قادر به درك افكار ، احساس و رفتار ديگران نيستيد. (واكنش دفاعي و خود ميان بيني)

8 – اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمي بينيد. (عدم خودآگاهي)

9 – اگر تا كنون با نظرات، انتقادات و پيشنهادات ديگران، تغييري در رفتار هاي شما ايجاد نشده است. (عدم مديريت خود يا خود مديريتي)

10 – اگر مسائل كاري شما مانع ارتباط دوستانه ، و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صميمي در خانواده ( خانواده پدري) مي شود يا مسائل و مشكلات شخصي شما در تمام حوزه هاي زندگيتان تاثير مي گذارد و در هم تنيده مي گردد. (مشكل در تقسيم وظايف و تعارض نقش ها)

11 – اگر به هيچ وجه قادر به تغيير برنامه هاي از قبل طراحي شده خود نيستيد( حتي اگر شرايط تغيير كند) و بسيار متعصب ، خشك و غير قابل انعطاف هستيد. (‌عدم انعطاف پذيري لازم)

12 – اگر قادر به درك احساسات ، رفتار و افكار خانواده ، دوستان و همكارانتان(كه متفاوت از شما عمل مي كنند)، نمي باشيد. (عدم اگاهي اجتماعي)

13 – اگر بيشتر به جاي گوش كردن ، صحبت مي كنيد و بيشتر از آنكه سعي كنيد ديگران را بفهميد ، سعي داريد كه ديگران شما را درك كنند. (عدم مديريت رابطه)

14 – اگر بسيار هيجان طلب هستيد و صرفاً ، هيجانات شما را به سويي مي كشاند و قادر به تعويق انداختن خواسته هايتان نيستيد. (خود يا اگو ضعيف ، هوش هيجاني پائين)

15 – اگر براي رفتار ، احساس و گفتار خود روش و برنامه اي نداريد و منفعلانه و واكنشي نسبت به ديگران عكس العمل نشان مي دهيد.( رفتار بي تعقل يا انعكاسي، مشكل در شيوه حل مسئله)

16 – اگر عادت داريد به جاي حل مشكلات از آنها فرار كنيد يا اجتناب بورزيد يا واكنش شما به مسائل بي تفاوتي هست. (پاسخ اجتنابي به رويدادها)

17- اگر در آينه نگاه ديگران، شما فردي غرغرو ، سرزنش گر، وابسته، احساساتي، بدبين، گوشه گير، پرخاشگر، دمدمي مزاج، خودخواه، گوشت تلخ، غمگين يا تكانشي ( كسي كه يكباره بدون مقدمه و از روي احساس دست به عملي مي زند و پيامدهاي آن را نمي سنجد) به نظر مي آئيد. (اختلال شخصيت)

18 – اگر فكر مي كنيد، از ميان چند ميليارد ساكنين كره زمين ، فقط و فقط يك شخص مناسب شماست و ارزش ازدواج دارد و در غير اين صورت زندگي شما بي معنا شده و بايد بميريد يا تا آخر عمر مجرد بمانيد.( خطاي شناختي ، عدم كنترل احساس ، هوش هيجاني ضعيف)

19 – اگر بدون اينكه خود را دقيقاً‌ ارزيابي كنيد و بشناسيد ،‌دنبال همسر مناسب مي گرديد. (‌عدم شناخت خود)

20 – اگر وضعيت فعلي اتان راضي كننده نيست و براي رهايي و فرار از موقعيت ، اقدام به ازدواج مي كنيد. (مشكل در شيوه حل مسئله)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 23:7  توسط آذر حکمت نیا   | 

اگر شما یک نقطه در دنیا باشید

بی نهایت خط از شما ساطع می شود

موفق باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 9:42  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 1:59  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 1:35  توسط آذر حکمت نیا   | 

هاله یا میدان انرژی اطراف ما

 

ميدان ظريف اطراف انسان كه مثل يك تخم مرغ انسان را در بر گرفته هاله نام دارد. اين انرژي حياتي تجلي چند بعدي انرژي درخشان كيهاني است كه كالبد فيزيكي را در بر گرفته و در آن نفوذ ميكند و به آن حيات و معنا ميبخشد.

        هاله در بر گيرنده آگاهي و تصوير كامل زندگي ماست. همه افكار و احساسات و آگاهي ما از آن منشا ميگيرد. هاله شامل تمام تجربيات زندگي ما از لحظه تولد تا لحظه مرگ است.

        تصاویر زیر، هاله های اشخاص و اجسام می باشد که توسط دستگاه کرلیان عکسبرداری شده است. 

 

 

       

 

 

         

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 0:33  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 0:30  توسط آذر حکمت نیا   | 

چند سخن از جبران خلیل جبران                                      

 

 

انسان فرزانه ، با مشعل دانش و حكمت پيش رفته و روشنگر راه بشريت خواهد شد.

 

هيچ كس نميتواند نكته اي را بر شما آشكار سازد مگر آنچه كه از قبل در طليعه ناخودآگاه معرفتتان قرار داشته است.

 

آموختن ، تنها سرمايه اي است كه ستمكاران نميتوانند به يغما برند.

 

شايد بتوانيد دست و پاي مرا به غل و زنجير كشيد و يا مرا به زندان تاريكي بيافكنيد ، ولي نميتوانيد افكار آزاد مرا به اسارت درآوريد.

 

با سالخوردگان و افراد با تجربه مشورت كنيد كه چشم هايتان ، چهره ساليان را ديده و گوش هايتان ، نواي زندگي را شنيده.

 

آن كه جوياي پند و اندرز نيست ، ناداني است كه حماقت ، او را در قبال حقيقت كور كرده و از وي شخصيتي شرور ، سركش و خطرناك براي اطرافيان ساخته است .

 

دانش ، نشان واقعي اصالت شماست : بدون توجه به اينكه پدر شما كيست يا از چه نژادي هستيد !

 

دانش و شعور ، همراهان وفادار زندگي اند كه هيچ گاه ناراستي و دروغ را به شما نمي نمايند .

 

مرا از خردي كه نمي گريد ، فلسفه اي كه نمي خندد و عظمتي كه در برابر كودكان سرفرود نمي آورد دور كنيد .

 

خرد را نه در واژه ، كه در مفهوم واژگان بايد جست .

 

آنچه كه از مايملك خود مي بخشيد ، با ارزش و گرانقدر نيست ! بخشش واقعي هنگامي است كه از وجود خويش ايثار كنيد

 

دانش ، همچون تاج سر و شعور ، عصاي دست شماست كه تا همراهتان باشند ، گنجي برتر از آنها نخواهيد يافت .

 

سرگشتگي و حيرت ، سرآغار دانش است .

 

شجاعانه به استقبال موانع و سختي ها رفتن ، باشكوه تر است از عقب

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 14:22  توسط آذر حکمت نیا   | 

خیال پردازی در کودکان 

 

 خیالبافی کودکان

 

 

دکتر علی قایمی

 

مقدمـــــــه

حیات روانی انسان به نظامی مجهز است که ادامه سیستم دار آن موجب تداوم حیات سالم و توأم با فراغ است. اگر از این نظام تخلف و انحرافی پدید آید آدمی با مخمصه هائی که اغلب زحمت آفرین هستند مواجه خواهد شد، در این نظام به دو امر مواجهیم: یکی تجهیزات انسان و آن شامل امکانات و مؤیداتی در تربیت است که خداوند آن را در درون انسان بودیعت نهاده است مثل فطرت، غریزه، کنجکاوی، بینهایت جوئی، استعدادها و.. و دیگر سیستم دفاعی است که آدمی از این طریق قادر به ادامه حیات و حفظ صیانت وجود می شود. در برابر آلام و رنج های درونی موضع مناسب اتخاذ کرده و خود را از درماندگی ها نجات می دهد و ما این هر دو را در تخیل و خیالبافی انسان می بینیم.

 

مســــألۀ تخیــــل و اهمیت آن

از تجهیزات درونی انسان نیروی تخیل آدمی است و آن نیروئی سازنده است که سبب بسیاری از ابداعات و اختراعات است. تخیل نوعی فعالیت خلاقه است که در مقایسه، استدلال، تصور ذهنی با تعیین قدر و درجه وجود دارد. آدمی از مجموعه دیده ها و شنیده ها سعی دارد مونتاژهائی در ذهن انجام داده و آن را مجسم کند. مثلا" پس از دیدن اتومبیل و هواپیما سعی دارد قسمتهائی از آن را به هم پیوند داده و محصولی جدید در ذهن تصور کند و یا شیئی چون سماور را دیده و اینک آن را در ذهن به صورت در آورد. در اهمیت آن گفته اند که کلیه اختراعات و ابداعات محصول تخیل است. آن را از نیرومند ترین و همگانی ترین توانائی های بشری شمرده اند. زیرا هر کسی در طول عمر و زندگی خود تخیلاتی دارد و در سایه آن موفقیت هائی را به دست می آورد. این نیرو عاملی برای قدرت و خلاقیت و زمینه ساز بسیاری از کشف ها و سازندگی هاست. در سایه آن اختراع پدید می آید، شعر و شاعری و نویسندگی و رمان و هنر حاصل می شود، سخنان شورانگیز و حماسی پدید می آید و اعتماد به نفس حاصل شده آفرینندگی پدید می آید و در کل زندگی رضایت بخش، ارزنده و سعادتمندانه می شود. به همین نظر باید آن را پرورش داد و هم بی مایگی های زندگی را در اثر آن زدود.

 

انــــواع تخیـــل

از نظر علمی تخیل قابل دسته بندی به انواع زیر می باشد:

 

۱- تخیل حضــــوری: که بر اثر آن مطلبی را به ذهن آورده و تصور می کنیم مثل تخیل چهره فلان عالم. اموری که سابقا" عارض ذهن شده با همان جزئیات خود را نشان می دهند.

 

۲- تخیل اختــــراعی: که سبب فعالیت خلاقه می باشد. نوع اخیر یعنی تخیل اختراعی خود به دو صورت می تواند باشد:

 

الف ــ تخیـــل ادراکـــــی: یا خیال پردازی که منجر به اختراع و ادراک و کشف امور می شود و چنین امری تحت هدایت عقل است. و در آن فعالیت ذهن آزاد است و می تواند ترکیبات شگفت و بدیع پدید آورد و صور و معانی ارزنده ای ایجاد کند. تخیل اختراعی محصول جنبه های عالی ذهن و همراه با تفکر و استدلال و محصول آن سازندگی است. از نظر ما مربی وضیفه دارد چنین نیروئی را در کودکان پرورش داده و زمینه رشد آن را فراهم آورد.

 

ب ــ خیالبافـــــی: که نوعی هذیان و هرج و مرج در ذهن و همراه با تلون است و عقل و ادراک در آن راه نداشته و اراده در آن نقش و نفوذی ندارد. چنین حالتی عمل پست و ابتدائی ذهن به حساب می آید و محصول آن مقرون به حقیقت نیست.

 

مسئلـــــه خیالبافـــــی

بر این اساس خیالبافی نوعی تخیل انفعالی و یا تخیل آزاد و بی قید و شرط و نوعی صحنه پردازی ذهن است که در آن عقل و اراده نقشی ندارند و در داوری و اظهار نظر آن کنترلی نیست. هر آنگاه که ذهن فرد از امری ادراکی و عقلانی خالی بماند خیالبافی آن را پر می کند. در خیالبافی آدمی تابع آرزوهای خویش می شود و واقعیات را به گونه ای دیگر درک می کند. او ممکن است فردی مبغوض باشد ولی تصورش این است که همه او را دوست دارند. و با این تخیلات خوشایند می کوشد خود را شاد و خرسند نماید. آنچه را که او خیال می کند مقرون به حقیقت نیست و اغلب صورت گول زدن خود را دارد. و تنها فایده اش این است که نقش مسکن را برای آدمی ایفا می کند. همه آرزوها و تمایلات ارضا نشده او در عالم خیالبافی ارضا شدن و یا در حال برآورده شدن اند و این خود عاملی برای کاهش درد و رنج است.

 

فـــــرق خیالبافـــــی با رؤیـــــا

خیالبافی از دیدی همان رؤیاست زیرا شخص اعمال را در پندار انجام می دهد و در عالم خیال زمینه را برای رفع موانع و ناراحتی فراهم می آورد. محرک فرد در عالم رؤیا اغلب تمایلات و آرزوهای ارضا نشده اند و در عالم خیالبافی هم همین حالت وجود دارد. هم در رؤیا و هم در خیالبافی شکایات و خیالات رشد کرده و آدمی در ذهن خود حور و قصور  می سازد. دنیای تخیل و رؤیا برای افراد زیبا، غنی و پرمعنی است و تازه های آن برای فرد به قدری قابل وصولند که آدمی می تواند با چشم بر روی هم نهادن و با کوچکترین احساس ناکامی و اضطراب آن عالم را برای خود پدید آورده و محسوس نماید. فرق آن با رؤیا این است که رؤیا در خواب است و خیالبافی در بیداری. افراد خیالباف در بیداری، با آزاد گذاردن ذهن از عالم واقع دور شده و با آن فاصله می گیرند. چیزهای غیر قابل وصول را در دسترس خود می بینند. اینان در بین خواب و بیداری هستند و صورت ها طبق قانون تداعی معانی یکی پس از دیگری، بدون نظم و ترتیب و رابطه منطقی پدید می آیند و می روند. آری، خیالبافی نوعی رؤیا در بیداری است که برای ارضای تخیلی آرزوها و امیال ناکام مانده فعالیت می کند، آنچه در این مسیر عارض ذهن او می شود آن را واقعی پنداشته و در عین آگاهی از غیر واقعی بودن آن خوش است.

 

مـــــاهیت خیالبافــــــی

ماهیت آن را مکانیزم جبرانی، دفاعی و یا نوعی ارضای بدلی امیال سرکوب شده می دانند که در آن آدمی سعی دارد بدبختی ها، فلک زدگی های خود را از میان برداشته و در واقع و نفس امری که برای او دردناک است درو بماند. آن را نوعی تشفی آرزوها دانسته اند که منش و شخصیت محروم و حقیر شده آدمی در آن دخالت دارد. گواینکه در همین زمینه هم جای بحث وجود دارد. آدمی در سایه آن به گزینش نوعی جانشین برای زندگی می پردازد و عواطف و خواسته های ناموفق را موفق می نمایاند. گروهی ماهیت آن را نوعی بازی فکری دانسته اند که در آن کودک خود را در نقشی مورد علاقه قرار داده و هیجان انگیزتر از قهرمان واقعی به انجام رفتاری می پردازد. و هم بعضی آن را از کیفیات مغز به حساب می آورند که در آن آدمی از حالت اعتدال خارج شده و شیوه هائی برای رهائی از ملال برای خود تحصیل می کند و در کل آدمی در خیالبافی موفق به حل و فصل مشکلاتی می شود که امکان آن در حالت عادی وجود ندارد 

 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 23:51  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

پیام من نه در واژه هایی که به کار میگیرم که در سکوتی نهفته است که آن واژه ها از آنجا برمیخیزند.پیام نه کلامی است نه فلسفی یک آمیزش یک پیوند ژرف دلها یک دیدار یک وصال یک تجربه ی خلسه آور.پیام من یک انزال روحانی است .

---------------------------------------

دانش مانع از شناخت است. وقتی پرده ی دانش فرو افتد گل شناخت شکفتن میگیرد.

---------------------------------------

به خاطر داشته باش که زندگی نوسانی است بین شب و روز تابستان و زمستان. این نوسانی دائمی است.هرگز هیچ کجا از حرکت نایست ! در جنبش باش ! و هر قدر این نوسان بزرگتر باشد تجربه ات ژرفتر خواهد بود

---------------------------------------

عشقت را در مراقبه ات و مراقبه ات را در عشقت جاری ساز.این همان چیزی است که من تعلیم میدهم.این همان چیزی است که که زندگی پویا میخوانمش و زندگی مذهبی زندگی ای پویاست.

---------------------------------------

در دنیای درون نیازی به تلاش نیست.همین که لغزیدن به درون را آغاز کردی ناگهان میبینی که همه چیز همانگونه روی میدهد که باید.زندگی به غایت کامل است.هیچ راهی برای بهبود بخشیدن به آن نیست.آنگاه جشت آغاز میشود.

---------------------------------------

فردی خلاق به دنیا می آید و بر زیبایی دنیا می افزاید-آوازی اینجا پرده ی نقاشی ای آنجا.او باعث میشود دنیا بهتر به رقص درآید بهتر محفوظ شود بهتر عشق بورزد و بهتر مراقبه کند. و وقتی از این دنیا رخت بر می بندد دنیای بهتری را پشت سر میگذارد.

---------------------------------------

خلاق باش. نگران نباش چه میکنی-انسان کارهای بسیاری را باید انجام دهد-اما هر کاری را مبتکرانه از روی شیفتگی و اخلاص انجام بده. آنگاه کار تو عبادت میشود.

---------------------------------------

هر انسانی با سرنوشتی مشخص به این دنیا قدم میگذارد-او وظیفاه ای دارد که باید ادا کند پیامی که باید ابلاغ شود کاری که باید تکمیل گردد. تو تصادفا اینجا نیستی-بلکه به طور هدفمندی اینجا هستی.در پس وجود تو منظوری نهفته است.کل هستی برآن است که کاری را از طریق تو به انجام برساند.

---------------------------------------

رخداد واقعی فقط برای افراد واقعی رخ میدهد.تکه کلام گورجیف این بود : (( در جستجوی واقعیت نباش-خودت واقعی شو!))چرا که واقعی فقط برای افراد واقعی اتفاق می افتد. برای افراد غیر واقعی فقط غیر واقعی رخ میدهد.

---------------------------------------

وقتی اتم میتواند چنین انرژی عظیمی دارا باشد پس در باره ی انسان چه باید گفت؟ در باره ی این شعله ی کوچک آگاهی افروخته در انسان چه باید گفت؟اگر روزی این شعله ی کوچک به انفجار در آید قدر مسلم به منبع نا محدودی از انرژی و نور مبدل میگردد.این همام چیزی است که در مورد انسانی به نام ((بودا)) یا انسانی به نام((عیسی مسیح(ع) )) رخ داده است.

---------------------------------------

هر فرد یک آزادی است یک آزادی ناشناخته. آزادی ای غیر قابل پیش بینی و غیر قابل انتظار. شخص باید در آگاهی و ادراک زندگی کند.

---------------------------------------

ژرف زندگی کن از ته دل زندگی کن یکپارچه با تمام وجود به طوری که وقتی مرگ در زد آماده باشی-آماده چون میوه ای رسیده برای فرو افتادن از درخت. تنها نسیمی ملایم میوزد و میوه فرو می افتد . گاه حتی بدون هیچ نسیمی میوه به سبب سنگینی و رسیدگی از درخت می افتد . مرگ باید چنین باشد.و این آمادگی باید با زندگی کردن فراهم اید.

---------------------------------------

همه ی لحظه ها زیبا هستند فقط تو باید پذیرا و تسلیم باشی. همه ی لحظه ها نعمت اند فقط تو باید قادر به دیدن  باشی.همه ی لحظه ها میمون و مبارک اند.اگر تو با حق شناسی عمیق بپذیری هرگز هیچ چیز عیب نخواهد کرد.

---------------------------------------

مراقبه تابعی است از شاد بودن. مراقبه همچون سایه در تعقیب انسان شاد است.هر جا که میرود هر کاری که میکند در حال مراقبه و مکاشفه است. او به شدت متمرکز است.

---------------------------------------

شادمانی هنگامی روی میدهد که تو با زندگی ات هم آهنگ هستی .چنان همساز که هر آنچه انجام میدهی مایه ی مسرت توست.بعد نا آگاهی پی می بری که مراقبه در تعقیب توست. اگر عاشق کاری باشی که میکنی اگر عاشق طریقه ی زندگی ات باشی آن وقت در حال مراقبه ای . آن وقت هیچ چیز حواست را پرت نخواهد کرد. وقتی چیزها حواس تو را پرت میکنند این خود نشانه ی ان است که تو واقعا به ان چیزها علاقه مند نیستی .

---------------------------------------

شاد باش ! مراقبه  خودش به تو دست خواهد داد.شاد باش و مذهب خودش در پی خواهد آمد. شادمانی شرطی اساسی است.مردم تنها وقتی مذهبی میشوند که غصه دار و اندهگین اند-این است که مذهبشان دروغین است.

---------------------------------------

مراقبه به طور طبیعی به سراغ آدم شاد می آید.مرافبه به طور خودکار به سراغ آدم مسرور می آید.مراقبه برای آن کس که میتواندجشن بگیرد و به وجد در می آید کاری بس آسان است.

---------------------------------------

گلهای سرخ به این زیبایی میشکفند چرا که سعی ندارند به شکل نیلوفر های آبی در آیند و نیلوفرهای آبی به این زیبایی شکفته می شوند چرا که درباره ی دیگر گلها افسانه ای به گوششان نخورده است. همه چیز در طبیعت این چنین زیبا در تطابق با یکدیگر پیش میروند. چرا که هیچ کس سعی ندارد با کسی رقابت کند کسی سعی ندارد به لباس دیگری درآید.فقط این نکته را دریاب! فقط خودت باش و این را آویزه ی گوش کن که هر کاری هم که بکنی نمیتوانی  چیز دیگر باشی. همه ی تلاشها بیهوده است . تو باید فقط خودت باشی.

---------------------------------------

برده نباش! تا آن حد از جامعه پیروی کن که احساس کنی ضرورت دارد اما همواره ناخدای سرنوشت خویش باش.

---------------------------------------

هرگز زندگی ات را قربانی هیچ چیز نکن! همه چیز را قربانی زندگی کن!زندگی هدف غایی است-بزرگتر از هر کشوری بزرگتر از هر کیشی بزرگتر از هر بتی بزرگتر از هر آرمانی.

---------------------------------------

خنده دقیقا همان پایه ی عبادت است. جدی بودن هرگز عابدانه نیست و نمیتواند باشد. جدی بودن از منیت است بخشی از همان بیماری است.خنده بی نفسی است .

---------------------------------------

کل بازی هستی چنان زیباست که تنها خنده میتواند پاسخ آن باشد.تنها خنده میتواند عبادت و شکر واقعی باشد.

---------------------------------------

در این دنیا هم اینجا هم اینک بمان و به راحت ادامه بده و با قهقهه ای برخاست از عمق وجودت ادامه بده. راهت را به سوی خدا برقص!راهت را به سوی خدا بخند! راهت را به سوی خدا آواز بخوان!

---------------------------------------

عشق یک آینه است.رابطه ی واقعی آینه ای است که در آن دو عاشق چهره ی یکدیگر را می بینند و خدا را باز می شناسند. این راهی به سوی پروردگار است.

---------------------------------------

سانیاسین های من به هیچ نژادی به هیچ آئینی تعلق ندارند. لب کلام سانیاهای من این است: (( بیرون آمدن از هر نوع زندان فقط انسان شدن اعلام جهان شمول بودن خود اعلام اینکه تمام کره ی خاکی به ما تعلق دارد.))

---------------------------------------

در عشق یک به علاوه یک  یک میشود نه دو .در عشق ژرف دوگانگی محو می گردد.ریاضیات پشت سر گذاشته میشود.نا مربوط میشود.در عشق ژرف دو فرد دیگر دو فرد نیستند.آنها یکی میشوند.شروع میکنند به عنوان یک واحد به عنوان یک وحدانیت سازمند و تشکل یافته به عنوان یک شعف مستی آور احساس کنند عمل کنند.

---------------------------------------

سالک بیشتر به منبع واقعی خویشتن خویش اینکه کیست علاقه مند است: (( من کی هستم؟)) این بنیادی ترین پرسش عرفانی است-نه خداوند نه بهشت نه جهنم بلکه ((من کی هستم؟))

---------------------------------------

زندگی نه کیفر که پاداش است.با فرصت عظیمی که برای رشد یافتن دیدن دانستن درک کردن و بودن به تو ارزانی داشته اند تو را پاداش داده اند.من زندگی را روحانی میخوانم.در حقیقت از دید من زندگی و خدا مترادف یکدیگرند.

---------------------------------------

ذن راهی خود انگیخته است.تلاش بی تلاش راه شهود یا درک مستقیم است.

---------------------------------------

من ذهنی را کمال یافته میخوانم که ظرفیت حیرت کردن را حفظ کرده باشد.ذهنی بالغ است که مدام به شگفتی درآید از دیگران از خودش از هر چیزی. زندگی حیرتی است همیشگی.

