|
|
|
|
|
مواظب رویاهایتان باشید که آنها را ندزدند بگذارید بهتان بگویم چرا به جک اجازه می دهم از خانه ام استفاده کند . داستانش به مرد جوانی برمی گردد : او پسر یک مربی اسب بود که از اصطبلی به اصطبلی دیگر و از مزرعه ای به مزرعه ای دیگر می رفت و اسب پرورش می داد . به همین خاطر تحصیلات دبیرستانی پسر مدام با وقفه مواجه می شد . یک روز در مدرسه از پسر خواستند در مورد این که دوست دارد در آینده چه کاره شود بنویسد . آن شب او اهداف زندگی اش و این که می خواهد صاحب یک مرتع پرورش اسب شود را در هقت صفحه شرح داد . او رویاهایش را با جزئیات بسیار دقیقی توضیح داد و حتی نقشه ای از یک مرتع 50 هکتاری کشید و جای تمام ساختمان ها و اصطبل ها و زمین های تمرین را روی آن مشخص کرد . سپس نقشه دقیقی از یک خانه 1000 متری کشید که در همان مرتع واقع می شد . او با جان و دل روی این پروژه کار کرد و روز بعد آن را به معلمش داد . دو روز بعد وقتی برگه هایش را تحویل گرفت روی صفحه اول نوشته شده بود : بسیار بد . بعد از کلاس بیا با هم صحبت کنیم پسر رویایی داستان ما پس از کلاس معلم رفت و از او پرسید : برای چه روی برگه ام نوشته بودید بسیار بد ؟ تملک مرتع پرورش اسب پول زیادی می خواهد . باید پول زیادی بابت خرید زمین پرداخت کنی و برای خرید اسب های اصیل که بتوانی از زاد و ولد آنها اسب پرورش دهی هم به پول نیاز داری ضمن اینکه برای بنای اصطبل و ساختمان ها هم مبالغ هنگفتی باید پول هزینه کنی همانطور که می بینی هرگز نخواهی توانست چنین کاری بکنی . و بعد اضافه کرد : فرصت دیگری به تو می دهم اگردر مورد هدف دست یافتنی تری بنویسی نمره ات را تغییر می دهم . پسر به خانه برگشت و در مورد صحبت های معلمش فکر کرد . در نهایت سراغ پدرش رفت و از او پرسید بهتر است چه کار کند ؟ این داستان را برایتان تعریف کردم چون شما هم اکنون در خانه 1000 متری من وسط یک مرتع 50 هکتاری قرار دارید . من هنوز اوراق مدرسه ام را حفظ کردم می توانید قاب شده آنها را روی شومینه ببینید . سپس ادامه داد : بهترین قسمت داستان تابستان سال پیش اتفاق افتاد که همان معلم 30 دانش آموز را برای یک اردوی یک هفته ای به مرتعم آورد . وقتی داشتند می رفتند رو به من کرد و گفت : راستش مونتی ، الان می فهمم زمانی که معلمتان بودم بعضی وقت ها رویاهای شاگردانم را می دزدیدم ولی خوشبختانه تو آنقدر سرسخت بودی که تسلیم نشوی اکنون از شما می خواهم که این داستان را خواندید : هرگز رویایتان را ارزان به کسی نفروشید حتی به افکار پریشان خودتان. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 18:29 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
علل پیدایش اختلالات روانی متنوع است. عوامل ارثی، فرهنگی، اجتماعی، ضایعات مغزی، محرومیتهای عاطفی و استرس ها هریک به تنهایی با یکدیگر ارتباط داشته و می توانند موجب بروز رفتارهای غیرعادی شوند، البته بیشترین اختلالات به آسانی قابل شناساییاند. کودک نمیتواند از احساسات خود مانند ترس و اضطراب، احساس محرومیت و شکست صحبت کند، ولی میتواند آنها را به زبان علائم جسمانی مانند بیاشتهایی، دلدرد، سردرد و اختلالات رفتاری مانند بیقراری، امتناع از رفتن به مدرسه و بهانهگیری بیان کند. بنابراین هر رفتار غیرعادی کودک یا علائم جسمانی را بویژه اگر علت عضوی نداشته باشدباید به عنوان واکنش نسبت به شرایط پیرامون او در نظر گرفت، اغلب فرزندان خود را به خاطر خطاهای او محکوم می کنیم یاآنها را تنبیه می کنیم و فراموش می کنیم که به جای آن باید خطاها و ندانمکاریهای خود را علت بروز مشکلات آنها بدانیم. بیش فعالی ADHD