تبليغاتX
روان شناسی برای همه
چرا بعضی افراد به جنون دزدی مبتلا می باشند؟ تعریف: طبق DSM-III-R ، خصوصیت اساسی جنون دزدی ناتوانی مکرر برای مقاومت در مقابل تکانه دزدیدن اشیائی است که برای مصرف شخص یا ارزش مادی ضرورتی ندارند.اشیاء دزدیده شده دور انداخته شده،بطور پنهانی بازگردانده می شود و یا در خفاء نگهداری می شود. مبتلایان به جنون دزدی معمولاً توانایی خرید آنچه را که می دزدند دارند.مثل سایر اختلالات تکانۀ جنون دزدی با اوج گیری تنش قبل از عمل و با احساس گناه،پشیمانی یا افسردگی همراه باشد یا نباشد.دزدی طرح ریزی شده نبوده و دست افراد دیگر در آن دخیل نیست هر چند دزدی زمانی که امکان دستگیری فوری وجود دارد روی نمی دهد.معهذا مبتلایان به جنون دزدی همیشه به احتمال گرفتار شدن خود نمی اندیشند،این افراد هر چند ممکن است پس از ارتکاب عمل احساس اضطراب و گناه نمایند،احساس خشم و کینه نمی کنند.بعلاوه وقتی شئ دزدی شده هدف باشد تشخیص جنون دزدی گذاشته نمی شود چون در جنون دزدی عمل دزدیدن هدف است نه شئ دزدیده شده. ملاکهایی در تشخیص این بیماری دیده می شود می توانیم A.ناتوانی مکرر در مقاومت در مقابل تکانه دزدیدن اشیائی که برای مصرف شخصی یا ارزش مادی ضرورتی ندارندB.احساس تنش فزاینده بلافاصله قبل از ارتکاب عمل C.احساس لذت یا رهائی در هنگام ارتکاب دزدی D.دزدی برای ابراز خشم و کینه نمی گیرد E.دزدی ناشی از اختلال منش یا ختلال شخصیت ضد اجتماعی نیست. جنون دزدی خیلی نادر است طبق DSM-III-R در کمتر از ۵ درصد افرادی که به جرم دزدی از فروشگاه ها دستگیر می شوند سابقه هماهنگ با این اختلال وجود دارد و بعضی از این موارد نیز،ممکن است سابقه برای تطابق با قالب اختلال ساخته و پرداخته شده است.نسبت ابتلا دو جنس معلوم نیست،اما دزدی از فروشگاه اصولاً در زنها بیشتر دیده می شود و احتمالاً این رفتار مربوط به جنون دزدی نیز در زنها شایع تر است. علاوه بر خصوصیات اساسی جنون دزدی مذکور در DSM-III-R مبنی بر ناتوانی مکرر برای مقاومت در مقابل تکانه های دزدیدن اشیاء خیر ضروری،چند خصوصیت فرعی دیگر نیز غالباً وجود دارد.مبتلایان به جنون دزدی ممکن است نگران دستگیری احتمالی یا حتمی خود بوده و به همین جهت نشانه های افسردگی،اضطراب یا احساس گناه نشان دهند.معمولاً در روابط بین فردی دچار اشکال بوده و غالباً اما نه بدون استثناء، نشانه های آشفتگی شخصیت نشان می دهند.این اختلال در دوران کودکی شروع می شود.سیر اختلال نوسانی است اما مزمن است.میزان بهبودی خود به خودی معلوم نیست.عوارض و مسائل جدی معمولاً ثانوی بر برملا شدن عمل و به خصوص در ارتباط با دستگیر شدن است.بسیاری از این افراد به نظر می رسد که هرگز احتمال رویاروئی با نتایج عمل خود را تصور نکرده اند.خصوصیتی هماهنگ با نظریه مولفینی که مبتلایان به جنون دزدی را افرادی توصیف می کنند حق دزدی را برای خود مسلم می دانند. بعضی از افراد بطور دوره ای از مقاومت در مقابل تکانه دزدی ناتوان بوده و در فاصله دوره که ممکن است هفته ها و ماه ها طول بکشد،فاقد علائم هستند.پیش آگهی با درمان خوب است، ولی تعداد کسانی که خود در پی درمان برمی آیند معدود است.غالباً، بیماری عملکرد شغلی و اجتماعی شخص را مختل نمی سازد.در موارد خاموشی بیماری،فقدان یا یأس ممکن است به بروز دوره های جدید کمک نماید.(پورافکاری- ۱۳۶۸- ص ۱۵۹) علت: مثل سایر اختلالات کنترل تکانه،بیماری مغزی و عقب ماندگی ذهنی در مواردی با دزدی بدون منفعت ربط داده شده است.بعضی روانکاوان روی ابراز تکانه های پرخاشگری در جنون دزدی تأکید کرده و برخی دیگر جنبه های لیبدوئی را مطرح ساخته اند،این جنون معمولاً با سایر اختلالات روانی،نظیر افسردگی مزمن،بی اشتهایی عصبی، پرخوری عصبی و جنون آتش افروزی (در زنها) رابطه دارد.علائم جنون دزدی در مواقع استرس قابل ملاحظه ظاهر می گردند. (پورافکاری- ۱۳۶۸- ص ۱۶۰) منبع: ۱-کاپلان و سادوک. خلاصه روانپزشکی-ترجمه پورافکاری- انتشارات ذوقی- ۱۳۶۸- جلد سوم- چاپ پنجم
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 15:40  توسط آذر حکمت نیا   | 