---------------------------------------

هم اینک همینجا زندگی کن! زندگی کردن در امید زندگی کردن در آینده است و این خود به تعویق انداختن زندگی به معنای واقعی است.این نه راه زندگی کردن که راه خود کشی است.هیچ احتیاجی به امید نیست و هیچ احتیاجی به اساس نومیدی نیست.هم اینک همینجا زندگی کن. زندگی به طرز فوق العاده ای لذت بخش است.همینجا دارد میبارد و تو جای دیگری را داری مینگری.

---------------------------------------

دلسوزی تنها هنگامی سر بر می آورد که بتوانی ببینی که همه با تو خویشاوندی دارند.دلسوزی تنها هنگامی پدید می آید که ببینی تو عضوی از همه و همه عضوی از تو هستند.هیچ کس جدا نیست.وقتی توهم جدایی کنار رفت دلسوزی سر بر می آورد.

---------------------------------------

همه باورها خفه کننده اند و همه ی سرسپردگیها به تو کمک میکنند تا زنده ی واقعی نباشی.انها موجودیت تو را می میراند

---------------------------------------

دو دستی چسبیدن به هر چیزی حال هر چه میخواهد باشد نشانگر بی اعتمادی است. اگر به زن و یا مردی عشق میورزی و دو دستی به او چسبیده ای این به تمام معنا نشان میدهد که اعتماد نمیکنی 

---------------------------------------

واقعی تر زندگی کن. نقابها را کنار بگذار . آنها بر قلبت سنگینی میکنند. همه ی ریاکاریها را کنار بگذار .عریان باش البته خالی از دردسر نخواهد بود اما همین دردسر ارزش آن را دارد زیرا تنها پس از آن دردسر است که رشد پیدا میکنی وبالغ میشوی.

---------------------------------------

عارف فردی خوشحال است.هر جا که باشد او در معبد به سر میبرد.فردی خوشحال معبدش را دور خود حمل میکند . این را میدانم چون آن را با خود حمل کرده ام. من احتیاجی ندارم به هیچ معبدی بروم. هر جا هستم معبدم آنجاست.همان حال و هوا یا شرایط اقلیمی است. عصاره ی درونی خود من در حال سرازیر شدن است.

---------------------------------------

زبان عشق برای ذهن بسیار بیگانه است. ذهن و قلب دورترین قطبهای واقعیت هستند.فاصله ی هیچ دو نقطه ای دورتر از فاصله ی ذهن و قلب نیست.فاصله ی بین هیچ دو نقطه ای به اندازه فاصله ی بین ذهن و قلب-عقل و عشقمنطق و زندگی دور نیست.اگر کسی به خاطر عشق دیوانه شد دیوانگی او بیماری نیست. در حقیقت او تنها فرد سالم تنها فرد کامل و تنها فرد مقدس بر روی زمین است-زیرا از این طریق قلبش از نوبا زندگی پیوند خورده است.

---------------------------------------

ذهن یعنی واژه ها خود یعنی سکوت. ذهن چیزی نیست جز همه ی واژه هایی که اندوخته ای سکوت همان چیزی است که همیشه با تو بوده است. اندوخته نیست. این مفهوم خود است. سکوت کیفیت اصلی و ذاتی توست.

---------------------------------------

دین بر پایه ی عقیده یا ایمان قرار ندارد: دین بر پایه ی بهت قرار دارد بر پایه ی حیرت قرار دارد. دین بر رمز و رازی استوار است که پیرامون توست. برای اینکه آن را احساس کنی از وجودش با خبر شوی و آن را ببینی چشمهایت را باز کن و غبار ادور را کنار بزن آیینه ات را پاک کن! و ببین چه زیبای ای تو را احاطه کرده است چه عظمت خارق العاده ای مدام بر درهای تو میکوبد. چرا با چشمان بسته نشسته ای ؟ چرا ماتم گرفته ای؟ چرا نمیتوانی آواز سر بدهی؟ و چرا نمیتوانی بخندی؟

---------------------------------------

یک چیز را به خاطر داشته باش: هر آنچه به تو احساسی از نفسانیت بخشید ((مانع)) است هر آنچه به تو احساسی از عدم نفسانیت بخشید((راه))است.

---------------------------------------

معبد واقعی آزادی است: گذشته را لحظه به لحظه مردن و حال را زندگی کردن. و آزادی حرکت حرکت به سوی تاریکی به سوی نا شناخته- این دری است که به بارگاه الهی باز میگردد.

---------------------------------------

((مرگ)) گل است زندگی چیزی نیست جز درخت وجود درخت برای گل است . وجود گل برای درخت نیست. وقتی گل می آید درخت باید خوشحال باشد و درخت باید به رقص درآید.

---------------------------------------

هر لحظه را چنان زندگی کن که گویی واپسین لحظه است. و کی چه میداند- شاید که واپسین لحظه باشد.

---------------------------------------

تا وقتی خود را نشناخته ای مجبوری با نفس زندگی کنی . نفس به معنی جانشینی برای خود است خودی کاذب . تو خود را نمیشناسی بنابرین از  خودت خودی می آفرینی. این یک آفرینش ذهنی است.

---------------------------------------

توجه غذای نفس است. فقط کسی که به خود رسید آن نیاز از سرش می افتد . وقتی مرکزی داشتی-خودت-احتیاجی نداری توجه دیگران را گدایی کنی. آنگاه میتوانی تنها زندگی کنی .

---------------------------------------

همه تلاش دین این است: چطور ذهن را کنار بگذار و به سوی زندگی حرکت کن چطور ساز و کار تکراری را ترک کن و چطور به پدیده ی همیشه تازه و همیشه سبز هستی قدم بگذار.

---------------------------------------

عشق نخستین گام به سوی کبریاست تسلیم آخرین گام . و این دو گام کل سفر است.

---------------------------------------

مفسر واقعیت نباش نظاره گر باش . درباره اش فکر نکن آن را ببین!

---------------------------------------

مرگ تنها برای آن عده زیباست که زندگی خود را زیبا سپری کرده اند آنان که از زیستن نهراسیده اند آنان که به قدر کافی شهامت زندگی کردن داشته اند – آنان که عشق ورزیدند آنان که به رقص درآمدند آنان که جشن گرفتند.

---------------------------------------

زندگی را زمانی میتوانی دریابی که آماده ی ورود به ناشناخته باشی . اگر دو دستی به شناخته بچسبی به ذهن چسبیده ای و ذهن زندگی نیست. زندگی غیر ذهنی و غیر عقلانی است زیرا زندگی تام و مطلق است.

---------------------------------------

مردن هر لحظه به سوی گذشته را آغاز کن. هر لحظه خود را از گذشته پاک کن . برای شناخته بمیر تا برای ناشناخته در دسترس باشی. با هر لحظه مردن و از نو متولد شدن قادری زندگی را زندگی کنی و قادری مرگ را هم زندگی کنی.

---------------------------------------

ذهن باور کننده ذهنی احمق است. ذهن اعتماد کننده دارای فراستی ناب است. ذهن باور کننده ذهنی معمولی و پیش پا افتاده است. ذهن اعتماد کننده به کمال میرسد. اعتماد کمال در پی دارد.

---------------------------------------

اگر بیشتر عشق بورزی بیشتری و اگر کمتر عشق بورزی کمتری. تو همیشه در تناسب با عشقت هستی. تناسب عشقت تناسب بودن توست.

---------------------------------------

کل کائنات یک شوخی است. هندو آن را لی لا میخواند. یک لطیفه است یک بازی است و روزی که فهمیدی به خنده می افتی و آن خنده هرگز متوقف نخواهد شد. همینطور ادامه خواهد داشت. این خنده به سراسر پهنه ی کائنات گسترش خواهد یافت.

---------------------------------------

خنده عبادت است. اگر بتوانی بخندی چگونه عبادت کردن را آموخته ای. جدی نباش. آدم جدی هرگز نمیتواند مذهبی باشد. آدمی که بنواند بی چون و چرا بخندد آدمی که همه ی مسخرگی و همه ی بازی زندگی را می بیند در میان آن خنده به اشراق میرسد.

---------------------------------------

گنجینه ی تو وجود توست- جای دیگر به دنبالش نگرد. همه کاخها و همه ی پلهایی که به کاخ ختم میشوند مهمل و بی معنی اند. تو باید پل خود را در درون وجود خود خلق کنی. کاخ آنجاست . گنجینه آنجاست.

---------------------------------------

سعی نکن زندگی را درک کنی . آن را زندگی کن! سعی نکن عشق را درک کنی به درون عشق قدم بگذار.آنگاه در خواهی یافت...- و آن دریافت از تجربه کردن تو نشات خواهد گرفت. آن شناخت هرگز این راز را از میان بر نخواهد داشت: اینکه هر چه بیشتر بدانی بیشتر درمی یابی که چیزهای بسیاری برای شناختن باقی است.

---------------------------------------

شنا کردن فقط با شناکردن شناخته میشود.عشق فقط با عشق ورزیدن و عبادت فقط با عبادت کردن. راه دیگری وجود ندارد. عشق را فقط میتوان با عشق ورزیدن شناخت. یعنی باید به درون عشق قدم بگذاری بی آنکه چیزی درباره اش بدانی. به همین دلیل هم عشق به شهامت نیاز دارد.

---------------------------------------

فکر کردن فقدان درک است. تو فکر میکنی چون درک نمیکنی. وقتی درک پدید آمد فکر ناپدید میشود.

---------------------------------------

ارتباط متعلق به ذهن است: ارتباط کلامی عقلی فکری. اتصال به بی ذهنی به سکوت عمیق تعلق دارد- یک انتقال انرژی پیوندی غیر کلامی- پرشی از یک قلب به قلبی دیگر.آنی بدون هیچ رابط یا واسطه.

---------------------------------------

انسان خود انگیخته راه رسیدن به انسان واقعی است به انسان فطری به خدای درون. تو نمیتوانی درباره ی مسیر تصمیم بگیری فقط میتوانی این لحظه را که در دسترس توست زندگی کنی. با زندگی کردن آن خود به خود مسیر به وجود می آید.

---------------------------------------

انسان منسجم را نمیتوان کشت و انسان منقسم هرگز زندگی نمیکند. انسان یکپارچه همین حالا هم فراتر از مرگ است. تمامیت و یکپارچگی  فراتر از مرگ است.

---------------------------------------

در كتاب حديد آمده كه خداوند به محمد ( ص ) گفت : (( هر كس كه مرا بجويد , مرا خواهد يافت . هركس مرا بيابد , مرا خواهد شناخت . هر كس مرا بشناسد , عاشق من خواهد شد . هر كس مرا عاشق باشد , من او را عاشق خواهم بود . هركس را كه دوست بدارم , او را خواهم كشت و هر كه را كه بكشم خون بهايش را خواهم پرداخت , من خودم خون بهاي او هستم .

---------------------------------------

هرگز نپرس چرا زندگي بدون چرا جريان دارد و مرگ بدون چرا اتفاق مي افتد .

---------------------------------------

دانش مانع از شناخت است . وقتي پرده دانش فرو مي افتد , گل شناخت شكفتن ميگيرد .

---------------------------------------

ژرف زندگي كن , از ته دل زندگي كن , يكپارچه با تمام وجود , به طوري كه وقتي مرگ در زد اماده باشي – اماده چون ميوه ايي رسيده براي فرو افتادن از درخت . تنها نسيمي ملايم ميوزد و ميوه فرو مي افتد ; گاه حتي بدون هيچ نسيمي , ميوه به سبب سنگيني و رسيدگي از درخت مي افتد . مرگ نيز بايد چنين باشد . و اين آمادگي بايد با زندگي كردن فراهم آيد .

---------------------------------------

همه باورها خفه كننده اند وهمه سرسپردگي ها به تو كمك ميكنند تا زنده واقعي نباشي . آنها موجوديت تو را مي ميرانند

---------------------------------------

ذهن يعني واژه ها , خود يعني سكوت . ذهن چيزي نيست جز همه واژه هايي كه اندوخته اي , سكوت همان چيزي است كه هميشه با تو بوده است . اندوخته نيست . اين مفهوم خود است . سكوت كيفيت اصلي و ذاتي توست .

---------------------------------------

اگر بيشتر عشق بورزي , بيشتري و اگر كمتر عشق بورزي , كمتري . تو هميشه در تناسب با عشق هستي . تناسب عشقت تناسب بودن توست .

---------------------------------------

دين واقعي به تو بي باكي ميبخشد , بگذار معيار اين باشد . اگر دين به تو هراس بخشيد واقعا دين نيست

---------------------------------------

من هيچ عقيده جزمي را تبليغ نميكنم , من اينجا هستم تا به تو بياموزم طريقه ساختن كيميا را . كيميايي كه با آن هر آنچه را كه در زندگي منفي است به چيزي كه مثبت است تبديل كني . كيميايي كه بدي هاي تو را به خوبي تبديل ميكند كيميايي كه ديوي را فرشته ميكند و يزيدي را به مرتبه بايزيدي مي رساند .

---------------------------------------

آزادي مسئوليت مي آورد. مسئوليت به تو كمك ميكند آزادتر و آزادتر شوي و فقط كسي كه طعم آزادي را ميداند , كسي كه زيبايي مسئوليت را ميداند لايق است خود را انسان بخواند و گرنه شما اشتران هستيد و نه چيزي بيشتر .

---------------------------------------

گل سرخ گل سرخ است و خار , خار. نه خار بد است و نه گل سرخ خوب. اگر انسان از روي زمين محو شود , گلهاي سرخ آنجا خواهند بود و خارها نيز آنجا اما ديگر كسي نيست بگويد گلهاي سرخ خوبند و خار ها بد . اين ذهن ماست كه اين ارزش ها را خلق ميكند .

---------------------------------------

در هستي ريزترين پر كاه همانقدر مهم و زيباست كه بزرگترين ستاره . هيچ سلسله مراتبي در كار نيست. هيچ كس بالاتر و پايين تر نيست .

---------------------------------------

ده نافرمان : اول آزادي,دوم فرديت و يگانگي , سوم عشق , چهارم مراقبه , پنجم جدي نبودن , ششم بازيگوشي , هفتم خلاقيت , هشتم حساسيت , نهم سپاسگزاري , دهم احساسي از رمز و راز . اين ده غير فرمان نگرش مرا نسبت به واقعيت , نسسبت به ازادي انسان از همه نوع بردگي روحي تشكيل ميدهد .

---------------------------------------

اين است ذهن و خيال : پر كاهي روي قطره اي ادرار افتاده بود . مگسي روي اين پر كاه نشسته بود و در خيال خود كشتي بزرگي را بر امواج دريايي توفاني به پبش مي راند .

---------------------------------------

تو ,كساني كه دوستشان داري و كساني كه از آنها متنفري همگي جلوه هاي خداوند هستيد .همين جمله كوتاه ميتواند تمام زندگيت را دگرگون سازد .لحظه اي كه فرد دريابد كه همه چيز يكي است عشق به خودي خود طلوع ميكند و عشق يعني تصوف .

---------------------------------------

من همه معيارها را زير و رو ميكنم: فرد نبايد خود را با قالب وفق دهد . قالب بايد خود را با فرد وفق دهد . احترام من نسبت به فرد , مطلق و بي قيد و شرط است .

---------------------------------------

 به مردم كمك كن طبيعي باشند . به مردم كمك كن آزاد باشند. به مردم كمك كن خودشان باشند . هرگز سعي نكن كسي را به زور وادار به كاري كني , به زوربكشي و به زور هل بدهي و تحت كنترل خودت در اوري . اينها همه ترفند هاي نفس هستند .

---------------------------------------

مقايسه را كنار بگذار آنگاه زندگي واقعا زيباست . مقايسه را كنار بگذار آن وقت ميتواني بي كم و كاست از زندگي لذت ببري و كسي كه از زندگي اش لذت ميبرد هيچ ميلي به تملك ندارد زيرا ميداند چيزهاي واقعي زندگي كه ارزش لذت بردن دارند قابل خريداري نيستند .

---------------------------------------

خود تلاش براي (( شدن )) سد راه است - چرا كه تو در حال حاضر وجودت را با خود به يدك ميكشي . احتياجي نداري چيزي يا كسي شوي - كافي است خودت را دريابي و بفهمي كي هستي . همين فقط پي ببر چه كسي در درونت پنهان است .

---------------------------------------

چه فرقي بين دانشجو و مريد هست ؟ دانشجو ميخواهد دانش بيشتري به چنگ آورد او در پي پروردن نفس است كنجكاو ,پرسان ولي حاضر نيست دگرگون شود . مريد پديده اي متفاوت است . مريد مشتاق دانش نيست . او ميخواهد ببيند نه كه بداند . او ديگر علاقه اي به گردآوري دانش بيشتر ندارد . او ميخواهد بيشتر باشد . او آماده است تا همه چيز را فدا كند .

---------------------------------------

متدين واقعي به هيچ مذهبي , به هيچ ملتي , به هيچ نژادي و به هيچ رنگي تعلق ندارد . او به كل انسانيت تعلق دارد . همه ملت ها مال او هستند .

---------------------------------------

مادري مراقبه اي است بي نظير . مادري يكي از بزرگترين هنرهاست . تو موجود زنده را خلق ميكني . پيكره ساز در قياس با مادر هيچ است . چون او فقط پيكره اي مرمرين مي آفريند . نقاش ,  شاعر ,  نغمه سرا و موسيقي دان همه هيچ اند . زيرا آنها با اشيا سر و كار دارند . مادر بزرگترين شاعر ,  بزرگترين نقاش ,  بزرگترين موسيقي دان و بزرگترين پيكره ساز است . زيرا او آگاهي را – خود زندگي را – مي آفريند .

---------------------------------------

همه عشق واحترام من نثار كسي است كه خود را دربست بپذيردهمانگونه كه هست.چنين ادمي شهامت دارد.شهامت دارد تا باهمه فشار اجتماعي كه او را شقه شقه كند – به خوب و بد به قديس ومعصيت كار – به مقابله برخيزد .او موجودي به واقع شجاع و با شهامت است –در برابرهمه تاريخ بشر-در برابر تاريخ اخلاق مي ايستد و واقعيت خود را هرچه كه هست به اسمان اعلام ميدارد .

---------------------------------------

با جسم خود به مخالفت برنخيز –ان خانه توست .برضد اگاهي ات نباش – زيرا بدون آگاهي شايد خانه ات بسيار آراسته باشد اما صاحب خانه اي نخواهد داشت تهي خواهد بود. انها در كنار هم زيبايي و زندگي برتر و كامل تري مي آفرينند.

---------------------------------------

قلب هيچ پرسشي ندارد.با اين وجود پاسخ قلب دريافت ميكند . ذهن هزار يك سوال دارد با اين حال هرگز هيچ پاسخي در يافت نكرده است زيرا نميداند چطور دريافت كند .

---------------------------------------

از تو ميخواهم داوري را كنار بگذاري و زندگي يي عاري از داوري را زندگي كني – در كليت زندگي. و تعجب خواهي كرد كه – كليت نه خوب است و نه بد كليت چيزي فراتر از جهان مادي است فراتر از خير و شر.

---------------------------------------

عشق نه در زندگي كسي نداخله ميكند و نه اجازه ميدهد كسي در زندگي كسي دخالت كند. عشق به ديگران فرديت ميبخشد اما فرديت خود را از دست نميدهد .

---------------------------------------

مردم ميگويند عشق كور است زيرا نميدانند عشق چيست .من به تو ميگويم كه فقط عشق چشم دارد به غير از عشق همه چيز نا بيناست.

---------------------------------------

عشق ترا خالي ميكند خالي از حسد خالي از تشئه قدرت خالي از خشم خالي ا رقابت جويي خالي از نفس تو و همه نخاله هايش. در عين حال عشق ترا سرشار از چيزهايي ميكند كه اينك براي تو ناشناخته اند عشق ترا از رايحه اي خوش اكنده مي سازد –اكنده ازنور اكنده از نشاط .

---------------------------------------

زندگي سفري زيباست به اين شرط كه فرايند يادگيري و اكتشاف پيوسته يي باشد و انگاه هر لحظه واقعه اي مهيج است. زيرا هر لحظه تو در جديدي را ميگشايي هر لحظه تو در تماس با اسرار تازه اي قرار مي گيري .

---------------------------------------

سعي كن فرديت خويش را پيدا كني و بران باش به سازش تن ندهي .زيرا هر قدر بيشتر حد ميانه را بگيري كمتر يك فرد هستي . تو فقط يك دندانه در چرخ دندهيي فقط جزيي از اين ساز و كار عظيم فقط بخش كوچكي از اين جمعيت انبوه

---------------------------------------

هر جانوري مستعد پير شدن است ولي رشد كردن امتياز انحصاري انسان است و فقط تعداد انگشت شماري مدعي اين امتياز هستند. در زندگي رشد كردن يعني حركت به اعماق درون – همانجا كه ريشه هايت قرار دارند.

---------------------------------------

بيشتر مذاهب و فرق اين نكته را تعليم داده اند:(( از دنيا دست بشوي ))من به تو تعليم ميدهم((دنيا را دگرگون كن )).

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 23:43  توسط آذر حکمت نیا   | 

دنيای درون ماشگفتی بسيار دارد ! بگفته ديپاک چو برا<مادر جهان

       نيستيم بلکه جهان در درون ماست > چگونه چنين چيزی امکان دارد ؟

       که هر يک از ما نمونه کوچکی از کل عالم باشيم ؟ اما چنين است !

       هر زمان که خود را نمونه کوچکی از کل هستی ندانيم بصورت تنها و

      بی مسئوليت به زندگی خود ادامه خواهيم داد.صدهاخصلت وسرشت

      که در نهاد ماست چون خدايی بودن وشيطانی ، خوش بينی ياس بی

       با کُی وتر س ، صداقت ودروغگويی ، ايثار وخواهی ، عفو وانتقام ،

     مهربانی وخشونت و و و  که همگی ويزه گيهای خفته در درون ما

      هستند .اين نگرش را که ما هيچ نيستيم وخود را بی کفايت بدانيم

      از ماسلب کرده ومردود است .

      ما همگی آرزو داريم بطريقی استعدادونيروهای نهفته خودرا شکوفا

      کنيم ، اما هر بذری برای رشد ونمو نياز به خاک حاصلخيز دارد . و

      خاک حاصلخيز در درون ما نهفته است . ما بايد به اين مکان توجه

      کرده وامکان دهيم بذر وجودمان شکوفا شود . وهمه صفات خوب در

      ما به حد کمال برسد . ما ميتوانيم سرشار از نور عشق ودرخشندگی

      باشيم  برای رسيدن به اين نور الهی  عشق وبخشايش  مهروهمدلی

      وبرکات روابط خوب ومستمر بايستی به يکايک جنبه های وجودمان

      توجه کرده ومحبت را از خودمان دريغ نکنيم ! چگونه ميتوانيم انتظار

      داشته باشيم که جهان واطرافيانمان بما توجه کنند در حالی که ما

      خودمان را رها کرده ايم ! واز درون خود غافل بوده ايم ! 

       پس بياييم نور الهی را به درونمان راه دهيم واين نور را در خو دمان

      پذيرا شويم وبه برکات نور عشق واميد  وبا اندکی وقت اين شکوفايی

      زندگی رابه درون خود راه دهيم تابه رشدوتکامل برسيم .

                ميان عاشق ومعشوق هيچ حائل نيست  

                                             تو خود حجاب خودی حافظ ، ازميان برخيز

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 23:33  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

بهار برآني ميبارد که به انديشه بهار است

 

*****************************

 

 تو را سزايي نيست جز بر آنچه مي انديشي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 23:9  توسط آذر حکمت نیا   | 

 
 تو با غمها ، رنجها و مشکلاتت چه می کنی؟
 
1 - آیا افسرده می شوی و گوشه گیر ، چون توان حل آنها را نداری؟!
2 - آیا مضطرب و عصبانی می شوی ، چون کارها بر وفق مرادت پیش نمی رود؟!
3 - آیا با اعتیاد به مواد ، خوردنی ها، خواب و شوخی و … خودت را به کوچه علی چپ می زنی و صورت مسئله را پاک می کنی؟!
4 - آیا سفره غمت را پیش دیگران می گشایی و دست نیازت را به هر سو در جهت حل مشکل دراز می کنی تا احساسات بدت را با آنها تقسیم کنی؟!
5 - آیا سعی می کنی که غمها ، دردها ،  مشکلات و رنجهایت را تحمل کنی و با آنها بسازی؟!
6 - آیا برای حل مسائل و مشکلاتت و بر طرف کردن غمها و رنجهایت ، به فکر برنامه ریزی، تدبیر و راه حل می گردی؟!
7 - آیا برای خلاص شدن از موقعیت ، شدیدا بر تلاش خود می افزایی ؟!
8 - آیا برای حل مشکل خود ، سایر فعالیت های خود را متوقف می کنی و روی حل مشکل خودت تمرکز می کنی؟!
9 - آیا با خویشتن داری منتظر فرا رسیدن زمان مناسب برای حل مسائل می شوی؟!
10- آیا با افراد با تجربه و متخصص مشورت می کنی تا برای رفع آنها راه حلی مناسب بیابی؟!
۱1- آیا با تفسیر مجدد و مثبت سعی می کنی از جنبه های مثبت تر به رویدادها بنگری و از مشکلاتت در جهت رشد خود استفاده کنی؟!
12 - آیا با روی آوردن به مذهب و از خدا کمک طلبیدن به آرامش می رسی؟!
13-آیا بر هیجانات خود متمرکز شده ، و هیجانات خود را ابراز می کنی و با بیان نمودن و نشان دادن احساسات تخلیه می شوی؟!
14 - آیا مشکل را انکار می کنی و چنین وانمود می کنی که واقعا چیزی رخ نداده است؟!
15 - آیا عقب نشینی در رفتارت می کنی و برای رسیدن به اهداف خود، کوشش دیگری نمی کنی؟!
16 - آیا فکر می کنی به بن بست رسیدی و مغزت قفل می کند؟! یا در سیکلی از  "اگرها" و  "ای کاش های" و تخیلات می افتی؟!
 