اختلالی است که در آن پرتحرکی، بیتوجهی و رفتارهای ناگهانی بیشتر و شدیدتر از کودکان دیگر وجود دارد. ۳ تا ۵ درصد کودکان به این اختلال مبتلا هستند و در پسرها این مشکل شایعتر است. امکان دارد در برخی، بیشتر علائم پرتحرکی و رفتارهای ناگهانی و در گروهی دیگر علائم بیتوجهی بیشتر دیده شود. باید گفت علائم این بیماری قبل از ۷ سالگی شروع میشود. کودکان ADHD در تمرکز کردن مشکل بزرگی دارند. این گونه کودکان به نظر میرسد که بیتوجهاند و مشکلات ویژهای در کنترل فعالیتهایشان در موقعیتهایی که از آنها خواسته میشود، دارند. آنها به طور دائم حرکت میکنند. بینظم، بیعلاقه و غیرقابل پیشبینی هستند. آنها خیلی سریع کفشها و لباسهایشان را فرسوده میکنند. بسیار زود اطرافیان خود را خسته میکنند. از برجستهترین ویژگیهای این اختلال بیقراری افراطی و توجه بسیار ضعیف است. براساس درجهبندی والدین- معلمین یک چهارم تا یک دوم از کودکان و نوجوانان بیقرارند، اما هدفمند عمل میکنند،این در حالی است که فعالیت کودکان ADHD فاقد نظم و هدف است. این کودکان غالباً به علت پیشرفت تحصیلی اندک و مشکلات اجتماعی اعتماد به نفس پائینتری دارند و از حفظ توجه روی تکالیف یا فعالیت مربوط به بازیها ناتوانند. آنها اغلب نمیتوانند حتی به یاد آورندکه باید چه کار بکنند.این کودکان از نظر سازگاری اجتماعی نیز مشکل دارند، به طوری که از بازیهای متناسب با سن خود امتناع میورزند. در بازیهای گروهی اخلال ایجاد کرده و موجب نزاع میشوند. اگرچه کودکان به طور عادی تا اندازهای بیقرارند، ولی چنانچه بیقراری شدید و دائمی بوده و در رفتار کودک هماهنگی وجود نداشته باشد در این صورت بیقراری باید مورد توجه قرار گیرد. شروع بیماری در پسران ۴ برابر بیشتر از دختران است. غالب روانپزشکان عقیده دارند اگرچه شروع بیماری قبل از ۳سالگی است، ولی تشخیص بیماری در ۷ سالگی که کودک به مدرسه میرود و احتیاج به آرامش و دقت و تمرکز حواس دارد، انجام میگیرد. بیشتر این کودکان از قوای درک و هوش طبیعی حتی بالاتر برخوردارند و خرابکاریهای خود را به طور غیرمترقبه و ناگهانی انجام میدهند. ADHD اغلب به دو علت در سال های اولیه مدرسه بیشتر تشخیص داده میشود. اول این که تشخیص قبل از ۴و۵ سالگی به خاطر این که در این دوره رشدی رفتارهای کودکان عادی شبیه به ملاکهای موجود در ADHD است، این کودکان با ورود به مدرسه بیشتر مسئلهدار میشوند، چون کودکان پرتحرک برای نشستن سر کلاس مشکل دارند. آنها با توجه به شدت اختلال معمولاً یک یا دو زنگ اول را تحمل میکنند و بیشتر در ساعات نزدیک ظهر بیقرار و پرتحرک میشوند و به عناوین مختلف سرجایشان میلولند یا با همکلاسیهای خود صحبت میکنند و یا درخواست مکرر برای بیرون رفتن از کلاس را دارند. معلمان معمولاً این کودکان را بازیگوش نامیده و معتقدند که نظم کلاس را به هم میزنند. در حالی که این کودکان تحمل یک ساعت یا یک ساعت و نیم سرکلاس نشستن به طور مداوم را ندارند. پس از شناخت مشکل این کودکان باید به آنها اجازه داده شود که هر ۱۵الی ۳۰ دقیقه یکبار به مدت چند دقیقه از کلاس خارج شوند. از مشکلات دیگر این کودکان در مدارس نداشتن توجه و تمرکز است و به نظر میرسد کودک به صحبتهای معلمش گوش نمیدهد. اما یک معلم باتجربه و با شناخت و درک کافی از این اختلال میتواند با قرار دادن دانشآموز دچار این مشکل در میزهای اول کلاس و نیز با طرف مخاطب قرار دادن گهگاه دانشآموز در هنگام درس به آنها کمک نماید. از مسائل دیگر اختلالات یادگیری است که شامل موارد اشکال در روخوانی و ناتوانی در یادگیری ریاضیات و اختلال در نوشتن است. این کودکان معمولاً به علت شلوغی و بر هم زدن نظم کلاس، زیاد از کلاس خارج میشوند و اغلب اوقات از سوی اولیای مدرسه سرزنش و تنبیه میشوند.