Kleptomania in Children

Kleptomania is a psychological disorder, which can leave a child in trauma. Learn about kleptomania in children and how to deal with it.
 
Kleptomaniac Definition: The condition of not being able to resist the urge to collect or hoard things. People with this disorder are compelled to steal things, generally objects of little or no significant value, such as pens, paper clips, tape, traffic cones, signs, and small toys.

Kleptomania is a undeniable desire to flick something. This disorder usually begins at adolescence and is seen as rare cases in children. Kleptomaniacs steal because they are mentally unstable, rather than being criminal in thought. Studies have shown that kleptomania is more common in women than men. Nonetheless, children too are affected by it. Let's understand the causes of kleptomania in children.

Causes of Kleptomania in Children
Sadly, what causes kleptomania in children is unknown. As mentioned earlier, women in their late 30's are more at a risk of being kleptomaniacs. The kleptomaniac symptoms may begin to show at an early age of five. The problem of kleptomania is linked to a brain chemical called as Serotonin. Serotonin is a chemical which regulates the moods and emotions of an individual. There is also a theory which believes that kleptomaniac causes maybe related to
obsessive compulsive disorder or depression. Kleptomania can occur due to a brain injury too. Read more about signs of obsessive-compulsive disorder.

Kleptomaniac Symptoms
Kleptomania in young children is very traumatizing for the parents. Knowing a few kleptomania symptoms will help to deal with a kleptomaniac better.
  • They get tensed and excited, at the same time, before and during stealing.
  • They feel euphoric after they've stolen the object of their affection.
  • A kleptomaniac does not need an accomplice. Hence they never encourage companions.
  • The feelings of rage, anger or revenge do not exist while stealing.
  • A kleptomaniac does not suffer from any hallucinations or is not a schizophrenic.
Young Kleptomaniacs
A desire to steal has its roots in an inferiority complex. Often, a few children feel deprived or feel the need to show off what does not belong to them. In either of the cases, a child is bound to steal. In cases, where children cannot afford a certain item, stealing becomes their only source of acquiring it. However, if your child steals once, it does not mean that the child is a kleptomaniac or a criminal. As a part of growing up, your child may experiment with the limits. However, once you've provided your children with the necessary education regarding consequences of stealing, the desire to steal disappears.

If the action of stealing continues for a longer period of time, then, the problem needs to be medically addressed. As an advice for the parents, understand, that kleptomania is a mental disorder and not a criminal act.

How to Deal with Kleptomania in Kids
Kleptomania stems from an underlying psychological problem such as
stress, anxiety, eating disorders, substance abuse and other psychological disorders. Counseling is the first step towards dealing with kleptomaniac children. Kleptomania steals a child's dignity and brands him/her as a criminal. They lose out on friends and most importantly the trust of people around them. Parents need to understand that the child requires special care and attention. Try and engage your child in some physical activity. This will distract him/her from the act of stealing. The younger the child, the easier it is to deal with the problem. Read more about anxiety cures and anxiety symptoms.