وقتی شما در تنگنای مشکلی گرفتار آمدید، یا وجود عزیزتان گرفتار غم و رنجی شد ، شما گزینه های بی شماری در مواجه با آن پیش رو دارید که به عنوان نمونه در اینجا به 16 مورد اشاره شده است.
اکنون با خود خلوت کنید و به بعضی از گرفتاریهای اخیر خود بیندیشید و ببینید چگونه با آن برخورد کرده اید؟ این کمک می کند تا خود را بیشتر بشناسید و از عهده مسائل خود بهتر بر آئید. و نسبت به واکنش های خود آگاهانه برخورد کنید.
واقعیت این است که نحوه مقابله شما با مشکلات، به عوامل متفاوتی بستگی دارد از جمله اینکه: مشکل شما از چه نوع است و از چه رنج می برید؟ موقعیت و وضعیت شما چگونه است؟ چه تجربه هایی داشته اید؟ و اینکه شخصیت شما چگونه است. همه و همه نوع مقابله شما را با مشکلات تعیین می کند.
بیائیم در رابطه با مشکلاتمان از جنبه های مختلف به قضیه نگاه کنیم . شاید روزنه ای کوچک ما را به خورشید نورانی رهنمود سازد و مسیر ما را روشن سازد.
 
به نظر شما کارامدترین روشها کدامها هستند؟! آیا می توان گفت: متناسب با هر مشکل و رنجی ، یکی از این راه حل ها ارجح تر است؟!
 
به گفته بزرگی: به من اندیشه ندهید ، اندیشیدن یاد بدهید . به من جوابها را ندهید، بلکه سئوال کردن را بیاموزید.   
 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 0:34  توسط آذر حکمت نیا   | 

                      

                           "بدون تغییر خود نمی توانیم فرزندمان را تغییر دهیم"

 

 

 

 

 

اگر مضطرب هستیم ، توقع فرزند آرام نداشته باشیم.

اگر بی برنامه و ناهماهنگ هستیم ، امید بچه منظم نداشته باشیم.

اگر اختلاف زناشویی و جر و بحث خانوادگی داریم ، منتظر آشفتگی های تربیتی در فرزندمان باشیم.

اصولاً در تربیت فرزند باید توجه داشته باشیم که کودکان چون میوه ای بر درخت خانواده می رویند. هرگونه آفتی که بر خانواده تاثیر بگذارد؛ بچه های ما را نیز مبتلا می کند.

باغبان عاقل برای اینکه محصولی سالم داشته باشد ، می بایست ریشه و درخت را آفت کشی کند و به تبع آن میوه ها( یعنی فرزندان) نیز سالم می شوند.

پس این درخت خانواده که پیوندی بین همسران است باید ابتدا سالم باشد. هم تک تک همسران و هم رابطه همسران باید درست باشد تا فرزندان بالنده ای داشته باشیم.

اگر شما هنوز ازدواج نکرده اید باز هم مشکل تربیت فرزندان به شما بر می گردد. چون از هم اکنون باید در تغییر صفات خود اقدام نمائید تا در آینده با خانواده سالم به تربیت فرزند خود اقدام نمائید.

اگر تشکیل خانواده داده اید به جای غرغر کردن به بچه ها یا نق زدن به همسرتان(در خصوص عملکرد فرزندتان)، شروع به تغییر خود کنید.

v      آیا با طعنه با فرزندتان حرف می زنید یا او را مسخره می کنید!؟

v      آیا از کودک خود توقع دارید همیشه 20 باشد!؟

v      آیا به بچه اتان می گویید که  فقط وقتی او را دوست دارید، که کارهای خوب انجام دهد!؟

v      آیا شما با فرزندتان ، پشت سر همسرتان صحبت می کنید!؟

v      آیا به فرزندتان بر چسب «بچه شلوغ»،«فرزند بی نظم»،«بچه تنبل»،«بچه ترسو» ، یا ... زده اید!؟

v      آیا همیشه (افراطی) مراقب و مواظب کودکتان هستید تا همه کارهایش بدون خطا انجام شود!؟

v      آیا همیشه به پرسش فرزندتان، سریع جواب می دهید تا مبادا او از فکرش استفاده کند!؟

v      آیا برای رشد و پیشرفت فرزندتان ، بچه های مردم را به عنوان الگو به او پیشنهاد می دهید!؟

v      آیا با عصبانیت سر او فریاد می کشید که با برادر کوچکش با عصبانیت صحبت نکند!؟

 

جواب به این سئوالات ، مهارت فرزند پروری شما را ارزیابی می کند.

شما بعد از اینکه خود را پرورش دادید، همسر مناسبی یافتید و مهارتهای زناشویی و مهارتهای ارتباطی صمیمی نیز با وی برقرار کردید، حالا نوبت به مهارت تربیت کودک و مهارتهای فرزندپروری می رسد، که ما در این بخش به تدریج به توضیح آنها خواهیم پرداخت.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 0:21  توسط آذر حکمت نیا   | 

با انگيزه زيستن يا بي مشكل زيستن!؟

بايد به دو اصل مهم در زندگي توجه نمود :

1ـشما نوع نگاه و نگرش خود را نسبت به زندگي ، انتخاب مي كنيد كه اگر چنين كنيد تقريبا مي توانيد از هر شغلي لذت ببريد .

2ـاگر در زمينه مورد علاقه خود كاركنيد شادتر خواهيد زيست ، احتمال موفقيت تان بيشتر خواهد بود و احتمالا پول بيشتري بدست خواهيد آورد . بنابراين من اول مي گويم : تصميم بگيريد به هر كاري كه در حال حاضر مشغوليد عشق بورزيد و بعد مي گويم :پيرو قلب خود باشيد . آيا ميان اين دو تناقضي وجود دارد ؟ خير . اولا در كوتاه مدت همه ما بايد بهترين استفاده را از موقعيتها ببريم . مثلا اگر به پول نياز داريم بايد شغل فعلي خود را حفظ كنيم و در عين حال براي آينده برنامه ريزي كنيم . اما در دراز مدت تنها با انجام كار مورد علاقه است كه مي توانيم احساس رضايت خاطر پيدا كنيم . معمولا به نظر مي رسد كه شغل ديگران آسانتر ، جذابتر و پر درآمدتر از شغل ماست! پرستاران به شغل پزشكان ، اداري به فني و همه به شغل مديرانشان غبطه مي خورند . اما در نهايت به اين نتيجه مي رسيم كه در هيچ كاري ايده آلي وجود ندارد . چرا؟ جواب واضح است ديگران نمي توانند و يا نمي خواهند كاري را انجام دهند بنابراين به ماحقوق مي دهند تا كار آنها را انجام دهيم اگر مشكلي براي حل كردن نبود كه شغلي براي ما وجود نمي داشت .

اگر شغلتان را دوست نداري دو راه دارد:

يا نگرش خود را تغيير دهيد يا شغلتان را . يكي از بزرگان مملكت گفته است در جامعه ما كسي كه حاضر است مدير شود يا عاشق است يا ديوانه . آيا بهتر نيست به جاي جدا كردن كار از فراغت آنها را مجموعه زندگي بدانيم ؟ دوست داشتن يك شغل مثل عاشق شدن است عشق ممكن است در آغاز از احساسات تند و افراطي ريشه بگيرد اما در دراز مدت به تصميم قاطعانه نياز دارد.

نتيجه :

 انسان اگر عاشق كار و خدمت باشد زندگي را به دو بخش كار و فراغت تقسيم نمي كند . برچسب زدن بر ساعات زندگي باعث محدود شدن ما مي شود . شما مي توانيد در زمان راه رفتن هم به فكر بهتر بودن كار و محيط آن باشيد و از اين افكار لذت ببريد . افراد عاشق دايم با معشوق خود هستند . پس بياييد عاشق كارمان باشيم.  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 23:48  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 23:46  توسط آذر حکمت نیا   | 

چرا عشق ما روز به روز كم رنگتر مي‌شويم
بر خلاف تصور خيلي ها كه فكر مي كنند عشق يكباره پيدا مي شود و هميشه مي ماند و يا حتي بيشتر مي شود؛ واقعيت اينست كه عشق ممكن است يك لحظه ايجاد شود، اما همانند بذري است و در صورتي باقي مي ماند و رشد مي كند كه در زمين مناسبي جاي گيرد، آب و نور كافي به آن برسانيم؛ مرتب آفت كشي كنيم و به آن كود بدهيم و مستمراً به آن رسيدگي نمائيم.
 
چگونه عشق به مرور كمرنگ مي شود يا از بين مي‌رود؟
ما عاشق ايده‌ آلها و كمالها مي شويم و از نقصان ها مي گريزيم. شايد تعجب كنيد اگر بدانيد معمولا انسانها عاشق يك موجود كامل و بدون نقص در ذهن خود مي شوند و هنگامي كه اين تصوير ذهني را منطبق با يك دختر يا يك پسر در اطراف خود مي‌كنند، به آن نام عشق مي نهند. پس عشق به آن دختر آن وقتي رشد مي يابد و قلب ما را به تپش وا مي دارد كه او خود را منطبق با تصوير ذهني ما ارائه دهد. و هنگامي كه به مرور او را متفاوت از ذهنيات خود بيينم ، عشق ما رو به افول مي رود. اما اينكه تصوير ذهني ما چگونه بايد در بيرون شكل بگيرد و حفظ شود نياز به تخصص و منطق دارد ، لذا عشق ما فوق عقل است ، يعني اينكه بايد از مسير عقلاني و منطقي گذر كند و بالاتر از تفكر خام ما باشد ، نه به عكس . يعني عشق نبايد مادون فكر باشد. عشقي كه مادون باشد، و از سطح پائين تري برخوردارست ،  ارزش ندارد تا برايش بميريم.
پس اگر در زندگي به مرور دريافتيم همسرمان از زير بار وظايف و مسئوليتهاي خود شانه خالي مي كند، لذتهاي خود را محور قرار مي دهد و هنوز « من» بودن محور فكري اوست. اينگونه مي شود كه كسالت مزمن عشق، را به چشم خواهيم ديد. از ديگر آفتهايي كه ما به عشق مي رسانيم ، مي توان به موارد زير اشاره كرد.
عدم انعطاف پذيري:
عدم انعطاف پذيري نسبت به مسائلي كه در زندگي با آن روبرو هستيم. مثلا اگر تعصب روي روش و سليقه هاي خود داشته باشيم.  و به علاقه ها، سليقه ها و شيوه هاي زندگي همسرمان، مكرراً انتقاد كنيم يا از آن بدتر ، اهانت كرده يا مسخره بگيريم.
كمال گرايي افراطي:
از آنجا كه ما در ناخودآگاه عاشق « خوبي مطلق» ،  « مثبت مطلق » و « كمال مطلق» شده ايم و معشوق خود را آخر معرفت و خوبي ارزيابي كرده ايم ، به مرور اين ارزيابي خطا،  خود را به ما نشان مي دهد و دچار مشكل مي سازد. او هرگز نمي‌تواند انتظارات و توقعات ايده آلي ما را بر آورده كند. او هم يك انسان مثل بقيه انسانهاست و بديهي است كه نقاط ضعف زيادي نيز در كنار نقاط مثبت و نقاط قوت خود دارد.
عدم مهارت هاي زندگي:
مهارت های كافي جهت رسيدگي به بذر عشق را نداريم. مهارتهاي ارتباطی زندگي را كسب نكرده ايم ، مقابله با تنش ها و مشكلات را تجربه نكرده ايم ،‌نحوه سازگاري با مسائل زندگي را نياموخته ايم ، همه و همه موجب ناكارآمدي ما در ايجاد عشق و آرامش در زندگي مي شود
عدم رعايت حريم خانواده و مرزهاي زندگي:
به وظايف خود در زندگي آگاهي نداريم يا مرزهاي مسائل زندگي و مشكلات خانواده را رعايت نمي كنيم. مثلا موارد مربوط به خانواده را به بيرون منتقل مي كنيم . مشكلات را به دلسوزان خود مثل پدر، مادر، دوستان ،‌فاميل ، حتي همسايگان و ... در ميان مي گذاريم يا در حيطه و مرزهاي همسرمان دخالت مي كنيم و به نام عشق و دوست داشتن وي را كنترل كرده و در قفس نامرئي انتظارات خودمان، او را محبوس و زنداني مي كنيم. مثلا به علائق او ، دوستان وي،‌نحوه لباس پوشيدن او، شيوه راه رفتن و حتي طرز تفكر و احساسش گير مي دهيم و او را در تنگنا قرار مي دهيم. و در نهايت آزادي را از او مي گيريم.
مشكلات شخصيتي و انتظارت غير واقع:
توقعات بيجايي به لحاظ مسائل شخصيتي خود، از همسرمان داريم. كه بر آورده شدني نيست و برآورده نمي شود. مثلا يك نفر با اختلال شخصيت وسواسي، زياد نكته سنجي مي كند و معيارهاي زيادي در ذهنش دارد و با ريزبيني بيش از حدي كه به همسرش نشان مي دهد و او را در چهارچوب خشك و در قالب معيارهايي كه تعيين مي كند؛ حبس مي كند و عرصه را بر او تنگ مي كند. يا كسي كه اختلال شخصيت پارانوئيدي دارد و بدبين است ، با سوء‌ظن ها و بدبيني ها خود و حسادت و توهم توطئه هايي كه در ذهن خود، آنها را مي بافد، همسرش را هميشه در نقش يك دشمن و جاسوس مي بيند.
لذت طلبي و خودكامگي:
ما مي بايست در چهارچوب خانواده، خود را مقيد به بعضي امور كنيم. وقتي كه لذتهاي خود را كه در خارج از خانواده است به صورت افراطي دنبال مي كنيم و توجهي به خواست و ميل خانواده نداريم . به مرور زندگي يك طرفه و بي روح مي شود. زن و شوهر هر كدام دنبال تمايلات خاصي در خارج از خانواده هستند. و لذت بردن از يكديگر را فهم نمي كنند.
عدم مهارتهاي ارتباطي:
نمي توانيم ارتباط موثري با همسرمان بر قرار كنيم، حرف هم را نمي فهميم. هر كدام به ظاهر منطقي صحبت مي كنيم ، ولي نمي توانيم يكديگر را قانع كنيم. توجه كافي به احساسات ، خواسته ها و صحبتهاي يكديگر نداريم . گوش شنوا و تحمل ارتباط موثر را از هم دريغ مي كنيم. در رساندن حرفهاي خود به يديگر آنها را تحريف مي كنيم يا آنقدر مبهم رفتار مي كنيم يا صحبت مي كنيم كه ديگري را به خطا مي اندازيم. در واقع مهارتهاي ارتباطي را نمي دانيم.
 
اگر گويند «لحظه ايست روئيدن عشق .... »؛ پس اين هم شايد درست باشد كه «لحظه ايست مردن عشق.»
ولي عشق عميق تر از آنست كه لحظه اي خلق شود يا در لحظه اي بميرد. هم به وجود آمدن عشق مستلزم صبر، سختي و زمان است و هم از بين رفتن آن به علت مسائل مختلفي است كه در طي زمان و به وسيله زوجين ايجاد مي گردد.
آنچه كه اكثراً افراد با هم اشتباه مي گيرند؛  «هوس » و « عشق » است.
 هوس : ميلي شديد براي پاسخ آني به يك نياز جسماني و رواني است كه به خود رنگ رمانتيك مي گيرد و يك استدلال به ظاهر عقلاني نيز در پي دارد و پس از ارضا تا زمان نياز بعدي محو مي شود. هوس شامل آن چيزهايي از وجودتان است كه شما نقشي در آن نداشته ايد. فقط احساسي هست كه در خود براي ارضاء نياز مي بينيد.
ليكن عشق ، دوام دارد و مهارتهاي زوجين به رشد آن كمك مي كند. دو طرف با برنامه و انرژي آن را رشد داده و تداوم مي بخشند و از آن نگهداري مي كنند و بيشتر از آنكه احساسي باشد ، متشكل از احساس و منطق است.
آري عشق به نگاهي نمي آيد كه با نگاهي برود.
با رنگ چشمي نمي آيد كه با رنگ چشمي برود.
با قامتي رعنا نمي آيد كه با قامتي رعناتر برود.
با عشوه اي نمي آيد كه با غمزه اي برود.
عشق سنگين و به تدريج مي آيد ، با زحمت و تلاش مي ماند و هرگز نمي رود. و از همه مهمتر اينكه منحصر به فرد مي ماند و هيچ كس و هيچ چيز جاي آن را نمي گيرد.
 
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 23:40  توسط آذر حکمت نیا   | 

 رشد 40 درصدی آمار طلاق و رقم رو به فزونی آن و بـا در
نـظر گـرفتن این امر که افراد تا سنین 70 – 80 سالگی و یـا
شاید گـاهی 90 سالگی عمر مـی کنــند، ازدوج و تشکیـل
زندگی مشترک یکی از مسائلی است که اغلب افراد را به
وحشـت می اندازد. با این وجود اگر بدانید ازدواج مستـلـزم
چه مواردی بـوده و هـمـچنین انتظارات شخصی خودتان را
نیز معین نمایید، می توانـیـد بـه راحـتــی به ترس از ازدواج
غلبه کرده و با درک کامل تصمیم بگیرید کـه آیـا قصد ازدواج
دارید یا خیر؛

مراحل

1- ابتدا باید برای خودتان معین کنید که دقیقاً از چه چیز می ترسید. بیشتر افراد از خود ازدواج نمی ترسند، بلکه از حواشی و احتمال وجود شکست در آن وحشت دارند. احساس می کنید که چه تغییری ممکن است ایجاد شود؟ بدترین تصویر ذهنی که شما را در مقابل ازدواج کردن خلع سلاح می کند، در ذهن خود مجسم کنید.

2-  ترس هایتان را مخاطب قرار دهید. اگر والدینتان ازدواج ناموفقی را تجربه کرده اند و تنها به این دلیل که آنها زندگی خوبی با هم نداشتند، شما نمی توانید نتیجه بگیرید که در زندگی مشترکتان موفق نمی شوید. اگر احساس می کنید که ممکن است در نهایت کارتان به جدایی ختم شود، لیستی از مواردی را که می توانید انجام دهید تا نتیجه موفقیت آمیز گردد بر روی یک برگ کاغذ یادداشت نمایید. تمام صحنه هایی که باعث ایجاد ترس در شما می شود را مجسم کنید و سپس به این مطلب فکر کنید که برای بهبود اوضاع چه قدمی می توانید بردارید.

3-  مشورت بخواهید. از هر کسی که در زندگی مشترک خود موفق است بخواهید تا اسرار موفقیتش را با شما نیز در میان بگذارد. معمولاً آنها در حرف هایشان به این نکته هم اشاره می کنند: "همیشه سعی می کنیم از رفتار بد کوچک یکدیگر چشم پوشی کنیم" ، اما توجه داشته باشید که نیازهایتان را پیش از هر چیز باید با شریک زندگیتان در میان بگذارید. از این طریق هم شریکتان متوجه نیازهای شما می شود و هم میتوانید در رابطه خود به موفقیت دست پیدا کنید.

4- تصمیم بگیرید که آیا خودتان شخص مقابل را برای زندگی تا آخر عمر انتخاب میکنید و یا اینکه او فقط شما را انتخاب کرده و دیگران نیز شما را تشویق به انجام چنین کاری می نمایند؟ شاید شما به راستی از ازدواج ترس نداشته باشید بلکه از ازدواج با این شخص بخصوص می ترسید. یک نکته بدیع این است که هیچ گاه به فکر کسی نباشید که بتوانید با او زندگی کنید، بلکه دنبال کسی بگردید که بدون او قادر به زنگی نباشید.

5- ببینید که کدامیک از جنبه های ازدواج در نظر شما و در نظر طرف مقابل از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. ممکن است که شما با قبول تعهد نسبت به یکدیگر وارد رابطه شوید و رابطه تان بدون اینکه هیچ گونه ازدواج رسمی در آن به وقوع پیوسته باشد، همچنان ادامه پیدا کند. دقت کنید که در صورت رسمی شدن رابطه، شما و همچنین شریک زندگی و افراد دیگر خانواده چه تغییراتی را از خود نشان خواهند داد. اگر در مورد این مطلب که وجود ازدواج و یا عدم آن چه مسائلی را برای شما ایجاد میکند، صادق باشید بهتر می توانید معنا و مفهوم ازدواج را درک کرده و ببیند که با شرایط فعلی شما و فرد مورد نظرتان همخوانی دارد و یا خیر.

6-  هیچ لزومی ندارد که هر ثانیه و هر روز از زندگی مشترک خود را در صلح و آرامش کامل سپری کنید. شما یک انسان کامل نیستید و شریکتان نیز چنین خصوصیتی ندارد. اگر منتظر ازدواج با کسی هستید که هر روز در زندگی خود فقط رنگین کمان و طلوع خورشید را مشاهده کنید، آنگاه هیچ گاه نمی توانید ازدواج کنید چرا که هیچ کس قادر به زندگی کردن با یک چنین خیالات خامی نیست. ازدواج موفق نیازمند تلاش سخت دو جانبه است و برای کامل کردن آن باید از زندگی خود برای آن مایه بگذارید. تعداد بسیار زیادی از افراد با امیدها و آرزوهای واهی ازدواج می کنند و زمانیکه مشاهده می کنند که اوضاع کمی دشوار شده و بر وفق مرادشان نیست درخواست طلاق را پر کرده و مجدد در پی یافتن فرد جدیدی می افتند. خودتان را برای عبور از دست اندازهای خیابان آماده کنید تا زمان مواجهه با آنها شگفت زده و متعجب نشوید.

7- برای زندگی خود برنامه ریزی کنید. پیش از ازدواج بنشینید و تکلیف خودتان را با خودتان معلوم کنید. آیا بچه می خواهید؟ چند تا؟ چه کسی مسئول تامین مالی خانواده است؟ آیا هر دوی شما کار می کنید؟ چه مقدار پول برای دوران بازنشستگی پس انداز می کنید؟ کجا زندگی خواهید کرد؟ چه کسی مسئول چه کاری است؟ اگر آقا هنوز با دوستانش بیرون می رود، آیا خانم هم می تواند چنین کاری را انجام دهد؟ شاید مطرح کردن این سؤالات قدری مشکل باشد، اما این امر چیزی از اهمیت قضیه را کم نمی کند، و شما موظفید که آنها را با کسی که قصد دارید تا آخر عمر با او زندگی کنید در میان بگذارید. اگر در حال حاظر حلقه ازدواج را به دست کرده اید، دیگر نیازی نیست که شرایط را برای خودتان سخت تر کنید. در این شرایط باید مواقع بروز درگیری را پیش بینی کرده و از بروز آن جلوگیری نمایید. اگر شما رابطه سالمی داشته باشید مرحله پرسش و پاسخ شما را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک می سازد.