معلمین باید اطلاعات کافی از این اختلال داشته باشند و در پایههای ابتدایی این گونه کودکان شناسایی شوند و رفتاری منطقی و علمی با آنها شود و معلمین با والدین این کودکان در تعامل باشند و وضعیت آنها را به طور متداوم بررسی کنند. والدین چگونه به بچههای خود کمک کنند ۱) ابتدا باید مطمئن باشیم که فرزندمان واقعاً نشانههای این اختلال را دارد، به علاوه تشخیص نهایی از سوی متخصص انجام میگیرد، گاهی افرادی که بسیار مضطرب و نگران هستند، ممکن است جنب و جوشهای طبیعی فرزند را علتی بر بیش فعالی بدانند. بنابراین در قدم اول بایستی راجع به تشخیص مطمئن باشیم و به فرزندمان برچسب نادرست نزنیم. ۲) هماهنگی والدین در برخورد با کودک بیش فعال خود باید هماهنگ باشد تا کودک فرصتی برای سوءاستفاده نداشته باشد که رفتار نادرست خود را تکرار کند و همچنین والدین از انجام تنبیههای بدنی در این گونه کودکان باید خودداری کنند. ۳) ایجاد قانون برای کودک. برای به هنجار شدن رفتارهای کودک والدین باید قوانین را در منزل برای وی ایجاد کنند و در صورت انحراف از این قوانین او را تنبیه کنند (البته منظور از تنبیه، تنبیه جسمانی یا روحی نیست بلکه تنبیه به صورت ممنوعیت از تماشای برنامه تلویزیون یا انجام بازی مورد علاقه او است) ۴) صحبت و مشاوره با والدین کودکانی که مشکل کودکان آنها را دارد، این امر موجب میشود که والدین از تجربیات یکدیگر استفاده کنند و نحوه برخورد آنها با کودکانشان بهبود یابد. ۵) بعضی رژیمهایی غذایی، چاشنیها و مواد رنگی و شیمیایی موردعلاقه کودکان، کاکائو، قهوه، نوشابه یا تنقلات در تشدید این رفتارها کمک میکند. ۶) والدین باید نحوه زندگی و برخورد با این کودکان طبیعی اما پرهیجان را بیاموزند. البته تا زمانی که کودک بسیار کم سن و سال است این کار بسیار دشوار است، اما با رفتن به مدرسه کودک آرام تر و متمرکزتر میشود. چنانچه این بچهها در سنین کودکی معالجه نشوند در دوره نوجوانی احتمال این که رفتارهای ضداجتماعی داشته و افسرده شوند، بسیار است. بنابراین به والدین توصیه میشود که حتماً در دوران کودکی برای معالجه این کودکان اقدام کنند. سودابه حاجری روزنامه ایران ( |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 18:21 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام فريبا جان اي.ميلتونو برام نگذاشته بودين . نسيم جان به زودي جوابتونو براتون ايميل مي كنم . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 23:14 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|||||
|
||||||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 20:27 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||||||
|
|
|
|
|
روزي روزگاري يك هيزم شكن خيلي قوي براي كار سراغ يك تاجر الوار رفت تاجر او را استخدام كرد. و دستمزد خوبي برايش تعيين كرد و همچنين شرايط كاري بسيار خوب بود. بنابراين هيزم شكن ما تصميم گرفت كارش را به نحو احسن انجام دهد، تا محبت صاحب كار خود را جلب كند. رئيس جديد به او يك تبر داد و محل كارش را نشان داد. روز اول هيزم شكن 18 درخت را قطع كرد. رئيسش به او تبريك گفت و از او خواست به همين روش به كار خود ادامه دهد. تاجر بسيار هيجان زده بود تا ببيند روز بعد هيزم شكن چند درخت قطع مي كند. اما روز بعد او توانست فقط 15 درخت را بيندازد. روز بعد هيزم شكن تلاش خود را بيشتر كرد. ولي فقط 10 درخت قطع كرد. هر روز با همه تلاشي كه مي كرد تعداد كمتري درخت ميتوانست قطع كند. هيزم شكن با خود فكر كرد من بايد قدرت خود را از دست داده باشم. بنابراين پيش رئيس خود رفت و از او معذرت خواهي كرد. و گفت نمي دانم چه اتفاقي افتاده است كه هر روز توانايي من در قطع درختان كمتر ميشود. تاجر در جواب پاسخ داد: « آخرين باري كه تبر خود را تيز كردي كي بود؟ » هيزم شكن پاسخ داد: تيز كردن؟ من وقتي براي تيز كردن تبر نداشتم چون خيلي مشغول ... در اين لحظه هيزم شكن به فكر فرو رفت و در كمال شرمندگي به اشتباه خود پي برد. آيا شما هم تبر زندگي خود را تيز ميكنيد؟ آيا اطلاعات خود را به روز ميكنيد؟ آيا زماني را براي انديشيدن و بررسي آنچه انجام دادهايد ميگذاريد؟ آيا نتايج كارهاي خود را تجزيه و تحليل ميكنيد؟ آيا بدنبال راهي موثرتر براي مشكلات فعلي هستيد؟
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 13:23 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان خوبم
اگر چند وقتی هست که کم کار شدم منو ببخشید . همتونو دوست دارم . در اسرع وقت برمیگردم . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 13:21 توسط آذر حکمت نیا
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ادامه مطلب |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 20:48 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
1 هرگز از پرسش کردن باز نمانید هرگاه از انجام کاری دلزده و خسته شدید از خودتان بپرسید به چه نحوی کاری که انجام می دهم به من در رسیدن به هدف نهایی ام یاری می کند ؟ چگونه می توانم کارم را بهتر و سریع تر آسان تر و سرگرم کننده تر انجام بدهم ؟ 2 احساس نا امیدی را از خودتان دور کنید درباره خودتان و دیگران کنجکاو باشید و به خود و دیگران علاقه نشان بدهید از چا پلوسی خود شیفتگی موذی گری بپرهیزید هرگز فکر نکنید راهی را که در پیش گرفته اید آخرین راه است پیوسته به دنبال گزینه های دیگر باشید . 3 یادگیری را هرگز فراموش نکنید مغز ماهیچه مانند سایر ماهیچه ها است اگر مغزتان را با یاد گیری و اندیشیدن ورز ندهید ورزیده نمی شود برای پرورش مغز باید آن را با فعال کردن از طریق یادگیری عملی کرد . 4 با خودتان صادق و روراست باشید صادق نبودن با خود آسیب رسان تر از احترام نگذاشتن به خود است مواردی را که با خود تان روراست نبوده اید بنویسسد و راه صادق بودن را تفتیش خطاهای خود بیابید . 5 در گذشته فکر نکنید اجازه بدهید غبار گذشته از شانه هایتان فرو ریزد و دانه های شفاف و نورانی آن راه فررارویتان روشن سازد . هر اندازه در تیرگی گذشته گام بردارید از روشنایی آینده دورتر خواهید شد فروماندن در گذشته فروماندن در سیاهی است باید گذشته را به پرسش کشید و نا پاکی هایش را گرفت و زنگارهایش را زودود و از آن به مثابه عنصری برای پی ریختن آینده و شادمانه زیستن در حال بهره گرفت . منبع : www.wissengsundheit.de |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 20:12 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
انسانهایی كه هدف دارند حتا راه رفتنشان هم با ديگران فرق دارد. حتا حركات چشمشان هم بي هدف نيست. از دور مي توان تشخيص داد كه كدام انسان دارد وقت تلف مي كند و كدام آمده تا كار بزرگي انجام بدهد. در خيابان دقت كنيد و ببينيد چقدر انسانها سوار بر پاهايشان مي شوند و بي هدف راه مي روند. در عين حال به وقار راه رفتن بزرگان دقت كنيد. دکتر حسین الهی قمشه ای http://drghomshei.blogfa.com/post-10.aspx
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 20:24 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 20:4 توسط آذر حکمت نیا
|
|
||