Kleptomania Treatment
Cognitive behavioral therapy is recommended while treating a child with kleptomania. Sometimes anti-depressants are also prescribed while dealing with kleptomaniacs. Prozac and Seroxat are the anti-depressants that are prescribed in a kleptomaniac treatment.

Don't be offended if your child's school teacher asks your child to empty the pockets. It may be slightly embarrassing for you and your child. However, this may actually help you seek the answer to what does kleptomaniac mean. Kleptomania in children is a very rare disorder. Nonetheless, it exists.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 9:29  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

همه جا ميگن با بچه هاي سخت و اونايي به حرف پدر مادرشون گوش نمي دن بايد چه كار كرد ؟

و هزار تافرضیه واحتمال و راه حل میدن !!

اما اين دفعه سوال من اينه كه با پدرمادرهاي سرسخت و كسايي كه به بچه هاشون شك دارن و بچه ها اجازه ندارن بدون اجازه اونا آب بخورن چه كار بايد كرد ؟

کسانیکه واقعا بچه هاشون رو به خاطر یک دور توی خیابون زدن مجبور می کنن دروغ بگن؟؟؟

و اون بچه ی بیچاره هیچی نمی فهمه که دور زدن و بادوستان بودن چی هست و همش اضطراب داره نکنه کسی ببینش ؟!!!! واین احساس ازاینکه بخواد شاد باشه جلوگیری می کنه و بعد براش تعارض و هزار تامشکل دیگه پیش میاد .

توی این اوضاع دختر بودن یه  فاجعه دیگست !

بعضی ها فکر می کنن الان دختر گلشون بره بیرون هزار تا آقا گرگ بدجنس بلا هستن. اونو یه لقمه ی چپش می کنن . نمگم نیست اماآدما هم با هم فرق دارن ! به بچه ها باید خیلی چیزها رو یاد داد !اینکه اونا رومنع کنیم که نمی شه عزیز من .

بابا مامانا با بچه هاتون دوست باشین . سخت گیری و محدودکردن کاری رو درست نمی کنه . بچه ها احتیاج دارن زمانی رو هم برای خودشون باشن .

نکنه خودتونو یادتون رفته ؟؟؟ یا شاید خودتون اینقدر شیطون بودین که به همه ی عالم و آدم شک دارین؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هر چیزی ممکنه والا !

واقعا اینجا باید چه  کار کنیم ؟بعضی پدر مادرها که درجهت بهبود روابطشون با بچه هاشون گام برمیدارن که سعی می کنن خودشون رو  تغییر بدن . اما بعضی دیگه اصلا حاضر نمی شن بپذیرن رفتارشون اشکال داره.  !!!!؟؟؟؟ تنها راهی که باقی می مونه اینه که بچه ها رو قوی کنیم . هر گونه مقاومت از طرف اونها فقط شرایط رو بدتر می کنه !!!

تابعد ...

 

*** استادان عزیز و گرامیم با نظرهای کارشناسیتون به داشتن فرزندان سالم تر در میهنمان یاری برسانید .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 9:41  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

در یك لحظه ناگهان احساس كردم تمام دنیا روی سرم خراب شده و عرق سردی روی پیشانی ام نشسته است. در حالی كه از سرزنش های مكرر اطرافیانم به ستوه آمده بودم خود را بر روی تخت بیمارستان می دیدم. نمی توانستم حرف بزنم ولی صدای آنها را می شنیدم. حس می كردم نیمی از بدنم فلج شده و حتی قادر به راه رفتن هم نیستم. همه دوروبرم را احاطه كرده اند و می شنوم كه می گویند انگار به كما رفته . همسرم را می دیدم كه با نگرانی مدام به این طرف و آن طرف می رود و كسانی كه همیشه مرا مورد آزار قرار می دادند حالا بیش از اندازه دلواپس شده اند. همین احساس خوبی به من می داد. در میان این فضای تشویش زده ناگهان صدای پزشكی را شنیدم كه می گفت: نگران نباشید. هیچ اتفاقی نیفتاده، او كاملاً سالم است.

اختلالات ... که برای سهولت بیان در منابع قدیمی‌تر علمی، با اصطلاح کلی ... خوانده می‌شوند، دلالت بر طیف گسترده‌ای از انواع بیماری‌های جسمی و روانی دارد که در ارتباط با مفهوم تلقین هستند.