نکات

  • سه دلیل عمده طلاق را پول، سكس و فرزندان تشکیل می دهند. پیش از مواجهه با این مشکلات ببینید که آیا به اندازه کافی پیرامون این مطالب با فرد مقابل مشترکاتی دارید یا خیر. اگر بتوانید بر سر این مسائل با شریک زندگی خود به توافق برسید آنوقت حل مشکلات بعدی چندان دشوار نخواهد بود. در گفتگوهای صمیمی از او بخواهید که پیرامون انتظارات، عقاید، باورها، زمانبدی و .... برای شما بیشتر توضیح بدهد. هر چه بیشتر یکدیگر رابشناسید و مسائل مبهم کمتری در میان باشد، درصد موفقیت رابطه افزایش پیدا می کند.
  • مخالفت در هر رابطه ای کاملاً طبیعی است. این امر یکی از ملزومات هر رابطه سالمی است و هر دو طرف می توانند چیزهای بسیار زیادی را از آن یاد بگیرند. تا آنجایی که می توانید به حرف های طرف مقابل به دقت گوش دهید و دیدگاههای شخصی آنها را نیز منظور کنید، همچنین در نهایت ادب و احترام نقطه نظر های شخصی خودتان را نیز به او انتقال دهید.
  • دقت داشته باشید که تمام ازدواج ها موفق نیستند. نمیتوان اظهار کرد که انتخاب تمام افراد صحیح است، اما به هر حال باز هم باید انتخاب کرد.
  • در نظر داشته باشید که اگر ترس از ازدواج به شما اجازه نمی دهد که فرد دیگری وارد زندگی مشترکتان شود، این احتمال وجود دارد که تا آخر عمر خود مجرد باقی بمانید. البته این امر بد نیست؛ چیزی که اهمیت دارد این است که خودتان ترجیح می دهید چگونه زندگی کنید.
  • سعی کنید حتماً پیش از تشکیل زندگی مشترک برای مشاوره های پیش از ازدواج به یک مشاور مراجعه کنید. اطلاعات و گفتگوی رک و پوست کنده زیر نظر یک شخص سوم حرفه ای، می تواند به شما کمک کند که تصمیم نهایی خود را در مورد ازدواج  با اطمینان بیشتری اتخاذ نمایید.
  • در مورد قراردادهای پیش از ازدواج فکر کنید و پیرامون آنها با شریک خود گفتگو کنید.
  • به تمام نقاط منحصر بفرد و فوق العاده ازدواج فکر کنید. به این مطلب فکر کنید که می توانید با کسی که دوستش می دارید زندگی کنید.
  • ببینید که چقدر خوش شانس هستید که حق ازدواج کردن را دارید. افراد بسیار زیادی در سطح جهان هستند که چنین حقی از آنها سلب شده است.
  • به آثار فعالیت های جنسی و تاثیر آنها برروی رفتار شما در مقابل ازدواج فکر کنید. اگر بدون ازدواج رابطه جنسی داشته باشید، با این کار تعهد موجود برای ازدواج در نظرتان کاسته می شود. این اصل که سکس در خارج از رابطه زناشویی وجود ندارد، به زوج ها کمک می کند که نسبت به هم متعهد باقی مانده و احساس کنند که برای یکدیگر بی همتا و منحصر بفرد هستند. این امر به شما کمک می کند که ارزش های موجود در رابطه را بهتر دریافت کنید و ترس های خارجی را به کمترین میزان خود کاهش دهید.

توجه

اگر به هیچ وجه قادر به غلبه بر ترس خود نسبت به ازدواج نیستید، باید این موضوع را با فرد مقابل در میان بگذارید. با این کار ممکن است خودتان را در معرض بر هم خوردن رابطه قرار دهید، اما اگر همین حالا رابطه شما بهم بخورد، خیلی بهتر از این است که رابطه تان بعدها که ازدواج کردید به هم بخورد... هر کاری که می کنید، هیچ گاه زمانیکه احساس می کنید از روی اجبار به سمت ازدواج سوق داده شده اید و یا خودتان نمیخواهید این کار را انجام دهید، وارد زندگی مشترک نشوید. این امر صرفاً باعث ایجاد بدبختی برای هر دوی شما می شود.

منبع:

http://www.mardoman.com/family/marriagefear.aspx

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 1:41  توسط آذر حکمت نیا   | 

برای مدتی است که یکدیگر را ملاقات می کنید و دیوانه ی هم شده اید. هر کاری که انجام می دهید، هر چیزی که می بینید، و یا هر حرفی را که به زبان می آورید، به نحوی با آن فرد مورد نظر در ارتباط است. نمی توانید به او فکر نکنید و در موردش صحبت نکنید. انگار شما دو نفر برای هم ساخته شده اید. یک روح در دو جسم. مانند عقدی که در آسمانها بسته شده باشد....

خوب منتظر چه هستید.... به او بگویید – احساسات واقعی خود را با او در میان بگذارید!

حفظ آرامش و خونسردی

بیان کردن اولین "دوستت دارم" از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. شاید ماهها طول بکشد تا شما شجاعت لازم را بدست آورید؛ اگر به اندازه کافی صبر نکنید و یک مرتبه، بدون وجود هیچ گونه پیش زمینه ای، این کلمات را به زبان بیاورید، ممکن است در موقع نامناسب این کار را انجام داده و به طور کلی رابطه را خراب کنید.

پیش نیازها

  • از خودتان سؤال کنید که آیا واقعاً عاشق او هستید؟ زمانیکه این عبارت را به زبان می آورید در حالیکه قلباً او را دوست نمی دارید، مانند این است که یک ملافه لکه دار را پیش روی او قرار داده اید و دعا می کنید که او لکه ها را نبیند. چنین چیزی امکان پذیر نیست؛ هیچ چیزی قابل درک تر از یک "دوستت دارم" تقلبی و دروغین نیست. به ویژه زمانیکه هنگام خداحافظی برای بدست آوردن کمی سکس آنرا بگویید. شاید در آن لحظه به هدف خود برسید اما مطمئن باشید که او بعداً به خاطر این مسئله از شما تنفر پیدا خواهد کرد.
  • پیشاپیش برنامه ریزی کنید. اما نه بیش از اندازه! خوب است که بدانید باید چه حرفی را چه موقعی بزنید، اما نباید این کار را تبدیل به رژه نظامیان کنید. به احساسات ناگهانی خود نیز اجازه عرض اندام بدهید. شاید انجام این امر برای برخی افراد سبب ایجاد استرس بیش از اندازه ای شود، آنها می توانند در این مواقع یک نامه عاشقانه بنویسند و آنرا در قلب خود بایگانی نمایند. به هر حال باید بدانید که هر طور شده باید با چنین مسائلی برخورد کرده و با واقعیت روبرو شوید.
  • در مقابل واکنش آنها با ذهن باز عکس العمل نشان دهید. خیلی راحت میشود در این دام گیر افتاد. باید پیش از مطرح کردن هر گونه مطلبی عکس العمل طرف مقابل را پیش بینی کنید. هیچ گاه تصور نکنید که پاسخ شما را با خوشرویی تمام می دهند و بعد هم در آغوش شما غش خواهند کرد. ممکن است این صحبت شما آنها را شوکه کند و یا حتی بدتر اینکه آنها چنین احساس مشابهی نسبت به شما نداشته باشند.  به هر حال همیشه انتظار دیدن بهترین سناریو را نداشته باشید و اگر فکر می کنید که نمی توانید با عواقب آن روبرو شوید آنقدر صبر کنید تا از نتیجه کاملاً مطمئن شوید.

لحظه فراموش نشدنی

جسور باشید. هیچ راهی وجود ندارد که یک مرتبه این لحظه را مطابق میل شما تغییر دهد؛ اما می توانید نتیجه کار خود را با خوب صحبت کردن و در عین حال حفظ و برقراری ارتباط چشمی، مطبوع گردانید. نباید این کار را خیلی سریع انجام دهید، به خاطر اینکه ممکن است آنها به درستی متوجه منظور شما نشوند و به همین دلیل شما مجبور می شوید که مجدداً برای چندین مرتبه دیگر آنرا تکرار نمایید تا آنها به طور دقیق متوجه منظور شما بشوند. باید سعی کنید که این کار را در زمان مناسب و در موقعیت مناسب انجام دهید. همین حالا به آن فکر کنید؛ معطل نکنید! تصور کنید که تک تیر انداز عشق هستید و فرد مورد نظر درست در تیررس شما قرار گرفته. نشانه شما کاملاً ثابت و حقیقی است. حالا زمان آن می رسد که بهترین شلیک عمر خود را انجام دهید. به هر حال باید از خودتان انتظار بدست آوردن چنین موفقیتی را داشته باشید.

تسویه

صبور و شکیبا باشید. حتی اگر در موقعیتی قرار گرفتید که به پاسخ دلخواه خود از جانب او دست پیدا نکردید، باز هم جای نگرانی و ناامیدی نیست؛ باید راهکارهای خود را در جهت بهبود رابطه تغییر دهید. این کار در نظر آنها تعجب آور است؛ هیچ اشکالی ندارد، فقط کافی است به او کمی فرصت بدهید تا شرایط جدید را هضم کرده و خودش را با این شرایط هر چه بهتر و بیشتر وفق دهد. در نهایت باید بدانید که مطرح کردن عشق، چیزی جز ارزش و احترام را با خود به دنبال ندارد. این عبارت از قلب شما نشئت می گیرد و بالطبع در قلب طرف مقابل نیز می نشیند. نباید از "دوستت دارم" به عنوان کلمه رمزی برای عبور از برخی از درهای بسته استفاده کنید و فقط آنرا در صورتی به زبان بیاورید که احساساتتان پاک و خالص باشد.

منبع:http://www.mardoman.com/family/howtosay.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 0:59  توسط آذر حکمت نیا   | 




آلبرت بندورا در تاریخ 4 دسامبر 1925 در شهر کوچکی در نزدیکی ادمونتون کانادا به دنیا آمده است. او آخرین بچه از 6 فرزند پدر و مادرش بود. بندورا در سال 1949 از دانشگاه بریتیش کلمبیا در ونکوور کانادا در رشته روان‌شناسی فارغ‌التحصیل شد و سپس در سال 1952 درجه دکتری خود را در رشته روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آیوا در آمریکا اخذ نمود. او از سال 1953 شروع به تدریس در دانشگاه استنفورد کرد.

آلبرت بندورا در سال 1974 به عنوان رئیس انجمن روان‌شناسی آمریکا انتخاب شد و در سال 1980 جایزه این انجمن را به خاطر «مشارکت‌های برجسته علمی» دریافت نمود. از او در سال 2004 نیز به خاطر «یک عمر فعالیت درخشان در رشته روان‌شناسی» تجلیل به عمل آمد.

آلبرت بندورا بیشتر به خاطر کارهایش در زمینه‌های زیر شناخته شده است:

  • مطالعات عروسک بو بو
  • یادگیری مشاهده‌ای
  • نظریه یادگیری اجتماعی
  • کارآیی خود ( Self-efficacy )

کارهای بندروا به عنوان بخشی از انقلابِ شناختی در روان‌شناسی که از اواخر دهه 1960 شروع شد محسوب می‌گردد. نظریه‌های او تاثیر فوق‌العاده‌ای بر روی روان‌شناسی شخصیت، روان‌شناسی شناخت، آموزش و درمان داشته است.


›› ملانی کلاین (1882-1960)



«یکی از تجربیات جالب و غیرمنتظره برای تازه‌کاران در زمینه
تجزیه و تحلیل رفتار کودکان، کشف این نکته است که ظرفیت
بینش و درک بچه‌، حتی بچه‌های خیلی کم سن و سال، غالباً
بسیار فراتر از افراد بالغ است.»

ملانی کلاین

ملانی کلاین در 30 مارچ 1882 در وین به دنیا آمد و در 22 سپتامبر 1960 در لندن درگذشت. نام اصلی خود او ملانی رایزز بود که پس از ازدواج با آرتور کلاین در 19 سالگی به ملانی کلاین تغییر یافت. او در سال‌های 1904 و 1907 صاحب دو فرزند به نام‌های ملیتا و هانس شد. خانواده آن‌ها به دلیل شغل شوهرش مرتب در مسافرت بودند تا آن که بالاخره در سال 1910 در بوداپست مستقر شدند. او بعداً در سال 1914 فرزند دیگری نیز به نام اریک پیدا کرد.

او از ابتدا به رشته پزشکی علاقه‌مند بود و دوران کوتاهی را در دانشگاه وین به تحصیل پرداخت. هنگامی که در بوداپست بود شروع به مطالعه روانکاوی زیر نظر ساندور فرنزی کرد و استادش او را تشویق کرد که به روانکاوی کودکان خود بپردازد. در نتیجه کارهای ملانی کلاین بود که روشی به نام «بازی درمانی» شکل گرفت و هنوز هم به طور وسیعی در روان درمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

او برای نخستین بار در سال 1918 در خلال کنگره بین‌المللی روانکاوی با زیگموند فروید ملاقات کرد. این ملاقات الهام‌بخش او برای نوشتن نخستین مقاله علمی‌اش در زمینه روانکاوی با نام «رشد کودک» شد. این ملاقات همچنین باعث تقویت علاقه‌مندیش به روانکاوی گردید و پس از جدایی از شوهرش در سال 1922، به برلین رفت و به همکاری با کارل آبراهام، روانکاو برجسته، پرداخت.

روش «بازی درمانی» کلاین بر خلاف عقیده آنا فروید مبنی بر عدم امکان روانکاوی کودکان بود. اختلاف این دو، بحث‌های زیادی را بین روانکاوان برانگیخت و هر یک طرفداران پر و پاقرصی یافتند. آنا فروید به طور علنی به انتقاد از نظریه‌های کلاین می‌پرداخت و او را به دلیل نداشتن مدرک رسمی دانشگاهی تخطئه می‌کرد.

کلاین در طول زندگیش دچار افسردگی بود و به شدّت تحت تأثیر مرگ زودهنگام خواهر و برادرش و نیز مرگ پسر بزرگش در سال 1933 قرار داشت. او تأثیر قابل ملاحظه‌ای بر روان‌شناسی رشد داشته است و تکنیک «بازی درمانی» او امروزه به طور وسیعی مورد استفاده قرار می‌گیرد. او بر نقش مادر- فرزند و روابط بین فردی در فرایند رشد تأکید داشت.

از ملانی کلاین 4 کتاب و تعدادی مقاله در زمینه روانکاوی بجا مانده است.


›› ایوان پاولوف (1849 - 1936)


«علم، تمام زندگی فرد را طلب می‌کند. بنابراین طول عمر هر چه باشد ،
کوتاه یا بلند، کافی نخواهد بود. در کار و پژوهش‌های خود صبور باشید.»

ایوان پاولوف

ایوان پاولوف در 14 سپتامبر 1849 به دنیا آمد و در 27 فوریه 1936 درگذشت. معروفیت او بیشتر به خاطر کارهای زیر است:

  • شرطی‌سازی کلاسیک ( classical conditioning )
  • پژوهش بر روی فیزیولوژی و دستگاه گوارش
  • برنده جایزه نوبل فیزیولوژی در سال 1904

علاقه‌مندی اولیه پاولوف، مطالعه فیزیولوژی و علوم طبیعی بود. او به تأسیس دپارتمان فیزیولوژی در «مرکز پزشکی تجربی» کمک کرد و به نظارت خود بر این برنامه در طول 45 سال بعد ادامه داد.

پاولوف به هنگام تحقیق در مورد دستگاه گوارش سگ‌ها متوجه شد که بزاق دهان آن‌ها قبل از آوردن غذا ترشح می‌کند. او در خلال یک سری آزمایش‌ها، محرک‌های متعددی را قبل از در اختیار گذاشتن غذا امتحان کرد و سرانجام کشف کرد که سگ، پس از تداعی‌های مکرّر، برای محرک‌های دیگر بجز غذا نیز بزاقش ترشح می کند. او این واکنش را واکنش شرطی نامید. پاولوف همچنین کشف کرد که منشاء این واکنش‌ها در قشر مخ قرار دارد.

پاولوف به خاطر کارهایش بسیار مورد تشویق و تقدیر قرار گرفت که از آن جمله می‌توان به عضویت در آکادمی علوم روسیه در سال 1901 و دریافت جایزه نوبل فیزیولوژی در سال 1904 اشاره کرد. دولت اتحاد شوروی نیز پشتیبانی زیادی از کارهای پاولوف می‌کرد و این کشور به سرعت به صورت مرکز معتبری برای پژوهش‌های فیزیولوژی درآمد.

پژوهش‌ها و کشفیات پاولوف درباره «واکنش‌ها» به رشد جنبش رفتارگرایی کمک زیادی کرد. پژوهشگران دیگری از کارهای پاولوف در مطالعه شرطی‌سازی به عنوان شکلی از یادگیری استفاده کردند. پژوهش‌های پاولوف همچنین نشانگر روش‌های مطالعه واکنش به محیط به شیوه‌ای عینی و علمی است.


›› کِرت لِوین ( 1890-1947 )



«هیچ چیز عملی‌تر از یک نظریه خوب نیست»

کرت لوین

کرت لِوین در سپتامبر 1890 در آلمان به دنیا آمد و در 11 فوریه 1947 در سن 57 سالگی بر اثر حمله قلبی در گذشت. او در خانواده‌ای یهودی زاده شد. در سال 1909 در دانشکده پزشکی دانشگاه فرایبرگ ثبت نام کرد امّا سپس رشته تحصیلی خود را عوض کرد و برای آموختن زیست‌شناسی به دانشگاه مونیخ رفت. او سرانجام مدرک دکتری خود را از دانشگاه برلین اخذ کرد.

لوین در سال 1921 تدریس فلسفه و روان‌شناسی را در دانشگاه برلین آغاز کرد. محبوبیت او در بین دانشجویان از یکسو و نوشته‌های متعدد او از سوی دیگر، توجه دانشگاه استنفورد را جلب کرد و در سال 1930 به عنوان استاد میهمان به آن دانشگاه دعوت شد. لوین سرانجام به تابعیت آمریکا درآمد و به تدریس در دانشگاه آیوا پرداخت. او تا سال 1944 به همکاری خود با این دانشگاه ادامه داد.

با وجودی که لوین همواره بر اهمیت نظریه‌ها تأکید می‌نمود امّا همچنین اعتقاد داشت که نظریه‌ها باید کاربرد عملی داشته باشند. او پویش گروهی را در دانشگاه ام‌آی‌تی و آزمایشگاه‌های آموزش ملّی ( NTL ) بنیاد نهاد. او همچنین تحت تاثیر روان‌شناسی هیأت‌نگر (یا روان‌شناسی گشتالت)، نظریه معروف خود به نام نظریه میدانی را ارا ئه کرد. این نظریه بر اهمیت شخصیت افراد، تعارضات بین فردی و متغیرهای موقعیتی تأکید دارد. بر طبق نظریه میدانی لوین، رفتار فرد، نتیجه تعامل او با محیط است. این نظریه تأثیر عمده‌ای بر روان‌شناسی اجتماعی داشت.

از دیگر کارهای لوین می‌توان به پژوهش‌های او در زمینه شیوه‌های رهبری اشاره کرد. او در مطالعه خود، دانش‌آموزان را در سه گروه جداگانه که به شیوه‌های قدرت طلبانه، دموکراتیک (مشارکت جویانه) و آزادمنشانه رهبری می‌شدند قرار داد. مطالعه لوین نشان داد که رهبری دموکراتیک بر دو روش دیگر برتری دارد. این یافته‌ها بر غنای پژوهش‌های مربوط به سبک‌های رهبری افزود.

لوین یکی از نخستین روان‌شناسانی بود که به طور سیستماتیک به آزمایش رفتار انسان می‌پرداخت. کارهای او تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر روان‌شناسی تجربی، روان‌شناسی اجتماعی و روان‌شناسی شخصیت داشته است. او نویسنده توانا و بسیار فعّالی بود و در دوران حیاتش بیش از 80 مقاله و 8 کتاب در موضوعات مختلف روان‌شناسی منتشر کرد.

کرت لوین به دلیل کارهای پیشتازانه‌اش در به کارگیری آزمایش‌ها و روش‌های علمی برای بررسی رفتارهای اجتماعی به عنوان پدر روان‌شناسی اجتماعی مدرن شناخته می‌شود. لوین نظریه‌پردازی بود که تأثیر ماندگارش بر روان‌شناسی، او را یکی از روان‌شناسان برجسته قرن بیستم ساخته است.


›› ژان پیاژه ( 1896 - 1980)


«هدف اصلی آموزش در مدارس باید ساختن زنان و مردانی باشد که قادر
به انجام کارهای تازه باشند، نه این که فقط کارهایی که نسل‌های قبلی
انجام داده‌اند را تکرار کنند.»

ژان پیاژه

ژان پیاژه در 9 آگوست 1896 به دنیا آمد و در 16 سپتامبر 1980 از دنیا رفت.

او این ایده که کودکان به گونه‌ای متفاوت از بزرگسالان فکر می‌کنند را تقویت کرد. تحقیقات او چند نقطه عطف مهم در رشد ذهنی کودکان را مشخص کرده است. کارهای او همچنین علاقه‌مندی فراوانی به روان‌شناسی شناخت و رشد به وجود آورده است. نظریه‌های پیاژه به طور گسترده‌ای مورد پذیرش واقع شده و امروز توسط دانشجویان روان‌شناسی و روش‌های آموزشی مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

نظریه‌های پیاژه در رشته‌های روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، آموزش و ژنتیک همچنان مورد مطالعه قرار دارد. کارهای او به درک ما از رشدِ شناختی کودکان کمک بسزایی نموده است.

ژان پیاژه در سن یازده سالگی کارش را به عنوان یک پژوهشگر آغاز کرد و در همان سال نیز مقاله کوتاهی درباره گنجشک آلبینو (سپیدتن) نوشت. او مطالعاتش در زمینه علوم طبیعی را ادامه داد و از دانشگاه نوشاتل سوئیس، مدرک دکتری جانورشناسی دریافت کرد. او سپس به روانکاوی علاقه‌مند شد و یکسال در مؤسسه‌ای که آلفرد بینه تأسیس کرده بود به کار پرداخت.

پیاژه که بیشتر به خاطر تحقیقاتش بر روی رشدِ شناختی کودکان شهرت دارد، رشد ذهنی سه فرزند خود را مورد مطالعه قرار داد. نظریه رشدِ شناختی پیاژه، مراحلی که کودکان در خلال رشد هوش و فرایندهای صوری تفکر طی می‌کنند را تشریح می‌کند. نظریه او چهار مرحله را توصیف می‌کند: مرحله حسی-حرکتی، مرحله پیش عملیاتی، مرحله عملیات عینی و مرحله عملیات صوری.

پیاژه در سال 1955 مرکز بین‌المللی معرفت‌شناسی ژنتیک را تأسیس کرد و تا پایان عمر در سمت مدیر این مرکز خدمت کرد.


›› ویلهلم ووندت (1832 - 1920)


ویلهلم ووندت در 16 آگوست 1832 در آلمان به دنیا آمد و در 31 آگوست 1920 درگذشت. معروفیت او بیشتر به خاطر کارهای زیر است:

  • ساختارگرایی
  • درون‌نگری
  • بنا کردن نخستین آزمایشگاه روان‌شناسی

ویلهلم ووندت از دانشکده پزشکی دانشگاه هایدلبرگ فارغ‌التحصیل شد. او سپس مدّت کوتاهی را به مطالعه زیر نظر یوهان مولر و هرمان هلم‌هولتز (فیزیکدان) پرداخت. تصوّر می‌شود که کارهای او با این دو نفر در کارهای بعدی ووندت در زمینه روان‌شناسی تجربی نقش داشته است. ووندت بعداً کتاب اصول روان‌شناسی فیزیولوژیک را نوشت (1874) که به پایه‌گذاری رویه‌های تجربی در پژوهش‌های روان‌شناسی کمک شایانی کرد. او پس از استخدام در دانشگاه لایپزیک، نخستین آزمایشگاه از دو آزمایشگاه روان‌شناسی موجود در آن زمان را تأسیس کرد. (استنلی هال نخستین آزمایشگاه روان‌شناسی آمریکا را در دانشگاه جان هاپکینز به وجود آورد.)

ووندت به دیگاه نظری موسوم به ساختارگرایی وابسته است. در این نظریه، ساختارهایی که تشکیل دهنده ذهن انسان هستند تشریح می‌گردند. ووندت عقیده داشت که روان‌شناسی، علم تجربیات آگاهانه است و یک مشاهده‌گر آموزش دیده می‌تواند به طور دقیق از طریق فرایندی به نام درون‌نگری، به تشریح افکار، احساسات و هیجانات بپردازد. البته چون این فرایند وابسته به تعبیر شخص است، بسیار ذهنی می‌باشد. ووندت عقیده داشت که با تغییر سیستماتیک شرایط آزمایش، عمومیت مشاهدات افزایش می‌یابد.

ایجاد آزمایشگاه روان‌شناسی توسط ووندت معمولاً به عنوان آغاز رسمی روان‌شناسی به عنوان یک علم، جدا از فلسفه و فیزیولوژی، در نظر گرفته می‌شود. پشتیبانی او از روان‌شناسی تجربی، راه را برای رفتارگرایی باز کرد. بسیاری از روش‌های تجربی او هنوز هم مورد استفاده است.

ووندت دانشجویان بسیاری داشت که هر کدام بعداً روان‌شناسان برجسته‌ای شدند. از آن میان می‌توان به ادوارد تیچنر، چارلز اسپیرمن، استنلی هال، چارلز جود، جیمز کتل و هوگو مانستربرگ اشاره کرد.

ویلهلم ووندت علاوه بر دستاوردهای فوق، مجله روان‌شناسی «مطالعات فلسفی» را نیز بنیاد نهاد.


›› کارل راجرز (1902 - 1987)


«برای من هیچ چیز با ارزش‌تر از تجربه نیست. محک و معیار درستی هر چیز
برای من، تجربه شخصی خود من است. نه ایده‌های کسان دیگر و نه حتی
هیچیک از ایده‌های خودم، معتبرتر از تجربیاتم نیستند. این تجربیات است که
باید بارها و بارها به آن رجوع کنم تا به تقریب نزدیکتری از حقیقت دست یابم.
تنها به این ترتیب است که آن حقیقت جزئی از وجودم می‌شود.»

کارل راجرز

کارل راجرز در 8 ژانویه 1902 در ایلی نویز (آمریکا) به دنیا آمد و در 4 فوریه 1987 درگذشت. معروفیت او بیشتر به خاطر کارهای زیر است:

  • رویکرد غیرمستقیم او برای درمان تحت عنوان «درمان بیمارمحور»
  • ارائه مفهوم «گرایش واقعی‌سازی»
  • ارائه مفهوم «فرد با کارکرد کامل»

کارل راجرز پس از اخذ درجه دکتری در سال 1931 از دانشگاه کلمبیا، چند سال به کار دانشگاهی در دانشگاه‌های ایالتی اوهایو، شیکاگو و ویسکانسین پرداخت. در خلال این سال‌ها بود که راجرز روش درمانی خاص خود را به وجود آورد. این روش درابتدا «درمان غیرمستقیم» خوانده می‌شد. این رویکرد که در آن درمانگر در نقش یک تسهیل کننده ظاهر می‌شد تا یک هدایتگر، سرانجام به نام درمان بیمار محور معروف شد. راجرز پس از اختلاف نظرهایی که در دانشکده روان‌شناسی دانشگاه ویسکانسین پیش آمد، به مرکز مطالعات رفتاری پیوست و سرانجام به همراه برخی همکارانش در آنجا، مرکز مطالعات فرد
(CSP) را تأسیس کرد. کارل راجرز تا زمان مرگش در 1987 به کارهایش در زمینه درمان بیمار محور ادامه داد. تأکید کارل راجرز بر توانائی‌های بالقوه انسان، تأثیر مهمی هم بر روان‌شناسی و هم بر آموزش داشته است. علاوه بر آن، به عقیده خیلی‌ها راجرز تأثیرگذارترین روان‌شناس قرن بیستم بوده است.

کارل راجرز در سال 1946 به عنوان رئیس انجمن روان‌شناسی آمریکا ( APA ) انتخاب گردید. او در سال 1987 نامزد دریافت جایزه صلح نوبل شد.


›› کارل یونگ (1875 - 1961)


کارل یونگ در 26 جولای 1875 به دنیا آمد و در 6 جون 1961 درگذشت. معروفیت او بیشتر به خاطر کارهای زیر است:

  • مطالعات بر روی روان انسان
  • تحلیل رویا، ناخودآگاه جمعی ( collective unconscious ) و صورت ازلی
    ( archetypes )

کارل یونگ از دانشگاه بازل در سوئیس در رشته پزشکی فارغ‌التحصیل شد. او در ابتدای مشاغل حرفه‌ایش، در دانشگاه زوریخ به کار با بیماران روانی پرداخت. مدّت زمانی که او با زیگموند فروید کار کرد تاثیر عمده‌ای بر نظریه‌های بعدیش داشت و باعث شیفتگی او به مسائل ذهن ناخودآگاه یا ناهشیار شد. یونگ می‌خواست از طریق رویاها، اسطوره‌ها، هنر و فلسفه به درک بهتری از ذهن انسان دست یابد.

یونگ سرانجام راه خود را از نظریه‌های فرویدی جدا کرد و تأکید فروید بر مسائل جنسی به عنوان تنها منبع انگیزش رفتاری را مردود دانست. در طول این دوره فشرده خودکاوی بود که یونگ به طور فزاینده‌ای به رویاها و نمادها علاقه‌مند شد و بعدها از چیزهایی که در این دوره آموخته بود به عنوان پایه‌ای برای نظریه‌های روان‌شناسی خود استفاده کرد.

یونگ با سازماندهی رویکردهای نظری خود، از نظریه‌های روان‌پویشی ( psychodynamic ) فاصله گرفت و نظریه خود را تحت عنوان «روان‌شناسی تحلیلی» شکل داد. یونگ عقیده داشت که روان انسان از سه بخش تشکیل شده است: خود (ذهن آگاه یا هشیار)، ناخودآگاه شخصی و ناخودآگاه جمعی. یونگ معتقد بود که ناخودآگاه جمعی، مخزن تمام تجربیات و دانش نوع بشر است.

با وجودی که نظریه یونگ با انتقادات بسیاری روبرو شده است امّا کارهای او تأثیر قابل ملاحظه‌ای بر رشته روان‌شناسی داشته است. مفاهیمی که او درباره درون‌گرایی و برون‌گرایی عرضه کرد بر روان‌شناسی شخصیت و نیز روان درمانی تأثیر گذار بوده است. راهنمایی‌های او به یک بیمار الکلی، پایه‌گذار روشی شد که تا کنون به میلیون‌ها نفر که از وابستگی به الکل رنج می‌برند کمک کرده است.


›› آنا فروید (1895 - 1982)


آنا فروید در سوم دسامبر 1895 در وین (اتریش) به دنیا آمد و در نهم اکتبر 1982 در لندن (انگلستان) درگذشت. معروفیت او بیشتر به خاطر کارهای زیر است:

  • بنیان‌گذار روانکاوی کودکان
  • سازوکارهای دفاعی
  • مشارکت در روان‌شناسی «خود» ( ego psychology )

آنا فروید کوچکترین فرزند در بین 6 فرزند زیگموند فروید معروف است. او به پدرش فوق‌العاده نزدیک بود ولی نزدیکی چندانی به مادرش نداشت و با پنج خواهر و برادرش نیز روابط پرتنشی داشت. او به یک مدرسه خصوصی گذاشته شد ولی بعداً گفت که از مدرسه چیز زیادی نیاموخته است. بخش عمده آموزش آنا از طریق درس‌های پدرش و دوستان و وابستگان او صورت گرفته است.

او پس از دوره دبیرستان به عنوان معلم مدرسه ابتدایی مشغول به کار شد و همزمان شروع به ترجمه برخی از کارهای پدرش به آلمانی کرد. این کار، علاقه او به روان‌شناسی و روانکاوی کودکان را بیشتر کرد. با وجودی که او به شدت تحت تأثیر کارهای پدرش بود امّا هرگز در سایه او زندگی نکرد. کارهای خود او، ایده‌های پدرش را گسترش داد و به ایجاد رشته روانکاوی کودکان انجامید.

او با وجودی که تحصیلات کلاسیک را ادامه نداد امّا کارهایش در زمینه روانکاوی و روان‌شناسی کودکان، او را در رشته روان‌شناسی پرآوازه ساخت. او تجربیات خود در زمینه روانکاوی کودکان را در سال 1923 در وین آغاز کرد و بعدها رئیس انجمن روانکاوی وین شد. در طول مدتی که آنا فروید در وین بود، تأثیر قابل ملاحظه‌ای بر اریک اریکسون گذاشت و این به نوبه خود باعث توسعه رشته روانکاوی و روان‌شناسی «خود» شد.

آنادر سال 1938 تحت بازجویی گشتاپو قرار گرفت و سپس به همراه پدرش به لندن کوچ کرد. در سال 1941، او با همراهی دوروتی برلینگتون یک مؤسسه پرستاری ایجاد کرد. این مؤسسه هم به کودکان بی‌خانمان سرپناه می‌داد و هم برنامه‌های روانکاوی برای آنان داشت. تجربیات آنا فروید در این مؤسسه پرستاری، الهام‌بخش او در نوشتن سه کتاب شد: «کودکان در زمان جنگ (1942)»، «کودکان بی‌سرپرست (1943)» و «جنگ و کودکان (1943)». آنا فروید پس از تعطیل شدن مؤسسه پرستاری در سال 1945، کلینیک ویژه‌ای را برای روان درمانی کودکان ایجاد کرد و از سال 1952 تا زمان مرگش در سال 1982 مدیر آن بود.

آنا فروید رشته روانکاوی کودکان را به وجود آورد و کارهایش به درک امروزی ما از روان‌شناسی کودکان کمک شایانی کرده است. او همچنین روش‌های مختلفی برای برخورد با کودکان و درمان آنان به وجود آورد. آنا فروید عقیده داشت که عوارض کودکان با بزرگسالان متفاوت است و غالباً به مراحل رشد آنان بستگی دارد. او همچنین توضیحات روشنگری درباره سازوکارهای دفاعی در کتاب معروف خود به نام «خود و سازوکارهای دفاع» ارائه نموده است.

منبع:www.ravanyar.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 0:49  توسط آذر حکمت نیا   | 

 
 
  * ویلیام جیمز (1842-1910)
  •   بسیاری از مردم فکر می‌کنند در حال فکر کردن هستند در حالی که مشغول   بازآرایی و تنظیم پیشداوری‌ها و تعصباتشان هستند.
  •   پذیرش آنچه اتفاق افتاده است، نخستین گام در غلبه بر پیامدهای هر بدشانسی   است.
  •   فلسفه، والاترین و بدیهی‌ترین خواسته بشر است.
  •   عقل سلیم و شوخ‌طبعی، هر دو یک چیزند که با سرعت‌های متفاوت حرکت می‌کنند. شوخ‌طبعی، همان   عقل سلیم با دور تند است!
  •   هر کس باید برای تمرین، هر روز حداقل دو کاری که از آنها نفرت دارد را انجام دهد.
  •   انگیزه نهانی تمام کارهایی که اغلب مردم می‌کنند این است که چگونه شادی به دست آورند، چگونه آن را   نگه دارند و چگونه آن را بهبود بخشند.
  •   هنر «عاقل بودن» عبارت است از هنر آگاهی از این که از چه چیزهایی چشم‌پوشی کنید.
  •   تنها یک دلیل برای شکست انسان وجود دارد و آن کمبود ایمان فرد به خودِ واقعی‌اش است.
  •   همه ما آمادگی داریم تا به دلایلی کارهای وحشیانه و غیرمتمدنانه انجام دهیم. فرق بین یک آدم خوب و یک   آدم بد در انتخاب آن دلیل است.
  •   عمیق‌ترین اصل طبیعت انسان، اشتیاق و میل شدید او به قدردانی شدن است.

*****************************

*  آلبرت بندورا (1925-)

  •   اعتماد به نفس ضرورتاً تضمین‌کننده موفقیت نیست ولی عدم اعتماد به نفس   مطمئناً باعث شکست می‌شود.
  •   مردم نه تنها با تعمق کردن، درک بهتری به دست می‌آورند بلکه می‌توانند تفکر خود را   نیز ارزیابی کرده و تغییر دهند.
  •   آدم موثر و اثربخش کسی است که آینده‌اش را می‌سازد نه این که آن را پیش‌بینی   کند.
  •   کسانی که به توانائیهای خود اعتقاد و اطمینان دارند به کارهای دشوار به صورت چالش‌هایی می‌نگرند که   باید بر آنها پیروز شوند نه به صورت تهدیدهایی که باید از آنها اجتناب کند.
  •   ما آدمها بیشتر روی نظریه‌های شکست سرمایه‌گذاری می‌کنیم تا نظریه‌های پیروزی.

*****************************

*  کارل راجرز (1902-1987)

  •   وقتی به دنیا نگاه می‌کنم، بدبینم ولی وقتی به مردم نگاه می‌کنم، خوش‌بینم.
  •   تنها آدم فرهیخته کسی است که یادگرفته باشد چگونه یاد بگیرد و تغییر کند.
  •   جوهر و ذات خلاقیت، تازگی و نوبودن آن است و در نتیجه، ما استانداردی برای   قضاوت درباره آن نداریم.
  •   تجربه برای من بالاترین اولویت را دارد. معیار صحّت و اعتبار هر چیز، تجربه خود من   است. نظرات افراد دیگر، و حتی ایده‌های خودم نیز به اندازه تجربیاتم اعتبار ندارند.
  •   برای کسی که کاملاً در برابر تجربیات جدید راحت (باز) است و حالت تدافعی نمی‌گیرد، هر لحظه، می‌تواند   سرشار از تازگی باشد.
  •   در ابتدای کارم این سوال را از خود می‌پرسیدم که: «چگونه می‌توانم این فرد را درمان کنم یا تغییر دهم؟»   اکنون این سوال را بدین صورت تغییر داده‌ام که: «چگونه می‌توانم رابطه‌ای با این فرد برقرار کنم که او بتواند   از این رابطه برای رشد شخصی خودش استفاده کند؟»
  •   من رفته رفته به یک نتیجه‌گیری بدبینانه و منفی درباره «زندگی خوب» رسیده‌ام. به نظرم می‌آید که زندگی   خوب یک شکل ثابت ندارد، بلکه یک فرایند است. یک جهت است نه یک مقصد.

*****************************

*  زیگموند فروید (1856-1939)

  •   سوالی که هرگز بدان پاسخ داده نشده است و خود من نیز علیرغم سی سال   تحقیق و مطالعه برای آن پاسخی نیافته‌ام این است که «خواسته زنان چیست؟»
  •   رابطه بین خود ( ego ) و نهاد ( id ) را می‌توان با رابطه بین سوار و اسب مقایسه   کرد. اسب، تامین‌کننده انرژی و سوار، هدف‌گذار و راهنماست.
  •   خود ( ego )، ارباب خانه خودش نیست.
  •   آدم اکراه دارد که بگوید نیت «شاد بودن انسان» در برنامه «خلقت» جایی نداشته   است.

*****************************

* کرت لوین (1890-1947)

  •   هیچ چیز عملی‌تر از یک نظریه خوب نیست.
  •   اگر واقعاً می‌خواهید چیزی را درک کنید، سعی کنید آن را تغییر دهید.
  •   تجربه به تنهایی تولید دانش نمی‌کند.
  •   فعالیت اجتماعی نیز مثل فعالیت جسمی توسط درک و احساس، راهبری   می‌شود.
  •   یک آدم موفق معمولاً هدف بعدیش را خیلی بالاتر از آخرین دستاوردش قرار نمی‌دهد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 0:36  توسط آذر حکمت نیا   | 

نگاه اجمالی

اگر شخص خیلی رقابت جو ، جاه طلب ، درای تمایل بیشتر به کنترل و … باشد، احتمالا آثار استرس (فشارروانی) شدت پیدا خواهد کرد. الگوی شخصیتی نوع A با پیشرفت طلبی ، فوریت زمان و خصومتی که براحتی برانیخگته می‌شود، مشخص شده است. این خصوصیت آنها را نسبت به بیماریهای قلبی آماده تر می‌کند. نقطه مقابل شخصیت نوع A کسانی هستند که شخصیت نوع B دارند. آنها غالبا افرادی آرام ، راحت و بدون نقش هستند.

ویژگی‌های شخصیتی نوع A

ویژگی‌های رفتاری

فرد با شخصیت نوع A آشکارا از حرکت کند ، ترافیک ، صف بستن برای خرید و هرچیز دیگری که وقت با ارزش را تلف کند، ناراحت می‌شود. برخی ویژگی‌های رفتاری این الگو شامل پاسخ‌های کوتاه در مکالمات ، گفتار بیش از حد نیرومند ، چهره در هم کشیده ، سریع خوردن ، نگاه عمیق با لبخند خشک و بازداری شده و … می‌باشد. این تمایل به بسیج کردن بیش از حد منابع جسمانی تحت عنوان فوریت زمان ، موردبحث قرار می گیرد.

تمایل به کنترل

افراد با شخصیت نوع A احساس نیاز بیشتری به کنترل محیط دارند و این افراد به قدری به دانستن کنترل محیط نیاز دارند که ممکن است عدم کنترل خصومت و رفتارهای جسورانه را باعث شود. وقتی فرد در موقعیت عدم کنترل قرار می‌گیرد، معمولا یک حالت انگیزشی را از طریق تغییرات شناختی ، رفتاری ، هیجانی و فیزیولوژیکی نشان می‌دهد.

رقابت جویی

افراد شخصیت نوع A رقابت جو و پیشرفت طلب تر هستند. آنها با تلاش و پایداری بیشتری به چالش‌ها (مشکلات) پاسخ می‌دهند و اهداف بزرگتری را تعیین می‌کنند. تلاش برای پیشرفت در افراد شخصیت نوع A معمولا درجوی از تنش ، اضطراب ، خشم و احساس (مانند جمله هرگز نباید گیر افتاد ) صورت می‌گیرد. این افراد تلاش برای پیشرفت را بخاطر خود پیشرفت مورد توجه قرار نمی‌دهند، بلکه تلاش آنها برای کنترل و اثبات توانایی‌هایشان صورت می‌گیرد.


مقایسه شخصیت نوع A با شخصیت نوع B
ویژگی‌ها تیپ A تیپ B
مکالمه تند کند
تولید کلمات پاسخ یک کلمه‌ای ، سرعت در پایان جمله شمره و با مکث صحبت کردن
کیفیت کلام زمخت ، محکم ، کوتاه یکنواخت
زمان پاسخ پاسخ آنی مکث بیش از پاسخگویی
آه کشیدن فراوان بندرت
حرکات چهره کشیده ، خصمانه ، ابرو درهم آرام و دوست داشتنی
خنده خشک نرم و لطیف ، خوشایند
گره کردن مشت‌ها زیاد بندرت
قطع کردن حرف دیگران اغلب به ندرت
تلاش برای تمام کردن سوالات طرف مقابل اغلب بندرت
تلاش برای تسلط برطرف مقابل اغلب بندرت
رضایت از کار خیر ، تلاش برای طی کردن درجات بلی
جاه طلبی بلی ، طبق نظر دیگران و خود نه بطور خاص
شایستگی تلاش برای برنده شدن حتی هنگام بازی با فرزندان بی اهمیت بودن

شخصیت نوع A و بیماری قلبی

بنظر ویلیامز (Williams) دشمنی و تندخویی عواملی هستند که به بیماری‌های قلبی کمک می‌کنند. به عقیده او فردی از نوع شخصیت A که نگرش دشمنانه و منفی دارد، نسبت به فرد دیگری از همان شخصیت که نگرش دوستانه و مثبت دارد، بیشتر در معرض خطرات جسمی و روانی است. دشمنی باعث می‌شود که فرد همیشه درحال آماده باش باشد، دشمنی‌ها را پیش بینی و پیش گیری کند. درنتیجه دائما در حال استرس روزگار بگذراند. پژوهش‌ها نیز در جهت حمایت از این مفهوم نشان داده‌اند که افراد شخصیت نوع A واکنش‌های قلبی - عروقی بیشتری به عدم کنترل ، عدم حق انتخاب و استرس‌های محیطی نشان می‌دهند. بخاطر اهمیت کنترل این افراد معمولا هنگام عدم کنترل ، خشم و خصومت بیشتری دارند و عموما مایل به تسلیم کردن کنترل به شخص دیگر نیستند.

تغییر شخصیت نوع A به شخصیت نوع B

روش کلی

دراین روش افراد نوع A تشویق می‌شوند که آهنگ رفتارهای خود را آرام تر کنند و رفتارهایی پیش بگیرند که با شخصیت آنها سازگاری ندارد. مثلا سعی کنند به حرف‌های دیگران ، بدون قطع کردن آن گوش دهند، یا به میل خود در صف‌های طولانی فروشگاهها یا اتوبوسها بایستند و به خود تلقین کنند که عصبانی نخواهند شد. وقتی حرفی به ذهنشان رسید ( موقع غذاخوردن ) آن قدر تحمل داشته باشند که غذای خود را ببلعند و بعد حرف بزنند و با دهان پر سخن نگویند و ... . از این روش در برنامه پیشگیری بیماری‌های قلبی حاد استفاده می‌کنند.

روش اختصاصی

روش اختصاصی تنها آن گروه از رفتارهای شخصیت A را هدف قرار می‌دهد که احتمالا علت بیماری قلبی هستند. بویژه برای افرادی که نگرش منفی و دشمنانه دارند، بکار می‌رود. فردی که بتواند رفتارهای مورد نظر را تغییر دهد، کسی خواهد بود که اراده دارد و بر خود مسلط است. چنین فردی می‌تواند اختیار بهداشت روانی خود را تا اندازه‌ای بر عهده بگیرد.

 

منبع:

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-browse_categories.php?find=&deep=off&parentId=600&offset=30&sort_mode=name_asc&SSOReturnPage=Check&Rand=0

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 0:18  توسط آذر حکمت نیا   | 

 
اين مقاله پيرامون مبـحث پـرآوازه و نـوظـهور مـوسـوم بـه  "علايم دستيابي ديداري" مي باشد. شيوه اي كه مـا را قادر مي سازد با مشاهده حركات چـشـم هـا بـه نـحـوه انديشيدن فرد پي ببريم. مـبـنـاي ايـن علم بر پايه ارتباط تنگاتنگ جسم و ذهن بوده و آنـكـه افـراد با حـركـت دادن چـشمـهايـشـان رونـد تـفـكـرات بـاطـنـي خـود را آشـكـار ميسازند. فراگيري آن ما را يقينا در بهبود برقراري ارتبـاط با ديگران در زندگي ياري خواهد داد.

تشخيص حركات چشم قدري به تمرين و ممارست نيـاز  دارد زيرا كه برخي افراد حركات چشم بسيار كنـد و آرام، مختصر، زيركانه و يا تعمدي دارند كه اغلب اوقات ارزيابي چشم را پيچيده و دشوار مي گردانـد. حـركات چـشـمـها نشان دهنده آن است كه فرد چگونه ميانديشد،آيا وقايع گذشته و يا آينده را در تصور خود ميپروراند، صدايي را در باطن خود دوبـاره مي شـنـود و يا صداي جـديـدي را در ذهن خود مي آفريـنـد. در دلـش بـا خود حرف ميزند و يا توجهش معطوف به احساساتش مي باشد.

جهت رمز گشـايي حركات چشمها صورت را به 3 بخش فوقاني-مياني-تحتاني در ذهن خـود مجسم كنيد. اكنون مجددا آن 3 بخش را از وسط به 2 بخش چپ و راست تقسيم كنيد. حركت چشم به سمت هر يك از اين 6 منطقه را ميتوان اينگونه تفسير كرد:

بالا: ديداري

وسط: شنيداري

پايين: تكلم و احساسات

سمت چپشان مربوط به اطـلاعـات يـادآوري شده و سمت راستشان مربوط به اطلاعات خلق شده مي باشد. به اين مفهوم كه شخص به مـنظور دستيابي به مناطق مرتبط با حواس پنجگانه مغز بطور غير ارادي چشمانش را به جهات مختلف حركت ميدهد.

  • چشمها بالا وچپ: نيـمكره غيـر بـرتـر تـجـسـمات فكري - تصوير ذهني يادآوري شده - دستيابي به خاطرات بصري (Vr)
  • چشمها بالا و راست: نيـمـكره بـرتـر تجسمات فكري-تصوير ذهني خلق شده-قوه مخيله (Vc)
  • چشمها وسط و چپ: نيـمـكره غـير برتر پردازش حـس شـنـوايي-دستيابي به خاطرات اصوات-افتراق تن صدا (Ar)
  • چشمها وسط و راست: نـيـمـكره بـرتر پـردازش حـس شنوايي-تجسم اصوات جديد (Ac)
  • چشمها پايين و چپ: نداي درون-گفتگوي باطني-ايجاد كلام(Ad)
  • چشمها پايين و راست: احساسات، حـس لامـسه و هـم احشايي-دستيابي به احساسات، عواطف، احساس سردي وگرمي، درد، فشار، حركت و جاذبه(K)
  • چشمها مستقيم بسمت روبرو و متسع: دسـتـرسـي سـريع و آني به تمام اطلاعات حسي (معمولا بصري)

 

 

كاربردها

1- موثرتر ومفيدتر بيانديشيد                                                                         

 از آنجايي كه حركات چشمها سبب تحريك بخشهاي متفاوتي از مغز ميگردند، بـنـابـراين شما را در انديشيدن بهتر ياري ميكند. بـراي مـثال هنگامي كه از شما پرسيده شود كه آخرين فردي كه امروز صبح ملاقات كردي چه كسي بود؟ شما بـا حـركت دادن چشم هـا بسمت بالا و چپ مي توانيد آن را بهتر به خاطر بياوريد.