منفعت طلبی، جلب توجه اطرافیان، نیازمندی عمیق به مهر و محبت، حذف خاطرات بد و مقابله با تجربه‌های نامطلوب و تلخ زندگی و مسائل بسیار دیگری از این قبیل سبب می‌شوند شخص به صورت ناخودآگاه (یعنی بدون آن که خودش متوجه باشد) علائم بیماری‌های مختلف جسمی و روانی را تقلید کند .

به عنوان مثال شخصی که در یک محیط بسیار پرسر و صدا و شلوغ، کار یا زندگی می‌کند ممکن است به طور ناگهانی دچار ناشنوایی کامل ـ کری عصبی ـ گردد، حال آن که دستگاه شنوایی او کاملاً طبیعی و سالم است و هیچ اشکالی در آن دیده نمی‌شود؛

 یا کودکی را در نظر بگیرید که از ورود به مدرسه، متنفر است،اما هنگامی که مجبور به رفتن مدرسه می‌شود، هر صبح قبل از حرکت، دچار دردهای شدیدی می‌شود که با معاینات پزشکی، مشکلی دیده نمی‌شود. یا زن جوانی که دوست ندارد همسرش او را در خانه تنها بگذارد، به همین دلیل به طور ناخودآگاه، دچار حملات شدید تهوع واستفراغ و … می‌گردد.
البته لازم به توجه است که حالات ...معمولاً در افرادی به وقوع می‌پیوندد که دارای شخصیت‌های خاص و به شدت تلقین پذیر هستند.

ضمناً باید توجه داشت که مفهوم “...” با مفهوم تمارض ـ تظاهر به بیماری کردن ـ به کلی متفاوت است، چرا ‌که شخص ... واقعاً و بدون آن که خود بخواهد، علائم بیماری‌ها را تقلید می‌کند، اما شخص تمارض کننده، خود به خوبی می‌داند که بیمار نیست، اما به دلایلی تظاهر به بیماری می‌کند.
مبتلایان به اختلالات ...، ممکن است علائم هر بیماری جسمی دیگر و روانی را تقلید نمایند، مثلاً دچار فلج شوند، به حملات صرع مبتلا گردند، کور شوند، هویت خود را فراموش کنند و علائم بیماری‌های روانی مختلف را نشان دهند و لازم به توضیح است که این اختلال به شکل کم و بیش طبیعی، در افراد کاملا سالم نیز ممکن است به چشم بخورد؛ به عنوان مثال یکی از شایع‌ترین جلوه‌های آن در میان برخی از دانشجویان پزشکی دیده می‌شود که ضمن ورود به هر بخش آموزشی جدید در بیمارستان، علائم بیماران آن بخش را در خود می‌یابند!
مثلاً در ورود به بخش قلب، احساس می‌کنند که صدای قلبشان غیر طبیعی است، یا در ورود به بخش روماتولوژی ـ بیماری‌های مفصلی‌ ـ احساس درد شدیدی در زانو و سایر مفاصل خود می‌کنند و یا در ورود به بخش روانپزشکی، گمان می‌کنند که دچار یک بیماری شدید روانی، مثلاً اسکیزوفرنی ـ جنون جوانی ـ هستند!

 

البته همانطور که گفته شد ارتباط ظریف حالات ... با پدیده نیرومند تلقین، توجیه کننده قضیه در تمام موارد است.
صرف نظر از مشکلات مختلفی که اشخاص مبتلا  برای خود و اطرافیانشان ایجاد می‌کنند، پیوسته هزینه‌های کلان و سرسام آوری از بودجه خانواده‌ها، بیمارستان‌ها و مراکز بهداشتی صرف آزمایشات تشخیصی و درمان بیهوده و بی‌نتیجه بیماری‌های ساختگی افراد...می‌گردد، لذا چنانچه روش‌های موثری، برای پرهیز از این قبیل اختلالات و پیشگیری از آنها پیدا شود، نتایج بسیار مطلوبی حاصل خواهد شد.