2- بدانيد چه زماني بايد سكوت كنيد                                                              

هنگامي كـه فـردي در حين انجام حركات چشمي مي باشد و شما نيز همزمان صحبت مي كنيد، رشته افكار وي برهم از دست ميرود كـه سبب تاخير و كندي ارتباط مـتـقـابل، سردرگمي و رنجش آن فرد نسبت به شما خواهد شد. 

3- حريم شخصي افراد  

 افرادي كه شيوه تفكرشان وابسته بر اطلاعات بصري ميباشد، بـه حـريم شخصي زيادي نياز دارند. مايلند از شما به اندازه كافي فاصله بگيرند تا قادر باشند خيلي خوب شما را مشاهده كنند زيرا كه با نگاه كردن به شـمـا اطـلاعـات بـسـيـاري را گـردآوري مـي كنند. بنابراين دور از آنها نشسته و يا بايستيد. افرادي كه احساسي مي انديشند مايـلـنـد به حد كافي نزديـك بـاشـنـد تـا بـا شـما تـماس جسمي برقرار كنند كه اين كار را با زدن به بازوهاي شما، گرفتن آرنج و يا شانه و دست دادني كه گويي ميـل بـه رها كردن دستان شما ندارد بروز ميدهند. همچنـيـن افـرادي كه يادگيري و تفكراتشان وابسته به اطلاعات شنيداري ميباشد كمترين توجهي نسبت به وجود شما و حركات جسماني شما ندارند زيرا كه تمام توجه شان معطوف به جزئيات و صـحت اطـلاعـات مبـادلـه شده و تحليل آن ميگردد.چشم برهم زدنهاي مكرر و يا حتي بستن چشمها به مدت چند ثانـيه در هنگام بحث و گفتگو پيرامون مسائل پيچيده از ويژگيهاي اخلاقي آنان ميباشد.

4- دروغگو را شناسايي كنيد                                                                      

هنگاميكه مشاهده كرديد شخصي درپاسخ به پرسشهاي شما به بالا و سـمـت راست چشم ميدوزد احتمالا در فكر فريب و يافتن پاسخ ساختگي ميباشد.

زياده روي نكنيد

به خـاطر داشته باشيد كه حركات چشمها در تمام افراد صادق نميباشد گاهي اوقات در افراد چـپ دسـت حـركات چشم مذكور معكوس بوده و يا حتي برخي افراد داراي حركات چشم منحصر به فردي مي باشند. بنابراين در استفاده از آن مـحـتـاط و مـيانه رو باشيد و هيچگاه به آن به ديد يك قانون ثابت ننگريد.

منبع:http://www.mardoman.com/life/eyes.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 0:15  توسط آذر حکمت نیا   | 

هركس كه به اين شكل مي خوابد دل مشغولي دارد و در پذيرفتن تغييرات دچار مشكل مي شود . تنهايي را بيشتر از هر چيز دوست داريد. مقدار آزادي اي که داريد تا حدي مطابق ميل شماست.

 

 

خيلي باهوش هستيد و مشتاق يادگيري ، هنوز بعضي وقت ها ذهنتان آكنده از عقايد غيرعادي است كه مردم به سختي از آن پيروي مي كنند . از خانواده تان به خوبي مراقبت مي كنيد . مشكل اين است كه به ندرت كسي را دوست مي داريد و يك كم مشكل پسند هستيد.

 

                                                                     در جمع مثل يك فرد واقعي به

نظر مي آييد ولي خيلي تودار ، خجالتي و ضعيف هستيد. سعي مي كنيد كه رازدار باشيد ، اگر با مشكلي مواجه شويد ترجيح مي دهيد پيش خودتان نگه داريد تا به كسي بگوييد . پس تعجبي نيست كه در خواب هم اخم مي كنيد.

 

 

خيلي ايرادگير هستيد و هميشه مي ناليد و شكايت مي كنيد. شايد اسم دوم شما (عصباني ) باشد . به آساني عصباني مي شويد و به خاطر مسائل كوچك ، بيش از حد هيجان زده مي شويد. زندگي معامله آن چنان بزرگي نيست ، ياد بگيريد كه راحت باشيد.

 

خودخواه و كينه توز واژه هايي است كه شما را توصيف مي كند. اطرافيانتان مراقب هستند كه پاي شما را لگد نكنند، چرا كه شما به راحتي عصباني مي شويد.

 

 

احساس تنهايي و افسردگي مي كنيد چون فكر و ذكرتان معطوف ناكامي ها و شكست هاي گذشته است. دو دل و مردد هستيد و اين گمان را در بقيه ايجاد مي كنيد كه عشق در زندگي شما گم شده است.  

 

چه روح آزادي خواهي ! اين حالت هويت واقعي شما را نشان مي دهد. دلداري، عشق، زيبايي و پرستش. همين طور خيلي ولخرج هستيد اما خوشبختانه به همان نسبت هم پول به دست مي آوريد. عادت بد شما اين است كه كمي كنجكاو هستيد و به نظر مي رسد كه از شايعه پراكني لذت مي بريد.

 

شما انسان مطمئني هستيد. درهر كاري كه به عهده بگيريد ، به دليل كوشش بي امان خودتان موفق خواهيد شد. مي گويند كساني كه به پهلوي راست مي خوابند و بازوي راستشان زير سرشان است ، آينده خوب و قدرت در انتظارشان است.

 

 

خيلي فهميده ، مؤدب ، محترم و مهربان هستيد . خوب هيچ چيزي كامل نيست ، اعتماد خود را تقويت كنيد و ياد بگيريد كه اشتباه يا نقايص خود را بپذيريد . در اين صورت شادي در انتظار شماست.

 

مثل اين كه كوته فكر هستيد ، همين طور خيلي خودمختار و خود رأي ، و هميشه مردم را مجبور به برآورده كردن نيازهاي خودتان مي کنيد . احتمالا بي پروا و بي هدف هم هستيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 0:13  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

مطمئناً تا به حال اين تجربه را داشته ايد که در کلاس درس و يا يک جلسه و سمينار حوصله تان سر رفته باشد ، آن وقت با خودکاري که در دست داريد بر روي کاغذ مقابلتان بي هدف نقاشي هايي را مي کشيد. ممکن است اين خطوط درهم و مبهم ، در نگاه اول چيز جالبي براي گفتن نداشته باشند ولي به اعتقاد بسياري از روان شناسان اين نوع نقاشي هاي ناخودآگاه نمايانگر درون و افکار ما هستند که به دور از محدوديت هاي ذهن آگاهمان پديد مي آيند و اسرار ناگفته اي از شخصيت ما را به تصوير مي کشند ؛ آرزوها ، اميال ، ترس ها و رؤياهاي نهفته اي که هيچ گاه نتوانسته ايم آنها را بر زبان بياوريم .

بنا به گفته بسياري از خط شناسان و روان شناسان ، افراد در موقعيت هاي متفاوتي اين نقاشي ها را مي کِشند ، به عنوان مثال وقتي تلفني صحبت مي کنند ، يا به سخنراني گوش مي دهند و يا يادداشت بر مي دارند . و در هنگام کشيدن چنين نقاشي هايي به چيز ديگري مي انديشند و ابداً متوجه حرکت قلم بر روي کاغذ نيستند .

روان شناسان تجزيه و تحليل هاي زيادي را بر روي اين نقاشي ها انجام داده اند و معتقدند که همانند دست خط ها ، اين خطوط درهم و مبهم نيز از الگوي خاص و منحصر به فردي برخوردارند . ولي بايد گفت که روان شناسيِ نقاشي هاي ناخودآگاه به اندازه ي دست خط افراد داراي قطعيت و اطمينان نيست و به عوامل بسياري بستگي دارد که به اعتقاد اسپنسر، خط شناس معروف ، همين امر سبب مي شود تا ارزيابي صحيح آنها دشوارتر گردد. عواملي نظير : شرايط محيط ، روحيات خود فرد ، شخصيت و ميزان هوشياري او در هنگام کشيدن اين نقاشي ها .

اسپنسر مي نويسد: "اگرچه اثبات درستي و صحت نقاشي هاي ناخودآگاه ، سخت و دشوار است ، ليکن اين نقاشي هاي مبهم نماي جالب و ارزشمندي از افکار و شخصيت افراد را به دست مي دهد".
پيشنهاد مي کنيم اگر اين بار شما نيز چنين نقاشي هايي را کشيديد ، آنها را دور نيندازيد . مي توانيد نقاشي هايتان را با نمونه هاي زير مقايسه کنيد و ببينيد چه خصوصيات و روحياتي داريد

- اشکال هندسي


مثلث، مربع و اشکال هندسي ديگر، نماد ذهني سازمان يافته است و نشان مي دهد که شما به گونه اي روشن و آشکار مي انديشيد و داراي مهارت هاي برنامه ريزي هستيد. در برنامه ها و طرح هايتان بسيار دقيق عمل مي کنيد و کفايت و کارآيي بالايي داريد.
_____________
- اجرام فضايي:

ماه و خورشيد و ستارگان و يا اجرام آسماني ديگر نماد جاه طلبي و بلند پروازي است. شما فرد خوشبيني هستيد و اين نياز را در خود مي بينيد که تأييد شويد و يا مورد تشويق ديگران قرار گيريد.
__________________
- اشکال درهم:
نشانه ي هيجان و تنش هستند و نشان مي دهند که شما در تمرکز دچار اشکال مي شويد و هميشه چيزي هست که مزاحم تمرکزتان شود.
__________

4 - بازي ها:
بازي هايي نظير نقطه بازي ، دوز يا شطرنج ، حس رقابت را در شما به تصوير مي کشند و شما دوست داريد هميشه در بازي ها پيروز باشيد و اصلاً براي برنده شدن بازي مي کني

- چهره هاي خندان و زيبا:

کشيدن چنين تصويرهايي مؤيد اين است که شما به مردم و ديگران عشق مي ورزيد، و همواره جنبه هاي مثبت افراد و شرايط را مي بينيد. فرد خوشبيني هستيد و با ديگران دوستانه برخورد مي کنيد و علاقه مند به فعاليت هاي اجتماعي هستيد. خصوصياتي نظير انسانيت، نيک سرشتي، دلسوزي و همدردي در شما وجود دارد. نسبت به دوستانتان حساس هستيد.
__________________

- چهره هاي درهم و زشت:
نشانه ي حس سوءظن و بدگماني در وجود شماست، سعي مي کنيد رفتاري تلخ و طعنه زننده داشته باشيد، با مردم ميانه ي خوبي نداريد و در واقع پرخاشگر و طغيانگر هستيد، اعتماد به نفس کافي نداريد و در کارهاي گروهي همکاري نمي کنيد. تندخو هستيد و هميشه احساس رنجش و محروميت مي کنيد.


فلش ها و نردبان:
نمادي از جاه طلبي در شماست. ميل زيادي به تأييد و اثبات خود داريد ، در تصميمات، يکدنده و سمج عمل مي کنيد و هميشه سعي در تصديق توانايي ها و استعدادهايتان داريد.
__________________

- خانه و کلبه ها:
به دنبال خانه و خانواده اي هستيد و نياز به داشتن خانواده را در خود حس مي کنيد. ميل داريد در خانواده تان سرمايه گذاري کنيد ، در جست و جوي سرپناه روحي و معنوي هستيد، در جست و جوي خود گمشده تان. احساس ناامني داريد.

- نت هاي موسيقي:
عاشق آهنگسازي و موسيقي هستيد.

- اشکال تکراري و دنباله دار:
نماد صبر و استقامت در شماست، در رفتارهايتان پايبند شيوه و اسلوب هستيد و در تمرکز توانمنديد. قادريد کارهايتان را به راحتي سازماندهي کنيد و با هر چيزي کنار بياييد.
__________________

- گل و گلدان گياه و درخت:
شما فردي احساساتي هستيد و دوست داريد هميشه در رؤياهايتان بمانيد، روحيه ي مهرباني داريد و با دوستانتان دوستانه رفتار مي کنيد، فردي اجتماعي هستيد.
________

12- حيوانات:
شما به حيوانات علاقه داريد و به حمايت از ديگران مشتاقيد ، حساس و ملاحظه کار هستيد و نياز به آرامش فکر داريد، احساس مي کنيد که مي توانيد از ديگران حمايت کنيد.
__________________

- قلب:
فرد احساساتي هستيد. کسي را دوست داريد و رؤيايي هستيد. آرزو داريد به شخص خاصي تعلق داشته باشيد.

- آجرها و کتاب هايي که روي هم قرار گرفته اند:
زير فشار و استرس زيادي قرار داريد و احساس مي کنيد که با کوچک ترين لرزشي نابود مي شويد و فرو مي ريزيد.
_________

- غذا و ميوه:
خوردن را دوست داريد و احتمالا در رژيم به سر مي بريد.

- خطوط متقاطع:
احساس خفگي و اختناق داريد. و نياز به فرار و آزادي را در خود حس مي کنيد. اين سدي است که ميان خود و ديگران قرار داده ايد و از بروز احساساتتان گريزانيد، سعي مي کنيد عواطفتان را پنهان نماييد تا فرد مناسبي پيدا شود که شايستگي احساس شما را داشته باشد.


- چاقو، اسلحه و شمشير:
نشاني از خشونت و عصبانيت در شماست و حتي گاهي تمايلات رواني، حس رقابت و نياز به اثبات مردانگي در شما را نشان مي دهد.

- پله ها:

نمادي از جاه طلبي است و نشان مي دهد که شما ميل به صعود و پيشرفت داريد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 0:3  توسط آذر حکمت نیا   | 

گروه خونی O :

صادق، خوشبین و پر انرژی هستند و از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند. برای رسیدن به هدف قدرت و تحمل خوبی دارند. اگر در میانه راه به بیهوده بودن کاری که در حال انجامش هستند پی ببرند، خیلی راحت آنرا رها می کنند. درباره ی گذشته مثبت اندیشند، لذا چندان افسوس گذشته را نمی خورند.

به مسائل مادی اهمیت می دهند. آرام و باثباتند و در برابر صداقت بسیار حساسند. رک و صریح نظراتشان را بیان می کنند. می توانند از جزئیات براحتی صرفه نظر کنند. غالباً از رهبری کردن خوششان می آید و معمولاً از قدرت تمرکز خوبی برخوردارند.



گروه خونی A :

محتاط در تصمیم گیری، بدبین و بسیار حساس هستند و مایلند مسائل را به دو گروه سیاه و سفید تقسیم کنند. به قوانین و استانداردهای اجتماعی بسیار اهمیت میدهند. از تحمل و صبر بالایی برای انجام کارهای فیزیکی و رقابتی برخوردارند. به آینده بسیار بدبینند و براحتی می توانند ظاهر آرامی از خودشان نشان دهند، حتی اگر عصبانی باشند. به نظرات دیگران بسیار اهمیت می دهند. اگر قلبشان بشکند، به سختی التیام می یابد. آنها بسیار مسئولند و همواره خطی بین کار و تفریح میکشند. آنها معتقدند که در مسائل دینی و اخلاقی می توان به کمال رسید. ترجیح می دهند از سرگرمی هایی بهره ببرند که از فشار عصبیشان بکاهد.



گروه خونی B :

براحتی از دیگران دستور نمی گیرند. سریع تصمیم گیری می کنند، قابل انعطافند و چندان به قوانین اهمیت نمی دهند. به مسائل علمی و اکتشافات علاقه فراوانی دارند. چندان صبور به نظر نمی رسند و از کارهای رقابتی خوشان نمی آید. معقول و خونسردند و درعین بامزگی، بسیار خجول هستند. از بیان ایده های جدید نمیهراسند. از مورد انتقاد قرار گرفتن ترسی ندارند. از انجام کاری به مدت طولانی خسته و دلزده نمی شوند. براحتی می توانند خاطرات گذشته را فراموش کنند. خلاق و مبتکر بوده و بین کار و تفریح نمی توانند مرزی قائل شوند.




گروه خونی Ab :

رومانتیک و احساساتی هستند و به شدت فعالند. در تجزیه و تحلیل مسائل بسیار ماهرند. در نقد موضوعات مختلف بسیار منصف اند. درموقع لزوم نمی توانند سریع تصمیم بگیرند. برای سخت کار کردن و صبور بودن باید سعی کنند. درباره ی گذشته بسیار حساسند و از قدرت فهم بلایی برخوردارند. چندان مسئولیت پذیر نیستند. خونسردند اما در برخورد با مسائل غیرمنتظره خیلی زود نگران می شوند. حالات روحی آنها خیلی سریع تغیر می کند. می توانند در آنِ واحد چند کار را با هم انجام دهند و از کارهای هنری بسیار خوششان می آید.
 

(حالا چه قدر درستن نمی دونم والا؟؟)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 0:0  توسط آذر حکمت نیا   | 

شخصيت خود را كشف كنيد

خود را بشناسيد

تصور كنيد در حال خريد كردن مي باشيد و در قفـسه هـاي يك فـروشگاه دنبال يك جفت كفش مناسب براي خود مي گرديد. آنچه كه باعث ميشود تا از خـريدن مثلا" كفشي به رنگ نارنجي روشن خودداري كنيد، مطلع بودن از اوليت ها و تقدم هاي شخصيتي خود است

در مورد انتخاب همسر نيز همين اصـل بايـد رعـايـت شـود. هيـچ دليـلي وجـود نـدارد كه انسان با كسي كه هيچ تناسبـي با شـخصـيت او نـداشـتـه و هـرگزنـيـز نخواهد داشت همنشين و هم خانه شود. در عين حال شما تا زمانيكه به شخصيت خود پي نبرده ايد هيچ گاه نخواهيد توانست تشخصيص دهيد كه آيا فردي مـناسـب شـما هسـت يا خير. پيش از اينكه به مسير انتخاب همسر قدم بگذاريد دو مسـاله را بايد براي خود مشخص نماييد: نوع شخصيت و نوع عشق

انواع شخصيت

جستجو گر: ماجرا جو و مخاطـره طـلب. او تـرسي از برهم زدن قوانين و عادتها ندارد

رهبر: يك انسان اهل ريسك كه دوست ندارد هيچ فرصتي را از دست بدهد. يك رهبر هميشه نسبت به هوادارانش بي نهايت با وفا و صادق است

سنت گرا: با تـجـهـيز به حـواس پـنجگانه و بـكـارگيري مهارتهاي عملي در طلب پايداري و استواري است. دوستانش او را قابل اعتماد مي پندارند

فرد گرا: در مسيـرهايش مستقل است. او شخصي كنجكاو و مملو از شگفتي و مسائل غير منتظره مي باشد

ياغي: يك قـلب شـكاك كـه روحـيـه ستيزه جويي داشته و فقط از خود طرفداري مي كند

بخشنده: انساني بسيار سخاوتمند كه دوست دارد همه را ياري و كمك نمايد

خالق: كنجكاو و احسـاسـاتي بـه هـمراه مـزاجـي آتشين، دوست دارد از طريق موازنه، جهان را به مكاني مناسبتر مبدل كند

قهرمان: يك بـرنـده طـبـيعـي، قـهــرمان با سختيها و مشقات زندگي با تحمل و شجاعت برخورد مي كند

پشتيبان: آرام و منطقي، ديـگران بـه او اطـميـنان كرده و نقطه اي قابل اتكا براي خود مي دانند

يكسان ساز: فردي بـا تـجربه و تـوانا كه ميتواند خودش را با هر وضعيتي تطابق دهد

ملاحظه گر: ذاتا" محـتـاط و هـوشـيـار اسـت. مـوقـيـعت ها و ديـگران را پيش از انجام اعمال نابهنگام، مشاهده و مراعات كند



انواع عشق

رومانتيك. اگر شـمـا آدمـي رمـانـتـيك هستيد، عشق همه چيز شما است؛ يك ارتباط عميق بين معنويت، جنسيت و احساس

احساسي. عشق شما شديد و آتشين است. در لحظه زندگي مي كنيد

مقدر: باور داريد كه عشق از قبل مقـدر و تعيين شده است و روح همسر، شما را به تكامل مي رساند

خود انگيز: عشق در نظر شما كاملا" طبيعي و براي سرگرمي تصور مي شود؛ اگر چنين نباشد احساس خوبي نسبت به عشق نخواهيد داشت

مشهود: بسيار اساسي، آنچه كه شما بـه دنـبـالش مـي گرديد همدمي ابدي براي تمام مدت عمر است، عشقي پايدار كه هميشه همراه شما خواهد ماند

محتاط: ذاتا" واقع بين هستيد مي دانيد كه در عشق رنج و جـدايي وجـود دارد ولي اين باعث عدم درگير شدن شما نميگردد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 23:57  توسط آذر حکمت نیا   | 

بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم بیا با بنفشه های لب جوی آشتی کنیم بیا از حسرت و غم دیگه با هم حرف نزنیم بیا بر خنده ی این صبح بهار خنده کنیم گلدونا رو آب بدیم سلام همسایه رو جواب بدیم بیا باور بکنیم رنگ گلهای وحشی رو سرخی شقایق و عطر گل بنفشه رو بیا این پرنده رو از قفسش رها کنیم بیا باز آشتی کنیم اسم همو صدا کنیم گلدونا رو آب بدیم سلام همسایه رو جواب بدیم بیا فریاد بزنیم بهار سر سبز اومده دل به دریا بزنیم دوره ی غم سر اومده بیا باور بکن و پرنده رو رها بکن بیا آشتی بکن و اسم منو صدا بکن گلدونا رو آب بدیم سلام همسایه رو جواب بدیم بیا فریاد بزنیم بهار سر سبز اومده دل به دریا بزنیم دوره ی غم سر اومده بیا باور بکن و پرنده رو رها بکن بیا آشتی بکن و اسم منو صدا بکن گلدونا رو آب بدیم سلام همسایه رو جواب بدیم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 1:0  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

آیا تاکنون از خود پرسیده ایدکه چند بار در روز از ته دل می خندید؟ آیا آدم خوش خنده و خوشرویی هستید یا گرفته و عبوس و به اصطلاح جدی و مبادی آداب! پژوهشهای گوناگون در زمینه اثرات خندیدن بر جسم و روح بیانگر این واقعیت است که خندیدن سبب از بین رفتن بسیاری از فشارهای روحی و روانی شده و راندمان کاری را در افراد بالا می برد. در کشور هندوستان برای تشویق مردم به اینکه از دل مشغولی های روزانه خود دست برداشته برای لحظه ای هم که شده با "خنده" مشکلات خود را فراموش کنند، دست به ابتکار جالبی زده اند و دوره هایی تحت عنوان "خنده درمانی" تشکیل داده اند این دوره ها با استقبال بسیاری روبه رو شده است. بهره گـیـری از " خنده" برای درمان ناهنجاری های فکـری و عارضـه های جـسمـی، نخستین بار نیست که به مرحله اجرا درمی آید. پیش از این در کشور ژاپن به معجزه خنده پی برده و از آن برای آرامش روح و روان استفاده نموده اند. طی یک برنامه از پیش تعیین شده در کلاس های خنده درمانی برای علاقمندان به آرامش درونی، فواید خنده به طور مبسوط، شرح داده می شود. در این راستا بر این نکته تاکید می شود که بسیاری از ما اکثر وقت خود را در محل کار سپری می نماییم، جایی که بیشترین فشار را از لحاظ کاری متحمل می شویم، بیماری های زیادی مانند "فشار خون"، "نارسایی های قلبی"، "بی خوابی و افسردگی" حاصل فشارهای بیش از اندازه ای هستند که هر کدام از ما روزانه با آنها دست و پنجه نرم می کنیم، اضطراب و استرس محیط کار و فعالیت ممکن است به وضعیت بدتر مانند اعتیاد به مواد مخدر یا تفریحات غیر سازنده منجر شود. از این رو، تمرین خنده به فواصل زمانی در روز باعث می شود اکسیژن بیشتری به مغز برسد و با آزاد شدن هورمون های انرژی زا در بدن، فرد احساس آرامش بیشتری کند. پس سعی کنید همیشه لبخند بر لبانتان باشد.دست کم پس از هر دو یا سه ساعت کار مداوم یک نفس عمیق کشیده گردن و شانه هایتان را به عقب خم کنید تا به اصطلاح خستگی از تنتان بیرون برود. خنده درمانی سیستم ایمنی بدن را افزایش داده باعث می شود کمتر دچار سرماخوردگی و عطسه شوید همین طور بروز عفونت های حلق و ریه را تا حد قابل ملاحظه ای کاهش می دهد. خنده استقامت بدن را در ابتلا به بیماری هایی همچون آسم، برونشیت، سردردهای عصبی و میگرن، و نیز دردهای ناشی از آرتروز، دیسک کمر و ستون فقرات افزایش می دهد. خنده درمانی درحقیقت نوعی تمرکز فکری محسوب می شود که افکارانسان را از دنیای فیزیکی جدا می کند تا جایی که ذهن به هیچ چیز دیگری نمی اندیشد. تمام کسانی که از این روش استفاده می کنند به خوبی می دانند که هنگام متمرکز ساختن ذهن، همه افکار بد و منفی از قبیل اندیشه های جرم برانگیز، ترس، عصبانیت، حسادت و خود خواهی را می توان از ذهن بیرون کرد و روحیه ای شاد و سرزنده را با تمرین گذشت و فداکاری، احترام به دیگران، دوست داشتن و محبت ورزیدن و از همه مهمتر "بخشش" در وجود خود زنده ساخت. از این رو افراد بایدبیش از هر چیز زوایای شخصیتی خودرا به خوبی بشناسند و جنبه های شوخ طبعی را در وجود خود شناسایی کنند اگر چه این خصیصه در همه اشخاص به یک اندازه موجود نیست. طی فرآیند خنده درمانی به افراد آموزش داده می شود که صرف نظر از مشکلات و گرفتاری هایی که برای هر فردی در زندگی ممکن است پیش بیاید خندیدن و خوشحالی بخش جدایی ناپذیری از زندگی فردی انسان ها محسوب می شود. وقتی ذهن و فکر شما در آرامش کامل باشد قطعاَ راحت تر و آسان تر می توانید تصمیم بگیرید و با آرامش خاطر مشکلات خود را حل کنید. اعضاء کلاس های خنده درمانی ابتدا یکسری فعالیت های جمعی و گروهی را با هم انجام می دهند سپس هرکدام جداگانه همان فعالیت ها را به طور انفرادی و به فواصل زمانی در روز تکرار می کنند. هر فردی دارای استعدادهای بالقوه نامحدودی است که بکر و دست نخورده باقی مانده اند و می باید در مسیر درست و با شناخت صحیح فعالیت یابند. یکی از این راههای شناخت استعدادهای خاموش در وجود انسان خنده درمانی است. یک محقق دانمارکی با الگوگرفتن ازاتاق های "استراحت" و "استعمال دخانیات" در شرکت ها و ادارات پیشنهاد کرد اتاق هایی با نام "اتاق خنده" به این گونه مراکز اضافه شود تا کارمندان بتوانند دست کم 10 الی 15 دقیقه را در آنجا به خندیدن سپری کنند. هر چند این پیشنهاد هنوز عملـی نشده و تنها در حد یک فـرضیه است اما به عقیده وی ایـن تنها راهی است که می تـوان خنده را به محیـط کار نیز انتقـال داد. باشگاههای خنده در کشورهای غربی ماننـد آمریکا و انگلیس که هفته ای یک بار دایر می شوند مفیـد هستند اما کافی نیستند و نیاز افراد را برطرف نمی سـازند چرا که انسان ها برای تامین نیازهای روحی خود به اینکه هر روز بخندند نیاز دارند. یکی از محاسن ایجاد اتاق خنده این است که دیگر نیازی به وقت قبلی نیست و هر کس می تواند در هر زمانی که دلش خواست به آنجا برود و تا دلش می خواهد بخندد. نکته مهم اینجا است که آیا افراد می توانند هر زمان که اراده کنند بی دلیل بخندند و یا باید محرکی آنها را به این عمل وادارد. تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از انسان ها نسبت به لطیفه هائی که می شنوند عکس العمل نشان می دهند. اگر لطیفه شیرین و بامزه باشد قطعاَ خنده را بر لبانشان خواهد نشاند. برای اینکه بتوانید خندیدن را تمرین کنید باید با افرادی معاشرت کنید که همیشه شاد و خوشحال هستند، گویی هیچ غم و غصه ای در زندگی نــدارند و اگر هم دارند آن را بروز نمــی دهند. در این گونه کلاس ها توسط تلویزیون و یا ضبط صوت داستان های خنده دار و بامزه به نمایش در می آید تا افراد به خندیدن وادار شوند. خنده را می توان به چند گروه تقسیم بندی کرد. گروه اول همان لبخندهایی هستند که افراد در هر زمان و مکانی می توانند از آنها استفاده کنند. به طور مثال خیلی ها برای اینکه ترس و یا اضطراب خود را پنهان کنند آن را با یک لبخند بروز می دهند و یا لبخندهایی که آدم ها از روی تنبلی، بی تفاوتی و اینکه حوصله حرف زدن ندارند به یکدیگر تحویل می دهند. دسته دوم خنده هایی هستند که در مکان های خاص و با کمی احتیاط انجام می گیرند. مثلاَ در مکان های عمومی خنده بی جا و بی مورد شخصیت آدم ها را زیر سؤال خواهد برد. دسته سوم خنده های بی صدایی است که در دل آدم ها انجام می گیرد. برای مثال دوست شما مطلبی در مورد شخصیت شما به زبان می آورد که به نظر شما اصلاَ واقعیت ندارد و شما در دل به او می خندید و یا موردی را از کسی پنهان کرده اید و در دل به او می خندید که از همه جا بی خبر است. دسته چهارم خنده های کاملاَ دوستانه است، زمانی که از ته دل می خندید و در آن لحظه تنها به چیزی می اندیشید که باعث خندیدن شما شده است. در این حالت تمام اعضاء بدن شما از عضلات سر و صورت گرفته تا دست و حتی قفسه سینه، شما را در خندیدن همراهی می کنند. از این رو از ته دل خندیدن بهترین و مفیدترین نوع خنده است! بنابراین از همین امروز تصمیم بگیرید با لبخند زدن به دیگران و از ته دل خندیدن آرامش را به محیط کار و زندگی خود آورده و زمینه ای مناسب برای رشد خلاقیت ها و دوستیهای پایدار را فراهم کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 0:57  توسط آذر حکمت نیا   | 

چگونه زندگی ها عاری از کیفیت شده اند !.
امروزه بسیاری از افراد در زندگی احساس رضایت مندی را کمتر گزارش می دهند. خیلی از افراد از روابط بین فردی خود و دیگران احساس رضایت نمی کنند! قضاوت سریع ، احساسی عمل کردن ،  توقع زیاد ، به دنبال بهترین ها بودن ، درگیر تائید دیگران بودن ، عدم رضایت از بازده کار، اهمیت دادن بیش از اندازه به کار، عدم اختصاص زمانی برای تفریح ، رفتن به سینما  ، داشتن حالات بی قراری ، افسردگی و امثال اینها 000 مسائلی هستند که امروزه در بین بسیاری از آدمهای جامعه ما به عنوان مشکل دیده می شود. چرا؟
هر روز با پیشرفت علم و تکنولوژی به نظر می رسد باید مشکلات بشر نسبت به زمانهای قبل کم تر شود ، اما این مشکلات به خصوص در کشورهای در حال توسعه و جهان سوم رو به فزونی است.  در کشور ما به دلیل شرایط بحرانی بعد  از جنگ ، مشکلات فوق، شدید تر شده است. در حال حاضر با گذشت زمان  و گذر از شرایط بحرانی، به نظر می رسد حرکت در جهت اصلاح شرایط زندگی و بهبود کیفیت در آن سریعتر از زمانهای قبل در حال انجام است. آنچه که مهم به نظر می رسد راهکارهایی است که جهت رسیدن به کیفیت زندگی توسط ما به عنوان افراد جامعه انتخاب می شوند.  رسیدن به یک رفاه روانی و اجتماعی خاص منوط به داشتن ابزار و اطلاعات خاص خود می باشد. اگر این اطلاعات نادرست و یا مبتنی بر روشهای علمی نباشند، امکان رسیدن به هدف نهایی برای ما غیر ممکن و بعضا محال می باشد. بسیاری از کشورهای دنیا بعد از جنگ شرایطی شبیه به شرایط جامعه کنونی ما را دارا بودند. ولی با اقدامات مناسب و انتخاب راهکارهای علمی توانستند از آن شرایط بحرانی گذر کنند  و امروز رفاه مناسب و همچنین امنیت روانی خوبی را برای مردم خود به ارمغان آورده اند. اگر ما نتوانیم ساختارهای فرهنگی ، روانی ، اجتماعی مشکل آفرین جامعه و خود را اصلاح کنیم ، این موضوع عدم کیفیت در زندگی های روزمره  را برای ما به وجود خواهد آورد. روند بیماریهای سایکوسوماتیک (روان تنی) در جامعه، زندگی را برای خیلی از افراد عاری از کیفیت نموده است. همچنین مرگ و میرهای ناشی از بیماریهای جسمی مانند سکته های قلبی امروزه جان بسیاری از انسانها را می گیرد. در جامعه ما میانگین سن افراد نسبت به میانگین سن افراد در جوامع مختلف بسیار کمتر می باشد. میانگین طول عمر افراد در کشور ژاپن نسبتا بالا می باشد. در کشورهایی که طول عمر افراد بیشتر استـ، علاوه بر رژیم غذایی و ورزش ، سبک زندگی مملو از استرس در بین مردم کمتر دیده می شود. 
 رابطه کیفیت زندگی و سبک زندگی تیپ A
 
تحقیقات اخیر نشان دهنده این واقعیت هستند که زندگی از نظر خیلی از افراد جامعه ، فقط به انجام وظایف خلاصه می شود. یعنی خیلی از امور برای ما رضایت و ارضای روانی را به همراه ندارد  یا اینکه در حد بسیار ضعیف میباشد. به طور مثال خوردن و خوابیدن به عنوان دو نوع فعالیت که می توانند لذت را برای فرد به ارمغان آورده و همچنین استرس را کاهش دهند، امروزه کارکرد خود را در چرخه استرس زدایی خوب نشان نمی  دهند. خیلی از افراد صبحها که از خواب بلند می شوند، احساس کسالت و خستگی و کوبیدگی می کنند. نشاط بعد از استراحت برای خیلی از آدمها کمتر قابل لمس می باشد. خوردن اگر در فضای آرام و خالی از عجله و استرس صورت گیرد فعالیتی  انرژی زا و همچنین مفرح می تواند باشد. متاسفانه خیلی از افراد یا در حین انجام کارهای دیگر، غذا میل می نمایند و یا اینکه غذا خوردن برایشان لذت بخش نیست.  دیدن فیلم های هیجانی و یا شنیدن آهنگهای تند به همراه غذا ، به ما اجازه نمیدهد که به کیفیت خوردن فکر کنیم و از آن لذت ببریم.  
 رابطه سبک زندگی تیپ A  و فزون خواهی


افرادی که دارای سبک زندگی پر استرس  تیپ A هستند، نسبت به افرادی که دارای سبک زندگی کم استرس تری هستند، فزون خواهی به مراتب بیشتری دارند. اصطلاحا این افراد کمال گرایی افراطی دارند، یعنی همه چیز را در حد اعلا می خواهند. یکسره در این فکر هستند که چطور در زمینه کاری و یا تخصص خود حرف اول را بزنند. این فکر احساس استرس را فزونی داده و کیفیت از زندگی کم می شود. این کمال گرایی ممکن است خود را در قالب تجمل گرایی نشان دهد. در خیلی از کشورها ی دنیا حتی اندکی از این کمال گرایی افراطی را نمیتوان دید. منظور از عدم تجمل گرایی عدم  استفاده از امکانات (آن هم در حد مطلوب) نیست، بحث بر سر این است که فرد احساس می کند این وسیله دیگر نمیتواند به او سرویس دهد. این نیاز کاذب است. در بسیاری از مواقع همین تهیه بهترین ها ، فرد را دچار چالش کرده و استرس را برای او فراهم می کند. در انسانهایی که استرس بیشتری دارند، احساس عدم رضایت از زندگی بیشتر از دیگران دیده میشود.  
رابطه بین تنوع طلبی آشفته و سبک زندگی تیپ A  


یکی از خصایص انسانهای با سبک زندگی پر استرس تیپ A ، وجود تنوع طلبی و آن هم از نوع آشفته می باشد. اینان به دلیل نیاز کاذب و همچنین عدم ارضای روانی از اشیاء و یا فعالیتهای مختلف یکسره ، درحال تغییراشکال      و یا تغییر فعالیتهای زندگی هستند. عدم ثبات در انجام امور از دیگر خصیصه های این افراد پر استرس می باشد. در بسیاری از کارها اندک تخصص و آشنایی دارند ولی تخصص کامل و کافی در چند رشته خاص و یا چند کار خاص ندارند. این تنوع طلبی کار، وسایل نقلیه ، ابزار کار، وسایل منزل و  لباس را در بر می گیرد.  به زعم ایشان هر چیز برای مدتی تازه  نو بودن را دارا است و در اولین فرصت باید اشیا و یا موقعیت های جدید جایگزین این ها  شود.  در صورت تغییر ندادن اشیاء و یا عدم تغییر موقعیت های اجتماعی و کار، این افراد دچار استرس می شوند. 
رابطه هیجانات شدید ؛ انگیزه های آنی و سبک زندگی تیپ A

 
افرادی که دارای سبک زندگی توام با استرس (سبک زندگی تیپ A ) می باشند، در رفتارهای آنها هیجانات شدیدی دیده می شود. اینان با شدت زیاد حرف می زنند0 این افراد با انگیزه زیاد پیرامون خیلی از کارها  تصمیم می گیرند ولی بعد از گذشت زمان، این شدت انگیزه افت می کند. به سخن دیگر از زمان شروع عمل تا زمان اختتام عمل شدت انگیزه بسیار ضعیف می شود. در خیلی از مواقع به دلیل کاهش انگیزه ، کار به صورت ناتمام رها می شود.بسیاری از فعالیتهای فوق برنامه ما به دلیل استرس و موارد فوق ناتمام می ماند.
 
رابطه بین بی قراری و سبک زندگی تیپ A


تحقیقات مشخص نموده است که انسانهایی که استرس در رفتارهایشان دیده می شود، نمیتوانند در یک محل مدتی را به صورت آرام قرار گیرند. یکسره در تحرک هستند. مدام قدم می زنند. توقف ، شدت استرس و اضطراب را برایشان بیشتر می کند. اینان آرامش روانی ندارند. از خانه به بازار می روند و قصد دیدن و خرید دارند ولی به محض رسیدن و خرید ، بدون لذت دوباره قصد خانه کرده و سریعا خود را به خانه می رسانند ، در راه آنقدر عجولانه و با سرعت رانندگی می کنند که احتمال هر حادثه ای را بالا می برند. وقتی هم که به خانه رسیدند بعد از چند لحظه دوباره این بی قراری و عدم سکون در آنها دیده می شود. هر کاری را چند دقیقه انجام می دهند و بعد دوباره به سراغ کار دیگر می روند. مثلا موقع شام میشود ، با حرص و ولع چنان از غذا خوردن تعریف می کنند که انسان تعجب می کند ولی وقتی سر میز یا سفره می نشینند، بعد از کمی خوردن زود دست از غذا می کشند. به سخن دیگر این افراد در زندگی فقط شعار کیفیت را می دهند و تعریف و تمجید از زندگی و امکانات آن می کنند، ولی به هیچ وجه زندگی آنها کیفیت و لطافت ندارد.  
رابطه سبک زندگی تیپ A و عدم تمرکز


 وجود عدم تمرکز در بین بسیاری از افراد با سبک زندگی پر استرس تیپ شخصیتی  A ، خود دلیلی است بر این ادعا که افرادی که دارای سبک زندگی پر استرس هستند، توانایی تمرکز بر مسایل و مشکلات را کمتر از افراد کم استرس دارند. یکی از صفات شخصیتی افراد پر استرس انجام چند کار در آن واحد و همچنین فکر نمودن به چند چیز و یا چند موضوع در یک زمان می باشد. این خصیصه در درازمدت ذهن فرد را طوری عادت می دهد که در زمان انجام هر کاری ، به جای اینکه بر روی کار تمرکز کند ، بر روی امور دیگر تمرکز می کند. مثلا موقع غذا خوردن به مشکلات محل کار فکر می کنند و وقتی در سرکار حضور دارد به مشکلات خانه فکر کرده و از مشکلات و مسائل محل کار غافل می شود. این افراد در بلند مدت احتمال ابتلا به اختلال پرش فکر برایشان زیاد است. یکی از دلایل علمی عدم کسب لذت از انجام امور، عدم توانایی تمرکز بر روی کار در حال انجام می باشد. به نظر می رسد در طی روز فشارهای فراوانی بر سیستم عصبی ما وارد می شود . این فشارها در خیلی مواقع ناخواسته هستند، اما در بسیاری از مواقع انتخابی هستند؛ فزون خواهی ، تنوع طلبی آشفته ، عدم رضایت از بازده کار و مانند آنها  از آن دسته عواملی هستند که قابل کنترل هستند. ما در برابر این فشارهای روانی باید اقداماتی انجام دهیم که استرس  را در خود کاهش دهیم. وقتی رفتار فرد رفتار تیپ شخصیتی  A  می باشد، این روند استرس زدایی به خوبی صورت نمیگیرد و استرس هر روز به روز بعد منتقل شده و فرد در دراز مدت مملو از فشار روانی می شود که این وضعیت برای بهداشت روانی فرد مناسب نیست0 اجازه بدهید مثالی برای شما بزنم که این کاهش استرس را در پایان هر روز واضح تر بیان کند: اگر شما در روز بعد از بیدار شدن از خواب و خوردن صبحانه دندانهایتان را مسواک بزنید یعنی نمی گذارید مواد غذایی در دهانتان باقی بماند. اگر این کار در ظهر و بعداز صرف نهار انجام شود و در پایان روز این کار برای سومین بار صورت گیرد  بقایای غذاهای مصرف شده از دهان دور می شوند. در اصل بهتر است بگوییم که این امور و اعمال ما توانسته است که چرخه انبار بقایای غذایی را به صفر برساند و این مواد به روز بعد منتقل نشوند. این مثال برای ما روشن می سازد که استرس باید در پایان هر روز با انجام امور مربوطه به صفر برسد و این استرس به روز بعد منتقل نشود. اموری که مد نظر است و می تواند این استرس را کم کند، کنار همسر و فرزندان بودن، تعاملات انسانی با دیگران، خوردن ، خوابیدن ، برطرف نمودن نیازهای جنسی در چهار چوب خانواده ، تفریح ، مسافرت، سینما و  مانند اینهاست که در کنار کار ، مهم هستند. اگر این امور به نحو احسن و با کیفیت صورت گیرد شما توانسته اید این استرسهای انبار شده در سیستم عصبی خود را به حداقل برسانید و در غیر این صورت این استرس به روز بعد منتقل می شود.Hassanzadeh_psychology@yahoo.com منبع مورد استفاده :حسن زاده ، محسن . 55 نکته جهت رهایی از استرس . انتشارات بنفشه. مشهد مقدس . 1384

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 0:38  توسط آذر حکمت نیا   | 

 khoda be 3 tarih be doa javab midahad

: migooyad ari va anche mikhahi be to midahad

. migooyad na va chize behtari be to midahad.

migooyad sabr kon va behtarin ra be to midahad

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 0:34  توسط آذر حکمت نیا   | 


رسيدن به مقصود بوسيله ارتباطات غير كلامي

بخش عمده اي از پيام هايي كه شما به ديگران منتقل مي كنيد برخاسته از سرنخ هاي غير كلامي است، يعني جنبه هايي از حالات بدني و ژست هاي شما، رفتار ظاهر و نگرش هايتان كه حتي شايد از وجود آنها بي خبريد.

اين رابطه هاي غير كلامي عبارتند از:

- زبان بدن

- نحوة نشستن، ايستادن و راه رفتن

- نحوة استفاده از دستانتان

- ظاهر

- نحوة پوشش

- نحوة آرايش مو و صورت و غيره

- نگرش

- اطمينان به خود

- احساسات

پژوهشي در دانشگاه استانفورد نشان مي دهد، به هنگام صحبت با شخص يا گروهي پيام ما نه از طريق آنچه مي گوئيم، بلكه بيشتر از طريق چگونگي گفتن ما منتقل مي شود. همين مطالعه حاكي است كه ادراك شنونده از موارد زير تاثير مي پذيرد:


7% توسط واژه هاي شما

38% توسط آهنگ صداي شما

55% توسط زبان بدن شما

اين بدين معني نيست كه واژه ها بي‌اهميت‌اند بلكه تنها به اين موضوع اشاره دارد كه هر چه به ارتباطات غيركلامي خود در حين صحبت بيشتر دقت كنيد، در انتقال مطلب مورد نظرتان موفق تر هستيد. اگر امرار معاش شما مستلزم تعاملات انساني است، (هر چند در عصر سيبرنتيك نمي توانيم از تماس هاي چهره به چهره با همنوعان خود اجتناب ورزيم)، در صورتي كه از تاثير خود بر مردم آگاه باشيد؛ با موفقيت بيشتري به هدف هايتان دست مي يابيد.

مهم ترين بخش جريان ارتباطي غير كلامي كه بخش ناآشكار آن است نگرش‌هايتان مي باشد.

شايد شما صاحب فكري درخشان، شيوايي كلام، حالات و ژست هاي عالي زبان، بدن و ظاهري خوشايند باشيد؛ ولي نگرشي منفي ابراز داريد. در اين صورت، احتمال لوث شدن پيام مورد نظرتان بالاست.

به افرادي كه تا به حال ملاقات كرده ايد و احساستان نسبت به آن ها بينديشيد. ما انسان ها نسبت به نگرش بي نهايت حساس هستيم. ما احساس دروني افراد را نسبت به خودشان حس مي كنيم. ما به طور شهودي سطح اطمينان به خود و اعتماد به نفس آن ها را در مي يابيم و عمدتاً واكنش هايمان را نسبت بدان ها بر اين اساس پي ريزي مي كنيم، خواه آن ها نگرشي منفي و خواه مثبت از خود بروز دهند. بازيگران نمايش بايد بسيار بكوشند تا در برابر تماشاچيان به چنين مهارتي دست يابند. در مورد سايرين نيز وضع به همين منوال است. كار سهل و ساده اي نيست! از خصلت هاي آدمي است كه به خويشتن واقع بينانه نمي نگرد. اغلب، نمي دانيم چرا موفق نيستيم.


در سطور زير روشي ارائه شده كه به تقويت مهارت هاي ارتباط غير كلامي تان كمك مي كند. در حد امكان سعي كنيد دوربيني تهيه و از يكي از دوستان خود بخواهيد تا شما را همه جا دنبال كند و از شما در موفقيت هاي مختلف فيلم ويديوئي تهيه كند به ويژه هنگام صحبت با ديگري، يا به هنگام خطاب قرار دادن گروهي، منتهاي تلاش خود را بكنيد تا آن ها را ناديده بگيريد؛ سبك طبيعي حرف زدنتان را تصحيح نكنيد. سپس نوار فيلم تهيه شده را تجزيه و تحليل كنيد. ممكن است نتايج دردناك باشد ولي سعي كنيد خود را واقع بينانه ارزيابي كنيد. نوار ويدئو را به دوستان و همكارانتان بدهيد و از آن ها بخواهيد صادقانه و بي هيچ ملاحظه اي شما را نقد كنند و در مقياس ده نمره اي از يك تا ده به رابطه غير كلامي خودتان نمره بدهيد:


· آهنگ صدا


· ظاهر


· زبان بدن


· استفاده از دست ها


· حالات بدن و ژست ها


· نگرش


با مشاهده مجدد فيلم متوجه خواهيد شد كه شما در نظر ديگران چگونه ايد و بايد روي چه نكاتي كار كنيد. به هنگام مقايسه ارزيابي خود با ارزيابي ديگران از شما كاملاً به تفاوت هاي بين آن دو دقت كنيد. اگر بيش از حد بر خودتان سخت يا آسان مي گيريد، نشانه آن است كه بايد روي نگرش خود كار كنيد.
تاييد خود عنصر ضروري موفقيت محسوب مي شود ولي خود فريبي يقيناً راهي است به سوي شكست.
شما ابتدا بايد عادت هاي مشهود بد و نامناسب را، پيش از تغييرشان شناسايي كنيد. تلاش كنيد نقاط ضعف خود را بهبود بخشيد، دلسرد نشويد همه ما اشكالاتي داريم!


به چند نكته مهم در هنگام تمركز توجه داشته باشيد:

- حالات بدني: صاف بنشينيد، قوز نكنيد.


- با حالات بدني و ژست هاي غير ضروري، حواس تان را پرت نكنيد.


- در موقع مناسب لبخند بزنيد.