زیر بنای بروز اختلالات ... این است که مبتلایان به این اختلال، نیاز مفرطی به جلب توجه اطرافیان دارند و حتی می‌خواهند مرکز همه توجهات قرار بگیرند.
این افراد نیاز مبرمی به محبت و تایید اطرافیان در خود احساس می‌کنند که البته ارضای این نیاز برای اطرافیان بسیار دشوار است و احیاناً هم اگر این توجه و محبت به وسیله کسی به آن‌ها داده شود، آن وقت شروع به امتحان آن فرد می‌کنند، تا حدی که اغلب منجر به بازگرفتن محبت ـ توسط شخص محبت کننده ـ می شوند.

منابع:

http://rezaashtiani.mihanblog.com

و پزشکان بدن مرز

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 12:16  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

http://uploading.com/files/get/BQXS301C/

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 11:30  توسط آذر حکمت نیا   | 

سلام دوستان

تصمیم گرفتم یک بخش جدید به وب لاگم اضافه کنم .

من نشانه های اختلال های روانی رو در وب لاگم می گذارم شما بگین این اختلال چیه ؟

اگر شما هم چیز خاصی مدنظرتون بود بگید .

از آسون ها شروع میکنیم .

اختلال...

گاهی شاد و شنگول و گاهی بدخلق و عصبی.گاهی خندان و با روی گشاده جواب خانواده را می‌دهد و گاهی با عصبانیت.

 

بسياري از عقايد  غيرمنطقي هستند و حرف‌هاي اغراق‌آميز  ممكن است حتي بهترين دوست‌هايشان را هم با انها غريبه كند. بعد از اين مرحله، انرژي  پايين مي‌آيد وقتي اين اتفاق مي‌افتد  به افسردگي شديد مي‌رسند. ۱۰ تا ۱۵ درصد از افرادي كه اختلال... دارند اين حالات خود را با خودكشي پايان مي‌دهند.

هرچه اين اختلال زودتر شروع شود، دوره‌ اين بيماري شديدتر خواهد بود.

 

هزينه اين اختلال براى بيماران و خانواده هاى، آنان و جامعه قابل ملاحظه است. شيوع اين بيمارى در زنان و مردان برابر است. ميانگين سنى شروع اين اختلال 30 سالگى مى باشد اما از سن 5 يا 6 سالگى تا 50 سالگى گسترده است. از لحاظ وضعيت تاهل نيز اين بيمارى ممکن است در افراد طلاق گرفته يا مجرد بيش از افراد متاهل ديده شود. ميزان طلاق نيز در اين گروه افراد بالا مى باشد.

 

عوامل زيست شناختى، عوامل ژنتيک و عوامل روانى. اجتماعى و يا ترکيبى از آنها را مى توان علت اين بيمارى تلقى کرد. عوامل زيست شناسى مهم شامل انتقال دهنده هاى عصبى و بى نظمى هاى عصبى - غددى باشند.

فکر کنم برای اول کار کافی باشه .



 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 12:44  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

 مواظب رویاهایتان باشید که آنها را ندزدند
دوستی به نام مونتی رابرتز دارم که صاحب یک مرتع پرورش اسب در سان سیدرو است . بار آخری که آنجا بودم پس از معرفی کردن من به مهمانان گفت :

بگذارید بهتان بگویم چرا به جک اجازه می دهم از خانه ام استفاده کند . داستانش به مرد جوانی برمی گردد : او پسر یک مربی اسب بود که از اصطبلی به اصطبلی دیگر و از مزرعه ای به مزرعه ای دیگر می رفت و اسب پرورش می داد . به همین خاطر تحصیلات دبیرستانی پسر مدام با وقفه مواجه می شد . یک روز در مدرسه از پسر خواستند در مورد این که دوست دارد در آینده چه کاره شود بنویسد . آن شب او اهداف زندگی اش و این که می خواهد صاحب یک

مرتع پرورش اسب شود را در هقت صفحه شرح داد . او رویاهایش را با جزئیات بسیار دقیقی توضیح داد و حتی نقشه ای از یک مرتع 50 هکتاری کشید و

جای تمام ساختمان ها و اصطبل ها و زمین های تمرین را روی آن مشخص کرد . سپس نقشه دقیقی از یک خانه 1000 متری کشید که در همان مرتع واقع می شد . او با جان و دل روی این پروژه کار کرد و روز بعد آن را به معلمش داد . دو روز بعد وقتی برگه هایش را تحویل گرفت روی صفحه اول نوشته شده بود :

بسیار بد . بعد از کلاس بیا با هم صحبت کنیم پسر رویایی داستان ما پس از کلاس معلم رفت و از او پرسید : برای چه روی برگه ام نوشته بودید بسیار بد ؟
معلم گفت : چون رویایی دست نیافتنی از پسرکی جوان بود . تو پولی نداری . از خانواده ای سرگردان و بی خانمان هستی و هیچ پشت و پناهی هم نداری .

تملک مرتع پرورش اسب پول زیادی می خواهد . باید پول زیادی بابت خرید زمین پرداخت کنی و برای خرید اسب های اصیل که بتوانی از زاد و ولد آنها

اسب پرورش دهی هم به پول نیاز داری ضمن اینکه برای بنای اصطبل و ساختمان ها هم مبالغ هنگفتی باید پول هزینه کنی همانطور که می بینی هرگز نخواهی توانست چنین کاری بکنی . و بعد اضافه کرد : فرصت دیگری به تو می دهم اگردر مورد هدف دست یافتنی تری بنویسی نمره ات را تغییر می دهم . پسر به خانه برگشت و در مورد صحبت های معلمش فکر کرد . در نهایت سراغ پدرش رفت و از او پرسید بهتر است چه کار کند ؟
پدرش گفت : ببین پسرم ، تو باید خودت در این مورد تصمیم بگیری . هر چند که فکر می کنم این تصمیم گیری برای آینده ات بسیار مهم باشد سرانجام پس از یک هقته فکر کردن پسر همان اوراق را به معلم بازگرداند و هیچ تغییری در آنها ایجاد نکرد فقط روی یک برگه نوشت : شما می توانید نمره
بدی را برایم منظر کنید ولی من ترجیح می دهم رویایم را حفظ کنم . و آن را به همراه ورقه ها به معلمش تحویل داد . سپس مونتی ، رو به حضار کرد وگفت :

این داستان را برایتان تعریف کردم چون شما هم اکنون در خانه 1000 متری من وسط یک مرتع 50 هکتاری قرار دارید . من هنوز اوراق مدرسه ام را حفظ کردم می توانید قاب شده آنها را روی شومینه ببینید . سپس ادامه داد : بهترین قسمت داستان تابستان سال پیش اتفاق افتاد که همان معلم 30 دانش آموز را برای یک اردوی یک هفته ای به مرتعم آورد . وقتی داشتند می رفتند رو به من کرد و گفت : راستش مونتی ، الان می فهمم زمانی که معلمتان بودم بعضی وقت ها رویاهای شاگردانم را می دزدیدم ولی خوشبختانه تو آنقدر سرسخت بودی که تسلیم نشوی اکنون از شما می خواهم که این داستان را خواندید : هرگز رویایتان را ارزان به کسی نفروشید حتی به افکار پریشان خودتان.

برگرفته از وبلاگ موفقیت


+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 18:29  توسط آذر حکمت نیا   | 

 

 

علل پیدایش اختلالات روانی متنوع است. عوامل ارثی، فرهنگی، اجتماعی، ضایعات مغزی، محرومیت‌های عاطفی و استرس ها هریک به تنهایی با یکدیگر ارتباط داشته و می توانند موجب بروز رفتارهای غیرعادی شوند، البته بیشترین اختلالات به آسانی قابل شناسایی‌اند. کودک نمی‌تواند از احساسات خود مانند ترس و اضطراب، احساس محرومیت و شکست صحبت کند، ولی می‌تواند آنها را به زبان علائم جسمانی مانند بی‌اشتهایی، دل‌درد، سردرد و اختلالات رفتاری مانند بی‌قراری، امتناع از رفتن به مدرسه و بهانه‌گیری بیان کند.

بنابراین هر رفتار غیرعادی کودک یا علائم جسمانی را بویژه اگر علت عضوی نداشته باشدباید به عنوان واکنش نسبت به شرایط پیرامون او در نظر گرفت، اغلب فرزندان خود را به خاطر خطاهای او محکوم می کنیم یاآنها را تنبیه می کنیم و فراموش می کنیم که به جای آن باید خطاها و ندانم‌کاری‌های خود را علت بروز مشکلات آنها بدانیم.