- طبيعي باشيد


- وول نخوريد


- بياموزيد تا از طريق بيان چهره و زبان بدن خوشايند به گرمي با ديگران ارتباط برقرار كنيد.از ديگر تمرين‌هاي سودمند آن است كه دفترچه اي از عكسهاي مجلات و نشريات، از انواع تصويرهايي كه شما مايليد شبيه آن ها باشيد تهيه كنيد و به هنگام برقراري ارتباط با ديگران، آن ها را در ذهن تان مجسم كنيد.اين تمرين را با فني كه پيشتر بدان اشاره شد و بر اهميت يادگيريِ گوش دادن تاكيد دارد، تلفيق كنيد. شكل دادن تصويرتان فرايندي پيش رونده است، بنابراين به ضبط شنيداري و ويدئويي خودتان ادامه دهيد و هر گاه «نمره» ارزيابي شما افزايش يافت، تمرين را قطع كنيد. در ضمن آماده دريافت نتايج جالب هم باشيد.
منبع: http://iransco.org
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 0:16  توسط آذر حکمت نیا   | 



چقدر به دوستانتان و يا همسرتان شباهت داريد؟.احتمالا شباهت شما بيش از آن است که تصور مي کنيد.
به گزارش مديکال نيوز ، يک مطالعه انجام شده بر روي دوقلوها نشان مي دهد همسران افراد و بهترين دوستانشان تا حدزيادي حتي به اندازه برادرو خواهر ها يشان به آنها شباهت دارند.
همچنين بر اساس اين تحقيق ارجحيتي که براي انتخاب همسر در نظر مي گيريم تا حدي مربوط به ژنهاي ما بستگي دارد.
در اين مطالعه محققان تاثيرات محيطي و ژنتيکي را بر انتخاب همسر در ميان دوقولوها برسي کردند و دريافتند ارجحيت آنها براي برگزيدن همسر و دوستاني که شبيه خود آنان بودند بميزان 34% مربوط به ژنهاي مشترک ا فراد شرکت کننده در تحقيق بود ، 12 % آن مربوط به محيط مشترک و 54 % به عواملي موجود در محيط منحصر به فرد هريک داشت.
بدين معني که يک جزء ژنتيکي قالب سنجش براي گرايش ما در جستجوي کساني که مانند ما هستند ، وجود دارد.
طبق اين تحقيق بيشترين شباهت بين افراد و همسر و دوستانشان برا ساس موارد ي بود که بيشتر ارثي بودند.
براي مثال لذت بردن از مطالعه 41 % ارثي بود در حاليکه تنها سفر کردن تنها 24 % ارثي بود.
به گفته محققان مردم در جستجوي کساني هستند که با ژنوتيپشان سازگار هستند.مردم فردي از نوع خودشان را ترجيح مي دهند.
در واقع اگر شما دوست داريد با فرد خاصي دوست شويد ، به برخي افراد کمک کنيد و با شخص بخصوصي ازدواج کنيد که از لحاظ ژنتيکي بيشترين شباهت را به شما دارد ، موضوع بسيار ساده است ، مي خواهيد اطمينان پيدا کنيد که قطعه اي از ذخيره ژنتيکي خودتان حفظ خواهد شد و باللاخره به نسل هاي بعد منتقل خواهد شد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 0:13  توسط آذر حکمت نیا   | 

 
 

1. Take into account that great love and great achievements involve great risk.
1- بر اين باور باش كه عشق و دستاوردهاي عظيم، در برگيرنده مخاطرات بزرگ است.
2. When you lose, don't lose the lesson.
2- آنگاه كه مي بازي، از باختت درس بگير.
3. Follow the three R's:
Respect for self,
Respect for others and

Responsibility for all your actions.
3- سه اصل را دنبال كن:
محترم داشتن خود
محترم داشتن ديگران
جوابگو بودن در قبال تمام كنش هاي خود
4. Remember that not getting what you want is sometimes a wonderful stroke of luck.
4- به ياد داشته باش، دست نيافتن به آنچه مي خواهي، گاهي از اقبال بيدار تو سرچشمه مي گيرد.
5. Learn the rules so you know how to break them properly.
5- قواعد را فرا گير تا به چگونگي شكستن آن ها به گونه اي شايسته، آگاه باشي.
6. Don't let a little dispute injure a great relationship.
6- نگذار ستيزه اي خُرد بر ارتباطي پرقدر، خللي وارد سازد.
7. When you realize you've made a mistake, take immediate steps to correct it.
7- هرگاه به اشتباه خويش پي بردي، بي درنگ گامهايي براي اصلاح آن بردار.
8. Spend some time alone every day.
8- هر روز مجالي را صرف خلوت كردن كن.
9. Open your arms to change, but don't let go of your values.
9- آغوشت را به سوي دگرگوني بگشاي، امّا از ارزش هاي خود دست برندار.
10. Remember that silence is sometimes the best answer.
10- به ياد داشته باش، خاموشي گاهي بهترين پاسخ است.
11. Live a good, honorable life. Then when you get older and think back, you'll be able to enjoy it a second time.
11- نيكو و آبرومند زندگي كن، آنگاه، به وقت سالخوردگي، هنگامي كه به گذشته بينديشي، از زندگي ات ديگر بار لذت خواهي برد.
12. A loving atmosphere in your home is the foundation for your life.
12- فضاي عشق در خانه تو شالوده اي است براي زندگي ات .
13. In disagreements with loved ones, deal only with the current situation. Don't bring up the past.
13- در ناسازگاري ها با افراد مورد علاقه ات، تنها به وضعيت فعلي بپرداز. گذشته را بزرگ نكن.
14. Share your knowledge. It is a way to achieve immortality.
14- دانش خود را تسهيم كن، كه طريقي براي دستيابي به جاودانگي است.
15. Be gentle with the earth.
15- با زمين مهربان باش.
16. Once a year, go someplace you've never been before.
16- سالي يكبار به جايي برو كه پيش تر هرگز در آن جا نبوده اي.
17. Remember that the best relationship is one in which your love for each other exceeds your need for each other.
17- به ياد داشته باش، بهترين رابطه، رابطه اي است كه عشقتان به يكديگر بر نيازتان به يكديگر فزوني يابد.
18. Judge your success by what you had to give up in order to get it.
18- كاميابي خود را به داوري بنشين، از آن طريق كه بداني چه واگذارده اي تا كاميابي را بدست آوري.
19. Approach love and cooking with reckless abandon.
19- به عشق و آشپزي با واگذاردن بي پروا دست ياب.
Saturday April 7, 2007 - 10:59pm (IRDT) Permanent Link | 0 Comments
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 23:41  توسط آذر حکمت نیا   | 

اي دوست!!
اي دوست!من آن نيستم که نمايانم.ظاهر من غير از لباسي بافته از سهل انگاري و زيبايي نيست که مرا از پرسشهاي تو و تو را از فراموشي من در امان ميدارد.
و اما مني که در من پنهان است و ادعا ميکند که من است ؛ رازي پوشيده است که در اعماق وجودم پنهان است و هيچ کس جز من از آن خبر ندارد و بدين گونه تا ابد پنهان و مخفي ميماند.
اي دوست!از تو ميخواهم که آنچه ميگويم تصديق نکني و به آنچه ميکنم اعتماد ننمايي.چون گفته هايم چيزي جز صداي انديشه هاي ديوانه اي خود شناخته و اعمالم چيزي جز سايه هاي آرزويت نيست.
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 23:29  توسط آذر حکمت نیا   | 

 شما مي توانيد بانگ طبل را مهار کنيد

 وسيمهاي گيتار را باز کنيد ،

ولي کداميک از فرزندان آدم خواهد توانست

چکاوک را در آسمان از نوا باز دارد؟

 

 

::جـبـرا ن خـلـيـل جـبـرا ن

: چه ناچيز است زندگي كسي كه با دست هايش چهره خويش را از جهان جدا ساخته و چيزي نمي بيند، جز خطوط باريك انگشتانش را !!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 23:22  توسط آذر حکمت نیا   | 

*<<< تاوان عشق زندگیست>>>*

 

دوست داشتن از عشق برتر است ، عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر

از عشق هر چه می نوشیم سیراب تر می شویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر تشنه تر

عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست ،

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن

زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد

((عشق گاه جا به جا می شود  و گاه سرد می شود وگاه می سوزاند...

اما دوست داشتن از جای خویش از کنار دوست خویش بر نمی خیزد، سرد نمی شود که داغ نیست....نمی سوزاند که سوزاننده نیست ))

 

**  عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن **

* آری........باشی و زندگی کنی که دوست داشتن از عشق برتر است *

* و من هرگز خود را تا سطح بلندترین قله های عشق های بلند  *

*  پایین نخواهم آورد  *

(((دکتر شریعتی)))

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 23:18  توسط آذر حکمت نیا   | 

هرگز دستي را نگير وقتي قصد شکستن قلبش رو داري

هرگز نگو براي هميشه وقتي ميدوني جدا ميشي

هرگز نگو ‏دوست داري اگر حقيقتا به آن اهميت نميدي

درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد

هرگز به چشماني نگاه نکن ‏وقتي قصد دروغ گفتن داري

هرگز سلامي نده وقتي ميدوني خداحافظي در پيشه

به کسي نگو تنها اوست وقتي در فکرت ‏به ديگري فکر ميکني

قلبي را قفل نکن وقتي کليدش رو نداري

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 23:25  توسط آذر حکمت نیا   | 

خورشيد باش
که اگر يک روز خسته شدي و
خواستي برکسي نتابي ، نتواني.
(زرتشت)

 

 

 تسخير يک کشور بزرگ از تسخيـــــــــر قلب کوچک زن آسانتر است. ـ ـ ناپلئون


+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 23:20  توسط آذر حکمت نیا   | 

 
می دونيد که افسردگی،سرماخوردگی بيماريهای روانيه و تقريبآ اکثر ما حداقل يکبار اونو توی زندگيمون تجربه می کنيم . افسردگی انواع مختلفی داره و درباره اون مانند ساير اختلالات روانی، دلايل مختلفی ذکر شده است ؛ که من امروز می خواهم درباره ی الگوی شناختی آرون تی بک(Aron t .beck) صحبت کنم.
شناخت گراها افکار خاص را علت اصلی نشانه های فرد افسرده می دانند و بر تأثير فکر و شناخت روی بدن، هيجان و رفتار تأکيد می کنند.از ديد بک دو مکانيزم موجب افسردگی(يک قطبی) می شود ؛ سه گانگان شناختی و خطاهای منطق.
سه گانگان شناختی(cognitive triad): از افکار منفی درباره خود،تجربه ی جاری و آينده تشکيل می شود.
افکار منفی نسبت به خود،از اعتقاد فرد به اینکه او معيوب،به درد نخور و بی کفایت است ونسبت دادن تجربيات ناخوشايند به عدم شايستگی شخصی؛عزت نفس کم به اين دليل است.
افکار منفی درباره ی تجربه ی جاری،شامل تعبير اوست که آنچه برای وی اتفاق می افتد،ناگوار است و موانع جزئی را موانع غير قابل گذر سوء تعبير می کند.حتی زمانی که ديدگاههای مثبت معقولتری درباره ی تجربه ی او وجود دارد،او به منفی ترين تعبير ممکن درباره آنچه برای او رخ داده است، گرايش دارد.
نگرش منفی فرد افسرده در مورد آينده،نگرش درماندگی است.زمانی که او به آينده فکر می کند،باور دارد که وقايع منفی که اکنون برای او اتفاق می افتد به خاطر نقايص شخصی او در آينده نيز ادامه خواهد داشت.
تحريف های شناختی يا خطاهای منطق(errors in logic):خطاهای منظم در منطق و تفکر هستند که باعث تيره شدن تجربيات فرد می شوند.تحريفات شناختی وقتی نمايان می شودند که پردازش اطلاعات نادرست يا نامؤثر باشند.
۱- استنباط دلخواه: به نتيجه گيريهايی اشاره دارد که شواهد و حقايقی آنها را تأئيد نمی کند يا آنها را نقض می کند که دو نوع است.
الف) فکر خوانی (mind reading):که فرد فکر می کند می داند که ديگران در مورد او چه فکر می کنند.مثلآ: دوستش او را دوست ندارد چون با او به خريد نمی آيد.
ب) پيش بينی منفی( negative prediction): معتقد است که اتفاق بدی خواهد افتاد،هر چند که شواهدی برای تأئيد نظرش ندارد.مثلآ:عليرغم عملکرد خوبش در امتحان قبلی و آماده بودن برای اين امتحان،بگيد امتحان خوبی نخواهد بود.
۲- انتزاع يا مشاهده گزينشی:تمرکز بر يک امر جزئی و در عين حال ناديده گرفتن ويژگيهای مهمتر موقعيت.فرد برای تائيد تفکر منفی خويش برخی عقايد يا حقايق را انتخاب می کند؛يعنی روی خطاهايش متمرکز شده و محاسنش را در نظر نمی گيرد.
۳- تعميم افراطی:نتيجه گيريهای کلی درباره ی ارزش،توانايی يا عملکرد بر اساس يک موقعيت تنها. مثل:فردی که نمی تواند نشت شير آب منزلش را تعمير کند و نتيجه می گيرد که شوهر بی کفايتی است.
۴- بزرگ نمايی يا کوچک نمايی: خطای ارزيابی که فرد اشکالات و رويدادهای ناگوار جزئی را بزرگ و نقاط قوت و رويدادهای خوب را کوچک جلوه می دهد.به همين دليل نتيجه گيريهای که می کند مؤيد احساس حقارت يا افسردگی اوست.
۵- شخصی سازی :فرد خود را مسئول رويدادهای ناگوار در دنيا می بيند؛رويدادهايی که به او ربطی ندارد و تحت کنترل او نيست، به خودش ربط می دهد.مثلآ: هر وقت می خواهم گردش بروم،باران می بارد يا هر وقت می خواهم خريد بروم،شلوغ است. در صورتيکه هميشه اينگونه نبوده است.
۶- تفکر دو مقوله ای (همه يا هيچ): امور بايد دقيقآ مطابق ميل ما باشد،در غير اينصورت شکست می خوريم. مثلآ : اگر نمره ۲۰ نگيرم،تنبل هستم.
۷-برچسب زدن نادرست:گاهی برچسب زدن(نسبت دادن بعضی صفات به خود) بر مبنای برخی اشتباهات باعث می شود که نظری منفی درباره خود پيدا کنيم و در نتيجه حس نادرستی نسبت به خود و هويتمان پيدا می کنيم.نمونه ای از تعميم افراطی است که روی خودپنداره اشخاص تأثير می گذارد.مثال:کسی که در معاشرت با آشنايی تجربه منفی داشته،نتيجه بگيرد که آدم دلنشينی نيست.
۸-فاجعه سازی:در مورد رويدادها اغراق کند و از آن يک رويداد وحشتناک می سازد.
نظريه ی افسردگی بک(beck)،علت افسردگی را افکار منفی نسبت به خود ، تجربه ی جاری و آينده و خطاهای منطق می داند.درمان شناختی می کوشد با اين شناختها مقابله کند و به بيمار می آموزد بر مشکلات غلبه کند و بر موقعيتهايی که قبلآ‌ آنها را حل نشدنی می انگاشته فائق آيد . در اين درمان به ندرت درباره ی مشکلات کودکی بحث می شود و تمرکز اصلی بر افکار و احساسات فعلی بيمار است . همچنين از شيوه های رفتاردرمانی مثل افزايش فعاليت(تقويت فرد افسرده برای شرکت در فعاليتهای بيشتر)، واگذاری تکليف درجه بندی شده و آموزش مهارتهای اجتماعی مغاير با نشانه های افسردگی،استفاده می شود.البته اين شيوه ها برای تغيير نشانه های رفتاری صرفآ وسايلی هستند برای تغيير افکار و فرضهایی که علت بنيادی رفتار افسرده انگاشته می شوند و اين شيوه های زمانی مؤثر واقع می شوند که بتوان عقيده ی فرد افسرده را تغيير داد.
در اينجا چند شيوه ی شناختی را بيان می کنم:
۱- شناسايی افکار خودکار: افکار خودکار،جملات ناپيوسته و منفی، سريع و از روی عادت هستند که افراد افسره به خودشان می گويند.اين افکار،افسردگی را نگه می دارند و فرد از آنها آگاه نيست.اين افکار درخواستهای نامعقولی هستند که فرد از خودش دارد و درمان شناختی به بيماران کمک می کند که اين افکارخودکار را شناسايی کنند. .مثلآ‌: مادری که فکر کند به دليل عصبانيت در مقابل بدرفتاری فرزندانش ،باعث رنجش آنها شده و شايسته ی مراقبت از آنها نيست و به اين ترتيب خودش را نالايق می داند.
۲- افکارخودکار،آزمايش واقعيت: وقتی بيمار ياد گرفت اينگونه افکار خودکار را شناسايی کند،درمانگر شناختی به گفتگويی با بيمار می پردازد که طی آن شواهد موجود عليه اين افکار را با دقت کامل مورد بررسی قرار دهد.اين تلاشی در جهت ايجاد خوش بينی کاذب نيست، بلکه ترغيب بيمار به استفاده از معيارهای معقول خودسنجی است که افراد غير افسرده بکار می برند.در اين روش از فن سه سئوال استفاده می شود که به وسيله ی آن افکار خودکارش را زير سئوال می برد.اين سئوالات عبارتند از:
چه شواهدی برای اين عقيده داريد؟
چه تفسير ديگری از اين وضعيت می توانيد داشته باشيد؟
اگر نظرت درست باشد،چه عواقبی دارد؟
وقتی فرد ياد گرفت که افکار خودکارش را با دقت کامل بررسی کند و شواهدی را عيله آنها بيارايد،قادر خواهد بود آنها  را تضعيف کرده وبدين ترتيب آنها از بين خواهند رفت.
۳-آموزش انتساب مجدد: فرد افسرده به سرزنش کردن خود برای رويدادهای ناگوار گرايش دارد که در واقع مسئول آنها نيست.در اين روش رويدادها وارسی می شوند و برای غلبه کردن بر اين سرزنشها،معيارهاي افراد غير افسرده بکار می رود.فرد در می يابد که عوامل ديگری غير از بی کفايتی او وجود ممکن است باشند که به رويداد ناگوار کمک کرده است.فرد بدين وسيله ياد می گيرد که منابع سرزنش ديگری غير از خودش جستجو کند و بدين ترتيب عزت نفس خود را بالا برد.
۴- تغيير دادن فرضهای دپرسوژنيک : بک(beck) شش فرض را مشخص کرد که افراد افسرده زندگی خود را بر اساس آن قرار می دهند و از اين راه خود را مستعد غم،ناميدی و سرخوردگی می کنند.آنها عبارتند از:
برای اينکه خوشحال باشم،بايد در هر کاری که به عهده می گيرم،موفق باشم.
برای اينکه من خوشحال باشم،بايد همه ی افراد در همه ی اوقات مرا بپذيرند.
اگر مرتکب اشتباهی شوم،معنی آن اين است که نالايقم.
بدون عشق و محبت نمی توانم زندگی کنم.
اگر کسی با من مخالف باشد،اين بدان معنی است که او مرا دوست ندارد.
ارزش من به عنوان يک شخص بستگی دارد به اينکه ديگران درباره ی من چه فکر می کنند.
وقتی اين فرضها شناسايی شد،آن را به شدت مورد حمله قرار می دهند؛اعتبار هر فرض بررسی می شود،ضد استدلالهايی برای هر يک از اين فرضها مطرح می شود،فرضهای قابل قبول ديگری ارائه می شود و پيامدهای مصيبت بار اعتقاد به فرض بر ملا می شود.

http://ehsank.persianblog.com/

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 22:53  توسط آذر حکمت نیا   | 

*او هرگز به دنيا نيامد و هرگز نمرد فقط چند صباحي سياره زمين را ملاقات کرد

 

 

*ماموريت تو در زندگي ايمان به حقيقت است


*جايي که حقيقت و پاکي راهنماي شما باشد نيازي به گذشته آزمايش شده و فلسفه شک و ترديد نداريد.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 0:11  توسط آذر حکمت نیا   | 

t

Try to read this. I'm sure you can....very interesting.


fi yuo cna raed tihs, yuo hvae a sgtrane mnid too.
Cna yuo raed tihs? Olny 55% OF HTE plepoe can.

i cdnuolt blveiee taht I cluod aulaclty uesdnatnrd waht I was rdanieg. The phaonmneal pweor of the hmuan mnid, aoccdrnig to a rscheearch at Cmabrigde Uinervtisy, it dseno't mtaetr in waht oerdr the ltteres in a wrod are, the olny iproamtnt tihng is taht the frsit and lsat ltteer be in the rghit pclae. The rset can be a taotl mses and you can sitll raed it whotuit a pboerlm. Tihs is bcuseae the huamn mnid deos not raed ervey lteter by istlef, but the wrod as a wlohe. Azanmig huh? yaeh and I awlyas tghuhot slpeling was ipmorantt!

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 0:8  توسط آذر حکمت نیا   | 

http://www.ravanyar.com/results/TestGenerator.aspx?TestNumber=6
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 22:41  توسط آذر حکمت نیا   | 

آیا از خزندگان چندش‌آور می‌ترسید؟ آیا از صدای رعد وحشت می‌کنید؟ نگران نباشید. شما تنها نیستید. طبق آمار منتشره از سوی مرکز ملی سلامت ذهنی آمریکا، در حدود 10٪ از مردم درگیر نوعی هراس هستند. توضیحات متعددی از جمله نظریه‌های تکاملی و رفتاری، برای چگونگی پدیدآمدن و رشد هراس در انسان وجود دارد. امّا علت آن‌ها هر چه که باشد، هراس‌ها قابل درمانند و می‌توان با روش‌های شناخت درمانی و رفتار درمانی برآن‌ها فائق آمد.

هراس‌های زیر، شایعترین هراس‌هایی هستند که به عوارضی از قبیل سرگیجه، تهوّع و نفس‌تنگی می‌انجامند. در برخی موارد، این عوارض تشدید شده و به حمله‌های ناشی از وحشت منجر می‌شوند. شایعترین هراس‌ها عبارتند از:

1- هراس از عنکبوت ( Arachnophobia )
این هراس در زنان بیشتر از مردان وجود دارد.

2- هراس از مار ( Ophidiophobia )
معمولاً به علل تکاملی، تجربیات شخصی یا تأثیرات فرهنگی به وجود می‌آید.

3- هراس از ارتفاع ( Acrophobia )
این هراس ممکن است به حمله‌های اضطراب و خودداری از قرار گرفتن در مکان‌های مرتفع بیانجامد.

4- هراس از وضعیت‌های غیرقابل گریز ( Agoraphobia )
این هراس شامل مکان‌های شلوغ، فضاهای باز و وضعیت‌هایی که احتمال حمله‌های ناشی از وحشت باشد. می‌گردد. گاهی این هراس آنقدر زیاد می‌شود که شخص حتی از خروج از خانه هم می‌ترسد.
تقریباً در یک سوم افرادی که دارای اختلال وحشت هستند، این نوع هراس رشد می‌یابد.

5- هراس از سگ ( Cynophobia )
این هراس معمولاً به تجربیات خاص شخصی، مانند گاز گرفته شدن توسط سگ در دوران کودکی، ارتباط دارد.

6- هراس از رعد و برق ( Astraphobia )
اسامی دیگر این هراس Brontophobia ، Tonitrophobia یا Ceraunophobia است.

7- هراس از تزریق ( Trypanophobia )
مثل برخی دیگر از هراس‌ها، این هراس هم گاهی درمان نشده باقی می‌ماند زیرا افراد از قرار گرفتن در موقعیت و امتحان کردن می‌ترسند.

8- هراس از موقعیت‌های اجتماعی ( Social Phobias )
در بسیاری از موارد، این هراس می‌تواند آنقدر جدّی شود که به دوری جستن فرد از رویدادهای اجتماعی و مکان‌های عمومی بیانجامد.

9- هراس از پرواز ( Pteromerhanophobia )
معمولاً با استفاده از «در معرض قراردادن» درمان می‌گردد. یعنی فرد به تدریج و کم‌کم پرواز را تجربه می‌کند.

10- هراس از آلودگی ( Mysophobia )
این هراس احتمالاً با اختلال وسواس فکری-عملی ارتباط دارد.

ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار

  منبع

"10 Common Phobias", Kendra Van Wagner.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 22:35  توسط آذر حکمت نیا   | 

http://kiasalar.com/?p=151

http://kiasalar.com/?p=134

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 22:27  توسط آذر حکمت نیا   | 

http://www.persianv.com/view/000166.php
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 23:37  توسط آذر حکمت نیا   |