بیش فعالی ADHD اختلالی است که در آن پرتحرکی، بی‌توجهی و رفتارهای ناگهانی بیشتر و شدیدتر از کودکان دیگر وجود دارد.

۳ تا ۵ درصد کودکان به این اختلال مبتلا هستند و در پسرها این مشکل شایع‌تر است. امکان دارد در برخی، بیشتر علائم پرتحرکی و رفتارهای ناگهانی و در گروهی دیگر علائم بی‌توجهی بیشتر دیده شود. باید گفت علائم این بیماری قبل از ۷ سالگی شروع می‌شود. کودکان ADHD در تمرکز کردن مشکل بزرگی دارند. این گونه کودکان به نظر می‌رسد که بی‌توجه‌اند و مشکلات ویژه‌ای در کنترل فعالیت‌هایشان در موقعیت‌هایی که از آنها خواسته می‌شود، دارند.

آنها به طور دائم حرکت می‌کنند. بی‌نظم، بی‌علاقه و غیرقابل پیش‌بینی هستند. آنها خیلی سریع کفش‌ها و لباس‌هایشان را فرسوده می‌کنند. بسیار زود اطرافیان خود را خسته می‌کنند. از برجسته‌‌ترین ویژگی‌های این اختلال بی‌قراری افراطی و توجه بسیار ضعیف است. براساس درجه‌بندی والدین- معلمین یک چهارم تا یک دوم از کودکان و نوجوانان بی‌قرارند، اما هدفمند عمل می‌کنند،این در حالی است که فعالیت کودکان ADHD فاقد نظم و هدف است.

این کودکان غالباً به علت پیشرفت تحصیلی اندک و مشکلات اجتماعی اعتماد به نفس پائین‌تری دارند و از حفظ توجه روی تکالیف یا فعالیت مربوط به بازی‌ها ناتوانند. آنها اغلب نمی‌توانند حتی به یاد آورندکه باید چه کار بکنند.این کودکان از نظر سازگاری اجتماعی نیز مشکل دارند، به طوری که از بازی‌های متناسب با سن خود امتناع می‌ورزند. در بازی‌های گروهی اخلال ایجاد کرده و موجب نزاع می‌شوند. اگرچه کودکان به طور عادی تا اندازه‌ای بی‌قرارند، ولی چنانچه بی‌قراری شدید و دائمی بوده و در رفتار کودک هماهنگی وجود نداشته باشد در این صورت بی‌قراری باید مورد توجه قرار گیرد. شروع بیماری در پسران ۴ برابر بیشتر از دختران است. غالب روانپزشکان عقیده دارند اگرچه شروع بیماری قبل از ۳سالگی است، ولی تشخیص بیماری در ۷ سالگی که کودک به مدرسه می‌رود و احتیاج به آرامش و دقت و تمرکز حواس دارد، انجام می‌گیرد. بیشتر این کودکان از قوای درک و هوش طبیعی حتی بالاتر برخوردارند و خرابکاری‌های خود را به طور غیرمترقبه و ناگهانی انجام می‌دهند.

ADHD اغلب به دو علت در سال های اولیه مدرسه بیشتر تشخیص داده می‌شود. اول این که تشخیص قبل از ۴و۵ سالگی به خاطر این که در این دوره رشدی رفتارهای کودکان عادی شبیه به ملاک‌های موجود در ADHD است، این کودکان با ورود به مدرسه بیشتر مسئله‌دار می‌شوند، چون کودکان پرتحرک برای نشستن سر کلاس مشکل دارند.

آنها با توجه به شدت اختلال معمولاً یک یا دو زنگ اول را تحمل می‌کنند و بیشتر در ساعات نزدیک ظهر بی‌قرار و پرتحرک می‌شوند و به عناوین مختلف سرجایشان می‌لولند یا با همکلاسی‌های خود صحبت می‌کنند و یا درخواست مکرر برای بیرون رفتن از کلاس را دارند.

معلمان معمولاً این کودکان را بازیگوش نامیده و معتقدند که نظم کلاس را به هم می‌زنند. در حالی که این کودکان تحمل یک ساعت یا یک ساعت و نیم سرکلاس نشستن به طور مداوم را ندارند. پس از شناخت مشکل این کودکان باید به آنها اجازه داده شود که هر ۱۵الی ۳۰ دقیقه یکبار به مدت چند دقیقه از کلاس خارج شوند.

از مشکلات دیگر این کودکان در مدارس نداشتن توجه و تمرکز است و به نظر می‌رسد کودک به صحبت‌های معلمش گوش نمی‌دهد. اما یک معلم باتجربه و با شناخت و درک کافی از این اختلال می‌تواند با قرار دادن دانش‌آموز دچار این مشکل در میزهای اول کلاس و نیز با طرف مخاطب قرار دادن گهگاه دانش‌آموز در هنگام درس به آنها کمک نماید.

از مسائل دیگر اختلالات یادگیری است که شامل موارد اشکال در روخوانی و ناتوانی در یادگیری ریاضیات و اختلال در نوشتن است.

این کودکان معمولاً به علت شلوغی و بر هم زدن نظم کلاس، زیاد از کلاس خارج می‌شوند و اغلب اوقات از سوی اولیای مدرسه سرزنش و تنبیه می‌شوند.معلمین باید اطلاعات کافی از این اختلال داشته باشند و در پایه‌های ابتدایی این گونه کودکان شناسایی شوند و رفتاری منطقی و علمی با آنها شود و معلمین با والدین این کودکان در تعامل باشند و وضعیت آنها را به طور متداوم بررسی کنند.

والدین چگونه به بچه‌های خود کمک کنند

۱) ابتدا باید مطمئن باشیم که فرزندمان واقعاً نشانه‌های این اختلال را دارد، به علاوه تشخیص نهایی از سوی متخصص انجام می‌گیرد، گاهی افرادی که بسیار مضطرب و نگران هستند، ممکن است جنب و جوش‌های طبیعی فرزند را علتی بر بیش فعالی بدانند. بنابراین در قدم اول بایستی راجع به تشخیص مطمئن باشیم و به فرزندمان برچسب نادرست نزنیم.

۲) هماهنگی والدین در برخورد با کودک بیش فعال خود باید هماهنگ باشد تا کودک فرصتی برای سوءاستفاده نداشته باشد که رفتار نادرست خود را تکرار کند و همچنین والدین از انجام تنبیه‌های بدنی در این گونه کودکان باید خودداری کنند.

۳) ایجاد قانون برای کودک. برای به هنجار شدن رفتارهای کودک والدین باید قوانین را در منزل برای وی ایجاد کنند و در صورت انحراف از این قوانین او را تنبیه کنند (البته منظور از تنبیه، تنبیه جسمانی یا روحی نیست بلکه تنبیه به صورت ممنوعیت از تماشای برنامه تلویزیون یا انجام بازی مورد علاقه او است)

۴) صحبت و مشاوره با والدین کودکانی که مشکل کودکان آنها را دارد، این امر موجب می‌شود که والدین از تجربیات یکدیگر استفاده کنند و نحوه برخورد آنها با کودکانشان بهبود یابد.

۵) بعضی رژیم‌هایی غذایی، چاشنی‌ها و مواد رنگی و شیمیایی موردعلاقه کودکان، کاکائو، قهوه، نوشابه یا تنقلات در تشدید این رفتارها کمک می‌کند.

۶) والدین باید نحوه زندگی و برخورد با این کودکان طبیعی اما پرهیجان را بیاموزند. البته تا زمانی که کودک بسیار کم سن و سال است این کار بسیار دشوار است، اما با رفتن به مدرسه کودک آرام تر و متمرکزتر می‌شود.

چنانچه این بچه‌ها در سنین کودکی معالجه نشوند در دوره نوجوانی احتمال این که رفتارهای ضداجتماعی داشته و افسرده شوند، بسیار است. بنابراین به والدین توصیه می‌شود که حتماً در دوران کودکی برای معالجه این کودکان اقدام کنند.

سودابه حاجری
کارشناس علوم تربیتی

روزنامه ایران (

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 18:21  توسط آذر حکمت نیا   | 

سلام

فريبا جان اي.ميلتونو برام نگذاشته بودين .

نسيم جان به زودي جوابتونو براتون ايميل مي كنم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 23:14  توسط آذر حکمت نیا   | 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 20:27  توسط آذر حکمت نیا   |